*** وسواس ****

در اين بخش مي‌توانيد در مورد مباحث مرتبط با بهداشت و روان به بحث بپردازيد.

مدیران انجمن: Dr.Akhavan, mahshid-banoo, شوراي نظارت

Novice Poster
Novice Poster
پست: 68
تاریخ عضویت: جمعه 20 بهمن 1385, 8:56 pm
سپاس‌های ارسالی: 14 بار
سپاس‌های دریافتی: 22 بار

پست توسط nasdel » پنج شنبه 19 اردیبهشت 1387, 11:28 am

سلام عزیزم من یه دکتر بسیار عالی می شناسم اگه خواستی شماره و آدرسشو برات می فرستم


آره دوست عزیز. ممنون میشم.

New Member
پست: 16
تاریخ عضویت: چهار شنبه 11 اردیبهشت 1387, 10:55 pm

پست توسط khorzukhan » جمعه 20 اردیبهشت 1387, 4:04 pm

سلام nasdelعزيزم
...
در ضمن اونجا مرکز مشاورست اين دکتر هم روان پزشکه هم هيپنوتيزور خودم هم تحت نظرش هستم دوساله. موفق باشي. :)

اخوان : تبلیغ مجاز نیست - لطفا در PM جوا دوستان را بدهبد

Novice Poster
Novice Poster
پست: 68
تاریخ عضویت: جمعه 20 بهمن 1385, 8:56 pm
سپاس‌های ارسالی: 14 بار
سپاس‌های دریافتی: 22 بار

پست توسط nasdel » یک شنبه 22 اردیبهشت 1387, 11:50 am

متشکرم khorzukhan عزيز. در اولين فرصت که بيام تهران ميرم پيشش. :razz:

New Member
پست: 2
تاریخ عضویت: دو شنبه 7 اردیبهشت 1388, 8:16 am
سپاس‌های ارسالی: 1 بار

Re: *** وسواس ****

پست توسط asalmahboob » دو شنبه 7 اردیبهشت 1388, 8:42 am

سلام
من 7 ماه عقد کردم و همون اوایل شوهرم بهم گفت که دچار وسواس،این موضوع کم کم خودشو نشون داد .تا اونجا که ایشون به دوست داشتن من هم شک کردو ازم می خواد که از هم جدا بشیم چون من آرامش و نظم زندگی اونو بهم زدم .از نظر اجتماعی اون بسیار مورد قبولو متاسفانه وقتی باهمیم اغلب دعوا می کنیم . البته خودش هم سعی میکنه مثلا بعد از 30 سال رانندگی رو شروع کرد و برای اولین بار من تونستم ببرمش مسافرت ،اما الان اوضاع خیلی بهم ریخته .باهم قهریم و هیچ تلاشی برای برطرف شدنش نمیکنه.دو بار مشاوره رفتم و اونا تلویحا به من گفتن که طلاق بهترین راه.حالا موندم که واقعا چیکار کنم؟؟؟؟؟؟؟

New Member
پست: 2
تاریخ عضویت: دو شنبه 7 اردیبهشت 1388, 8:16 am
سپاس‌های ارسالی: 1 بار

Re: *** وسواس ****

پست توسط asalmahboob » دو شنبه 7 اردیبهشت 1388, 2:05 pm

سلام

آیا اطلاعی بابت اینکه چند درصد از کسانی که دچار اختلال شخصیت وسواسی هستند درمان می شوند و یا درمان پذیر هستند دارید؟

یا راهنمایی بیشتری درخصوص کمک به این افراد و یا نحوه زندگی در کنا اونها می تونید به من بدید؟من برای نجات زندگیم واقعا" به اطلاعات بیشتری نیاز دارم
تصویر

Super Moderator
Super Moderator
نمایه کاربر
پست: 3051
تاریخ عضویت: یک شنبه 7 اسفند 1384, 3:45 am
سپاس‌های ارسالی: 351 بار
سپاس‌های دریافتی: 1579 بار
تماس:

Re: *** وسواس ****

پست توسط Dr.Akhavan » دو شنبه 7 اردیبهشت 1388, 4:21 pm

  ,
در پیام خصوصی با من مشکلاتتان را کامل بگویید.

در مورد درصد هم در ایران نمی دانم

New Member
پست: 1
تاریخ عضویت: سه شنبه 8 اردیبهشت 1388, 12:31 pm

Re: *** وسواس ****

پست توسط آرتامن » سه شنبه 8 اردیبهشت 1388, 12:46 pm

با عرض سلام خسته نبا شید خدمت آقای دکتر
ببخشید من دچار وسواس فکری شدم که احساس می کنم که شدید هم شده میخواستم بدانم از این طریق می توانید من را در حل مشکلم یاری کنیدو من را راهنمایی کنید.
باسپاس فراوان

Super Moderator
Super Moderator
نمایه کاربر
پست: 3051
تاریخ عضویت: یک شنبه 7 اسفند 1384, 3:45 am
سپاس‌های ارسالی: 351 بار
سپاس‌های دریافتی: 1579 بار
تماس:

Re: *** وسواس ****

پست توسط Dr.Akhavan » سه شنبه 8 اردیبهشت 1388, 5:32 pm

  ,
برای برطرف شدن مشکل خود به نظرم بهتره به یک روانشناس بالینی و یا یک روانپزشک مراجعه کنی
چون باید حضوری صحبت شود و مشکل حل شود

Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 583
تاریخ عضویت: پنج شنبه 30 فروردین 1386, 3:45 pm
سپاس‌های ارسالی: 3433 بار
سپاس‌های دریافتی: 3949 بار

Re: *** وسواس ****

پست توسط naghme » چهار شنبه 24 تیر 1388, 5:14 pm

 درمان وسواس 

 چنان كه در روایتی از امام صادق(ع) آمده است كه مردی نزد رسول خدا(ص) آمد و از رفع وسوسه در نماز یاری خواست. حضرت فرمود: وقتی وارد نماز شدی این عبارت را بخوان :" بسم الله و بالله، توكلت علی الله، اعوذبالله السمیع العلیم من الشیطان الرجیم" پس با این كار شیطان را دور می كنی. 

شیوه‏هاى اصولى در درمان وسواس:

 الف) روان پزشكى:   رفتار و یا عمل وسواسى شدید شود نیاز به متخصص روانى و درمانگرى است كه در این زمینه اقدام كند. كسى كه تعلیمات تخصصى و تحصیلى ‏اش در روان پزشكى او به او اجازه مى‏ دهد كه براى شناخت ریشه بیمارى و درمان بیمار اقدام نماید. علاوه بر اینكه در زمینه ریشه‏یابى‏ها كار و تلاش كرده و دائما در رابطه با خود هم اقداماتى بعمل آورده و لااقل حدود 300-200 ساعتى هم در رابطه با شناخت‏ خویش گام برداشته است. اینان اجازه دارند كه در موارد لازم نسخه بنویسند و یا داروهایى تجویز كنند و یا شیوه‏هاى دیگرى را که براى درمان لازم مى ‏بینند به كار گیرند.   لازم است كه بیماران را در مؤسسات روان ‏پزشكى یا در بیمارستان‏ها به طرق روانكاوى و روان‏درمانى درمان نمایند و در موارد ضرور باید آنها را بسترى نمود. درمان بیمارى براى برخى از افراد بسیار ساده و آسان و براى برخى دیگر بسیار سخت است؛ به ویژه كه شرایط اقتصادى و اجتماعى بیمار هم در این امر مؤثر است.   ب) روان درمانى:   هم نوعى درمان است كه توسط روانكاو یا روان شناس صورت مى‏ گیرد و آن یك همكارى آزاد بین بیمار و درمان كننده مبتنى بر اعمال متقابل است كه براساس روابطى نسبتاً طولانى و طبق هدف و برنامه ریزى مشخصى به پیش مى‏ رود. درمان اختلال به‏ صورت مكالمه و صحبت و یا هر شیوه مفیدى كه قادر به اصلاح زندگى روانى فرد باشد انجام مى ‏گیرد. در این درمان گاهى هم ممكن است از دارو استفاده شود. البته اصل بر این است كه براساس شیوه مصاحبه و گفتگو زمینه براى یك تحول درونى فراهم شود.   در روان درمانى: در روان درمانى افراد، همواره سه اصل مورد نظر است و مادام كه به این جنبه‏ها توجه نشود امكان اصلاح و درمان نخواهد بود:    الف - اصلاح محیط: و غرض محیط زندگى بیمار، توجه به امنیت آن، بررسى اصول حاكم بر جنبه ‏هاى محبتى و انضباطى، نوع روابط و معاشرت ها، فعالیت هاى تفریحى، گردش ها، تلاش هاى جمعى، مشاركت ها در امور،... است.    ب - ارتباط خوب و مناسب:در روان درمانى آنچه مهم است، داشتن و یا ایجاد روابط خوب و مناسب همدردى و همراهى، كمك كردن، دادن اعتبار و رعایت احترام، وانمود كردن حق به جانبى براى بیمار، تقویت قدرت استدلال، بیان خوب، خوددارى از سرزنش و... است.    ج - روانكاوى و روان درمانى: كه در آن تلاشى براى ریشه ‏یابى، ایجاد زمینه براى دفاع خود بیمار از وضع و حالات خود، گشودن عقده‏ها، توجه دادن بیمار به ریشه و منشاء اختلال خود، القائات لازم و... است.
 [لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید] 
درمان :  درمان مى ‏توان از راه و رسم ‏ها و وسایل و ابزارى استفاده كرد كه یكى از آنها تغییر محیطى است كه بیمار در آن زندگى مى‏كند.   1- تغییر آب و هوا: دور ساختن بیمار از محیط خانواده، و اقامت او در یك آسایشگاه و واداشتن او به زندگى در یك منطقه خوش آب و هوا براى تخفیف اضطراب و درمان بیمار اثرى آرامش بخش دارد و این امرى است كه اولیاى بیمار مى ‏توانند به آن اقدام كنند.    2- تغییر شرایط زندگى: از شیوه‏هاى درمان این است كه زندگى بیمار را به محیطى دیگر بكشانیم و وضع او را تغییر دهیم. او را باید به محیطى كشاند كه در آن مسئله حیات سالم و دور از اغتشاش و اضطراب مطرح باشد و بناى اصلى شخصیت او از دستبردها دور و در امان باشد. بررسی هاى تجربى نشان مى ‏دهند كه در مواردى با تغییر شرایط زندگى و حتى تغییر خانه و محل كار و زندگى، بهبود كامل حاصل مى‏شود.    3- ایجاد اشتغال و سرگرمى: تطهیرهاى مكرر و دوباره‏كارى‏ها بدان خاطر است كه بیمار وقت و فرصت كافى براى انجام آن در خود احساس مى‏ كند و وقت و زمانى فراخ در اختیار دارد. بدین سبب ضرورى است در حدود امكان سرگرمى او زیادتر گردد تا وقت اضافى نداشته باشد. اشتغالات یكى پس از دیگرى او را وادار خواهد كرد كه نسبت‏به برخى از امور بى‏اعتماد گردد، از جمله وسواس.    4- زندگى در جمع: فرد وسواسى را باید از گوشه ‏گیرى و تنهایى بیرون كشید. زندگى در میان جمع خود مى‏تواند عاملى و سببى براى رفع این حالت‏ باشد. ترتیب دادن مسافرت هاى دسته جمعى كه در آن همه افراد ناگزیر شوند شیوه واحدى را در زندگى پذیرا شوند، در تخفیف و حتى درمان این بیمارى مخصوصاً در افرا كمرو مؤثر است.    5- شیوه‏هاى اخلاقى: رودربایستى‏ها و ملاحظات فیمابین كه هر انسانى به نحوى با آن مواجه است تا حدود زیادى سبب تخفیف این بیمارى مى‏ شود. طرح سؤالات انتقادى توأم با لطف و شیرینى، به ویژه از سوى كسانى كه محبوب و مورد علاقه بیمارند در امر سازندگى بیمار بسیار مؤثر است و مى‏ تواند موجب پیدایش تخفیف هایى در این رابطه شوند و البته باید سعى بر این باشد كه «انتقاد» به «ملامت» منجر نشود و روح بیمار را نیازارد. احیاى غرور بیمار در مواردى بسیار سبب درمان و نجات او از عوامل آزار دهنده و خفت و خوارى ناشى از پذیرش رفتارهاى ناموزون وسواسى است و به بیمار قدرت مى ‏دهد. باید گاهى غرور فرد را با انتقادى ملایم زیر سؤال برد و با كنایه به او تفهیم كرد كه عُرضه اداره و نجات خویش را ندارد تا او بر سر غرور آید و خود را بسازد. باید به او القا كرد كه مى ‏تواند خود را از این وضع نجات دهد. همچنین باید به بیمار اجازه داد كه درباره افكار خود اگر چه بى معنى است صحبت كند و از انتقاد ناراحت نباشد.    6- تنگ كردن وقت: بیش از این هم گفته ‏ایم كه گاهى تن دادن به تردیدها ناشى از این است كه بیمار خود را در فراخى وقت و فرصت‏ ببیند و براى درمان ضرورى است كه در مواردى وقت را بر فرد وسواسى تنگ كنند. در چنین مواردى لازم است ‏با استفاده از فنون و شیوه‏هایى او را به كارى مشغول دارید و به امر و وظیفه‏ اى وادار نمایید تا حدى كه وقتش تنگ گردد و ناگزیر شود با سر هم كردن عمل و وظیفه كار و برنامه خود را اگرچه نادرست است‏ سریعاً انجام دهد. تكرار و مداومت در چنین برنامه‏ اى در مواردى مى‏تواند به صورت جدى در درمان مؤثر باشد.    7- زیر پا گذاردن موضوع وسواس: در مواردى براى درمان بیمار چاره‏اى نداریم جز این كه به او القا كنیم به قول معروف به سیم آخر بزند، حتى با پیراهنى كه او آن را نجس مى‏ داند و یا با دست و بدنى كه او تطهیر نكرده مى‏ شمارد و به نماز بایستد و وظیفه‏ اش را انجام دهد. به عبارت دیگر بیمار را واداریم تا همان كارى را كه از آن مى‏ ترسد انجام دهد. تنها در چنین صورتی است كه در مى ‏یابد هیچ واقعه ‏اى اتفاق نمى‏ افتد. 
 منبع: tebyan.net                   
تصویر

Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 583
تاریخ عضویت: پنج شنبه 30 فروردین 1386, 3:45 pm
سپاس‌های ارسالی: 3433 بار
سپاس‌های دریافتی: 3949 بار

Re: *** وسواس ****

پست توسط naghme » پنج شنبه 25 تیر 1388, 5:12 pm

 وسواس و تزلزل فكرى و اعتقادى

روش‎‎‎‎هاى تربیتى از دیدگاه محقق نراقى(2)
 

 تصویر 
 


روش تصحیح فكر یا وهم زدایى 
 
از جمله امورى كه در تعلیم و تربیت، نقش بسیار مؤثرى دارد، افكار و اندیشه‎ها است. افكار و اندیشه‎هایى كه در موضوعات مطلوب و واقعى انجام شود و سیرى منطقى را طى نماید و نتایج ذى‎قیمتى را به بار آورد و فرد را به صحت راهى كه مى‎پیماید، مطمئن سازد و زمینه زندگى مطلوب دنیوى و اخروى و خوشبختى ابدى را فراهم نماید؛ افكار و اندیشه‎هاى مثبت در تعلیم و تربیت به شمار مى‎آیند.

اما افكار و تصوراتى كه بر روى امور بى ارزش انجام مى‎شود و فرد را به انحراف و فساد مى‎كشاند و یا اوهامى كه سستى در عقاید و ایمان درست ایجاد مى‎نماید و یا تصورات و آرزوهاى طول و دراز و دست نایافتنى است. یا خیالات و اوهامى كه زندگى را براى فرد و یا با دیگرى مختل مى‎سازد، همه اندیشه‎هاى منفى‎اند و مانع تعلیم و تربیت صحیح مى‎باشند. كسى كه دچار این نوع افكار و اوهام است، از نظر محقق نراقى (وسواس) نامیده مى‎شود. وى معتقد است فرد وسواسى تا علاج نشود و اوهام و افكار غیر منطقى از وى زدوده نگردد، نمى‎تواند درست تربیت شود و به فضائل دست یابد. از این رو مفصل در صدد حل این معضل برآمده و با ذكر انواع افكار وسواسى، روش‎ها و فنونى را براى زدودن آنها بیان كرده است.

باید در صنع خدا، ظرافت‎هاى موجود در پدیده‎هاى آفرینش، نعمت‎ها و الطاف الهى به وى، و مانند آن بیندیشد و ذهنش به این نوع افكار متوجه و معطوف گردد و نظارت و تنبه استمرار یابد تا دیگر متوجه افكار وهمى نشود.
مى‎توان مباحث محقق نراقى را در این زمینه تحت سه عنوان ذكر كرد:

الف. وسواس و تزلزل فكرى و اعتقادى  
 
به نظر محقق نراقى، تزلزل فكرى و تأثر از شبهات و سفسطه‎ها از افراطِ حد اعتدالِ قوه عاقله ناشى مى‎شود و راه علاج آن این است كه:

اولاً: معلم و مربى، متربّى را از عوارض تزلزل و انحراف عقیدتى كه از وسواس فكرى عاید مى‎شود، آگاه سازد تا در شبهات باقى نماند و براى رفع آنها بكوشد.

ثانیاً: در زدودن شك‎ها و شبهه‎ها بر استدلال‎هاى قوى تكیه نماید تا سستى شك‎ها برایش روشن شود و به غیر منطقى بودن استدلال‎هاى مغالطه آمیز و سفسطه‎اى كه در تبیین شبهه‎ها مطرح شده پى ببرد.

ثالثاً: توجه وى را به افكار اكثر علما و دانشمندان در زمینه موضوع مورد شبهه، جلب كند و ادله معتبر آنها را بازگو نماید تا با اعتماد به افكار علمى آنان، بتواند فكر خود را تصحیح كند.

رابعاً: مربى با پرورش روحیه منطقى در وى، در استقامت ذهن او كوشش نماید و اظهارات سلیقه‎اى را از افكار منطقى برایش متمایز سازد تا از كج فهمى نجات پیدا كند و با راهنمایى وى افكارش را تصحیح نماید.(1)

ب. وسواس و افكار پست و شیطانى  
 
نوع دیگر از وسواس فكر، اندیشه در امور بى ارزش و شیطانى است كه فرد را به گناه و انحراف رفتارى و تعدّى به حقوق خدا، خود و مردم مى‎كشاند. این نوع افكار ارادى است و ریشه در علائق دنیوى دارد. براى زدودن این نوع افكار:

اولاً: مربى، متربى را از آثار و عوارض دنیوى و اخروى آن، مطلع سازد و از او بخواهد تا در عاقبت گناه و رفتارهاى ناشى از آن، نوع افكار بیندیشد و او را به عوارضى چون آبروریزى، بدبینى مردم به او، از دست دادن جایگاه مردمى و اعتبار اجتماعى و چون عذاب‎هاى اخروى و جهنم ابدى، هشدار دهد و آسانى صبر و مقاومت در برابر وسوسه‎هاى نفسانى را نسبت به تحمل آن همه عوارض نامطلوب دنیوى و اخروى، برایش، گوشزد نماید. مقاومت در برابر این وسوسه‎ها، به تدریج به از بین رفتن آنها مى‎انجامد.(2)

ثانیاً: سعى شود علایق كاذب، كه ریشه این خیالات و افكار است به علائق نسبت به امور با ارزش تبدیل شود. توجه دادن به ارزش‎ها و خواست‎هاى فطرى و آثار گرانبهاى آنها، متربّى را به افكار با ارزش سوق مى‎دهد و علاقه‎هاى مثبت و واقعى را در او پرورش مى‎دهد.(3)

ثالثاً: متربّى از راه‎هایى كه شیطان از آنها نفوذ مى‎كند، آگاه شود و آنها را بر روى خود ببندد. هر یك از رفتارهایى چون غضب، حسادت، حرص، عُجب، تكبر و مانند آن، فرد را به فكر در مورد متعلّقات مربوط وادار مى‎سازد و افكار ناشایست شیطانى را موجب مى‎شود. با پیشگیرى از این رفتارها، زمینه بروز بسیارى از خیالات و افكار پست، از بین مى‎رود.

رابعاً: برنامه‎ریزى شود تا به امور معنوى و با ارزش بیندیشد و بر آن تمرین نماید و عملاً به رفتارهاى خوب روى آورد و از جمله به ذكر لسانى و قلبى بپردازد تا موقعیتى براى ظهور آن افكار غیر ارزشى پدید نیاید. (4)

ج. وسواس و اوهام  
 
برخى از تصورات و اوهام بدون اراده و اختیار و گاه با اختیار كمى به ذهن روى مى‎آورند و چه بسا فرد را آزار مى‎دهند و در امور زندگى و رفتارهاى وى اختلال ایجاد مى‎كنند، و موجب اضطراب، اندوه، نگرانى از آینده و به هم خوردن نظم فكرى وى مى‎گردند. مثل این كه تصور مى‎كند عزیزى را از دست مى‎دهد، یا حادثه خطرناكى اتفاق مى‎افتد و یا به بیمارى صعب العلاجى دچار مى‎شود و یا به چیزى كه از دست رفته و قابل تدارك نیست، مى‎اندیشد. و یا به چیزى ایده‎آل فكر مى‎كند ولى مى‎داند به آن نمى‎رسد، ناراحت مى‎شود و مانند آن. (5)

از جمله امورى كه در تعلیم و تربیت، نقش بسیار مؤثرى دارد، افكار و اندیشه‎ها است. افكار و اندیشه‎هایى كه در موضوعات مطلوب و واقعى انجام شود و سیرى منطقى را طى نماید و نتایج ذى‎قیمتى را به بار آورد و فرد را به صحت راهى كه مى‎پیماید، مطمئن سازد و زمینه زندگى مطلوب دنیوى و اخروى و خوشبختى ابدى را فراهم نماید؛ افكار و اندیشه‎هاى مثبت در تعلیم و تربیت به شمار مى‎آیند.

این اوهام و وسوسه‎ها مانع سیر تكاملى فرد مى‎شود و تعلیم و تربیتش را با مشكل رو به رو مى‎سازد. براى علاج چنین فردى و زدودن وسوسه‎‎ها و اوهام از ذهنش باید ملاحظه شود كه اگر به مغز آسیبى رسیده و اختلال مغزى (6) ایجاد شده است، درمان پزشكى انجام شود و در غیر این صورت مى‎بایست توجه شود كه اگر این افكار به دلیل علایق مربوط به قوه شهویه یا قوه غضبیه و استیلاى قوه واهمه است، پس باید:

اولاً: با تقویت عاقله و ایجاد تعادل در قوا، قوه عاقله را نیرومند ساخت تا قواى سه‎گانه، به ویژه واهمه را در اختیار گیرد و بر آنها مسلط شود؛ به طورى كه نه تنها از آنها متأثر نشود بلكه در آنها اثر هم بگذارد. حتى دو قوه شهوت و غضب نتواند بدون اجازه و هدایت قوه عاقله، در وهم اثر بگذارند و آن را به افكار واهى و نامطلوب و غیر منطقى و نامعقول بكشانند. (7)

ثانیاً: با تشریح شرافت (8) افكار پسندیده و آثار گرانبهاى آنها، فكر و ذهن متربّى را به افكار مطلوب و نیكو سوق دهد (9) و كوشش نماید تا وى در اندیشه‎هایى خاص از این افكار معقول كه مورد علاقه خود او نیز هست، تمركز یابد. مثلاً در صنع خدا، ظرافت‎هاى موجود در پدیده‎هاى آفرینش، نعمت‎ها و الطاف الهى به وى، و مانند آن بیندیشد (10) و ذهنش به این نوع افكار متوجه و معطوف گردد و نظارت و تنبه استمرار یابد تا دیگر متوجه افكار وهمى نشود. حتى اعضا و جوارح او را به كارى مشغول نماید تا با كار عملى فكرش به آن كار معطوف گردد و به امور دیگر پراكنده نگردد. این كار عملى در معطوف داشتن فكر به امر خاص بسیار مؤثر است و شاید یكى از دلایل سفارش اكید بر این كه جوان نباید بى‎كار باشد و گفته شده كه خدا جوان بى‎كار را دوست ندارد، همین امر باشد كه در دوران جوانى افكار پراكنده به جوان روى مى‎آورد و كار مشغولیت ذهنى، برایش ایجاد مى‎كند و تمركز به وى مى‎بخشد و با این وسیله از افكار واهى و خیالى جوان، پیشگیرى مى‎شود. (11)



پی‎نوشت‎ها:

1. جامع السعادات، ج1، ص67ـ 66 و ص100 و ص144/ معراج السعادة، ص57.

2. همان، ص150.

3. همان، ص152.

4. همان، ص153/ معراج السعادة، ص 94 ـ 93.

5. همان، ص143.

6. همان، ص144.

7. همان، ص157 ـ 156.

8. همان، ص164.

9. همان، ص163.

10 . همان، ص166.

11 . همان، ص152 ـ 150.  

 منبع: tebyan.net 
تصویر

Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 583
تاریخ عضویت: پنج شنبه 30 فروردین 1386, 3:45 pm
سپاس‌های ارسالی: 3433 بار
سپاس‌های دریافتی: 3949 بار

Re: *** وسواس ****

پست توسط naghme » شنبه 27 تیر 1388, 7:02 pm

 ایرانی هایی که وسواس شخصیتی دارند  
 
رئیس دفتر انجمن شفای وسواس کشور از ابتلای 40 درصد از مردم کشور به بیماری وسواس شخصیتی خبر داد.

علی اسلامی نسب در گفتگو با خبرنگار مهر با اعلام این مطلب گفت : بر اساس مطالعاتی که ما تاکنون انجام داده ایم و همچنین مشاهدات بالینی انجام گرفته، مردم کشور ما به دلیل شرایط خاص و قرار داشتن در موقعیت استراتژیک و بحرانی خاورمیانه بیشتر از همه نقاط دیگر دنیا به وسواس مبتلا هستند.  

 تصویر 
 

این روانشناس با اشاره به آمارهای جهانی افزود: بر اساس آمار معتبر علمی در هر جامعه ای به صورت طبیعی در حدود 4 درصد افراد دچار نوعی از وسواس هستند که این میزان در کشور ما بسیار بیشتر است.

اسلامی نسب گفت: نمونه بارز این مسئله در خانواده هایی که تلاش می کنند فرزندان دانش آموز یا کنکوریشان حتما موفقیتهای بزرگی کسب کنند دیده می شود، خانواده هایی که زندگی خود و فرزندان را برای کسب نمرات یا رتبه ممتاز به حالت نیمه تعطیل در آورده و همه امور زندگی را قربانی این مسئله می کنند.

این روان درمانگر افزود: معتقد هستم بیشتر افراد نخبه و مخترع جامعه که با حرص و ولع به دنبال کسب مقام و یا ساخت اختراعات منحصر به فرد هستند به بیماری اختلال شخصیتی وسواس اجبار( اشوا ) دچارند. عده ای نیز که در هر شرایطی دنبال خاص بودن و داشتن شرایط ویژه هستند از نوعی تحقیر رنج می برند که با این کار تلاش می کنند آن را به نوعی جبران کنند و در حقیقت می توان گفت این تحقیر شخصی یا اجتماعی موجب می شود افراد تمایل زیادی به جبران مضاعف از خود نشان دهند.

بر اساس آمار معتبر علمی در هر جامعه ای به صورت طبیعی در حدود 4 درصد از افراد دچار نوعی از وسواس بوده که این میزان در کشور ما بسیار بیشتر است

اسلامی نسب با انتقاد از نحوه مواجه وزارت بهداشت با بیماری و بیماران مبتلا به وسواس گفت : به لحاظ قانونی وزارت بهداشت موظف است برای بیماران مبتلا به وسواس چاره اندیشی کند. اما متاسفانه مسئولان این وزارت خانه معتقد هستند که این افراد هم باید مثل بقیه بیماران در مطبها و بیمارستانها درمان شوند در صورتی که این بیماری یک بیماری طبی نیست و هیچ قرصی نیز برای درمان آن وجود ندارد.

این کارشناس با اعلام اینکه داروهای تجویز شده برای افراد مبتلا به وسواس در واقع داروهایی برای درمان افسردگی هستند، افزود: این داروها عوارض بسیار خطرناکی در پی داشته و هیچ تأثیری در درمان وسواس نیز ندارند.


رئیس دفتر انجمن شفای وسواس کشور در ادامه گفتگو با خبرنگار مهر گفت : با وجود اینکه در کشور ما بیش از یک هزار و چهارصد روانپزشک وجود دارد، در کتابهایی که در دانشگاهها تدریس می شود به وسواس به عنوان بیماری طبی پرداخته می شود و نگاه این افراد نیز نگاهی طبی است در صورتی که هم اکنون در کشورهای پیشرفته دنیا راههای معالجه وسواس کاملا متفاوت است.

علی اسلامی نسب با اعلام اینکه وسواس چون یک مشکل روانی است فراگیرترین معلولیت در دنیا محسوب می شود گفت : شخصیتهای دچار وسواس اگرچه برای جامعه موفقیت به دست می آورند ولی زندگی خودشان از وضعیت چندان مساعدی برخوردار نیست و از طرفی چون این افراد خود را نسبت به جامعه محق می دانند ممکن است در نهایت برای جامعه نیز مشکل ساز شوند.  

 منبع: tebyan.net 
تصویر

Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 583
تاریخ عضویت: پنج شنبه 30 فروردین 1386, 3:45 pm
سپاس‌های ارسالی: 3433 بار
سپاس‌های دریافتی: 3949 بار

Re: *** وسواس ****

پست توسط naghme » شنبه 27 تیر 1388, 7:42 pm

 اختلال شخصیت وسواسى جبرى چیست؟  
 تصویر 
 

وسواس یكى از شایع ترین اختلالات و بیمارى ها در جامعه است و متخصصان روان شناسى و روان پزشكان تعاریف گوناگونى را از این بیمارى ارائه داده اند. این بیمارى كه حدود 2 تا 3 درصد از جمعیت را گرفتار خود مى كند شامل فكر، احساس یا تصورات عود كننده و مزاحم براى شخص است كه در او ایجاد اضطراب مى كند. در نتیجه تعادل فرد به دنبال این بیمارى به هم مى خورد و او در سازگارى با محیط دچار مشكل مى شود. از نظر روانكاوان نیز وسواس یك بیمارى ناخودآگاه است كه اختیار و آزادى را از فرد سلب می کند و او را وامى دارد تا رفتارى را برخلاف میل و خواسته اش انجام دهد. اگرچه اكثر بیماران به بیمارگونه بودن رفتارشان آگاهى دارند ولى قادر به رها شدن از آن نیستند.

مطالعات در زمینه این بیمارى نشان مى دهد كه وسواس همگام با بلوغ در افراد به تدریج رشد مى كند. اگر در آن ایام شرایط براى درمان مساعد باشد، ممكن است بیمار بهبود نسبى پیدا كند، ولى در غیر این صورت این بیمارى سیر رو به افزایش خواهد داشت. همچنین بسیارى از افراد كه دارى شخصیت هاى حساس هستند اذعان مى كنند كه در دوره هایى از زندگى این اختلال را تجربه كرده اند.


افراد مبتلا به این اختلال تلاش مى كنند تا از طریق توجه دقیق به موازین، جزئیات ریز، فهرست ها و برنامه ها بر همه امور كنترل داشته باشند. آنها داراى دقت افراطى اند، كارها را تكرار مى كنند، به جزئیات توجه فوق العاده دارند و به طور مكرر اشتباه احتمالى را كنترل مى كنند. آنها نسبت به این حقیقت كه اطرافیانشان در برابر تأخیرها و ناراحتى هایى كه از این رفتار ناشى مى شود دلخور مى شوند، توجهی ندارند.

علامت اساسى اختلال شخصیت وسواسى- جبرى شامل نظم گرایى، كمال گرایى و كنترل روانى است. افراد مبتلا به این اختلال تلاش مى كنند تا از طریق توجه دقیق به موازین، جزئیات ریز، فهرست ها و برنامه ها بر همه امور كنترل داشته باشند. آنها داراى دقت افراطى اند، كارها را تكرار مى كنند، به جزئیات توجه فوق العاده دارند و به طور مكرر اشتباه احتمالى را كنترل مى كنند. آنها نسبت به این حقیقت كه اطرافیانشان در برابر تأخیرها و ناراحتى هایى كه از این رفتار ناشى مى شود دلخور مى شوند، توجهی ندارند. مثلاً وقتى چنین افرادى فهرستى از كارهایى را كه باید انجام دهند گم مى كنند به جاى این كه با كمك گرفتن از حافظه لحظاتى را صرف بازنویسى فهرست آن كارها كنند و به انجام آن كارها بپردازند، زمان زیادى را صرف جست و جوى آن فهرست مى كنند. براى كارها زمان كافى تخصیص نمى دهند و مهمترین كارها براى لحظه آخر گذاشته مى شود. افراد مبتلا به این اختلال به بهانه كنار گذاشتن فعالیت هاى تفریحى، اوقات خود را به طور مفرط وقف كار و بهره ورى مى كنند، ممكن است تمركز زیادى بر كارهاى روزمره خانگى داشته باشند (مثلاً تمیز كردن مفرط و تكرارى منزل). این افراد در مورد مسائل اخلاقى یا ارزش ها به طور افراطى وظیفه شناس، جدى و انعطاف ناپذیر هستند و ممكن است خود و دیگران را مجبور كنند كه در عملكرد از اصول اخلاقى خشك و معیارهاى خیلى سخت پیروى كنند. آنها در مورد اشتباهات خود از خود به طور بى رحمانه انتقاد مى كنند. این افراد گرفتار نظم افراط گونه اى هستند كه بر تمام روابطشان سایه مى اندازد، به طورى كه حتى قادر به جداشدن از اشیاى فرسوده یا بى ارزش نیستند چون معتقدند شاید در آینده بتوان از آنها استفاده كرد.  

 تصویر 
 
بى توجهى به جنبه هاى عاطفى ارتباط آنها را با خانواده دچار مشكل مى كند و در كار و محیط شغلى نیز برایشان مشكلات زیادى را به وجود مى آورد. اگر این اختلال در همان اوایل جوانى كه شروع آن است بهبود نیابد در بزرگسالى افسردگى نیز به آن اضافه خواهد شد. البته مانند سایر اختلالات روانى مى توان گفت كه در فرد دچار اختلال وسواسى- جبرى این نظم پذیرى و كمال طلبى نه تنها منجر به پیشرفت و رسیدن به هدف نمى شود بلكه در بسیارى از زمینه هاى زندگى باعث افت در عملكرد مى شود. در مورد علل و ریشه هاى این بیمارى اظهار نظرهاى بسیارى شده كه وراثت، وضع هوشى، عوامل اجتماعى و خانوادگى از جمله آنان هستند. تحقیقات نشان داده اند كه حدود 40 درصد وسواسى ها این بیمارى را از والدین خود به ارث مى برند. همچنین افرادى كه از نظر هوشى در حد متوسط و بالاى متوسط هستند، بیشتر درگیر این بیمارى مى شوند. بررسى ها حاكى از آن هستند كه والدین كمال جو كه فرزندان خود را براساس ضوابط خاصى تربیت مى كنند در وسواسى كردن آنها بسیار مؤثرند.

در شیوه رفتار درمانى با تقویت كردن پاسخ هاى مثبت و حذف پاسخ هاى منفى بیمار، روان درمانگر سعى در كاهش رفتارهاى وسواسى بیمار خواهد داشت البته در صورتى كه بیمار نسبت به بیمارگونه بودن رفتارش آگاهى داشته باشد كار درمانگر آسان تر خواهد شد و نتیجه بهترى به دست خواهد آمد. گروه درمانى نیز از جمله دیگر درمان هاى غیردارویى است كه در درمان این افراد مى تواند بسیار مفید باشد.   
اهمیت وسواس زمانى بیشتر مى شود كه فرد در دوران كودكى انواع ناامنى ها را تجربه كرده باشد. از شیر گرفتن كودك به صورت ناگهانى، و تحقیر از جمله عواملى هستند كه زمینه را براى انواع ناراحتى هاى عصبى از جمله وسواس فراهم مى كنند.صفات شخصیتى دیده شده در افراد وسواسى از این قبیل است: اضطراب جدایى، مقاومت در برابر تغییر، اهل ریسك نبودن، دودلى، افكار خرافى و دلبستگى زیاد به كار. شیوع این بیمارى در میان زنان بیشتر است.

بسیارى از روان شناسان و روان پزشكان براى درمان این بیماران از دو روش رفتار درمانى و دارو درمانى استفاده مى كنند. در شیوه رفتار درمانى با تقویت كردن پاسخ هاى مثبت و حذف پاسخ هاى منفى بیمار، روان درمانگر سعى در كاهش رفتارهاى وسواسى بیمار خواهد داشت البته در صورتى كه بیمار نسبت به بیمارگونه بودن رفتارش آگاهى داشته باشد كار درمانگر آسان تر خواهد شد و نتیجه بهترى به دست خواهد آمد. «گروه درمانى» نیز از جمله دیگر درمان هاى غیردارویى است كه در درمان این افراد مى تواند بسیار مفید باشد. در درمان دارویى متخصص روان پزشك براى این بیماران دوزهاى مختلفى از انواع آرام بخش ها را براى رفع علایم اضطراب ، افسردگى و افكار وسواسى تجویز مى كند.  
 منبع: tebyan.net 
تصویر

ارسال پست

بازگشت به “روانشناسي و روان پزشكي”