به جای عبارت ( امام علی ) بگویید « امیرالمومنین »

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه‌ي مباحث مرتبط با تاريخ، فرهنگ و تمدن به بحث بپردازيد

مدیران انجمن: رونین, شوراي نظارت

Commander
Commander
پست: 3324
تاریخ عضویت: چهار شنبه 3 اسفند 1384, 2:15 am
سپاس‌های ارسالی: 941 بار
سپاس‌های دریافتی: 1472 بار
تماس:

Re: به جای عبارت ( امام علی ) بگویید « امیرالمومنین »

پست توسط Mohsen1001 » سه شنبه 23 تیر 1388, 3:31 am

باسمه تعالی


فَبَشِّرْ عِبَادِ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئكَ الَّذِينَ هَدَئهُمُ اللَّهُ وَ أُوْلَئكَ هُمْ أُوْلُواْ الْأَلْبَاب‏

پس به بندگانم مژده ده. آنان كه سخن را مى‏شنوند و از بهترينش پيروى مى‏كنند، اينانند كسانى كه ‏خدا هدايتشان كرده، و اينان همان خردمندانند. (زمر/18)‏‎


وَ قالَ الرَّسُولُ يا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً ‏

و پيامبر [درقيامت‏] مى‏گويد: پروردگارا! همانا قوم من اين قرآن را متروك گذاشتند! (فرقان/30)‏



با تشکر از جناب عالی ، بهتر می دانیم که با توجه به‎ ‎مطالب ارائه شده توسط شما و برای رسیدن به ‏نتیجه ، بحث را ابتداء در حول یک محور‎ ‎آغاز نموده و گام به گام پیش رویم‎.


شما فرمودید‎ : ‎

در باره پیامبر اسلام چیزی که در زمان حیات او نوشته شده‎ ‎باشد در دست نیست و در آثار مورخان نیز ‏از او چیزی گزارش نشده‎ ‎است‎
.‎


اینکه از زمان حیات پیامبر (صلی الله علیه و اله) هیچ نوشته ای‎ ‎در دست نباشد صحیح نیست چرا که ‏قرآن در زمان ایشان نوشته می شده و متنی قابل قبول‎ ‎برای تمام فرق اسلامی است. و اینکه برخی ‏گمان کرده اند جمع آوری قرآن توسط عثمان‎ ‎صورت گرفته بر خلاف آیات شریفه قرآن است‎ :

ان علینا جمعه ..‏

همانا بر ماست جمع كردن آن ... (قيامه/17)‏‎


بر اساس روایات اهل سنت کاری که عثمان انجام داد واحدکردن قرآن بود ، یعنی‎ ‎نسخ پراکنده در دست ‏مردم را جمع آوری نمود و سوزاند در مكتب خلفا روايات فراواني دال بر جمع قرآن در زمان رسول خدا ‏وجود دارد كه براي نمونه يكي را نقل مي كنيم:‏

عبد الله بن عمر نقل مي كند كه من قرآن را جمع كرده بودم و هر شب يكبار مي خواندم و چون اين ‏جريان به گوش پيامبر رسيد فرمود آن را آرام و با حوصله و هر ماه يكبار بخوان (الاتقان ج1 ص124)‏‎

اما اینکه در آثار مورخان متنی که در زمان حیات پیامبر (صلی الله علیه و‎ ‎اله) نگارش یافته نیست بخاطر ‏جریان منع تدوین حدیث می باشد

که توسط خلفا صورت‎ ‎گرفت‎ ‎لذا در جهان اسلام بحث سند بوجود آمد ‏و سند حدیث جهت رساندن متن تا‎ ‎زمان واقعه می باشد که مباحث رجالي از حوصله بحث ما خارج ‏می باشد‎.‎


منابع و نوشته هایی که ۲۰۰ تا ٣۰۰ سال بعد ( از فوت‎ ‎پیامبر) بر اساس روایت های شفاهی در بین ‏مردم، نگاشته شده است ، به لحاظ علمی فاقد‎ ‎اعتبار است. با مراجعه به قرآن هم نمی توانیم به ‏زندگینامه پیامبر اسلام پی‎ ‎ببریم‎.‎



[HIGHLIGHT=#953734]اشکال شما متوجه منابع اهل سنت است ولی منابع شیعه به واسطه‎ ‎اتصال به زمان معصوم و عرضه ‏روایات و کتب روایی به آن حضرات دارای اعتبار علمی می‎ ‎باشد‎. 

اما با مراجعه به قرآن مجید نکاتی از زندگی پیامبر (صلی الله علیه و‎ ‎آله) بدست می آید که به هیچ ‏وجه قابل خدشه نمی باشد‎ .


بطور مثال آیه 3 سوره‏‎ ‎مائده كه اين سوره به اتفاق مفسران شيعه و سني آخرين سوره از سور طوال ‏مي باشد و در سال آخر حيات پيامبر نازل شده است:‏


حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ وَ الدَّمُ وَ لحَْمُ الخِْنزِيرِ وَ مَا أُهِلَّ لِغَيرِْ اللَّهِ بِهِ وَ الْمُنْخَنِقَةُ وَ الْمَوْقُوذَةُ وَ الْمُترََدِّيَةُ وَ ‏النَّطِيحَةُ

وَ مَا أَكلَ‏َ السَّبُعُ إِلَّا مَا ذَكَّيْتُمْ وَ مَا ذُبِحَ عَلىَ النُّصُبِ وَ أَن تَسْتَقْسِمُواْ بِالْأَزْلَامِ ذَالِكُمْ فِسْقٌ الْيَوْمَ ‏يَئسَ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِن دِينِكُمْ

فَلَا تخَْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتمَْمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتىِ وَ ‏رَضِيتُ لَكُمُ الْاسْلَامَ دِينًا

فَمَنِ اضْطُرَّ فىِ مخَْمَصَةٍ غَيرَْ مُتَجَانِفٍ لّاِثْمٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ‏‎


در ابتدای آیه شریفه به یکسری محرمات اشاره شده است و آنها را فسق و‎ ‎گناه دانسته است و در ‏ادامه بحث از روزي شده كه كفار از دین مسلمانان مايوس شده‎ ‎اند (الیوم)

و بعد آمده است که امروز ‏دین شما را کامل کردم و نعمتم را بر شما تمام‎ ‎کردم و راضی شدم که اسلام دین شما باشد‎.

اینها مجموعه داده هایی است که بدون‎ ‎هیچ پیش فرضی از ظاهر آیه بدست می آید‎.


با وجود اينكه سال آخر حيات پيامبر است برخي از رفتارهاي بت پرستان همچون قرباني بر بت ها وجود ‏دارد و وضع بگونه اي است كه آيه نازل شده است.‏

در آیه شریفه سخن از روزی به میان آمده‎ ‎که وقایعی در آن اتفاق افتاده و از آن به واژه الیوم تعبیر ‏نموده‎ .

مایوس شدن‎ ‎کفار از دین مسلمانان بخاطر آمدن احکام حرمت ابتدای آیه نمی باشد چرا که در آیات‎ ‎دیگر (بقره/173 و نحل /115) این حرمت بیان شده بوده است‎ ‎و بايد توجه داشت كه سوره نحل مكي ‏است.‏‎

اما کفار در آیه شریفه نمی تواند منظور اهل‎ ‎کتاب باشد چرا که در آن روز اهل کتاب در جزیرة العرب ‏حضور نداشتند
و چگونه كساني كه حاضر نيستند در اين روز مأيوس شوند پس منظور کسانی است که ‏در آن روز در‎ ‎جمع مسلمین حضور داشته اند اما در واقع ایمان نداشته اند (منافقین) که در آیات دیگر‎ ‎نیز ‏از آنان به کفار تعبیر شده است‎.‎‏(منافقون/3)‏‎
از ویژگیهای دیگر این روز کامل شدن دین و‎ ‎راضی شدن خداوند است از اینکه اسلام دین شما باشد‎.

حال این سوالها مطرح می‎ ‎شود :

این روز چه روزي می باشد ؟‏‎

چه واقع ای در این روز موجب یاس منافقین شده‎ ‎است ؟‎

این چه روزی بوده است که دین کامل و خدا از آن راضی شده است ؟‎


بعد‎ ‎از این مطالب که فقط و فقط از ظاهر آیه شریفه بدست امد به سراغ منابع شیعه و سنی می‎ ‎رویم ‏و نظر هر یک را جویا می شویم‎.


اهل سنت بنا بر روایتی از عمر بن خطاب‎ ‎قائل به نزول ایه در روز عرفه می باشند و شیعه بنابر روایات ‏متواتر قائل به نزول‎ ‎ایه در روز غدیر خم هستند‎.

در روایت عمر واقعه خاصي اتفاق نیفتاده است اما روایات شیعه خبر از تعیین جانشین برای رسول خدا ‏می دهد.‏‎

حال باید بررسی‎ ‎کنید ببينيد کدام نظر پاسخگوی سوالهای مطرح شده خواهد بود‎.‎

اما اينكه فرموديد تا زمان ابن هشام مطالب جمع نشده بود كاملا اشتباه است هر كس اندكي از ‏مباحث تاريخي مطلع باشد مي داند كه

ابن هشام كتاب ابن اسحاق را تنها تلخيص نموده است و ابن ‏اسحاق بر ابن هشام در نوشتن كتاب تاريخي تقدم دارد.

البته ما قرآن كريم را اولين و بي نقص ترين ‏منبع تاريخي مي دانيم كه بر هر كتابي مقدم است.‏


قرآن كريم وقتي از شهادت يا وفات پيامبر سخن مي گويد به صراحت بيان مي كند كه جامعه در خطر ‏بازگشت به جاهليت قرار مي گيرد :‏


وَ ما مُحَمَّدٌ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى‏ أَعْقابِكُمْ وَ مَنْ يَنْقَلِبْ عَلى‏ ‏عَقِبَيْهِ فَلَنْ يَضُرَّ اللَّهَ شَيْئاً وَ سَيَجْزِي اللَّهُ الشَّاكِرينَ (آل عمران/144)‏


جمهوريتي كه شما بيان مي كنيد نه تنها با آيات قرآن كه حتي در كتب تاريخي كه آنها را 200 – 300 ‏سال بعد پيامبر مي دانيد نيز منطبق نمي باشد



 [HIGHLIGHT=#ffff00]و اگر ملاك جمهوريت بود چرا ابوبكر در تعيين عمر به ‏عنوان خليفه به آن عمل نكرد ؟  


چرا يك جا در سقيفه براي خلافت به داستان نماز يا غار يا عشره مبشره و... استدلال نكرد؟

تا كي بايد ‏بي هيچ چون و چرا در برابر اين مطالب بانگ زد كه :

قالُوا وَجَدْنا آباءَنا لَها عابِدينَ (انبيا/53)‏



ما نيز با شما در مورد كتب اهل سنت هم عقيده ايم كه اين كتب فاقد اعتبار علمي است و نمي توان ‏به عمده مطالب اين كتب در دريافت حقيقت استناد نمود .


چرا كه جريان جعل حديث توسط بني اميه به ‏يك جريان سازمان يافته بدل شد

و كار آنها به جايي رسيد كه همانطور كه فرموديد ابوحنيفه احاديث ‏صحيح را 17 حديث بداند.

اما اين ارتباطي به علامه مجلسي ندارد چرا كه مجلسي بحار را بر اساس منابع ‏شيعي نگاشته نه منابع اهل سنت

و جريان حديث در شيعه متصل و بدون انقطاع مي باشد و از همه ‏مهمتر هيچگاه مرحوم مجلسي نفرموده كتاب من از ابتدا تا انتها همه صحيح است.


اما كتاب بخاري در ‏اهل سنت كه از ابتدا تا انتهاي آن را صحيح مي دانند بسيار جاي تأمل دارد.


در ذيل آيه هل من مزيد و ‏آيه يوم يكشف عن ساق ببينيد چه مي گويد :

خدايي كه پا دارد و در قيامت پاي بر دوزخ مي نهد و...‏

كتاب توحيد ابن خزيمه كه از مشايخ بخاريست را ببينيد تا بفهميد چرا كتب آنها قابل اعتماد نيست.


همين مطلبي كه از مسلم نقل كرديد كه :

جز قران چیزی از من نقل مکنید،و اگر کسی به جز قران ‏چیزی از من ضبط کرده است آن را‎ ‎محو کند‎.‎‏ ‏

مخالف با متن قرآن است:


وَ ما أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ إِلاَّ لِتُبَيِّنَ لَهُمُ الَّذِي اخْتَلَفُوا فيهِ وَ هُدىً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ ‏يُؤْمِنُونَ (نحل/64)

بيان پيامبر است كه اختلافات را بر مي دارد و قرآن را تبيين مي كند


ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَديدُ الْعِقابِ (حشر/7)‏

بحث بر سر امر و نهي پيامبر است كه بايد مورد عمل قرار بگيرد


تو خود حديث مفصل بخوان زين مجمل ...


مگر مي توان بدون اطلاع از رجال و درايه حديث به راحتي كتب حديثي شيعه را رد نمود با جمع آوري ‏چندحديث بي سند و مرسل و ... و نفهميدن معناي دقيق برخي ديگر مگر مي توان همه را رد كرد ؟


بله نبايد هر جا كه ميل مان كشيد حديثي را بپذيريم و هر جا خوشايند نبود آن را جعلي بناميم بلكه ‏بايد بر اساس قوائد منظم و علمي موجود حركت نمود


امروزه در همه دنيا بحث از آموزشهاي قبل از ‏ازدواج مي شود و چقدر به به و چه چه مي كنند حال اگر كسي از اين مطالب شرمش بيايد

و بي توجه ‏از اينها بگذرد حتما او و نسلش دچار مشكل مي شوند و اين شخص بايد خود را سر زنش كند؟


اگر هر كسي كه حرف ديگري را نفهمد بخواهد او را به دروغ گويي متهم كند تنها راه رسيدن به فهم ‏صحيح را مسدود كرده است و خود را از حقيقت محروم ساخته.‏



[HIGHLIGHT=#4f6128]خداوند همه ما را به سوي حقيقت راهنمايي كند ان شاء  



حال تعدادي از منابع را براي مطالعه و تحقيق معرفي مي كنم:‏

البيان في تفسير القرآن مرحوم آيت الله خويي
القرآن الكريم و روايات مدرستين علامه عسكري
الصحيح من سيرة النبي الاعظم علامه سيد جعفر مرتضي العاملي
سقيفه علامه عسكري
سقيفه علامه محمد رضا مظفر
يكصد و پنجاه صحابي ساختگي علامه عسكري
الامام بخاري و صحيحه الجامع المختصر علامه الشيخ حسين الهرساوي
ولايت امام علي در قرآن علامه مرتضي عسكري
الامام بخاري و فقه اهل العراق علامه الشيخ حسين الهرساوي
نفحات الازهار في تلخيص عبقات الانوار سيد علي ميلاني
زواج ام كلثوم سيد علي ميلاني
زواج ام كلثوم سيد علي شهرستاني

Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 934
تاریخ عضویت: پنج شنبه 16 آبان 1387, 8:28 pm
سپاس‌های ارسالی: 1043 بار
سپاس‌های دریافتی: 3151 بار

Re: به جای عبارت ( امام علی ) بگویید « امیرالمومنین »

پست توسط Mardaviz » پنج شنبه 25 تیر 1388, 4:32 pm

   
با درود

(بگو که با یکدیگر با زبان خوش سخن بگویید.- اسراء،53)

پیش از آنکه بحث را به پیش ببریم،سخنی داشتم پیرامون یادداشت پیشین ام.
برخی بابت پادداشت پیشین ام ،بنده را به سنی دوستی و ناصبی پروری متهم داشتند.(خدا را شکر که شیعه بودنم را به هر ترتیبی بود پذیرا شدند)،حال سنی دوستی بنده از کجای نوشتار بنده مشهود است ،خود درمانده ام.برخی نیز بنده را شیعه سنی دوست خطاب نمودند.از ایرانیانی که زمانی نیاکان شان ،چه پیش از اسلام و چه پس از اسلام ،در علم و دانش بی رقیب بودند ودانش اسلامی بسیار مدیون آنهاست،حتا تا آنجایی که به تصریح ابن خلدون حتا اگر دانشمند عربی یافت شود در دامان ایرانیان پرورش یافته ،این قضاوت ها و داوری ها قلب ام را به درد می آورد.

از کسانی که خود را پیروان حقیقی ائمه اطهار می دانند می خواهم بپرسم آیا امام جعر صادق نیز در مقابل دهریون،مرجئه،معتزله،مادیون و....این گونه رفتار می نمود،آیا شاگردان امام صادق در مقابل ابن راوندی (که می گفت بزرگترین افسانه ای که بشر از ابتدای خلقتش آن را آفریده،وجود خداست،) آیا این گونه رفتار می نمودند.در اروپایی که در آن هنگام اندیشمندان را می سوزاندند،امام جعفر صادق و شاگردانش فضایی آزاد برای بحث و گفتگو فراهم نموده بودند.(یعنی هم آزادی بیان و هم آزادی پس از بیان).
اینان واقف نیستند که این گونه بحث و گفتگوها هم برای بالارفتن سطح دانش سایت مفید است و هم برای کاربران علاقه مند به مسائل تاریخ اسلام.(البته نه از سوی همگان و تحت شرایطی خاص)
حال ما که ابن راوندی یا زکریای رازی نیستیم که وجود خدا و نبوت را منکر شویم،آنچه گفتم تنها ،پژوهشی بود درباره سال های پایانی زندگانی پیامبر و تاملی در مورد احادیث و اخبار،با استناد به کتب شیعه و سنی و کتب مستشرقین و اسلام شناسان.


چون مرا جمعی خریدار آمدند کهنه دوزان جمله درکار آمدند
از ستیزه ریش را صابون زدند وز حسد ناشُسته رخسار آمدند
همچو نغزان روز شیوه می کنند همچو چغزان شب به تکرار آمدند
شکر کز آواز من این خفتگان خواب را هشتند و بیدار آمدند
کاش بیداری برای حق بُدی اینک بهر سیم و زر زار آمدند
چون شود بیمار ازیشان سُرخ رو چون به زردی همچو دینار آمدند
خلق را پس چون رهانند از حسد؟ کز حسد این قوم بیمار آمدند
در دل خلقند چون دیده منیر آن شهان کز بهر دیدار آمدند
همچو هفت استاره یک نور آمدند همچو پنج انگشت یک کار آمدند
تا نگردی ریش گاوِ مردمی سر به سر خود ریش و دستار آمدند
اهل دل خورشید و اهل گِل غبار اهل دل گُل ،اهل گِل خار آمدند
غم مخور،ای میــــــــر عالم،زین گروه که اهل دل دل بخش و دلدار آمدند

(مولوی)

ــــــــــــــــــــــــــــــ

«اگر خداوند می خواست همه هدایت می شدند،ولی تو نادان مباش- س،انعام،آ،35»

با درود بر مدیریت محترم سایت اعتقادات

با آنکه جناب عالی خیلی پراکنده به نوشتار بنده پاسخ گفته اید و در بیشتر مواقع به علاقه مندی های خود پرداخته اید و از موضوع اصلی به دور افتاده اید.شما بدون آن که سیر تکامل خط عربی را در نظر بگیرید ،از منابع بی خدشه سخن رانده اید:

منابع شیعه به واسطه‎ ‎اتصال به زمان معصوم و عرضه ‏روایات و کتب روایی به آن حضرات دارای اعتبار علمی می‎ ‎باشد‎.


در حالی که شیعه نیز کتاب های صحیح خود را پس از قرن چهارم عرضه می کند،(اصول کافی کلینی،در ابتدای قرن چهارم.من لا یحضره الفقیه ابن بابویه،در اواخر قرن چهارم و تهذیب استیصار طوسی ،در میانه قرن پنجم).
مرتضی عسگری در 150 صحابه ساختگی که از منابع پیشنهادی جناب عالی است ،می گوید:«آن قدر در حدیث و سیره پیامبر،حدیث دروغ و افسانه های زننده انباشته شده است که با وجود آن ها پی بردن به اسلام صحیح در حد محال و وجود آن احادیث دروغ باعث آن گردیده است که اسلام بد آموخته شود.- م،عسگری،150 صحابه ساختگی،ص22»[1]
و به گونه ایی شگفت آور در جای دیگری از نوشتارتان نوشته اید:
اینکه در آثار مورخان متنی که در زمان حیات پیامبر (صلی الله علیه و‎ ‎اله) نگارش یافته نیست بخاطر ‏جریان منع تدوین حدیث می باشد.


به علاوه خط عربی تا پایان قرن سوم هجری ،جلا و پختگی و کارآمدی کامل نگارش های مطول و مفصل را نداشته و تا قرن سوم هنوز تکلیف اعراب ،نقطه و علامت گذاری آن ،به طور کامل روشن نبوده است.تا مدت ها بر سر اعراب گذاری و تلفظ و نگارش و رسم الخط واحد در قرآن نیز توافقی نبوده است.و موجب می شد هر یک از قبایل ،مانند زمان پیامبر به لهجه خویش بخواند.
«محققان تا کنون به نسخه ای از قرآن کریم دست نیافتند که از قرون دوم هجری فروتر باشد.- محمد باقر حجتی،تاریخ قرآن کریم».
«در قرن اول هجری هیچ گونه کتابی نوشته نشد و کلیه علوم سینه به سینه و نسل به نسل شفاهن منتقل می گشت و قرآن تنها اثری بود که به نثر عربی ،و بیشتر موزون و مسجع باقی ماند.-ادوارد براون،تاریخ ادبیات،ج1»
«قرآن ،این مبین و معرف دین اسلام،باید به میان ملت های متنوعی برده می شد ،که بازبان عرب آشنا نبوده اند،پس تلاش زبان شناسان عرب،برای تکمیل خط آن ،تا به حدی که ارتباط با آن برای هر نوآموزی قانون مند و میسر شود،تلاشی طاقت فرسا و طولانی بوده است.-ابن قتیبه،الشعر و الشعرا»


اختلاف در رسیدن به توافق برای تلفظی واحد ،تا مدت ها اِعراب و علامت گذاری را در قرآن نویسی به تعویق انداخت و علی رغم کتابتی واحد،قرائتی واحد وجود نداشت ،و نگارش های نخستین همانطور که پیشتر گفتم به گونه ای بود که به هر تیره ای از عرب اجازه می داد تا قرآن را به تلفظ خویش بخواند.(25 قرائت گوناگون).و حتا قرآن نگاری نیز راه بسیار دشواری برای تعیین هویت فنی خویش طی کرده است.
و به این ترتیب سخن گفتن از کتاب ،پیش از اواخر قرن سوم،به ویژه در موضوعات تاریخی،سخنی بی حجت است و درست به سبب همین خلا کتاب نویسی است که انبوهی راوی و صاحب نقل و خبر ،تاریخ اسلام را به صورت شفاهی درآورده اند،به جای کتاب در هر باره ای سخن گفته اند و آشوب کنونی را به میراث گذارده اند.
پس بنده از چه چیزی سخن بگویم ،هنگامی که تقریبن بر هیچ نقل و روایتی درباره دوقرن اولیه اسلام اعتماد نیست و اوراق تاریخ صدر اسلام ،لااقل 250 سال پس از حوادث آن مکتوب و منظم شده است.

دوست گرامی ،ما نیز قرآن را (به همراه نامه های پیامبر)،به عنوان منبعی مطمئن ،و قابل اتکا برای گفت و گوی از اسلام قبول داریم.و در صحت نصّ آن نیز تردیدی نداریم.در قرآن برخی از مظاهر زندگی سیاسی،اقتصادی،اجتماعی،و دینی عرب اتعکاس یافته است.امروزه حقایق تاریخی متقن و اکتشافات باستان شناسی،صحت و دقت آن چه از اخبار عرب را که در قرآن آمده به اثبات رسانیده است.با وجود این آنچه در کتب آسمانی از جمله قرآن نقل شده است،متضمن تفصیلات تاریخی نیست و تنها درآن عبرت های اخلاقی مورد نظر بوده است. همچنین از قرآن نمی توان زندگینامه و بیو گرافی دقیقی از پیامبر بدست آورد. نام محمد در قرآن فقط ۴ بار تکرار شده است که ٣ بار آن به عنوان صفت بکاررفته و نه اسم شخص و فقط یک بار از محمد بعنوان پیامبر اعراب یاد شده است. اما نام مسیح تقریبا ٣۰ بار در قرآن آمده است و نام مریم بسیار تکرار شده است.
و معتقدم هر نقل و روایتی ،که با این دو سند (قرآن و نامه های پیامبر) هم زمان مانده از آغاز اسلام تطبیق نکند و به ویژه اگر مغایر آنها باشد ،به مفهوم صریح دور ریختنی است.و هم چنین معتقدم که کاوش در بنیان تاریخ ایران ،بدون سخن از اسلام و بدون شناخت درست آن ،نامیسر است.
ـــــــــــــــــــــــ
اکنون نظری می افکنیم به جمع آوری قرآن توسط عثمان و سپس توضیحات تکمیلی ای در مورد ابن اسحاق ارائه خواهم داد.
همانا بر ماست جمع كردن آن ....(قیامه/17)

هر چند این نقل قول جناب عالی شما ،تنها بخشی است از کل آیه ،ولی با وجود این ما هم آن را قبول داریم و هیچ تضادی با گفتار ما ندارد.
و برایم جالب است که جناب عالی در مورد جمع آوری و تدوین قرآن به منابع اهل سنت و عبدالله بن عمر استناد نموده اید.

قرآن درزمان وفات پیامبر مجموعه پراکنده اي ازآياتي بود که توسط عده اي ازصحابه پیامبر ضبط يا توسط عده اي ديگر از آنها ازبرشده بودو برخی از سوره های قرآن در زمان حیات پیامبر جداگانه انتشار یافته بود ، و چون با رحلت خود پیامبر و بدنبال آن با مرگ تدريجي اين افراد بيم آن ميرفت که متن کامل قرآن نيز از دست برود، بنا به توصيه عمر، کار گرد آوري قرآن به زيدبن ثابت که دربازپسين سالهاي زندگي پیامبرکاتب او بود محول شد، ووي مأموريت يافت تا قطعات قرآن را از مراجع مختلف جمع و آنها را با يکديگر مقابله کند تا متن جامعي ازقرآن ازمجموع آنها تنظيم شود. متني که زيدگرد آورد بدون نقطه و اعراب بر صفحاتي نوشته شد و بدين جهت مصحف نام گرفت، ولي اين نسخه اوليه قرآن جنبه رسمي نداشت وتنها به استفاده شخص پيشوايان جامه اسلامي اختصاص داده شده بود. ولی این عمل یک اقدام خصوصی بود و ارزش و اعتبار کلی و عمومی نداشت.سپس توسط چند تن ديگر از صحابه پیامبر آیات ديگري بدين مجموعه افزوده شد و ترتيب تقدم و تأخرآيات نيز تغيير يافت، و بدين ترتيب چندين متن مختلف از قرآن پدید آمد. وقتيکه پس از مرگ عمرعثمان به خلافت رسيد، وي تصميم گرفت از مجموع اين روايات يک متن رسمي قرآن تدوين شود که بعد از آن تنها قرآن شناخته شده و مورد قبول به حساب آيد، واين بار نيز اين وظيفه به زيدبن ثابت کاتب محمد محول شد، وعثمان ازحفصه دخترعمر و همسر پیامبر خواست که اوراق قرآني را که ابوبکر بدوداده بود به هيئت چهارنفري زيدوهمراهانش تحويل دهد. بعد ازتدوين قرآن رسمي اين نسخه به حفصه مسترد شد، ولي تمام مدارک ونوشته هاي ديگرقرآن سوزانده گرديد. نسخه انحصاری حفصه نيز بعد از مرگ او درسال 46 هجري به امر مروان اول خليفه اموي ضبط و سوزانده شد. بعدها ،همین قرآن به اکناف امپراتوری اسلام رفت و مورد ایراد قرار نگرفت ولی در اوضاع و احوال آن زمان ،برای برخی به منظور مخالفت با حکومت بهانه خوبی شد... . عبدالله بن مسعود يکي ازاصحاب پیامبرو از حافظان سرشناس متن قرآن که خود متن ديگري از قرآن را تدوين کرده بود قرآن عثمان را غير اصيل ميدانست، و خوارج نيز اصالت سوره يوسف را منکر بودند.لااقل تا قرن چهارم هجري هنوز نسخه هائي از قرآن که توسط ابن ابي کعب و عبدالله بن مسعود تدوين شده بود در ميان کساني که قرآن تدوين شده عثمان را به رسميت نميشناختند رواج داشت، ولي ضبط منظم اين نسخه ها و انهدام آنها به امر خلفاي وقت توسط حکام محلي، اندک اندک همه اين نسخ را از ميان برد و فقط روايت عثمان باقي ماند،(با این وجود ائمه اصالت این قرآن را تایید نموده اند).

برخی از محققاني که دراين باره به بررسي پرداخته اند براين عقيده اندکه عثمان و نزديکان وي يعني بني اميه از اين تدوين و تحميل متن واحدي از قرآن تنها نظر ديني نداشته بلکه بيشتر تابع منظورهاي سياسي بوده اند.(پتروشفسکی)

قرآن سندِ رسالت حضرت رسول و دستورالعمل رفتار و کردار مسلمين است و تا آن تاريخ ميان صحابه و کاتبانِ وحی پراکنده بود و در يک جا جمع نشده بود. تدوين قرآن در پرتو دستور و راهنمايی خود حضرت بسياری از مشکلات فقها و مفسرين را حل می کرد.[ اختلاف قراآت] قرائتهای مختلف از قرآن پيش نمی آمد و ناسخ و منسوخ معين می شد . مخصوصاً اگر سوره ها و آيات بر حسب نظم نزولی آنها تدوين می گرديد چنانکه علی ابی طالب چنين کرده بود. اما متأسفانه قرآنی که گردآوری آن چند سال طول کشيد و به وسيله هيئتی تحت نظر عثمان انجام شد، فاقد نظم نزولی است و در تدوين آن از قرآنِ علی بن ابی طالب و حتی نسخه عبدالله بن مسعود استفاده نکردند، چه حداقل نظم اين بود که نخست سوره های مکّی در قرآن قرار گيرد و سپس سوره های مدنی .و برخی نیز معتقدند بسی از آيات مکی را ضمن سوره های مدنی جای دادند و بسی از آيات مدنی را در خلال سوره های مکی.
توضیح بیشتر در این خصوص از حوصله بحث خارج است ،علاقه مندان می توانند در این خصوص به کتاب های زیر مراجعه نمایند:

- فواد سزگین،تاریخ نگارش های عربی.
- آلبرتین گاور ،تاریخ خط.
- محمد باقر حجتی،تاریخ قرآن کریم.
- دائره المعارف بزرگ اسلامی،جلد پنجم.
- محمود رامیار،تاریخ قرآن.
- جرجی زیدان ،تاریخ تمدن اسلام.
- تئودور نلدکه (1930-1836م)،تاریخ قرآن.
- کمال حاج سید جوادی،فهرستواره ایرادات و شبهات.

ــــــــــــــــ
ابن هشام كتاب ابن اسحاق را تنها تلخيص نموده است و ابن ‏اسحاق بر ابن هشام در نوشتن كتاب تاريخي تقدم دارد.

حال جنابعالی به چه نکته ای در مورد ابن هشام در نوشتار پیشین بنده برخوردید که به چنین نتیجه گیری رسیده اید؟
همانطور که پیشتر گفتم ،کتاب سیره ابن هشام(مت.218ه)نخستین کتاب عربی است که در زمینه سیره پیامبر و تاریخ عرب پیش از اسلام به دست ما رسیده است.ابن هشام در سیره خود به همان اندازه که به روایات شفاهی تکیه می کند به آثاری نظیر کتاب ابی عبدالله بن محمد بن اسحاق (مت151ه) که درباره سیره پیامبر تدوین شده و بعد ها از میان رفته است ،توجه نشان می دهد.و هم چنین ابن هشام روایاتی را که ابن اسحاق ذکر نکرده بود،آورده است.

و اگر ملاك جمهوريت بود چرا ابوبكر در تعيين عمر به ‏عنوان خليفه به آن عمل نكرد ؟

قرار بر این نبوده که ابوبکر نیز به پیروی از مکتب معینی،ملزم بوده باشد،و همان گونه که پیشتر گفتم عنوان نکردن صریح جانشین از سوی پیامبر حاکی از حکمت پیامبرانه محمد(ص) بوده است ،تا کارشکنی های احتمالی ،به حساب وی گذاشته نشود.
و ابو بکر نیز پس از اینکه عمر پور خطاب را به جانشینی برگزید در وصیت نامه اش چنین گفت:«اگر وی دادگری کند.....ولی چنان چه وصیت مرا دگرگون سازد،کردار هرکس ازآنِ خود اوست...و ستم کاران به زودی خواهند دانست که بازگشتشان به کجاست.- از نامه ها و پیمان های سیاسی حضرت محمد و اسناد صدر اسلام،م،حمیدالله»
و به گفته علی بن ابیطالب جامه خلافت را برای رفیق اش راست کرد.

چرا يك جا در سقيفه براي خلافت به داستان نماز يا غار يا عشره مبشره و... استدلال نكرد؟

زیرا ملاکی برای جانشینی وی نبود ،تنها فضایلی بود که از برای ابوبکر قائل بودند، (همانگونه که علی بن ابیطالب،عمر، عثمان، زبير، طلحه، سعيدبن سعد، سعدبن ابی وقاص، ابوعبيده، عبدالرحمن عوف،جزو شره بودند)
قصه غدير خُم که در بازگشت از حجة الوداع صورت گرفته و حضرت رسول فرموده است:« مِن کُنت مولاَ فَهِذا عَلی مولاه» شيعيان آن را دليل نصب علی بر خلافت می دانند،از سوی اهل تسنن پذیرفته نیست،و می گویند تنها ستایشی بوده از خدمات علی بن ابیطالب،و آنها نیز حکایت نماز را به پیش می کشند،(که البته ملاکی برای جانشینی نیست).
آنچه مهم است:« اَليَومَ اَکمَلتُ لَکُم دينَکُم وَ اَتمَمتُ عَلَيکُم نِعمتی.-آیه6،سوره مائده»-
جالب آنکه تنها خلیفه ای که با رای مردم به خلافت نشست ،علی بن ابیطالب علیه السلام بود.
همین جا سخن را در مورد سال های زندگانی پیامبر و جریان سقیفه به پایان می رسانم ،و به دلایلی بیش از این نمی خواهم در این مقوله سخن برانم .
(کار دین به جبر پیش نمی رود،آیات قرآن را برآن ها بخوان.-ق45)
بخشی از وقایع سقیفه از کتب مورخین اسلامی:

«ماییم که از اندیشه ما باید رهنمونی خواست و ما شرافتمند و بزرگواریم.امیری از ما و امیری از شما.- از آفرینش و تاریخ»
«...انصار گفتند:از ما یک امیر باشد و از شما[مهاجرین] یک امیر...ابوبکر گفت:امرا از ما و وزرا از شما باشند.پس ابوبکر گفت:من یکی از این دو مرد را برای شما اختیار می کنم.عمر یا ابوعبیده.- از ابن اثیر»
«عمر با او [ابوبکر] بیعت کرد و مهاجرین از او پیروی کردند ولی بعضی از انصار گفتند:ما غیر از علی کسی را نمی پذیریم.- همان»
«و نخست عمر به امر مبایعت اقدام نمود.- از حبیب السیر»
« .....پس ابوعبیده دست به دست ابوبکر زد و عمر دومی بود.- از تاریخ یعقوبی»
«عمر به ابوبکر گفت دست خویش را پیش آور تاباتو بیعت کنم.ابوبکر دست خویش را پیش برد و مهاجر و انصار باوی بیعت نمودند....- از آفرینش و تاریخ»
«انصار گفتند:ما غیر از علی کسی را نمی پذیریم و بیعت نمی کنیم جز با علی.بنی هاشم و زبیر و طلحه هم از بیعت با ابوبکر تخلف ورزیدند و زبیر گفت:من این شمشیر را به نیام بر نمی گردانم تاباعلی بیعت کنید.- از کامل»
«.....وگروهی از مهاجران و انصار از بیعت با ابوبکر سرباز زدند و با علی بن ابیطالب پیوستند.از جمله عباس بن عبدالمطلب،فضل بن عباس،زبیر بن عوام،خالدبن سعید،مقدادبن اسود،سلمان فارسی،ابوذرغفاری،براء بن عازب،ابی بن کعب......- از تاریخ یعقوبی»

ــــــــــــــــــــــــــ
هيچگاه مرحوم مجلسي نفرموده كتاب من از ابتدا تا انتها همه صحيح است.

مگر مي توان بدون اطلاع از رجال و درايه حديث به راحتي كتب حديثي شيعه را رد نمود.

و این هم یکی دیگر از تناقض های نوشتار.
در مورد برخی از مسائل اعتقادی ای که مطرح نموده بودید،سخنی نمی رانم زیرا به دلایلی از حوصله بحث ما خارج است.
ـــــــــــــــــــــــــــــ
و سخن ام را با ذکر این آیه شریفه به پایان می رسانم:

«در هر باره که نمی دانید،از دانایان بپرسید.»[نحل،43]
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
یادداشت:
[1]- نقش عایشه در اسلام و کتاب دو مکتب در اسلام نیز از تالیفات دیگر وی می باشد.
Work hard in silence
Let your success
Be your noise

Commander
Commander
پست: 3324
تاریخ عضویت: چهار شنبه 3 اسفند 1384, 2:15 am
سپاس‌های ارسالی: 941 بار
سپاس‌های دریافتی: 1472 بار
تماس:

Re: به جای عبارت ( امام علی ) بگویید « امیرالمومنین »

پست توسط Mohsen1001 » شنبه 27 تیر 1388, 11:58 am

[COLOR=#000000]باسمه تعالی

أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلى‏ قُلُوبٍ أَقْفالُ  (محمد/24)‏

آيا در قرآن نمى‏انديشند يا بر دلهايشان قفلهاست؟




برخی بابت پادداشت پیشین ام ،بنده را به سنی دوستی و ناصبی پروری متهم داشتند.


من رضی بعمل قوم فهو منهم : کسی که راضی به عمل قومی باشد از آنهاست.



آنچه من گفتم بقدر فهم توست ‏
مردم اندر حسرت فهم درست


 =============
 

پراكنده گويي هاي برخي ، جوابهايي پراكنده نیز مي طلبد و بايد با ذهني سني زده ‏، عبارات مرا متناقض بدانيد زيرا معاني را به هيچ وجه در نيافته ايد.‏

ذهن غالب مستشرقين نيز گرفتار منابع تحريف شده اهل سنت است و به ‏اعتراف خودشان اين سيره با متن قرآن سازگاري ندارد.‏


ما بحث را حول آيات شروع كرديم و بحثي كاملا قرآني بود و خواستيم بدانيم ‏كدام نظر پاسخ سوالات قرآني را مي دهد نظر شيعيان يا اهل سنت؟‏

چرا بايد در آخرين سال حيات پيامبر آيه نازل شود و ذبح مقابل بتان را حرام ‏اعلام كند؟

چرا آيات نفاق در اولين سوره هایی كه بر پيامبر نازل شده (مدثر/31) وجود دارد و ‏هر چه به سالهاي پاياني حيات پيامبر مي رسد بر مقدار اين آيات افزوده مي ‏شود؟


با بيان مستشرقين درباره خط و نگارش و جمع آوري قرآن آيا ديگر اين قرآن ‏قابل استناد است؟


الحمدلله پذيرفتيد كه ابن اسحاق قبل از ابن هشام به نگارش كتاب تاريخ ‏پرداخته است.

و جمهوريت ملاك تعيين خليفه نبوده و ادعايي ‏پوچ بوده است .


 بايد عرض كنم روايات پيرامون جمع قرآن در زمان پيامبر در ‏منابع اهل سنت فراوان است و در منابعي كه نام بردم جمع آوري شده

و روايات ‏جمع آوري زمان عثمان و عمر و ابوبكر را نقض مي كند و همه اين تناقضات در ‏منابع اهل سنت است . 

مصحف علي (عليه السلام) و ابن مسعود نيز از نظر ‏محتوي هيچ تفاوتي با قرآن موجود نداشته

و روايات دال بر وجود تفاوت ‏همگي در كتاب القرآن الكريم و روايات مدرستين علامه عسكري رد شده است.‏


اما در مورد مجلسي هيچ تناقضي در عبارت ما نيست و بايد بر اساس قواعد ‏رجال و درايه احاديث كتاب بحار را هم مورد بررسي قرار داد

همانگونه كه ‏خود مرحوم مجلسي در كتاب مرآة العقول به اين امر پرداخته است و نمي توانيد ‏بي دليل كل كتاب را رد كنيد.‏

بايد عرض كنم كه تمامي مباحث مطرح شده جزو مباحث مرتبط با مسايل اعتقادي بود و زير بناي يك تفكر صحيح .



خداوند به همه ما تفكري صحيح در عقايد عنايت بفرمايد.

Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 934
تاریخ عضویت: پنج شنبه 16 آبان 1387, 8:28 pm
سپاس‌های ارسالی: 1043 بار
سپاس‌های دریافتی: 3151 بار

Re: به جای عبارت ( امام علی ) بگویید « امیرالمومنین »

پست توسط Mardaviz » شنبه 27 تیر 1388, 6:32 pm

درود

حجتش این است گوید هر دمی گر بُدی چیزی دگر هم دیدمی
گر نبیند کودکی احوال عقل عاقلی هرگز کند از عقل نقل
ور نبیند عاقلی احوال عشق کم نگردد ماه نیکو فال عشق
حسن یوسف دیده اخوان ندید از دل یعقوب کی شد ناپدید
مر عصا را چشم موسی چوب دید چشم غیبی افعی و آشوب دید
این سخن پایان ندارد در کمال پیش هر محروم باشد چون خیال
چون حقیقت پیش او فرج و گلوست کم بیان کن پیش او اسرار دوست
پیش ما فرج و گلو باشد خیـــــال لاجرم هر دم نماید جان جمال

ــــــــــــــــــــــ
متاسفانه،با آنکه همواره بنده در بحث ادب را رعایت نمودم،(زیرا اصول بحث را می دانم)ولی باز هم با توهین به بنده چه در پیام های خصوصی ،و چه اکنون که به فهم بنده و هم چنین به ذهن بنده،توهین روا می شود.(این سخن هم ناقص است و ابتر است آن سخن کی نیست ناقص آن سر است.).البته بنده بسیار با این گونه موارد برخورد نموده ام،و می دانم علل آن چیست.

شوربختانه ،جناب عالی به هیچ کدام از پرسش های بنده پاسخ نگفتید.(و در بیشتر مواقع با زیرکی خاصی گریز زده اید،)و باز هم می گویم،تنها به علاقه مندی های خود پرداخته اید.
ضمنن کسی ،کسی را مجبور ننموده پاسخ های پراکنده بدهد.(به ویژه کسی که می گوید:گام به گام پیش برویم).پراکنده گویی شخص از سبک نوشتارش هویداست.
در مورد ابن هشام ،شما اصلن متوجه مطالب نوشتار بنده نشده اید.در مورد جمهوریت نیز همین گونه.(در کجای نوشتارهایم بنده ابن اسحاق را رد نموده ام،اولن کتاب اسحاق به دست ما نرسیده و دومن ابن اسحاق نیز فاصله زمانی اندکی با ابن هشام دارد.و یا شاید شما خیال می کرده اید که ابن اسحاق کتاب اش را در زمان پیامبر تالیف نموده!!!)
از کدام منابع اهل سنت سخن می گویید؟(آنچه گفته ام تنها پژوهشی از جانب خودم بوده،و دانشجویان این سخن مرا بهتر می فهمند)
در مورد جمهوریت نیز،شوربختانه ،باز متوجه نوشتار نشده اید.
گاهی منابع اهل سنت را می کوبید و گاهی به آن استناد می کنید.گاهی می گویید منابع اهل سنت به تمامی باطل است و گاهی در مورد جمع آوری قرآن و... به آن استناد می کنید.
بنده از سیر تاریخی سخن می گویم،شما موضوع ذبح پای بتان را به پیش می کشید.
دراین گفتارم آن معنی طلب کن نفسهای خوشم اورا کمین شد
شوربختانه جناب عالی ،وقتی برای مطالعه کتاب های تاریخی صرف نکرده اید.
و به جای مقاله ای پژوهشی تنها آنچه شنیدم توهین و رد کردن بدون دلیل.(و از همین روی ادامه این بحث را بی نتیجه می دانم،کسانی که بخواهند از مطالب استفاده نمایند،خود بهتر تصمیم خواهند گرفت)
این گفتار را با این شعر مولوی به پایان می رسانم.
این سبب ها بر نظرها پرده هاست که نه هر دیدار صُنعش را سزاست
دیده ای باید سبب سوراخ کـــــــن تا حُجُب را برکند از بیــــخ و بــــــن
تا مُسبّب بیند انــــدر لامکـــــــــان هرزه داند جهد و اکساب و دکــــان
از مُسبّب می رسد هر خیر و شـر نیست اسباب و وسایط ای پـــدر
جز خیالی منعقد بر شـــــاهراه تا بماند دور غــــــــــفلت چــــندگاه
Work hard in silence
Let your success
Be your noise

Commander
Commander
پست: 3324
تاریخ عضویت: چهار شنبه 3 اسفند 1384, 2:15 am
سپاس‌های ارسالی: 941 بار
سپاس‌های دریافتی: 1472 بار
تماس:

Re: به جای عبارت ( امام علی ) بگویید « امیرالمومنین »

پست توسط Mohsen1001 » سه شنبه 30 تیر 1388, 1:28 pm

باسمه تعالی


وَ عِبادُ الرَّحْمنِ الَّذينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْناً وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً (فرقان/63)‏

و بندگان خداى رحمان كسانى‏اند كه روى زمين به فروتنى راه مى‏روند، و چون جاهلان [به ناروا] خطابشان ‏كنند، سلام گويند [و در گذرند].‏



با تشكر از جنابعالي كه حقايق قرآني ما را بي هيچ بي ادبي فرج خطاب كرده ايد

و در مقابل درخواست ما را ‏براي فهم درست مطالب ، توهين به حساب مي آوريد !


ما لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ (الصافات/154)‏

شما را چه شده، چگونه داورى ميكنيد؟


الحمدلله هيچ يك از مطالب دقيق بنده را متوجه نشديد،

 
تناقضات كتب اهل سنت را مي بينيد و باز به جاي پاسخ ‏گويي ما را به تناقض گويي متهم مي كنيد .
 



همان منابع كه شما براي جمع قرآن به آنها استناد مي كنيد و مي ‏گوييد قرآن را عثمان جمع كرده :



 [HIGHLIGHT=#ffff00]در جايي مي گويند عمر جمع كرده  

[HIGHLIGHT=#ffff00]در جاي ديگر مي گويند ابوبكر جمع كرده ‏ 

[HIGHLIGHT=#ffff00]و در اخبار ديگر خبر از جمع قرآن در زمان پيامبر مي دهند 


كدام عاقلانه است ؟‏ 


پيامبر اهميت آيات الهي را در نيافته بود؟

قرآن از سرگذشت كتب گذشته و نحوه انحراف آنها سخني نداشت؟

ابوبكر و عمر و عثمان در اين باره از خود پيامبر آگاه تر بودند؟


يك بار هم كه شده اين روايات را با دقت نظر بخوانيد ،

و عبارات ماقبل و مابعد را به خوبي بكاويد

آيا براي ‏قرآن جز تحريف و نقصان و ... چيز ديگري باقي مي گذارند؟



إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذينَ لا يَعْقِلُونَ (انفال/22)‏

به راستى بدترين جنبندگان نزد خداوند ناشنوايان گنگى هستند كه تعقل نمى‏كنند.‏

Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 934
تاریخ عضویت: پنج شنبه 16 آبان 1387, 8:28 pm
سپاس‌های ارسالی: 1043 بار
سپاس‌های دریافتی: 3151 بار

Re: به جای عبارت ( امام علی ) بگویید « امیرالمومنین »

پست توسط Mardaviz » سه شنبه 30 تیر 1388, 8:40 pm

درود
با آن که مصمم بودم دیگر این گفتمان را ادامه ندهم،ولی برای روشن شدن برخی ابهامات ،برخی توضیحات ضروری به نظر می رسد.
«تا می توانید با تقوا بمانید.آنان که بر خویش تسلط دارند،رستگار می شوند».(تغابن، 16)
با تشكر از جنابعالي كه حقايق قرآني ما را بي هيچ بي ادبي فرج خطاب كرده ايد

واقعن هزار بار متاسف ام که از این اشعار مولوی چنین برداشتی دارید.(هزاران افسوس).آیا شما مولوی شناسی خوانده اید و دستی در ادبیات پارسی دارید ؟ما را هم بیاگاهانید از تفاسیرتان،(با این وجود بزرگان مولوی شناس در تفسیر این شعر به بیراهه رفته اند)،یا تنها مقصودتان تحریک احساسات می باشد؟

اینک تفسیر این شعر از مولوی شناسان و هم چنین از فیه مافیه
« در مواجهه با دعاوی و الزامات یک دین ،مردم واکنش های متفاوت نشان می دهند.بعضی ها به حقیقت دین ایمان می آورند و در پی آن به عمل بر طبق تعالیمشان روی می آورند.بیشتر سخنان مولوی برای این گروه است.عده ای هم چه بسا دعاوی دین را رد کنند.مولوی برای این گروه سخن چندانی ندارد و به آن بسنده می کند که به کوری شان و این واقعیت اشاره کند که همه گفتار و کردارشان نمایانگر اصل جنسیت است.
باز گروه دیگری از مردم هستند که ممکن است در برابر ندای دین واکنش سومی نشان دهند:آن ها با تردیدها و بی یقینی ها و کژ فهمی ها روبرو خواهند بود.امکان دارد جذب دین شوند اما بی یقینی شان به آنان اجازه نمی دهد که به تعالیمش عمل کنند.بسیاری از ابیات مولوی خطاب به این گروه سوم است.
برای مثال،ممکن است از تامل درباره علم مطلق و قدرت مطلق خدا ،کژ فهمی برخیزد:اگر خلقت چیزی نیست جز ظهور گنج نهان ،و همه امور به اصل شان باز می گردند،پس همه چیز از پیش مقدر شده و عملن هیچ فایده ای در ورود به شریعت نیست.زیرا اگر قرار باشد که شخصی در زمره ملعونان درآید هیچ کاری برای جلوگیری از وقوع این امر از او ساخته نیست؛و اگر تقدیر براین باشد که از رستگاران باشد،هر چه انجام دهد فرقی ندارد.
این نوع استدلال می بایست در روزگار مولوی لااقل به اندازه زمان ما شایع بوده باشد،زیرا او تلاش بسیار برای نشان دادن بطلان آن به خرج می دهد.»

تفسیر از فیه مافیه(212)
«آن منجم می گوید که غیر افلاک و این کره خاکی که می بینم شما دعوی می کنید بیرون آن چیزی هست پیش من غیر آن چیزی نیست و اگر هست بنمایید که کجاست.فرمود آن سوال فاسد است از ابتدا زیرا می گویی که بنمایید که کجاست و آن را خود جای نیست و بعد از آن بیا بگو که اعتراض تو از کجاست و در چه جای است.در زبان نیست و در دهان نیست ،در سینه نیست.این جمله را بکاو و پاره پاره و ذره ذره کن ببین که این اعتراض و اندیشه را در این ها همه هیچ می یابی؟
پس دانستیم که اندیشه تو را جای نیست چون جای اندیشه خود را ندانستی جای خالق اندیشه را چون دانی؟»

پس دانستیم که موضوع شعر پاسخ بوده به تقدیر گرایان.
این تهمت نیز به مانند همان توهین ها در جامه نقل قول باید به حساب آورد.بنده نیز در مقابل پاسخی که از شما می خواستم بنده را به سنی گری ،جهالت ،کفر..... متهم می نمودید.
درمورد قرآن نیز باید بگویم:شکی در اصالت کنونی قرآن نمی باشد،امری که ائمه نیز آن را تایید نموده اند.همان گونه که پیشتر نیز گفتم در زمان پیامبر بسیاری از آیات قرآن جداگانه انتشار یافته بود.(ولی جنبه عمومی نداشت)دلیل مخالفت عبدالله مسعود نیز درباره اصالت قرآن عثمان نبوده.
جناب عالی نقل قول های بنده را آگاهانه می خواهید جزو اعتقادات بنده نشان دهید.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مرداویز.م
Work hard in silence
Let your success
Be your noise

Commander
Commander
پست: 3324
تاریخ عضویت: چهار شنبه 3 اسفند 1384, 2:15 am
سپاس‌های ارسالی: 941 بار
سپاس‌های دریافتی: 1472 بار
تماس:

Re: به جای عبارت ( امام علی ) بگویید « امیرالمومنین »

پست توسط Mohsen1001 » چهار شنبه 31 تیر 1388, 3:41 pm

وَ مَثَلُ الَّذينَ كَفَرُوا كَمَثَلِ الَّذي يَنْعِقُ بِما لا يَسْمَعُ إِلاَّ دُعاءً وَ نِداءً صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لا يَعْقِلُونَ (بقره/171)‏

مثل كسانى كه كافر شدند مثل آن چوپانى است كه بر گوسفندان خود نهيب مى‏زند و چيزهايى مى‏گويد كه ‏گوسفندان نمى‏فهمند ،

تنها صدايى و ندايى از او مى‏ شنوند ، كر و گنگ و كورند و در نتيجه راهى براى تعقل ‏ندارند.


اي كاش به گفته خويش وفا مي كرديد و اينگونه اشتباه خود را توجيه نمي كرديد و نيازي به اين همه آسمان و ‏ريسمان بافي نبود ،

ما كجا حرف از تقدير زديم؟


در جاي جاي بحث تاكيد كرديم كه ذهن جنابعالي سني زده است نه اينكه شما سني ، کافر و ... هستي ،


علتش را هم ‏گفتيم كه شما به متون مستشرقين اعتماد كرده ايد و آنها نیز به متون اهل سنت .

مثل همين مطلبي كه باز پيرامون ‏قرآن گفتيد؛

آخر كدام آيه بعد از پيامبر منتشر شده؟

قرآن خصوصي و عمومي يعني چه؟‏


يكبار هم كه شده به منابعي كه گفتيم رجوع كنيد باور كنيد ضرر نمي كنيد.

اگر عربي نمي دانيد بگوييد منابع ‏ترجمه شده را معرفي كنم.‏


خداوند همه ما را به خير و نيكي رهنمون سازد - آمين

Administrator
Administrator
نمایه کاربر
پست: 15779
تاریخ عضویت: جمعه 7 بهمن 1384, 7:51 pm
سپاس‌های ارسالی: 72052 بار
سپاس‌های دریافتی: 31412 بار
تماس:

Re: به جای عبارت ( امام علی ) بگویید « امیرالمومنین »

پست توسط Mahdi1944 » چهار شنبه 31 تیر 1388, 7:52 pm

با تشکر از دوستاني که در بحث شرکت کردند، فکر ميکنم موضوع به نتيجه رسيده
تاپيک قفل شد
زندگي صحنه يکتاي هنرمندي ماست هرکسي نغمه خود خواند و از صحنه رود
صحنه پيوسته به جاست خرم آن نغمه که مردم بسپارند به ياد


[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید] | [لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید] | مجله الکترونيکي سنترال کلابز

[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید] | [لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید] | [لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]

لطفا سوالات فني را فقط در خود انجمن مطرح بفرماييد، به اين سوالات در PM پاسخ داده نخواهد شد

قفل شده

بازگشت به “تاريخ، فرهنگ و تمدن”