زماني براي ازدواج نكردن

در اين بخش مي‌توانيد در مورد مباحث مرتبط با بهداشت و روان به بحث بپردازيد.

مدیران انجمن: Dr.Akhavan, mahshid-banoo, شوراي نظارت

ارسال پست
Old Moderator
Old Moderator
نمایه کاربر
پست: 1487
تاریخ عضویت: پنج شنبه 2 آذر 1385, 7:26 pm
سپاس‌های ارسالی: 16 بار
سپاس‌های دریافتی: 209 بار

زماني براي ازدواج نكردن

پست توسط ALIAGHAKHAN » چهار شنبه 19 اردیبهشت 1386, 10:07 pm

درست همانطور كه نشانه هايي براي آماده بودن شخص براي ازدواج وجود دارند، نشانه هايي هم هستند كه ميگويند: زمان ازدواج نرسيده است. بسياري از افراد ميتوانند با نگاهي به گذشته بگويند كه چرا در آن زمان آماده ازدواج نبوده اند و اينكه اين آماده نبودن چگونه به جدايي آنها منجر شده است.

بررسي انگيزه هاي ازدواج، قبل از آغاز زندگي مشترك كمك ميكند تا اشتباه نكنيد. در اينجا به چند انگيزه نادرست براي ازدواج اشاره شده است و پرهيز از ازدواجي كه به دنبال چنين عواملي صورت بگيرد، شايد كار عاقلانه اي باشد. در هر مورد به راه حلهايي نيز اشاره كرده ايم كه شايد راه گشا باشند.

اگر به هر حال راضي به ازدواج در اين شرايط هستيد، لااقل ميدانيد كه به چه ريسكي دست زده ايد و با چشم بازتري وارد زندگي مشترك خواهيد شد.


1 ) براي فرار از يك خانواده فقير، آشفته يا شوربخت. به جاي ازدواج به تحصيل در جايي دور از خانه و يا كار كردن در شهر ديگر بپردازيد. بر روي ساختن يك شخصيت مستقل و با رواني سالم متمركز شويد تا بتوانيد يك زندگي سالم و سعادتمند داشته باشيد. هرچه خانواده شما ناهنجارتر باشد، شما به كوشش بيشتري نياز داريد تا اشتباه والدين خود را تكرار نكنيد.


2) هنگامي كه بسيار جوان و ناپخته هستيد. از دوران نوجواني خود لذت ببريد و تا زماني كه به بلوغ فكري لازم نرسيده ايد و سنتان بالاتر نرفته است، به ازدواج نينديشيد.



3) هنگامي كه در معاشرت با جنس مخالف بي تجربه هستيد. معاشرتهاي ساده و دوستانه با جنس مخالف به شما كمك ميكند تا تيپهاي مختلفي از افراد را بشناسيد و به نيازها و خواسته هاي خود از شريك زندگي بيشتر پي ببريد و افراد سازگار با خود را از افراد ناسالم و ناسازگار تشخيص دهيد.


4 ) هنگامي كه تازه فارغ التحصيل شده ايد، هرگز خودكفا نبوده ايدو به عنوان يك آدم مجرد روي پاي خود نايستاده ايد، هيچ شغل يا درآمد مشخصي نداريد، از تنها ماندن ميترسيد و دوستانتان دارند به سراغ زندگي خود ميروند. به جاي اينكار، تحصيلات و تخصص خود را كامل كنيد. حرفه اي را انتخاب كنيد كه قابليتهاي متعددي داشته و بتواند شما و خانواده تان را براي همه عمر حمايت كند. به عنوان يك فرد مجرد (حتا در خانه والدين) بياموزيد كه مسئوليت زندگي خود را بر عهده بگيريد، صورت حسابها را پرداخت كنيد، پس انداز كنيد و زندگي متعادلي داشته باشيد. بياموزيد كه بدون احساس بي كسي، تنها بمانيد و در عالم تجرد شاد باشيد.



5 ) اگر قصد داريد حسادت كسي را برانگيزيد. خود را درگير چنين ازدواجي نكنيد! به جاي آن به مطالعه كتابهاي روانشناسي و يا مشورت با روانكاو بپردازيد و تا از نظر احساسي به بلوغ برسيد. تا زماني كه به بلوغ فكري نرسيده ايد با هيچ كس ازدواج نكنيد. شما بايد رفتارهاي بزرگسالان را فرا بگيريد و بتوانيد با مهارت از صدمه ديدن خود جلوگيري كنيد.از طريق مشاوره يا شركت در كلاسهاي مربوطه، بياموزيد كه به جاي رفتارهاي شديد و خصمانه، مشكلات را به طور دوستانه و با گفتگو حل كنيد.
اگر قصد داريد حسادت كسي را برانگيزيد، هرگز خود را درگير ازدواج نكنيد!


6 ) ازدواج براي به دست آوردن عزت نفس. با مشاوره و مطالعه روانشناسي، با افكار مثبت، عزت نفس خود را افزايش دهيد. تا زماني كه از خودتان مطمئن نشده و با خود روراست و راحت نيستيد، ازدواج نكنيد. در آن زمان هم كسي را انتخاب كنيد كه با شما سازگار باشد و شما از روي كمبود عاطفي به دنبالش نرفته باشيد.



7 ) چون همه ازدواج كرده اند...با مطالعه و مشاوره به بلوغ بيشتري دست يابيد و تا زماني كه شخص مناسب و مورد علاقه خود را پيدا نكرده ايد ازدواج نكنيد.



8 ) ازدواج با كسي كه با او آشنا هستيد و با وجودي كه رابطه شما خسته كننده و فاقد جذابيت است، به دليل بالا رفتن سن و يا اينكه تصور ميكنيد شخص مناسبتري پيدا نميكنيد، به زندگي مشترك فكر ميكنيد. با يك فرد آگاه و دنيا ديده و يا يك روان كاو مشورت كنيد و ماجراي خودتان را برايش تعريف كنيد تا بدانيد واقعا تا چه حد با اين شخص سازگار هستيد. تا زماني كه كاملا از توافق بينابين و امكان ايجاد يك ازدواج موفق مطمئن نشده ايد، ازدواج نكنيد. اگر شخصي كه در زندگي شما وجود دارد چندان با شما سازگاري ندارد، وقت هيچ كدامتان را تلف نكنيد و به دنبال شخصي مناسب باشيد.



9 ) اگر زمان كافي با يكديگر نگذرانده ايد و نميدانيد كه با هم توافق داريد يا خير. اگر شخص مورد نظر، زمان كافي براي پرداختن به اين رابطه ندارد و آنرا در اولويتهاي خود قرار نميدهد، موضوع را با او درميان بگذاريد و ببينيد كه ميتوانيد به يك توافق دو جانبه برسيد يا خير. اگر به تازگي با شخصي آشنا شده ايد، مدتي به خودتان زمان بدهيد تا يكديگر را بشناسيد. اگر اين شخص از شما دور است و شما بيشتر از نامه، تلفن و اي• ميل استفاده ميكنيد، تا زماني كه يكديگر را از نزديك نشناخته ايد و اين رابطه محكم نشده است، تن به ازدواج ندهيد.



10) هنگامي كه مدت زيادي از جدايي يا بيوه شدن يكي يا هردو شما نگذشته است. به جاي عجله در ازدواج، بيشتر با يكديگر معاشرت كنيد و درك كنيد كه به خاطر شرايط خاص احساسي خودتان يا طرف مقابل، اين آشنايي ممكن است در هر لحظه به پايان برسد. زيرا هنگامي كه رنج جدايي از شريك قبلي التيام يافت، هر يك از شما ممكن است متوجه ناهماهنگيها و ناسازگاريهايي شويد كه ديگر تمايلي به ادامه رابطه نداشته باشيد.



11 ) اگر يك نفر يا هردو شما از مشكلات حاد رواني يا شخصيتي رنج ميبريد. با يك روانشناس به درمان خود بپردازيد و اگر طرف مقابل شما مشكل دارد، با او نزد مشاور خانواده يا روان كاو برويد و بر قضاوت اين افراد مبني بر امكان پذير بودن رابطه، اعتماد كنيد. اگر شخص مورد نظر شما اعتياد دارد، انگيزه اي براي درمان شدن ندارد يا سوءاستفاده گر است، به كمك روانكاو يا مشاور به سرعت به رابطه خاتمه دهيد.



12 ) اگر يك يا هردو شما به رفتارهاي خشن تمايل داريد يا داراي سابقه خشونت جسمي، جنسي يا كودك آزاري هستيد. اگر اين سابقه و تمايل در خود شما وجود دارد، به سرعت به دنبال درمان خود باشيد و در باره اين تمايلات خود براي او بگوييد تا درمان شما را در اولويت قرار دهد.



13 ) اگر اين شما هستيد كه قرباني خشونت شده ايد هم بايد براي كمك به خود با يك روانپزشك مشورت كنيد و تا زماني كه بتوانيد از سلطه شريك خشونت طلب خود آزاد شويد، تحت درمان و احتمالا مراقبت مراجع قانوني باقي بمانيد
هيچ كس لياقت اشكهاي تو را ندارد و كسي كه اين لياقت را داشته باشد هيچ گاه تو را به گريه نمي اندازد...

Old Moderator
Old Moderator
نمایه کاربر
پست: 1487
تاریخ عضویت: پنج شنبه 2 آذر 1385, 7:26 pm
سپاس‌های ارسالی: 16 بار
سپاس‌های دریافتی: 209 بار

پست توسط ALIAGHAKHAN » یک شنبه 30 اردیبهشت 1386, 12:06 am

با چه افرادي ازدواج نكنيم!

نوشته جفري اچ. لارسن (Jeffry H. Larson) كارشناس مسائل خانواده

تصویر

من در طي پنج سال گذشته، به بررسي و مرور نتايج 60 سال تحقيق درباره عواملي پرداخته ام كه به تشكيل يك زندگي مشترك رضايت بخش و استوار مي انجامند. اين بازخواني نشان ميدهد كه ويژگيهاي شخصيتي به خصوصي وجود دارند كه ميتوان آنها را قبل از ازدواج شناسايي كرد و از طريق آن ناموفق بودن يك ازدواج را پيش بيني نمود.


اين نوع ويژگيهاي شخصيتي ميتوانند زمينه را براي بروز رفتارهاي اغراق آميز و ناهنجار يك فرد در برابر وقايع عادي يك رابطه، آماده كنند. به قول دكتر لارنس كوردك (Lawrence Kurdek)، روانپزشك، اين ويژگيها "ميتوانند به دو شريك زندگي كمك كنند تا به افرادي مبدل شودن كه زندگي با آنها بسيار مشكل است."

حالا بايد ببينيم اين خصوصيات چه هستند و چه افرادي در فهرست "كساني كه نبايد با آنها ازدواج كرد" قرار ميگيرند.

تحقيقات نشان داده است كه اگر شخصي بيش از حد افسرده، كمرو، مضطرب، متخاصم، تكانشي (كسي كه بدون فكر كردن عمل ميكند) و يا در برابر فشارهاي روحي آسيب پذير باشد، براي ازدواج شخص مناسبي به نظر نميرسد، ضمن اينكه در چنين مواردي اين فرد بايد روان درماني شود.

فهرست زير به چند موقعيت و چند نوع از افرادي كه داراي ويژگيهاي خطرناك هستند اشاره شده است و تكرار ميكنم كه در چنين شرايطي، بهترين كار ازدواج نكردن است!

• اگر يكي از شما به طور خستگي ناپذيري چنين سوالاتي را مطرح ميكند : "مطمئني كه دوستم داري؟" يا " واقعا برايت اهميت دارم؟" (تيپ تاييد خواه)
• اگر زماني كه با هم هستيد، بيشتر وقت شما به جر و بحث و مخالفت ميگذرد. (رابطه عشق - تنفر)
• اگر با وجود اينكه زمان بسياري را با هم ميگذرانيد، واقعا يكديگر را به عنوان يك فرد نمي شناسيد يا با افكار يكديگر ارتباط برقرار نميكنيد.
• اگر با پدر يا مادر خود رابطه خوبي نداريد و همسر آينده شما "درست شبيه" اين والد نامطلوب شما است.
• اگر دليل ازدواج شما، يافتن كسي است كه برايتان "مادري" يا "پدري" كند.
• اگر احساس ميكنيد كه تصميم به ازدواج از طرف پدر يا مادر همسر آينده تان به شما تحميل شده است.
• اگر مدام جملاتي مانند اين در سرتان ميچرخد: "شايد همه چيز بعد از ازدواج درست شود"
• اگر فرد مورد نظرتان ميخواهد كه همه دوستان قديمي خود را ترك كنيد و يك زندگي اجتماعي تازه برپا كنيد. (تيپ مالكيت طلب)
• اگر او همه تصميمهاي مهم در رابطه با شما را به تنهايي اتخاذ ميكند و شما از اين كار بسيار ناخشنوديد. (تيپ فرمانده)
• اگر بعد از يك گفتگوي رو راست با خودتان به اين نتيجه رسيديد كه تنها به خاطر مسائل جنسي با او ازدواج ميكنيد.
• اگر او بارها "از كوره در ميرود" و در كنترل خلق و خوي خود ناموفق است.
• اگر احساس ميكنيد براي ازدواج، توسط فرد مورد نظرتان تحت فشار قرار گرفته ايد.
• اگر اين فرد شما را از نظر جسمي يا روحي آزار ميدهد.
• اگر يك روز كامل (و بدون تلويزيون) را تنها با اين شخص گذرانده ايد و متوجه شده ايد كه روزي غيرقابل تحمل داشته ايد.

در نهايت، سه توصيه براي شما دارم كه ميتوانند در جلوگيري از ازدواج با چنين خصوصياتي مفيد باشند :

1. بياموزيد كه اين ويژگيها را در خود و ديگران تشخيص دهيد و تا حد امكان قبل از ازدواج، به دنبال درمان آن باشيد. به خاطر داشته باشيد كه ازدواج مشكلات شخصيتي را حل نميكند كه هيچ، در بسياري از موارد آنها را شديدتر هم ميكند.

2. در سن پايين ازدواج نكنيد، كه در واقع منظورم زير 23 سال است.

3. قبل از ازدواج به خوبي با شخص مورد نظر خود آشنا شويد و تا زماني كه حداقل يك سال با او معاشرت نكرده ايد، ازدواج نكنيد
هيچ كس لياقت اشكهاي تو را ندارد و كسي كه اين لياقت را داشته باشد هيچ گاه تو را به گريه نمي اندازد...

Old Moderator
Old Moderator
نمایه کاربر
پست: 1487
تاریخ عضویت: پنج شنبه 2 آذر 1385, 7:26 pm
سپاس‌های ارسالی: 16 بار
سپاس‌های دریافتی: 209 بار

پست توسط ALIAGHAKHAN » یک شنبه 30 اردیبهشت 1386, 12:39 am

درست همانطور كه نشانه هايي براي آماده بودن شخص براي ازدواج وجود دارند، نشانه هايي هم هستند كه ميگويند: زمان ازدواج نرسيده است. بسياري از افراد ميتوانند با نگاهي به گذشته بگويند كه چرا در آن زمان آماده ازدواج نبوده اند و اينكه اين آماده نبودن چگونه به جدايي آنها منجر شده است.

 تصویر 

بررسي انگيزه هاي ازدواج، قبل از آغاز زندگي مشترك كمك ميكند تا اشتباه نكنيد. در اينجا به چند انگيزه نادرست براي ازدواج اشاره شده است و پرهيز از ازدواجي كه به دنبال چنين عواملي صورت بگيرد، شايد كار عاقلانه اي باشد. در هر مورد به راه حلهايي نيز اشاره كرده ايم كه شايد راه گشا باشند.

اگر به هر حال راضي به ازدواج در اين شرايط هستيد، لااقل ميدانيد كه به چه ريسكي دست زده ايد و با چشم بازتري وارد زندگي مشترك خواهيد شد.

a ) براي فرار از يك خانواده فقير، آشفته يا شوربخت. به جاي ازدواج به تحصيل در جايي دور از خانه و يا كار كردن در شهر ديگر بپردازيد. بر روي ساختن يك شخصيت مستقل و با رواني سالم متمركز شويد تا بتوانيد يك زندگي سالم و سعادتمند داشته باشيد. هرچه خانواده شما ناهنجارتر باشد، شما به كوشش بيشتري نياز داريد تا اشتباه والدين خود را تكرار نكنيد.

b ) هنگامي كه بسيار جوان و ناپخته هستيد. از دوران نوجواني خود لذت ببريد و تا زماني كه به بلوغ فكري لازم نرسيده ايد و سنتان بالاتر نرفته است، به ازدواج نينديشيد.

c ) هنگامي كه در معاشرت با جنس مخالف بي تجربه هستيد. معاشرتهاي ساده و دوستانه با جنس مخالف به شما كمك ميكند تا تيپهاي مختلفي از افراد را بشناسيد و به نيازها و خواسته هاي خود از شريك زندگي بيشتر پي ببريد و افراد سازگار با خود را از افراد ناسالم و ناسازگار تشخيص دهيد.

d ) هنگامي كه تازه فارغ التحصيل شده ايد، هرگز خودكفا نبوده ايدو به عنوان يك آدم مجرد روي پاي خود نايستاده ايد، هيچ شغل يا درآمد مشخصي نداريد، از تنها ماندن ميترسيد و دوستانتان دارند به سراغ زندگي خود ميروند. به جاي اينكار، تحصيلات و تخصص خود را كامل كنيد. حرفه اي را انتخاب كنيد كه قابليتهاي متعددي داشته و بتواند شما و خانواده تان را براي همه عمر حمايت كند. به عنوان يك فرد مجرد (حتا در خانه والدين) بياموزيد كه مسئوليت زندگي خود را بر عهده بگيريد، صورت حسابها را پرداخت كنيد، پس انداز كنيد و زندگي متعادلي داشته باشيد. بياموزيد كه بدون احساس بي كسي، تنها بمانيد و در عالم تجرد شاد باشيد.

e ) اگر قصد داريد حسادت كسي را برانگيزيد. خود را درگير چنين ازدواجي نكنيد! به جاي آن به مطالعه كتابهاي روانشناسي و يا مشورت با روانكاو بپردازيد و تا از نظر احساسي به بلوغ برسيد. تا زماني كه به بلوغ فكري نرسيده ايد با هيچ كس ازدواج نكنيد. شما بايد رفتارهاي بزرگسالان را فرا بگيريد و بتوانيد با مهارت از صدمه ديدن خود جلوگيري كنيد.از طريق مشاوره يا شركت در كلاسهاي مربوطه، بياموزيد كه به جاي رفتارهاي شديد و خصمانه، مشكلات را به طور دوستانه و با گفتگو حل كنيد.

  تصویر 

اگر قصد داريد حسادت كسي را برانگيزيد، هرگز خود را درگير ازدواج نكنيد!


f ) ازدواج براي به دست آوردن عزت نفس. با مشاوره و مطالعه روانشناسي، با افكار مثبت، عزت نفس خود را افزايش دهيد. تا زماني كه از خودتان مطمئن نشده و با خود روراست و راحت نيستيد، ازدواج نكنيد. در آن زمان هم كسي را انتخاب كنيد كه با شما سازگار باشد و شما از روي كمبود عاطفي به دنبالش نرفته باشيد.


g ) چون همه ازدواج كرده اند...با مطالعه و مشاوره به بلوغ بيشتري دست يابيد و تا زماني كه شخص مناسب و مورد علاقه خود را پيدا نكرده ايد ازدواج نكنيد.

h ) ازدواج با كسي كه با او آشنا هستيد و با وجودي كه رابطه شما خسته كننده و فاقد جذابيت است، به دليل بالا رفتن سن و يا اينكه تصور ميكنيد شخص مناسبتري پيدا نميكنيد، به زندگي مشترك فكر ميكنيد. با يك فرد آگاه و دنيا ديده و يا يك روان كاو مشورت كنيد و ماجراي خودتان را برايش تعريف كنيد تا بدانيد واقعا تا چه حد با اين شخص سازگار هستيد. تا زماني كه كاملا از توافق بينابين و امكان ايجاد يك ازدواج موفق مطمئن نشده ايد، ازدواج نكنيد. اگر شخصي كه در زندگي شما وجود دارد چندان با شما سازگاري ندارد، وقت هيچ كدامتان را تلف نكنيد و به دنبال شخصي مناسب باشيد.

i ) اگر زمان كافي با يكديگر نگذرانده ايد و نميدانيد كه با هم توافق داريد يا خير. اگر شخص مورد نظر، زمان كافي براي پرداختن به اين رابطه ندارد و آنرا در اولويتهاي خود قرار نميدهد، موضوع را با او درميان بگذاريد و ببينيد كه ميتوانيد به يك توافق دو جانبه برسيد يا خير. اگر به تازگي با شخصي آشنا شده ايد، مدتي به خودتان زمان بدهيد تا يكديگر را بشناسيد. اگر اين شخص از شما دور است و شما بيشتر از نامه، تلفن و اي• ميل استفاده ميكنيد، تا زماني كه يكديگر را از نزديك نشناخته ايد و اين رابطه محكم نشده است، تن به ازدواج ندهيد.

j ) هنگامي كه مدت زيادي از جدايي يا بيوه شدن يكي يا هردو شما نگذشته است. به جاي عجله در ازدواج، بيشتر با يكديگر معاشرت كنيد و درك كنيد كه به خاطر شرايط خاص احساسي خودتان يا طرف مقابل، اين آشنايي ممكن است در هر لحظه به پايان برسد. زيرا هنگامي كه رنج جدايي از شريك قبلي التيام يافت، هر يك از شما ممكن است متوجه ناهماهنگيها و ناسازگاريهايي شويد كه ديگر تمايلي به ادامه رابطه نداشته باشيد.

k ) اگر يك نفر يا هردو شما از مشكلات حاد رواني يا شخصيتي رنج ميبريد. با يك روانشناس به درمان خود بپردازيد و اگر طرف مقابل شما مشكل دارد، با او نزد مشاور خانواده يا روان كاو برويد و بر قضاوت اين افراد مبني بر امكان پذير بودن رابطه، اعتماد كنيد. اگر شخص مورد نظر شما اعتياد دارد، انگيزه اي براي درمان شدن ندارد يا سوءاستفاده گر است، به كمك روانكاو يا مشاور به سرعت به رابطه خاتمه دهيد.

l ) اگر يك يا هردو شما به رفتارهاي خشن تمايل داريد يا داراي سابقه خشونت جسمي، جنسي يا كودك آزاري هستيد. اگر اين سابقه و تمايل در خود شما وجود دارد، به سرعت به دنبال درمان خود باشيد و در باره اين تمايلات خود براي او بگوييد تا درمان شما را در اولويت قرار دهد.

m ) اگر اين شما هستيد كه قرباني خشونت شده ايد هم بايد براي كمك به خود با يك روانپزشك مشورت كنيد و تا زماني كه بتوانيد از سلطه شريك خشونت طلب خود آزاد شويد، تحت درمان و احتمالا مراقبت مراجع قانوني باقي بمانيد.
هيچ كس لياقت اشكهاي تو را ندارد و كسي كه اين لياقت را داشته باشد هيچ گاه تو را به گريه نمي اندازد...

Old Moderator
Old Moderator
نمایه کاربر
پست: 1487
تاریخ عضویت: پنج شنبه 2 آذر 1385, 7:26 pm
سپاس‌های ارسالی: 16 بار
سپاس‌های دریافتی: 209 بار

پست توسط ALIAGHAKHAN » دو شنبه 31 اردیبهشت 1386, 11:55 pm

آيا طرف مقابل شما واقعا قصد ازدواج داره؟

روشهاي آشنايي و شناخت جهت ازدواج
روش سنتي : انقدر بشينين چشم به درخونه بدوزيد كه شاهزاده سفيد پوش سوار بر اسبش بياد زنگ خونه رو بزنه يكي دو جلسه هم بشينين تو يه اتاق اولش به هم نگاه كنيد بعد بشنينيد يه ساعت حرف بزنيد اونم چه حرفهايي بعدا بياييد بيرون خوب ديگه به توافق رسيديد بريد وقت عقدو عروسي رو تعيين كنيد شما خوشبخت ميشيد.
روش امروزي امر خيري ها : تو دانشگاه يا تو راه منزل يا اينكه تو تاكسي شايدم هزار جاي ديگه طرف شما رو ديده بعد ميگه خانوم من از شما خوشم اومده و ... عجب !!
روش امروزي دوستي : تو چت باهاش آشنا شدي ؟ همكلاسيته ؟ يا تو خيابون شماره بهت داده ؟ آقا اصلا به من چه به هر حال يه جوري اشنا شديد مي دونيد اصلا مهم نيست چطوري اشنا شديد اين مهمه كه بتونيد هم ديگرو بشناسيد چون اگر طرفتون آدمي باشه كه قصد سر كار گذاشتن شما رو داشته باشه از هر طريقي كه آشنا شده باشه مي تونه سركارتون بزاره اما و اما از كجا بدونيد طرفتون قصد ازدواج با شما رو داره :
از كجا بفهمید يك پسر قصد ازدواج با شما را دارد يه به اصطلاح سر كار نيستيد؟
واقعا ازدواج امري خلافه ؟؟ ترس داره ؟ از نظر قانوني اشكال داره ؟ جواب همه اينا منفيه . اولا يه پسر اگر قصد ازدواج داشته باشه در اولين اقدام خانواده خودش رو از رابطه با شما در جريان ميزاره اشكال هم نداره . مثلا ميره به خانوادش ميگه من چند روزه با يه دختر خانم آشنا شدم و هدفم ازدواجه و الان جهت آشناي با هم در ارتباط هستيم همين .هميشه جهت ازدواج منتظر بمانيد تا طرف مذكر پا پيش بزاره اين نكته مهميه هستش بعد از مدتي كه گذشت منظور از مدتي كمتر از 6 ماه هستش و دو طرف به يك سطح شناخت نسبي از هم رسيدن در اين زمان وظيفه پسر هستش كه قبل از خواستگاري شخصا با پدر دختر صحبت كنه البته ممكنه اون پسر در حال حاضر شرايطش بريا ازدواج جور نباشه اما واقعا قصدش ازدوئاج باشه مثلا طرف دانشجو هستش نه كار داره نه سربازي رفته يا حالا كاستي هاي ديگه خوب چه اشكالي همه كه همه شرايط رو يه جا ندارن . اما مي تونه با اين حال با پدر اون دختر صحبت كنه حتي يك جلسه ملاقات هم بزارن و كسب اجازه كنه كه دختر او ناقارو بيشتر بشناسه . به خاطر داشته باشيد مردها حرف يكديگر رو بهتر مي فهمند و امروزه هر كسي اينو درك ميكنه كه پسري كه مه شرايط لازم بريا ازدواج رو داشته باشه كم پيدا ميشه؟ اينم به خاطر داشت هباشيد يك پسر حتي ميتونه به خواستگاري دختر رئيس جمهور يك كشورم بره ( برداشت سياسي نشه مثال بود) كسي هم جلوشو نميتونه بگيره . .
هرچه سن دختر بالاتر برود انتخابش محدود تر مي شود تا جاي كه حق انتخاب از وي سلب مي شود
متاسفانه در جامعه ما به يك دختر و كلا زن از ديد كالا نگاه مي شود . حالا ما هم اگر بخواهيم از همين ديد به مسئله نگاه كنيم در نظر داشته باشيد دختران تا يه سني در بورس هستند يعني طالب دارند معمولا بين 19 تا 25 سال ديگه اوجشه و تو اين سن و سال بهترين خواستگارها بر سر راه آنها سبز مي شوند و اين در حاليست كه ممكنه اون دختر به حرفه يك نفر تو زندگيش دلبست هباشه مثلا دوست پسرش كه به اون وعده ازدواج داده حالا چه موقعيتهاي خوبي رو بايد از دست بده تا اينكه شايد اون آقا يه روز بياد خواستگاريش تازه اگر خانوادش طرف رو قبول كنند . خوب اين دختر خانم ديگه بعد از يه سني كه خواستگارهاي خوبشرو از دست داده و ديگه انتخابهاش محدود شده اگر اين آقا هم كه به اميدش صبر كرده سركارش گذاشته باشه پس ديگه بايد بشينه هر كي اومد قبول كنه چون شايد ديگه كسي نياد .آيا اين بي عدالتي نيست ؟پس اينجا مقصر خوده شما دخترخانم ها هستيد ساده نباشيد اگر حس كرديد طرفتون داره بازتون ميده خيلي راحت بهش بگيد فلاني اگر قصدد ازدواجه پا پيش بزار . فراموش نكنيدشما اگر خيلي زرنگ باشيد فقط فرصت يكبار زندگي كردن رو داريد پس از اين فرصت استفاده كنيد .
يادمه يه بار يه پسر 19 ساله خودش گل ميخره و ميره خواستگاري يه دختر 22 ساله شايد همه بخنديد اما او نپسر اينقدر شهامت داشته كه براي رسيدن به خواسته اش گرچه سايد خواسته اي نا معقول بوده اما با اين حال پاشده رفته خواستگاري . به خاط داشت هباشيد يه پسر اگر جرات بيان كردن خواسته هاشو نداشته باشه نمي تونه شما رو خوشبخت كنه .آخه بايد يه چشمه نشون شما بده پس حواستون جمع باشه كه سركار نباشيد . زياد به حرف توجه نكنيد افرادو در عمل بشناسد در مورد قضيه ازدواج تا پيشنهادي از سوي طرف مذكر ندشاتيد هركگز خودتون پيشنهاد نديد مگر اينكه از طرفيت طرف مقابلتون مطللع باشيد و اگر يه پسر با طرفيت باشه هيچ وقت اين مسئله رو به روي شما نيمياره .
هيچ تعهدي بين دو طرف در زمان دوستي وجود ندارد
اصلا و اصلا دليل نميشه چون با هم دوست هستيد و پيش خودتون يه حرفهايي زديد كه عموما بر پايه احساساته تعهدي داشته باشيد . پس وابسته نشيد رابطه شما يك رابطه دوستي كه هر لحظه ممكنه به هم بخوره هر دوي شما حق انتخاب داريد نداريد ؟ اگر شما موقعيتي بهتر نسيبتون بشه كه بدونيد درصد بيشتري ازمعيارهاتونه داره آيا منطق ميگه ولش كن ؟ نه . پس به جاي اينكه در دوران دوستي و حتي نامزدي ( قبل از عقد) پاي احساسات رو وسط بكشيد سعي كنيد هم ديگرو بشناسيد . معمولا در دوران دوستي دو طرف صدها بار به هم ديگه ابراز احساسات مي كنند و بارها به يكديگر مي گن دوست دارم و از اين جور حرفهاي قشنگ اما بعد از ازدواج اصلا اين واژه هابراشون بيگانه ميشه . اينا دسوت داشتن نيست اينا وابستگيه اينا عادته سعي كنيد با منطق پيش برويد و به خاطر داشته باشيد در دوستي هاتون هميشه يك راه براي جدايي بزاريد . اينم به خاطرداشته باشيد معمولا وفاي دشمنان از دوستان بيشتره
هيچ كس لياقت اشكهاي تو را ندارد و كسي كه اين لياقت را داشته باشد هيچ گاه تو را به گريه نمي اندازد...

ارسال پست

بازگشت به “روانشناسي و روان پزشكي”