فاجعه بزرگی به نام انفجار جمعیت!

در اين بخش مي‌توانيد در مورد تمامي مسائل متفرقه جامعه شناسي به بحث بپردازيد

مدیران انجمن: رونین, شوراي نظارت

ارسال پست
Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج شنبه 25 خرداد 1385, 2:47 pm
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4176 بار
تماس:

فاجعه بزرگی به نام انفجار جمعیت!

پست توسط ganjineh » چهار شنبه 27 آبان 1388, 8:53 pm

فاجعه بزرگی به نام انفجار جمعیتی !

گرد آورندگان:
دکتر مرتضی مشایخی
امیر هوشنگ آریان پور


تعریف کلمه جمعیت شناسی یا دموگرافی که مرکب از دو کلمه یونانی "دموس"به معنی مردم و "گرافی" به معنی نگاشتن یا شناسائی است،برای اولین بار درسال 1855 توسط آمار شناس فرانسوی بنام اشیل گیارد (Achille Guiilard )متداول گردید.

گیارد دموگرافی را به عنوان تاریخ طبیعی و اجتماعی نوع انسانی تعریف کردهاست. از نظر وی دموگرافی معرفت یا شناخت ریاضی جمعیت ها، حرکات عمومی آنهاووضع اخلاقی و جسمانی و فکری آنهاست.به موجب فرهنگ سازمان ملل، جمعیتشناسی علمی است که هدفش مطالعه جمعیت های انسانی است و از نظر کمی ابعادجمعیت ها بنیان و ساختمان، تحول و حرکات و خصائص عمومی آنها را مطالعه میکند. ولی از نظر کیفی تعریفی که زمینه جامعه شناسی ( تالیف زنده یاد دکترامیر حسین آریان پور) آورده بی مناسبت نیست:

"جمعیت شناسی علمی است که هدف آن بررسی ساختمان و حرکات جمعیت های انسانیو همچنین مطالعه روابط متقابلی است که میان پدیده های جمعیتی و عواملاقتصادی، اجتماعی و بیولوژیکی وجود دارد."

بر اساس پاره ای از فرضیات تاریخی و جمعیت شناسی، انسان در حدود یک میلیون سال قبل از میلاد مسیح ظهور کرده است. از آن تاریخ تا کنون حدود 90 میلیارد انسان متولد شده اند. با توجه به جمعیت کنونی جهان ( حدود 2/6 میلیارد)، 7 در صد کل جمعیتی است که تا کنون می زیسته اند .
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]

Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج شنبه 25 خرداد 1385, 2:47 pm
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4176 بار
تماس:

Re: فاجعه بزرگی به نام انفجار جمعیت!

پست توسط ganjineh » چهار شنبه 27 آبان 1388, 8:54 pm

مقدمه

دستیابی بر ویژگیهای یک جمعیت چون:
تعداد، تراکم، توزیع جغرافیایی، ساختار سنی، جنسی، تحرک مکانی، ترکیب و تحولات درونی آن،
در برنامه ریزیهای اقتصادی- اجتماعی از اهمیت ویژه ای برخوردار است، وسیاست گزاران و برنامه ریزان اقتصادی و اجتماعی ناگزیر از توجه به روابطمتقابل موجود میان متغیر هایی هستند که نه تنها در تحول اقتصادی و اجتماعیموثرند، بلکه سازه های بنیادی توسعه اقتصادی و اجتماعی نیز محسوب می شوند.

به طور قطع مهمترین متغیری که در برنامه ریزی به عنوان مبنای محاسبات درنظر گرفته می شود جمعیت و دگرگونیهای آن در گذشته و حال، و پیش بینیتحولاتش در آینده است
. بدین سان مشخص می گردد که آگهی بر این کمیت ها و تناسبها و تعیین دقیقحرکات و نوسانات ساختمان جمعیت و توجیه و تبین علل آنها در درون خود و دررابطه با پدیده های غیر جمعیتی جهت تنظیم و تدوین برنامه های توسعهاقتصادی و اجتماعی لازم و ضروری است.

علم جمعیت شناسی و آنچه که امروز مورد مطالعه آن می باشد سابقه زیادی نداشته و از اوایل قرن نوزدهم به صورت علمی رو به توسعه و گسترش گذاشته است.
با وجود اینکه طی سالهای اخیر کوششهایی در زمینه شناخت مسایل جمعیتی بهعمل آمده است ، لکن مطالعه همه جانبه جمعیت ایران در رابطه با عواملجغرافیایی حاکم بر آن در نواحی مختلف کشور، و متعاقب آن توجیه ناهماهنگیهای موجود بین عوامل انسانی و منابع طبیعی، به لحاظ کمبود منابع و عدموجود سرشماریهای متعدد برای دوره طولانی و مضاف بر همه چیز جوانی و نوپاییعلم جمعیت شناسی و جغرافیای جمعیت در ایران، همه و همه از مقوله ای است کهماهیتاٌ امر تحقیق را در این زمینه با مشکلاتی مواجه ساخته است.

تحقیق در این که در مقاطع مختلف زمانی جمعیت ایران چقدر بوده و چه تحولاتوتغییراتی را به خود دیده، مطلبی است که شاید هرگز نتوان به آن دست یافت.
در زمان ناصرالدین شاه قاجار به دستور میرزا حسن خان سپهسالار دستور العملجامعی برای احصائیه(سرشماری) صادر گردید، ولی به علت فوت وی نتیجه ای حاصلنگردید.
بعد از آن میرزا عبد الغفار منجم باشی و شاگردانش در تهران یک سرشماری بهعمل آوردند. همچنین به دستور علیقلی میرزا وزیر علوم ناصرالدین شاه برخیاز حکام ولایات در حدود سال 1252 شمسی اطلاعاتی در باره تعداد جمعیت شهرها فراهم آوردند ولی در حالت کلی از این اطلاعات، آمار کل کشور به دست نمیآید.

بالاخره در سال 1303 شمسی تصویب نامه ای از هیئت وزیران گذشت و موجودیتاداره احصائیه کل مملکتی را که وظیفه اش تعیین تعداد نفوس، تهیه آمارهایاجتماعی، مالی، بهئاشتی، دامداری، صید و شکار، صادرات و واردات، نرخمسکوکات، مبادلات تجاری، جرائم و محکومین، حوادث و اتفاقات بود اعلام کرد.در سال 1307 شمسی نام آن به اداره کل آمار و ثبت احوال تغییر و در همینسال شورای عالی آمار نیز تشکیل گردید.

در خرداد ماه 1318 (ش ) قانون سرشماری عمومی افراد به تصویب مجلس رسید وجهت اجرا به دولت ابلاغ گردید. طبق این قانون از اول تیر ماه 1318 تا سومشهریور 1320 فقط تعداد 32 شهر آمار گیری ولی ادامه آن به علت بروز جنگجهانی دوم ناتمام ماند و بعد از جنگ نیز دنبال نشد!

اولین سرشماری عمومی در سال 1335 شمسی انجام گرفت و جمعیت ایران را برابربا 704/954/18 نفر دانست پس از آن در سالهای 1345 و 1355 دو سرشماری دیگرانجام گرفت و جمعیت را به ترتیب 722/788/25 و 744/708/33 اعلام کردند.
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]

Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج شنبه 25 خرداد 1385, 2:47 pm
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4176 بار
تماس:

Re: فاجعه بزرگی به نام انفجار جمعیت!

پست توسط ganjineh » پنج شنبه 28 آبان 1388, 6:39 pm

روابط خانواده و برنامه های کنترل جمیعت در تمدن های باستان


در کشور باستانی ما ایران، تا سال 1335 در هیچ زمانی به موضوع اساسی وحیاتی سرشماری و اطلاع از تعداد جمعیت و میزان مرگ و میر و رشد آن ، که درحقیقت پایه و اساسی است برای تدوین برنامه های اقتصادی، کشاورزی، صنعتی،فرهنگی، نظامی و بهداشتی، توجه نشده بود . و در طول تاریخ چند هزار سالهکشورمان، برآورد جمعیت همیشه به صورت تخمین و حدسیات مسئولینی که در راسولایات و ایالات کشورمان قرار داشتند انجام گرفته است! حتی در دوران سلطنترضا شاه که ظاهراٌ ایران به سوی مدرنیزاسیون و پیشرفت گام بر می داشت،مقامات دولتی مسئول نتوانستند از سال 1307 الی سال 1320( در 13 سال) کهخاتمه سلطنت رضا شاه بود، ترتیب یک سرشماری کامل را در سطح کشور بر قرارسازند!

در حالیکه در سایر کشورهای جهان برابر مدارک موجود از زمانهای قدیم به این امر مهم توجه خاصی مبذول داشته اند! به این شرح:

تاریخچه امور جمعیتی در عهد باستان

1- در کشور مصر
سوابق تاریخی مصربه حدود چهار هزار سال قبل از میلاد می رسد. ایده های جمعیتی در خلال نظریات و یا نهادهای اجتماعی به چشم می خورد.
در این کشور از تفاوتهای جنسی یا افتراق جنسی که در غالب تمدنهای قدیم ملاحظه شده اثری نیست و سعی فراوانی در جهت کاهش تفاوت بین زنان و مردان معمول می گردیده است.
زمینه های مادر شاهی مصر موجب شده که تا حدی زنان به حقوق بیشتری نائل شوند.برای مثال جز در صورت ثبوت انحراف زن: مرد حق نداشته زن را طلاق گویدوگرنه می بایست قسمت عمده ای از مال و سرمایه خانواده را به زن بدهد.
برخی از باستان شناسان معتقدند که بعد از تسلط یونانیان بر مصر وضع زن عوضشده، حق طلاق که از حقوق مسلم زنان بود سلب و به مردان انتقال یافته است.مراقبت فرزندان به عهده پدر محول شد و در اظهار عشق و زناشوئی زن بایدپیشقدم شود. اعمال تمایلات همجنس بازی معمول و بدون عیب بوده که این امراحتمالاٌ در رفتار جمعیتی زاد و ولد موثر بوده است.

2- در سومر
امر ازدواج که یک واقعه جمعیتی است با قوانین متعددی محکم و استوار می شدهو زن و مرد در مورد اطفالشان از حق مساوی برخوردار بودند. در جامعه سومرزنان از حقوق اجتماعی نسبتاٌ فراوان برخوردار بودند ولی باز هم موقعیت زنمصری را نداشتند. قدرت اصلی خانواده ها را مردهای سومری داشته و تفوقمردان بر زنان آشکار بوده است.

3- فنیقی ها
هرودوت می گوید: فنیقی ها مهاجرینی هستند که در حدود 28 قرن قبل از میلاداز خلیج فارس به سواحل مدیترانه رفته اند. معمولاٌ وقتی فنیقی ها به بنادرو شهرهای دور افتاده می رسند اگر خود را قویتر از مردم شهر می دیدند همهاموال بومیان محلی را بزور می گرفتند و اهالی را به بردگی می بردند و اگرخود را ضعیف تر می دیدند مال التجاره خود را خالی کرده و مثل مردمان شریفسکونت گزیده به کسب و تجارت مشغول می شدند. به این ترتیب رفتار جمعیتیمهاجرتی آنان تابع قدرت مردم یک سرزمین بوده است.

4- چین
در حدود 28- 29 قرن قبل از میلاد با تمرکز جمعیت در دشت بزرگ مرکزی درهرودخانه زرد آسیا و اقدام به کشاورزی تاریخ چین آغاز می گردد. در چینعلیرغم مرگ و میر و قحطی سرعت افزایش جمعیت سریعتر از توسعه کشاورزی صورتمی گرفته است.
کنفسیوس که در حدود 6 قرن قبل از میلاد مسیح می زیسته معتقد بود که انسانباید سعادت خود را از طریق اجرای پنج اصل بدست آورد. این پنج اصل که دیدجمعیتی دارد عبارت است از: روابط بین زن و شوهر، پدر و مادر، اطفال و اولیاء ، دوستان و نزدیکان و روابط پادشاه و مردم.

در چین سازمان بردگی آن چنانکه در مصر، بین النهرین، رم و یونان قدیم وجود داشته دیده نشده است.
قدرت پدر در خانواده چشمگیر بوده و فرزند ذکود را عامل اقتصادی موثری می شمردند و حقوق زنان در چین به مراتب کمتر از زنان مصری بوده است. به طور کلی به نظر کنفسیوس بین جمعیت و محیط زیست یک نوع تعادل کیفی موجود است. حد مطلوب جمعیت نیز مورد توجه کنفسیوس بوده و در این مورد نظراتی ابراز داشته است.

روابط و تمایلات جنسی در نظر چینیان مانند گرسنگی حاجتی طبیعی است و ازدیر گاه روسپی خانه در نظر چینیان برای رفع حوائج جنسی در آن سرزمین وجودداشته است که دولت بر آن نظارت می نموده است.
تجرد برای مردان ، حتی روحانیون عملی ناپسند بوده و عشق و عاطفه در کار زناشوئی کمترین تاثیری نداشته است.

خاقانها بیشتر در گرد آوردن زنان زیبا افراط می کردندو برای محافظت حرمسراپسر بچه ها را در کوچکی خواجه می کردند و آنها را در حرمسرا به عنوانمحافظ نگه می داشتند. مرد چینی می توانست به بهانه پر گوئی زن، نازائی و غیره زن خود را طلاق گوید.

در زمان کنفسیوس پدران قدرت مطلق داشتند و می توانستند فرزندان را به عنوان غلام و کنیز بفروشند. تا پایان قرن نوزدهم میلادی در چین زنان برای ابراز وفاداری به شوهر پس از مرگ او خودکشی می کردند.

5- یونان
اسپارتها بچه های بد شکل و ناسالم را در غارها رها می کردند. اطفال از هفتسالگی در اختیار دولت قرار می گرفتند و فنون جنگی می آموختند. مرداناسپارت تا 30 سالگی در سربازخانه زندگی می کردند. زنان مجبور بودند که هرچه بیشتر فرزند ذکور بدنیا آورند.

افلاطون
افلاطون برای مدینه فاضله فرضی خود جمعیتی بین 50 تا 100 هزار نفر در نظرگرفته بود! او برای خانواده های کم فرزند پاداش در نظر گرفته و به دولتتوصیه می کند، که در موارد لازم مهاجرت اجباری را عملی سازد و به خاطرمنافع جامعه باید موالید و تعداد نفوس را کنترل کرد. به نحویکه جمعیت نهافزایش یابد و نه کاهش بلکه ثابت بماند.

در مورد سن باروری اظهار نظر کرده و سن باروری زنان از 20 تا 40 سالگی وبرای مردان از بلوغ کامل تا 55 سالگی تعیین شده است و اگر تولید نسل خارجاز این محدوده سنی صورت گیرد و افراد فرزند بیاورند، چنین کودکی محکوم به مرگ است و باید او را کشت زیرا که دولت نمی تواند تعهدی برای تغذیه آنها داشته باشد.
کودکانی که زشت به دنیا آمده اند باید جداگانه نگهداری شوند و یا باوسایلی دوره عمر آنها کوتاه گردد و در هر حال باید سعی کرد جمعیت مدینهفاضله ثابت بماند.

افلاطون در کتاب جمهوری خود می گوید: " همانطور که ثروت باید بین مردم مشترک باشد زنان و بچه ها نیز مال همه جامعه است.جامعه که مظهر آن دولت است به منظور تولید نسل و تکثیر افراد مملکت، دولتبه مردان و زنان اجازه می دهد تولید مثل کنند. در اجتماع ما نباید میان زنو مرد حائلی وجود داشته باشد مخصوصاٌ در زمینه تعلیم و تربیت دختران همانامتحان فکری را که پسران می گذرانند خواهند گذرانید و دختران مانند پسران می توانند به مقامات عالی مملکتی تائل شوند. تقسیم کار بر طبق استعدادها و قابلیت ها است نه بر طبق جنس مرد و زن."

معنی اشتراکی بودن زنان جفت گیری کورکورانه نیست بلکه به عکس باید کلیهروابط جنسی تحت مراقبت دقیق دولت در آید تا اینکه کودکان زیبا و خوب ورشید و سالم و به اندازه نیاز جامعه به وجود بیاید.
تربیت زن و مرد باید پیش از تولید نسل آغاز شود.بنابر این هیچ زن و مردی در صورت بهره مند نبودن از سلامت کامل نبایدتولید نسل را آغاز کنند. باید هر یک از زن و مرد گواهی صحت مزاج در دستداشته باشند. همچنانکه ملاحظه می شود، افلاطون به نکاتی از تنظیم خانوادهاشاره کرده . می گوید: " ازدواج بین خویشاوندان قدغن است و موجب تباهی نسل می گردد."

ارسطو
ارسطو برخلاف افلاطون به اهمیت کانون خانواده اشاره کرده است. به نظر وینسبت زن به مرد مثل نسبت بدن به روح است. زن مرد ناقصی است و جنس نر حاکمبر اوست. ارسطو بر خلاف افلاطون معتقد است که زنان نباید مثل مردان تربیتشوند. شجاعت مرد در فرماندهی و شجاعت زن در فرمانبرداری است. می گوید اگر مرد تا 37 سالگی تاخیر ازدواج داشته باشد و سپس با دختر 20 ساله ازدواج کند به صلاح است.

به نظر ارسطو اگر امور جمعیتی به اختیار افراد گذارده شود و دولت دخالتی نکند همیشه خطر افزایش بی رویه جمعیت وجود دارد، این است که قانون گزاران باید فعالانه در تنظیم امور جمعیت دخالت کنند. در بین طبقات جامعه طبقه تهی دست بیشتر به اختلال جمعیتی دامن می زند و بی نظمی اجتماعی را موجب می شوند.

به هر حال اگر رسوم جوامع اجازه کودک کشی را ندهد لازم است سقط جنین اجباری شود.فرق ارسطو و افلاطون در این است که افلاطون به لحاظ سیاسی و ارسطو به لحاظاقتصادی به ثابت بودن جمعیت اظهار علاقه می کنند. ارسطو در مواردی از سقطجنین و رها کردن کودکان در سر کوی و برزن بحث کرده می گوید: " کودکانی کهناقص زاده می شوند یعنی یکی از اعضاء بدن ندارند به حکم قانون باید از حقپرورش محروم شوند. همچنین اگر جمعیت شهری از اندازه گذشته باشد و قانونترک نوزاد را ممنوع کند باید جنین پیش از آنکه به مرحله هوشیاری زندگیبرسد سقط شود".

6- روم قدیم
در روم قدیم افزایش جمعیت مقبول جامعه بوده معتقد بودند که اولاد زیادوسیله مطمئنی برای جاودانی کردن آئین نیاکان است. با افزایش فرزندانخانواده ها، تلفات لشکریان را می توان جبران کرد. مخصوصاٌ که در زمانتشکیل امپراطوری بزرگ روم نیاز بیشتری به نیروی انسانی بوده است.

در بین سه تا دو قرن قبل از میلاد مهاجرت مردان روستائی به شهر ها رواجداشته و تظاهر بر این بود که مردان شهری رو به کاهش می باشند. هدف رومقدیم اعاده آداب و رسوم پاک گذشته بوده معتقد بودند که باید ازدواج را تشویق زنا را سرکوب و طلاق را کاهش دادو از تقلیل موالید نیز جلوگیری کرد. ازاینرو آگوست در روم قدیم قوانینیبرای منظور های فوق وضع نمود. به موجب این قوانین مجردین و ازدواج کردههای بی همسر از ارث محروم بودند. افرادیکه لا اقل سه فرزند داشتندامتیازاتی هم در زمینه ارث و مالیات داشتند .

مته لوس رومی کلیه مجردان را به ازدواج مجبور می ساخت
ژولیوس پدرانی را که فرزند بسیار داشتند پاداش می داد.
به هر حال موضوع جمعیت در غالب ممالک و ازمنه قدیم و از جمله روم موردتوجه بوده و به خصوص از لحاظ بسیج سربازان و لشکریان و گرفتن مالیات وغیره بحث فراوان شده است.
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]

Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 1051
تاریخ عضویت: یک شنبه 12 آبان 1392, 7:54 pm
سپاس‌های ارسالی: 6050 بار
سپاس‌های دریافتی: 3136 بار

Re: فاجعه بزرگی به نام انفجار جمعیت!

پست توسط Hesam - 1994 » شنبه 4 مهر 1394, 12:58 pm

 مواضع مقامات غربی درباره کاهش جمعیت
کشورهایی که جمعیت خود را کاهش ندهند، به سرنوشت ایران دچار می‌شوند/ غذا باید تبدیل به سلاح دولت‌ها علیه مردم شود/بهترین کار یک خانواده با نوزادش کُشتن اوست +سند
 
«توماس فرگوسن» مأمور «دفتر امور جمعیتی» آمریکا می‌گوید: باید جمعیت دنیا را کاهش دهیم؛ دولت‌ها یا باید به روش ما این کار را انجام بدهند و یا درگیر کثافت‌کاری‌هایی شوند که نمونه‌اش در ایران اتفاق افتاد.


گروه بین‌الملل مشرق- اسناد زیادی که بسیاری از آن‌ها متعلق به سازمان ملل متحد هستند، اثبات می‌کند که از سال‌ها پیش، یک طرح بین‌المللی برای کاهش جمعیت جهان توسط برخی از قدرت های غربی تدوین شده است. اظهارات افراد و سازمان‌های مختلف نشان می‌دهد که این نقشه، هنوز هم در دستور کار غربی‌ها قرار دارد. اساس و مبنای کاهش تعمدی جمعیت یا همان جمعیت‌زدایی، فرمولی است که خواص سیاسی در غرب، علاقه بسیاری به آن دارند. "دیالکتیک هگلی" طرز تفکری است که بر سه مرحله استوار است: مشکل، واکنش، و راه‌حل. مشکل را درست کنید، واکنش را ایجاد نمایید، و راه‌حل را ارائه دهید.

مشرق پیش‌تر گزارشی با همین موضوع با عنوان "پشت پرده طرح کاهش جمعیت در جهان از زبان سیاستمداران غربی" منتشر کرده است که می‌توانید آن را از این‌جا بخوانید. تصویر  دولت‌های غربی و به ویژه آمریکا، تغییرات جمعیتی دنیا رایکی از بزرگ‌ترین تهدیدها علیه منافع خود می‌دانند 

در این گزارش به وضوح خواهید دید که بالاترین مقامات غربی، چگونه در مسئله جمعیت جهان، مشکل را ایجاد کرده‌اند، واکنش را شکل داده‌اند و راه‌حلی مرگ‌بار را هم ارائه نموده‌اند. نکته این‌جاست که واکنش‌های مردم به این مشکلِ ساختگی، آن‌قدر گسترده بوده که موفقیت مقامات غربی در ایجاد مشکل را به هیچ عنوان نمی‌توان انکار کرد. در ادامه به اظهارنظرهایی می‌پردازیم که توسط مقامات و سازمان‌های غربی و بین‌المللی درباره مشکل جمعیت در دنیا و معضلات پیش روی آن‌ها برای تحقق اهدافشان، مطرح شده است. تصویر
سازمان ملل یکی از فعال‌ترین نهادهای بین‌المللیدر موضوع کاهش جمعیت جهان بوده است 

دیوید راکفلر بانک‌دار شناخته‌شده آمریکایی که در مجامع عمومی گفته "یادم نمی‌آید گفته باشم از تشکیل یک دولت جهانی حمایت می‌کنم"، طبق اطلاعات افشا شده، در سخنرانی خود در اجلاس بیلدربرگ سال 1991 ضمن تشکر علنی از واشنگتن‌پست، نیویورک‌تایمز، و مجله تایم به خاطر 40 سال مخفی نگه داشتن برنامه‌های سیاستمداران غربی، اعتراف می‌کند: "اگر برنامه‌های ما برای دنیا، طی این سال‌ها زیر ذره‌بین‌های قدرتمند شهرت قرار می‌گرفت، امکان پیاده کردنشان وجود نداشت. اما دنیا اکنون بسیار رشد کرده و آماده است تا به سوی "دولت جهانی" قدم بردارد.[1]" تصویر
"دیوید راکفلر" بانک‌دار شناخته‌شده آمریکایی: "دنیا اکنون رشد کرده و آماده است به سوی "دولت جهانی" قدم بردارد" 

بخشی از سیاست‌های این دولت جهانی را "توماس فرگوسن" مأمور "دفتر امور جمعیتی" آمریکا در آمریکای لاتین توضیح می‌دهد: "همه تلاش‌های ما یک بستر مشترک دارد: باید جمعیت دنیا را کاهش دهیم. دولت‌ها یا باید به روش ما این کار را انجام بدهند، از طریق روش‌های تر و تمیز، و یا درگیر کثافت‌کاری‌هایی خواهند شد مانند آن‌چه در السالوادور یا ایران یا بیروت اتفاق افتاد. جمعیت، یک مشکل سیاسی است. وقتی از کنترل خارج شود، برای کاهش آن به دولت‌های استبدادی و حتی فاشیست نیاز است. متخصصین امر به دلایل بشردوستانه نمی‌خواهند جمعیت را کم کنند، که خیلی هم آرمان قشنگی است. اما ما به منابع و محدودیت‌های محیط زیست نگاه می‌کنیم. به نیازهای استراتژیک خودمان نگاه می‌کنیم، و می‌گوییم فلان کشور باید جمعیتش را کم کند. در غیر این صورت، به مشکل بر می‌خوریم. دولت السالوادور از برنامه‌های ما برای کاهش جمعیت استفاده نکرد. به همین دلیل، حالا یک جنگ داخلی نصیبشان شده است. [2]" تصویر
"السالوادور از برنامه‌های ما برای کاهش جمعیت تبعیت نکرد و حالا یک جنگ داخلی نصیبشان شده است" 

"تئودور روزولت" رئیس‌جمهور اسبق آمریکا 3 ژانویه 1913 طی نامه‌ای به "چارلز داونپورت" از بیولوژیست‌های برجسته آمریکایی و طرفدار ایدئولوژی اصلاح نژادی انسان‌ها می‌نویسد: "من شدیداً دوست دارم که "انسان‌های نادرست" به طور کامل از زاد و ولد منع شوند. این کار باید هنگامی که ماهیت شیطانی این افراد به اندازه کافی آشکار شد، انجام شود. جنایت‌کاران و افراد کم‌عقل باید عقیم شوند تا نتوانند فرزندی از خود به جای بگذارند. باید روی زاد و ولد افراد مطلوب تمرکز کرد.[3]" تصویر
"تئودور روزولت" رئیس‌جمهور اسبق آمریکا: "دوست دارم "انسان‌های نادرست" از زاد و ولد منع شوند" 

روزولت معتقد بود: "جامعه به هیچ عنوان نباید به افراد فاسد اجازه "تکثیر نوع خود" را بدهد. هر کشاورزی که اجازه زاد و ولد به بهترین دام‌های خود نمی‌دهد و بدترین آن‌ها را تکثیر می‌کند، باید به تیمارستان فرستاده شود. یک روز ما متوجه خواهیم شد که مهم‌ترین وظیفه، و وظیفه غیرقابل‌اجتناب "شهروندان خوب از نوع مناسب" این است که خون خود را بعد از خودشان در جهان باقی بگذارند. و این‌که نباید اجازه تداوم نسل شهروندانی را بدهیم که از نوع نامناسب هستند. مشکل بزرگ تمدن این است که امکان افزایش افراد باارزش را در مقابل عناصر کم‌ارزش یا مضر در جمعیت، تأمین کند.[4]" تصویر
"چارلز داونپورت" بیولوژیست آمریکایی و طرفدار ایدئولوژی اصلاح نژادی 

"رابرت واکر" رئیس سابق شرکت "پپسی‌کو" درباره طرح تفکیک افراد باارزش (صاحب سرمایه) از افراد کم‌ارزش مثالی می‌زند: "آب هدیه طبیعت است، اما رساندن آن به مردم این‌گونه نیست. آب‌رسانی باید به گونه‌ای قیمت‌گذاری شود که مطمئن شویم می‌توانیم به این کار ادامه دهیم (یعنی افرادی از آب بهره‌مند شوند که از نظر اقتصادی توانمند هستند).[5]" تصویر
"رابرت واکر" رئیس سابق شرکت "پپسی‌کو": "آب هدیه طبیعت است، اما رساندن آن به مردم این‌گونه نیست" 

"تد ترنر" مؤسس شبکه سی‌ان‌ان معتقد است: "وضعیت ایده‌آل این است که کل جمعیت دنیا بین 250 تا 300 میلیون نفر باشد، یعنی 95 درصد از جمعیت کنونی کم شود.[6]" یکی از راه‌های افراطی برای این کاهش جمعیت را "مارگارت سانگر" بنیان‌گذار سازمان "فرزندآوری برنامه‌ریزی‌شده" که بودجه‌اش توسط خانواده راکفلر تأمین شده است، پیشنهاد می‌دهد. وی در پروپوزال "قاعده نوزادان آمریکایی" که برای تبدیل شدن به قانون در نظر گرفته شده بود، می‌نویسد: "محبت‌آمیزترین کاری که یک خانواده بزرگ می‌تواند با یکی از نوزادان خود بکند این است که او را بکُشد[7]." و نکته وحشت‌آور این‌که هیلاری کلینتون طی مناظره‌های خود پیش از انتخابات ریاست‌جمهوری سال 2008 می‌گفت الگویش مارگارت سانگر است. تصویر
"تد ترنر" مؤسس شبکه سی‌ان‌ان: "ایده‌آل این است که 95 درصد از جمعیت دنیا کم شود" 

مفهوم اصلاح نژادی در انسان‌ها رابطه مستقیمی با سیاست‌های کنترل جمعیتی دارد که مقامات غربی برای کشورهای دیگر و قشرهای خاص درون کشورهای خود تجویز می‌کنند. در این‌جا، لیست کوتاهی از مشهورترین طرفداران اصلاح نژادی آورده می‌شود: الکساندر گراهام بل، مخترع تلفن؛ جرج برنارد شاو، نمایش‌نامه‌نویس مشهور انگلیسی؛ اچ جی ولز، رمان‌نویس مشهور انگلیسی و نویسنده رمان "جنگ جهان‌ها"؛ سیدنی وب، جامعه‌شناس و اقتصاددان مشهور انگلیسی؛ مارگارت سانگر، بنیان‌گذار سازمان "فرزندآوری برنامه‌ریزی‌شده"؛ وودرو ویلسون، رئیس‌جمهور اسبق آمریکا؛ تئودور روزولت رئیس‌جمهور اسبق آمریکا، امیل زولا، رمان‌نویس و منتقد تأثیرگذار فرانسوی؛ وینستون چرچیل، نخست‌وزیر اسبق انگلیس؛ چارلز داونپورت، بیولوژیست مشهور آمریکایی. تصویر
"مارگارت سانگر" بنیان‌گذار سازمان "فرزندآوری برنامه‌ریزی‌شده": "محبت‌آمیزترین کارِ یک خانواده بزرگ با نوزادش، این است که او را بکُشد" 

آن‌چه در بالا ذکر شد، نشان می‌دهد که بسیاری از مقامات غربی به طور جدی، قصد کاهش جمعیت زمین را دارند. با این حال، ممکن است برخی بگویند که این‌ها صرفاً نظرات شخصی این افراد است و شاید در عمل، تأثیر زیادی روی دنیا نداشته باشد. در ادامه، به اسناد و مدارکی اشاره می‌شود که نشان می‌دهد، تلاش برای کاهش هدفمند جمعیت، برنامه‌ای است که در سراسر جهان تأثیرگذار بوده و هست. اگر کمی به اطراف خود دقت کنیم، می‌بینیم خیلی از این برنامه‌ها امروز هم (شاید قوی‌تر از زمان پیدایش این برنامه‌ها) پیگیری می‌شود. تصویر
"اچ جی ولز" از مشهورترین رمان‌نویسان دنیا و از طرفداران نظریه اصلاح نژادی انسان‌ها 

"مایکل کافمن" سیاستمدار آمریکایی طی جلسه 9 سپتامبر 1994 سازمان ملل با موضوع ارزیابی تنوع زیستی با نگاه به تثبیت جمعیت بشر می‌گوید: "یک تخمین معقول درباره جمعیت در دنیای صنعتی با سطح رفاهی به اندازه استاندارد زندگی در آمریکای شمالی، یک میلیارد نفر است. جمعیت دنیا باید ظرف 30 تا 50 سال به این میزان برسد. دو سوم از جمعیت جهان باید کم شود.[8]" تصویر
"مایکل کافمن" سیاستمدار آمریکایی: "دو سوم از جمعیت دنیا باید ظرف 30 تا 50 سال کم شود" 

هنری کیسینجر سال 1974 برنامه‌ای را در سر داشت که طی آن از غذا به عنوان یک سلاح استفاده می‌شد. این برنامه را در یادداشت شماره 200 در سند تحقیقات امنیت ملی سال 74 می‌توان دید. عنوان این یادداشت "پیامدهای جهانی رشد جمعیت برای امنیت و منافع خارجی آمریکا" بود. این سند، یک سال بعد یعنی در ماه نوامبر سال 1975، به عنوان سیاست رسمی "جرالد فورد" رئیس‌جمهور وقت آمریکا به تصویب رسید. این یادداشت، یک طرح مخفیانه برای کاهش رشد جمعیت در کشورهای کم‌تر توسعه‌یافته با استفاده از کنترل جمعیت و به طور ضمنی، جنگ و قحطی بود. "برنت اسکوکرافت" که تا آن زمان، جایگزین کیسینجر به عنوان مشاور امنیت ملی شده بود، مسئول اجرای این طرح شد. هم‌چنین به جورج اچ دابلیو بوش، رئیس وقت سازمان سیا و وزرای امور خارجه، خزانه‌داری، دفاع و کشاورزی دستور داده شد با اسکوکرافت همکاری کنند. تصویر
"هنری کیسینجر" وزیر خارجه اسبق آمریکا معتقد بود باید از غذا به عنوان سلاح استفاده کرد 

عوامل اصلی در تثبیت این سند از این قرار بودند: "هنری کیسینجر، ریچارد نیکسون، مارگارت سانگر، صندوق جمعیت سازمان ملل متحد، آژانس توسعه بین‌المللی آمریکا (USAID)، فدراسیون برنامه‌ریزی‌شده آمریکا، فدراسیون بین‌المللی فرزندآوری برنامه‌ریزی‌شده، باشگاه رم، یونیسف، سازمان بهداشت جهانی، بانک جهانی سازمان ملل متحد. تصویر
"ریچارد نیکسون" رئیس‌جمهور اسبق آمریکا از عوامل اصلی در برنامه استفاده از غذا به عنوان سلاح علیه مردم بود 

باید به این نکته هم اشاره کرد که آدولف هیتلر هم از غذا به عنوان سلاح استفاده می‌کرد. هیتلر غذا را "یک ابزار زیبا برای مانور و تربیت توده مردم" می‌دانست. وقتی هیتلر از این سلاح استفاده می‌کرد، چه جای تعجب است که سیاستمداران غربی امروز از این سلاح فیزیکی و روانی استفاده کنند؟ آن هم زمانی که به صراحت اعلام کرده‌اند در حال جنگ با افزایش جمعیت هستند. همان‌طور که بارها ثابت شده است، "تاریخ تکرار می‌شود." تصویر
هیتلر هم به استفاده از غذا به عنوان سلاحی علیه مردم معتقد بود 

ایران از سال 1966 به کشورهای متعهد به "کتاب غذا" (Codex Alimentarius) پیوست. این پیمان بین‌المللی تقریباً هر چیزی را که شما می‌خورید (به جز دارو) کنترل می‌کند. پیروی از دستورالعمل‌های کتاب غذا درباره ویتامین‌ها و مواد معدنی، تا ابتدای سال 2010، داوطلبانه بود، اما از ابتدای این سال، اجباری شد. سال 1994، کتاب غذا، اعلام کرد مواد مغذی، سَم هستند. با این حال، فلوراید مشکلی ندارد! چرا؟ چون مواد مغذی، زندگی سالمی را برای انسان‌ها به ارمغان می‌آورد و این کاملاً با دستور کار غرب مبنی بر جمعیت‌زدایی در تضاد است. تصویر
"ویتامین‌هایتان را ببوسید، بگذارید کنار" سازمان ملل و "کتاب غذا" برای شما برنامه‌ای دارند 

در فیلم مستند "دستورکار محرمانه" که توسط "بن استوارت" ساخته شده است، می‌شنویم: "سازمان بهداشت جهانی و سازمان غذا و کشاورزی (فائو) پیش‌بینی کرده بودند که با توجه به دستورالعمل‌های "کتاب غذا" فقط در خصوص ویتامین‌ها و مواد معدنی، وقتی این برنامه به صورت جهانی اجرا شود، منجر به مرگ دست‌کم سه میلیارد نفر خواهد شد: یک میلیارد نفر از گرسنگی و سپس دو میلیارد نفر از بیماری‌های ناشی از سوء‌تغذیه. سازمان ملل در ده‌ها گزارش مختلف، خواستار کاهش 80 درصدی جمعیت جهان شده است. تا جایی که در کنفرانس جهانی زنان (سال 1997) در پکن، رئیس برنامه غذای سازمان ملل متحد گفت: "ما از غذا به عنوان یک سلاح علیه مردم استفاده خواهیم کرد.[9]" 
تصویر
بخشی از مستند "دستورکار محرمانه" به پشت پرده تلاش‌های برای کاهش جمعیت دنیا می‌پردازد 

طبق دستورالعمل "کتاب غذا"، مواد غذایی محدود می‌شود و مصرف آب کاهش پیدا می‌کند. هم‌چنین، مواد غذایی که در دسترس مردم قرار می‌گیرد، از نوع "اصلاح ژنتیکی" خواهد بود مواد مغذی، نخواهد داشت. به علاوه، هنگامی که یک کشور عضو "کتاب غذا" می‌شود، هرگز نمی‌تواند این پیمان را ترک کند. تصویر
"کتاب غذا" مرجع "سازمان تجارت جهانی" برای قضاوت درباره ایمنی مواد غذایی است 

از سوی دیگر، آن‌چه احتمالاً مبنای کاهش جمعیت قرار می‌گیرد مفهوم "نسبت وابستگی خانوادگی" است که توسط سازمان ملل ارائه شده است. برای تعیین این نسبت، همه خانواده‌ها بررسی می‌شوند تا مشخص شود چه‌قدر تولید داشته و چه اندازه (مثلاً از منابع طبیعی) مصرف کرده است. این محاسبه از طریق قبض‌های آب، برق و غیره انجام می‌شود. باید مشخص شود که آیا شما بیش از آن‌چه تولی می‌کنید، مصرف می‌کنید؟ از این راه تشخیص می‌دهند که شما یک شهروند مولد هستید، و یا به قول هنری کیسینجر یک "خورنده بی‌مصرف." تصویر
از نظر کیسینجر، شهروندان جامعه به دو دسته"مولد" و "خورنده بی‌مصرف" تقسیم می‌شوند  
[1] "Arm Yourselves with Knowledge! Global Research vs. The New York Times"

[2] "Behold a Pale Horse"

[3] "Ignoring the Apocalypse: Why Planning to Prevent Environmental Catastrophe Goes Astray (Politics and the Environment)"

[4] "T. Roosevelt letter to C. Davenport about "degenerates reproducing"

[5] "Useless Eaters Beware: Agenda to Depopulate Earth"

[6] "The New World Order: Facts & Fiction"

[7] "Margaret Sanger"

[8] "Eugenics - Not Just a Hitler Matter"

[9] "Codex Alimentarius: Population Control Under the Guise of Consumer Protection" 
[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]

Junior Poster
Junior Poster
نمایه کاربر
پست: 141
تاریخ عضویت: یک شنبه 6 شهریور 1390, 8:58 am
سپاس‌های ارسالی: 29 بار
سپاس‌های دریافتی: 306 بار

Re: فاجعه بزرگی به نام انفجار جمعیت!

پست توسط sazan1978 » یک شنبه 5 مهر 1394, 7:41 am

بحث این حرف ها نیست . کشور های اروپایی بخاطر رشد فرهنگی مردمشان و افزایش آگاهی طی سالیان از رشد بی رویه جمعیت پرهیز کرده اند ، شما امار جمعیت کشور های پیشرفته اروپا روببینید طی یک قرن ثابت مانده است. انسان با فکر و با فرهنگ می خواهد انسان بافرهنگ و با فکر بوجود آورد ، انها بجای کمیت به کیفیت کار فکر میکند. جمعیت زیاد و بدون آموزش و تربیت صحیح بجز ایجاد آوارگی و بدبختی و بیچارگی ، چه سود دیگری دارد . باور کنيد منابع زمین محدود است و همه انسان ها اشرف مخلوقات خداوند هستند که با فکر و احساسات و آرزو به این دنیا پا می گذارند. همه شان دوست دارند در رفاه و آسودگی و امنیت باشند . آیا بدون داشتن هوای سالم ، آب و غذای کافی و در حال حاضر امنیت ، می توانند احساس خوشبختی و آزادی داشته باشند . در حال حاضر زمین های کشاورزی زمین به شدت زیر کشت هستند و هرروز فقیر تر می شوند . زمین هایی که باید نهایت دوبار در طول سال کشت شوند جندین بار به زور کود های شیمیایی کشت می شوند تا در نهایت بعد از چند سال نمکزار شوند. آب های زیر زمینی تحت فشار شدید هستند . هوا بخاطر گاز های تولید شده توسط سوخت های فسیلی هر روز آلوده تر از دیروز هستند . بی فرهنگی و درک نا صحیح از دین باعث ایجاد آدمخواران داعشی و القاعد ه ای شده است.
پس مطمئن باشید با این وضعیت بغرنج فراد مطمئنا بهتر از امروز نیست .

Novice Poster
Novice Poster
پست: 67
تاریخ عضویت: دو شنبه 11 مهر 1390, 9:22 am
سپاس‌های ارسالی: 48 بار
سپاس‌های دریافتی: 92 بار

Re: فاجعه بزرگی به نام انفجار جمعیت!

پست توسط mg100 » دو شنبه 6 مهر 1394, 8:11 pm

اقا تو رو خدا لطف کنید اراجیف سایت مشرق و سایتهای شبیه مشرق را اینجا کپی نکنید به عنوان تاپیک به خورد کاربران بدید اخه جمعیت زیاد بشه که چی ما تو تامین همین جمعیت 75 میلیونی مو ندیم بعد جمییت زیاد بشه که چی بشه مقایسه کنید سطح زندگی مردم هند با جمعیت نزدیک 2 میلیارد با مردم کشورهای اسکاندیناوی خدتون قضاوت کنید. :?

Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 4288
تاریخ عضویت: سه شنبه 23 اسفند 1384, 1:14 pm
محل اقامت: کرج پلاک 43!
سپاس‌های ارسالی: 6674 بار
سپاس‌های دریافتی: 12026 بار
تماس:

Re: فاجعه بزرگی به نام انفجار جمعیت!

پست توسط Mohammad 1985 » دو شنبه 6 مهر 1394, 11:14 pm

افزایش جمعیت بزرگترین اشتباهه برای کشور و مردم ما خوشبختانه تکثریت مردم ما آگاه شدن و چنینی حماقتی نمیکنن
به همه سياستمداران مشکوک باش.
جکسون براون

Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 4288
تاریخ عضویت: سه شنبه 23 اسفند 1384, 1:14 pm
محل اقامت: کرج پلاک 43!
سپاس‌های ارسالی: 6674 بار
سپاس‌های دریافتی: 12026 بار
تماس:

Re: فاجعه بزرگی به نام انفجار جمعیت!

پست توسط Mohammad 1985 » دو شنبه 6 مهر 1394, 11:25 pm

همین الانش در تامین همین جمعیت از همه نظر موندن ! میگن صرفه جویی کنین آب مصرف نکنین برق مصرف نکنین گاز مصرف نکنین ! تو آپارتمانهای 70 متری 12 تا بچه بیارین !!!! که بشه فاجعه دهه شصتی ها رو تکرار کرد مدارس اشباع دانشگاها اشباع بازار کار اشباع و ...
به همه سياستمداران مشکوک باش.
جکسون براون

Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 1051
تاریخ عضویت: یک شنبه 12 آبان 1392, 7:54 pm
سپاس‌های ارسالی: 6050 بار
سپاس‌های دریافتی: 3136 بار

Re: فاجعه بزرگی به نام انفجار جمعیت!

پست توسط Hesam - 1994 » سه شنبه 7 مهر 1394, 12:04 pm

سلام
قرار دادن (کپی کردن) مطالب سایت های دیگر بشرط منافات نداشتن با قوانین جمهوری اسلامی ، و با ذکر منبع صورت میگیره
ارسال مطلب الزامی بر اعتقاد کاربر به صحت پست نداره و گاه تنها بمنظور اظهار نظر سایر کاربران انجام میشه
شخصاً اطلاع چندانی برای قضاوت درمورد افزایش جمعیت کشور نداشتم و پست قبلی رو بیشتر بمنظور کمک به تکامل ، و داغ شدن تاپیک ارسال کردم
از نظرات همه شما عزیزان متشکرم
اما تا جایی که از این قضیه خبردار شدم نظر بسیاری از کارشناسان بر افزایش جمعیت تا حداقل تثبیت باروری هست


بگزارش فراخبر بتاریخ 10 دی 93 نوشته شده:کارشناسان از شرایط جمعیتی ایران نگران‌اند: افزایش فوت و طلاق کاهش ولادت و ازدواج!
محمد ناظمی اردکانی رییس سازمان ثبت احوال ایران گفته‌است که طی 10 سال گذشته در کشور سالانه یک میلیون و ۴۰۰ هزار تولد ثبت می‌‌شود و در مقابل 400هزار نفر می‌میرند. 800هزار ازدواج صورت می‌‌گیرد که 160 هزار مورد آن به طلاق منجر می‌شود.

۳۳ درصد جمعیت ایران (یک سوم) یا فرزند ندارند یا تک فرزند هستند که ۱۴ درصد خانوارها فرزند ندارند و ۱۹ درصد آنها نیز تک فرزند هستند.  گفته‌ی رئیس سازمان ثبت احوال، آمارها نشان می‌دهد که در دهه اخیر شیب ولادت و ازدواج کاهشی و شیب فوت و طلاق افزایشی بوده است. او با ابراز نگرانی از وضعیت رشد جمعیت گفته، خانوارهای ایرانی در حال کوچک شدن است، چراکه ١٤درصد از زوجین پس از ازدواج تمایل به فرزندآوری ندارند و ١٩درصد از آنها تک‌فرزند هستند، بنابراین حدود ٣٣درصد از ازدواج‌ها منجر به تک‌فرزندی یا بدون فرزندی می‌شود. 
  رشد جمعیت ایران که در دهه‌ی ۶۰ خورشیدی به حدود ۴ درصد رسیده بود بعد از برنامه‌ی کنترل جمعیت کاهش یافت و آمارها نشان می دهد که اکنون نرخ باروری به ۱.۷ درصد کاهش پیدا کرده است. 
  گفته‌ی رئیس سازمان ثبت احوال، خانواده های ایرانی «کوچک» شده و در حالی که در دهه‌ی۶۰ هر خانواده ۶ نفر عضو داشت هم‌اکنون این تعداد به ۳ نفر کاهش پیدا کرده‌است. 
 ‌حاضر جمعیت ایران ٧٨میلیون‌نفر است که با احتساب جمعیت ایرانیان مهاجر به ٨٠میلیون‌نفر می‌رسد به‌طوری‌که یک‌درصد از جمعیت جهان را جمعیت ایران تشکیل می‌دهد و در هر کیلومترمربع ٤٦نفر ساکن هستند. این در حالی است که در برخی کشورهای پرجمعیت در هر کیلومترمربع ٣٨٠نفر سکونت دارند. ٣٠درصد جمعیت در روستاها و ٧٠درصد در شهرها سکونت دارند. ٥١درصد از جمعیت کشور را مردان و ٤٩درصد آن را زنان تشکیل می‌دهند. 
  از جمعیت ایران زیر ١٥سال، ٣١درصد بین ١٥تا ٣٠سال و ٣٩درصد بین ٣٠ تا ٦٤سال هستند که این آمار نشان‌دهنده جوان بودن جمعیت فعلی ایران است که از آن به‌عنوان پنجره طلایی جمعیت نام می‌بریم. اکنون بهترین وضعیت جمعیتی را از نظر سنی دارا هستیم که می‌تواند موجب تحقق اهداف توسعه شود اما جمعیت ایران رو به میانسالی و پیری است. این آمارها منجر شد که مقام‌معظم‌رهبری در زمینه وضعیت جمعیتی هشدار دهند؛ چراکه جمعیت یک کشور بزرگ‌ترین سرمایه آن است و باعث اقتدار و امنیت‌ملی می‌شود. 
  کنترل جمعیت با شعار «دو بچه کافی است و زندگی بهتر، فرزند کمتر»، پس از پایان جنگ تحمیلی هشت ساله ایران و عراق و هم‌زمان با آغاز ریاست جمهوری اکبر هاشمی رفسنجانی در سال ۱۳۶۸ شروع شد. این برنامه پیش از انقلاب بهمن ۱۳۵۷ نیز پیگیری می‌شد اما پس از آن تا پایان جنگ ایران و عراق متوقف شده بود. توقف این برنامه به افزایش شدید جمعیت در دهه ۶۰ خورشیدی منجر شد و هشدار کار‌شناسان را در پی آورد. در طول اجرای برنامه کنترل جمعیت، وزارت بهداشت با ارائه مشاوره رایگان، توزیع کاندوم، وازکتومی و توبکتومی و روش‌های دیگر سعی در کنترل افزایش جمعیت داشت. 
  بردن سطح رفاه عمومی و خدمات اجتماعی یکی از مهمترین انگیزه های سیاست کنترل جمعیت بود. 
  دو سال پیش در مهر ماه سال ۱۳۹۱ رهبری، سیاست کنترل جمعیت را اشتباه توصیف کردند و گفتند که «یکی از خطاهایی که خود ما کردیم این بوده که تحدید نسل از اواسط دهه ۷۰ به این طرف باید متوقف می‌شد. مسئولان کشور در این باره اشتباه کردند و خود بنده هم سهیم هستم.» 
  جمعیتی مقام‌معظم‌رهبری منجر به تدوین سیاست‌های جمعیتی شد و این سیاست‌ها در مجمع‌تشخیص مصلحت نظام به‌مدت طولانی کارشناسی و اواخر اردیبهشت‌ماه سال‌جاری ابلاغ شد و امیدواریم که این سیاست‌ها به نحو احسن اجرا شود. 
 ‌های جمعیتی دارای ١٤ بند است، بند اول آن مربوط به ارتقا، پویایی و نشاط جمعیت است. ١٢بند سیاست‌های جمعیتی درباره‌ی کیفیت جمعیت مانند رفع موانع ازدواج آسان، توانمندی جمعیت و مدیریت مهاجرت و توجه به نرخ امیدبه‌زندگی است. البته نرخ امیدبه‌زندگی در ایران بالاست به‌گونه‌ای که برای مردان ٧١سال و برای زنان ٧٣سال است. بند ١٤ سیاست‌های جمعیتی در زمینه رصد پدیده جمعیت است؛ در این زمینه سازمان ثبت احوال تدابیر لازم را خواهد اندیشید و به‌صورت روزانه، ماهانه، فصلی و سالانه جمعیت کشور را رصد و تغییر و تحولات آن را به دستگاه‌های مربوطه اعلام می‌کند. 

[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید] نوشته شده:[TABLE] [TR] [TD]پیش بینی رشد جمعیت کل کشور در دوره های پنج ساله تا افق 1430 شمسی با چهارفرض باروری[/TD] [TD][/TD] [/TR] [TR] [TD]شرح[/TD] [TD]کاهش باروری (1.3 فرزند)[/TD] [TD]تثبیت باروری ( 1.8 فرزند)[/TD] [TD]افزایش تا سطح جانشینی
( 2.1 فرزند)[/TD] [TD]افزایش بالاتر از سطح جانشینی
( 2.5 فرزند)[/TD] [/TR] [TR] [TD]1390-1395[/TD] [TD]1.11[/TD] [TD]1.15[/TD] [TD]1.17[/TD] [TD]1.20[/TD] [/TR] [TR] [TD]1395-1400[/TD] [TD]0.87[/TD] [TD]0.95[/TD] [TD]1.00[/TD] [TD]1.07[/TD] [/TR] [TR] [TD]1400-1405[/TD] [TD]0.61[/TD] [TD]0.71[/TD] [TD]0.79[/TD] [TD]0.88[/TD] [/TR] [TR] [TD]1405-1410[/TD] [TD]0.42[/TD] [TD]0.55[/TD] [TD]0.65[/TD] [TD]0.76[/TD] [/TR] [TR] [TD]1410-1415[/TD] [TD]0.28[/TD] [TD]0.45[/TD] [TD]0.58[/TD] [TD]0.72[/TD] [/TR] [TR] [TD]1415-1420[/TD] [TD]0.13[/TD] [TD]0.35[/TD] [TD]0.52[/TD] [TD]0.70[/TD] [/TR] [TR] [TD]1420-1425[/TD] [TD]-0.06[/TD] [TD]0.21[/TD] [TD]0.42[/TD] [TD]0.65[/TD] [/TR] [TR] [TD]1425-1430[/TD] [TD]-0.30[/TD] [TD]0.03[/TD] [TD]0.28[/TD] [TD]0.56[/TD] [/TR] 
 
تصویر

 بهرحال علاج واقعه قبل از وقوع بايد كرد
نمیشه منتظر بود تا جمعیت پیر بشه و بعد بفکر چاره بیوفتیم
  
[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]

Captain I
Captain I
نمایه کاربر
پست: 1633
تاریخ عضویت: پنج شنبه 4 مرداد 1386, 11:53 pm
سپاس‌های ارسالی: 8086 بار
سپاس‌های دریافتی: 3724 بار

Re: فاجعه بزرگی به نام انفجار جمعیت!

پست توسط KH.I.A.2500 » چهار شنبه 8 مهر 1394, 12:43 am

سلام

کشوری مثل ایران با منابع طبیعی فراوان و وسعت زیاد، این ظرفیت را دارد که جمعیت خیلی بیشتر از صد میلیون نفر را به راحتی ساپورت کند.

فقط بحث مدیریت مهم است که اگر کشور و منابعش درست مدیریت نشوند، فرصت به تهدید تبدیل می شود.
حتی در بحث آب شیرین هم ما می توانیم این مشکل را حل کنیم، با مدیریت قوی و فرهنگ درست.

برخی دوستان هم ایران را با کشورهای کوچک اروپایی با منابع طبیعی و فضای بسیار محدود مقایسه می کنند که کار درستی نیست. نمی شود یک نسخه را برای همه کشورها پیچید.
  
*  *
*  جز ايران نباشد مرا نام ياد *   * * * *    * * *   *  که يزدان مرا زين سبب کام داد *  * *   

Junior Poster
Junior Poster
نمایه کاربر
پست: 141
تاریخ عضویت: یک شنبه 6 شهریور 1390, 8:58 am
سپاس‌های ارسالی: 29 بار
سپاس‌های دریافتی: 306 بار

Re: فاجعه بزرگی به نام انفجار جمعیت!

پست توسط sazan1978 » چهار شنبه 8 مهر 1394, 7:03 am

KH.I.A.2500 نوشته شده:سلام

کشوری مثل ایران با منابع طبیعی فراوان و وسعت زیاد، این ظرفیت را دارد که جمعیت خیلی بیشتر از صد میلیون نفر را به راحتی ساپورت کند.

فقط بحث مدیریت مهم است که اگر کشور و منابعش درست مدیریت نشوند، فرصت به تهدید تبدیل می شود.
حتی در بحث آب شیرین هم ما می توانیم این مشکل را حل کنیم، با مدیریت قوی و فرهنگ درست.

برخی دوستان هم ایران را با کشورهای کوچک اروپایی با منابع طبیعی و فضای بسیار محدود مقایسه می کنند که کار درستی نیست. نمی شود یک نسخه را برای همه کشورها پیچید.


دوست فرهیخته من ، ایران حداقل 50 درصد مساحتش بیابان و صحرا میباشد که غیر قابل سکونت است. کشورهای کوچک اروپایی حداقل 90 درصد مساحتشان برای زندگی مناسب است . در حال حاضر قسمتهای قابل سکونت ایران تقریبا اشباع شده از جمعیت است. در استانهای حاصل خیز شمالی جنگلها در حال تبدیل شدن به خانه و شهرک می باشند. در آذربایجان که مناسب برای سکونت است آنقدر منابع آب برای کشاورزی مصرف شده و می شود که دریاچه عظیم ارومیه رو به نابودی است . در یک صورت شما میتوانید افزایش جمعیت را در ایران شاهد باشید که بیابان ها آباد شوند که محال ممکن است . در حال حاضر بخاطر خشکسالی دریاچه ها و تالاب های مهم ایران مرکزی مانند گاو خونی ، هامون از بین رفته اند . روستاهای حاشیه کویر بخاطر نبود آب متروک گشته و جمعیتشان مجبور به کوچ هستند.
دوست عزیز زندگی انسان ها را نمی توان به دست اما و اگر سپرد. بجای راه رفتن بر روی ابرها ، برروی زمین سفت قدم گذاشتن و واقعیت ها را دیدن شهامت می خواهد که انشالله در همه ما وجود دارد.

Captain I
Captain I
نمایه کاربر
پست: 1633
تاریخ عضویت: پنج شنبه 4 مرداد 1386, 11:53 pm
سپاس‌های ارسالی: 8086 بار
سپاس‌های دریافتی: 3724 بار

Re: فاجعه بزرگی به نام انفجار جمعیت!

پست توسط KH.I.A.2500 » پنج شنبه 9 مهر 1394, 1:07 am

سلام

پیش از فرستادن پست قبلی، آن مواردی که توضیح دادید را هم در نظر گرفته بودم و با توجه به همه این ها عرض کردم که وسعت و منابع طبیعی کشور ما با مدیریت درست این ظرفیت را دارد که جمعیتی بیش از این را تأمین نماید.
رشد جمعیت در کشور ما مشکل ایجاد نمی کند بلکه رشد سریع و انفجارگونه جمعیت مشکل ایجاد می کند. همان مثالی که در مورد دهه شصتی ها زدند درست است.

می دانید که کشور ژاپن بسیار زلزله خیز است ولی زلزله ها برای آن ها دیگر مشکلی ایجاد نمی کنند چون ژاپنی ها به جای این که روی زمین سفت گیر کنند و همه چیز را به قضا و قدر نسبت دهند، پرواز روی ابرها را به واقعیت تبدیل کردند. این بیشتر به طرز تفکر آدم ها مربوط می شود.
  
*  *
*  جز ايران نباشد مرا نام ياد *   * * * *    * * *   *  که يزدان مرا زين سبب کام داد *  * *   

ارسال پست

بازگشت به “متفرقه جامعه شناسي”