در اين بخش مي‌توانيد در مورد تمامي مسائل مرتبط با دانش عمومي به بحث بپردازيد
Major I

Major I



نماد کاربر
پست ها

5234

تشکر کرده: 17 مرتبه
تشکر شده: 353 مرتبه
تاريخ عضويت

پنج شنبه 25 خرداد 1385 14:47

محل سکونت

http://www.ganjineh-danesh.com/forum.php

آرشيو سپاس: 4023 مرتبه در 1451 پست

كمدي Comedy

توسط ganjineh » جمعه 29 دی 1385 09:03

نوع دوم ادب دراماتيك  ،  كمدي  Comedy است. كمدي اثري است نمايشي كه توجه بيننده را به خود جلب مي كند و باعث سرگرمي مي شود.

درست است كه هدف از كمدي خنده و تفريح است، اما في الواقع در آن مسايل جدي در پرده ي شوخي نموده مي شود. در كمدي، شخصيت قهرمانان و شكست هايشان بيشتر، جنبه ي شوخي، شادي و سرگرمي دارد و معمولاًبيننده بدان توجه جدي نمي كند. تماشاگر از قبل مي داند كه فاجعه ي بزرگي اتفاق نخواهد افتاد بلكه سير حوادث در جهت كامراني قهرمان يا قهرمانان است.

ارسطو مي نويسد: «كُمدي تقليد و مُحاكاتي است از اطوار و اخلاق زشت، نه اين كه توصيف و تقليد بدترين صفات انسان باشد؛ بلكه فقط تقليد و توصيف اعمال و اطوار شرم آوري است كه موجب ريشخند و استهزاء مي شود. آن چه موجب ريشخند و استهزاء مي شود امري است كه در آن عيب و زشتي هست، اما آزار و گزندي از آن (عيب و زشتي) به كسي نمي رسد.»

كمدي، اصالتاً بايد نمايش باشد، اما در اينجا هم مانند تراژدي، نمونه هايي در دست است كه غير نمايشي است. برخي محققان منشاء كمدي را هم مانند تراژدي، آييـن هاي مذهبي مربوط به ديونوسوس - خداي يوناني -دانسته اند. در اينجا بايد اشاره كرد كه مراد از لفظ كمدي در اسامي كتب مشهوري از قبيل «كمدي الهي» دانته يا «كمدي انساني» بالزاك نوع ادبي كمدي نيست.

محققان و منتقدان فرنگي كمدي را به چهار قسم تقسيم كرده اند:

1-  كمدي رمانتيك: كه اوج آن در آثار شكسپير و نويسندگان دوره ي اليزابت است. اين نوع كمدي مشتمل بر حوادث و ماجراهاي عاشقانه ي زني است كه قهرمان كمدي است. البته اين عشق علي رغم همه ي مشكلات و موانع به شادكامي مي انجامد از نمونه هاي معروف اين نوع نمايشنامه، «رؤيايي نيمه شب تابستان» و «همان طور كه او را دوست داريد((As you like it» از شكسپير است.

به نظر نورتروپ فراي در كتاب آناتومي نقد، ژرف ساخت اساطيري كمدي رمانتيك، جشن هاي باستاني پيروزي بهار بر زمستان است.

2- كمدي طنز Satiric Comedy: در اين نوع كمدي، كساني كه قوانين اخلاقي و اجتماعي را مراعات نمي كنند مورد تمسخر واقع مي شوند و نويسنده از بي نظمي هاي اجتماعي انتقاد مي كند. پايان اين گونه نمايشنامه ها شاد نيست و دغلكاراني كه قهرمان كمدي هستند، معمولاً سرنوشت خوبي ندارند.

3- كمدي رفتار Comedy of Manners: اين اصطلاح بر مبناي آثار شكسپير از قبيل كمدي «هياهوي بسيار براي هيچ» وضع شده است. در پاره اي از اين نوع كمدي ها از اعمال زشت بزرگ زادگان و توطئه هاي طبقات اشراف سخن رفته است. تأثير شادي بخش Comic Effect آن در گرو مكالمات خنده داري است كه مابين شخصيت هاي احمق و گول رد وبدل مي شود. در اين گونه كمدي، قراردادها و رسوم اجتماعي مورد بررسي قرار مي گيرد. يكي از اين مسائل نزاع هاي عشقي Duel Love است. موضوع ديگر، رفتار شوهران حسود نسبت به همسران خود است. نمونه ي اين گونه كمدي «اهميت ارنست بودن» اثر اسكار وايلد است. برنارد شاو و سامرست موام هم به اين شيوه آثاري آفريده اند.

4- فارسFarce: اثري است كه خواننده يا بيننده را از صميم دل به خنده وامي دارد و از اين رو به آن كمدي سبك گفته اند و امروزه بر اين شيوه فيلم هاي سينمايي سبك و خنده داري مي سازند (مخصوصاً آمريكاييان). در اثر فارس  قهرمان را يا خيلي بزرگ مي كنند و يا خيلي كوچك و او را در موقعيت هاي خنده آوري قرار مي دهند. مولير آثاري به اين شيوه دارد. فارس گاهي به عنوان يك داستان فرعي (اپي زود) در انواع ديگر كمدي ديده مي شود.

البته در كتبي كه در مورد كمدي نوشته شده است، تقسيمات و اصطلاحات ديگري هم مشاهده مي شود. مثلا كمدي اخلاط اربعه Comedy of Humours كمدي اي است كه در آن عدم تعادل يكي از اخلاط (سودا، صفرا، بلغم، خون) قهرمان را دچار يكي از امراض كرده است. كمدي احساساتي كمدي اي بود كه در پايان قرن 17 در انگلستان پيدا شده بود و در آن هدف اين بود كه بيننده را به جاي خنده، به گريه بيندازند. اين شيوه بعدها در فرانسه هم معمول شد. همچنين از نظر موضوع هم تقسيمات متعددي كرده اند، مثلاً در تئاتر پوچي هم آثار كميك وجود دارد. يا كمدي هاي چخوف جنبه ي اجتماعي دارد. برخي از منتقدان به طور كلي كمدي را به دو قسم، تقسيم كرده اند:

1-     كمدي عالي يا سطح بالاHigh Comedy  كه باعث خنده ي روشنفكران مي شود و در آن طنزهاي ظريف سطح بالايي است.

2- كمدي پست يا عاميانه يا سطح پايين Low Comedy كه در آن جاذبه هاي روشنفكري نيست و شوخي هاي مبتذل و جوك هاي زشت دارد، مثل سياه بازي ها.

آخرين اصطلاحي كه با توجه به مباحث نقد ادبي غربيان مطرح مي كنيم اصطلاحات « تنوع  و تسكين»Comic Romic  است و آن طرح شوخي ها و نمايش صحنه هاي شاد در يك اثر جدي تراژيك است. اين شگرد باعث تنوعي در نمايش مي شود و اندكي از آلام بيننده را كه بر اثر ترس و شفقت ايجاد شده است مي كاهد. تنوع و تسكين در صحنه ي قبركن ها در نمايشنامه «هملت» و نيز درنمايشنامه مكبث در صحنه ي مربوط به حمال هاي مست بعد از قتل پادشاه مشاهده مي شود.

نمايشنامه ي كميك به اين اشكال فرنگي در ايران وجود نداشته است. اما قطعات كوتاه منظوم يا منثور در طنز و انتقاد از مفاسد اجتماعي، طبقات و اصنافي از مردم در ادبيات ما هست، مثلاً در آثار عبيد. مثنوي هاي مشتمل بر طنز و هجو هم در ادبيات ما كم نيست. مثل كارنامه بلخ سنايي و همچنين در انواع شعر فارسي نوعي است كه به آن شهر آشوب مي گويند و از فروع هجو است. اما هيچ كدام از اينها را نمي توان نوع ادبي كمدي محسوب داشت كه ذاتاً بايد جنبه ي نمايشي داشته باشد. تنها مورد مشابه كه فقط جنبه اجرايي داشته است نه كتابتي، نمايش هاي معروف به « تخته حوضي » است كه مي توان آن را با «كمديا دل آرته» Commedia Dell,Arte مقايسه كرد. اين اصطلاح ايتاليايي به همين شكل در همه ي زبان ها مستعمل است. اين نوع كمدي در قرن 16 و 17 و 18  در ايتاليا بسيار رايج بود. بازيگران كه ماسكي بر چهره داشتند، در وسط بازي بديهه سرايي مي كردند. برخي از قهرمانان و بازيگران اين نوع نمايش معروفند كه از آن ميان آرلكن را مي توان نام برد. در نمايش تخته حوضي هم بازيگران چون كاكاسياه با بديهه گويي هاي خود، موضوعات نمايشي را از حالت ثابت و تكراري خارج كرده، هر بار به نحوه تازه و سرگرم كننده ارائه مي دادند. در خاتمه لازم است اشاره كنيم كه ابوبشر متـّي مترجم فن شعر و ديگر قدما از جمله ابن رشد قرطبي، معني كوموديا را مانند تراگوديا نمي فهميده اند و از اين رو آن را به هجو ترجمه كرده بودند كه نزديك ترين معني به كمدي است.
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
http://www.ganjineh-danesh.com/forum.php
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
http://ganjineh-elahi.com/

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 2 مهمان