کاربر گرامی ورود شما را به انجمن خیر مقدم عرض میکنیم. جهت استفاده از تمامی امکانات سایت باید عضو شوید. جهت عضویت اینجا را کلیک کنید.


مرکز انجمنهاي تخصصي
امروز سه شنبه 20 بهمن 1388 17:48

همه زمانها با ساعت محلی UTC + 3:30 تنظیم شده اند




ارسال موضوع جديد پاسخ به موضوع  [ 25 پست ]  برو به صفحه قبلي  1, 2, 3  بعدي
نويسنده محتواي پيام
 موضوع پست:
پستارسال شده در: يکشنبه 4 آذر 1386 00:45 
Captain I
Captain I
آفلاين

تاريخ عضويت: جمعه 11 اسفند 1385 12:35
پست: 642
تشکر کرده اید: 0 مرتبه
تشکر شده:
37 مرتبه به 20 پست
________________________________________
نازنين
Shamila
(اين متن را دوباره پست کردم چونکه حاوي چند تا اشتباه بود)
نکتۀ بسيار مهمي در نوشته هاي شما بود که مي خواستم چند کلمه اي دربارۀ آن بنويسم که فراموشم شد. و آنهم موضوع نخبگان بود. کلماتي مثل نخبه، ممتاز، استثنايي، و ژني اينها مفاهيم بسيار حساس و مهمي هستند که وقتي آنها را بکار مي بريم بایدخيلي با احتياط و با ميکروسکوپ نگاهش کنيم.
البته ژني يا استثنايي و جز اينها در طبيعت وجود دارد. در اين رابطه چند تا مسئله هست که بايد در نظر بگيريم. يکي اين است که مؤثر بودن ژني، سير تحولي و کاري که از او ساخته است جملگي به رشد کلّي خانواده و محيط اطراف و جامعه اي که او در آن بدنيا مي آيد بستگي دارد. چند سال پیش يک دختر بچۀ 9 سالۀ آفريقايي را در يکي از کشورهاي آفريقاي کشف کرده بودند و او را آورده بودند به پاريس. اين دختر بچه قادر بود به مدت پانزده دقيقه به يکي از کليساهاي سبک گوتيک پاريس نگاه کند(خيره شود) و ظرف ده دقيقه از آن طرح بزند و کاری را عرضه کند که در واقع معادل کار يک مهندس معماري در ظرف يک هفته است. چيزي در اين سطح.
مثالها فراوان هستند. بنابراين نخبگان و ممتازان و استثناييها بخودي خود کاري از پيش نمي برند. درثاني ژني و امتيازات خارق العاده ممکن است که به تأويلي خاص بعنوان امتياز و برتري بحساب بيايد ولي نبايد فراموش کرد اولا اين ژنيها هميشه در يک زمينۀ خاص و کاملا مشخص ژني هستند و نه در تمام زمينه ها و از اين گذشته غالبا علامات بيمارناکي نيز از خود نشان می دهند، فردي که در واقع آنسيکلوپدي متحرک علم بيولوژي ست، از باز کردن در اتاق يا اتوموبيل عاجز است، و بايد يک نفر در را برايش باز کند. ثالثا مبني بر نظريات فرانسواز دولتو که يک روانکاو فرانسوي ست (البته سالهاست فوت کرده است) و متخصص کودکان مي باشد، ژني و استعداد در تمام کودکان وجود دارد. او براي آموزش و پرورش کودکان اهميت بسيار زيادي قائل بود. اين بشر واقعا موجود بسيار حساس و شکننده اي ست، چه بسا ژني هايي که بعلت نا آگاهي والدين و يا کاستيهاي نهادينه در جامعه در نطفه خفه مي شوند. غالب روانشناسان و روانکاوان هميشه به والدين يادآور شده اند که بجاي اينکه خواهان يک فرزند استثنايي باشند، به فرزندشان روش تعليم و تربيتي استثنايي هديه کنند. بر این اساس ما بجای اینکه روی نخبگان جامعه حساب کنیم، باید بیشتر روی مؤسسات آموزشی و فرهنگیمان حساب کنیم، یعنی امکاناتی که به هر فرد از افراد جامعه اجازه می دهد تا او بخودش تحقق ببخشد.

و اينرا هم بايد بدانيم و بپذيريم که دنيا تنها به ژنيها تعلق ندارد. متأسفانه در رسانه ها و فرهنگ حاکم در سرتا سر دنيا انباشته است از تلقين چنين نظرياتي. هر از چند گاهي نيز افراد خارق العاده اي را بروي صحنه مي آورند. ولي بقول معروف حناي اينگونه نظريات دیگر رنگ ندارد. موضوع از اين قرار است که طبقۀ حاکم، يعني بورژوازي براي اينکه موقعيت استثنايي خود را توجيه کند و حقانيت اين موقعيت استثنايي و ممتاز را تثبيت نمايد، نياز دارد که چنين انديشه اي را رواج دهد : ژني، نخبه و استثنايي...که موقعيت خودش را تثبيت کند. که دنيا را ژني ها مي گردانند و بقيه بايد از انها پيروي کنند. من فکر مي کنم با بررسي مکانيسم چنين انديشه اي و بهره برداريهاي انحرافي از آن ، و موضوع ابرمن نزد نيچه بتوان به نتايج بسيار جالبي رسيد...بهر حال این موضوع ژنی و ممتاز یک بعد ایده ئو لوژیک دارد که باید در نظر گرفت.
یک مثال این مطلب را خیلی خوب روشن خواهد کرد. در یکی از کشورهای اروپایی و در کادر یکی از مؤسسات فرهنگی از یک خانم ایرانی که گویا از مقامات عالی رژیم پهلوی بود دعوت بعمل آورده بودند که بیاید و سخنرانی کند. و این فرد نیز جزء آنهایی بود که از بد شانسی نتوانسته بود مثل هم قطاران دیگر خود پیش از مهاجرت محصول چپاولگریهایش را بخارج بیاورد و گرفتار آژانسهای کاریابی شده بود. این خانم خیلی حق بجانب تعریف می کرد که « من هر چه به اینها(یعنی مشاورین امور کاریابی) می گفتم من کی بوده ام...گوششان بدهکار نبود و با من هم مثل دیگران رفتار می کردند...» به عبارت دیگر حرف این خانم این نبود که چرا این آژانسهای کاریابی با بیکاران و خصوصا خارجیها بد رفتاری و یا بی توجهی می کنند، حرفش این بود که چرا بامن این رفتار را دارند. به عبارت دیگر بی عدالتی را زیر علامت سؤال نمی برد.
این مثال ضروری بود از این جهت که دقیقا نشان دهم که منظورم از ایده ئولوژیک چیست و این نظریۀ ژنی و استثنایی چگونه در زندگی روزمره تجلی پیدا می کند...
(این متن البته پیش از پست قبلی شما ارسال شده بود و پاسخ به آن نیست و در ادامۀ متن پیشین خودم می باشد...)


بالا
 مشخصات  
تشکر کرده اید  
 موضوع پست:
پستارسال شده در: دوشنبه 5 آذر 1386 20:02 
Major II
Major II
نماد کاربر
آفلاين

تاريخ عضويت: دوشنبه 21 آبان 1386 18:31
پست: 306
تشکر کرده اید: 0 مرتبه
تشکر شده:
0 مرتبه به 0 پست
من در مطلب قبلی به مواردی که شما فرمودید اشاره کردم
در ضمن موارد بسیار دیگری که در پاسخ به نظرات پیشین شما بود را دادم
اما از همه آنها گذشتید !
و در این مطلب هم بحث را به میدانی دیگر کشاندید
این میدان هم در این مورد بخصوص قابل طرح نیست
بحث ما چهار چوبی دارد .
من هم می توانم هر استراتژی و نظریه بزرگی را با مثال های غیر .. به حاشیه و در نهایت خودم را راضی کنم
داستان این خانم برای گرفتن پناهندگی کجا و بحث در ارتباط با قاره کهن و کهکشان بزرگ اندیشه کجا ...

ما یا باید این بحث را بر اساس یک ساختار و پلان درست ادامه دهیم و یا باید موضوع را همین جا تمام کنیم
چون دوستانی از من خواسته اند که اجازه استفاده از گفتگو های من و شما را بدهم
اما من گفتم صبر کنید تا به یک نتیجه درست و ملموس برسیم
در بحث ما یک سیکل عجیب وجود دارد
و آن از شخصی شدن شروع می شود تا شکل جهانی و بین المللی...
اگر از امروز شما بحثتان را در همین ژنی بودن ادامه می دهید  من هم در این وادی ، بحث را ادامه دهم
در غیر این صورت به نظر شما آیا این تبادل نظر می تواند مناسب باشد یا خیر؟...

_________________
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 


بالا
 مشخصات  
تشکر کرده اید  
 موضوع پست:
پستارسال شده در: دوشنبه 5 آذر 1386 21:33 
Captain I
Captain I
آفلاين

تاريخ عضويت: جمعه 11 اسفند 1385 12:35
پست: 642
تشکر کرده اید: 0 مرتبه
تشکر شده:
37 مرتبه به 20 پست
شميلاي گرامي
اگر به جملۀ آخري که داخل پرانتز نوشته ام و هنوز هم در در پايان متن ديده مي شود توجه مي کرديد، مطمئنا منرا به پراکنده گويي متهم نمي دانستيد.
متن من پاسخ به متن شما نبود . بلکه مي خواستم به نکته اي اشاره کنم که در متن شما ديده بودم و ترجيح دادم پيش از همه اين موضوع را روشن کنم. چرا که من اساسا با اين انديشه که يک فرد يا گروهي نخبه فکر کنند و بقيه هم از آنها پيروي کنند مخالف هستم. موضوع ابر من نزد نيچه هم به همين علت جالب توجه ما بايد باشد، چونکه موضوع بيشتر عبور فرد (هر فردي يا هر آدمي ست) از محدوده هاي خويش است و اينکه هر فردي حق دارد پيشرفت کند . هر اندازه نيز پيشرفت کند، يک گام به پيش است و بحساب مي آيد. ..
بنابراين مطالبي که من دربارۀ ژني نوشتم پاسخ به متن شما و موضوع قارۀ کهن نزد ارد بزرگ نبود. در هر صورت بخاطر اين سوء تفاهم متأسف هستم. ولي پايان کار جهان هم نيست.


بالا
 مشخصات  
تشکر کرده اید  
 موضوع پست:
پستارسال شده در: سه شنبه 6 آذر 1386 00:18 
Major II
Major II
نماد کاربر
آفلاين

تاريخ عضويت: دوشنبه 21 آبان 1386 18:31
پست: 306
تشکر کرده اید: 0 مرتبه
تشکر شده:
0 مرتبه به 0 پست
بله این درست است
من هم روز اولی که پیام شما را دیدم
با خود گفتم خوب این مکمل نظر پیشین شماست
اما خود من هم کلی در همین رابطه صحبت کرده بودم
و شما بی جوابش گذاشتید
با خود گفتم پس این مطلب آخری حتما خود جوابی به مطالب پیشینم است که خود نمی دانم .
چون شما نظری در ارتباط با مطالبم ندادید ...

بگذریم

این بحث آخری که مطرح نمودید
" چرا که من اساسا با اين انديشه که يک فرد يا گروهي نخبه فکر کنند و بقيه هم از آنها پيروي کنند مخالف هستم.  "

از این صحبت شما واقعا تعجب می کنم!

:-O

چون دست ابرانسانها و انسانهای آفریننده ( که از دیدگاه نیچه با نخبگان متفاوتند ) در اجرای افکار خویش بسیار خالی تر از آن است که شما فکرش را می کنید...
آنها مسیر درست را پیدا می کنند و با صدای نحیف و پیر و لرزان خویش بشارت آینده روشن را می دهند

آنکه این افکار را برای مردم باز و تشریح و باز می دمد "نخبگان" هستند
نخبگان یا به قول فردریش نیچه انسانهای برتر این قدرت را دارند که حرفهای ابر انسانها را بفهمند و سپس ملموس تر آن را به توده ملتها منتقل سازند.
پس نخبگان تنها ندا در می دهند
قبلا هم گفتم
ما می توانیم خود را به ناشنوایی بزنیم
و بگویم چون توده نمی دانند و یا اینقدر می دانند شما ای ابر انسانها ساکت شوید !

که این فکر
افکار دوران کمونیزم در بلوک شرق را به نمایش می گذارد .

و یا نه بجای نادیده گرفتنشان
آنها را ارج بگذاریم و حداقل نظریاتشان را سبک و سنگین کنیم

من معتقدم آدمیان با هم برابر نیستند
هر یک در گوشه و قسمتی موفقند
و صد البته عده ای دارای اندیشه متعالی و راهبر اما بقول شما ناتوان از هزار کار دیگر
که این مسئله از ارزش کار آنها نمی کاهد

بقول ارد بزرگ:
" تا چیزی از دست ندهی چیز دیگری بدست نخواهی آورد این یک هنجار همیشگی است"  .

_________________
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 


بالا
 مشخصات  
تشکر کرده اید  
 موضوع پست:
پستارسال شده در: سه شنبه 6 آذر 1386 02:36 
Captain I
Captain I
آفلاين

تاريخ عضويت: جمعه 11 اسفند 1385 12:35
پست: 642
تشکر کرده اید: 0 مرتبه
تشکر شده:
37 مرتبه به 20 پست
خيلي خوشحال هستم که ابهامي که در مورد تاپيکها بود برطرف شد. البته اين که دقيقا چه اتفاقي افتاده است، اگر موافق باشيد از اين موضوع صرفنظر مي کنم.
در پيام آخري شما مطالب بسيار جالبي مطرح کرده ايد و نکات بسيار ظريف و حساسي هست که فکر مي کنم حيف است که از گفتگو و گسترش آنها صرفنظر کنيم.
ولي در مورد طرح مسائل من فکر مي کنم شما يک مقدار سريع از مسائل عبور کرديد. البته ما در متن انترنت هستيم، و انترنت هم غالبا يعني حرفهاي تلگرافي و اين به هيچ عنوان با نيازهاي برسيهاي عميق و علمي ندارد.
بنابراين بايد از حرفهي تلگرافي صرفنظر کرد هر چند که انترنت تحمل متنهاي بلند را ندارد. با اينحال خيلي سيتها هستند که مجموعه هاي متعددي از آثار نويسندگان و متفکران را در اختيار کاربران انترنت مي گذارد.
بهر حال من فکر مي کنم که شما مي بايستي که ابزارهاي تئوريک خودتان را تقويت کنيد، بدين مفهوم که ماهيت اين نظريۀ قارۀ بزرگ را بطور مشخص توضيح دهيد. براي اينکار نيز بايد بخودتان وقت بدهيد و منهم به شما قول خواهم داد که آنرا بخوانم. حال ممکن است اينکار مدتي طول بکشد. و طبيعي ست که کارها و آثار ارد بزرگ را نيز بايد قيد شوند.

و امّا من در رابطه با آخرين پيام شما، گشايش موضوع مشخصي را پيشنهاد مي کنم که چندان هم از نظريۀ قارۀ بزرگ دور نمي شود، زيرا که پيشنها د من بر اين اساس که به کشف قارۀ تازه اي بپردازيم که مي توانيم آنرا قارۀ انسان بناميم. انسان و نوع بشر بعنوان قارۀ جديدي که بايد دوباره به کشف آن پرداخت. البته نيّت من بحث و گفتگو پيرامون نقشي ست که براي نخبگان قائل شده ايد و ابر من نزد نیچ.


بالا
 مشخصات  
تشکر کرده اید  
 موضوع پست:
پستارسال شده در: چهارشنبه 7 آذر 1386 01:18 
Major II
Major II
نماد کاربر
آفلاين

تاريخ عضويت: دوشنبه 21 آبان 1386 18:31
پست: 306
تشکر کرده اید: 0 مرتبه
تشکر شده:
0 مرتبه به 0 پست
متن زیر از وب سایت استاد جعفر معروفی محقق و مولف محترم برداشت شده است



تا کنون دوستان بسیاری از من خواسته اند در مورد " نظریه قاره کهن " ارد بزرگ اطلاعات بیشتری در اختیارشان بگذارم حتما این کار را خواهم کرد .

نگاهش در چهارچوب افکار سیاسی نمی گنجد او از ریشه های تاریخی ملت های منطقه سخن می گوید .

و به نظر من چون می داند اتحاد سیاسی در شرایط حاضر غیر ممکن است با نظریه قاره کهن خود از همه این کشورها که عبارتند از :  قزاقستان ، ازبکستان ، تاجیکستان ، قرقیزستان ، ازبکستان ، ترکمنستان ، افغانستان ، شمال باختری هندوستان ( سرزمین کشمیر ) ، پاکستان ، ایران ، عراق ، ترکیه ، سوریه ، لبنان ، قبرس ، نیمروزی ترین (جنوبی ترین ) بخش روسیه در میانه استراخان در شمال دریای خزر تا نیمروز اکراین ، آذربایجان ، ارمنستان و گرجستان

می خواهد تحت عنوان یک قاره گرد هم جمع شوند

تحت عنوان " قاره کهن "

سپس کشورهای این منطقه  بر اساس این  " پی " یعنی قاره کهن می توانند شروع به افزایش مراودات اجتماعی و فرهنگی ، نزدیک سازی اقتصادی و در نهایت سیاسی بنمایند .

او بخوبی جهان را تشریح می کند و می گوید حاکمیت اندیشه ایرانی در سطح قاره کهن به مراتب بیشتر از حاکمیت معنوی یونان در جهان غرب و اروپاست .

مسلما با چنین پنداشتی می توان ایران را نبض تپنده قاره کهن دانست .

از یک سال و اندی پیش که این نظریه مطرح شده بسیار در مورد آن اندیشیده ام فکر می کنم بزرگترین مزیت های این نظریه عبارتند از :


۱-  همه گیر است و تمام کشورهای منطقه را بدون مغایرتهای سیاسی به گرد خود جمع می کند .

۲- چون این بحث از ایران شروع می شود می توان امید داشت با مدیریت درست آن به جایگاه تاریخی ایران بزرگ دست یافت البته این مسئله برای کشورهای دیگر این حوزه نیز قابل دست یابی است یعنی همه بزرگ می شوند چون همه دارای یک بطن و ریشه هستیم . همانند اتحادیه اروپا ...

۳- چنانچه می دانیم بخاطر مغایرتهای مذهبی همچون شیعه و سنی بودن و غیره ، همواره استعمار با تفرقه افکنی مانع همگرایی منطقه ای ما با کشورهای همسایه مان شده است این ایده با تقویت هویت ملی و تاریخی کل کشورهای قاره کهن می تواند اختلافات را به حداقل برساند.

۳- تجزیه طلبان در کل کشورهای منطقه منزوی خواهند شد سرعت همگرایی و نزدیکی به آن حد خواهد رسید که تمام کشورهای عضو سعی خواهند نمود ثبات را برای یکدیگر فراهم سازند تا لطمه ای به منافع مشترکی که با راه اندازی مجلس مشترک قاره کهن قابل تعریف است وارد نشود .

۴- تمام مشکلات کشورهای منطقه بخاطر آن است که هریک خود را جزیره ای جدا فرض می کنند و جالب اینکه این جزایر تنها به کشورهایی اجازه پهلو گرفتن می دهند که دشمن همسایه گان آنهاست . قاره کهن این مشکل را هم بر طرف می کند .

۵- امنیت پایدار که لازمه رشد در همه ابعاد است در سطح منطقه فراهم می شود.

۶- کشورهای جنوبی دریای ایران و خلیج فارس منزوی شده و توهم بزرگ بودن شورای همکاری خلیج فارس را نخواهند داشت .

۷- کشورهایی نظیر لبنان ، سوریه و عراق که در دارای فرهنگ و پیشینه مشترک تاریخی با ما هستند از عربها جدا شده و ما را به آبهای مدیترانه خواهند رساند.



ما نباید ترسی از این هم گرایی داشته باشیم .

بقول ارد بزرگ در نظریه کهکشان بزرگ اندیشه سرزمینی که فردوسی را در بطن و ریشه دارد و جوانان نو آور و خلاق بسیار ،  مسلما پادشاهی جهان آینده را ، در پیش رو خواهد داشت .



امیدوارم این تفسیر کمکی به شما در جهت شناخت بیشتر ارد بزرگ کرده باشد .

هر چند من تنها به گوشه ای از آن پرداختم دهها مورد دیگر در نظریه قاره کهن ، همچون پیش بینی بیدار شدن استعمار جدید جهان و آن هم از شرق یعنی چین و حوزه آن وجود دارد که به امید خدا در آینده به آنها هم اشاره خواهم نمود .

http://sokhanma.blogfa.com/

_________________
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 


بالا
 مشخصات  
تشکر کرده اید  
 موضوع پست:
پستارسال شده در: چهارشنبه 7 آذر 1386 21:17 
Captain I
Captain I
آفلاين

تاريخ عضويت: جمعه 11 اسفند 1385 12:35
پست: 642
تشکر کرده اید: 0 مرتبه
تشکر شده:
37 مرتبه به 20 پست
پيش از همه بايد ياد آور شوم که نظريه يک چيز است و به اجرا درآوردن يا بکار بستن آن يک چيز ديگر. در ثاني به صرف درست بودن يک نظريه (اگر نظريۀ ارد بزرگ را محق بدانيم) کافي نيست، زيرا امکانات اجرايي آنرا نيز بايد در نظر گرفت. حداقل مشکلي که اين قارۀ بزرگ خواهد داشت، مخالفت کشورها و ارگانهاي صنعتي و تجارت جهاني خواهد بود، يعني امپرياليسم غرب، که انها خودشان سر منشأ تقسيم بنديها و مرزبنديها بوده اند. بعنوان مثال لبنان را از سوريه جدا کردند و يا قطع عضوهاي ايران در قرن نوزدهم و حتي قرن بيستم (مثل موضوع استقلال جزيرۀ بحرين). و ايران خيلي که بتواند همت داشته باشد، از همين مرزهاي فعلي خودش دفاع کند. و خیلی که همت کند بتواند از انتقراض حتمی که در شرف تکوین است - بخاطر قطع نسلی که آمریکا و اروپا براه انداخته اند جلوگیری کند.
ثالثا براساس نظريۀ قارۀ بزرگ، کشورها يعني اقوام و ملتهاي عضو بايد نفعي در اينکار داشته باشند. گرد هم آوردن تعدادي کشور و منطقه به تنهايي موجب پيشرفت نخواهد شد. مطمئنا دادوستد فرهنگي بين اقوام و ملتها موجب پيشرفت خواهد شد، ولي...ولي به شرط اينکه دموکراتيک باشد. در واقع دادو ستد فرهنگي و تجارتي و علمي زماني مفيد و مؤثر خواهد بود که دموکراتيک باشد. و تنوع فرهنگي هست و داد و ستد بين فرهنگهاي مختلف هست که مي تواند بارور باشد. چه فايده اگر تمام دنيا ايرانيزه شود؟ طرح موضوع حاکمیت ایران تا حدود زیادی قارۀ بزرگ را از حالت دموکراتیک خارج می سازد.
اين آقاي ارد بزرگ از حاکميت ايران حرف مي زند. خب شما اينرا برويد به يک فرد سوريه اي بگوييد! آن فردي که ترک ترکيه است و يا عرب است چه وجه مشترکي با شاهنامه دارد؟ کشورهاي فارسي زبان آري، آنها وجه مشترک دارند و شاهنامه را مي فهمند، ولي نه سوريه يا عراق.
تازه ما خودمان هم با شاهنامه رابطۀ عادي و آزادي نداريم. ما هنوز يک شاهنامه که قابل خواندن باشد نداريم. سياستهاي حاکم در ايران نه تنها همواره از شاهنامه بهره برداري سياسي کرده اند، بلکه اضمحلال و بربريتي که خاص جامعه فرهنگي و به اصطلاح طبقۀ روشنفکر ماست، همواره شاهنامه را به انواع و اقسام مختلف از دست مردم گرفته اند. و اين اثر تاريخي تبديل شده است به نشانه اي از فرهنگ و فخر فروشي، دست يک عده متخصص مثل جلال خالقي مطلق که اينها يعني متخصصين شاهنامه، در واقع  به اعتقاد من تروريستهاي فرهنگي هستند. هر کدام هم يک تيتر دکتر به دنبشان منگنه کرده اند، که به رخ ما بکشند که با دکتر طرف هستيد. شما ملاحظه کنيد که ما حتي يک شاهنامۀ قطع جيبي که قابل حمل باشد و خواندنش راحت باشد، در اختيار نداريم. شاهنامه ها همه در ابعادي بچاپ رسيده اند که در واقع بيشتر دکوراسيون است، منبتکاري شده است و اصلا پراتیک نيست. شما حساب کنيد که الان چند نفر استاد هستند که واقعا مي توانند اين کتاب را تدريس کنند، چند تا دانشجو هستند که براي اينکار بورس گرفته اند..؟ هر کدان اينهايي هم که نام آور شده اند بمحض اينکه فرصتي براي سخنراني و عرض اندام پيدا مي کنند، بشکلي حرف مي زنند و از الفاظي استفاده مي کنند که هر آدم مشتاق و کنجکاوي را از هر چي ادبيات است رويگردان مي کند.

بهر جهت اينگونه نظريات براي افرادي که براي پرداخت اجارۀ خانه شان مشکل دارند يک کمي سنگين است. و نظرياتي ست که بيشتر از تنشها و خواهشهاي بي سروسامان دروني، نارسيسيم بر مي آيد، که نام ايشان هم بي جهت ارد بزرگ نيست، ارد کبير يا ارش کبريايي...حتما خودش هم مي خواهد به تخت امپراتوري جلوس کند.

ولي من همچنان فکر مي کنم که آنچه مي تواند در رابطه با چنين نظريه اي موضع ديالتيک اتخاذ کند، تأمل در قارۀ ناشناخته اي ست بنام انسان.

در گفتمان شما با اين وجود از نخبگان و آنهايي که قرار است بخاطر هوش و ذکاوت و ژني ذاتي...نقش چوپان را ايفا کنند، جاي تأمل بسيار دارد. و چنانکه موافق باشيد مي توانيم در اين زمينه نيز گفتگو کنيم. من مطالبي را پيش از اين مطرح کردم...خصوصا در ارتباط با ابر من يا ابر انسان...که فکر مي کنم مطمئنا سوء تعبيري بوقوع پيوسته است...


بالا
 مشخصات  
تشکر کرده اید  
 موضوع پست:
پستارسال شده در: پنج شنبه 8 آذر 1386 01:07 
Captain I
Captain I
آفلاين

تاريخ عضويت: جمعه 11 اسفند 1385 12:35
پست: 642
تشکر کرده اید: 0 مرتبه
تشکر شده:
37 مرتبه به 20 پست
شميلاي نازنين و گرامي
چنانچه تصور مي کنيد اين گفتگو بي حاصل است، آنرا متوقف مي کنيم. ولي من فکر مي کنم که شما فرار مي کنيد. از واقعيت فرار مي کنيد و از اين هراس پيدا کرده ايد که مبادا قصر با شکوهي را که در تخيلاتتان ساخته ايد با هذيانهاي پلنگ ماه گرفته فرو ريخته شود. فراموش نکيند که ما اينجا با نظريات سروکار داريم و در علوم انساني هستيم و نه آيه هاي قرآن. اينجا يک تفاوت اساسي وجود دارد، چونکه علم براي اين علم است که روزي از اعتبار بيافتد و استادها براي اين استاد هستند که روزي از جانب شاگردان خوبشان و بهترينشان ناسزا بشنوند.

نکتۀ ديگر اينکه من به هيچ عنوان بخودم اجازه نمي دهم به قول شما « به بزرگان کشور» و حتي کوچکترهاي و ناچيزها و بي اهميتها و يک لاقباها ي کشور اهانت کنم.

وقتي از فردي نام مي برم و يا جرياني به اصطلاح فرهنگي و اجتماعي را نشان مي دهم و مي گويم اينها تروريست فرهنگي هستند، اين قضاوت را بر اساس تحليلهاي گسترده انجام مي دهم. متأسفانه چنين بحثهايي تنها با افرادي ممکن است که خواهان آن باشند و در کار علمي و فرهنگي هم با پيشداوري نخواهند عمل کنند.
شما با يک مقاله آمده ايد مي خواهيد قاره درست کنيد. خب من که بخيل نيستم . بفرماييد قاره بسازيد. فعاليت عيني من اگر براي قارۀ شما  مفيد باشد، در خدمت هستم. بطور خلاصه کار من پژوهش در ماهيت هنر اصيل است و به تفاوتهاي تروريسم فرهنگي و فرهنگ بالنده مي پردازم.
ولي از من نخواهيد که از تروريستها وقتي که ثابت شد که واقعا تروريست هستند، با احترام ياد کنم. من طرفدار فرهنگ براي همگان هستم ، مدرسه براي همه...کار براي همه ...بهداشت براي همه... و براي کار همه و همگان نيز ارزش قائل هستم. ارد بزرگ و ارد کوچک براي من فرقي ندارد. با تشکر از خوانش شما.


بالا
 مشخصات  
تشکر کرده اید  
 موضوع پست: تروريست و جلال !!؟؟؟
پستارسال شده در: يکشنبه 11 آذر 1386 11:58 
New Member
آفلاين

تاريخ عضويت: يکشنبه 11 آذر 1386 11:55
پست: 1
تشکر کرده اید: 0 مرتبه
تشکر شده:
0 مرتبه به 0 پست
درود بر مهوش عزیز . از توجه شما به مطالب وبلاگ " هم سطر هم سپید-www.shata.blogfa.ir  " متشکرم . به کارگیری واژه تروریست آن هم برای یک هنرمند فقط از لحاظ فرهنگی و سیاسی ممکن است  . البته جنبه سیاسی به کنار ، گمان نمی کنم زدن برچسب به استادی که سال ها برای فرهنگ این مملکت زحمت کشیده چندان خوشایند باشد . ابتدا باید از دوستی که با نام " پلنگ ماه گرفته " چنین اتهاماتی را به استاد وارد کرده اند درخواست مدرکی محکمه پسند داشته باشید ؛ که ایشان چگونه از شاهنامه استفاده سیاسی کرده اند در حالی که نه سیاستمدار این مملکتند و نه مسئول ... و اگر از شاهنامه و امثال آن بهره برداری سیاسی می شد که حال ما اینگونه نبود ؛ مولانا را ترک ها ، شیخ ابو سعید را ترکمن ها ، رودکی را تاجیک ها و غیره و غیره به نام خود بزنند . ضمنا از شما تقاضا دارم که در صورت امکان لینک پستی را که در مورد دکتر خالقی مطلب نوشته ام  - با علامت + در پایین هر پست مشخص شده – به من معرفی کنید تا اگر مطلبی به اشتباه نوشته شده اصلاح کنم . با توجه به اینکه این وبلاگ بیش از سیصد پست را شامل می شود ، پیدا کردن مطلب مورد نظرتان برای من مشکل است.                با تشکر


بالا
 مشخصات  
تشکر کرده اید  
 موضوع پست: ارد بزرگ در کلام دکتر محمد مسعود تاجیک
پستارسال شده در: سه شنبه 20 آذر 1386 04:22 
Major II
Major II
نماد کاربر
آفلاين

تاريخ عضويت: دوشنبه 21 آبان 1386 18:31
پست: 306
تشکر کرده اید: 0 مرتبه
تشکر شده:
0 مرتبه به 0 پست
برای شناخت سریع جوامع بشری چه ابزاری در اختیار ماست؟
شناخت پیشینه و یا داشته های امروز آنها خود زمانی بس دراز می طلبد ، تا بتوانیم به چهار چوب کلی اندیشه حاکم بر آن جوامع پی ببریم .
بسیاری از جوانان معیار شناخت خود را بر اساس داده های بنگاه های سخن پراکنی نهاده اند .
باید گفت : عرصه خبر ما را با معلول ها آشنا می سازد اما علت ها پنهان باقی می ماند
تا نتوانیم علت ها را درست فهمیده و تجزیه و تحلیل کنیم نمی توانیم آینده جوامع را پیش بینی نمایم.
پس عرصه خبر چون به حاشیه ها و بازخوردهای مختلف جوامع گرایش دارد خود به خود نمی تواند ما را به نتیجه درست برساند.
البته بسیاری ساده انگارانه بخاطر آنکه خود را در متن خبرها و شنیدهای رسانه های جمعی می بینند اغلب نمی توانند کاستی های خویش را بپذیرند .
ذات خبر هم به همین نیاز پاسخ می گوید البته بسیار جهت دار و هدفمند!.
آنانیکه با تهیه و ارسال خبر آشنایی دارند می دانند برخورد و انعکاس خبر نباید خارج از اراده و برنامه های از پیش طراحی شده باشد .
از این جهت فرآیند بسیار مشکوک و غیر قابل اعتماد است.
پس سئوال اینست که با این گستره غیر مفید چگونه می توان به شناخت درست و واقعی رسید
جواب این است :
با شناخت درست سرآمدن و متفکرین این جوامع.
در واقع متفکرین جوامع مانند کانون تجمع نور یک ذره بین هستند .
با شناخت آنها می توان به هزاران طول موج انعکاس یافته از فرهنگ ملل دست یافت .
بطور مثال شناخت درست و اندیشمندانه فلسفه ماکیاول در غرب می تواند ما را به چرایی استعمارگری و همچنین بدخویی غرب رهنمون سازد
شناخت درست عقاید فرانتس فانون می تواند بسیاری از مجهولات در آفریقا و بخصوص سرزمین الجزایر را به ما نشان دهد .
شناخت درست سیدقطب در مصر می تواند بخش بسیار بزرگی از عقاید مذهبی مردم مصر را برای ما روشن و آشکار سازد
شناخت درست تاگور فیلسوف هند می تواند ما را با روح حاکم بر این کشور آشنا سازد...

اینجا باید یک نکته دیگر را بیفزایم و آن مطلب این است که براستی می توان قدرت و هژمونی هر جامعه ایی را به درجه و قدرت متفکرین آن جامعه مرتبط ساخت ، واضحتر آنکه اندیشمند بزرگتر و قوی تر زاییده جوامع بزرگتر و متعالی تر است.
رشد در جوامع متعالی بسیار دشوار و پیچیده است ، اما این فرآینده در نهایت موجب زایش اندیشه برتری می گردد که گاها جوامع دیگر را نیز تحت تاثیر قدرت خویش قرار می دهد .

به باور من عرصه خبر باعث شده نگاه عمیق به جوامع از نسلهای جدید گرفته شود و کم کم عوام زدگی و سطحی نگری جایگزین نگاه خردمندانه به گیتی شود .
بطور مثال نظریه ها و پندارهای متفکرین می توانند در زیر تعدادی خبر از زندگی خصوصی یک هنرپیشه و یا حتی یک بازیگر فوتبال گم و ناپدید بشود.
از آن جهت که رسانه پاسخگویی نگاه حداکثری جوامع است خود به خود در روزمره گی و عدم بلوغ گرفتار است ، چه برسد به این که از آن خواستار زایش طرح و ایده ای نو باشیم .

این مقدمه کوتاه را بر شمردم تا بتوانم دیدی فرای وضع موجود به شما ارایه نمایم
دیدی که با آن می توان بسیار راحت تر ، اما عمق تر از آنچه می بینیم و می شنویم از جوامع بشری در اختیار داشته باشیم .
یک سال و اندی پیش نظریه بسیار اندیشمندانه ارد بزرگ را دریکی از سایتها مطالعه نمودم . با این نظریه می توان جهان را دوباره ، اما اینبار بسیار روشنتر از گذشته دید.
احساس من این بود ان نظریه بخاطر پایگاه مستحکم نظری خود می تواند خیلی سریع درسطح افکار عمومی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و جهانی را دگرگون سازد...
اما آنچه رخ نمود بسیار عجیب و دهشتناک است.
بخاطر سکوت خبری این نظریه ، از دید جامعه تا کنون پنهان مانده و در واقع به خاک نشسته است .
تحولات نظری اگر با پشتوانه تجزیه و تحلیل عمومی روبرو نشوند قبل از تولد سقط شده اند.
مگر یک جامعه چند بار و در طی چند سال می تواند از دل بستر خویش ایده های جدید و نو به بار آورد ؟ که در نهایت با عدم کنکاش و نقد و ارزیابی درست، آن را در خواب غفلت خویش به فراموشی بسپرد.





امسال وقتی نظریه " کهکشان بزرگ اندیشه " ارد بزرگ را دیدم شگفت زده شدم ، این نظریه بزرگترین اندیشه دنیای غرب امروز که نظریه " دهکده کوچک جهانی " است را با چالشی جدی روبرو ساخته است که آنهم تنها توسط قسمت کوچکی از رسانه های مدرن اینترنتی منعکس شد.
اما رسانه های تصویری و نوشتاری ما همان برنامه های عوام پسند خویش را دنبال نمودند.

شاید همین مسئله لزوم ایجاد شبکه های بخش های خصوصی را در عرصه رسانه تقویت بنماید اما تا آن زمان چه باید کرد؟!
پاسخ این سئوال را به شما وا می گذارم...
لازم می دانم در این قسمت نگاهی به زندگی ارد بزرگ داشته باشم . تا بدین شکل خود سهمی از کمبودهای عرصه خبر را پوشش دهم .
ارد بزرگ متولد شده توس نو یا همان مشهد است او قبل از آنکه با ایده های خود جامعه را وادار به ارتباطی متقابل با خود بنماید یک هنرمند است
طرحهای او علاقه مندان بسیاری دارد
یکی از طرح هایش به نام " یاد " موقعیتی بین المللی بدست آورده و بسیاری از کارشناسان درسطح جهان آن را شاهکاری در عرصه طنزآرایی (کاریکاتور) می دانند بعضی آن اثر را "مونالیزای" این عرصه دانسته اند.
اما ارد یک طراح صرف نبود و نیست
در مصاحبه ایی از او می خواندم که هنر برایش زبان است و زبان هنر می توانسته بسیاری از آرمانهایش را منعکس سازد.

اما او یک دهه است که دیگر در وادی هنر سکوت نموده ...
چرا؟...
بسیاری می پنداشتند غول عرصه هنر طنزآرایی به خوابی 700 ساله فرو رفته است .
اما این سکوت با ارایه نظریات و سپس انعکاس اندیشه های او در کتاب برآیند ، نمایشگر بهاری زیبا به همراه شکوفه های فرح بخش برای میدان اندیشه است .

شناخت درست ارد بزرگ بخصوص در نظریه قاره کهن ، می تواند به شناخت بسیار کلی تر ، و دقیق تری از بنیه فرهنگی و اجتماعی حوزه تمدنی فرهنگ ایران ، از چین تا مدیترانه باشد.
نظریه قاره کهن خواستار اتحاد کشورهای حوزه تمدنی این منطقه از جهان تحت عنوان قاره کهن می گردد . این کشورها عبارتند از : قزاقستان ، ازبکستان ، تاجیکستان ، قرقیزستان ، ازبکستان ، ترکمنستان ، افغانستان ، شمال باختری هندوستان ( سرزمین کشمیر ) ، پاکستان ، ایران ، عراق ، ترکیه ، سوریه ، لبنان ، قبرس ، نیمروزی ترین (جنوبی ترین ) بخش روسیه در میانه استراخان در شمال دریای خزر تا نیمروز اکراین ، آذربایجان ، ارمنستان و گرجستان


و من فکر می کنم این نگاه می تواند برآینده مراودات او با دوستانی همچون مرحوم احمد شاه مسعود و یا اندیشمندان تاجیک باشد.
به شخصه در نظریه قاره کهن او نکته ایی را دیدم که بسیار جالب و عبرت آموز است .
و آن مطلب در مورد داستان جاده ابریشم می باشد.
ارد بزرگ در آنجا شدیدا به این مسئله تاخته و معتقد است این جاده ، راه انتقال دانش و اندیشه ایرانی به چین و کشورهای این حوزه است بطور مثال آنها اندیشه های آیین میترایزم که بعدا سر از کنفسیوس و تائو درآورد و همچنین شاهنامه فردوسی که چهارصد سال پس از حکیم توس در چین باز نویسی و اسامی شخصیتهایش عوض شد و غیره را از ما گرفته اند اما امروز نام محصولی از کشور خود را بر آن نهاده اند !.

او به صراحت می گوید واژه " جاده ابریشم " استعماری است و در واقع آنها می خواهند با اطلاق و رواج واژه مد نظر خود خوی توسعه طلبی خویش را به نمایش بگذارند
او در همان جا می گوید نام این جاده ، "راه فرهنگ ها" ست.
فکر می کنم وزارت امور خارجه ما که هر چند صباحی شهری از ایران را با شهرهای چین تحت همین عنوان "جاده ابریشم" خواهر زاده می کند باید دست نگهدارد.
واژه ها هزاران اندیشه را در پی می آورند و چرا وقتی ما بر روی "خلیج فارس" تاکید می کنیم اینچنین راحت راه تاریخی مرکز جهان تا شرق را به نام شرقی ها می کنیم؟

سخن کوتاه می کنم ، و در انتها امیدوارم عرصه رسانه ما در مسیر خویش تجدید نظر کند .
که اگر اینگونه شود جهان دوباره شاهد زایش نخبگانی فرهمند ، پس از نزدیک به هزار سال دوران رکود اندیشه برتر این سرزمین می گردد...

دکتر محمد مسعود تاجیک
آذرماه یکهزار و سیصد و هشتاد و شش



http://newstotia.blogspot.com

_________________
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 


بالا
 مشخصات  
تشکر کرده اید  
 موضوع پست:
پستارسال شده در: دوشنبه 17 دی 1386 13:28 
New Member
آفلاين

تاريخ عضويت: دوشنبه 17 دی 1386 12:16
پست: 1
تشکر کرده اید: 0 مرتبه
تشکر شده:
0 مرتبه به 0 پست
با سلام دوستان عزيز!من عضو جديد مي باشم !
آغاز سخن :چيزي که من را سوق داد که عضو اين تالار شوم بحث هاي زيبا و مفيد از لحاظ فلسفي و تاريخي ،نگاه زيبا و ارائه مطالب در مورد نابغه عالم فلسفه "نيجه" و بزگ مردي چون "ارد بزرگ" بود.
گفتمان و بحث جالبي بود ميان شما ها دوستان (پالنگ و خانم و يا آقاي کردستاني).در مجموع دستآوردي که  مطالعه مطالب شما دو دوست عزيز براي من داشته  موارد زير ميباشد که عرض مي کنم ،که در واقع من استراتزي و شيوه بحث کردستاني رو بيشتر تاييد مي کنم هر چند معتقدم که در جای جایه گفتگوهای ایشان نشان از ذهن و افکاری شکل گرفته در در ظرفی واحد را دارد و این خود نمی تواند امر درستی باشد، چرا ذهن و دایره اندیشه انسان را محدود و اسیر می کند.
- "پالنگ" ،شما به نظرمن پراکنده وارد اين بحث شدين و محکوم کردن دوستمون "کردستاني" به فرار اصلا درست نيست.ايشان در واقع قاعده منطقي اين بازي رو رعايت کردن .به دليل اينکه نتيجه ايدال و مطلوبي از اين شيوه بحث به دست نخواهد آمد.
اينکه اشاره شده بود در خلال اين بحث که نخبگان ماموريت انتقال سخن ابرمردان را به عوام دارند به و يا به قول کردستاني اين ابرمردان سخنان خود را با ترس ولرز و به هنگام کهولت ميتوانند به برگزيده ها انتقال داهند که آن را تشريح کنند ،از نظر من ايده درستي نيست.بزرگ مردي چون نيچه خود اين »اموريت را به انجام رسانده و حتي ديگر مرداني چون نيچه.و اينکه نبايد اختيار و هدايت جامعه و عوام را به دست اين نخبگان و اشرافزادگان عالم علم و فلسفه و سياست سپرد امر درستي نيست.چراکه مدينه ي زيبا چون قاره کهن که شما از آن سخن به ميان آوردين که همگان در صدد بنا کردنش مي باشند ،تنها و تنها از دستور گرفتن و هضم عقايد چنين مرداني حاصل خواهد شد.
در پايان آرزوي موفقيت دارم براي همه دوستان-مدينه اي قشنگي تو دنياي نت ساختين :-)  .اميدوارم شاهد جوون گرفتن هر چه بيشت چنين مکانهايي تو سايتهاي ايراني باشيم.


بالا
 مشخصات  
تشکر کرده اید  
 موضوع پست:
پستارسال شده در: شنبه 22 دی 1386 22:28 
Major II
Major II
نماد کاربر
آفلاين

تاريخ عضويت: دوشنبه 21 آبان 1386 18:31
پست: 306
تشکر کرده اید: 0 مرتبه
تشکر شده:
0 مرتبه به 0 پست
:)

travelman گرامی سلام

راستش من دیگه از ادامه این بحث شدیدا دچار خستگی شده بودم
چون احساس می کردم نمی شود بر یک قالب بحث را ادامه داد
اما خوشحالم از اینکه می بینم
این بحث توانسته نظر دوستانی نظیر شما را جلب کند
نکته نظرات شما منطقی بود
من هیچ وقت از انتقاد سازنده دلگیر نمی شوم
و چنانچه در طی بحث هم دیدید من بارها این مطلب را گوشزد کردم که بحث ما برای بسیاری در آینده راهگشاست
و میدانم بدون حضور دوست گرامیم پلنگ ماه گرفته این حقیقت به بار نمی نشست
چالش ایشان
تا آنجایی که می شد بحث را ادامه داد
منطقی و بجا بود
و من از ایشان و شما سپاسگذارم

:razz:  :razz:  :razz:

_________________
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 


بالا
 مشخصات  
تشکر کرده اید  
نمايش پست ها:  مرتب سازي بر اساس  
ارسال موضوع جديد پاسخ به موضوع  [ 25 پست ]  برو به صفحه قبلي  1, 2, 3  بعدي

همه زمانها با ساعت محلی UTC + 3:30 تنظیم شده اند


موضوعات مشابه
 مباحث   نويسنده   پاسخ ها   بازديدها   آخرين پست 
بدون پست جديد آتشفشان‌هاي بزرگ باعث وقوع رعد و برق مي‌شوند

Sardar

0

842

پنج شنبه 24 خرداد 1386 11:57

Sardar نمايش قديمي ترين پست

 


آمار کاربران آنلاين

کاربران حاضر در اين انجمن: - و 1 مهمان


شما نمي توانيد موضوع جديدي در اين انجمن ايجاد کنيد
شما نمي توانيد به مباحث در اين انجمن پاسخ دهيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن ويرايش کنيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن حذف کنيد

جستجو براي:
پرش به:  
News News Site map Site map SitemapIndex SitemapIndex RSS Feed RSS Feed Channel list Channel list


Powered by phpBB & CentralClubs

[ Time : 0.844s | 41 Queries | GZIP : On | Load : 9.42 ]
Seo Powered by  MyPagerank.Net