::: كوروش بزرگ ( از زندگينامه تا ...):::

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه‌ي مباحث مرتبط با تاريخ، فرهنگ و تمدن به بحث بپردازيد

مدیران انجمن: رونین, شوراي نظارت

Major I
Major I
نمایه کاربر
پست: 58
تاریخ عضویت: جمعه 7 دی 1386, 8:14 pm
محل اقامت: Shahinshahr
سپاس‌های ارسالی: 5 بار
سپاس‌های دریافتی: 12 بار
تماس:

پست توسط Leonine » پنج شنبه 8 فروردین 1387, 11:15 am

maryam-paizi نوشته شده:اجازه بدهيد در اين پست تکليف کوروش کبيرتان را روشن کنم.!ملت(nation) و هويت ملي:اولين ملت ها در جهان در قرون 15 و 16 ميلادي با ظهور پروتستانيزم و از بين رفتن وحدت مذهبي در اروپا بوجو دامدند که آلمان - فرانسه و انگليس اولين ملل بودند.قرن 16 ميلادي يعني قرن 10 هجري زماني بود که لغت ملت تعريف شد . حال چطور ميشود دو هزار سال قبل از بوجود امدن ملت و تعريف ان ملتي بنام ايران وجود داشته باشد؟( بين ملت و هويت ملي لطفا تفاوت قايل شويد)!
بوجود امدن ملت ايران به زمان صفويه برميگردديعني بين سالهاي 907 تا 1135 هجري. دولت صفويه با بوجود اوردن وحدت مذهبي ( شيعه کردن تمام اقوام ايراني) و تشکيل هويت يکسان ملي(لازم است بدانيد اولين گام براي ايجاد ملت بوجود اوردن وحدت مذهبي است و دولت صفوي توانست با اين کار دانه هاي تسبيح ( اقوام ايراني) را در رشته اي بنام وحدت مذهبي گرد هم اورد و ملت ايران را ساخت)پس ملت ايران زمان صفويه تشکيل شد نه زمان هخامنشيان و پدر ناسيوناليسم ايراني هم بدون شک شاه عباس صفوي است و نه کوروش هخامنشي! :-O
اما چرا نام او به اندازه کوروش در تاريخ ايرا ن مطرح نيست.؟ به چند دليل عمده زير:
1-شاه عباس همان طور که پدر ناسيوناليسم ايراني است پدر شيعه گري ايراني نيز هست( البته بدانيد که ناسيوناليسم ايراني چيزي جز تشيع سياسي نيست همان طور که ناسيوناليسم اروپايي چيز جز پروتستانتيزم نيست)! مسلما اين را بطه تنگاتنگ مذهب تشيع و ناسيوناليسم ايراني براي باستان گراياني که تاريخ سازي ميکنندچندان خوشايند نيست(لازم نيست به رابطه مار و پونه وار ميان مذهب و باستانگرايي در کشور اشاره کنم!)
2-تاريخ هخامنشيان بدليل فاصله بعيد زماني و کمي اطلاعات از ان دوران ميتوان روي ان مانور داد اغراق کرد و قهرمان سازي نمود اما بدليل فاصله کم زماني با صفويه و مکشوف بودن حقايق ان امکان چنين کاري وجود ندارد.
3-شاه عباس در عين قدرتمندي يکي از خونخوارترين و بي رحم ترين پادشاهان کشور بود و حتي دستور قتل پسر و وليعدش ((صفي ميرزا ))را صادر کرد. :-x مسلما چنين پادشاه بي رحمي کانديد خوبي براي اينکه به جهانيان بعنوان پدرناسيوناليسم ايراني معرفي شود نيست. :::P
4-اين دليل شايد از بقيه ساده تر باشد! چند نفر از باستانگراييان اهورايي :???: در اين کشور حاضرند بپذيرند که پدر ناسيوناليسم ايراني ترک بوده!( من خودم نه ترکم و نه حتي يک کلمه ترکي بلدم)!
اسطوره و اسطوره سازي:اصلا چرا کوروش در تاريخ ما وجود دارد؟ خوب معلوم است کوروش اسطوره ملي ماست البته اسطوره اي که ساخته شد و نه وجود داشت.. ببينيد اسطور ها در تمام ملل وجود دارندمانند رستم که روح ملي ماست و يا امام علي(ع) و امام حسين(ع) که منهاي شخصيت تاريخي شان اسطور هاي مذهبي ما هستند. اما کوروش اسطوره اي است که تا يک قرن پيش در هويت ملي ما جايي نداشت بلکه جايش دادند.! :x
چه زماني کوروش کبير شد؟؟؟بوجود امدن اسطور هاي به نام کوروش در تاريخ ايران به زمان بعد از مشروطيت بر ميگردد و بوجود آمدن نحله اي بنام (( ناسيوناليسم شوونيستي باستان گرايانه)) يا (( آرکائيزم)) در ايران مانند پان ترکيسم در ترکيه و پان عربيسم در ميان اعراب.( البته اين نوع ناسيوناليسم در خاورميانه چيزي جز برنامه هاي انگليس در قرن 19 براي از بين بردن وحدت فرهنگي و همگرايي مذهبي در ميان کشور هاي اسلامي نبود :lol: )!
باستان گرايي در ايران:دولت استعماري انگليس براي تحقق هدفش در خاورميانه يعني ازبين بردن همگرايي بين ملتهاي مسلمان ( همان تفرقه بنداز و حکومت کن خودمان) :? با استفاده از مهر هاي خود شروع به ترويج باستان گرايي و تاريخ سازي منهاي دين در کشور هاي اسلامي کرد(چون مشکل اصلي انگلستان همان دين مسلمانان بود)! البته در کشوري مثل ترکيه که هويت باستاني وجود نداشت پان ترکيست ها شروع به تاريخ سازي و هويت سازي و حتي اسطوره سازي کردند( که البته90 درصدان هم دروغ از آّب در امد). در ايران نيز باستان گرايان پس از روي کار آمدن حکومت پالاني ها( بخونيد پهلوي ها)! :grin: فضاي مناسبي براي انان فراهم شد.
با توجه به ضديت آنها با اسلام لاجرم براي هويت سازي بايد به تاريخ پيش از اسلا م رجوع ميگردنند. و اگر کوروش کبيرشان در تاريخ وجود داشت ودست بر قضا مسلمان بود مطمئن باشيد که براحتي از کنارش ميگذشتند و منکر وجودش ميشدند :???:
البته شخصيت کوروش در تاريخ واقعا وجود داشته و هيچ اسم بدي از او نيست و پادشاه عاد و منطقي و مديري بود( در اين هيچ شکي نيست و احترامش واجب) :smile: اما باستان گرايان با سوئ استفاده از اين واقعيت تاريخي سعي کردند ان را تبديل به هويت ملي ايران کنند.
بازهم تکرار ميکنم هويت ملي ايران چيزي جز تشيع صفوي نيست!پايان قسمت اول.......



درود بر تمامی پارسیان که "ذوالقرنین" ، کوروش کبیر" نه تنها جزئی از هویت ملی شان به حساب آمده بلکه در تمامی اعصار و قرون سعی کرده اند این هویت را از تاخت و تاز بسیاری از دیوان که در تاریخ کشورشان اصلا کلمه ای به نام هویت نداشته اند !! زنده نگاه داشته و به نسل امروز ایرانیان تقدیم کرده اند.
Maryam! بزار من تکلیف شما رو روشن کنم. تو که گویا با کاربرد جمله ی "اجازه بدهيد در اين پست تکليف کوروش کبيرتان را روشن کنم" نشون دادی که اصلا ایرانی نیستی. و کوروش رو حتی جزئی از افتخارات کشورت به حساب نمی آری. می دونی حرفات از روی کینه ای هست که منشا اونو من خوب می دونم.
چرا حرفهایی می زنی که جابه جا در ضد ونقیضن؟ چرا هویت ملی رو با هویت اسلامی (و نه حتی مذهبی) قاطی پاتی کردی؟!
صفویان کین دیگه؟ اون از شاه اسماعیل که نه پیاله ی شرابش خالی می شد و اونم از شاه عباس که زنای حرمسراش سیر صعودی داشتن!!
ببین 4 تا HTML نخون و بیا این جا بحث کن. اینجا کسی با دشمنی و کینه حرفی نمیزنه(نه مثل تو). کی گفته که هویت ملی از قرن 15 و 16 در اروپا آغاز شد؟!! اینا رو کجا خوندی!!؟ بحث هویت ملی چیزی بود که 9000 سال پیش توسط مایاها شروع شد. زمانیکه اونا شروع به تفکیک سازی نژادی کردند. اونها رهبران و پادشاهانی داشتن که برای نخستین بار در کتاب هایی که در کل تاریخ ثبت شده اونها رو جزئی از فرهنگ، عقیده و هویت خود به شمار اوردن.
چرا از روی کینه صحبت می کنی؟
در اسلام ما چیزی به نام ملت نداریم. بابا امت داریم.... درس های خودتم یادت رفته.... در اسلام همیشه بحث بر سر مصالح امت بوده نه مصالح ملت. اونم فقط امت اسلام. ولی کوروش کبیر هر کس با هر کیشی رو که در قلمرو کشورش بود یکسان برخورد کرد و تفاوتی بین دو نفر با دین های متفاوت قایل نشد.
دانه های تسبیح چی چیه؟! در زمان صفویه به بعد بود که مجازات تغییر دین از اسلام به سایر دینا سنگسارو هزار جور محاکمه ی دیگه شد... :-?
این دونه های تسبیح به زور اون بندی که به تحمیل بهشون بسته شد بغل هم قرار گرفتن.... اما در زمان کوروش کبیر هرکس کیش خودشو داشت و هیچ قیامی علیه دولت هم صورت نگرفت. نه مثل بعد از صفویه که هرکسی بلند شد ادعای پیامبری کرد!! پس پدر ناسینالیسم اسلامی اونم از ورژن شیعه شاه اسماعیل بود نه تازه شاه عباس!! :???: (شاه اسماعیل بود که دین رسمی کشور رو اسلام قرار داد نه شاه عباس با اون حرمسرای آنچنانیش!)
کی گفته که ناسیونالیم اروپایی همون ناسیونالیسم پروتستانیزم هست؟ تو اصلا نام کتابی به نام Norton Anthology به گوشتم خورده؟! بابا حرفای ناشی از اطلاعات نادرست رو نزنید و تازه بهشون افتخار کنید... :-? ناسینالیسم اروپایی با انقلاب کبیر فرانسه بعد از Restoration Period شروع شد. حالا جالبه بدونید این انقلاب جبهه ای کاملا مخالف پروتستانیزم و اون رهبر گندشون الیور کرام ویل بزرگ! داشت. چی چی می گی؟! بیسواد گیر اوردی؟! بیسواد کسیه که با خوندن 4 تا کتاب اونم از نوعی که فقط خودش قبول داره فکر کنه که فرزانه ی عالمه...!! :x

و این که کوروش کبیر از اسطوره هم بالا تره و پیامبری است که قوانین و مقرراتی رو به اجرا می گذاشت که الان خیلی ها با ادعا های گنده گنده تو خیالشونم نمی گنجه که نصف اونو انجام بدن.... من حرفام تموم نشد اینم بدون مردم به این سطح از آگاهی رسیدن که بدونن کی جزئی از هویت ملیه و کی جزئی از هویت بیگانه ی ملی جازده شده...

پیروز و در پناه اهورامزدا باشید...
“God places the heaviest burden on those who can carry its weight.”

Novice Poster
Novice Poster
نمایه کاربر
پست: 96
تاریخ عضویت: یک شنبه 12 فروردین 1386, 2:22 pm
سپاس‌های دریافتی: 4 بار

پست توسط mqx » پنج شنبه 8 فروردین 1387, 3:34 pm

جای تعجب نداره که یکی از مسولان ما درباره ی مضرات سد سیوند ازش سوال کردن که این کار باعث خرابی مقبره کسی میشه که در قرآن از اون ذوالقرنین یاد شده جواب داد که ذوالقرنین کوروش نبود بلکه اسکندر ذوالقرنین بود
واقعا این طرز تفکر جای تاسف داره
آدم ها دو دسته اند: اونايي که اسلحه دستشونه و اونايي که زمين رو ميکنن (کيلينت ايستوود در فيلم خوب بد زشت)

Major I
Major I
پست: 430
تاریخ عضویت: جمعه 14 اردیبهشت 1386, 10:30 am
سپاس‌های ارسالی: 1 بار
سپاس‌های دریافتی: 17 بار

پست توسط machkol » پنج شنبه 8 فروردین 1387, 7:37 pm

دوستان خواهشا دست از اين مسخره بازي ها برداريد.
راستش ما مثل بسياري از بچه هاي اينجا باسوات نيستيم و 2-3 تا html رو هم نخونديم!(اصلا نمي دونم چي هست!)
اما وقتي بدون تعصب به قضيه نگاه مي کنم مي بينم خيلي داره زياده روي ميشه!(خود نشانه اي است از بيگانه بودن فرهنگ کوروش پرستي!)
اينجا قرار نيست کسي رو تکشير(تکفير از نوع کوروشي)کنيد که!بنده خدا نظري رو گفت.
ثانيا .باشه اصلا کوروش عین حقیقته!همون جوری هم که آورده اند پدر بزرگش خواسته بکشش و دادنش به فلانی و...(یا به قول دیگر حیوانات بزرگش کردند!بابا تارزان!)اصلا پيامبر هم بوده!چي به شما مي رسه مگه!مگه شما به دانيال نبي افتخار مي کنين؟
ببخشيد اگه خيلي بدون سواد و احمقانه حرف زدم.ما اينجوريم ديگه!
غیر ممکن است که در نهایت آنچیزی نشویم که مردم فکر می کنند هستیم.
ژولیوس سزار

Junior Poster
Junior Poster
نمایه کاربر
پست: 188
تاریخ عضویت: شنبه 10 شهریور 1386, 8:00 pm
سپاس‌های دریافتی: 14 بار

پست توسط maryam-paizi » پنج شنبه 8 فروردین 1387, 8:18 pm

leonine مورخ و جامعه شناس بزرگ! :::P پست شما را خواندم. فكر كنم شما بيشتر از من داريد با بغض و كينه پست ميزنيد من هيچ دشمني با كورش كبيرتان ندارم البته به افسانه بودن آن نيز شك ندارم. :-? من خيلي بيشتر از تو و امثال تو تاريخ خواندم نه آن تاريخ اسطوره اي و سراسر اغراقي كه شما ناسيو ناليست ها به خورد ملت ميدهيد. :x تاريخي كه توسط مورخان اصيل و با تكيه بر مستندات تاريخي نوشته شده! نه تاريخي شما از كورشتان ساختيد. :-P
در مورد تاريخ اروپا هيچ چيزي از پستت نفهميدم مردم شناسي را به انقلاب كبير فرانسه چسبوندي و اليور كرامول رو كوبيدي بهش ! :::P خودت فهميدي چيكار كردي! كرامول در قرن 17 رهبر مخالفان سلطنت بود كه عليه پادشاه انگليس شورش كرد . تقريبا اولين و آخرين رئيس جمهور انگليس شد. انقلاب كبير فرانسعه يكصد سال بعد(1789) كه ظهور لبيراليسم و دولت مدرن بود يعني يك مرحله بعد از ملت سازي ! حضرت كانت! :::P فكر كنم حتي پستهاي من را دقيقا نخواندي ! سعي كن در مورد تاريخ اروپا مطالعاتت را بيشتر كني. :x
من ميدانم مشكل شما باستان گرا ها از چيست ؟ شما فقط مي خواهيد عقد هاي فرو خورده نژاد پرستانه تان را روي ساير اقوام بخصوص اعراب خالي كنيد. با تاريخ سازي و اسطوره سازي و هويت سازي ! 90 درصد شما ها چيزي از تاريخ و يا نماد شناسي يا قوم شناسي نميدانيد . فقط ميخواهيد يك اسطوره سازي سطحي انجام دهيد.
من ميدانم كه اگر تا صبح هم پست بزنم و هزاران دليل و مدرك بياورم بازهم دست از حرفايتان برنميداريد.
من يا دوست ديگرم sardar فقط نمي خواهيم جزئي از يك جامعه فاشيست و نژاد پرست باشيم كه با تاريخ سازي دروغين سعي در هويت سازي دروغ دارد.
افسانه به اسم كوروش را صد سال پيش امثال تقي زاده و كسروي و فروغي بوجود آوردند تا بتوانند حكومت فاشيستي رضا پالاني را توجيه كنند.
شم ها اگر بهتان اجاز ه بدهند اختراع كامپيوتر را به اسم كورش سند ميزنيد. :::P چطور به همين راحتي در مورد تاريخ 2000 سال پيش كه چند تا كتيبه باقي مونده ( به راست يا دروغش كاري ندارم) و افسانه پردازي مورخين يوناني كه از هر ده حرفشان نه تاي ان دروغ است اعتماد مي كنيد. هنوز در مورد تاريخ صد سال پيش و فردي مثل ميرزا كوچك خان كه فاصله زيادي با ما ندارد و حتي دست نوشته هايش در اختيار ماست . مورخين بطور قطع در مورد مرام و مسلك او اتفاق نظر ندارند آنوقت با دو تا كتيبه افسانه پردازي ها ميكنيد :?
من خيلي بيشتر از شما و طنم را دوست دارم اما نه با تاريخ و اسطوره هاي دروغينش! :lol:
اي شهر بخواب که اين ديوانه مرده است!

Administrator
Administrator
نمایه کاربر
پست: 15849
تاریخ عضویت: جمعه 7 بهمن 1384, 7:51 pm
سپاس‌های ارسالی: 72542 بار
سپاس‌های دریافتی: 31535 بار
تماس:

پست توسط Mahdi1944 » جمعه 9 فروردین 1387, 1:32 am

دوستان گرامي، کسي منکر عظمت کورش نيست، اما در اين که اين حد از تبليغات ردي از بيگانگان داره هم کوچکترين شکي وجود نداره، سناريوهاي مختلفي ميتونه هدف باشه، از جمله بالا بردن فردي با عظمت، بسيار بالاتر از سطح خودش و استفاده از اون در جهت منافع خودشون و کوباندن ديگري در مقايسه با عظمت ساختگي و ....
يکي از مطرح‌ترين اين سناريوها اينه
1- بالا بردن کورش در حدي بالاتر از پيامبران و ايجاد تعصب سرچشمه گرفته از وطن پرستي افراطي و ...
2- افشاي واقعيت شخصيت مذکور در زمان مورد نياز و از بين بردن تمام وابستگي‌ها و در نتيجه سست کردن پايه‌هاي وطن پرستي افراد فريب خورده (احساس اينکه مدتها براي افسانه‌اي، وطن پرستي خود را خرج ميکرده و ....)
3- قرار دادن کورش و باستان تحريف شده در مقابل دين اسلام به اين وسيله و ايجاد دو دستگي و دوگانگي
4- القاي اينکه تمدن بزرگ آريايي با ورود اعراب (وحشي) نابود شده و در نتيجه کاشتن تخم دشمني با اعراب و اينکه اعراب اسلام را وارد ايران کرده‌اند، به اين ترتيب ريشه‌ي مشکلات به اعراب و اسلام نسبت داده ميشود
5- جلب توجه به اين نکته که ما مشترکاتي با آرمانهاي صهيونيسم ميتونيم داشته باشيم (نژاد يا وطن پرستي افراطي) و پيرو اون تلاش براي اتحاد آرياييان و صهيونيست‌ها براي نابودي اعراب
6- کمک به آرمان صهيونيست و تحليل قدرت، اقتدار و اتحاد مسلمانان و ايرانيان (با ايجاد تقابل بين اعراب و ايرانيان) که در نتيجه کاملا در راستاي سلطه صهيونيست بر جهان و تعبير شعار از نيل تا فرات و در انتها قوم برتر بودن صهيونيست و حکومت صهيونيزم بر جهان

بله دوستان، اين يکي از محتملترين سناريوهاي پشت اين فتنه کورش پرستي هست، پس بايد در کنار عشق ورزي به باستان و اسطورهاي اون، با چشمان باز عشق بورزيم، تا بازي نخوريم و دچار دسيسه نشويم
فکر ميکنم ادامه بحث مصلحت نباشه، تاپيک قفل شد
زندگي صحنه يکتاي هنرمندي ماست هرکسي نغمه خود خواند و از صحنه رود
صحنه پيوسته به جاست خرم آن نغمه که مردم بسپارند به ياد


[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید] | [لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید] | مجله الکترونيکي سنترال کلابز

[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید] | [لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید] | [لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]

لطفا سوالات فني را فقط در خود انجمن مطرح بفرماييد، به اين سوالات در PM پاسخ داده نخواهد شد

Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 423
تاریخ عضویت: شنبه 9 دی 1385, 8:41 pm
سپاس‌های ارسالی: 7 بار
سپاس‌های دریافتی: 264 بار

درگذشت کوروش و خاکسپاری وی

پست توسط M.Schumacher » شنبه 5 بهمن 1387, 12:19 am

 درگذشت کوروش و خاکسپاری وی
کورش 28 سال بر مسند پادشاهی ایران و آسیا قرار داشت . و در نهایت در جنگ با سکاها کشته شد .
همسر کورش ملکه ایران و آسیا :
کورش در طول زندگی خود فقط یک زن اختیار کرد و او کاساندان نام داشت دختر فرناسپه از شاهدختان خاندان هخامنشی . کاساندان قبل از کورش درگذشت و بعد از - او کورش در اندوهی فراوان ماند و برای همیشه و به احترام همسرش تنهایی را برگزید ( به نقل از هرودوت تاریخ نویس یونانی ) . در زمان کورش خشکیهای شناخته شده روی زمین 50 میلیون کیلومتر مربع بوده است . از 148.822 میلیون کیلیومتر مربع کنونی . که از این 50 میلیون کیلومتر مربع تنها 11 میلیون آن جهان متمدن بوده است و بقیه آن وجود مادی نداشته است که کورش شاهنشاه بزرگ ایران زمین موفق شده بوده از این 11 میلیون کیلیومتر مربع جهان متمدن آن زمان 8 میلیون کیلیومتر مربع را از آن ایران کند و خود پادشاهی شود که بر 8 میلیون کیلیومتر مربع حکمرانی میکرد . او پس از 28 سال سلطنت پر افتخار در راه سر افرازی وطتش ایران زمین کشته شد .
معتبرترین سند در باره مرگ کورش هرودوت است که تاریخ تمدن ویل دورانت نیز از آن اقتباس کرده است . طبق گفته های هرودوت : کوروش در اواخر عمر براي آرام کردن نواحي شرقي کشور که در جريان فتوحاتي که او در مغرب زمين داشت ناآرام شده بودند و هدف تهاجم همسايگان شرقي قرار گرفته بودند به آن مناطق رفته است و شش سال در شرق جنگيده است. بسياري از مورخين ، علت مرگ کوروش را کشته شدنش در جنگي که با قبيله ماساژتها ( يا به قولی سکاها ) کرده است دانسته اند. ابراهيم باستاني پاريزي در مقدمه اي که بر ترجمه ي کتاب « ذوالقرنين يا کوروش کبير » نوشته است ، آنچه بر پيکر کوروش پس از مرگ مي گذرد را اينچنين شرح مي دهد :
سرنوشت جسد کوروش در سرزمين سكاها خود بحثي ديگر دارد. بر اثر حمله ي كمبوجيه به مصر و قتل او در راه مصر ، اوضاع پايتخت پريشان شد تا داريوش روي كار آمد و با شورش هاي داخلي جنگيد و همه ي شهرهاي مهم يعني بابل و همدان و پارس و ولايات شمالي و غربي و مصر را آرام كرد. روايتي بس موثر هست كه پس از بيست سال كه از مرگ کوروش مي گذشت به فرمان داريوش ، جنازه ي کوروش را بدينگونه به پارس نقل كردند.
خاکسپاری کورش کبیر :
شش ساعت قبل از ورود جنازه به شهر پرسپوليس ( تخت جمشيد ) ، داريوش با درباريان تا بيرون شهر به استقبال جنازه رفتند و جنازه را آوردند. نوزاندگان در پيشاپيش مشايعين جنازه ، آهنگهاي غم انگيزي مي نواختند ، پشت سر آنان پيلان و شتران سپاه و سپس سه هزارتن از سربازان بدون سلاح راه مي پيمودند ، در اين جمع سرداران پيري كه در جنگهاي کوروش شركت داشته بودند نيز حركت مي كردند. پشت سر آنان گردونه ي باشكوه سلطنتي کوروش كه داراي چهار مال بند بود و هشت اسب سپيد با دهانه يراق طلا بدان بسته بودند پيش مي آمدند. جسد بر روي اين ردونه قرار داشت. محافظان جسد و قراولان خاصه بر گرد جنازه حركت مي كردند. سرودهاي خاص خورشيد و بهرام مي خواندند و هر چند قدم يك بار مي ايستادند و بخور مي سوزاندند. تابوت طلائي در وسط گردونه قرار داشت. تاج شاهنشاهي بر روي تابوت مي درخشيد ، خروسي بر بالاي گردونه پر و بال زنان قرار داده شده بود – اين علامت مخصوص و شعار نيروهاي جنگي کوروش بوده است. پس از آن سپهسالار بر گردونه جنگي ( رتهه ) سوار بود و درفش خاص کوروش را در دست داشت. بعد از آن اشيا و اثاثيه ي زرين و نفايس و ذخايري كه مخصوص کوروش بود – يك تاك از زر و مقداري ظروف و جامه هاي زرين – حركت مي دادند
همين كه نزديك شهر رسيدند داريوش ايستاد و مشايعين را امر به توقف داد و خود با چهره اي اندوهناك ،‌ آرام بر فراز گردونه رفت و بر تابوت بوسه زد ؛ همه ي حاضران خاموش بودند و نفس ها حبس گرديده بود. به فرمان داريوش دروازه هاي قصر شاهي ( تخت جمشيد ) را گشودند و جنازه را به قصر خاص بردند. تا سه شبانه روز مردم با احترام از برابر پيكر کوروش مي گذشتند و تاجهاي گل نثار مي كردند و موبدان سرودهاي مذهبي مي خواندند.
روز سوم كه اشعه ي زرين آفتاب بر برج و باروهاي كاخ باعظمت هخامنشي تابيد ، با همان تشريفات جنازه را به طرف پاسارگاد – شهري كه مورد علاقه ي خاص کوروش بود - حركت دادند. بسياري از مردم دهات و قبايل پارسي براي شركت در اين مراسم سوگواري بر سر راهها آمده بودند و گل و عود نثار مي كردند.
در كنار رودخانه ي کوروش ( كر) مرغزاري مصفا و خرم بود. در ميان شاخه هاي درختان سبز و خرم آن بناي چهار گوشي ساخته بودند كه ديوارهاي آن از سنگ بود.
هنگامي كه پيكر کوروش به خاك مي سپردند ، پيران سالخورده و جوانان دلير ، يكصدا به عزاي سردار خود پرداختند. در دخمه مسدود شد ، ولي هنوز چشمها بدان دوخته بود و كسي از فرط اندوه به خود نمي آمد كه از آن جا ديده بردوزد. به اصرار داريوش ، مشايعين پس از اجراي مراسم مذهبي همگي بازگشتند و تنها چند موبد براي اجراي مراسم مذهبي باقي ماندند.
درباره کورش بزرگان چه گفته اند :
کورش در تورات :
خداوند درباره کورش می گوید که او شبان من است و هر چه او کند آن است که من خواسته ام . منم ( خداوند ) که او ( کورش ) را از جانب مشرق بر انگیختم تا عدالت را روی زمین برقرار کند . من امتها را تسلیم وی میکنم و او را بر پادشاهان سروری میبخشم و ایشان را مثل غبار به شمشیر وی و مانند کاهی که پراکنده شود به کمال او تسلیم می کنم . من کورش را به عدالت بر انگیختم و تمامی راهها را در پیش رویش استوار خواهم ساخت . منم که شاهین خود را ( کورش ) را از جانب مشرق فرا خواندم و دوران عدالت را نزدیک آوردم . خداوند کورش را برگزید و فرماندار جهانش کرده است . بازوی او را بر کلدانیها فرو خواهد آورد و راه او را همجه هموار خواهد ساخت . در درگذشت کوروش و خاکسپاری ویسال اول سلطنت کورش پادشاه پارس کلام خدا کامل شد . خداوند روح کورش پادشاه فارس را برانگیخت تا در تمامی سرزمینها خود فرمانی صادر کند که ( یهوه ) خدای آسمانها تمام ممالک زمین را بر من داده است و امر داده است خانه برای او در اورشلیم بنا کنم .
گیریشمن :
باستان شناس فرانسوی میگوید کمتر پادشاهی است که پس از خود چنین نام نیکی باقی گذاشته باشد . کورش سرداری بزرگ و نیکوخواه بود . او آنقدر خردمند بود که هر زمانی کشور تازه ای را تسخیر می کرد به آنها آزادی مذهب میداد و فرمانروای جدید را از بین بومیان آن سرزیمن انتخاب مینمود . او شهر ها را ویران نمی نمود و قتل عام و کشتار نمی کرد . ایرانیان کورش را پدر و یونانیان که سرزمینشان بوسیله کورش تسخیر شده بود وی را سرور و قانونگذار می نامیدند و یهودیان او را مسیح خداوند می خوانند
کنت دوگوبینو سفیر اسبق فرانسه در تهران :
تا کنون هیچ انسانی موفق نشده است اثری را که کورش در تاریخ جهان باقی گذاشت - در افکار میلیونها مردم جهان بوجود آورد . من اذعان میدارم که اسکندر و سزار و کورش که سه مرد اول جهان شده اند کورش در صدر انها قرار دارد . و تا کنون کسی در جهان بوجود نیامده است که بتواند با او برابری کند و او همانطور که در کتابهای ما آمده است مسیح خداوند است .
افلاطون :
کورش سرداری بزرگ بود . در زمان او ایرانیان از آزادی برخوردار بودند و بر بسیاری از ملتهای دیگر فرمانروایی می نمودند . بعلاوه او به همه مللی که زیر فرمانروایی او بودند آزادی می بخشید و همه او را ستایش مینمودند . سربازان او پیوسته برای وی آماده جانفشانی بودند و به خاطر او از هر خطری استقبال میکردند .
ویل دورانت :
تاریخ نویس نامدار آمریکایی . کورش از افرادی بوده که برای فرمانروایی آفریده شده بود . به گفته امرسون همه از وجود او شاد بودند . روش او در کشور گشایی حیرت انگیز بود . او با شکست خوردگان با جوانمردی و بزرگواری برخورد می نمود . بهمین دلیل یونانیان درباره او داستهای بیشماری نوشته اند و او را بزرگترین جهان قهرمان پیش از اسکندر مینامند . او کرزوس را پس از شکست از سوختن در میان هیزمهای آتش نجات داد و بزرگش داشت و او را مشاور خود ساخت و یهودیان در بند را آزاد نمود

چوایران نباشدتن من مباد.
فرمان دادم بدنم را بدون تابوت و
مومیایی به خـاک سپارند تـا اجزای
بدنم خـاک ایـران را تشکیل دهد.
کوروش بزرگ
 
[HIGHLIGHT=#f2f2f2][FONT=System]It's nice to be important,But it's important to be nice  

Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 423
تاریخ عضویت: شنبه 9 دی 1385, 8:41 pm
سپاس‌های ارسالی: 7 بار
سپاس‌های دریافتی: 264 بار

وصیت نامه کوروش بزرگ

پست توسط M.Schumacher » یک شنبه 6 بهمن 1387, 2:49 pm

    نامه کوروش بزرگ   
  فرزندان من،دوستان من! من اکنون به پایان زندگی نزدیک گشته ام،من آنرا با نشانه های آشکار دریافته ام.  
  وقتی درگذشتم مرا خوشبخت بپنداريد و كام من اين است كه اين احساس در کردار و رفتار شما نمايانگر باشد، زيرا من به هنگام كودكی، جوانی و پيری بخت‌يار بوده‌ام. هميشه نيروی من افزون گشته است، آن چنان كه هم امروز نيز احساس نمی‌كنم كه از هنگام جوانی ناتوان‌ترم.         م  ن دوستان را به خاطر نيكويی‌های خود خوشبخت و دشمنانم را فرمان‌بردار خويش ديده‌ام.        من بخش كوچكی از آسيا بود. من آنرا اكنون سربلند و بلندپايه باز می‌گذارم. اما از آنجا كه از شكست در هراس بودم ، خود را از خودپسندی و غرور بر حذر داشتم.        در پيروزی های بزرگ خود ، پا از اعتدال بيرون ننهادم. در اين هنگام كه به سرای ديگر می‌گذرم، شما و ميهنم را خوشبخت می‌بينم و از اين رو می‌خواهم كه آيندگان مرا مردی خوشبخت بدانند. مرگ چيزی است شبيه به خواب . در مرگ است كه روح انسان به ابديت می پيوندد و چون از قيد و علايق آزاد می گردد به آتيه تسلط پيدا می كند و هميشه ناظر اعمال ما خواهد بود پس اگر چنين بود كه من انديشيدم به آنچه كه گفتم عمل كنيد و بدانيد كه من هميشه ناظر شما خواهم بود ، اما اگر اين چنين نبود آنگاه  ازخدای بزرگ بترسيد كه در بقای او هيچ ترديدی نيست و پيوسته شاهد و ناظر اعمال ماست.          بايد آشكارا جانشين خود را اعلام كنم تا پس از من پريشانی و نابسامانی روی ندهد.       من شما هر دو فرزندانم را يكسان دوست می‌دارم ولی فرزند بزرگترم كه آزموده‌تر است كشور را سامان خواهد داد.       فرزندانم! من شما را از كودكی چنان پرورده‌ام كه پيران را آزرم داريد و كوشش كنيد تا جوان‌تران از شما آزرم بدارند.       تو کمبوجیه، مپندار كه عصای زرين پادشاهی، تخت و تاجت را نگاه خواهد داشت. دوستان يک رنگ برای پادشاه عصای مطمئن‌تری هستند.            همواره حامی كيش يزدان پرستی باش، اما هيچ قومی را مجبور نكن كه از كيش تو پيروی نمايد و پيوسته و هميشه به خاطر داشته باش كه هر كسی بايد آزاد باشد تا از هر كيشی كه ميل دارد پيروی كند .       هر كس بايد برای خويشتن دوستان يك دل فراهم آورد و اين دوستان را جز به نيكوكاری به دست نتوان آورد.       از كژی و ناروايی بترسيد .اگر اعمال شما پاك و منطبق بر عدالت بود قدرت شما رونق خواهد يافت ، ولی اگر ظلم و ستم روا داريد و در اجرای عدالت تسامح ورزيد ، ديری نمی انجامد كه ارزش شما در نظر ديگران از بين خواهد رفت و خوار و ذليل و زبون خواهيد شد . من عمر خود را در ياری به مردم سپری كردم . نيكی به ديگران در من خوشدلی و آسايش فراهم می ساخت و از همه شادی های عالم برايم لذت بخش تر بود.       به نام خدا و نياکان درگذشته‌ی ما، ای فرزندان اگر می خواهيد مرا شاد كنيد نسبت به يكديگر آزرم بداريد.       پيكر بی‌جان مرا هنگامی كه ديگر در اين گيتی نيستم در ميان سيم و زر مگذاريد و هر چه زودتر آن را به خاك باز دهيد. چه بهتر از اين كه انسان به خاك كه اين‌همه چيزهای نغز و زيبا می‌پرورد آميخته گردد.       من همواره مردم را دوست داشته‌ام و اكنون نيز شادمان خواهم بود كه با خاكی كه به مردمان نعمت می‌بخشد آميخته گردم.       ‌اكنون درمی يابم که جان از پيكرم می‌گسلد ... اگر از ميان شما كسی می‌خواهد دست مرا بگيرد يا به چشمانم بنگرد، تا هنوز جان دارم نزديك شود و هنگامی كه روی خود را پوشاندم، از شما خواستارم كه پيكرم را كسی نبيند، حتی شما فرزندانم.         از مرگ بدنم را موميای نكنيد و در طلا و زيور آلات و يا امثال آن نپوشانيد . زودتر آنرا در آغوش خاك پاك ايران قرار دهيد تا ذره ذره های بدنم خاك ايران را تشكيل دهد . چه افتخاری برای انسان بالاتراز اينكه بدنش در خاكی مثل ايران دفن شود.       از همه پارسيان و هم‌ پيمانان بخواهيد تا برآرامگاه من حاضر گردند و مرا از اينكه ديگر از هيچگونه بدی رنج نخواهم برد شادباش گويند.          به واپسين پند من گوش فرا داريد. اگر می‌خواهيد دشمنان خود را تنبيه كنيد، به دوستان خود نيكی كنيد.       کــوروش نـــامه – گـزنـفون  
[HIGHLIGHT=#f2f2f2][FONT=System]It's nice to be important,But it's important to be nice  

قفل شده

بازگشت به “تاريخ، فرهنگ و تمدن”