Farsi درست است یا Persian ؟

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه‌ي مباحث مرتبط با تاريخ، فرهنگ و تمدن به بحث بپردازيد

مدیران انجمن: رونین, شوراي نظارت

ارسال پست
Captain I
Captain I
نمایه کاربر
پست: 1633
تاریخ عضویت: پنج شنبه 4 مرداد 1386, 11:53 pm
سپاس‌های ارسالی: 8082 بار
سپاس‌های دریافتی: 3724 بار

Farsi درست است یا Persian ؟

پست توسط KH.I.A.2500 » جمعه 4 اسفند 1391, 7:26 am

 [COLOR=#c00000]«به نام خدا»
 
 


نام زبان ما به انگليسی چيست: فارسی (Farsi) يا پرژن (Persian)؟

کامران تلطف

فارسی نام زبان ما بفارسی است. در انگليسی به آن پِرژِن (Persian) می گويند. اگر چه اين گفته ساده می نمايد اما در سالهای اخير بگونه روز افزونی مشاهده می گردد که در زبان انگليسی بجای واژه پرژن (Persian)، از واژه فارسی (Farsi) استفاده می گردد. در اين گفتار کوتاه، می خواهم توضيح دهم که چرا چينين جايگزينی صورت می گيرد، چه کسانی آن را انجام می دهند، و سرانجام اينکه زيان های اين جايگزينی کدامند. پيش از اين ديگران در اين باره نکاتی را مطرح کرده اند و بحث هایی هم صورت گرفته اما بنظر می رسد که مسئله هنوز حل نگرديده و هر روز هم جدی تر می شود.

پرژن (Persian) واژه ای است که قرن ها در غرب بکار برده شده است. اصل آن بر می گردد به واژه های پارس و پارسی. هنگامی که هزار سال پيش از ميلاد مسيح و بهنگامی که اقوام آريايی به سرزمين پرسيس مهاجرت کردند و بنام پارسها شناخته می شدند، زبان آنها نيز پارسی ناميده می شد. اين زبان از آن هنگام تا کنون دچار دگرگونی های بسياری در دوره های گوناگون شده است که نتيجه آن پديداری پارسی کهن (که تا سه سده پيش از ميلاد هنوز بکار برده می شد)، پارسی ميانه يا پهلوی (که تا سده نهم پس از ميلاد رايج بوده)، و پارسی نو که ديگر پس از تسلط عرب ها نام آن به فارسی تبديل گرديد چرا که در زبان حاکمان جديد صدای "پ" وجود نداشت. اگر اين صدا وجود داشت و يا اگر ايرانيان پشتکاری بيشتری در نگهداری نام واقعی آن می داشتند ، با توجه به تشابه آن با نام آن در زبانهای غربی کار امروز ما را یقينا ساده تر می بود. ولی ايرانيان فرم عربی شده اين واژه را که همان "فارسی" می باشد برای ناميدن زبان خود انتخاب کردند. در غرب از همان دوران يونان و رم باستان اين زبان پرژن (Persian) خوانده شده است - يا با تلفظی شبيه به آن بسته به زبانهای ديگر اروپايی. فارسی در دوران امپراتوری اسلامی همچنان اهميت خود را حفظ کرد و در کنار عربی تبديل گرديد به يک زبان جهانی بويژه در فلات ايران، در آسيای ميانه، و تا همين سده های اخير بعنوان يک زبان رسمی در هند. در اين دوران حجم بزرگی از آثار تاريخی، شعری، و ادبی، اجتماعی، و علمی به فارسی نوشته شد. امروزه نيز فارسی همچنان نه تنها زبان رسمی ايران بلکه يکی از زبانهای رسمی افغانستان و جمهوری تاجيکستان نيز می باشد و هنوز هم زبان مردم بسياری در ساير نقاط آسيای ميانه می باشد.

اما سخن اصلی ما بر سر نام اين زبان در زبان انگليسی است نه تاريخچه آن. مسئله اين است که چرا ناگهان در امريکا و نيز در بسياری از کشورهای اروپايی بجای نام انگليسی آن (Persian) يا فرانسوی آن (Persane)، يا آلمانی آن ( Persisch) ، واژه "فارسی" (Farsi) که در واقع نام بومی زبان ما در خود زبان فارسی در ايران يا کشورهای فارسی زبان است بکار برده می شود و چه کسانی به اين کار دامن می زنند ؟ اشکال آن چيست؟

برای کسانی که به روزنانه ها، کتابها، و نشريات انگليسی و يا اروپايی در دوره های پيش از دهه هشتاد ميلادی (و چاپ خارج از ايران) دسترسی دارند و يا برای کسانی که آن سالها را بياد می آورند، روشن است که اين زبان در آن روزگار در انگليسی بطور عمده پرژن (Persian) خوانده می شد و نه فارسی (Farsi. در آن زمان به ندرت و تنها در موارد خاصی اين واژه به چشم می خورد و قطعا مردم عادی غرب (بجز عده ای جهانگرد يا فرستاده های سياسی و آنهم بخاطر بی اطلاعی دوستان بومی اشان) از آن بی اطلاع بودند. در آن زمان واژه فارسی (Farsi) تنها به معنای نام محلی زبان ما در زبان های غربی وجود داشت. ). اما در واقع پس از انقلاب اسلامی سال 1358 بود که بگونه ای گسترده و ناگهانی از اين زبان در انگليسی و ساير زبانهای اروپايی بعنوان فارسی (Farsi) نام برده شد. انقلاب ايران در بسياری زمينه ها بويژه در حوزه با چگونگی توليد فرهنگ و گسترش آن، توليد ايدولوژی و ارتقاء آن، توليد هنر و تبليغ آن، و نيز در زمينه چگونگی عرضه داشت هويت ايرانی دگرگونی های شگرفی در جامعه ايجاد نمود. در سطح عمومی، ديگر اين گونه توليدات در انحصار يک گروه برگزيده اجتماعی نبود بلکه بسياری از مردم عادی نيز فرصت يافتند به اين گونه فعاليتها بپردازند. از جمله مثال های موفقيت آميز آن شرکت انبوه بيشماری از زنان ايرانی در فعاليت های ادبی، سينمايی، و نقاشی است. مسئله ارتقاء گفتمان حکومتی بعنوان يک سياست رسمی در سطح داخلی و بين المللی همچنان بعنوان يک ضرورت باقی ماند اما ديگر بجای ستايش نظام ايران باستان، دولت به ستايش سنت های دينی پرداخت که از آن رهگذر تا اندازه ای هر آنچه که باستانی، غربی، يا بطور کلی غير مذهبی بود نفی می گرديد. همزمان، انقلاب باعث تبعيد، کوچ احباری، يا کوچ آزادانه بسياری از ايرانيان با زمينه های اقتصادی و فرهنگی مختلف به غرب گرديد. همه اين دگرگونی ها به نوعی در باز عرضه داشت هويت ايرانی که پيش از اين بيشتر در رابطه با ايران تاريخی بود تاثير گذاشت. از نتايج اين دگرگونی های گفتمانی يکی هم رواج واژه فارسی (Farsi) بعنوان نام اين زبان در خارج از کشور بود. اما ابتدا اين را بايد روش کرد که اين کسانی که به رايج کردن اين واژه در زبانهای خارجی کمک کردند که بوده و از کدام خواستگاه دست به اين کار زدند.
در اين رابطه به چند گروه می توان اشاره کرد که هر کدام ممکن است با انگيزه يا دلايل مختلفی به اين کار اقدام کرده باشند. نخستين گروه مديران کشوری پس از انقلاب بودند که در اخبار انگليسی و ديگر زبان های خارجی، در نشريات انگليسی، در بروشورهای جهانگردی، و در اعلاميه های انقلابی به زبان های خارجی و در هر کجا که لازم بود از واژه فارسی (Farsi) استفاده کردند. اين البته به اين معنا نيست که در رژيم پيشين هيچکس هيچگاه از نام بومی اين زبان در زبان های خارجی استفاده نمی کرد. بودند تعدادی که اين کار را می کردند. اما با انقلاب 1979، و سپس با حادثه گروگانگيری، ايران نا گهان در مرکز توجه جهانيان قرار گرفت. اکنون ديگر همه به اين توجه داشتند که مسئولين انقلابی ايران چه می گفتند. آنها گاه بر اثر بی توجهی از واژه فارسی (Farsi) در ارتباطات خود استفاده می کردند و گاه نيز انگيزه های ايدولوژيک آنان را به اين کار وا می داشت. برخی از مخالفان فرهنگ غربی می دانستند که زبان ما برای مثال در انگليسی پرژن (Persian) خوانده می شد و نيز می دانستند که عربها آن را الفارسی می خوانند و نيز تا حدی به رابطه واژه پرژن (Persian) با تاريخ ايران باستان هم آگاهی داشتند و بنابراين نمی توان گفت که تمام حرکات آنها نا آگاهانه بوده است. رواج واژه فارسی (Farsi) برای اين گروه نه تنها عملی در مخالفت با غرب بود بلکه از نظر ايدولوژی نيز باعث ايجاد فاصله هر چه بيشتر با فرهنگ ايران باستان می گرديد، درست بر خلاف کاری که برخی از مسولين رژيم پيشين در صددش بودند، يعنی اغراق در مورد ايران باستان و اهميت آن در زندگی روزمره مردم دوران ما. شايد هم اينان صادقانه باور داشتند که بايد اين نام را تغير داد که در اين صورت درست اين است که دلايل اين باور خود را مورد بحث عمومی قرار می دادند. برای مثال حتا امروز نيز دريک تارنمای رسمی کشور بخشی وجود دارد بنام فارسی سرويسس (Farsi Services): اين را چگونه می توان توضيح داد.هنگامی که نهادی رسمی زبان خود را فارسی بخواند، طبعا بسياری از وابسته های سياسی کشور های ديگر که در ايران اقامت دارند نيز آن را به همان نام می خوانند بويژه اگر آنها از کشورهايی باشند که در آنجا به زبان ما فارسی می گويند (برای مثال کشورهای عربی، پاکستان، ترکيه، و غيره). اين افراد نيز به پيروی از مقامات رسمی ما هنگام سخن گفتن به زبان انگليسی به زبان ما فارسی (Farsi) خطاب می کنند.
گروه ديگری که به رواج استفاده از واژه فارسی (Farsi) در زبان انگليسی کمک کردند برخی از خبرنگاران خارجی بودند که برای تهيه گزارش به ايران به ويژه در ده شصت سفر می کردند. اينان با توجه به زمان محدودی که در آنجا می گزراندند، تعجب آور نبود که تنها کلمه ای را که حتما ياد می گرفتند همين واژه فارسی بود بويژه که از مسئولين هم هنگام انگليسی صحبت کردنشان، کلمه پرژن را نمی شنيدند. اين خبرنگاران پس از بازگشت از معلومات تازه خود، از جمله نام زبان کشور ايران، در نوشته هايشان استفاده می کردند تا خوانندگان خود را بهتر تحت تاثير قرار دهند. هنوز هم برخی از آنان به اين کار ادامه می دهند و از بکار بردن نام درست اين زبان در زبان خود اجتناب می ورزند. در اين مورد نيز که رفتار مقامات ايرانی با نام بين المللی زبان خود نيز در مورد رفتار خبرنگاران نيز بی تاثير نبوده است. بالاخره آنها گزارشگرند و هر چه را بشنوند تکرار می کنند.
گروه بعدی که از واژه فارسی (Farsi) برای ناميدن اين زبان در انگليسی استفاده می کنند شامل برخی از زبان شناسان می باشد. اين ها معتقدند که برای تشخيض مابين زبان هايی که در ايران، افغانستان، و تاجيکستان رايج است بهتراست که در انگليسی زبان ايران را فارسی (Farsi)، زبان افعانستان را دری (Dari)، و زبان تاجيکستان را تاجيک (Tajik) بنامند چرا که اتلاق واژه پرژن (Persian) به همه آنها درست نيست. و اين اعتقاد بر اين اساس استوار است که اين ها سه زبان مختلف، يا بر طبق نظرات برخی ديگر از آنان دست کم سه گويش گوناگون، می باشند. در اين مورد در واقع اغراق می شود، به همانگونه که برخی از زبان شناسان در تفاوت بين فارسی نوشتاری و گفتاری چنان اغراق می کنند که گويی در باره تفاوت بين عربی فصحه و عربی عامه سخن می گويند. در اينکه اينها سه زبان مختلف هستند جای بحث فراوان وجود دارد، اما ممکن است برخی بگويند که اين گونه نام گزاری کار اين گروه از پژوهشگران را کمی آسان می کند. ولی واقعيت اين است که اين کار باعث ايجاد سردرگمی در بين غير متخصصين می گردد. از آن گذشته دلايل بسياری نيز برای رد اين نظريه زبان شناسانه وجود دارد. برای مثال زبان انگليسی در انگلستان و انگليسی در آمريکا با يکديگر تفاوت هايی دارند (اگر چه به نسبت بسيار کمتری) اما اين دو گونه را دو زبان مختلف به نامهای انگليسی و امريکايی نمی خوانيم بلکه در صورت لزوم به آنها انگليسی (English) و انگليسی امريکايی (American English) اتلاق می کنيم. به همين روال فرانسوی فرانسه و فرانسوی کبک (در کانادا) با يکديگر تفاوت های فاحشی دارند اما هر دو فرانسوی هستند: French و Canadian French. از اينها گذشته اگر قرار باشد اين منطق زبان شناسانه را به مقوله نام گذاری ها تعميم دهيم، بايد برای تمام لهجه های فارسی در ايران و افغانستان و تاجيکستان يک نام ويژه پيدا کنيم که در اين صورت ما صاحب "زبانهايی" خواهيم شد از قبيل اصفهاني و شيرازی که برای فارسی زبانان بسيار آسانند و به فارسی تهرانی نزديک و "زبانهايی" همچون سياه کوهی و اردکانی که فهم آنها برای تهرانی ها کمی مشکل تر است. بنابراين چرا برای مثال از اين نام گذاری استفاده نمی کنند: Persian و Dari Persian و Tajik Persian. اين سه واژه بخوبی اين سه گونه مختلف زبان فارسی از هم تميز می دهد. برای اطمينان خاطر اين را هم اضافه کنم که حتی در خود زبان فارسی و در تاجکيستان، اديبانی مانند محمد جان شکوری واژه فارسی تاجيکی برای ناميدن اين زبان بکار می برد.

واقعيت ديگر هم اين است که در سطح ادبی نيز اين سه کشور دارای ميراث ادبی (Persian literature) مشترکی هستند که به ما اجازه نام گذاری های دلبخواهی در زبان های ديگر را نمی دهد. چنانچه همه ايرانيان و ايرانشناسان سه واژه Persian و Dari Persian و Tajik Persian را به رسميت بشناسند، ادارات دولتی و بويژه ادارات مهاجرت کشورهای خارجی نيز بتدريج آن را پذيرفته و در اسناد خود آن را منعکس خواهند کرد و بدين ترتيب يک امر فرهنگی طولانی مدت فدای منافع کوتاه مدت چندين مترجمی که برای اين ادارات کار می کنند نخواهد شد. جالب است که يک نويسنده افغانی در کتاب تازه خود می گويد داشتن دو نام برای يک زبان در دو كشور ايران و افغانستان برای فرهنگ و ادبيات مشترک دو کشور مضر بوده است. وی در اين پژوهش خود نشان می دهد که هيچگاه ضرورت تاريخی برای کاربرد واژه های "دری" و "فارسی" وجود نداشته است و از اين راه اين باور را كه زبان مردم افغانستان دری و زبان مردم ايران فارسی است، مورد ترديد قرار می دهد.

افراد ديگری که اين کار را يعنی استفاده از و اژه فارسی برای ناميدن اين زبان در زبانهای ديگر تا حدی بطور طبيعی انجام می دهند عبارتند از کسانی که نام اين زبان در زبان مادری اشان نيز فارسی است. اينها شامل هندی ها، پاکستانی ها، عرب ها، ترکها، پنجابی ها، و غيره می باشند که در هنگام مکالمه به انگليسی اين تمايل درشان وجود دارد که همان واژه آشناتر زبان خود را بکار ببرند. اين عمل نشانه بی احترامی آنها نسبت به اين زبان نيست. در مواردی با اين کار و مانند برخی از غربيها که با ايرانيان پيوندهای نزديکی دارند انگار که می خواهند احساس نزديکی خود را به فرهنگ ايرانی نشان دهند. کسانی که در دانشگاه های غرب به آموزش فارسی می پردازند حتماً به اينگونه دانشجويان برخورد کرده اند. اما جالب اين است که با يکبار ياد آوری، اين گروه از واژه پرژن (Persian) استفاده می کنند.

گاه سازمان های دولتی در کشورهای غربی و بويژه در آمريکا نيز به خاطر مشخص کردن نواحی مورد نظرشان ممکن است از واژه فارسی (Farsi) در متن انگليسی کنند. اين کاربرد بويژه از پس از فاجعه 11 سپتامبر افزايش يافته است اما اثر فرهنگی آن هنوز بسيار نا شناخته مانده است. اميد می رود که با درست شدن اوضاع سياسی در خاورميانه، ديگر نيازی به اين گونه فعاليت های ارتشی دست کم در مورد ايران وجود نداشته باشد. اما جالب است بدانيم که در آگهی های استخدام اين سازمانها، برای گزينش متخصصين مورد نظر خود در افغانستان هم، کماکان از واژه فارسی (Farsi) استفاده می کنند. بعبارتی، عدم استفاده از واژه پرژن (Persian) لزوما به تفکيک بين فارسی ايران و فارسی دری آنچنان که مورد نظر برخی از زبانشناسان نمی انجامد.

گروه بعدی و بنظر من عامل عمده رواج واژه فارسی (Farsi)، همانا شامل مهاجرين و پناهندگان سياسی / اقتصادی پس از انقلاب می باشد. اين گروه از همه بزرگتر بوده و دسترسی به آنان برای بحث در مورد نام زبان فارسی در زبان های خارجی نيز از همه سخت تر است. بيشتر اين افراد به هنگام ورود به غرب به هيچ زبانی به جز فارسی تسلط نداشته اند و برخی از آنان هنوز هم زبان کشور ميزبان را بخوبی فرا نگرفته اند. آنها هنگام پر کردن درخواست نامه های اداره مهاجرت در امريکا و کانادا و در برابر پرسش "زبان مادری شما چيست؟" می نوشتند فارسی (Farsi) و نمی دانستند يا هنوز هم نمی دانند که نام زبان آنها در انگليسی يا ديگر زبان های اروپايی فارسی (Farsi) نيست. نتيجه اينکه که در سالهای اخير ما شاهد بروز اين واژه در اسناد و ادبيات اداره مهاجرت کشورهای غربی گشته ايم. اين هموطنان حتا اگر بر حسب اتفاق با نام زبان خود در انگليسی آشنا باشند، آن را ممکن است به اشتباه پرشيين يا پرشيان تلفظ کنند و هنگامی که مخاطب آنها از وجود چنين زبانی به خاطر تلفظ نا جور آن اظهار بی اطلاعی می کند، آنها ترجيح می دهند به کاربرد همان واژه فارسی اکتفا کنند اگر چه مخاطب آنها از وجود همچون زبانی هم بی اطلاع باشند. بر اساس تحقيقی محدودی که در دوران دانشجويی ام در بين عده ای از ايرانيان و آمريکائيان مقيم ميشگان انجام دادم (سی نفر ايرانی و بيست نفر آمريکايی)، از هر ده نفر ايرانی که تحصيلات دانشگاه های در امريکا نداشتند، شش نفر معتقد بودند که فارسی (Farsi) نام زبان کنونی ماست و پرژن (Persian) يا نام نژاد يا نام زبان ايران باستان بوده است. جالب اينکه هيچکدام هيچگونه دليلی هم برای اين اظهار نظر خود نداشتند. کسانی که در دانشگاه امريکايی، بويژه دانشگاه های بزرگ و رده يک که آموزش زبان فارسی جزئی از برنامه هايشان است حضور يافته باشند (چه ايرانی چه آمريکايی)، به احتمال زياد با واژه پرژن (Persian) برخورد داشته اند. بر اساس همين تحقيق، از ده نفر آمريکايی، همگی واژه پرژن (Persian) را می شناختند ولی تهنا يکنفر از آنها می دانست فارسی (Farsi) چيست و بنابراين برای اين گروه در کل تفکيک بين اين دو نام مطرح نبود. (چنانچه بخواهيم به اين مسئله بطور جدی تری بپردازيم، لازم است که به تحقيق و آمار گيری های گسترده ای، بويژه در جوامع ايرانی خارج از کشور دست زد. برای مثال ممکن است مفيد باشد اگر بدانيم که ايرانيان نسل دوم در اين مورد چه فکر می کنند و چه احساسی دارند. يا آنها برای اولين بار کجا با واژه پرژن آشنا شدند.)

اگر چه اکثر کسانی که واژه فارسی (Farsi) را بکار می برند با توضيح کوتاهی ممکن است به کنه مطلب پی ببرند اما برخی از افراد اين گروه نسبتا تازه وارد به جهان غرب در مورد کاربرد واژه فارسی متعصب باقی می مانند. آنها بر انديشه می مانند که با بکار بردن واژه فارسی (Farsi) هنگام حرف زدن به زبان انگليسی کاری می کنند وطن پرستانه. بنوعی انتظار دارند که غرب با بکار بردن کلمه فارسی سعی کند بهتر فرهنگ ايرانی را به رسميت بشناسد. آنها گاه به تئوری توطئه نيز متوسل می گردند و می گويند که خارجی ها ما را مجبور کرده اند که نام زبان خود را عوض کنيم. اينها غافل از اين هستند که با اين کار خود مانع بزرگی در راه ارتقاء فرهنگ خود ايجاد می کنند که بدان خواهيم پرداخت. در اينجا تنها اين را متذکر شوم که همانطور که اشاره شد، خود واژه فارسی (Farsi) عربی شده واژه پارسی (Parsi) است که اين دومی در حقيقت به (Persian) از نظر صدا و صوت و شکل به همان اندازه نزديک است که کلمه اولی. بنابراين اين ادعای ناسيوناليستی هم که ما بايد نام بومی زبان خود را که همانا فارسی است به اين خارجيها وبه جامعه بين المللی تحميل کنيم نيز بر ناآگاهی استوار است. جالب است که اين دسته از افراد آگاهی بسيار نا چيزی از فرهنگ ايران، بويژه فرهنگ باستانی ايران، نکات ضعف آن، و ساير مشکلات سنتی رايج در جامعه داشته و در اين رابطه هم فکر می کنند تمامی عقب ماندگی ايران ناشی از تبانی های غربی ها است.
گروه بعد و در ادامه گروه قبلی، ايرانيان نسل دوم هستند. اينها از پدر و مادر خود شنيده اند که نام زبان مادری اشان فارسی (Farsi) است و اين احتمالا همان چيزی است که در مدارس آخر هفته که بعضا برای فراگيری زبان فارسی در آن شرکت می کنند نيز بدانها آموزش داده می شود که همه اينها البته طبيعی است چون اين روند فراگيری نام زبان تماما بزبان فارسی صورت گرفته است. اما از آنجايی که بسياری از جوانان نسل دومی مطالعه چندانی در باره زبان و فرهنگ خود بزبان انگليسی ندارند، هيچگاه اين فرصت را نيافته اند که نام زبان خود را در کشور دومشان کشف کنند. اينها هنگامی که وارد دانشگاه می شوند و از روی علاقه، نياز، يا کنجاوی بدنبال درس های زبان يا ادبيات فارسی می گردند و آنها را نمی يابند بسيار نا اميد می گردند غافل از اينکه اين دروس در دانشگاهای عمده امريکا بطور مرتب تحت عنوان Persian Language ويا Persian Literature در همه سطوح ابتدايی، متوسطه، و پيشرفته ارائه می گردند. از اينها گذشته، برخی از نسل دومی ها بنا به عادت، از واژه های يک زبان هنگامی که بزبان ديگری صحبت می کنند استفاده می کنند و واژه فارسی هم از اين عادت در مصون نيست و رفت و برگشت بر سر آن از يک زبان به زبان ديگر به آسانی صورت می گيرد.

از اين گروه ها که بگذريم، مجامع علمی، فرهنگی، هنری، و دانشگاهی از همان واژه پرژن (Persian) در زبان انگليسی و ساير زبان های اروپايی استفاده می کنند. برای مثال، شما می توانيد در دانشگاهها درس Persian 101 را بگيريد اما از Farsi 101 خبری نيست. در اين ميان ايران شناسان غربی که از زمره اولين کسانی هستند که به مطالعه علمی و سيستماتيک فرهنگ ايران باستان، و ادبيات فارسی کلاسيک پرداختند، در استفاده از نام درست زبان فارسی در زبان های خارجی نهايت دقت را بخرج داده و بندرت کسی را می توان يافت که از اين قاعده خطور کرده باشد.

اما اکنون بپردازيم به اينکه چه اشکالی دارد که ما در انگليسی بجای پرژن (Persian) بگوييم يا بنويسيم فارسی (Farsi). مگر نه اينکه در ايران و برخی ديگر کشورها اين زبان را فارسی می ناميم؟ آيا دانشگاهيان و پژوهشگرانی که به لزوم کاربرد پرژن (Persian) اصرار می ورزند، و همه آنها هم لزوما ايرانی نيستند در رويای بازگشت به دوران ايران باستان بسر می برند؟ آيا آنها در برابر موج عظيم توده های خارج از کشور که ترجيح می دهند فارسی (Farsi) را در هنگام انگليسی حرف زدن بکار ببرند تلاشی بيهوده می کنند؟ پاسخ به اين پرسشها منفی است. آنها نه ناسيونالسيت هستند، نه مبلغ يک جهان بينی خاص، و نه در رويای بازگشت کورش کبير. مسئله اساسی اين است که بنا به دلايل زير در زبان انگليسی کاربرد پرژن (Persian) از کاربرد فارسی (Farsi) بهتر است، و منجر به منسوخ شدن واژه زيبای پرژن (Persian) نخواهد شد، و اين استدلال ها در مورد استفاده از نام درست اين زبان در ساير زبانهای اروپايی نيز صدق می کند.

يکم، از نظر تاريخی کار برد واژه فارسی (Farsi) در زبان انگليسی اشتباه است. اشتباه است چون هيچگاه غربی ها اين واژه را بطور روزمره در امور فرهنگی و علمی بکار نبرده اند. تا پيش از انقلاب 1979، اين واژه بيشتر متعلق به دانشنامه ها و فرهنگ واژه ها بود آن هم برای اينکه توضيح دهند که نام بومی و محلی اين زبان چيست. در سالهای اخير اما اين واژه به آنها تحميل شده است و اين تحميل در باز شکل گيری هويت ايرانيان تاثير خواهد گذاشت. و بنظر من هويت يک پديده ايستا نيست، دائم در حال باز نويسی خودش می باشد. هويت همزمان با دگرگونی های اجتماعی، بدنبال تاثير پذيری از ساير فرهنگ ها، و حتی بر اثر انکشاف اقتصادی دگرگون می شود و شايد بتوان گفت تکامل می يابد و يا دست کم پيچيده تر می گردد. افراد می توانند در اين روند و در باز نويسی ها نقش داشه باشند و حفظ ميراث گذشته و همچنين حفظ نمادهايی که ميراث گذشته را نمايندگی می کنند از جمله تدابيری هستند که در روند فوق تاثير مثبت می گذارند. واژه پرژن (Persian) از اين نماد ها ست.

دوم، کاربرد واژه فارسی هنگام تکلم به زبان انگليسی نقص هماهنگی اين زبان بوده و نيز تجاوزی است به صرف و نحوش. برای يک لحظه تطور کنيد که شخصی به فارسی بشما بگويد که:
"من انگليش و فرنچ و پُوليش حرف می زنم." اين جمله هماهنگی نحوی زبان فارسی را به هم می زند چرا که ما برای اين زبانها در زبان فارسی نام های ديگری داريم. درست اين جمله اين است: "من انگليسی و فرانسوی و لهستانی حرف می زنم." يا اينکه يک انگليسی زبان به انگليسی بگويد:
يا "I went to Paris last year and there I learned Francais."
My español is very good.
درست اين است که اين شخص بگويد French چرا که استفاده از جمله بالا به غير از اشتباه زبانی آن کمی خود نمايی نيز القاء می کند. همه اينها در گوش شنونده نا خوش آيند هستند. به همين ترتيب نام زبان آلمان در خود اين زبان دوچ (Deutsch) است و در انگليسی بدان جرمن (German)اتلاق می گردد. پيشترها استفاده از واژه دوچ (Deutsche) بجای جرمن (German) در زبان انگليسی صورت زياد صورت می گرفت که نوعی بی احترامی تلقی می گرديد. اما امروزه هنگامی که اين جايگزينی صورت می گيرد، نشانه ای از نا آگاهی گوينداش در نظر شنونده می باشد. کاربرد اولی شبيه کاربرد واژه در زبان انگليسی است.

سوم، خود واژه Farsi در زبان انگليسی يک واژه خوش صدا نيست. شنونده را به ياد واژه هايی از قبيل Farce و Farcical به معنای لودگی، نمايش مسخره، و کارهای مضحک می اندازد. در فرانسه کار برد واژه Farsi بجای Persan حتا بد آوا تر است. شنونده را بياد Farci (stuffed) و Farce (joke) می اندازد.
چهارم و از همه مهمتر اينکه در ضمير آگاه يا نا خود آگاه يک انگليسی زبان و يا يک غربی بطور کلی، واژه ی پرژن (Persian) مرتبط با و ياد آورنده بسياری از جنبه های مثبت فرهنگی ما می باشد. برای مثال هنگامی که آنها اين واژه را می شنوند حتا اگر بلافاصه بدان فکر نکنند جايی در ته ذهنشان ته نشين هايی و جود دارد از قبيل:
Persian Empire, Persian Mosques, Persian poetry, Persian mysticism, Persian miniature, Persian carpets, Persian cats, Persian pistachio, Persian caviar, Persian food, and Persian Gulf
شعر، ادبيات، مسجد، غذا، خاويار، گربه، مينياتور، قالی، پسته، مفاهيمی بدی نيستند که با نام زبان ما بعنوان يک صفت عجين گرديده اند. در اذهان مردم غرب، Persia and Persian به هم نزديک بوده: يکی نام کشور و مليت و ديگری نام زبان ماست. در مقاطعی از تاريخ اروپا بويژه از سده 17 تا 19، فرهنگ ايران چنان محبويتی داشت که بسياری از پژوهشگران اروپايی سعی می کردند فرهنگ خود را به فرهنگ فارسی ارتباط دهند. البته بعد ها اين کار آنچنان ادامه يافت که جنبه ايدئولوژيکی و ناسيوناليستی پيدا کرد. از همين روی است که بسياری بر اين باورند که تغير نام بين المللی کشورمان از Persia به ايران نيز زيان آور بود چرا که ناگهان نام جديد تاريخ کهن سال کشور را نمايندگی نمی کرد. در واقع، خود رضا شاه که اين کار را کرده بود، بنا به اسناد تاريخی بعد ها از کار خودش پشيمان گرديد اما ديگر جامعه بين المللی به نام جديد (که البته در خود ايران جديد نبود چون کشور هميشه به همين نام خوانده می شد) عادت کرده بود. پرژن (Persian) بنابراين ضمن اينکه نام زبان ماست، بعنوان صفت نيز مليت ما را نيز هنوز توصيف می کند (مانند واژه روسی که نام زبان مردم روسيه است و هم توصيف کننده مليت آنها). اين يک نکته مثبت است که بايد آن را غنيمت شمرد بويژه آنکه تمام رفرنت های بالا همگی خوشايندند. برای مثال اين تصور وجود دارد که امپراطوری ايران باستان به فرهنگ بشريت کمک کرده و حتی از طريق اديان زردشت و مانی تاثيراتی بر مسحيت نيز بر جای گذاشته است. شعر کلاسيک فارسی را می توان گفت که همه دوست دارند. امريکايی های قديمی تر هنوز هم رباعيات خيام را که توسط فيتز جرالد به انگليسی ترجمه شد از حفظ دارند و در سالهای اخير با کمک کلمن بارک، اشعار مولوی بسيار رايج گرديده و تا قلب هاليوود رخنه کرده و ستارگانی مانند مدونا، دمی مور، مارتين شين، روزا پارکز، و چند تن ديگر آن اشعار را باز خوانی کرده اند. حال نمی گويم که ما بايد در گذشته زندانی باشيم و عمر خود را با پز دادن در باره اندک ميراثی که از گذشته برايمان باقی مانده هدر دهيم. بايد بيشتر به آينده نگريست. اما در عين هويت ما را هيمن اندکی که داريم تعيين می کند که ما نبايد به فراموش کردن آن از طريق نام گذاری های اشتباه کمک کنيم چرا که تمدن بشری مجموعه است از تمامی دست آوردهای فرهنگی و تاريخی تمامی اقوام جهان و در اين رهگذر، چه بخواهند چه نخواهند، ايران چه در دوران باستان و چه در دوران امپراطوری اسلامی نيز سهمی بسزا داشته است.

و هنگامی که سخن از آينده است، اگر روزی روابط بازرگانی بين دو کشور باز بر قرار گردد، حافظه فرهنگی در رونق اقتصاد بين المللی ايران نقش خواهد داشت. در اينجا خواهد بود که باز خاطره های قالی های خوش نقش، پسته های اعلا، و ساير خوراکی های خوشمزه که با واژه پرژن همراه هستند آسانتر به بازار عمومی راه خواهند يافت تا اقلامی که با واژه های فارسی ترکيب شده اند. اين مورد بازرگانی ديگر تنها مربوط به يک نوستالژی فرهنگی نيست بلکه به واقعيت های آينده زندگی ايرانی های ساکن آمريکا و نسل های بعدی آنها مربوط است چرا که از نظر فرهنگی واژه Farsi چيزی را بخاطر يک انگليسی زبان نمی آورد بجز حادثه گروگانگيری، طالبان در افغانستان، و يا حملات به مظاهر فرهنگی ايران باستان.

هر کدام از اين دلايل شايد به خودی خود اهميت چندانی نداشته باشد اما هنگامی به کل موضوع و به کل مسائلی که از رواج واژه فارسی Farsi در زبانهای خارجی ناشی می گردند نگاه کنيم می بينيم که به تلاشش می ارزد که در باره اش کمی بيشتر انديشه کنيم. من اين نکته را هم فراموش نمی کنم که نمی شود جلو تغييرات زبانی را گرفت. گاهی واژه هايی در يک زبان از بين می روند، واژه هايی ديگر زاده می شوند، و گاه نيز واژه هايی نو جايگزين واژه ها کهن می گردند. اغلب اين روند مستقل از اراده افراد صورت می گيرد. در مورد بحث مورد نظر ما مسئله حتا پيچيده تر است چون ما در باره زبان انگليسی سخن می گوئيم که هيچ گونه کنترلی بر روی آن نداريم. درست است که ما در تحليل نهايی نمی توانيم تعيين کننده سرنوشت نام اين زبان در انگليسی باشيم اما دست کم می توانيم در دامن زدن به از بين بردن واژه زيبا، تاريخی، و پر معنای پرژن (Persian) شرکت نداشته باشيم. آکادمی های زبان و آگاهی های جمعی نيز در اين روند تاثير گزار هستند.

من هيچ گونه توهمی در باره عظمت، شکوه، و بزرگی فرهنگ ايران باستان ندارم و به نظرم در اين باره اغراق گويی بسيار شده و می شود. قضيه نام زبان ما در زبان انگليسی مقوله ای است که بنا به دلايل بالا به زندگی امروز ما ربط دارد. و اين را اضافه کنم که اين تنها يکی از مشکلات مربوط به عرضه داشت يا ارائه فرهنگی هويت ايرانی در برابر جهانيان است (برای کسانی که در غرب زندگی می کنند اين مقوله "ارائه" بسيار مهم است). هنوز هم قضيه تغيير نام کشور در مجامع جهانی برای برخی هضم نگرديده و هر از چند گاهی توسط افرادی مطرح می گردد. هنوز هم ابتدايی ترين دشواری های مربوط به حروف الفبای فارسی مورد بررسی کامل و منظم قرار نگرفته. در اين باره نيز هر چند سالی عده ای دلسوزی می کنند و سپس قضيه بدست فراموشی سپرده می شود. دشواری ها، پيچيدگی ها، و نارسايی های الفبای فارسی هنوز احتياج به بررسی دارد و بايد در مورد آن نيز از راه پژوهشهای اساسی و در يک پروسه دمکراتيک تصميماتی تاريخی اتخاذ گردد. و اين قضيه الفبا، به نظر من، تنها يک مسئله تکنيکی نيست بلکه در واقع مربوط است به فرهنگ، هويت، آموزش و پرورش، پيشرفت و هماهنگی با پيشرفت های تکنولوژی بويژه در حوضه اطلاع رسانی، و سرانجام به روانشناسی اجتماعی. بعبارت ديگر، به اين گونه مسائل بايد از زاويه چند رشته ای برخورد کرد.

در رابطه با بحث نام زبان ما در زبانهای اروپايی بايد البته مسئله زيبايی شناسی و شفافيت زبان را نيز در نظر داشت. همان گونه که گفته شد، کاربرد واژه فارسی در زبان انگليسی هيچ به زيبايی و روشن سخن گفتن در زبان انگليسی کمک نمی کند. بلکه باعث ايجاد واژه های غريبی می گردد از قبيل Farsi Night ، Farsi Food ، FarsiEasts، Farsi Services، Farsi Conference، Farsi Library، Farsi Club، Farsi Mother Land، Farsi Cinema، و ده ها مثال ديگر که اين روزها بر روی صفحات شبکه جهانی و تار نماهای گوناگون ظاهر گشته اند. کاش دست کم بجای Farsi، واژه Iran و يا Iranian را در اين ترکيبها بکار می بردند. آيا حتا اگر با کاربرد واژه Persian مخالف باشيم، بهتر نيست بجای Farsi Cinema بگوئيم Iranian Cinema؟

ايرانيان در خارج از کشور حتی نظارتی بر روند رشد زبان فارسی هم ندارند. آنها نه دارای آکادمی زبان هستند و نه در مصدر قدرت و نه صاحب يک رسانه عمومی. بسياری از آنها بطور ناگهانی و در بسياری از موارد بطور تصادفی به دنيای غرب پرتاب شده اند و اکنون در برزخی بين دو زبان و دو فرهنگ، و اين روزها به خاطرشدت گرفتن مسائل سياسی در جهان، بين دو پارادايم به ظاهر آشتی نا پذير زندگی می کنند. علی رغم اين دشواری ها می توان کمی هم خوشبين بود زيرا که اين موقعيت چندان بدی هم نيست. در واقع اين يک توفيق است که شايد يکی از مهمترين وسيله های نيل به پيشرفت کامل را در ايران را از طريق فرا گيری و تبادل فرهنگی و ارتباط با هم وطنان درونمرزی را فراهم کند. بهتر است ما به اين قضيه نام زبان مادری يا ملی امان نيز بعنوان يک تمرين در فراگيری دمکراسی بنگيريم. به ديگر سخن، و با توجه به امکاناتی که وجود دارد می توان به پژوهشهای سيستماتيک دست زده، اطلاعات لازمه را جمع آوری کرده، و در نهايت در يک حرکت دسته جمعی به تصميم گيری پرداخت. در اين راستا می ارزد که تنبلی نکنيم و توجه داشته باشيم که نام زبان ما در زبان انگليسی، فرانسوی، آلمانی، و بسياری از زبانهای اروپايی ديگر، و نيز در جامعه بين اللملی و سازمان ملل متحد فارسی (Farsi) نيست و رواج اين واژه در اين زبان های خارجی و مجامع بين المللی ممکن است به هويت و هماهنگی فرهنگی ما زيان رساند.

-----------
* کامران تلطف استاد مطالعات خاور نزديک در دانشگاه آريزونا توسان است ([لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید] AND [لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]). زمينه های پژوهشی وی عبارتند از ايدولوژی، استعاره، و مسائل زنان. کتابهای اخير وی عبارتند از:
The Politics of Writing in Iran: A History of Modern Persian Literature, by Kamran Talattof (Syracuse, New York: Syracuse University Press, 2000).
The Poetry of Nizami Ganjavi: Knowledge, Love, and Rhetoric, edited, introduction, and translation by K. Talattof and J. Clinton, (New ork: Palgrave, 2001).
Contemporary Debates in Islam: An Anthology of Modernist and Fundamentalist Thought, edited, introduction, and translation by M. Moaddel and K. Talattof, (New York: St. Martin Press, 2000).
Modern Persian: Spoken and Written (An Elementary Text), by J. Clinton, D. Stilo, and K. Talattof (New Haven: Yale University Press, 2004).

زيرنويس ها


 --------------------------------------

پیوند مستقیم به مقاله(جهت دانلود کردن):

http://www.u.arizona.edu/~talattof/persian/MIN.REVISED.Persian.doc 
  
*  *
*  جز ايران نباشد مرا نام ياد *   * * * *    * * *   *  که يزدان مرا زين سبب کام داد *  * *   

New Member
پست: 4
تاریخ عضویت: یک شنبه 13 اسفند 1391, 4:42 pm
سپاس‌های ارسالی: 6 بار
سپاس‌های دریافتی: 9 بار

Re: Farsi درست است یا Persian ؟

پست توسط dr akbar » یک شنبه 13 اسفند 1391, 4:47 pm

عزیز جان عضو شدم فقط این مطلبو به عرض برسونم
بهتر نبود مسئله به این مهمی رو به صورت خلاصه و 1و2و3 گفته بشه تا تعداد بیشتری حوصله کنند بخونند . اینجوری در آگاهی عمومی موثرتر نبود ؟

Captain I
Captain I
نمایه کاربر
پست: 1633
تاریخ عضویت: پنج شنبه 4 مرداد 1386, 11:53 pm
سپاس‌های ارسالی: 8082 بار
سپاس‌های دریافتی: 3724 بار

Re: Farsi درست است یا Persian ؟

پست توسط KH.I.A.2500 » دو شنبه 14 اسفند 1391, 4:59 am

با سلام

چرا؛ قطعاً موثرتر بود. از راهنمایی شما ممنونم.
  
*  *
*  جز ايران نباشد مرا نام ياد *   * * * *    * * *   *  که يزدان مرا زين سبب کام داد *  * *   

Colonel II
Colonel II
نمایه کاربر
پست: 3471
تاریخ عضویت: جمعه 20 اردیبهشت 1387, 9:44 am
سپاس‌های ارسالی: 5879 بار
سپاس‌های دریافتی: 12410 بار
تماس:

Re: Farsi درست است یا Persian ؟

پست توسط Solver » دو شنبه 14 اسفند 1391, 6:59 am

محوریت سخن بر اساس تصورات نویسنده و کلا غلط اندر غلط است !



اما اینجا چند نکته عجیب و غریب به چشم میخورد ... اول کل این مطلب بر مبنا یک باور غلط است! این که Farsi در حال جهان شمول است و Persian در حال گمنامی!

اما واقعیت برعکس نظر نویسنده که البته اصلا بدون استناد و اثبات بر مبناش این مطلب را نوشته است می باشد. یک مرور با هم داشته باشیم:

مترجم گوگل » Persian

شبکه خبری بی بی سی و نسخه فارسی اون با نام ؟ BBC Persian

میدانید که BBC در حال حاضر از بزرگرتین و همچنین به روایتی اولین آکادمی آموزش زبان فارسی در جهان است!

حتی مایکروسافت در ارائه زبان کیبورد فارسی را زیر زبان persian معرفی نموده است. و پیرو آن تقریبا اکثر سایت ها نسخه چند زبانه ای که ارائه می کنند Persian است نه Farsi.

حتی یک خبرگزاری روس مثل ریا هم pe.ria.ru از pe که نشانه persian است استفاده کرده است.

اما نویسنده بدون اشاره به این موارد، بر اساس تصورات غلط شروع به بررسی دلایل مسئله کرده است!

باقی مطلب هم پر از اشکال است، اما من فکر کنم کل مطلب با یک هدف نوشته شده که اون بیان پاراگراف اول بوده بدون اثبات! و ذهن خواننده در ادامه مطلب کاملا منحرف شده از اون ابتدا ...

اتفاقا همان سالها که گفتند، قرار بود persia کلا جایگزین نام ایران شود و در برخی اسناد رسمی و بین الملل نیز به درخواست دولت ایران این اتفاق افتاده بود و در حال اقداماتای بودند که با شکست جشن های شاهنشاهی این ماجرا نیز نیمه کاره رها شد ...

دلیل persian گفتن زیاد مدیران در اون زمان نیز دیکته ای بود که از طرف دولت وقت شده بود جهت جا افتادنش، شما یک نگاه به اسناد داخلی احزابی مثل سومکا و آریا بندازید تا بهتر دریابید اصلا این فرهنگ لغت پارسی که در نت به صورت PDF دست به دست در حال چرخش است در کدام جلسه و توسط چه کسانی به صورت خیلی غیر حرفه ای گرد آوری شده منتها امروز گاه شاهد این هستیم برخی زبانشاسان هم ازش دفاع می کنند در حالی که فقط این فرهنگ در حال حذف کل مشترکات زبان فارسی و عربی است و بس. کلی واژه روسی میشود ازش کشید بیرون واژه های که روسی بودنشان در حدی نیست که کسی بتواند منکرش شود، اما خوب همین قدر که عربی نیست کافیست.

اتفاقا اگر واقعیت را بخواهیم جستجو کنیم، بهتر است مطلبی در این باره داشت، که چطور زبان روسی و انگلیسی و ... در حال نفوذ به زبان ما است با سو استفاده از عرب ستیزی برخی از مردم ما. حکایت ok و احسنت گفتن را بسنجید . گفتن اولی منعی ندارد و شما یک ایرانی اصیل باقی می مانید، اما گفتن دومی یعنی حتما شما از اون ... :?

هر چند این خاص زبان نیست و در فرهنگ ما نیز جا افتاده، این روزها تبریک گفتن اعیاد اسلامی را عرب پرستی و تبریک ولنتاین و کریسمس یا حتی گاه جشن هایی مثل پوریم را ...! :? 1

این مسیر حرکت جمعی ما در قبال فرهنگ و ادبیات فارسی است.

/ واقعا نویسنده در کدام جهان تشریف داشتند که حدس زدند واژه یونانی persian در حال حذف است و کلمه اصیل تر Farsi در حال جانشین شدنش /

تازه اگر چنین باشد، برید نگاه کنید آلمانی ها، هلندی ها چه کارهایی که در این زمینه (نام کشورشان) نکرده اند، اآن گاه ایشان ابراز نگرانی کردند از این موضوع.

هر چند بحث فارسی و پارسی - بحث بیهوده ای است، درست اون چیزی است که استفاده می شود. از نظر من اگر روزی مردم به عسل گفتند آب، معنای آب همان عسل است!


منتها اشاره من بر ریشه ماجرا، بستر سازی سو استفاده های فرهنگی از موضوع است. رده اولش ایجاد اسلامی نژادی! ... در حقیقت اصل موضوع همین سو استفاده های سیاسی و مذهبی و نژادی است و عده ای هم از روی هیجانات و احساسات دنباله روی می کنند حتی علمشان چاره احساساتشان نمی کند. تصویر


البته این مقاله از یک نظر خوب نوشته شده است، مقاله جایزه بگیری است ... مثل برخی فیلم ها و کتاب ها که اهل فنش چیزی توش ندیدن اما جایزه می گیرند تصویر
Personal Site: [لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]

Captain I
Captain I
نمایه کاربر
پست: 1633
تاریخ عضویت: پنج شنبه 4 مرداد 1386, 11:53 pm
سپاس‌های ارسالی: 8082 بار
سپاس‌های دریافتی: 3724 بار

Re: Farsi درست است یا Persian ؟

پست توسط KH.I.A.2500 » شنبه 19 اسفند 1391, 7:13 pm

با سلام

بهتر است مسائل مختلف را با هم قاطی نکنیم و واقعیت ها را نیز انکار نکنیم. نام زبان ما در انگلیسی همان persian است. کسی که در قالب زبان انگلیسی سخن می گوید و یا متنی را می نویسد، باید قواعد آن زبان را رعایت کند وگرنه در گفتار و نوشتارش یک ناهماهنگی پدید می آید.


قطره ای از دریای گسترش واژه farsi به جای persian. همان طور که می بینید تنها نام زبان ما به صورت وصله ناجور نوشته شده:

[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]

[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]


از لحاظ اصالت، واژه نامه انگلیسی به فارسی، تنها persian را به رسمیت می شناسد و farsi برایش ناشناس است:

[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]

[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]
  
*  *
*  جز ايران نباشد مرا نام ياد *   * * * *    * * *   *  که يزدان مرا زين سبب کام داد *  * *   

Colonel II
Colonel II
نمایه کاربر
پست: 3471
تاریخ عضویت: جمعه 20 اردیبهشت 1387, 9:44 am
سپاس‌های ارسالی: 5879 بار
سپاس‌های دریافتی: 12410 بار
تماس:

Re: Farsi درست است یا Persian ؟

پست توسط Solver » شنبه 19 اسفند 1391, 9:42 pm

KH.I.A.2500,

دوست من به خطا رفتید. مسائل قاطی نشده است.


من عرض کردم ایشان با استناد به یک باور غلط مفاهیم غیر واقعی دیگری ا طرح کردند بدون استدلال برای اونها ...

موارد ذکر شده شما هم همگی باطل هستند، کافیست یک بار با دقت مقاله خودتان را بخوانید تا متوجه جریان بشید. در خود مقاله اشاره شده است فارسی در زبان انگلیسی باید Persian نامیده شود. ما هم گفتیم بله باید نامیده شود و برای شما مستندات دادیم که ارائه شده است.

شما بخش فرمت ها را آوردین. دوست من وقتی میخواین زبان انتخاب کنید، نوشته Persian این که اونجا نوشته FA کاملا صحیح است. مثلا ویکپدیا کلا FA نوشته است همه جاش، اما اگر جستجو کنید Persian براتون صفحه زبان فارسی را میاره بالا :D

با استاندارد های ایزو احتمالا اشنایی دارید. این شانسه ها و کدها مثل fa-IR که ما در طراحی وب یا فارسی سازی نرم افزارها مشاهده میکنیم در حقیقت برابر استاندارد ISO 639-1 است. از اونجا این را بلد بودم که در نوشتن کدهای HTML در سربرگ به معرفی زبان صفحه می پردازیم مثلا در همین سنترال:

Please Login or Register, to see this code

البته ممکن است مثلا یک برنامه بر اساس استاندارد ISO 639-2 باشد و از کد 3 حرفی FAS براش استفاده کند که باز هم برابر استاندارد ایزو است. در کل این ها استاندارد های ایزو هستند که اون محقق بلند رتبه احتمالا نمیدونسته و شاید مثل شما به اشتباه فکر کرده که لابد کار مدیران دولتی ایران است. :-)

اما باقی مطالب را که دقت کنیم، من فکر کنم اون طرف به هر حال دل پری از جای دیگر داشته یا نیت های شفافی مثل جایزه بگیری که اینطور خام نسبت به نوشتن مقاله اقدام کرده است.

من چندین مثال در پست اول ارائه کردم برای باطل کردن نظری که براش هیچ دلیل و سندی ارائه نشده بود در مقاله جز اینکه گفته شده " مدیران دولتی جمهوری اسلامی ..."، شما چند مورد به نظرتون رسیده بود که در دفاع از اون مطلب گذاشتید، بنده برای اینها هم پاسخ فکر کنم قانع کننده ای دادم.

شما یک تحقیق در باره این استاندارد ها بکنید، اگر هنوز ابهامی داشتید، بیان کنید، ممکن است من اشتباه کنم، اما وقتی دلایل قاطع برای درستی نظرم ارائه می کنم انتظار دارم شما یا بپذیرید یا دلایل قاطع برای نادرستیش ارئه کنید.



خوب ما یک سری استانداردهای بین الملل داریم که اینها اصلا مقصود ادبیات و زبان نیست و بلکه فرمت ها و استاندارد ها است. اینها استاندارد های بین الملی است و جمهوری اسلامی و مدیرانش بنده خدا ها درش بی دخالت است.


این فایل هم نسبتاً مرتبط با این مبحث یافتم:

[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]
Personal Site: [لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]

Colonel II
Colonel II
نمایه کاربر
پست: 3471
تاریخ عضویت: جمعه 20 اردیبهشت 1387, 9:44 am
سپاس‌های ارسالی: 5879 بار
سپاس‌های دریافتی: 12410 بار
تماس:

Re: Farsi درست است یا Persian ؟

پست توسط Solver » شنبه 19 اسفند 1391, 9:54 pm

بزارید کامل شفاف کنم، این تصویر استاندارد مذکور در مورد زبان فارسی (Persian) است:

[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]
Personal Site: [لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]

Captain I
Captain I
نمایه کاربر
پست: 1633
تاریخ عضویت: پنج شنبه 4 مرداد 1386, 11:53 pm
سپاس‌های ارسالی: 8082 بار
سپاس‌های دریافتی: 3724 بار

Re: Farsi درست است یا Persian ؟

پست توسط KH.I.A.2500 » سه شنبه 22 اسفند 1391, 3:58 pm

با سلام مجدد

M.Abooali عزیز؛

من از این اخلاق ها ندارم که به خاطر یک سری ایرادهای جزئی و کوچک، مرتب پست بدهم و بخواهم ایرادهای پست های دیگران را یکی یکی گوشزد و ویرایش کنم ولی این بار...
این مسائل که چه کسی ولنتاین را تبریک می گوید و چه کسی نیمه شعبان را تبریک می گوید و چه کسی احسنت و یا OK می گوید و آلمان ها برای نام کشورشان چنین و چنان کردند و از این قبیل چیزها... جای بحث خودشان را دارند و خدشه ای به مقاله وارد نمی کنند.

من بی جهت دفاع نمی کنم. موضوع این است که بیشتر ایرادهایی که وارد کرده اید اصلاً ربطی به مقاله ندارند و من این گونه احساس می کنم که صرفاً به خاطر این که سه-چهار جا از «جمهوری اسلامی» و یا «انقلاب ایران» نام آورده شده، مقاله بر شما سنگین آمده و به همین جهت کل مقاله را زیر سوال می برید و به جایزه بگیر بودن متهم می کنید.

نویسنده در مقاله نوشته است که چندین گروه به این کار دامن زده اند
(و تأکید بر روی مهاجران فارسی زبان دارد) ولی ظاهراً شما به خاطر مواضع سیاسی، صرفاً به قسمت «مقامات جمهوری اسلامی» توجه فرموده اید و باقی نتیجه گیری هایتان تحت تأثیر همین مورد است.

مترجم گوگل » Persian

شبکه خبری بی بی سی و نسخه فارسی اون با نام ؟ BBC Persian

میدانید که BBC در حال حاضر از بزرگرتین و همچنین به روایتی اولین آکادمی آموزش زبان فارسی در جهان است!

حتی مایکروسافت در ارائه زبان کیبورد فارسی را زیر زبان persian معرفی نموده است. و پیرو آن تقریبا اکثر سایت ها نسخه چند زبانه ای که ارائه می کنند Persian است نه Farsi.

حتی یک خبرگزاری روس مثل ریا هم pe.ria.ru از pe که نشانه persian است استفاده کرده است.

این مثال نشان می دهد اصلاً منظور نویسنده مقاله را متوجه نشده اید! یک بار دیگر مقاله را بخوانید.
آن هایی که این نام را درست می نویسند، از به کارگیری شکل درست واژه ها مطلع هستند و کسی کاری با آن ها ندارد(مثال هایی هم خود نویسنده آورده). مسئله در این جا، آن هایی هستند که واژه ها را درست به کار نمی برند، حالا این مشکل به هر دلیلی می تواند باشد که شرح کاملش آورده شده بود.

البته ممکن است مثلا یک برنامه بر اساس استاندارد ISO 639-2 باشد و از کد 3 حرفی FAS براش استفاده کند که باز هم برابر استاندارد ایزو است. در کل این ها استاندارد های ایزو هستند که اون محقق بلند رتبه احتمالا نمیدونسته

خیر دوست عزیز. عکس های موجود در پست قبلی ام(در مورد زبان برنامه ها) و آن چه که پیرامون عکس ها نوشتم، صرفاً دیدگاه شخصی من هستند و ربطی به محقق بلند رتبه! ندارند و ایشان در این مورد ادعایی نکرده است. در مورد فرمت ها کمی توضیح بفرمایید.
همچنین بفرمایید که طبق کدام استاندارد باید از واژه farsi استفاده کرد؟ چرا این موضوع فقط در مورد زبان فارسی رخ داده است؟(از روی دو تا عکس اول که قرار داده ام توضیح دهید).
این که برخی جاها fa-IR و یا FAS به کار برده می شود، چه ربطی به جایگزینی نا به جای farsi با persian دارد؟!
اگر پاسخ قانع کننده ای در این مورد بفرمایید، آن وقت من قانع می شوم که به کار بردن farsi در بسیاری از نرم افزارها، طبق استاندارد است. ولی سایر موارد(غیر از استانداردها) به قوت خود باقی هستند.

به هر حال این هم یک مقاله است و همیشه انتقاد و بحث بر روی مقاله ها وجود داشته و باید هم وجود داشته باشد چون موجب ارتقاء سطح علمی مقاله ها خواهد شد. ولی باز هم تأکید می کنم مسائل را با هم قاطی نکنید و ایرادهایی بگیرید که وارد باشند.

  
*  *
*  جز ايران نباشد مرا نام ياد *   * * * *    * * *   *  که يزدان مرا زين سبب کام داد *  * *   

Colonel II
Colonel II
نمایه کاربر
پست: 3471
تاریخ عضویت: جمعه 20 اردیبهشت 1387, 9:44 am
سپاس‌های ارسالی: 5879 بار
سپاس‌های دریافتی: 12410 بار
تماس:

Re: Farsi درست است یا Persian ؟

پست توسط Solver » چهار شنبه 23 اسفند 1391, 2:28 am

شما اشتباه نکنید، بنده مدافع جمهوری اسلامی هستم، منتها اینجا اصلا موضوع را معکوس دریافت کردید. اگر یک بار با دقت مقاله را بخوانید:

هدف به گفته خود نویسنده:
در اين گفتار کوتاه، می خواهم توضيح دهم که چرا چينين جايگزينی صورت می گيرد، چه کسانی آن را انجام می دهند،


و در ادامه دیدگاه نویسنده شاید در لفافه اما نسبتا قابل کشف بیان شده است:

چرا که در زبان حاکمان جديد صدای "پ" وجود نداشت. اگر اين صدا وجود داشت و يا اگر ايرانيان پشتکاری بيشتری در نگهداری نام واقعی آن می داشتند ، با توجه به تشابه آن با نام آن در زبانهای غربی کار امروز ما را یقينا ساده تر می بود.


کار نویسنده چیست ؟ :-) ظاهراً ایشان کارهایی دارند که نسبتا دشوار است .. :-) یا حداقل اینطور تعبیر کنیم که از چیزی ناراضی هستند ...

جدا از این مورد، بحث کودکانه "پ" و طرح اون اگر مطالعات کنید، در جسات حزبی سومکا و آریا بود که طرح شد و اساسا تقویت این ایده از این احزاب پدید آمد، بند سابقه کار با این احزاب را داشتم، شما همین الان یک جستار کنید در اینترنت تا حدودی در این مورد روشن تر خواهید شد.

در مورد ارتباط نداشتند ایرادها، اگر تحقیقات در باب مقصود مقاله داشته باشید درکش خواهید کرد. شما دقت کنید:

سوم، خود واژه Farsi در زبان انگليسی يک واژه خوش صدا نيست. شنونده را به ياد واژه هايی از قبيل Farce و Farcical به معنای لودگی، نمايش مسخره، و کارهای مضحک می اندازد. در فرانسه کار برد واژه Farsi بجای Persan حتا بد آوا تر است. شنونده را بياد Farci (stuffed) و Farce (joke) می اندازد.


اینجا است که ما باید نام زبانمان و احتمالا فردا لغات کشورمان را متناسب با خوش صدا بود و مترادف نبودن با واژه های ناپسند زبان انگلیسی قرار دهیم. مگر زبان انگلیسی مبنا واج آرایی ادبیات ملل است ؟

جالب است، نویسنده مدعی است این کم کاری مردم ما بوده که به موجب نبود "پ" در عربی، پارسی شده فارسی و این را نکوهش کرده است. اما در ادامه خودش پیشنهاد میکند باز به خاطر این که Farsi در زبان انگلیسی خوش صدا نیست مثلا به کار بسته نشود (که البته روی این ادعا کلا بحث شد به قدر کفایت با مستندات) .

بنابراین دیدگاه نویسنده اینطور است: آنجا که دلیل تغییرات زبان عربی باشد، بد است اما اگر علت تغییرات زبان انگلیسی باشد مشکلی در بین نیست ... و این در ادبیات است که دلیل شرح اون تبریک گفتن ها در پست بنده بود.

کافیست شما یک بار مقاله را با این موشکافی بخوانید تا جان مطلبش را دریابیدف اون وقت پست بنده را نسبتا مرتبط تر خواهید یافت. شما پست من را خوب فهمیدید، اما موضوع این است خود مقاله را عمیق درک نکردید و مفهوم اصلی صحبت را از ظاهرش بیرون نکشیده اید. چون نویسنده فقط در لفافه دیدگاهش را بیان کرده و هیچ جای مقاله صراحتاً بیانش نکرده شما پست من را بی ربط یافتید.

- -
جسارت نشود دوست عزیز، من وقت خط به خط پاسخ دهی در این مبحث را ندارم، چون موضوع غیر قابل درکی وجود ندارد و به قدر کفایت مستندات هم ارائه شده است. باقی ماجرا، بستگی به نظر خواننده و شما دارد که بپذیرید یا نپذیرید. جسارت به شما نشود، در حقیقت اون مقاله لایقش نیست اینقدر روش وقت بزارم، این پست های دنباله هم بیشتر با توجه به شناخت از شما و احترامی که براتون قائل هستم بوده است که امیدوارم مفید باشد.

لازم به اشاره است،
خود بنده در سایت های چند زبانه Persian را استفاده می کنم فقط به دلیل ISO بودن کارم.
Personal Site: [لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]

ارسال پست

بازگشت به “تاريخ، فرهنگ و تمدن”