خاطرات خلبان بالگرد حامل پيكر امام (ره)

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه مباحث مرتبط با حماسه و حماسه آفرينان هوانيروز ايران به بحث بپردازيد

مدیران انجمن: شوراي نظارت, مديران هوافضا

ارسال پست
Major
Major
نمایه کاربر
پست: 830
تاریخ عضویت: شنبه 2 تیر 1386, 11:47 pm
محل اقامت: باختران
سپاس‌های ارسالی: 309 بار
سپاس‌های دریافتی: 2024 بار
تماس:

خاطرات خلبان بالگرد حامل پيكر امام (ره)

پست توسط ali1371 » چهار شنبه 15 دی 1389, 6:33 pm

من در طول سابقه خود حتي در جنگ چنين وضعيتي را تجربه نكرده بودم. بعد از اين ماموريت بود كه آن هلي‌كوپتر مدت زيادي براي تعمير به آشيانه رفت. چه كسي مي‌توانست در آن موقع جلوي ملتي را كه همه جوان و متاثر براي از دست دادن رهبر و پدر خود بودند، بگيرد؟

روح روح‌الله ساعتها بود كه با دلي آرام و قلبي مطمئن و روحي شاد و ضميري اميدوار به فضل خدا، از كالبد خويش به آسمان رفته بود و اينك ميليونها انسان داغدار منتظر تشييع و ديدار آخرين با امام خويش بودند.

تصویر
انتقال پيكر امام امت با توجه به خيل عظيم جمعيت و مشكلات مختلفي كه در اين خصوص وجود داشت، بر عهده امير محمد انصاري فرمانده وقت هوانيروز بود كه بايد اين وظيفه مهم را انجام مي داد. او 7 سال فرمانده هوانيروز بوده و از جانبازان دفاع مقدس به شمار مي‌رود.

محمد انصاري روزي از داشتن دستخط امام براي تقدير از خدماتش خرسند و شكرگذار بود و روزي ديگر ديدن دست بي‌جان حضرت روح الله (ره)، خط سرنوشت او را تغيير داد.

اينك در سالگرد عروج بنيانگذار انقلاب اسلامي، فرمانده وقت هوانيروز ابتدا به بيان خاطرات خود از آن روز تاريخي پرداخته و سپس در خصوص وضعيت گذشته و فعلي هوانيروز براي گروه دفاعي خبرگزاري فارس سخن مي گويد كه بخش دوم آن طي روزهاي آينده منتشر مي‌شود.

امير انصاري با بيان اين مطلب كه ما در جريان بيماري امام قرار داشتيم، گفت: من آن زمان فرمانده هوانيروز بودم و براي سركشي از محورهاي عملياتي به كرمانشاه رفته بودم چرا كه با وجود آتش بس پس از جنگ، هيچ اعتباري به حمله مجدد از طرف صدام نبود.

انصاري ادامه داد: شب بود كه مثل بقيه مردم از طريق تلويزيون خبر رحلت امام(ره) را شنيديم. من بسيار متاثر بودم چرا كه امام(ره) را دربست قبول كرده بودم و چون از بچگي پدر نداشتم به ايشان به عنوان پدر معنوي خود نگاه مي‌كردم.

وي افزود: قرار بود برنامه وداع يا پيكر بنيانگذار انقلاب اسلامي در مصلاي تهران برگزار شود و ماموريت‌هايي نيز بر عهده هوانيروز قرار گرفته بود. به همين خاطر از كرمانشاه راه افتادم و 5 صبح بود كه خود را به مصلاي تهران رساندم.

فرمانده اسبق هوانيروز خاطر نشان كرد: هر چند ما براي از دست دادن امام(ره) بسيار ناراحت بوديم اما يك نگراني نيز در خصوص آينده نظام داشتيم چرا كه خيلي صحبت‌ها گفته مي‌شد كه بعد از رحلت امام(ره) قطعا اوضاع به هم خواهد ريخت.

انصاري با تاكيد بر اينكه نفس امام(ره) و معنويت ايشان در ملت وحدت ايجاد كرده بود، يادآور شد: كافي است شما فيلم نماز مصلاي تهران را ببينيد؛ چه كساني در اين صف ايستادند؛ به خاطر همين وحدت بود كه دشمن نتوانست هيج غلطي بكند.

وي ادامه داد: وقتي به مصلي رسيدم، اوضاع خوب نبود. هر چند بچه‌هاي هوانيروز كار خود را بلد بودند و از نيمه‌هاي شب فعاليتشان را شروع كرده و 20 فروند بالگرد نيز پيش بيني شده بود.

اين فرمانده ايام دفاع مقدس اظهار داشت: ما در جنگ نيز سعي مي‌كرديم شخصا اوضاع منطقه را از نزديك بررسي كنم چرا كه هواپيماهاي آواكس امريكايي و اسراييلي كه اطلاعات را در اختيار صدام مي‌گذاشتند، نداشتيم و بايد خودمان شخصا بررسي مي‌كرديم.

انصاري افزود: اين بار نيز شخصا با هلي‌كوپتر بر فراز منطقه پرواز كردم اما ديدم به لطف وحدتي كه ايجاد شده بود، كار به خوبي پيش مي‌رفت.

وي با اشاره به حضور دهها خبرنگار كاربلد خارجي در مراسم ارتحال امام(ره) تصريح كرد: قطعا آنها نيامده بودند تا اخبار مثبتي از اين تجمع ميليوني پخش كنند بلكه به دنبال ارائه گزارش از اوضاع به هم ريخته ايران بودند.

فرمانده اسبق هوانيروز گفت: بعد از نماز ديدم حال حاج احمد آقا خوب نيست بنابراين يك بالگرد براي بردن ايشان قرار دادم و خود با يك بالگرد ديگر پرواز كردم تا اوضاع را بررسي كنم. جمعيتي فوق العاده ‌اي آمده بود.

انصاري با اشاره به حضور ميليوني ملت ايران در بهمن 57 در استقبال از رهبر كبير انقلاب، خاطر نشان كرد: بايد در نظر داشته باشيم كه آن زمان ستاد استقبال از امام(ره) اوضاع را كنترل مي‌كرد اما اين بار مردم به صورت خودجوش عمل مي‌كردند.


تصویر
 

وي با ذكر مثالي افزود: گويي 100 مربي اروپايي مثل فرگوسن يا مورينيو يك تيم فوتبال را چيده بودند. حتي به نظر من نظم مردم از اين تيم‌هاي فوتبال اروپايي نيز بيشتر بود.

خلبان بالگرد حامل پيكر امام(ره) ادامه داد: وقتي اين شور و حرارت ملت را ديدم، خيالم راحت شد و از نظم و ترتيبي كه به صورت خود جوش بر مردم حاكم بود احساس آرامش كردم. اين در حاليست كه خيابان‌ها و اطراف مصلي و بهشت زهرا را ميليون‌ها نفر از مردم ايران پر كرده بودند.

انصاري اظهار داشت: من مسئوليت كار را پذيرفته بودم و ترسي نداشتم از اينكه اشتباهي صورت بگيرد و با من برخورد كنند چرا كه معتقدم اگر كسي در اين نظام خالصانه عمل كند هيچ گاه يقه او را نخواهند گرفت. من نديدم در اين نظام با كسي بي‌دليل برخورد شود مگر اينكه آن طرف مفسده مالي، اخلاقي و يا سياسي داشته باشد.

وي با بيان اينكه 20 بالگرد پيش‌بيني كرديم تا تمام خبرنگاران خارجي را سوار هلي كوپتر كنند و اين تعداد بالگرد، رقم زيادي بود، گفت: به آنها گفتم در هيچ كشوري چنين امكاناتي را در اختيار شما قرار نمي‌دهند اما اينجا جمهوري اسلامي است و آن طوري نيست كه براي شما ترسيم كرده‌اند، برويد و از هر كجا كه دلتان مي‌خواهد فليمبرداري كنيد.
 
* ابتدا قرار بود پيكر امام(ره) را با تريلي به بهشت زهرا ببرند

 
فرمانده اسبق هوانيروز يادآور شد: ابتدا قرار بود پيكر امام(ره) را سوار بر يك تريلي به سمت بهشت زهرا ببرند تا در ميان مردم باشد. اما از يك طرف نيز نگران بودند تا حادثه‌اي رخ ندهد. من به آنها گفتم يك هلي‌كوپتر به عنوان پشتيبان بالاي سر ماشين قرار مي‌دهيم تا به محض اينكه اتفاقي افتاد بتواند به آن كمك كند و خودم به عنوان خلبان هلي‌كوپتر نشستم. البته يكي از استاد خلبان‌هاي هوانيروز به‌نام سروان ملكوتي را كه ترك زبان بود و يادم هست آن روز بسيار گريه مي‌كرد نيز در كنار خود نشاندم. اين سروان ملكوتي بعدا به من گفت كه همان شب يك خوابي از حضرت امام(ره) ديده ‌است اما الان يادم نيست كه موضوع خواب چه بوده و من نيز ديگر ايشان را نديدم.

انصاري ادامه داد: اوضاع تا نزديكي صالح آباد خوب بود اما در ابتداي جاده صالح آباد جمعيت بسيار زياد شد و اوضاع داشت از كنترل خارج مي‌شد. يك تريلري به عنوان فريب، ميان مردم فرستاديم و ماشين اصلي كه حامل پيكر امام(ره) بود به سمت بيابان پيچيده و ما براي تحويل پيكر فرود آمديم.
 
* 40 نفر مي‌خواستند سوار هلي‌كوپتر حامل پيكر امام(ره) شوند

 
وي خاطر نشان كرد: يك مرتبه نگاه كردم و ديدم به جاي آنكه حداكثر 10 نفر به همراه تابوت سوار هلي‌كوپتر شوند، 40 نفر قصد سوار شدند داشتند كه با بدبختي تمام آنها را پيدا كرديم كه يادم هست يكي از آنها همين حاجي بخشي بود كه در جبهه نيز بسيار به رزمندگان كمك مي‌كرد.
خلبان بالگرد حامل پيكر امام(ره) افزود: به هرحال باز هم 12 نفر سوار هلي‌كوپتر شدند اما با توجه به اينكه بنزين هواپيما كم شده و بالگرد سبك شده بود، مشكلي نداشت.

انصاري ادامه داد: بالاخره از روي زمين بلند شديم يك دور در هوا زديم و ديدم همه چيز مرتب است. بچه‌هاي كميته يا سپاه (درست يادم نيست) دستان خود را حلقه زده و يك محوطه باز را براي فرود بالگرد آماده كرده بودند و اطراف آن را نيز كانتينر چيده بودند. پشت سر آنها نيز جمعيت زياد منتظر رسيدن پيكر رهبر عزيز خود بودند.
 
* به محض ورود بالگرد، بچه‌هاي كميته و سپاه عنان از كف دادند

 
وي خاطر نشان كرد: به محضر اينكه بالگرد به زمين نشست، خود بچه‌هاي كميته كه مسئول برقراري نظم بودند، از فرط ناراحتي و علاقه به امام(ره)، كنترل خود را از دست داده و به سمت هلي‌كوپتر دويدند و به طبع آن جمعيت ميليوني نيز به سمت هلي‌كوپتر هجوم آورد و بالگرد مانند نگيني در وسط جمعيت قرار گرفت كه اين البته بسيار خطرناك بود.

فرمانده اسبق هوانيروز افزود: در ايام دفاع مقدس ديده بوديم كه ملخ انتهاي بالگرد سر بسياري از رزمندگان را برده بود و اين در ميان جمعيت ميليوني بسيار خطرناك بود.
انصاري تصريح كرد: بالاخره با سلام و صلوات توانستيم هلي كوپتر را خاموش كنيم و در چشم به هم زدني ديديم كه تابوت را از هلي كوپتر خارج كردند. از يك طرف تابوت امام(ره) را بردند و از طرف ديگر جوانان كه ناراحت بودند از ما سراغ پيكر امام(ره) را مي‌گرفتند.

وي ادامه داد: يادم مي‌آيد مردم متاثر، هلي كوپتر را مي‌بوسيدند و يا لباس خلبان را مي‌كندند. چند نفري هم بر پشت هلي‌كوپتر سوار شده‌ بودند و ديگر چيزي از بالگرد باقي نمانده بود.

فرمانده اسبق هوانيروز گفت: واقعا معجزه الهي بود كه اتفاق خاصي رخ نداد. شما حساب كنيد اگر يك ته سيگار به باك هلي‌كوپتر مي‌رسيد چه فاجعه‌اي رخ داده بود؟ به نظر من توانايي ما شايد 10 درصد به دادمان مي‌رسيد و ديگر كنترل از دست ما خارج شده بود اما به لطف خدا هيچ اتفاقي رخ نداد.
 
* احساس مي كردم در معركه جنگ قرار دارم

 
انصاري درباره احساس خود در آن زمان مي‌گويد: من به خودم گفتم انگار كه در وسط ميان جنگ هستم و خدا بايد به ما كمك كند. خلاصه در زير هلي كوپتر آنقدر پا قرار داشت كه زير آن نرم شده بود و با بدبختي يك ساعت و نيم طول كشيد كه توانستيم از اين معركه سلامت بيرون برويم.
وي افزود: ديگر اين هلي‌كوپتر توان بازگشت نداشت و من هم مي‌ترسيدم اتفاقي رخ دهد به همين دليل نيروي هوايي را در جريان قرار داديم و آنها دو هلي‌كوپتر فرستادند و يك تابوت فلزي كه مخصوص خلبان‌ها بود.

اين فرمانده ارتش جمهوري اسلامي ايران در ايام دفاع مقدس، اظهار داشت: من در طول سابقه خود حتي در جنگ چنين وضعيتي را تجربه نكرده بودم. بعد از اين ماموريت بود كه آن هلي‌كوپتر مدت زيادي براي تعمير به آشيانه رفت. چه كسي مي‌توانست در آن موقع جلوي ملتي را كه همه جوان و متاثر براي از دست دادن رهبر و پدر خود بودند، بگيرد؟
 
* ديدار ظهيرنژاد در جماران پس از رحلت امام(ره)

 
انصاري با بيان اينكه تمامي فرماندهان و رزمندگان ارتش جمهوري اسلامي ايران، امام(ره) را از عمق وجود خود دوست داشتند، افزود: بعد از رحلت امام(ره) يك مرتبه به جماران رفتم ديدم در كنار يكي از ستون‌ها يك تيمساري ايستاده و به شدت گريه مي‌كند. دقت كه كردم ديدم تميسار ظهيرنژاد است، مي دانستم ايشان علاقه زيادي به امام(ره) داشت اما آن روز با تمام وجود اين احساس را درك كردم البته تمام فرماندهان مثل صياد شيرازي، بابايي، ستاري و ... عاشق امام (ره) بودند.
 
* مردانگي امام(ره) باعث شد تا جام زهر را بنوشد

 
وي امام(ره) را يك فرمانده به تمام معنا معرفي كرد و افزود: ايشان دستورات نظامي كمي مي‌دادند ولي تمام دستورات حكيمانه بود.

انصاري افزود: وقتي امام(ره) فرمودند جنگ براي ملت ما يك نعمت است، ما مفهوم اين سخن را درك نكرديم ولي بعدها به آن پي برديم. چراكه اگر جنگ نبود چطور نسل‌هاي آينده مي‌توانستند از وجود سلحشوراني مانند بابايي، ستاري، دوران، شيرودي، كشوري و هزاران شهيد عزيز ديگر در ارتش با خبر شوند.

 
تصویر
 

فرمانده اسبق هوانيروز همچنين با ذكر خاطره اي از ايام دفاع مقدس گفت: در يكي از عمليات‌ها كه با شكست مواجه شديم، يادم هست صياد شيرازي و محسن رضايي مي‌گفتند ما رويمان نمي‌شود خدمت امام برسيم و گزارش بدهيم. وقتي امام از موضوع با خبر شدند، يك پيام ساده فرستادند كه ما براي اهداف بلندتري تلاش مي كنيم. به خدا توكل كنيد و براي عمليات‌هاي بعدي آماده شويد.

انصاري با بيان اينكه يك فرمانده خوب كسي است كه تمام مسئوليت را به گردن گرفته و نگذارد فشاري بر زيردستان او وارد شود، گفت: اين امام(ره) نبود كه بايد جام زهر را مي‌نوشيد، اما اين احساس مسئوليت، مردانگي و فرماندهي ايشان بود كه چنين اقدامي را انجام داد. 
اخرین نیوز
  که ارتش ایران درجنگ کرد حماسه نبود معجزه بود
یاسرعرفات
 
وبلاگ من [لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]

New Member
پست: 3
تاریخ عضویت: یک شنبه 1 اردیبهشت 1392, 11:07 am
سپاس‌های دریافتی: 9 بار

Re: خاطرات خلبان بالگرد حامل پيكر امام (ره)

پست توسط toorrkhanim » یک شنبه 1 اردیبهشت 1392, 4:43 pm

[quote="ali1371"]من در طول سابقه خود حتي در جنگ چنين وضعيتي را تجربه نكرده بودم. بعد از اين ماموريت بود كه آن هلي‌كوپتر مدت زيادي براي تعمير به آشيانه رفت. چه كسي مي‌توانست در آن موقع جلوي ملتي را كه همه جوان و متاثر براي از دست دادن رهبر و پدر خود بودند، بگيرد؟

روح روح‌الله ساعتها بود كه با دلي آرام و قلبي مطمئن و روحي شاد و ضميري اميدوار به فضل خدا، از كالبد خويش به آسمان رفته بود و اينك ميليونها انسان داغدار منتظر تشييع و ديدار آخرين با امام خويش بودند.

تصویر
انتقال پيكر امام امت با توجه به خيل عظيم جمعيت و مشكلات مختلفي كه در اين خصوص وجود داشت، بر عهده امير محمد انصاري فرمانده وقت هوانيروز بود كه بايد اين وظيفه مهم را انجام مي داد. او 7 سال فرمانده هوانيروز بوده و از جانبازان دفاع مقدس به شمار مي‌رود.

محمد انصاري روزي از داشتن دستخط امام براي تقدير از خدماتش خرسند و شكرگذار بود و روزي ديگر ديدن دست بي‌جان حضرت روح الله (ره)، خط سرنوشت او را تغيير داد.

اينك در سالگرد عروج بنيانگذار انقلاب اسلامي، فرمانده وقت هوانيروز ابتدا به بيان خاطرات خود از آن روز تاريخي پرداخته و سپس در خصوص وضعيت گذشته و فعلي هوانيروز براي گروه دفاعي خبرگزاري فارس سخن مي گويد كه بخش دوم آن طي روزهاي آينده منتشر مي‌شود.

امير انصاري با بيان اين مطلب كه ما در جريان بيماري امام قرار داشتيم، گفت: من آن زمان فرمانده هوانيروز بودم و براي سركشي از محورهاي عملياتي به كرمانشاه رفته بودم چرا كه با وجود آتش بس پس از جنگ، هيچ اعتباري به حمله مجدد از طرف صدام نبود.

انصاري ادامه داد: شب بود كه مثل بقيه مردم از طريق تلويزيون خبر رحلت امام(ره) را شنيديم. من بسيار متاثر بودم چرا كه امام(ره) را دربست قبول كرده بودم و چون از بچگي پدر نداشتم به ايشان به عنوان پدر معنوي خود نگاه مي‌كردم.

وي افزود: قرار بود برنامه وداع يا پيكر بنيانگذار انقلاب اسلامي در مصلاي تهران برگزار شود و ماموريت‌هايي نيز بر عهده هوانيروز قرار گرفته بود. به همين خاطر از كرمانشاه راه افتادم و 5 صبح بود كه خود را به مصلاي تهران رساندم.

فرمانده اسبق هوانيروز خاطر نشان كرد: هر چند ما براي از دست دادن امام(ره) بسيار ناراحت بوديم اما يك نگراني نيز در خصوص آينده نظام داشتيم چرا كه خيلي صحبت‌ها گفته مي‌شد كه بعد از رحلت امام(ره) قطعا اوضاع به هم خواهد ريخت.

انصاري با تاكيد بر اينكه نفس امام(ره) و معنويت ايشان در ملت وحدت ايجاد كرده بود، يادآور شد: كافي است شما فيلم نماز مصلاي تهران را ببينيد؛ چه كساني در اين صف ايستادند؛ به خاطر همين وحدت بود كه دشمن نتوانست هيج غلطي بكند.

وي ادامه داد: وقتي به مصلي رسيدم، اوضاع خوب نبود. هر چند بچه‌هاي هوانيروز كار خود را بلد بودند و از نيمه‌هاي شب فعاليتشان را شروع كرده و 20 فروند بالگرد نيز پيش بيني شده بود.

اين فرمانده ايام دفاع مقدس اظهار داشت: ما در جنگ نيز سعي مي‌كرديم شخصا اوضاع منطقه را از نزديك بررسي كنم چرا كه هواپيماهاي آواكس امريكايي و اسراييلي كه اطلاعات را در اختيار صدام مي‌گذاشتند، نداشتيم و بايد خودمان شخصا بررسي مي‌كرديم.

انصاري افزود: اين بار نيز شخصا با هلي‌كوپتر بر فراز منطقه پرواز كردم اما ديدم به لطف وحدتي كه ايجاد شده بود، كار به خوبي پيش مي‌رفت.

وي با اشاره به حضور دهها خبرنگار كاربلد خارجي در مراسم ارتحال امام(ره) تصريح كرد: قطعا آنها نيامده بودند تا اخبار مثبتي از اين تجمع ميليوني پخش كنند بلكه به دنبال ارائه گزارش از اوضاع به هم ريخته ايران بودند.

فرمانده اسبق هوانيروز گفت: بعد از نماز ديدم حال حاج احمد آقا خوب نيست بنابراين يك بالگرد براي بردن ايشان قرار دادم و خود با يك بالگرد ديگر پرواز كردم تا اوضاع را بررسي كنم. جمعيتي فوق العاده ‌اي آمده بود.

انصاري با اشاره به حضور ميليوني ملت ايران در بهمن 57 در استقبال از رهبر كبير انقلاب، خاطر نشان كرد: بايد در نظر داشته باشيم كه آن زمان ستاد استقبال از امام(ره) اوضاع را كنترل مي‌كرد اما اين بار مردم به صورت خودجوش عمل مي‌كردند.


تصویر
 

وي با ذكر مثالي افزود: گويي 100 مربي اروپايي مثل فرگوسن يا مورينيو يك تيم فوتبال را چيده بودند. حتي به نظر من نظم مردم از اين تيم‌هاي فوتبال اروپايي نيز بيشتر بود.

خلبان بالگرد حامل پيكر امام(ره) ادامه داد: وقتي اين شور و حرارت ملت را ديدم، خيالم راحت شد و از نظم و ترتيبي كه به صورت خود جوش بر مردم حاكم بود احساس آرامش كردم. اين در حاليست كه خيابان‌ها و اطراف مصلي و بهشت زهرا را ميليون‌ها نفر از مردم ايران پر كرده بودند.

انصاري اظهار داشت: من مسئوليت كار را پذيرفته بودم و ترسي نداشتم از اينكه اشتباهي صورت بگيرد و با من برخورد كنند چرا كه معتقدم اگر كسي در اين نظام خالصانه عمل كند هيچ گاه يقه او را نخواهند گرفت. من نديدم در اين نظام با كسي بي‌دليل برخورد شود مگر اينكه آن طرف مفسده مالي، اخلاقي و يا سياسي داشته باشد.

وي با بيان اينكه 20 بالگرد پيش‌بيني كرديم تا تمام خبرنگاران خارجي را سوار هلي كوپتر كنند و اين تعداد بالگرد، رقم زيادي بود، گفت: به آنها گفتم در هيچ كشوري چنين امكاناتي را در اختيار شما قرار نمي‌دهند اما اينجا جمهوري اسلامي است و آن طوري نيست كه براي شما ترسيم كرده‌اند، برويد و از هر كجا كه دلتان مي‌خواهد فليمبرداري كنيد. 
* ابتدا قرار بود پيكر امام(ره) را با تريلي به بهشت زهرا ببرند

 
فرمانده اسبق هوانيروز يادآور شد: ابتدا قرار بود پيكر امام(ره) را سوار بر يك تريلي به سمت بهشت زهرا ببرند تا در ميان مردم باشد. اما از يك طرف نيز نگران بودند تا حادثه‌اي رخ ندهد. من به آنها گفتم يك هلي‌كوپتر به عنوان پشتيبان بالاي سر ماشين قرار مي‌دهيم تا به محض اينكه اتفاقي افتاد بتواند به آن كمك كند و خودم به عنوان خلبان هلي‌كوپتر نشستم. البته يكي از استاد خلبان‌هاي هوانيروز به‌نام سروان ملكوتي را كه ترك زبان بود و يادم هست آن روز بسيار گريه مي‌كرد نيز در كنار خود نشاندم. اين سروان ملكوتي بعدا به من گفت كه همان شب يك خوابي از حضرت امام(ره) ديده ‌است اما الان يادم نيست كه موضوع خواب چه بوده و من نيز ديگر ايشان را نديدم.

انصاري ادامه داد: اوضاع تا نزديكي صالح آباد خوب بود اما در ابتداي جاده صالح آباد جمعيت بسيار زياد شد و اوضاع داشت از كنترل خارج مي‌شد. يك تريلري به عنوان فريب، ميان مردم فرستاديم و ماشين اصلي كه حامل پيكر امام(ره) بود به سمت بيابان پيچيده و ما براي تحويل پيكر فرود آمديم. 
* 40 نفر مي‌خواستند سوار هلي‌كوپتر حامل پيكر امام(ره) شوند

 
وي خاطر نشان كرد: يك مرتبه نگاه كردم و ديدم به جاي آنكه حداكثر 10 نفر به همراه تابوت سوار هلي‌كوپتر شوند، 40 نفر قصد سوار شدند داشتند كه با بدبختي تمام آنها را پيدا كرديم كه يادم هست يكي از آنها همين حاجي بخشي بود كه در جبهه نيز بسيار به رزمندگان كمك مي‌كرد.
خلبان بالگرد حامل پيكر امام(ره) افزود: به هرحال باز هم 12 نفر سوار هلي‌كوپتر شدند اما با توجه به اينكه بنزين هواپيما كم شده و بالگرد سبك شده بود، مشكلي نداشت.

انصاري ادامه داد: بالاخره از روي زمين بلند شديم يك دور در هوا زديم و ديدم همه چيز مرتب است. بچه‌هاي كميته يا سپاه (درست يادم نيست) دستان خود را حلقه زده و يك محوطه باز را براي فرود بالگرد آماده كرده بودند و اطراف آن را نيز كانتينر چيده بودند. پشت سر آنها نيز جمعيت زياد منتظر رسيدن پيكر رهبر عزيز خود بودند. 
* به محض ورود بالگرد، بچه‌هاي كميته و سپاه عنان از كف دادند

 
وي خاطر نشان كرد: به محضر اينكه بالگرد به زمين نشست، خود بچه‌هاي كميته كه مسئول برقراري نظم بودند، از فرط ناراحتي و علاقه به امام(ره)، كنترل خود را از دست داده و به سمت هلي‌كوپتر دويدند و به طبع آن جمعيت ميليوني نيز به سمت هلي‌كوپتر هجوم آورد و بالگرد مانند نگيني در وسط جمعيت قرار گرفت كه اين البته بسيار خطرناك بود.

فرمانده اسبق هوانيروز افزود: در ايام دفاع مقدس ديده بوديم كه ملخ انتهاي بالگرد سر بسياري از رزمندگان را برده بود و اين در ميان جمعيت ميليوني بسيار خطرناك بود.
انصاري تصريح كرد: بالاخره با سلام و صلوات توانستيم هلي كوپتر را خاموش كنيم و در چشم به هم زدني ديديم كه تابوت را از هلي كوپتر خارج كردند. از يك طرف تابوت امام(ره) را بردند و از طرف ديگر جوانان كه ناراحت بودند از ما سراغ پيكر امام(ره) را مي‌گرفتند.

وي ادامه داد: يادم مي‌آيد مردم متاثر، هلي كوپتر را مي‌بوسيدند و يا لباس خلبان را مي‌كندند. چند نفري هم بر پشت هلي‌كوپتر سوار شده‌ بودند و ديگر چيزي از بالگرد باقي نمانده بود.

فرمانده اسبق هوانيروز گفت: واقعا معجزه الهي بود كه اتفاق خاصي رخ نداد. شما حساب كنيد اگر يك ته سيگار به باك هلي‌كوپتر مي‌رسيد چه فاجعه‌اي رخ داده بود؟ به نظر من توانايي ما شايد 10 درصد به دادمان مي‌رسيد و ديگر كنترل از دست ما خارج شده بود اما به لطف خدا هيچ اتفاقي رخ نداد. 
* احساس مي كردم در معركه جنگ قرار دارم

 
انصاري درباره احساس خود در آن زمان مي‌گويد: من به خودم گفتم انگار كه در وسط ميان جنگ هستم و خدا بايد به ما كمك كند. خلاصه در زير هلي كوپتر آنقدر پا قرار داشت كه زير آن نرم شده بود و با بدبختي يك ساعت و نيم طول كشيد كه توانستيم از اين معركه سلامت بيرون برويم.
وي افزود: ديگر اين هلي‌كوپتر توان بازگشت نداشت و من هم مي‌ترسيدم اتفاقي رخ دهد به همين دليل نيروي هوايي را در جريان قرار داديم و آنها دو هلي‌كوپتر فرستادند و يك تابوت فلزي كه مخصوص خلبان‌ها بود.

اين فرمانده ارتش جمهوري اسلامي ايران در ايام دفاع مقدس، اظهار داشت: من در طول سابقه خود حتي در جنگ چنين وضعيتي را تجربه نكرده بودم. بعد از اين ماموريت بود كه آن هلي‌كوپتر مدت زيادي براي تعمير به آشيانه رفت. چه كسي مي‌توانست در آن موقع جلوي ملتي را كه همه جوان و متاثر براي از دست دادن رهبر و پدر خود بودند، بگيرد؟ 
* ديدار ظهيرنژاد در جماران پس از رحلت امام(ره)

 
انصاري با بيان اينكه تمامي فرماندهان و رزمندگان ارتش جمهوري اسلامي ايران، امام(ره) را از عمق وجود خود دوست داشتند، افزود: بعد از رحلت امام(ره) يك مرتبه به جماران رفتم ديدم در كنار يكي از ستون‌ها يك تيمساري ايستاده و به شدت گريه مي‌كند. دقت كه كردم ديدم تميسار ظهيرنژاد است، مي دانستم ايشان علاقه زيادي به امام(ره) داشت اما آن روز با تمام وجود اين احساس را درك كردم البته تمام فرماندهان مثل صياد شيرازي، بابايي، ستاري و ... عاشق امام (ره) بودند. 
* مردانگي امام(ره) باعث شد تا جام زهر را بنوشد

 
وي امام(ره) را يك فرمانده به تمام معنا معرفي كرد و افزود: ايشان دستورات نظامي كمي مي‌دادند ولي تمام دستورات حكيمانه بود.

انصاري افزود: وقتي امام(ره) فرمودند جنگ براي ملت ما يك نعمت است، ما مفهوم اين سخن را درك نكرديم ولي بعدها به آن پي برديم. چراكه اگر جنگ نبود چطور نسل‌هاي آينده مي‌توانستند از وجود سلحشوراني مانند بابايي، ستاري، دوران، شيرودي، كشوري و هزاران شهيد عزيز ديگر در ارتش با خبر شوند.
 
تصویر
 

فرمانده اسبق هوانيروز همچنين با ذكر خاطره اي از ايام دفاع مقدس گفت: در يكي از عمليات‌ها كه با شكست مواجه شديم، يادم هست صياد شيرازي و محسن رضايي مي‌گفتند ما رويمان نمي‌شود خدمت امام برسيم و گزارش بدهيم. وقتي امام از موضوع با خبر شدند، يك پيام ساده فرستادند كه ما براي اهداف بلندتري تلاش مي كنيم. به خدا توكل كنيد و براي عمليات‌هاي بعدي آماده شويد.

انصاري با بيان اينكه يك فرمانده خوب كسي است كه تمام مسئوليت را به گردن گرفته و نگذارد فشاري بر زيردستان او وارد شود، گفت: اين امام(ره) نبود كه بايد جام زهر را مي‌نوشيد، اما اين احساس مسئوليت، مردانگي و فرماندهي ايشان بود كه چنين اقدامي را انجام داد. 
اخرین نیوز[/quote

انصاری لایق ترین فرمانده هوانیروز بعد از انقلاب بود هم خلبان خوبی بود و هم شهامت فرماندهی را داشت هرچند میتوانست بهتر از این کار کند بها حال کارنامهء قابل قبولی از خود برجای گذاشت خلبان همراهش حبیب ملکوتی بود که با درجهء سرهنگی باز نشسته شد وساکن اصفهان میباشد.

ارسال پست

بازگشت به “حماسه و حماسه آفرينان هوانيروز”