نقدی بر قانون جذب - قانون جذب و مسئله راز ؛ واقعیت یا حقیقت؟

در اين بخش مي‌توانيد در مورد مباحث مرتبط با بهداشت و روان به بحث بپردازيد.

مدیران انجمن: Dr.Akhavan, mahshid-banoo, شوراي نظارت

ارسال پست
Moderator
Moderator
نمایه کاربر
پست: 1639
تاریخ عضویت: چهار شنبه 8 مهر 1388, 11:15 pm
سپاس‌های ارسالی: 14699 بار
سپاس‌های دریافتی: 14970 بار

نقدی بر قانون جذب - قانون جذب و مسئله راز ؛ واقعیت یا حقیقت؟

پست توسط oweiys » شنبه 1 آبان 1389, 11:26 am

به نام خداوند بخشاینده مهربان


تئوری راز (قانون جذب) و راز خرافه(قسمت دوم)

اشاره:

سخن از چیستی، درستی، اثبات پذیری، ابطال ناپذیری و پیشینه قانون جذب یا تئوری راز محور نخستین بخش از مقاله حاضر بود که با پرداختن به موضوع کامیابی منهای اخلاق و نگاه توهم آمیز به شعور خلاق انسان در این خرافه ادامه یافت. دیگر نقدهای نویسنده را در این شماره پی بگیرید.

کارآیی شعور خلاق انسان

اما در پاسخ به این که چرا این قدرت در اختیار بشر قرارداده شده است؟ باید گفت که اصل برخورداری از دانش خلاق و اندیشه آفریننده برای این است که پروردگار حکیم پروژه آفرینش انسان را ناتمام گذاشته و تکمیل آن را به اختیار خودش واگذار کرده است. انسان در آفرینش خود شریک خداست و باید اشرف مخلوقات را بیافریند. چون قدرت آفرینش اشرف مخلوقات به انسان داده شده، آفرینش سایر مخلوقات برای او کار غیر ممکنی نیست. ولی کسانی که در مسیر درست استفاده از این قدرت قرار ندارند معمولاً نیروی شان از سوی منبع قدرت یعنی خداوند محدود می شود، تا اینکه کاربرد اصلی آن را بشناسند. عدم توجه به این نکته مهم تئوری راز را به یک خرافه و دروغ بزرگ تبدیل کرده است. زیرا انسان به راستی از شعور خلاق و نیروی آفریننده برخوردار است اما استفاده از آن در گرو شناخت خداوند و حرکت در مسیر اراده اوست.

بنابراین قانون جذب به شکلی که امروزه مطرح می شود، برای کسی که در مسیر خود سازی حرکت نمی کند، ناکارآمد و بیهوده است. و برای کسی که در مسیر درست حرکت می کند بی معناست، چون او این قانون را به صورت دیگری تجربه می کند و به کار می گیرد. برای نمونه قانون جذب انسان را منشأ این قدرت دانسته و منبع آن را درونی تصور می کند، در حالیکه این نیرو نزد آفریدگار جهان و بیرون وجود انسان است. البته راه دست یابی به آن درونی است. خداوند وجود انسان را مثل دریچه ای ساخته است که قدرت و شعور خلاق در آن جریان می یابد. هر کسی از طریق پیوند معنوی با خداوند و با گشودن راهی از درون خویش به سوی او، این قدرت و آگاهی را درون خود شکوفا کرده و جریان می دهد.

مشکل دیگر قانون جذب این است که استفاده از آن را غالباً در امور مادی و محدود زندگی نشان می دهند در حالی که مهم ترین کاربرد این نیرو برای خودسازی است. یعنی تکمیل پروژه آفرینش اشرف مخلوقات. به تعبیر روشن، واقعیت این است که اندیشه و قدرت خلاق انسان منبعی بیرونی و کاربردی درونی دارد، اما قانون جذب منبع آن را درونی و کاربرد آن را بیرونی تصویر می کند. به طوری که خانه و اتومبیل و منزلت اجتماعی و ثروت و همسر و غیره را در نظر می گیرد. در واقع قانون جذب با روگردانی از منبع اصلی قدرت زمینه ساز محدودیت آن می شود و بعد در امور محدود و حقیر این جهانی میدان کارآیی آن را می گشاید. البته این سخن به معنای بد بودن نعمت ها و کامیابی های دنیوی نیست، بلکه آنها بسیار خوب و گوارا هستند و برای انسان آگاه و هوشمند هدایایی از سوی خداوند قلمداد می شوند. اما اینها اموری نیستند که انسان برای رسیدن به آنها نیروهای عظیم و انسان ساز خود را هزینه کند، بلکه آنها با درست زندگی کردن و استفاده بجا از نیروی آفریننده و سازنده الهی، در زندگی جذب خواهند شد و به صورت هدایا و پاداش هایی از سوی خداوند به او خواهد رسید.

انسان به راستی می تواند با اندیشه و خواست خود بیافریند، اما این استعدادی نیست که در این دنیای محدود مادی شکوفا شود. این جهان قابلیت پوشش دادن به تمام استعدادهای بشری را ندارد و انسان بسیار فراتر از این جهان است. دنیا تنها فرصتی است برای آمادگی پیدا کردن و شکوفا شدن مثل دانه ای که در دل خاک پنهان می شود، شکوفایی آن بذر از خاک است ولی در خاک نیست. روح بزرگ انسان که از روح خداست در این دنیای خاکی و مادی کاشته شده و از اینجا مسیر شکوفایی خود را آغاز می کند و تا اوج خدایی کردن ادامه می دهد. ولی در دنیا به نهایت شکوفایی نخواهد رسید. البته این سخن به معنای آن نیست که تنها پس از مرگ شخص به شکوفایی کامل می رسد. بلکه به این معناست که اگرچه ریشه در خاک داشته باشد اما در عالمی والا و روشن شکوفا می شود و سایر بذرهای فرومانده زیر خاک نیز از زیبایی و شکوفایی او بی خبر اند.

اگر انسان شهامت پذیرش آرزوهای خود را داشته باشد و به طور کامل آنها را تصور کند و بپذیرد، راه و زمان و مکان تحقق آنها را خواهد یافت. هر کس با تمام وجود خواهان لذتی بدون هر گونه رنج، شادی بدور از هر اندوه و زندگی پایدار و بی پایان است، اما پذیرش این آرزوها هوشمندی، شهامت و اراده می خواهد. و اگر کسی این آرزوها را بپذیرد، به روشنی می فهمد که در زندگی محدود و پر از زحمت این دنیا به آرزوهای بزرگ خویش نخواهد رسید. از این رو فرصت زیستن در این جهان را، به فرصتی برای دست یابی به آرزوهای بزرگ تبدیل می کند. و هر لحظه از زندگی خود را به ابدیت پیوند می زند.

به هر روی انسان به جایی خواهد رسید که هر چه بخواهد و تصور کند، در دم خلق شود، جایی که خداوند درباره آن فرموده: لَهُمْ ما یشاوءُنَ فیها وَ لَدَینا مَزیدٌ در آنجا هرچه بخواهند برای شان فراهم است و بیشتر از آن نزدماست. ق/35 اما آنجا را باید شناخت و خیال اینکه دنیا سرزمین آرزوهاست، رویایی پوچ و تعبیر ناپذیر است که افراد حقیر و کودن که شهامت و شعور پذیرش آرزوهای بزرگ خود را ندارند، به آن دلخوش می شوند. محدودیت های این دنیا انسان را وسوسه می کند که به آرزوهای کوچک و حقیر دل سپارد و همین دنیا را سرزمین آرزوهای خود تصور کند.

ریشه خرافات در نادانی و کم خردی بشر در شناخت خود و حقایق عالم است. وقتی گرایش های متعالی انسان هدایت نشود و با توهم تلفیق گردد خرافات پدید می آید. از این رو هر خرافه نشانه یک حقیقت گمشده است. قانون راز هم خرافه ای است که از تلفیق شعور خلاق انسان و دنیازدگی پدید آمده و آرزوهای محدود و ناچیز مادی را به جای آرزوهای بزرگ ابدی نشانده است.

کمال کامیابی

پروردگار تمام هستی یکی است و او آفریننده انسان، دنیا و ابدیت است. او آفریدگاری است که دنیا و آخرت را در کمال حسن و حکمت خلق کرده و می خواهد که برترین آفریده و جانشینش نیز در دنیا و آخر آفریننده کمال و زیبایی باشد. از این رو فرموده است: مَنْ کانَ یریدُ ثَوابَ الدُّنْیا فَعِنْدَ اللّهِ ثَوابُ الدُّنْیا وَ اْلآخِرَه وَ کانَ اللّهُ سَمیعًا بَصیرً کسی که خیر و ثواب دنیا را می خواهد، نتیجه نیک دنیا و آخرت برای خداست و او شنوا و بیناست. (نساء134) بنابراین باید از او خواست و این خواستن باید هم به اندیشه و زبان جاری شود و هم در عمل نمایان گردد، زیرا او شنوا و بیناست.

خداوند دشمن آرزوهای خوب و زیبا نیست، بلکه با کوتاهی همت مخالف است و نمی خواهد شاهکار آفرینش خویش را در حقارت ببیند. او برترین خوبی ها را در دنیا و ابدیت برای انسان می خواهد و انسان را تشویق می کند که از آرزوهای کوچک، ناچیز و نزدیک فراتر رود. هم ازاین رو پرهیزکاران که در پیوند با خدا به سر می برند و شهامت پذیرش آرزوهای بسیار بزرگ را دارند، خود را جاودان دیده و کامیابی دنیا و آخرت را می خواهند. «وَ مِنْهُمْ مَنْ یقُولُ رَبَّنا آتِنا فِی الدُّنْیا حَسَنَه وَ فِی اْلآخِرَه حَسَنَه وَ قِنا عَذابَ النّارِ أُولئِک لَهُمْ نَصیبٌ مِمّا کسَبُوا وَ اللّهُ سَریعُ الْحِسابِ» کسانی که می گویند پروردگارا نیکی دنیا و نیکی آخرت را به ما عطا فرما و از عذاب آتش دور کن. آنها کسانی هستند که از هرچه به دست آورنده اند، بهره مند می شوند و خداوند زود نتیجه می دهد. (بقره/202غ201)

توصیه قرآن کریم این است لا تَنْسَ نَصیبَک مِنَ الدُّنْی بهره خود را از دنیا فراموش نکن. (قصص/77) اما بهره برداری از دنیا نباید به قیمت غفلت از آخرت باشد؛ مثل کسانی که یعْلَمُونَ ظاهِرًا مِنَ الْحَیاه الدُّنْیا وَ هُمْ عَنِ اْلآخِرَه هُمْ غافِلُونَ ظاهری از زندگی دنیا را شناختند و از آخرت غافل شدند. (روم/7) جمع میان دنیا و آخرت تنها با رسوخ یاد خداوند در عمق جان انسان ممکن است. در صورتی که انسان تمام دنیا و آخرت را همواره ملک او بداند و خود را ساکن سرای خداوند و بلکه جانشین او ببیند، می تواند به خیر دنیا و آخرت بیندیشد و هر دو را با هم بخواهد و صد البته که خواستن خیر دنیا و آخرت به اندازه شایستگی هر کدام ازاین دو در اندیشه او جاری می شود؛ دنیا به اندازه خودش و آخرت هم به اندازه خودش.

عمل معیار نتیجه

مشکل دیگر تئوری راز و قانون جذب این است که بر اندیشه و احساس تأکید می کند، حال این که در تعالیم قرآنی معیار نهایی دست یابی به نتایج و کام یابی عمل است، نه اندیشه و نه احساس. مهم این است که انسان اندیشه ای بلند و گره گشا دارد و باید از آن به خوبی استفاده کند، همچنین احساس و هیجانی نیروبخش که می تواند، استقامت و پایداری را به او بدهد، اما به هر حال میزان موفقیت، عمل است و با عمل می توانیم به نتیجه دل خواه برسیم. اثربخشی اندیشه و احساس تابع عمل است و به تنهایی هیچ ثمری ندارند. اندیشه، عمل درست را نشان می دهد و احساسی که برای عمل برانگیخته شده، نیرودهنده و پیش برنده است.

قانون جذب اگر این طور مطرح می شد که هر چه بخواهید و به اندازه عمل تان به دست می آورید، درست بود. وَ أَنْ لَیْسَ لِْلإِنْسانِ إِلاّ ما سَعی د انسان حاصلی جز سعی و تلاش ندارد. (نجم/39) اما این جمله به تنهایی راهنما نیست هم از این رو قرآن کریم در ادامه این آیه می فرماید: وَ أَنَّ سَعْیَهُ سَوْفَ یُری و قطعاً تلاشش به زودی نمایان می شود.(نجم/40) یُری فعل مجهول است و فاعل آن بیان نشده یعنی کسی هست که اعمال انسان و نتیجه آن را به شخص نشان می دهد، پس همه کارها به دست اوست و نتیجه اعمال را او می دهد. چنانکه در آیه بعد می فرماید: ثُمَّ یُجْزاهُ الْجَزاءَ اْلأَوْفی سپس جزای کافی و مناسب به او داده خواهد شد. (نجم/41) وَ أَنَّ إِلی رَبِّکَ الْمُنْتَهی قطعاً همه چیز به پروردگار تو منتهی می گردد.(نجم/42)

در آیات بعد به شکوه قدرت خداوند و شگفتی آفرینش او و نفوذ نامحدودش در جهان می پردازد و به طور کوبنده ای می فرماید: بی تردید اوست که می خنداند و می گریاند. اوست که می میراند و زنده می کند. اوست که زوج ها را مذکر و موءنث آفرید. از نطفه ای به هنگام بیرون آمدن. و آفرینش جهان دیگر به دست اوست. و براستی که او دارایی و بی نیازی بخشید و اوست پروردگار ستاره شَعْرا و او ست که قوم عاد را با تمام نیرویی که داشتند نابود کرد. و قوم ثمود را باقی نگذاشت و قوم نوح را پیش از آن، چرا که آنان ستم و سرکشی کردند. و شهرهای زیرورو شده که فراگرفت آنها را آنچه فراگرفت. پس به کدام نعمت پروردگارت شک داری. (طه/55-43) این آیات تمام یافته های بشر را در گرو عمل شخص و اراده خداوند می داند و به عنوان نعمت های تردید ناپذیر او معرفی می کند.

اما پرهیزگاران از هیچ کدام دنیا آخرت نمی گذرند و هر دو را می خواهند و مشتاق اند تا لطف الهی را در هر دو جهان تجربه کنند. از این رو آرزوهای بزرگ را باور می کنند و با شهامت می پذیرند و به عشق بی کران خداوند و بخشندگی نامحدود او امیدوارند و چون خود را در پیوند با او یافته اند، توانایی ها و شایستگی های خویش را می پذیرند و خود را به بهای ناچیز و بهره محدود دنیا دل خوش نمی کنند. حتی اگر دنیا در برابر کامیابی ابدی شان قرار گیرد با شهامت از آن می گذرند و آرزوهای بزرگ تر و کامیابی گواراتر را انتخاب می کنند. به این ترتیب خود را خالق ارزش ها نمی دانند، بلکه زندگی و وجود خود را بر اساس ارزش های الهی سامان می دهند.
رازی دیگر

بخشی از مثال هایی که برای اثبات و تأیید قانون جذب آورده شده و ممکن است هر کدام از ما نیز تجربه کرده باشیم، اساساً ربطی به جذب ندارد. بلکه روشن بینی هایی است که هر کس به نسبت آمادگی و لطافت روحی آن را تجربه می کند و از رویدادهای آینده آگاه می شود.

با این تبیین قضیه کاملا صورتی معکوس دارد و این طور نیست که هرچه در ذهن تجسم می شود، با نیروی تجسم و احساس تحقق می یابد، بلکه آنچه قرار است تحقق یابد، در صفحه ذهن تصویر می شود. این نیروی واقعیت است که قلب ها و ذهن های شفاف را بازمی کند و فروغ آگاهی را در آنها می تابد. راننده آیت الله بهاءالدینی می گوید: یک روز برای رفتن به خارج شهر حرکت کردیم. وقتی آقا در ماشین نشست، برخلاف همیشه که خوش وبش می کرد، ساکت و آرام بود. کمی که جلو رفتیم به من پولی دادند تا در صندوق صدقات بیندازم. به راهمان ادامه دادیم تا از یک سه راهی بزرگ گذشتیم. در آنجا بود که آقا نفس عمیقی کشیدند و مثل همیشه شدند. از ایشان پرسیدم که چرا در ابتدا حالت دیگری داشتید. ایشان فرمودند که وقتی داخل ماشین نشستم دیدم که سر این سه راه با یک ماشین سنگین تصادف خطرناکی می کنیم. و چون استغفار دفع بلامی کند شروع به استغفار کردم، بعد یادم آمد که صدقه هم خوب است. و بالاخره این کارها موءثر شد و خطر برطرف گردید.

این روشن بینی ها را تقریباً همه در اندازه ها و صورت های گوناگون در خواب یا بیداری تجربه کرده ایم. خیلی از افراد موفق هم موفقیت های خود را پیشاپیش دیده اند و خود را در آن شرایط مشاهده کرده اند. اما بسیاری از آنها که نویسنده این سطور با آنها مصاحبه داشته به طور غیر ارادی و ناخواسته آن شرایط برای شان مجسم شده است. یا به صورت زنده ای آن را در قلب خود احساس کرده اند، اگر چه تجسم و تصویری هم در کار نبوده.

بنابراین کشف قانون جذب مثل این می ماند که ببینیم یک زن برای زایمان ابتدا درد می کشد و بعد توصیه کنیم برای درمان نازایی با مشت به شکم همسرتان بکوبید تا مثل زنان باردار به خود بپیچد!

کَلاّ إِنَّ کِتابَ اْلأَبْرارِ لَفی عِلِّیِّینَ وَ ما أَدْراکَ ما عِلِّیُّونَ کِتابٌ مَرْقُومٌ یَشْهَدُهُ الْمُقَرَّبُونَ کتاب سرنوشت نیکان در جایگاهی والاست و تو چه می دانی که آن جایگاه والا چیست، کتابی نوشته شده که مقربان می بینند. (مطففین/21-18) هر کس به اندازه نیکوکاریش از این بصیر و روشن بینی برخوردار می شد.

به هر حال قانون جذب برای اثبات مدعای خود نیازمند شواهد و دلایلی است که احتمال تبیین های دیگر در آن نباشد چه رسد به اینکه با دلایل روشن دینی و نیز تجارب آشکار زندگی خلاف آن اثبات می شود.
کارکرد قانون جذب در جامعه امروز

راز قانون جذب در یک کتاب یا فیلم فاش نشده است، تمام مبلغان دین عصر جدید یا جنبش عصر جدید New age Movment » ، نظیر لوئیز هی از آن سخن می گویند،(شفای زندگی ،ص122-118) انجیل شیطانی در تمرینات سحر از آن استفاده می کند(37- The Satanic Bible,pp36) و هزاران کتاب و مقاله و همایش در دهه های گذشته برای آن برگزار شده و به تمام جهان صادر شده و این همه در صورتی است که هنوز چیزی اثبات یا ابطال نشده است و از هرگونه بحث علمی در رابطه با آن خودداری می شود. (3 Encyclopediaof NRMs.p44)

تنها چیزی که به خوبی آشکار است و می توان با اطمینان از آن سخن گفت این است که قانون جذب مردم را در آرزوهای دنیایی فرومی برد و آرزوهای دنیایی را در عمیق ترین لایه های ذهنی و احساسی آنها درونی می سازد. این وضعیت نوعی احساس کاذب خوشی و کامیابی را ایجاد می کند که نتایج و پیامدهایی تباه کننده ای دارد:

1. کوتاهی در عمل: غرق شدن در آرزوها و تخیل و تجسم آنها، انسان را از عمل و تلاش باز می دارد. هر که آرزویش گسترده شود، عملش محدود و کوتاه می شود. (الإرشاد،ج1،ص304. بحار ج241@77)

2. بدکاری: وقتی آرزوها تمام فکر و قلب انسان را فرابگیرد از تمام امور دیگر مهم تر و ارزش مندتر می شود، و انسان برای دست یابی به آن هر کاری را انجام می دهد. به این علت کسی که آرزوهایش دور و دراز شود، عملش بد و ناشایست می گردد. (نهج البلاغه حکمت36، خصال ص15 از امام صادق و تحف العقول از امام کاظم این جمله را نقل کرده اند.)

3. بیچارگی: آرزوها انسان را در خیالات خوش فرومی برد و او منتظر می شود تا از آسمان برای او پول و خوشی ببارد و اینها خواب های تعبیر نشدنی است زیرا انسان تنها با عمل و کوشش می تواند به موفقیت برسد. کسی که از رویاها و تخیلات کمک بگیرد، بیچاره می شود. (غررالحکم،ح9208)

4. رنج و اندوه: غرق شدن در آرزوها و رویاها دنیایی دروغین را برای انسان می سازد که با دنیای واقعی متفاوت است و انسان با تجسم خود در دنیای آرزوها و سپس دیدن خویش در دنیایی واقعی بسیار افسرده و رنجور می شود. کسی که از آرزوهایش دنباله روی کند، رنجش بسیار می گردد. (غررالحکم.ح8449) اما مشکل بزرگ این است که این رنج همراه با یک احساس موهوم خوشایند است که موجب می شود انسان به طور غیر طبیعی برای گریز از رنج جهان واقعی و تداوم احساس خوشایند دنیای آرزوها، به تخیلات خود پناه برد و در آن اوهام اقامت گزیند.

5. از دست دادن بصیرت: آرزوها به ویژه اگر با تجسم و تخیل همراه شود، انسان را در دنیایی موهوم و دل پذیر فرومی برد که مانع از درک جهان واقعی و رویدادهای آن می شود. آرزوها، چشم انسان را کور می کند. (نهج البلاغه، حکمت275)

دنیا با رنج ها و ناکامی هایش به انسان درس می دهد و او را به سوی زندگی ابدی و بهشت خداوند هدایت می کند، اما کسی که پناهنده اوهام خود شود و چشم از جهان واقعی فروبندد، دیگر نمی تواند حقیقت دنیا را درک کند و پیام آن را دریابد. در این شرایط ارزش های دنیا را بر افکار و احساسات خود حاکم می کند و دنیامداران را در اوج شایستگی و ارزش مندی می نشاند. به این ترتیب ظلم ها و پلیدی های آنها را ندیده گرفته و چه بسا قدرت و ثروت را نشانه قدرت و لیاقت آنها به شمار می آورد. در کنار این پیامدهای طبیعی غرق شدن در آرزوها، توصیه های سخنگویان قانون جذب درباره توجه نکردن به اخبار و ندیده گرفتن بدی ها و اینکه توجه به آنها موجب رخ دادن آنهاست، روند بصیرت زدایی و خام کردن مردم آسان و گسترده می شود.

کسی که به قانون جذب پایبند می شود، ستم ها و سیاهی های موجود را ندیده می گیرد و به خیال اینکه اگر به آنها نیندیشی از بین می روند، خود را به آرزوهای رنگارنگ دل خوش می کند. غافل از اینکه دیگرانی هستند که برای دست یابی به آرزوهای ظالمانه خود دست به هر کاری می زنند و زمین را از فساد و ستم پر کرده اند. همان افرادی که با سرمایه گذاری روی قانون راز آن را از هزار زبان و با هزار چهره به مردم دنیا می نمایند و می آموزند، تا بدون مزاحمت به کار خود ادامه دهند. آنها می گویند به بدی ها ننگرید و نیندیشید، که این بهترین راه مبارزه با آن است؛ در حالیکه نمی گویند با کسانی که به این بدی ها می اندیشند و بدی می کنند باید چه کرد؟ لوئیز هی و افراد دیگری که قانون جذب را آموزش می دهند می گویند حتی به اخبار هم گوش ندهید. (شفای زندگی، ص166) تا ذهن و زندگی تان زشت نشود! و چه پیامی بهتر از این می تواند برای تداوم فساد و ستم شرایط را فراهم کند.

مروجان قانون جذب می گویند بدی ها را نبینید، به جنگ فکر نکنید و به ظلم و ستم هایی که در جهان می شود نیندیشید، براستی چه کسانی از این سخنان بیش از همه منفعت می برند؟ این تئوری ها به نفع سلطه گران و ستم پیشه گان است یا مظلومین جهان؟ و مگر امام علی به امام حسن علیه السلام توصیه نفرمود که دشمن ظالم و یاور مظلوم باش؟ آیا جنگ هایی که در دنیا به راه می افتد به خاطر این است که مردم به جنگ فکر می کنند؟ یا عده ای سلطه گر ناگاه به کسانی حمله می کنند که نه به جنگ فکر می کردند و نه آمادگی جنگیدن داشتند؟

راز قانون جذب، مخدری روانی است که مردم را در اوهام و آرزوها فرومی برد، تا دزدان هوشیار، با آسودگی تمام هستی مردم را به تاراج برند. اگر قانون جذب از سوی مردم جهان پذیرفته شود آنگاه هیچ نیرویی برای مقابله با ظلم و ستم در جهان باقی نخواهد ماند و آنچه باقی می ماند، پلیدی، ستم و تباهی است و مردمی که هر روز چشم برهم می گذارند و دنیایی زیبا و زندگی گوارا را در خیال خود می بینند و احساس می کنند و به امید روزی که به آن برسند، لبخند می زنند. هم از این رو امام علی فرمود: آرزو، سلطه شیاطین بر دل های غافلان است. (غرر الحکم، ص1828)

نتیجه گیری

قانون جذب از علوم کهن و راز آمیز سحر و جادو برآمده است و ادعای بسیار گزافی دارد که حتی جادوگران بزرگ هم چنین قدرتی را در عمل از آن ندیده اند. هیچ دلیل علمی برای قانون جذب به طوری که مطرح می شود وجود ندارد. این قانون با فطرت و شالوده وجودی انسان و سرزمین اصلی او هماهنگی دارد و در بهشت الهی و نه در دنیا به وقوع خواهد پیوست و علت جذابیت آن این است که از وطن حقیقی روح انسان که تمام وجود اوست سخن می گوید و گمشده آدم تبعید شده به زمین و زندگی دنیاست.

البته این قانون در حدود مقدورات جسمی و روانی انسان و همچنین تأثیر بر بخشی از افکار و احساسات دیگر مردمان و نیز حیوانات درست است. همچنین در مورد تأثیرات افکار منفی نیز تاحدود زیادی این قانون درست می گوید. اما در ارتباط انسان با جهان و دست یابی به آرزوهایی نظیر اتومبیل و خانه و... نه تنها شواهد علمی و تجربی بر درستی قانون جذب وجود ندارد، بلکه دلایل دینی بر رد آنها داریم. این در حالی است که معمولاً در معرفی و ترویج قانون جذب بر موارد نادرست آن تأکید می شود و موارد درست نیز از حدود واقعی فراتر و گسترده تر نشان داده می شود. مثلاً انسان می تواند با تغییر نگرش و تفکر خود بر بعضی از بیماری ها غلبه کند، اما این اثر گذاری مطلق و همیشگی نیست.

تنها خاصیت این قانون و راز فاش شده آن است که مردم را در رویاهای موهوم غرق می کند و با تغافل از ناکامی های واقعی دنیا و نابود کردن انگیزه های تغییر، زمینه تداوم نظام سلطه و ستم را میسر می سازد و نیروی مقاومت و تحول آفرینی را از انسان ها می گیرد. و هنگامی که می بینیم گوینده گان و نویسندگان و هنرمندان زیادی در جهان می کوشند تا این توهمات را به باور مردم بنشانند، پی می بریم که چه تلاش گسترده ای برای سلطه پذیرکردن مردم در جهان صورت می گیرد.

منابع

1. ابی نصر محمدبن مسعود بن عیاش سلمی سمرقندی، کتاب التفسیر تهران : المکتبه العلمیه الاسلامیه. بی تا

2. نهج البلاغه. تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی. چاپ هشتم: 1374

3. محمد بن محمد بن نعمان معروف به شیخ مفید، الارشاد، تصحیح: سیدهاشم رسولی محلاتی،تهران: انتشارات علمیه اسلامیه. بی تا.

4. عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی. غررالحکم و درر الکلم. انتشارات دانشگاه تهران. 1373.

5. شیخ ابو محمد حرانی، تحف العقول عن آل الرسول. قم: انتشارات آل علی، 1385: چاپ پنجم

6. علامه مجلسی، بحار الأنوار، 110 جلد، موءسسه الوفاء بیروت - لبنان، 1404 هجری قمری

7. راندا برن. راز. اسماعیل حسینی. تهران: انتشارات راشین. چاپ دوم: 1387.

8. رابرت فریزر. شاخه زرین (پژوهشی در جادو و دین). مترجم: کاظم فیروزمند. تهران: انتشارات آگاه. چاپ دوم 1384.

9. ایرج گلسرخی. تاریخ جادوگری. تهران: نشر علم. 1377

10. لوییز هی. شفای زندگی. ترجمه: گیتی خوشدل. تهران: دنیای مادر. چاپ نهم: 1375.

11. حمید رضا مظاهری سیف، اخلاق موفقیت. مجله پگاه شماره 198

12. حمید رضا مظاهری سیف، اخلاق دارایی. مجله پگاه شماره199

13. حمید رضا مظاهری سیف، آثار ابتلا. دوماه نامه خُلُق. شماره سوم

14. The Satanic Bible Anton Szandor LaVey. . published by . feral House . Washington : 1969.

15. Encyclopedia of New Religious Movements . Edited by . Peter B.Clarke .London and new york، Routledg ، 2006.


پدیدآورنده: حمید رضا مظاهری سیف

hawzah.net
__________________________________

السلام عليك يا علي ابن موسي الرضا المرتضي (ع)

ارسال پست

بازگشت به “روانشناسي و روان پزشكي”