در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه‌ي مباحث فيلم و سينما به بحث بپردازيد
Captain I

Captain I



نماد کاربر
پست ها

1497

تشکر کرده: 3410 مرتبه
تشکر شده: 4063 مرتبه
تاريخ عضويت

چهارشنبه 23 بهمن 1392 11:40

آرشيو سپاس: 338 مرتبه در 72 پست

8 ماه از 2017 گذشت ؛ ناامیدکننده ها و غافلگیرکننده ها

توسط bamn » سه شنبه 21 شهریور 1396 10:14

با سلام خدمت کلیه دوستان گرامی .

متاسفانه امسال به دلایل متعدد فرصت نشد تا مثل قبل به اخبار و گزارشات هفتگی گیشه سینماهای آمریکا بپردازم . بنابراین تصمیم گرفتم در قالب این مطلب و به بهانه فهرست کردن ناامیدکننده ترین و غافلگیرکننده ترین فیلم های اکران شده در 8 ماه ابتدایی سال 2017 ، چکیده ایی از آنچه گفته و شنیده و دیده ام را برایتان بیان کنم ، هرچند که می دانم شما از بنده خیلی جلوتر هستید چون منتظر رسیدن نسخه دوبله فیلم ها نمی مانید!!!


و اما اول ؛

10 فیلم ناامیدکننده اکران شده در هشت ماه نخست سال 2017 :


10- فضای میان ما (The Space Between Us)

عقب افتادن های مکرر زمان اکران فیلم ، نشان می داد که تهیه کنندگان از نتیجه نهایی رضایت ندارند ، اما حضور بازیگر بزرگی مثل گری اولدمن امیدوارمان نگه می داشت که او در هر فیلمی بازی نمی کند! تازه بطور شخصی هم طرفدار سبک بازی آشا بتلفید هستم و فیلم هایش را از چند سال پیش که کودک بود دنبال کرده ام و خیلی دلم می خواهد در موقعیتی قرار گیرد که بیشتر مورد توجه واقع شود! اما " فضای میان ما " در نهایت فیلمی ناامیدکننده از آب در آمد . هرچند ایده مرکزی داستان قابل توجه است اما نه فیلمنامه نویس توانسته از عهده پرداخت مناسب آن بر بیاید (فیلمنامه نویسی که اگر به کارنامه نسبتاً شلوغش زودتر نگاه کرده بودم متوجه می شدم که در ناامید کردن مخاطبان استاد است!) و نه کارگردان مسن اما کم کار اثر توانسته آن را در مرحله ساخت و اجرا هیجان بخشد . و واقعاً حیف بتلفیلد جوان که با وجود حضور در فیلم هایی مثل " هوگو " ، " اندرزگیم " و " خانه خانم پرگرین برای بچه های عجیب " ، آنطور که لیاقتش را دارد دیده نشده .
*

9- مومیایی (The Mummy)

همانطور که احتمالاً می دانید کمپانی یونیورسال صاحب امتیاز فیلمسازی بسیاری از هیولاهای افسانه های عامیانه غربی در هالیوود است از مومیایی و فرانکشتاین تا مرد گرگی و مستر هاید . و هر چند وقت یک بار این کمپانی تصمیم می گیرد در این صندوقچه گنج را باز کند تا بتواند سود بیشتری از ترساندن و به هیجان آوردن بینندگان کسب کند . فیلم جدید " مومیایی " هم تازه ترین تلاش این کمپانی بود برای راه انداختن یک مجموعه جدید از هیولاها در حد و اندازه های انتقامجویان!!! تلاشی که به معنای واقعی کلمه مایوس کننده از آب درآمده و نتنها فیلمنامه و کارگردانی اثر زیر سطح متوسط است بلکه حتی بازیگران بزرگی مثل تام کروز و راسل کرو هم در حد و اندازه های همیشگی نیستند و بدترین بازی های خود را ارائه کرده اند . تازه سازندگان فیلم برای اینکه پز به روز بودن خودشان را بدهند سعی کرده اند فیلم را از عراق درگیر جنگ با تروریست ها آغاز کنند اما عملاً اشارات و عبارات به کار رفته باعث این سو برداشت می شود که تروریست های اول فیلم تمثیلی از مدافعان حرم هستند نه داعشی ها!!! فیلم هرچند در گیشه آمریکا شکست خورد اما در بازار بین الملل فروش نسبتاً خوبی داشت و چک های تهیه کنندگانش پاس شد ، با این وجود هنوز تصمیمی برای ساخت دنباله فیلم گرفته نشده که انشالله هم ساخته نشود!!!
*

8- شاه آرتور : افسانه شمشیر (King Arthur : Legend of the Sword)

شخصاً طرفدار سبک فیلمسازی گای ریچی هستم و شک دارم آنقدر که بنده فیلم " قاپ زنی " وی را تماشا کرده ام ، کس دیگری این کار را کرده باشد!!! دو فیلم شرلوک هلومزی اش هم عالی بودند و با اینکه چندان مورد توجه منتقدان قرار نگرفتند ، اما با فروشی بالا ، گای ریچی را به عنوان کارگردانی پولساز مطرح نمودند . اما " شاه آرتور : افسانه شمشیر " برای طرفداران این فیلمساز واقعاً ناامیدکننده است و بجز یکی-دو سکانس که مشخصاً امضا و سبک کار ریچی بصورت گل درشت در آنها قابل تشخیص است ، بقیه فیلم طوری ساخته شده که انگار کارگردان هیچ کنترلی روی کار نداشته و هرچه تهیه کنندگان دیکته کرده اند پیاده نموده که نمونه اش آن حضور کوتاه و مسخره دیوید بکهام است که در تبلیغات فیلم خیلی روی آن مانور داده شد!!! " شاه آرتور : افسانه شمشیر " را خیلی راحت می توان به عنوان یک فیلم ویدئویی خوش ساخت در نظر گرفت ، اما در حد و اندازه های پرده سینما نیست!
*

7- درمانی برای سلامت (A Cure for Wellness)

گور وربینسکی کم نامی نیست ؛ سازنده فیلم های " مکزیکی " ، " حلقه " ، سه گانه نخست دزدان دریای کارائیب ، و انیمیشن " رنگو " از آن دست کارگردانانی است که همیشه مورد توجه هستند و نامشان به عنوان سازنده یک فیلم وزنه اعتبار سنگینی برای آن محسوب می شود . بعد از تجربه ضعیف و ناموفق " رنجر تنها " که بسیاری آن را یک اتفاق ناخوشایند در کارنامه فیلمسازی وربینسکی دانستند ، انتظار می رفت وی با اثری خوش ساخت و قابل توجه بار دیگر توانایی هایش را به اثبات برساند ، اما " درمانی برای سلامت " از این حیث یک اثر ناامیدکننده است! هرچند منتقدان به فیلم نمرات متوسطی دادند و برخی حتی نکات مثبتی در آن یافتند ، اما تماشاگرانی که قبلاً فیلم های با موضوع مشابه قابل توجهی مثل " جزیره شاتر " را دیده بودند ترجیح دادند وقتشان را با این فیلم تلف نکنند و به انتظار بازگشت خود واقعی وربینسکی بمانند و " درمانی برای سلامت " تبدیل به یک شکست تجاری بزرگ برای سازندگانش گردید!
*

6- والرین و شهر هزار سیاره (valerian and the City of a Thousand Planets)

" والرین و شهر هزار سیاره " انصافاً فیلم بدی نیست ، اما دلیل اصلی قرار گرفتنش در این فهرست ناامید کردن تهیه کنندگان اروپایی اش می باشد! این فیلم پرخرج ترین فیلم ساخته شده با سرمایه گذاری کمپانی های فیلمسازی اروپایی است (با بودجه حدود 200 ملیون یورویی) و شناخته شده ترین فیلمساز تجاری ساز اروپا یعنی لوک بسون هم مسئولیت ساخت آن را بر عهده داشته است ، اما با اینکه این فیلمساز مطرح و صاحب سبک تا حدودی توانسته در کار خود موفق باشد مشکل اصلی فیلمنامه آن است که بیشتر قسمت های آن کپی یا به قولی دزدی از آثار مشهور سینمای آمریکا می باشد و عملاً ایده های اورژینال کمی در آن دیده می شود و هرچه هم به پایان فیلم نزدیک شویم ، آشفتگی فیلمنامه بیشتر به چشم می آید ، و همین مسئله باعث شده تا تماشاگران آمریکایی و حتی اروپایی از فیلم استقبال چندانی نکنند و شکست سنگینی را در گیشه نصیب سازندگان نمایند .
*

5- کامیون های هیولا (Monster Trucks)

این فیلم یکی از بزرگترین شکست های تجاری گیشه امسال لقب گرفت اما صرف نظر از شکست تجاری ، خود فیلم است که به شدت ناامید کننده می باشد آن هم با در نظر گرفتن اسامی که در ساخت آن دخیل بوده اند و با دیدن این اسامی اصلاً باورتان نمی شود چنین فیلم ضعیف و مبتدیانه ایی توسط چنین تیم حرفه ایی ساخته شده باشد!!! کارگردان فیلم کریس وج است سازنده انیمیشن های مطرحی مثل " عصر یخی " و " روبات ها " . فیلمنامه نویس اثر هم درک کانلی است که در نگارش فیلمنامه " دنیای ژوراسیک " و " کنگ : جزیره جمجمه " نقش داشته و جزو تیم نگارش فیلمنامه قسمت های بعدی پارک ژوراسیک و جنگ ستارگان هم می باشد! در کارنامه تیم تهیه کننده هم آثاری مثل " کرانه اقیانوس آرام " ، " نوح " (ع) ، " گودزیلا " و " بازگشته از مرگ " دیده می شود! با همه اینها می توان نتیجه گرفت که ریخت و پاش 125 ملیون دلاری انجام گرفته برای ساخت " کامیون های هیولا " در واقع نوعی پولشویی بوده برای سرپوش گذاشتن بر تفریح و استراحت این افراد در بین ساخت بلاک باسترهای عظیم شان!!!
*

4- دزدان دریای کارائیب : مردان مرده قصه نمی گویند (Pirates of the Caribbean : Dead Men Tell No Tales)

به دو دلیل دلم می خواست این فیلم شکست بخورد ؛ برنتون توایتز بی استعداد که فقط به خاطر قیافه اش در هالیوود معروف شده ، و دیگری هم که خودتان می دانید منظورم کیست!!! اما اینکه محصول نهایی تا این حد ضعیف و ناامیدکننده از آب در بیاید حتی مورد انتظار بنده هم نبود . با اینکه تصور می شد با حضور دو کارگردان جوان و خوشنام نروژی در مقام کارگردان ، خون تازه ایی به مجموعه دمیده شود ، عملاً محصول نهایی تبدیل شده به کاریکاتوری سطحی و تکراری از سه گانه نخست بدون هیچ ایده جدیدی و بازی جانی دپ هم که نازل تر از همیشه بدجور توی ذوق هواداران وی می زند! هرچند فروش فیلم آنقدر بوده که به سوددهی برسد اما بحث بر سر اینکه آیا ساخت فیلم ششم مجموعه الزامی دارد یا نه؟ ، بین تهیه کنندگان آن همچنان ادامه دارد!
*

3- برج تاریک (The Dark Tower)

استیون کینگ یکی از مشهورترین نویسندگان حال حاضر دنیاست و فیلم های زیادی هم با اقتباس از آثار متعدد وی نوشته شده ، اما مجموعه برج تاریک به عنوان یکی از پرطرفدار ترین مجموعه کتاب های کینگ ، مدتها بود برای تبدیل شدن به فیلم انتظار می کشید چون بسیاری معتقد بودند هالیوود توانایی به تصویر در آوردن داستان پیچیده و چند لایه این مجموعه را ندارد . اما در نهایت کار ساخت فیلم با کارگردانی نیکلاج آرکل دانمارکی به راه افتاد و اخباری هم که از فیلم منتشر می شد سطح توقعات را بالاتر می برد ، حتی تیزر تبلیغاتی هم که چند ماه قبل از اکران به نمایش درآمد چنان سطح بالا و هیجان انگیز بود که هواداران را هرچه بیشتر مشتاق کرد ، اما به محض اینکه نخستین نمایش های فیلم برای منتقدان آغاز شد و نقدهای بشدت منفی آنها به اطلاع عموم رسید ، برج تاریک تبدیل به یکی از ناامیدکننده ترین آثار سینمایی امسال شد . بر اساس شنیده ها فیلم در عمل به جای اینکه اقتباسی وفادارانه از کتاب های کینگ باشد تبدیل شده به یک مجموعه کپی کاری سطحی و ضعیف از فیلم های معروف هالیوودی و داستان کینگ فقط بهانه ایی شده برای ارتباط دادن این سکانس های کپی کاری به یکدیگر! نکته جالب اینجاست که همین هفته یک فیلم ترسناک به نام It با اقتباس از یکی دیگر از مجموعه کتاب های کینگ روی پرده رفته که هم فروشی خارق العاده داشته و هم بشدت از سوی منتقدان تحسین شده است!
*

2- پاور رنجرز (Power Rangers)

در شرایطی که طی سال های اخیر فیلم های ابرقهرمانی بشدت محبوب بوده اند و استودیوهای بزرگ فیلمسازی با در اختیار داشتن حق ساخت فیلم بر اساس ابرقهرمانان مجموعه های انتقامجویان ، لیگ عدالت ، مردان ایکس و ... سرگرم پول پارو کردن هستند ، کمپانی تازه به دوران رسیده لایونزگیت هم تصمیم گرفت از این قافله عقب نماند ، اما از آنجا که امتیاز تقریباً همه مجموعه های ابرقهرمانی معروف قبلاً به فروش رفته بود ، چیزی بهتر از پاور رنجرز گیر این کمپانی نیامد ، مجموعه ایی که انیمیشن ها و سریال تلوزیونی اش در آمریکا کم طرفدار ندارد . لایونزگیت تلاش زیادی کرده تا این فیلم استارت یک مجموعه پرفروش و پایدار باشد اما تیم نامتجانس گردآوری شده برای ساخت آن اصلاً در آن حد و اندازه نبوده اند و حاصل کار تبدیل شده به یک کمدی-اکشن دبیرستانی سطح پایین که هیچ یک از خصوصیات اولیه برای شناسایی شدن به عنوان یک فیلم ابرقهرمانی ژانری را ندارد . به این ترتیب این بزرگترین ناامیدی برای کمپانی لایونزگیت بود که تنها فرصت برای مطرح کردن نام خود در رقابت فیلم های بزرگ ابرقهرمانی را با شکست مفتضحانه این فیلم از دست داد .
*

1- فیلم ایموجی (The Emoji Movie)

پارسال یک سال رویایی برای علاقه مندان به انیمیشن های سینمایی بود ، اما امسال از میان عناوینی که تاکنون روی پرده رفته فقط " لگو بتمن سینمایی " تا حدودی تماشاگران را راضی کرد و بقیه عناوین با اینکه برخی بخاطر اسم و رسم قسمت های قبلی شان فروش خوبی هم داشتند ، از نظر کیفیت راضی کننده نبودند . اما انیمیشن " فیلم ایموجی " را باید بطور کلی جدا از این داستان مطرح کرد . انیمیشنی که اکثریت قریب به اتفاق منتقدان نتنها آن را بدترین انیمیشن تاریخ سینما بلکه یکی از بدترین فیلم های تاریخ سینما نامیده اند و از هم اکنون هم جایزه تمشک طلایی بدترین فیلم سال 2017 را برای آن کنار گذاشته اند! با اینکه این انیمیشن محصول استودیو سونی پیکچرز انیمیشن ، فروش بدی هم نداشته و توانسته مرحله زیان دهی در گیشه را پشت سر بگذارد ، حتی تماشاگران هم با دادن نمره 2.1 از 10 به این انیمیشن در سایت IMDB نفرت و سرخوردگی عمیق خود را از تماشای آن به نمایش گذاشته اند . پس این انیمیشن بدون تردید لایق عنوان ناامیدکننده ترین فیلم سال است!

ادامه دارد ...

کانال تلگرام فروشگاه بنده :


https://t.me/hor_hamoon



ho3ein2000 از این پست سپاسگزاري کرده است

Captain I

Captain I



نماد کاربر
پست ها

1497

تشکر کرده: 3410 مرتبه
تشکر شده: 4063 مرتبه
تاريخ عضويت

چهارشنبه 23 بهمن 1392 11:40

آرشيو سپاس: 338 مرتبه در 72 پست

Re: 8 ماه از 2017 گذشت ؛ ناامیدکننده ها و غافلگیرکننده ها

توسط bamn » چهارشنبه 22 شهریور 1396 19:40

...

10 فیلم غافلگیرکننده اکران شده در هشت ماه نخست سال 2017 :

10- گرگ سلحشور 2 (Wolf Warrior 2)

چرا این فیلم در لیست غافلگیرکننده ها قرار دارد؟ خب ، قسمت نخست این فیلم اکشن/جنگی چینی کاملاً میهن پرستانه و منطبق با سیاست های حکومت کمونیستی چین ، در سال 2015 در کشور زادگاهش حدود 80 ملیون دلار فروش داشت و حتی در آمریکا اکران هم نشد و مستقیماً به صورت dvd به بازار آمد . قسمت دوم در آمریکا اکران شده و حدود 2.7 ملیون دلار فروش داشته . اما چه کسی به میزان فروش این فیلم در سینماهای آمریکا اهمیت می دهد؟ " گرگ سلحشور 2 " با فروش خارق العاده 848 ملیون دلاری در کشور چین نتنها عنوان پرفروش ترین فیلم تاریخ سینمای چین را کسب کرد بلکه از نظر رکورد فروش در یک کشور ، بعد از فیلم " جنگ ستارگان : نیرو بیدار می شود " و فروش 936 ملیون دلاری اش در آمریکا ، در رده دوم ایستاد تا ثابت کند گیشه سینمای چین این قابلیت و پتانسیل را دارد که با پشت سر گذاشتن گیشه آمریکا ، تبدیل به بازار اول سینمای جهان شود! پیش از اکران " گرگ سلحشور 2 " رکورد پرفروش ترین فیلم تاریخ سینمای چین در اختیار فیلم چینی فانتزی " پری دریایی " بود که سال قبل 527 ملیون دلار در این کشور فروش داشت .
*

9- جان ویک : بخش دوم (John wick : Chapter 2)

فیلم اول جان ویک هرچند در سینماهای آمریکا فروش متوسطی داشت اما خیلی زود به عنوان یک فیلم کالت پرطرفدار مورد توجه قرار گرفت و سازندگان آن برای ساخت قسمت دوم دست به کار شدند که طبق قاعده رایج در هالیوود نمی بایست به خوبی فیلم اول باشد ، اما نتنها به خوبی فیلم اول که خیلی ها معتقدند یک سر و گردن از فیلم اول هم بالاتر و بهتر است و فروش دو برابری نسبت به فیلم اول حقش می باشد . انصافاً هم فیلم خوش ساخت و ساختار شکن است و در شرایطی به پایان می رسد که برخلاف اغلب فیلم های اکشن رایج هالیوود ، شخصیت اول داستان نتنها به رستگاری و آرامش نرسیده بلکه باید از دست دشمنان بیشتری هم بگریزد! حالا باید منتظر ماند و دید قسمت سوم چطور از آب در خواهد آمد؟!
*

8-شکاف (Split)

ام نایت شیامالان کارگردان هندی تبار پس از آنکه با فیلم شاهکار " حس ششم " شهرت و اعتبار فراوانی کسب کرد خیلی زود در سراشیب سقوط قرار گرفت . " نشکستنی " و " نشانه ها " فیلم های قابل قبول و غافلگیرکننده ایی بودند اما نه در حد " حس ششم " . " دهکده " هم فقط به خاطر پایان بندی عجیب و شوک آورش مورد توجه قرار گرفت . بعد از آن فیلم های شیامالان به شدت افت کردند و پای ثابت جوایز رازی (تمشک طلایی بدترین ها) شدند . اما فیلم " شکاف " با اکران در ژانویه 2017 ثابت کرد شیامالان هنوز می تواند به روزهای اوجش برگردد و تماشاگران را غافلگیر کند . هرچند این فیلم را نمی توان با " حس ششم " مقایسه کرد اما بدون تردید در رده دوم بهترین آثار وی قرار می گیرد و نوید بخش بازگشت وی به روزهای اوج است .
*

7- دیترویت (Detroit)

کاترین بیگلو با وجود سابقه فیلمسازی در دهه های هشتاد و نود ، تا پیش از ساخت فیلم " جبعه درد " کارگردانی مطرح و سطح بالا محسوب نمی شد و بسیاری " جعبه درد " را یک اتفاق در کارنامه او دانستند و حتی اسکارهایی را هم که گرفت برخی سیاسی و برخی پز فمینیستی آکادمی در برابر جیمز کامرون نامیدند! بعد از آن هم که باز نام وی با فیلم سیاسی " سی دقیقه بامداد " مطرح شد ، گفتند این فیلم با حمایت کاخ سفید ساخته شده هرچند فیلم در مراسم اسکار بشدت سیاسی آن سال ناکام ماند! حالا بیگلو با فیلم " دیترویت " بازگشته تا ثابت کند کاترین بیگلو قبل از ساخت " جعبه درد " دیگر وجود ندارد و حالا با بهترین کارگردان زن هالیوود طرف هستیم ، آن هم با چه فیلمی؟ در بحبوحه اوج گیری اختلاف نژادی در آمریکای ترامپ ، " دیترویت " به وقایع نژادی که سال 1967 در شهر دیترویت اتفاق افتاد و شمار زیادی کشته و زخمی و بازداشتی به دنبال داشت می پردازد و سعی نموده با دیدی بی طرفانه عوامل و زمینه های وقوع آن حوادث را بررسی نماید . هرچند برخی منتقدان بخصوص سیاهپوستان معتقدند باز هم بیگلو نتوانسته تمام حقیقت را نشان دهد! دیترویت فیلمی خوش ساخت و اسکار پسند است که اگر بجای فصل تابستان ، اواخر پاییز روی پرده می رفت ، شکی در نامزدی اسکارش وجود نداشت!
*

6- بیمار بزرگ (The Big Sick)

سینمای مستقل آمریکا معمولاً هر سال یکی-دو غافلگیری برای فیلم بین های حرفه ایی دارد تا نشان بدهد هنر اصیل سینما هنوز نمرده! و " بیمار بزرگ " هدیه و غافلگیری امسال است . فیلمی محصول سایت آمازون به کارگردانی مایکل شوالتر که بعد از فیلم نچندان موفق " سلام ، اسم من دوریس است " دومین تجربه کارگردانی اش محسوب می شود . البته نقش اصلی در ساخت این فیلم را کمیل نانجیانی پاکستانی الاصل بر عهده داشته که هم فیلمنامه آن را نوشته ، هم نقش اول فیلم را بازی کرده است . این کمدی-رمانتیک به شکل غافلگیرکننده ایی خوش ساخت درباره تضادها و همزیستی مسالمت آمیز مردم با فرهنگ ها و نژادهای مختلف در کلان شهری مثل نیویورک است ، و با اینکه پیشتر فیلم های زیادی با این موضوع را شاهد بوده ایم ، به جرات می توان گفت " بیمار بزرگ " یک نمونه عالی و بهترین فیلمی است که توانسته به خوبی به این سوژه بپردازد و آن را برای تماشاگرانش ملموس کند . هرچند بیشتر ایده های نانجیانی در فیلمنامه اش براساس حوادث واقعی و تجربه های شخصی اش نوشته شده اما مهارت وی در نگارش این فیلمنامه که حتی ممکن است نامزد اسکار هم شود ، نشان دهنده استعداد فراوان وی می باشد که می تواند تماشاگر را به پیگیری آثار بعدی وی امیدوار سازد .
*

5- لوگان (Logan)

هرچند مجموعه فیلم های مردان ایکس هنوز به پایان نرسیده ، اما سه گانه جداگانه ولوورین به پایان رسید ، آن هم چه پایانی! بلایی را که جیمز منگولد کارگردان در این فیلم بر سر شخصیت محبوب ولوورین می آورد تاکنون در هیچ فیلم ابرقهرمانانه دیگری شاهد نبودیم و در پایان فیلم از اینکه این شخصیت پس از آن همه درد و رنج بالاخره به آرامش ابدی می رسد نفس راحتی می کشیم! اگر " کاپیتان آمریکا : جنگ داخلی " را بخاطر اکشن نفس گیر و شخصیت پردازی های عالی اش جزو بهترین فیلم های ابرقهرمانی تاریخ سینما می دانیم ، " لوگان " را هم بخاطر فیلمنامه بسیار قوی و تراژیکش باید در این رده قرار دهیم .
*

4- جنگ برای سیاره میمونها (War For the Planet of the Apes)

" ظهور سیاره میمونها " (2011) از این حیث غافلگیر کننده بود که هیچکس تصور نمی کرد بتوان مجموعه قدیمی و ظاهراً منسوخ شده سیاره میمونها را دوباره احیا نمود اما سازندگان آن فیلم به خوبی از عهده این کار بر آمدند . " طلوع سیاره میمونها " (2014) بخاطر پرسش های فلسفی که مطرح می کرد مورد توجه قرار گرفت و تحسین منتقدان را به دنبال داشت ، اما حالا برخلاف یکی از قواعد معمول هالیوود (یعنی ابتر بودن قسمت سوم یک مجموعه نسبت به دو فیلم نخست) " جنگ برای سیاره میمونها " یک شاهکار سینمایی است که علاوه بر حفظ و گسترش نقاط قوت دو فیلم نخست ، ادای دین باشکوهی هم هست به سینمای کلاسیک . هرچند فیلم در گیشه نتوانست به اندازه دو فیلم نخست فروش داشته باشد (که ناشی از تجربه تماشاگران از همان قاعده گفته شده بود) ، اما بدون تردید خیلی بیشتر از دو فیلم نخست در یاد تماشاگرانش باقی خواهد ماند .
*

3- دانکرک (Dunkirk)

کریستوفر نولان را اسپیلبرگ نسل جدید می دانند ، اما کم کم این سئوال مطرح می شود که آیا مقایسه نولان با اسپیلبرگ صحیح است؟ آیا نولان بهتر از اسپیلبرگ نیست؟ تک تک فیلم هایی که نولان تا به حال ساخته شاهکار بوده اند ؛ " یادآوری " ، " بی خوابی " ، " آغاز بتمن " ، " حیثیت " ، " شوالیه تاریکی " ، " تلقین {سرآغاز} " ، " خیزش شوالیه تاریکی " و " میان ستاره ایی " . چه کسی می تواند این ادعا را رد کند؟ و چه کسی می تواند ادعا کند بابت کیفیت بالای فیلم جدید نولان پیش از اکرانش تردید داشته است؟! اما غافلگیری اینجاست که این همه فیلم شاهکار از یک کارگردان دیده باشیم و باز وقتی فیلم جدیدش اکران و در معرض دید منتقدان قرار می گیرد آن را بهترین اثر و یک پیشرفت بزرگ برای کارگردان بدانند! در واقع بسیاری از منتقدان فیلم " دانکرک " را بهترین فیلم جنگی تاریخ سینما نامیده اند! یعنی بهتر از " نجات سرباز رایان "!!! و اینجاست که می پرسیم آیا نولان بهتر از اسپیلبرگ نیست؟! این فیلم شاید بالاخره بتواند نولان را به آنچه از مدتها پیش استحقاقش را داشته ، یعنی جایزه اسکار ، برساند!
*

2- بچه راننده (Baby Driver)

کسانی که چند سال قبل فیلم " راندن " با بازی رایان گسلینگ را تحسین و تشویق کردند ، حالا با دیدن جدیدترین ساخته ادگار رایت به این نتیجه رسیده اند که " راندن " چندان هم فیلم سطح بالایی نبوده!!! " بچه راننده " یا ترجمه صحیح تر آن " بیبی راننده " که به ادعای سازنده اش مقدمات نگارش فیلمنامه و آماده کردن زمینه برای ساختنش حدود یک دهه طول کشیده ، نه یک فیلم کالت (که تقریباً همه فیلم های قبلی ادگار رایت در رده فیلم های کالت قرار گرفته اند) بلکه یک شاهکار سینمایی است که از هر حیث بی کم و کاست و با دقت ساخته شده و با اینکه حتی فیلم بازی محوری هم نیست ، هنرنمایی خیره کننده ای را هم از بازیگرانش شاهد هستیم . این فیلمی است که مدتها در یادها می ماند و در آینده جایگاه ثابتی بین بهترین فیلم های اکشن تاریخ سینما خواهد داشت!
*

1- برو بیرون (Get Out)

فیلم که شروع می شود اگر قبلاً چیزی درباره اش نشنیده باشید فکر می کنید با یک ملودرام خوش ساخت در حال و هوای " حدس بزن چه کسی برای شام می آید " طرف هستید . شاید اگر فیلم از استانداردهای هنری بالایی برخوردار نبود آنهایی که به امید دیدن یک فیلم ترسناک به سینما آمده اند سالن را بعد از چند دقیقه ترک می کردند ، و این بزرگترین ریسکی بوده که فیلمساز انجام داده و موفقیت آمیز هم بوده است! اینکه بتوانی تماشاگران نچندان خوش سلیقه علاقه مند به فیلم های ترسناک ارزان قیمت را در سالن سینما نگه داری تا در نهایت در بخش پایانی فیلم به آنچه واقعاً طالبش بوده اند برسند . امسال یک سال رویایی برای طرفداران سینمای ترسناک بوده و این رویای شیرین!!! همچنان برایشان ادامه دارد! با وجود فیلم های موفقی مثل " آنابل : آفرینش " و " شکاف " ، " برو بیرون " بهترین و غافلگیرکننده ترین فیلم ترسناک هشت ماه نخست سال 2017 است که در ادامه با فیلم هایی مثل " آن " {It} ، " مادر! " ، " مرگ بازان " و ... سور و سات هواداران این ژانر کامل تر هم خواهد بود!

کانال تلگرام فروشگاه بنده :


https://t.me/hor_hamoon



MOHAMMAD_ASEMOONI از این پست سپاسگزاري کرده است


 


  • موضوعات مشابه
    پاسخ ها
    بازديدها
    آخرين پست

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 0 مهمان