سخني در مورد استكبار و مستكبر و متكبر

در اين بخش ميتوانيد درباره موضوعاتي كه در انجمن براي آنها بخشي وجود ندارد به بحث و گفتگو بپردازيد

مدیران انجمن: Shahbaz, MASTER, رونین, شوراي نظارت

ارسال پست
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 1509
تاریخ عضویت: پنج شنبه 4 شهریور 1389, 9:14 pm
سپاس‌های ارسالی: 2985 بار
سپاس‌های دریافتی: 5485 بار

سخني در مورد استكبار و مستكبر و متكبر

پست توسط shafagh » چهار شنبه 4 اردیبهشت 1398, 5:08 pm

استكبار يعني طلب علو و بزرگي كردن است و مستكبر كسي است كه بزرگي و علو مي طلبد تا بر ديگران برتري يابد و نهايتا متكبر فردي است كه خود را بزرگ و ديگران را كوچك مي شمارد. 

حال استكبار و فرد مستكبر و متكبر داراي درجات مختلفي مي باشند كه از كم شروع ميشود تا زياد. انگيزه هاي استكبار متعدد هستند كه شاخص ترين انها قدرت و ثروت و نژاد و نسب مي باشند.

معمولا بعض افراد زورمند كه يا خودشان زور و قدرتي دارند يا عده و نفراتي دارند كه به انها قدرت مي بخشد مستكبر شده، ديگران را حقير مي بينند و سعي مي كنند بر انها توفق و برتري يافته و حتي حكومت كنند.

بعض افراد ثروتمند هم به اين درد مبتلا مي شوند و فكر ميكنند آقاي ديگران هستند و انها بايد او را تكريم و تعظيم كرده و در خدمت او باشند. يعني اين ها افراد مادون خود را در قالب خدمتكار مي بينند.

گاهي استكبار ناشي از حب نژاد يا بعبارتي افتخار به پدران و نياكان و نسب است انهم در حاليكه گاه اصلا فضائل و كمالاتي در انها نبوده است.

گاهي هم استكبار ناشي از مجموعه اي از اين عوامل و انگيزه هاست كه فرد هم ثروت دارد هم قدرت و هم نژاد خود را ير ساير نژادها و قوميت ها برتري ميدهد كه نمونه ان در عصر قديم فرعون و سران كفار عرب و در عصر جديد امريكا اسراييل و شاهان سعودي و امثال انهاست.  

گاهي درجه استكبار بحدي ميرسد كه حتي از برترجويي از ساير انسان ها نيز فراتر رفته و تبديل مكابره با خداوند مي شود كه باز هم نمونه انها فراعنه و در دنياي امروز هم امريكاست. اين ها بجايي ميرسند كه همه چيزها را در قبضه قدرت و ثروت خود مي بينند و همه كس را عبد و بنده خود و اساسا وجود خداوند و خالق خود را منكر مي شوند كه البته چنين عقايدي توهم است.

حال مشهودي كه در افراد مستكبر و متكبر ديده مي شود انكه حاضر به اداي احترام به ديگران نيستند و منطق انساني براي پذيرفتن حرف حق ديگران را هم ندارند و با شنيدن ان سخنان تمسخر كرده يا به خشم مي ايند.

نوع ديگري از استكبار كه امروزه بيشتر ديده مي شود و شايد در زمان قديم هم كمابيش وجود داشته استكبار علمي و انديشمندي و يا بعبارت امروزي سكولاريسم است. فلان فرد خود را داراي تحصيلات بالا و انديشه سكولاريسمي ميداند و اگر مثلا يك فردي از طبقه تحصيلي پايين تر حرفي و منطقي را ارائه دهد بجاي توجه به اصل سخن و منطق به ان فرد بي اعتنايي و تكبر مي كند. اينگونه افراد عبارات و اصطلاحات و فرهنگ و شيوه هايي براي خود معين كرده اند كه هر سخني خارج از انها پوچ و بيهوده و بي ارزش تلقي مي شود (البته منظورم اصطلاحات و مسائل علمي نيست كه گاه بعض افراد بي اطلاع نمي توانند در انها چندان بحثي داشته باشند ).

حضرت علي (ع) ميفرمايند:" كسي تكبر ننمود مگر انگه ضعفي را در خود مشاهده كرد"

و در يك شعر گفته شده (خود شعر يادم نيست و فقط توضيح ان را مي نويسم) درختي كه خيلي ميوه دارد سر به زير و افتاده است تا ميوه هاي ان را بچينند و درختي كه بي بار است رو به بالا ميرود.

در شعر ديگري اين مضمون است كه مرواريد كه با ارزش و سنگين است روي زمين درياست و كف كه سبك و بي بهاست بر تارك درياست

همچنين امير مومنان علي (ع) در سخني ديگر ميفرمايند:" اگر تكبر زيبنده بشر بود ما خاندان اهل بيت  به تكبر از همه سزاوارتر بوديم " (بدليل علم و فضائل و كمالات غير قابل قياس و قرب الهي) اما مي بينيم كه پيامبر اسلام و اهل بيت او در مقابل خداوند متعال و بندگان او تواضع و بندگي اشان از همه بيشتر بود كه در كتب تاريخ اسلام توصيف احوال و اخلاق كريمه ايشان هست.

تواضع نقطه مقابل تكبر است كه به معناي افتادگي و پايين قرار دادن خود نسبت به ديگر برادران ديني است. البته حتما لازم نيست در همه جا انسان خيلي تظاهر به تواضع كند اما همينكه قلبا متواضع باشد و اعمالش منتج از ان تواضع باشد خوب است. اما توجه داشته باشيد كه تواضع منافاتي با شجاعت ندارد مثلا در انحال كه حضرت علي (ع) را اسدلله يعني شير ميدان هاي جنگ مي خواندند ايشان همانند پيامبر اسلام (ص) و ديگر امامان (ع) همانند ايشان در تواضع بزرگترين الگوي بشر بودند.

البته انطور كه من در بعض روايات ديده ام انسان مومن نبايد ذلت پذير باشد و گفته شده در مقابل كسي كه به شما تكبر مي ورزد تكبر كنيد.

بهر حال اينكه گفته شده مومن حالت استضعاف دارد و نه حالت استكبار معنايش اين نيست كه مومن خود را به ضعف و ناتواني بزند تا مثلا بنده خوبي باشد معنا انست كه مومن اهل علو و تكبر و تفاخر نيست و در عين انكه همه توانايي ها را در خودش براي خدا تقويت مي كند در همان حال ديگر بندگان خدا را بهتر از خود شمرده و در پيشگاه خداوند متعال انها را مقدم بر خود مي دارد و مال و قدرت و علم و قوم و نژاد را عوامل برتري نمي داند بلكه تقوي و عمل صالح را مايه تقرب به خداوند دانسته و فضل و كمالات را در رضاي او بر مي شمرد.

در پايان از خداوند متعال جل جلاله مسئلت دارم همانطور كه اين بنده با اين اطلاعات ناچيز و قلم الكن اين مقاله را نوشتم مرا در زمره افراد مومن و صالح قرار داده ومورد رحمت و رضاي خود قرار دهد، الهي آمين


 

ارسال پست

بازگشت به “ساير گفتگوها”