در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه‌ي مباحث مرتبط با تاريخ جهان به بحث بپردازيد
Captain II

Captain II



نماد کاربر
پست ها

1117

تشکر کرده: 12 مرتبه
تشکر شده: 23 مرتبه
تاريخ عضويت

پنج شنبه 3 آبان 1386 15:56

محل سکونت

ايران....از خزر تا خليج هميشه فارس

آرشيو سپاس: 1294 مرتبه در 446 پست

عمليات نمرود توسط سياه پوشان SAS

توسط big-man » چهارشنبه 7 آذر 1386 20:49

سردسته تروریستها گوشی را گذاشت.محاصره ساختمان سفارت ایران در لندن پایان یافته بود. دولت انگلستان با درخواست های وی موافقت کرده بود: وی و گروهش باید تا فرودگاه هیترو و به داخل یک هواپیمای مسافربری اسکورت میشدند تا به هر نقطه ای که می خواهند پرواز کنند. در همین لحظه صدای شکسته شدن یک شیشه آمد. یکی از تروریستها رفت تا ببیند چه خبر شده که ناگهان صدای تیراندازی بلند شد. گلوله های 9 میلیمتری مسلسل دستی هکلر و کخ MP5 سک فرد سیاه پوش بدن وی را سوراخ کرده بود.
شروع ماجرا
در بهار 1980، شش فرد عرب سفارت ایران در لندن را به اشغال خود درآوردند. این افراد خواستار استقلال استان خوزستان بودند و ادعا می کردند که دولت جمهوری اسلامی ایران با هموطنان آنها در این استان بدرفتاری می کند. در میان گروگانان چهار نفر انگلیسی نیز حضور داشتند : سک نفر که داخل سفارت کار میکرد، دو گزارشگر BBC  که برای دریافت ویزا جهت بازدید از ایران به داخل سفارت رفته بودن و "ترور لاک" یکی از اعضا پلیس دیپلماتیک. در جریان محاصره سفارت 5 نفر از گروگانها آزاد شدند. ولی 20 نفر دیگر از روز 20 مه در داخل سفارت زندانی شدند. روز بعد ،16 مرد و 4 زن همچنان در داخل سفارت زندانی بودند تا این که صبر تروریستها سر آمد.
قتل یک از گروگانها
تروریستها که از سیاست اتلاف وقت انگلستان عصبانی شده بودند، در ساعت 30/1 دقیقه بعد از ظهر یکی از اعضای سفارت ایران را به شهادت رسانده و پیکر وی را به بیرون از سفارتخانه انددتختند تا بحران شدیدتر شود. آنها اعلام کردند که تا زمان توجه به  درخواستهایشان، هر 45دقیقه یکی از گروگانها را خواهند کشت. پس از بررسی ها تصمیم بر این شد که گروههای SAS  وارد عمل شوند.
با وجو استفاده ار تحهیزاجت شناسایی که از طریق دیوارهای ساختمان مجاور به داخل سفارت فرستاده شد ه هیچ ونه اطلاعاتی در مورد اینکه  گروگانها و تروریستها در کدام قسمت از ساختمان واقع شده انئد، حاصل نشد. برخی از تروریستها تفنگهیشان را به سوی گروگانها نشانه رفته بودند. بنابراین نیروهای SAS باید با سرعت زیادی عمل میکردند تا تروریستها فررصت شلیک کردن را نیابند.
شعار همیشگی نیروهای SAS این است: ((هرکس جرئت بیشتری داشته باشد ، برنده است.))
دو گروه وارد عمل می شوند
حمله اصلی از پشت بام سفارت خانه آغاز شد. همانجایی که در روز نخست گروگانگیری ، سربازان SAS مورد بررسی قرار داده و به این نتیجه رسیده بودند که می توان از آنجا پایین رفت و از طریق زمینی و پنجره های طبقه اول وارد سفارتخانه شد. باید همزمان یک گروهدیگر از بالکن جلویی ساختمان همسایه وارد سفارت شده و با شکستن پنجره وارد طبقه اول می شد. این گروه سپس در اتاقهای طبقه دوم به هم می رسیدند، جایی که گمان میرفت بیشتر گروگانها نگهداری می شوند.
پنجره هایی که SAS قصد داشت از طریق آنها وارد سفارت شود، زره پوش شده بودند تا از حمله به سفارت جلویری شود! در عرض چند ساعت عملیات محاصره آغاز شد. تمامی اعضا نقشه ها را چند با ر مطالعه کرده بودند ، تا ملکه ذهنشان شود و با نگاه کردن به عکسها چهره ی گروگانها را به خاطر سپردند تا در صورت مواجه با افراد تشخیص دهدن که تروریست هستند یا گروگان.
تاخیر زمانی
ماموریتهای نظامی به ندرت طبق برنامه از پیش تعیین شده پیش میروند و این عملیات نیز از قاعده یاد شده مستثنی نبود. نخستین تاخیر زمانی در هنگام پایین رفتن از لوله های بخاری ایجاد شد که که پوتین یکی از سربازان روی شیشه طبقه ی سوم افتاد و باعث شد سردسته گروانگیران تلفن را قطع کرده و به افرادش دستور بازرسی محل را بدهد. وی سلاح خودکار کمری والتر P.38 داشت، اما از قدرت سلاحهایی که به سمت وی نشانه رفته بودند ، اطلاعی نداشت. چند لحظه بعد صدای انفجار نارنجکهای دودزا و گازها اشک آور سکوت محیط را شکست. یکی از گروگانگیران به سرعت به داخل سفارت بازگشت و دید که سربازان SAS در حال پایین آمدن با طناب هستند.اما به محض اینکه به سمت آنها نشانه رفت ، با ضربه ترور لاک به زمین افتاد. وی در حال حرکت به سوی اساحه اش بود که با شلیک اسلحه MP5 توسط گروههای SAS از پای در آمد.
مرگ تروریستی دیگر
گروههای موردنظر با کمک ترور لاک در محل مورد نظر پایین آمدند و همزمان نخستین گروه نیز به پشت باغ و زیر پنجره رسیدند.آنها در حال حرکت به سمت پله ها بودند که متوجه یکی از تروریستها شدند که کمین کرده بود و با شلیک MP5 های خود وی را کشتند و به طبقات بالایی رفتند. آنها در یکی از اتاقها با سردسته تروریستها روبه رو شدند، دو خشاب را در بدن وی خالی کردند.
اما یکی از سربازان     SASنیز با مشکل روبه رو شد. وی پیش از عملیات متوجه شد که طناب کافی به همراه ندارد، بنابراین مجبور شد طنابهای متفائتی را به کار گیرد که از استحکام کافی برخوردار نبودند. اما وقتی در حال پایین آمدن بود همان طناب برایش مشکل ساز شد و باعث گردید در فاصله ای از هدف خود معلق بماند. در همین لحظه نارنجکهای دودزا و گازهای اشک آور به داخل ساختمان پرتاب شد تا کار تروریستها مشکلتر شود. سرباز در میان دود همچنان معلق بود تا اینکه فرد دیگری که روی بام بود طناب را برید و وی به داخل باغ افتاد تا خود را بالا کشیه و وارد ساختمان شود.
در طبقه دوم تروریستها فهمیه بودند که چه اتنفاقی افتاده است. بنابراین تصمیم گرفتند به بلوف خود عمل کنند. آنها به روی مردانی که در آن طبقه زندانی شده بودند ، آتش گشودند و یکی از خبرنگاران به اسارت در آمده از ناحیه صورت و پا زخمی شد اما از مرگ نجات یافت. دربان سفارت نیز بسیار خوش شانس بود زیرا سکه 50 پنی که در جیب شلوار وی وجود داشت ، یک گلوله را منحرف کرد. اما وی با پرتاب نارنجکهای دودزای نیروهای SAS زمین خورد و از ناحیه ی قفسه سینه آسیب جزئی دید. برخی از تروریستها با هدف فریب نیروهای SAS اسلحه ها را بیرون انداخته و خود را به جای گروگانها جا زدند. اما دقایقی بعد نیروهای SAS وارد اتاق شده و آنها را شناسایی کردند.
بازرسی دوباره
تنها یک تروریسj جان سالم به دربرد، وی که برای محافظت گروگانهای زن گماشته شده بود، سلاح خود را زمین انداخت و همراه گروگانها به خارج از باغ حرکت کرد. غیر از لاک بقیه کسانی که باغ خارج می شدند به دقت مورد بررسی دوباره قرار می گرفتند تا اینکه بلاخره تروریست پنهان شده نیز پیدا شد.در عرض 10 دقیقه تمامی گروگانها به غیر از یک نفر، سالم از مهلکه بیرون آمدند.    
دستاوردی که مرهون سرعت خیره کننده و کارایی نیروهای SAS بود.....
شاهد عینی
((من به در تکیه دادم. پنجره ها کاملا پوشانده شده بودند. اما میتوانستم یک پرتو نور را ببینم. از لای پرده کرکره به بیرون نگاه کردم. در سمت راست یک نفر با لباس قورباغه ای شکل و پوشش کاملا سیاه رن دیدم.  او به من گفت: ((برو پایین، برو پایین)) من روی کف اتاق خوابیدم.او پنجره را شکست و شی را به داخل انداخت و به دنبال آن چند شی دیگر نیز به داخل پرتاب شدند. من فریاد زد: (( بیایید پایین پسرها! آنها را بکشید.))
هریس برای فرار از دود گاز به پالکن پرید و صدایی از پایین شنید: ((هریس هریس، بخواب لعنتی))  وقتی خوب نگاه کرد مردی را با اسلحه پشت دیوار دید. هریس از طریق یم بالکن دیگر از مهلکه خارج شد. وی د رخاطرات خود میگوید: ((من در یک زنجیره ی انسانی دست به دست میشدم ، تا به بیرون ساختمان رسیدم ، اما ما با طناب بسته شده بودیم و به ما میگفتند کلامی حرف نزنیم. من فکر میکردم ممکن است سربازان گروگانها را نشناسند. آنها در حال بازرسی یکی از افراد بوند که فریاد زدم: ((شک نکنید، او یک تروریست است.)) و آنها به سرعت وی را دستگیر کردند.
من در ابتدا نمیدانستم چه اتفاقی دارد میی افتد و اصلا اطلاع نداشتم که آنها نیروهای SAS هستند . دوست داشتم که به نزد آنها بروم و بگویم از اینکه جان ما را نجات دادید متشکریم! خدا میداند اگر شما نمی آمدید ، داخل سفارت چه اتفاقی می افتاد.
مجله جنگ افزار
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 


 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
5 مه 1980، سیاه پوشان SAS مقابل دوربین های تلویزیون وارد سفارت ایران در لندن می شوند. آنان می رفتند که با یک  عملیات موفقیت آمیز تبحر خود را در نجات گروگانها به جهانیان ثابت کنند....
عکس پایین:  یکی از سربازان پلیس که نیروهای SAS را پوشش می دادند، به خبرنگار BBC  سیم هریس ،کمک می کند که از فضای پر از دود داخل ساختمان بگریزد.



 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
در یک ساختمان پر از دود و شعله دیگر فرصتی برای چک کردن اینکه افراد تروریسم هستند یا گروگان وجود ندارد، بنابراین تمامی افراد ابتدا به بیرون از ساختمان منتقل خواهند شد و روی زمین خوابانیده خواهند شد تا هویت آنها مشخص شود.
خدایا ...!

نیازی به زمین لرزه نیست ...!

کاخِ آرزوهای این مردم به تلنگری هم فرو میریخت ...!!!

Junior Poster

Junior Poster



نماد کاربر
پست ها

188

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

شنبه 10 شهریور 1386 20:00

آرشيو سپاس: 14 مرتبه در 11 پست

توسط maryam-paizi » چهارشنبه 21 آذر 1386 16:12

SAS : مخفف special air service  ( نيرو هاي مخصوص هوايي) کماندو هايي انگليسي هستند. :-(
اي شهر بخواب که اين ديوانه مرده است!

Major I

Major I



no avatar
پست ها

430

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 14 اردیبهشت 1386 10:30

آرشيو سپاس: 17 مرتبه در 12 پست

توسط machkol » جمعه 28 دی 1386 11:13

توي call of duty  4 هم بودند.
غیر ممکن است که در نهایت آنچیزی نشویم که مردم فکر می کنند هستیم.
ژولیوس سزار


 


  • موضوعات مشابه
    پاسخ ها
    بازديدها
    آخرين پست

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 4 مهمان