در اين بخش مي‌توانيد در مورد اخبار نظامي منتشر شده به بحث بپردازيد
Moderator

Moderator



نماد کاربر
پست ها

1248

تشکر کرده: 81 مرتبه
تشکر شده: 2522 مرتبه
تاريخ عضويت

پنج شنبه 29 آذر 1386 15:18

آرشيو سپاس: 6974 مرتبه در 813 پست

آیا از آخرین عملیات نیروی هوائی عراق در سال 2003 اطلاع دارید

توسط abdolmahdi » دوشنبه 8 آبان 1396 09:47

سلام علیکم و رحمه ا...

عملیات استشهادی سرتیپ خلبان نافع نجم عبدالله الجبوري
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 



ملتها حق دارند تا از فرزندان قهرمان خود که از بذل جان خود در راه وطنشان کوتاهی نکردند یاد کنند . امروز می خواهم داستان شهید قهرمان سرتیپ خلبان نافع نجم عبدالله الجبوري ، تنها خلبانی که ماموریت استشهادی را در سال 2003 تقبل نمود برایتان بیان کنم تا آنچه را که برای وطنش اهداء نمود ضایع نشود و الگویی شرافتمند برای فرزندانش باشد . (لازم به ذکر است که این خلبان در سال 1991 و در جریان جنگ دوم خلیج فارس توانسته بود یک فروند بمب افکن آمریکائی F-111 را سرنگون سازد که قبلا به این موضوع پرداخته شده است ) .


ماموریت ناممکن :
شهید سرتیپ خلبان نافع نجم عبدالله الجبوري در سال 2003 دو در جریان حمله آمریکا به عراق قصد داشت تا با جنگنده میراژ F-1 خود و با حمل دو بمب 250 کیلوگرمی و مخازن سوخت کامل به یکی از ناوهای هواپیما بر آمریکائی مستقر در خلیج ع ر ب ی حمله و با شیرجه بر روی آن , عملیات انتحاری انجام دهد . این ماموریتی بود که به لحاظ تئوریک همگان آن را امکان پذیر می دانستند اما از دیدگاه عملی و تاکتیکی در برنامه ریزی برای حمله ، موفقیت آن دشوار و تقریبا ناممکن بود. عمده دلایل عدم موفقیت چنین است :

الف : دشمن توانسته بود تا برتری مطلق هوائی را از آن خود سازد و نیز تمام باندهای نشست و برخاست در پایگاه های هوائی موجود ما بین خطوط 36 درجه شمالی و 32 درجه جنوبی کاملا منهدم و بلااستفاده شده بودند .  

ب: همانطور که همگان می دانند طراحان این عملیات می بایست عوامل متعددی را در انجام عملیات در نظر می گرفتند منجمله طراحی مسیرهای پروازی جایگزین که حتما می بایست از طریق یکی از کشورهای همسایه ( ایران ؟) صورت می پذیرفت و این خود به موضعگیری های سیاسی آن کشور بستگی داشت . چرا که آن کشور نمی خواست خود را وارد درگیری ها سازد و یا با کشورهای مهاجم به عراق توافقاتی انجام داده بود . و قطعا موارد اینچنینی هم در محاسبات این دولت ها پیش بینی شده بود.  

ج – هیچگونه معلومات دقیق از هدف مورد نظر ( ناوهواپیمابر) وجود نداشت چرا که یک هدف متحرک بوده است . اما آنچه که مشخص است جنگنده میراژ F-1 در صورت وجود اطلاعات کافی قادر به دستیابی به هدف خود بوده است چرا که جنگنده میراژ مجهز به سامانه I.N.U یا سامانه ناوبری مدرنی بوده که بر اساس اطلاعات داده شده ناوبری می نماید هر چند در آن روزها این عامل کمتر در دسترس بوده است .  

د- ناوهای هواپیمابر اهدافی بشدت حیاتی تلقی می شوند و به سختی می توان مکان آن را تعیین نمود یا آن را مورد حمله قرار داد . به این دلیل که این ناوها مجهز به سامانه های دفاعی پیشرفته ای هستند که در خود ناو مستقر بوده و علاوه بر آن چتر پوششی جنگنده های رهگیر و هواپیماهای پیش اخطار بعلاوه سایر موارد نیز مانعی بسیار مهم و اساسی به شمار می روند که در اینجا به آنها نخواهیم پرداخت . در مجموع عوامل فوق سبب شدند تا از ماموریت فوق صرفنظر و ماموریت جایگزین دیگری برای حمله در نظر شود.  

در نهایت ، نوع ماموریت با توجه به هدف و خط سیر پرواز تغییر کرد و قرار شد تا محل تجمع نیروهای دشمن در منطقه جنوب غربی شهر كربلاء مورد حمله قرار گیرد و مسیر پرواز هم پایگاه هوائی البکر – پادگان التاجی – فرودگاه بین المللی صدام – جنوب غربی کربلاء تعیین گردید .

این اطلاعات از طریق برخی خلبانان که از دوستان شهید خلبان رحمه الله بوده که در همان روز در محل حضور داشته اند کسب گردیده است . این ماموریت در هر حال چه به ناو هواپیمابر و چه به محل تجمعات دشمن در جنوب غربی کربلاء صورت می گرفت بسیار دشوار بود و شانس موفقیت آن تقریبا صفر می نمود . ضمن آنکه حیاتی ترین و اصلی ترین عامل که همان برتری هوائی است از همان ساعات اولیه کاملا در اختیار دشمن بوده و به همین دلیل امکان رسیدن هر هواپیمای جنگنده عراقی که بخواهد تاثیری مادی یا معنوی بر جنگ بگذارد تقریبا ناممکن بوده است .

اما یکی دیگر از خلبانان به نام سرگرد خلبان مثنى إسماعيل جاسم که کاملا از نزدیک شاهد این ماجرا بوده توضیح مفصلی را در این رابطه ارائه می دهد :
من جزء دسته ای بودم که به ما ماموریت داده شده بود تا از منطقه سوم هوائی در پایگاه هوائی البکر دفاع کنیم . تعداد هواپیماهایمان دو فروند و از نوع Mirage F-1-EQ5 که یکی از میراژها شماره سریال 4571 داشت. اما دستور آمد که ماموریت شما لغو است و هواپیماها را به بیرون از پایگاه و خیابان به نام الشرکه هدایت کنید . لازم است بدانید که تمام باندهای نشست و برخاست پایگاه هوائی البکر که موقعیتی راهبردی داشت و در شمال شهر بغداد واقع شده بود به طور روزانه با موشک و بمب های مخصوص انهدام باندهای فرود مورد حمله واقع می گردید تا از سرویس خارج شوند ضمن آنکه تمام خزشراه هائی که به این باندها نیز منتهی می شدند مورد بمباران قرار گرفته و گودال های بزرگی در میان آنها ایجاد شده بود که نمی شد آنها را بازسازی نمود. این راهبرد دشمن بود تا هرگونه اقدام نیروی هوائی عراق برای پرواز هواپیماهای موجود در پایگاه را خنثی سازد و این حملات به صورت روزانه و دو الی سه بار بوسیله موشک و یا هواپیما صورت می گرفت .
متعاقبا دستور آمد که خلبانان پایگاه البکر را ترک کنند و به سمت پایگاه هوایی الصدام در نیمه شمالی عراق و در استان نینوا بروند و فقط پرسنل فنی و نگهداری در البکر باقی بمانند.  پس از انتقال به پایگاه هوائی الصدام ، در آنجا بود که با شهید قهرمان نافع نجم الجبوري رحمه ا... علیه ملاقات کردم در حالیکه خونش از تجاوز دشمنان به خاک کشور و به دلیل جنگ ظالمانه ای که بر علیه مان به راه انداخته بودند و نیز برتری مطلق هوائی کسب شده توسط ایشان به جوش آمده بود . تمام تلاش او این بود که چگونه می توان یک عملیات شهادت طلبانه را اجراء کند . او از من در باره وضعیت پایگاه البکر پرسید و چگونگی حملات دشمن به آنجا . به او گفتم تمام باندهای پروازی کاملا از خدمت خارج شده اند و این مهمترین چیزی بود که او می خواست بداند. در اواخر ماه آذار سال 2003 ( تقریبا اسفند ماه سال 82 ) هیئتی از فرماندهی کل نیروی هوائی از پایگاه هوائی الصدام دیدن نمود . یکی از افسران عضو این هیئت که رابطه و علاقه دوستانه خاصی به شهید قهرمان نافع نجم الجبوري داشت با وی ملاقات و در آنجا ایشان درخواست اجرای ماموریت شهادت طلبانه خود را بر ضد ناوهای هواپیما بر در خلیج ع ر ب ی ارائه نمود و هیچکس هم از این موضوع مطلع نبود. اما همه می دانند که تمام تصمیم گیری ها در آن موقع بسیار موقت و متغیر بوده و در هر لحظه تغییر می کردند که البته دلایل بخصوصی داشت و مهمترین آنها نیز شرایط خاص سامانه های مخابراتی و رادیوئی بین پایگاه های هوائی کشور و ستاد فرماندهی نیروی هوائی بود که مقر های اصلی خود را ترک و به مقرهای جدید و غیر آماده منتقل شده بودند در حالیکه سامانه های مخابراتی از اصلی ترین و حیاتی ترین عوامل در نبردهای هوائی است . اما دشمن توانسته بود با امکانات خود این سامانه را دچار اختلال و تشویش کند و حتی آنها را مکان یابی و مورد حمله قرار دهد . از این رو بهترین راه اجرای فرامین ارسال نامه به صورت دستی بود و همین امر سبب تاخیر و عقب افتادن در اجرای دستورات می شد .
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 



در روز 31 / 3 /2003 صدام حسین فرمانده کل نیروهای مسلح عراق که در آن جنگ ارتباط نیروی هوائی و پدافند هوائی را شخصا برعهده داشت با انجام ماموریت موافقت نمود و همگان نیز از وضعیت خاص این ماموریت آگاهی داشتند و مرحوم از ما شجاعتر و ایمان او به انجام این ماموریت از ما بیشتر بود ضمن انکه اصرار او و دفاع از انجام ماموریت و خوشحالی او از موافقت با انجام ماموریت از همه ما بیشتر بود. گروه های فنی فعالیت خود را برای آماده سازی لوازم ماموریت و نیز بررسی سامانه های جنگ افزارهای هواپیما و سایر موارد آغاز و همه چیز از لحاظ فنی حاضر و آماده گردیده بود . این گروه ها فوق العاده با کفایت و صلاحیت بودند که توانستند هواپیما را در کوتاه ترین زمان ممکن تجهیز نموده و به این ترتیب حتی روحیه افراد درگیر انجام این ماموریت را بالا بردند . شهید نافع رحمه ا... از لحاظ جسمی آماده انجام این ماموریت نبود چرا که بیماری قند داشت و بازوی او هم قبلا دچار شکستگی شده و به قول خلبانان unfit بود . من با او صحبت کردم تا بلکه او را قانع کنم که فقط از روی باند پروازی پس از بازسازی برخاست کند و یا اصلا ماموریت را لغو نماید. اما بی فایده بود و فقط به من یک جمله گفت : ابوعلی پس از ورود آمریکائی ها چه بر سر عراق خواهد آمد ؟ آنها شرافت مان را هتک خواهند کرد و مملکت را را غارت خواهند نمود و خون همگان را خواهند ریخت . این ماموریت که آرزوی آن را داشتم سرانجام به من رسید و با انجام آن هم موافقت گردید . پس خواهش می کنم برای ثبات قدم من دعا کن.  ماموریت من برای رضای خدا و سپس نیروی هوائی عراق و برای عشیره ام هست که نگویند این عشیره قدرت انجام اینچنین ماموریت هائی را نداشت . و سپس این شعر را خواند :
إذا جادت الدنيا عليك فجد بها / على الناس واعلم أنها تتقلب
فلا الجـــود يفنيها إذا هي أقبلــت / ولا البخل يبقيها إذا هي تذهــب


به او گفتم : برادرم ، نافع ... غیرممکن است که باند برای پرواز آماده باشد چرا که روزی دو الی سه بارهدف قرار می گیرد و من خودم آنجا بودم . او پاسخ داد : کاری به این کارها نداشته باش . خیلی زود بازسازی و آماده می شود تا این ماموریت مقدس را انجام دهم و دوباره از من خواست که برای ثبات قدمش دعا کنم. و به من حالت غریبی دست داد در حالیکه او روحیاتش عالی بود و صورتش به نور ایمان و تقوی روشن شده بود.  

در جریان آمادگی برای اجرای ماموریت و برنامه ریزی برای برخاستن هواپیما ، هیچ راه حلی وجود نداشت مگر استفاده از خیابانی در اطراف پایگاه که خیابانی بود واقعا تنگ و غیر مسطح و به نظر می رسید که همه عوامل دست به دست هم داده اند تا ماموریت با شکست مواجه شوند . اما اینها هیچکدام نتوانست بر روی عزم و اراده مرحوم خلبان تاثیر بگذارد و او همچنان بر انجام ماموریت از این خیابان اصرار داشت چون معتقد بود جایگزینی برای آن وجود ندارد .  

صبح روز 1 / 4 / 2003 مرحوم شهید نافع الجبوری از ما وداع نمود در حالیکه ما بر شجاعت نادر او اشک می ریختیم و وی پس از آن به سمت ستاد فرماندهی نیروی هوائی در بغداد رفت تا نقشه پرواز و زمان اجرای آن را نهائی سازد . او در روز 02/04/2003 وصیت نامه خودش را نوشت که در آن به خانواده اش گفته بود که به تقدیرش راضی شوند و در مصیبتش صبر پیشه سازند . او این وصیت نامه را از جیبش خارج ساخت و در هنگام سوار شدن به هواپیما به دوست قدیمی خلبان و هم محلی های خودش که تا بغداد و پایگاه هوائی البکر همراه او بود تحویل داد .

یکی از پرسنل فنی که مسئول مستقیم تجهیز هواپیما بود و او بود که هواپیما را از نظر فنی و تسلیحاتی آماده کرده بود می گوید : هنگام سوار شدن او به هواپیما رویش را بوسیدم و خواستم که ضامن ایمنی صندلی هواپیما را که از نوع صندلی  MK-10 را بردارم اما آن خدا بیامرز خندید و گفت : می خواهی مرا به شک بیاندازی تا ماموریت را انجام ندهم و از هواپیما به بیرون بپرم ؟ نه نه پروردگارم مرا به ثبات قدم دعوت فرموده و او مرا در انجام ماموریت موفق میدارد . پس از آن از کنار کابین هواپیما پائین آمدم و کابین هواپیما بسته شد و ساعت صفر فرا رسید .
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 


پس از کسب موافقت صدام حسین ، این خلبان شهید بدلیل عدم وجود باند مناسب و سالم جهت پرواز از یک خیابان برای برخاستن استفاده نمود . برخاست هواپیما می بایست از خیابان الشرکه در کنار پایگاه هوائی البکر صورت می گرفت . فاصله بین چرخ های جنگنده میراژ 4.2 متر و عرض بالهای هواپیما 8.44 متر بوده است . وزن هواپیما حدود 16.200 کیلوگرم بوده که این وزن مسافتی حداقل 1000 متری را برای برخاست طلب می نمود . آیا برخاست هواپیمائی با چنین وزن و ابعاد برای انجام ماموریتی اینچنین ناممکن عقلائی می نمود ؟ اما خلبان شهید قهرمان ما چنین تصمیمی را گرفته بود و در واقع امر ناممکن برای عقابان شجاع نیروی هوائی عراق که خون پاک خود را برای وطن اهدائ می کردند وجود نداشت تا برای ما و برای فرزندانمان افتخار بیافرینند و با حروفی از نور در تاریخ ثبت شود تا همگان در عالم بدانند که عقابان عراقی چه کسانی هستند .


خلبان شهید موتور هواپیما را روشن کرد و آماده برخاستن شد . او با دست اشاره کرد که آماده حرکت برای برخاستن است و با دو دست خود از تمام حاضرین خداحافظی نمود . سپس قدرت موتور را به حداکثر افزایش داد و پس سوز را نیز روشن نمود و هواپیما شروع به حرکت در مسافتی نمود که حدود 500 متر طول داشت .

پس از حرکت هواپیما بر روی جاده ، بدلیل  تنگی مسیر ( عرض جاده 5 الی 6 متر ) و دست اندازهای موجود در آن , هواپیما دچار تکان های شدیدی شد و در نتیجه چرخ سمت راست هواپیما شکست و هواپیما از مسیر خود منحرف و مخزن سوخت اضافی 2200 لیتری زیر شکم هواپیما به زمین برخورد نمود و درجا آتش گرفت و منفجر شد . (1) یکی از ویژگی های صندلی پران MK-10 این است که خلبان می تواند در سرعت صفر و ارتفاع صفر و در صورت بروز هرگونه پیشامدی خلبان را به بیرون از هواپیما پرتاب نماید . در اثر ضربه وارده صندلی هواپیما عمل نمود و به بیرون پرتاب شد اما چون قبلا ضامن ایمنی برداشته نشده بود ( خلبان از صندلی جدا نشد ) در نتیجه چتر نجات هم باز نشد و خلبان به زمین برخورد نمود. پیکر خلبان شهید با شکوه تمام و از محل انجام ماموریت یعنی پایگاه هوائی البکر به سمت روستایش تشییع شد . در  هر دو پایگاه هوائی البکر و الصدام و در میان تمام ارکان نیروی هوائی اندوهی سنگین از آنچه که بوقوع پیوسته بود رخ داد .
از سوی دولت به خلبان شهید نافع نجم یک قطعه نشان الرافدین و یک قطعه نشان ام المعارک ( مادر جنگها ) با ده برگ خرما بعلاوه تشویق مادی بالغ بر 50 میلیون دینار اعطاء گردید اما بدلیل آنکه شش روز پس از شهادت خلبان دولت عراق سرنگون گردید هیچکدام از مزایای فوق به خانواده شهید اعطاء نشد .

برادر شهید می گوید :
در روز 2 / 4 / 2003 مادرم از من خواست که به سمت پایگاه هوائی الصدام بروم و غذای شهید نافع را برایش ببرم و به من گفت تا به شهید بگویم کوتاه نیاید و از کشورش دفاع کند و آن را تسلیم اشغالگران ننماید . مادرم گفت : به او سلام مرا برسان و بگو او برنمی گردد تا همه چیز بخیر خوشی تمام شود. من به همراه پسرش تحسین با خودروی شخصی او یک فولکس برزیلی به سمت پایگاه هوائی الصدام در ناحیه الکیاره رفتیم و تقریبا ساعت 10 صبح به آنجا رسیدیم . در آنجا به ما گفتند که او به بغداد رفته و ما نمی دانستیم که او برای انجام یک ماموریت شهادت طلبانه رفته است . مابرگشتیم و هنگامیکه به منزلمان در روستا رسیدیم دریافتیم که جسد شهید نافع به همراه سرتیپ ستاد جاسم به منزل آورده شده است . در هنگام دفن وصیتنامه اش را خواندم که سبب افزایش روحیه خانواده و قبیله اش به خاطر انجام این عمل شجاعانه گردید و افتخار جاودانه را برایشان بارمغان آورد. این شهید بسیار به ادای فریضه نماز در مسجد و قرائت قرآن مراقبت می نمود و 11 جزء قرآن را از حفظ داشت و با امام جماعت مساجد منطقه که از دوستانش بودند ملاقات داشت . آن شهید دارای سه پسر به نام های تحسين ، اوس ، انس و سه دختر به نام های أسراء ، زينب ، زهراء بود که این آخری پس از شهادتش به دنیا آمد .


متن وصیتنامه شهید سرتیپ خلبان نافع نجم عبدا... الجبوری

بسم اللة الرحمن الرحيم
الحمد للة والصلاه والسلام على سيدنا محمد والة وصحبة وسلم
اما بعد
السلام عليكم ورحمه اللة وبركاتة
سلام بر مادر عزیزم ، از او التماس دعا و بخشش دارم
سلام بر همسر عزیزم ، از او التماس دعا و بخشش دارم
سلام بر فرزندانم ، شما را به نماز و قرائت قرآن سفارش می کنم و انشا ا... یکدیگر را بر سر حوض ملاقات خواهیم نمود
سلام بر برادران و خواهران و عموها و عمه ها و خاله ها و دائی ها و فرزندان عموها و تمام بستگانم ، از همه آنها طلب دعا دارم
سلام بر اهالی روستای قرصه و عشیره البوجحش و به ایشان می گویم فرزندان من امانتی بر گردنشان می باشند
از فرزندان و همسر و خواهرانم درخواست می کنم تا شیون و ناله نکنند و برای من دعا و طلب استغفار نمایند
از همسر عزیزم می خواهم تا بدهی من به برادرم نصیف را که حدود 250.000 دینار است بپردازد
انشاا... بر سر حوض (کوثر) یکدیگر را ملاقات خواهیم کرد
والسلام عليكم ورحمه الله وبركاتة
امضاء فرزندتان
نافع نجم عبدا...
دوم نیسان 2003
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 


توضیح : در برخی منابع علت انهدام هواپیمای خلبان نافع نجم به گونه ای دیگر بیان شده است . اشتباه بزرگی رخ داد و هواپیما را به مخزن سوخت جدا شدنی به ظرفیت 2100 لیتر در زیر شکم هواپیما مجهز نمودند . بر روی باندهای فرود عادی لازم است تا با روشی خاص و زاویه ملایم به هوا برخاست اما در اینجا بلافاصله هواپیما اقدام به برخاستن از روی باند نمود که همین امر سبب سایش مخزن سوخت به زمین و شهادت خلبان قهرمان رحمه الله گردید .



هرگونه برداشت یا نقل قول و یا کپی برداری از این مقاله با ذکر منبع و نام نویسنده بلامانع است .
آخرين ويرايش توسط abdolmahdi در دوشنبه 8 آبان 1396 11:59, ويرايش شده 1 در کل.
اگر ديدار با مرگ حق است ، چه بهتر كه اين ديدار در ميدان جنگ باشد.

6 کاربر از این پست سپاسگزاري کرده اند

New Member



نماد کاربر
پست ها

18

تشکر کرده: 49 مرتبه
تشکر شده: 44 مرتبه
تاريخ عضويت

شنبه 23 بهمن 1395 13:49

آرشيو سپاس: 0 مرتبه در 0 پست

Re: آیا از آخرین عملیات نیروی هوائی عراق در سال 2003 اطلاع د

توسط h.irani » دوشنبه 8 آبان 1396 10:23

با سلام
با تشكر از پستهاي منحصر به فرد جنابعالي ، پس از خواندن اين متن به ياد شهيد بزرگوار غفور جدي اردبيلي افتادم كه ايشان هم به دليل جدا نشدن صندلي از چتر فرودي ناموفق داشتند و به شهادت رسيدند.
من شهادت ايشان را بسيار پر افتخار تر از عمليات اين افسر عراقي مي بينم كه عملياتي انجام داد كه حتي در صورت موفقيت هم هيچ تاثيري بر سرنوشت جنگ نداشت و كلمه عمليات انتحاري برازنده ترين نام براي آن مي باشد.
مرگ بر روی پاها بهتر از زندگی بر روی زانوان است

Colonel II

Colonel II



نماد کاربر
پست ها

3369

تشکر کرده: 2604 مرتبه
تشکر شده: 4437 مرتبه
تاريخ عضويت

يکشنبه 12 اردیبهشت 1389 11:44

محل سکونت

KWT

آرشيو سپاس: 2956 مرتبه در 828 پست

توسط MOHAMMAD_ASEMOONI » دوشنبه 8 آبان 1396 19:39

abdolmahdi نوشته است:یکی از پرسنل فنی که مسئول مستقیم تجهیز هواپیما بود و او بود که هواپیما را از نظر فنی و تسلیحاتی آماده کرده بود می گوید :

هنگام سوار شدن او به هواپیما رویش را بوسیدم و خواستم که ضامن ایمنی صندلی هواپیما را که از نوع صندلی  MK-10 را بردارم اما آن خدا بیامرز خندید و گفت :

می خواهی مرا به شک بیاندازی تا ماموریت را انجام ندهم و از هواپیما به بیرون بپرم ؟
نه نه پروردگارم مرا به ثبات قدم دعوت فرموده و او مرا در انجام ماموریت موفق میدارد .

پس از آن از کنار کابین هواپیما پائین آمدم و کابین هواپیما بسته شد و ساعت صفر فرا رسید .

پس از حرکت هواپیما بر روی جاده ، بدلیل  تنگی مسیر ( عرض جاده 5 الی 6 متر ) و دست اندازهای موجود در آن , هواپیما دچار تکان های شدیدی شد و در نتیجه چرخ سمت راست هواپیما شکست و هواپیما از مسیر خود منحرف و مخزن سوخت اضافی 2200 لیتری زیر شکم هواپیما به زمین برخورد نمود و درجا آتش گرفت و منفجر شد .
(1) یکی از ویژگی های صندلی پران MK-10 این است که خلبان می تواند در سرعت صفر و ارتفاع صفر و در صورت بروز هرگونه پیشامدی خلبان را به بیرون از هواپیما پرتاب نماید . در اثر ضربه وارده صندلی هواپیما عمل نمود و به بیرون پرتاب شد اما چون قبلا ضامن ایمنی برداشته نشده بود ( خلبان از صندلی جدا نشد ) در نتیجه چتر نجات هم باز نشد و خلبان به زمین برخورد نمود.



سلام علیکم
خدا رحمتش کنه .
حفظ جان از واجبات هست حتی در جبهه ی جنگِ حق علیه باطل
===========================
فرار از بیهوده مردن کمتر از شهادت نیست
===========================
متاسفانه سهل انگاری ایشون و خدمه ی زمینی در رعایت نکات ایمنی و حفظ جانش کاملاً   مشهود هست
متاسفانه این  کار اشتشهاد نیست بلکه شِبهِ انتحار هست .
=========================
در جنگِ 6 ساله ی ایران برای اشغال عراق و براندازی حزب بعث و نابودی صدام و آزادسازی کربلا و عراق و مسجد الاقصی و فلسطین اشغالی و نابودی صهیونیستها که هیچکدومش هم انجام نشد هم عده زیادی  از نیروهای ایرانی در حفظ جانشون سهل انگاری کردند و بیهوده  جانشون رو باختند
خیلی از فرماندهان هم حفظ جان نیروها و رعایت نکات ایمنی و امنیتی و استتار براشون اهمیت چندانی نداشت و خدا میدونه باعث کشته و مجروح و معلول شدنِ چند نفر شدند .
مثالها:
بارها در تلوزیون نشون داد که آر پی جی زن , جلوی دوربین بلند میشه وایمیسه روی خاکریز و شلیک میکنه و به جای اینکه فوری بشینه پشت خاکریز وایمیسه تماشا میکنه ببینه میخوره به هدف یا نه که بعد از 15 ثانیه ایستادن و تماشا کردن!!!! گلوله میخوره و کشته میشه
مثال 2:
خود فرماندهان و دست اندرکاران در فاو به نیروها لباس و بادگیر سورمه ای داده بودند !!!!!
پوشیدن لباس سورمه ای در فاوی که یک تپه ی 10 متری هم نداشت و همه جاش به رنگ خاک بود  با خودکشی فرقی نداره
قبلاً در همین سایت ماجرای کشته و زخمی شدنِ لباس سورمه ای ها در فاو رو نوشته ام
https://www.centralclubs.com/topic-t579 ... 8695991620
در تلوزیون الجزیره هم دیدم که آر پی جی زن نیروهای عراقی جلوی دوربین رفت نشست وسط خیابون تا خودرو امربکائیها رو بزنه .
15 ثانیه بعدش بستنش به رگبار که تیرها به آسفالت میخورد و جرقه میزد ولی اون شخص عین خیالش نبود و گرفت نشست و یه نگاهی به دوربین انداخت  و تازه سلاح رو گذاشت روی کولش و ...
خلاصه قبل از هدف گرفتن زدنش و همونجا افتاد و جان داد
اینها همه تهوّر هست یعنی شجاعتِ منفی . حماقت و نمایش و سهل انگاری و اهمال و فراموش کردنِ این فریضه که حفظ جان از واجباته
===================
اون خلبان عراقی و خدمه هم با اون همه آموزش و سفارش برای رعایت نکات ایمنی و دانستن خطر زیادِ تیک آف از جاده  کم عرض !!!! اما به دلیل همین اهمال و سهل انگاری و غیره باعث بیهوده کشته شدنِ   خلبان شدند .
استشهاد با انتحار فرق داره .
کشته شدن به خاطر تیک آف با صندلی که عمداً  ضامنش کشیده نشده استشهاد نیست .
چه بسا اگر صندلی فعال بود کشته نمیشد.
=======================
حفظ جان یک فریضه مهم و واجب هست . برای همینه که نمازگزار حق داره اگر احساس کرد جانش در خطره نماز رو بشکنه و فرار کنه  جانش رو نجات بده
آخرين ويرايش توسط MOHAMMAD_ASEMOONI در سه شنبه 9 آبان 1396 06:43, ويرايش شده 1 در کل.
دوستِ عزیز , چه باور کنی چه باور نکنی چه خوشت بیاد چه خوشت نیاد ،همۀ ما آسمونی هستیم وشمارش معکوس برایِ بازگشتمون ازهمون روزِ اولِ خلقتمون شروع شده و کسی قدرتِ متوقف کردنش رو نداره و حسابِ بسیار دقیقی هم در انتظارمونه. یه آسمونیِ فعّال باش که آزمایشِ دنیا تکرارشدنی نیست. باور نمیکنی؟ همۀ ثروت و قدرت و هوش و دانش و زیبایی و نفوذت رو به کار بگیر تا مانعِ پرواز بشی. قبول نداری؟ این شما واین هم دنیا

4 کاربر از این پست سپاسگزاري کرده اند

New Member



no avatar
پست ها

5

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 4 مرتبه
تاريخ عضويت

يکشنبه 19 مهر 1388 02:06

آرشيو سپاس: 0 مرتبه در 0 پست

Re: آیا از آخرین عملیات نیروی هوائی عراق در سال 2003 اطلاع د

توسط 135757 » دوشنبه 8 آبان 1396 20:32

خدایش بیامرزد
نمی‌دونم ترجمه بود یا نقل قول ولی هر چی بود خلیج همیشه خلیج فارس بوده و خواهد بود

Moderator

Moderator



نماد کاربر
پست ها

1248

تشکر کرده: 81 مرتبه
تشکر شده: 2522 مرتبه
تاريخ عضويت

پنج شنبه 29 آذر 1386 15:18

آرشيو سپاس: 6974 مرتبه در 813 پست

Re:

توسط abdolmahdi » سه شنبه 9 آبان 1396 08:20

MOHAMMAD_ASEMOONI نوشته است:
abdolmahdi نوشته است:یکی از پرسنل فنی که مسئول مستقیم تجهیز هواپیما بود و او بود که هواپیما را از نظر فنی و تسلیحاتی آماده کرده بود می گوید :

هنگام سوار شدن او به هواپیما رویش را بوسیدم و خواستم که ضامن ایمنی صندلی هواپیما را که از نوع صندلی  MK-10 را بردارم اما آن خدا بیامرز خندید و گفت :

می خواهی مرا به شک بیاندازی تا ماموریت را انجام ندهم و از هواپیما به بیرون بپرم ؟
نه نه پروردگارم مرا به ثبات قدم دعوت فرموده و او مرا در انجام ماموریت موفق میدارد .

پس از آن از کنار کابین هواپیما پائین آمدم و کابین هواپیما بسته شد و ساعت صفر فرا رسید .

پس از حرکت هواپیما بر روی جاده ، بدلیل  تنگی مسیر ( عرض جاده 5 الی 6 متر ) و دست اندازهای موجود در آن , هواپیما دچار تکان های شدیدی شد و در نتیجه چرخ سمت راست هواپیما شکست و هواپیما از مسیر خود منحرف و مخزن سوخت اضافی 2200 لیتری زیر شکم هواپیما به زمین برخورد نمود و درجا آتش گرفت و منفجر شد .
(1) یکی از ویژگی های صندلی پران MK-10 این است که خلبان می تواند در سرعت صفر و ارتفاع صفر و در صورت بروز هرگونه پیشامدی خلبان را به بیرون از هواپیما پرتاب نماید . در اثر ضربه وارده صندلی هواپیما عمل نمود و به بیرون پرتاب شد اما چون قبلا ضامن ایمنی برداشته نشده بود ( خلبان از صندلی جدا نشد ) در نتیجه چتر نجات هم باز نشد و خلبان به زمین برخورد نمود.



سلام علیکم
خدا رحمتش کنه .
حفظ جان از واجبات هست حتی در جبهه ی جنگِ حق علیه باطل
===========================
فرار از بیهوده مردن کمتر از شهادت نیست
===========================
متاسفانه سهل انگاری ایشون و خدمه ی زمینی در رعایت نکات ایمنی و حفظ جانش کاملاً   مشهود هست
متاسفانه این  کار اشتشهاد نیست بلکه شِبهِ انتحار هست .
=========================
در جنگِ 6 ساله ی ایران برای اشغال عراق و براندازی حزب بعث و نابودی صدام و آزادسازی کربلا و عراق و مسجد الاقصی و فلسطین اشغالی و نابودی صهیونیستها که هیچکدومش هم انجام نشد هم عده زیادی  از نیروهای ایرانی در حفظ جانشون سهل انگاری کردند و بیهوده  جانشون رو باختند
خیلی از فرماندهان هم حفظ جان نیروها و رعایت نکات ایمنی و امنیتی و استتار براشون اهمیت چندانی نداشت و خدا میدونه باعث کشته و مجروح و معلول شدنِ چند نفر شدند .
مثالها:
بارها در تلوزیون نشون داد که آر پی جی زن , جلوی دوربین بلند میشه وایمیسه روی خاکریز و شلیک میکنه و به جای اینکه فوری بشینه پشت خاکریز وایمیسه تماشا میکنه ببینه میخوره به هدف یا نه که بعد از 15 ثانیه ایستادن و تماشا کردن!!!! گلوله میخوره و کشته میشه
مثال 2:
خود فرماندهان و دست اندرکاران در فاو به نیروها لباس و بادگیر سورمه ای داده بودند !!!!!
پوشیدن لباس سورمه ای در فاوی که یک تپه ی 10 متری هم نداشت و همه جاش به رنگ خاک بود  با خودکشی فرقی نداره
قبلاً در همین سایت ماجرای کشته و زخمی شدنِ لباس سورمه ای ها در فاو رو نوشته ام
https://www.centralclubs.com/topic-t579 ... 8695991620
در تلوزیون الجزیره هم دیدم که آر پی جی زن نیروهای عراقی جلوی دوربین رفت نشست وسط خیابون تا خودرو امربکائیها رو بزنه .
15 ثانیه بعدش بستنش به رگبار که تیرها به آسفالت میخورد و جرقه میزد ولی اون شخص عین خیالش نبود و گرفت نشست و یه نگاهی به دوربین انداخت  و تازه سلاح رو گذاشت روی کولش و ...
خلاصه قبل از هدف گرفتن زدنش و همونجا افتاد و جان داد
اینها همه تهوّر هست یعنی شجاعتِ منفی . حماقت و نمایش و سهل انگاری و اهمال و فراموش کردنِ این فریضه که حفظ جان از واجباته
===================
اون خلبان عراقی و خدمه هم با اون همه آموزش و سفارش برای رعایت نکات ایمنی و دانستن خطر زیادِ تیک آف از جاده  کم عرض !!!! اما به دلیل همین اهمال و سهل انگاری و غیره باعث بیهوده کشته شدنِ   خلبان شدند .
استشهاد با انتحار فرق داره .
کشته شدن به خاطر تیک آف با صندلی که عمداً  ضامنش کشیده نشده استشهاد نیست .
چه بسا اگر صندلی فعال بود کشته نمیشد.
=======================
حفظ جان یک فریضه مهم و واجب هست . برای همینه که نمازگزار حق داره اگر احساس کرد جانش در خطره نماز رو بشکنه و فرار کنه  جانش رو نجات بده


سلام علیکم
فرمایش شما کاملا صحیح است . اگر خلبان می خواست عملیاتی استشهادی و یا انتحاری انجام دهد اصلا نیازی به برداشتن ضامن صندلی پران هواپیما نبود .
اگر ديدار با مرگ حق است ، چه بهتر كه اين ديدار در ميدان جنگ باشد.

MOHAMMAD_ASEMOONI از این پست سپاسگزاري کرده است

Moderator

Moderator



نماد کاربر
پست ها

1248

تشکر کرده: 81 مرتبه
تشکر شده: 2522 مرتبه
تاريخ عضويت

پنج شنبه 29 آذر 1386 15:18

آرشيو سپاس: 6974 مرتبه در 813 پست

Re: آیا از آخرین عملیات نیروی هوائی عراق در سال 2003 اطلاع د

توسط abdolmahdi » سه شنبه 9 آبان 1396 08:21

135757 نوشته است:خدایش بیامرزد
نمی‌دونم ترجمه بود یا نقل قول ولی هر چی بود خلیج همیشه خلیج فارس بوده و خواهد بود


سلام علیکم
ما هم در ترجمه از نوشتار خلیج ع ر ب ی استفاده کرده ایم تا هم امانت را رعایت  و هم ادعای طرف عراقی را مردود کرده باشیم .
اگر ديدار با مرگ حق است ، چه بهتر كه اين ديدار در ميدان جنگ باشد.

Mohammad.Jafar از این پست سپاسگزاري کرده است

Colonel II

Colonel II



نماد کاربر
پست ها

3369

تشکر کرده: 2604 مرتبه
تشکر شده: 4437 مرتبه
تاريخ عضويت

يکشنبه 12 اردیبهشت 1389 11:44

محل سکونت

KWT

آرشيو سپاس: 2956 مرتبه در 828 پست

توسط MOHAMMAD_ASEMOONI » سه شنبه 9 آبان 1396 13:48

abdolmahdi نوشته است:

سلام علیکم
فرمایش شما کاملا صحیح است . اگر خلبان می خواست عملیاتی استشهادی و یا انتحاری انجام دهد اصلا نیازی به برداشتن ضامن صندلی پران هواپیما نبود .

سلام.
بله , متاسفانه این خلبان و خدمه و خیلی دیگه از مسلمانان , قوانین و مقرارات و شروطِ مرگ در راه خدا و شهادت رو درست درک نکرده اند
هر انسان مومنی وظیفه داره با تمام قدرت از جانش محافظت کنه
یعنی حتی همین خلبان اگر میتونست یکی دو ثانیه قبل از برخورد هواپیما با هدف بپره بیرون , باید این کار رو حتماً انجام بده چه برسه به آمادگی برای بیرون پریدن موقع تیک آفِ ناموفق  و یا نقص فنی حین پرواز و یا مورد هدف قرار گرفتن هواپیما قبل از رسیدن به هدف
بهشون میگن دارید میرید برای عملیات و شهادت , اونها هم به خیالشون دیگه باید حتماً شهید شد به هر قیمتی , حالا چه عملیات موفق باشه  چه ناموفق !!!!   
استشهاد (شهید شدن) وقتی استشهاد هست  که فردِ مومن چاره ای جز فدا کردنِ جانش برای رسیدن به هدف نداره مثل استشهادیهایی که خودشون رو در اتوبوسهای صهیونیستها یا در محل تجمعشون منفجر میکردند
===========================
از بیهوده کشته شدن فرار کنید که فریضه ای بسیار بزرگ هست .
دوستِ عزیز , چه باور کنی چه باور نکنی چه خوشت بیاد چه خوشت نیاد ،همۀ ما آسمونی هستیم وشمارش معکوس برایِ بازگشتمون ازهمون روزِ اولِ خلقتمون شروع شده و کسی قدرتِ متوقف کردنش رو نداره و حسابِ بسیار دقیقی هم در انتظارمونه. یه آسمونیِ فعّال باش که آزمایشِ دنیا تکرارشدنی نیست. باور نمیکنی؟ همۀ ثروت و قدرت و هوش و دانش و زیبایی و نفوذت رو به کار بگیر تا مانعِ پرواز بشی. قبول نداری؟ این شما واین هم دنیا

abdolmahdi از این پست سپاسگزاري کرده است


 


  • موضوعات مشابه
    پاسخ ها
    بازديدها
    آخرين پست

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 10 مهمان