درباره تورات

در اين بخش مي‌توانيد در مورد تمامي مسائل مرتبط با کتاب و فرهنگ مطالعه به بحث بپردازيد

مدیران انجمن: رونین, شوراي نظارت

ارسال پست
Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج شنبه 25 خرداد 1385, 2:47 pm
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4175 بار
تماس:

درباره تورات

پست توسط ganjineh » جمعه 28 مهر 1385, 4:54 pm

تَورات (در گویش فارسی کنونی مردم ایران towrât، به عبری: תּוֹרָה)؛ نامی است عبری که به نسک دینی مقدس یهود گفته می‌شود. تورات در درازای زمان نگاشته شده است.

تعریف
تورات واژه ای است قدیمی در زبان عبری و معنای آن فرمان است. تورات کتاب مقدس یهودیان است که تاریخ و شریعت و عقاید آنها را در برمی‌گیرد. مسیحیان به آنچه که در تورات آمده ایمان آوردند و آن را به سفرهای عهد جدید اضافه کردند (انجیلهای چهارگونه و نامه نگاریهای و سیرت رسولان) ولی بعضی از آنها به همه تورات ایمان نیاوردند و با یهودیان در سه مورد مخالفت کردند. نخست : همه اسفار آن را قبول نکردند. به ویژه پروتستانها که هفت سفر را که از نظر یهودیان اسکندریه در دوره رومیان و پس از آن مورد قبول بود، در زمانی که عهد جدید را نسخ می کردند، رد نمودند. این اسفار عبارتند از : طوبیا، یهودیت، حکمت، یشوع، فرزند سیراخ، پیشگویی باروک، و مکابیهای اول و دوم، اینها همان سفرهایی هستندکه یهودیان فلسطین نیز در همان زمان قبول نداشتند: دوم: در نام گذاری برخی سفرها بود و بنابراین نام این سفرها نزد پروتستانها، لاویها و صموئیل اول و دوم و پادشاهان اول و دوم شد، و نزد کاتولیکها: به ترتیب اخبار پادشاهان اول و دوم و سوم و چهارم شد. سوم: اضافه کردن «کلمه پیشگویی» در سفرهای انبیا در نسخه کاتولیکها ، بود. درمنابع گفته شده است که قدیمی ترین قرائت تورات به زبان عبری در سال 444ق.م روی داد. در آن زمان، پیامبر عزرا، یهودیان را به شنیدن قسمتی از آن دعوت کرد و پس از پایان یافتن آن، کسانی که در آن جا گرد آمده بودند، قسم یاد کردند که از آنها اطاعت کنند و آنها را دستورات دنیا و دین خود قرار دهند. در زمان بطلمیوس ویلادلفوس (242-285ق.م) پادشاه مصر، یهودیان اسکندریه شکایت بردند که از فهم سفرهای تورات به زبان عبری عاجز هستند. بطلمیوس، هفتاد و دو تن از فقهای یهود را در بیت المقدس موظف کرد که سفرهای تورات را گردآورند و آنها را از زبان عبری به زبان آرامی یا یونانی ترجمه کنند. این ترجمه را سپتاگونی Septuagintیا هفتادین نامیدند. در آغاز قرن دوم میلادی. تورات به زبان سریانی، و در قرن سوم، به قبطی و سپس به زبان حبشی و پس از آن به زبان لاتین و عربی (188م) و سایر زبانها ترجمه شد.

تورات يعني تعليم و بشارت ، كتابي است آسماني كه بر پيامبر عظيم الشان حضرت موسي عليه السلام نازل شده است .
ولي يهوديان ، اين كتاب را تحريف كرده و خرافات و افسانه هاي زيادي درآن جاي دادند ، بطوري كه امروز به صورت يك كتاب مضحك و عجيبي در آمده است .
نويسندگان تورات ، اشخاص مجهول الهويه و گمنامي هستند كه قرآن درباره آنها مي فرمايد : ォ پس واي بر كساني كه از پيش خود چيزي نوشته و به خداي متعال نسبت دهند تا به بهاي اندك و متاع ناچيز دنيا بفروشند ، واي بر آنها از آن نوشته ها و آنچه از آن بدست آرند.(بقره 78)
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]

Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج شنبه 25 خرداد 1385, 2:47 pm
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4175 بار
تماس:

پست توسط ganjineh » جمعه 28 مهر 1385, 4:55 pm

جمع آوری

سفرهای تورات چه در شکل پروتستانی یا کاتولیک آن یکباره جمع آوری نشد بلکه در چند مرحله انجام گرفت. گرچه سفرهای انبیا (اشعیا ـ ارمیاـ حزپیال ـ دانیال ـ عاموس ـ هوشع ـ عوبدیاـ یونان ـ میخا ـ ناحوم ـ حبقوق ـ صفینا ـ حجّی ـ زکریا ـ ملافی) قدیمیترین سفرها شناخته شده اند اما تاریخ نویسان معتقدند که سفرهای پنج گانه نخستین (تکوین ـ خروج ـ للاویین ـ عدر ـ تثنیه) که «پنتاتوک» (Pentateaque) نامیده می شود تنها در دوران اسارت در بابل (538-586 ق.م) به صورت نهایی خود درآمدند. و در دو قرن بعد نیز اصلاحاتی بر آنها وارد شد. آنان همچنین اعتقاد دارندکه به احتمال زیاد سفر دانیال و بعضی از مزامیر در دوران حکومت سلوکیها بر فلسطین و مشخصاً در فاصله سالهای (165-168) ق.م تدوین شده باشد علی رغم آن که بخش بزرگی از عهد قدیم شکل شناخته شده خود را در فاصله دوران عزرا و حمله رومیها به منطقه (حدود سال 64 ق.م) پیدا کرد، اما تکمیل آن تا زمان مجمع یامینا در سال 90 میلادی به درازا کشید. این مجمع پس از مذاکرات مفصل، بیشتر سفرهای شناخته شده امروزی را به رسمیت شناخت. در این سفرها اشاره هایی گذرایی به سفرهای گمشده وجود دارد. از جمله سفر احبار شمعیا ـ و سفر یاشر و سفر امور سلیمان و سفر شریعت الله و سفر تورات موسی و سفر کلام ناثان پیغمبر و سفر احبار روزگار شاه داوود و سفر احبار روزگار پادشاهان یهودا و سفر پادشاهان اسرائیل را میتوان نام برد. سفرهای اخیر به دو مساله اشاره دارد. نخست آنکه هر یک از پادشاهان یهودا و اسرائیل سفری مخصوص خود داشته اند، دوم آنکه سفرها در زمانی نزدیک به زمان حوادث آنها، تدوین می شده و به سبکی که نویسنده می خواسته است در می آمدند. از آنجا که روایتهای اسفار به طور شفاهی نقل می شده اند بیشتر مورّخان احتمال می دهند که در یک نسل یا بیشتر همان اتفاقی که برای تمامی شنیدنیهای شفاهی روی می دهد، برای آنها نیز اتفاق افتاده باشد. ریشه بسیاری از تناقصها که قابل قبول نیست نیز در همین مساله است، و تاکید بیش از حد برخی مسایل دیگر درباره حقیقت داشتن آن مطالب، ایجاد شک و شبهه کرده است، به همین علت بسیاری از مورّخان عقیده دارند که تورات امروزی همان تورات اصلی نیست یا به احتمال زیاد همان است با تغییرات کم یا بسیار. بررسی تاریخ تورات این مطلب را به اثبات می رساند. در منابع مقدس آمده است که موسی پس از آن که دستورات خداوند را در سینا دریافت نمود آنها را تدوین کرد و به «ملاویها» سپرد تا آنها را در تابوت عهد در «شیلوه» نگهداری کنند. او از آنها خواست که پس از گذشت هفت سال، در جشن «مظال» آنها را در برابر همه بنی اسرائیل بخوانند. خلیفه وی یشوع، دستور وی را اجرا کرد و تنها نسخه تورات را نگهداری نمود. در مدت جنگ با فلسطینیها، یهودیان تورات را برای نگهداری آن و تبرک جستن از آن در تابوت عهد به همراه خود می بردند. در پی جنگ، فلسطینی بر تابوت و تورات دست یافتند و به مدت هفت ماه آن را نزد خود نگه داشتند در این مدت هیچ یادی از تورات نشد، سپس اخبار دلالت دارد که یهودیان تابوت را بازیافتند ولی بار دیگر در زمان محاصره بیت المقدس توسط نبوکد نصر فرمانده بابلی (186-588ق.م) تورات مفقود شد. هفتاد سال پس از خرابی بیت المقدس، شخصی به نام عزرا پیدا شد که مدعی بود سفرهای مورد علاقه یهودیان را یافته است. برخی از تاریخ نویسان معتقدند که عزرا (که یک یهودی متعصب بود) از احبار یهود، پس از بازگشت شان از اسارت در بابل، برخی کتابها و روایتهای مقدس را که شنیده بود جمع آوری کرد و اولین نسخه مدرن تورات را از آنها تهیه کرد. او اسناد را به سه دست یا سخن تقسیم کرد: قانون ـ پیغامبران ـ و توبه نامه های مقدس.
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]

Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج شنبه 25 خرداد 1385, 2:47 pm
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4175 بار
تماس:

پست توسط ganjineh » جمعه 28 مهر 1385, 4:56 pm

اسفار تورات

بخش اول از سفرهای تکوین و خروج و ملاویها و عدد و تثنیه تشکیل می شود. بخش دوم از سفرهای یشوع و قضاوت بار اعوث و پادشاهان و صموئیل و اشعیا و ارمیا و مرثیه ها و حزقیال و دانیال و دوازده پیغمبر دیگر و ایوب و عزرا و نحمیا و استیل تشکیل می شود. بخش سوم شامل سفرهای مزامیر و امثال و سرودها و جامعه می شود. باستان شناسان چندین نسخه از تورات یا سفرهای آن را که در دورانهای مختلفی تدوین شده بودند یافته اند. جدیدترین نسخه ای را که به دست آمده است، مجموعه سفرهایی است که در سال 1951 در منطقه بیت لحم پیدا شد. اندکی پیش از آن (سال 1947) در یک غاز در ویرانه قمران در شمال غربی بحر المیت مجموعه دیگری از اسناد خطی به زبان عبری کشف شد که احتمال می رود در دوره هلنیستی تدوین شده باشد. این مجموعه شامل متنی از سفر اشعیا و قمستهای پراکنده ای از سفرهای دیگر می باشد. برخلاف مسلمانان، که دست به ترکیت قرآن، کتاب آسمانی خود نزدند، یهودیان چندین بار موضوعات کتاب آسمانی خود را تغییر داده و گاهی خلاف آنچه را که خداوند فرموده، در آن نوشته اند و به قدری در تحریف تورات افراط کردند که خداوند خطاب به آنان می فرماید: «وای بر حال آن کسانی که کتاب را به دست خود نوشته و آن را نازل شده و از طرف خدای می گویند. وای بر آن دستهایی که آن را نوشته و وای بر آنچه که اینها به دست می آورند.» فویل للذین یکتبون الکتب بایدیهم ثم یقولون هذا من عندالله .. فویل لهم مما کتب ایدیهم ویل لهم مما یکسبون) آِ] 79 سوره بقره
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]

Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج شنبه 25 خرداد 1385, 2:47 pm
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4175 بار
تماس:

پست توسط ganjineh » جمعه 28 مهر 1385, 4:58 pm

قسمت هایی از تورات کنونی

قسمتی از مطالب تورات فعلی بدین شرح است: 1-خداوند گاهی، از نظر یهود، به زمین می آمده و با موسی کشتی می گرفته ، گاهی غالب و زمانی مغلوب می شده است. 2-خداوند مانند انسان است و دو چشم و دو گوش دارد. و روی پا راه می رود. مو و زلفهای قشنگی دارد، از آسمان به زمین آمده و پس از انجام کارهایش دوباره بر می گردد. 3-حق مسکن با اوست، گاهی در تشخیص خود دچار اشتباه می شود. از خیلی عوامل موجود بی خبر است، و تا حد زیادی پیمان شکنی می کند به طوری که در شرط بندیهای خود با موسی، بر سر پیمانهای خود نبود. گاهی افسوس کارهای گذشته اش را می خورد و زمانی هم که به زمین می آید جز ایجاد تفرقه ، کاری از او ساخته نیست و بی نهایت دروغگوست، گاهی اوقات سه تن است و بعضی اوقات یک نفر می شود. این قوم نه تنها صفات فوق را به خداوند نسبت داده بلکه پیغمبران عزیز خدا را هم بدینسان آلوده کرده و گفته اند: پیامبران با زنان نامحرم زنا کرده و بچه های نامشروع زیادی پیدامی کنند. این وصله را به حضرت داوود زده اند: ـ این افراد با خواهش و تمنا و سپس با زور و قلدری عنوان رسالت را از خدا می گیرند. آنها دروغگو بوده و ساحر و جادوگر می باشند. ـ از نسل زنا متولد شده و حرام زاده می باشند. این تهمت را به یفتاح پیغمبر زده اند: خود شراب می نوشند و بدمستی می کنند مانند نوح پیغمبر ـ بین مردم لخت مادرزاد راه می روند از آن جمله اشعیا. ـ ریش و سبیل خود را می تراشند.- خدا از آنان خواسته تا با زنهای حرام زاده ازدواج کنند تا حرامزاده زیاد شود چنان که به حضرت یوشع پیغمبر این دستور را داده ـ پیغمبران بعضی اوقات مانند حضرت موسی از دست خدا عصبانی شده و با او دعوا و جنگ و ستیز برمی خیزند ـ مردمی ستمکار هستند که به کودکان و زمانی به گوسفندان زور گفته و به آنان فرمان می دهند.- برای بتها خود خانه می سازند که از برف و باران وآفتاب در آمان باشند مانند سلیمان پیغمبر ـ پیغمبران مانند حضرت لوط با دختران خود عمل لقاح و نزدیکی انجام می دهند و دختران از پدرشان باردار می شوند . آنها مردها را می کشند تا همسران آنها را از آن خویش سازند هر لحظه با یکی از این زنان خوش می گذرانند و خیلی از نسبتهای ناروای دیگر. برای آگاهی بیشتر، به سفر خروج باب 32ـ سفر دوران باب 11ـ سفر پیدایش اصحاح ـ اولین سلاطین اصحاح وسفر پیدایش اصحاح –32 مراجعه فرمائید. در زیر به چند قطعه از کتاب مقدس یهودیان اشاره می شود: 1- گویند زمانی که حضرت ابراهیم به قول آنان «آبرام» می خواست وارد کشور مصر شود، چون زنی زیبا داشت از ترس اینکه مبادا فرعون او را کشته و زنش را صاحب شود به زن خود گفت «تو باید در مصر مرا برادر خود معرفی کنی چون اگر بدانند تو همسر من هستی برای تصاحب تو مرا خواهند کشت» چون وارد مصر شدند و مردم زیبایی خیره کننده «سارا» را دیدند، به فرعون خبر دادند که چنین زنی وارد اینجا شده، فرعون آنان را خواسته و برای تصاحب زن، بذل مال فراوان کرد و آنها را صاحب گوسفند، الاغ، گاو، غلامان وکنیزان و ماده الاغ شتر کرد و زن را صاحب شد. پس از چندی متوجه شد که سارا زن ابراهیم بوده نه خواهر او. پس دستور اخراج او را از مصر صادر کرد و تمام آن چه را که به او داده بود به او بخشید و پس نگرفت. به قطعه دیگری در وصف طمع و تجاوز یهود ـ با توجه به آنچه که در تورات آمده ـ به روایت از سفر تثنیه باب اول آیه 6 در زیر اشاره می شود. آنها می گویند: ما از یهوه خدای خود پیروی می کنیم. هم اوست که در حوریب خطاب همه یهودیان گفت بروید، توقف در این سرزمین دیگر بس است، این زمین به این بزرگی مال شما و در اختیار شما است. پس چرا به آنجا نمی روید ؟ کنعان، کوه آموریان و عربه و کوهستان، هامون و کناره دریای مدیترانه و تمامی شرق اوسط (خاورمیانه) از شط فرات تا بیکران، مال شما است. خداوند به یعقوب و آبرام سوگند یاد کرده که زمین نه تنها مال شماست بلکه نسل اندر نسل مال شما خواهد بود. برخیزید و پا به سرزمینهای موعود بگذارید. البته این هم از آن دروغهایی است که به قوم خود و خدا نسبت می دهند تا تجاوز به سرزمینهای دیگران مجاز جلوه داده شود. قطعه زیر هم در باب ستمکاری این قوم شریف است. آنها می گونید : چنان که یهود خدایت به تو دستور داد همانند آتش باش. بسوزان پیش برو و مانند خنجری تیز ببر و پیش بتاز که هیچ کس را یارای مقاومت در مقابل تو نخواند بود. اگر بر شهری پیروز شدی، تمامی مردم آن را بکش و زنان، و اموال و بهائم (حیوانات) آنها را غنیمت بگیر که آنها مال تو هستند. تو فقط حق داری از اموال و ملیت اسرائیل حمایت کنی و به غیر از آن هرچه را که از آن تونیست، نابود ساز. طلا و جواهرات زنان آنها را بستان که همه متعلق به تو می باشند ملاحظه کن و ببین که چگونه یوشع قوم اسرائیل را با خود به اطراف برد. همه سرزمینها را تصرف کرد و همه مردم آنها را از صغیر و کبیر از دم تیغ گذراند: پس تـو چـرا رحـم کنی؟ تو هم بـکش، بسـوزان و تسخـیر کن و به روایـت از صحیـفه یوشـع باب 10 و 28.

==تعریف==: -وزیری کرمانی محمد حسن: اسرائیل فاشیسم جدید: بنگاه ترجمه ونشر کتاب: -ویل دورانت : تاریخ تمدن ، جلد اول قسمت دوم -پوست، جورج : قاموس الکتاب المقدس، بیروت 1894ـ 1901 . -سعید الاحمد، سامی: الاسس التاریخیه للعقیده الیهودیه، بغداد 1969 ـ شبلی، احمد: مقارنه الادیان الیهودیه ، قاهره 1973. -ظاظا، حسن: الفکر الدینی الاسرائیلی ، اطوار و مذاهبه، قاهره 1970. -امام عطیه، علی : الصهیونیه العالمیه و ارض المیعاد، قاهره 1963. -گورستان لوبون: الیهود فی تاریخ الحضارات الاولی ، قاهره 1950 -مصطفی، محمود :التوراه موضع خلاف ، بیروت 1972 -وافی، علی عبدالواحد: الیهودیه و الیهود. قاهره 1970 -ولوسون ، اسرائیل: تاریخ الیهود فی بلاد العرب، قاهره 1972 -میخائیل ابراهیم، نجیب: مصر و الشرق الادنی القدیم، سوریه 1964 Adams, U.M k: Ancient Records and the Bible, 1946 Auchinclodd, W.S: Chronogy of the Holy Bible,New York 1911 Encyclopadeia Britannica,vol S.V Biblical Literature. Fleming: Dictionary of the Bible, London. Horn,S H: Bible Dictionary,Was Washington. Marston. C: The Bible is Dicionary ,London 1937.
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]

Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج شنبه 25 خرداد 1385, 2:47 pm
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4175 بار
تماس:

پست توسط ganjineh » جمعه 28 مهر 1385, 5:01 pm

خداوند در یهود
خداوند ، در كتاب مقدس يهود ، شكل عجيب و غريبي به خود گرفته است، مثلا‏‏ً همانند انسان است(1) ، گيس و لباس دارد(2) ، دو پا دارد(3) ، مانند انسان راه مي رود(4) ، از آسمان به زمين فرود آمده ، به هر كجا كه بخواهد مي رود و جائي را براي سكونت و زندگي خويش مسكن قرار مي دهد(5) ، آن قدر نادان است كه بدون نشانه نمي تواند خانه مؤمنان را از خانه كفار تشخيص دهد(6) و از خيلي چيزها بي خبر است(7) ، پيمان خود را مي‌شكند(8 ) ، از كرده خويش پشيمان مي شود (9)، گاهي غصه مي خورد و بر كاري كه كرده است, اندوهگين مي شود(10)، با انسان كشتي مي گيرد(11) و در عين اينكه سه تا است ، يكي است، يعني هم يگانه است و هم سه گانه(12) ، مار از او راستگوتر است(13) ، از آسمانها به زمين آمده، بين كلام مردم تفرقه مي اندازد, چون از وحدت كلام آنها مي ترسد(14) ،چيزي را مي گويد و باز تغيير مي دهد.(15)
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]

Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج شنبه 25 خرداد 1385, 2:47 pm
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4175 بار
تماس:

پست توسط ganjineh » جمعه 28 مهر 1385, 5:02 pm

پيامبران در نظر يهود

پيامبران (كتاب مقدس ! ) دست كم از خدايان آن ندارند.
مثلاً بعضي از آنها :
1ـ با زنان نا محرم زنا مي كنند ، چنانچه به حضرت داوود عليه السلام نسبت داده اند .(16)
2ـ با دختران خود زنا مي كنند و به حضرت لوط عليه السلام نسبت مي دهند .(17)
3ـ مردم را فريب مي دهند وآنها را مي كشند و زنهايشان را به همسري درمي آورند. اين عمل را هم به حضرت داود عليه السلام نسبت مي دهند .(18)
4ـ با خداوند كشتي مي گيرند ، چنانچه به حضرت يعقوب عليه السلام چنين نسبت مي دهند .(19)
5ـ كارهائي را كه خداوند نهي كرده انجام مي دهند ، چنانچه به حضرت سليمان عليه السلام نسبت مي دهند .(20)
6ـ قلبهايشان به جانب بت متمايل مي شود ، چنانچه به حضرت سليمان عليه السلام نسبت مي دهند.(21)
7ـ براي پرستش بتها, خانه مي سازند و اين مطلب را نيز به حضرت سليمان عليه السلام نسبت داده اند.(22)
8ـ خداوند مي خواهد آنها را بكشد ، چنانچه به حضرت موسي عليه السلام نسبت مي دهند.(23)
9 ـ ستمكار هستند و به كشتار كودكان و افتادگان و گاوان و گوسفندان فرمان مي دهند.(24)
10ـ با خداوند درشتي و خشونت مي كنند ، چنانچه اين موارد را هم به حضرت موسي عليه السلام نسبت دادند.(25)
11ـ سالهاي متمادي بين مردم لخت و پا برهنه راه مي روند ، چنانچه به پيروان پيامبر نسبت داده اند.(26)
12ـ به گردنهاي خويش بند و يوغ مي گذارند و اين را هم به ارمياي پيامبر نسبت مي دهند. (27)
13ـ خداوند فرمانشان مي دهد تا نان آلوده به نجاسات انساني بخورد .
14ـ خداوند به آنها دستور مي دهد كه سر و صورت خود را بتراشند و اين دو مورد را هم به حزقيال نسبت داده اند .(28)
15ـ خداوند امرشان مي كند تا زن زنازاده را به همسري در آورند و گفته اند كه يوشع عليه السلام چنين كرده است .(29)
16ـ مردم را به پرستش بت ترغيب كرده و خود بت مي سازند، و مي گويند كه اين عمل را هم هارون عليه السلام انجام داده است.(30)
17ـ از راه زنا متولد شده اند ، چنانچه به يفتاح پيامبر عليه السلام نسبت داده اند.(31)
18ـ شراب مي نوشند و مستي مي كنند و به حضرت نوح عليه السلام نسبت داده اند .(32)
19ـ دروغگو هستند ، چنانچه به پيامبر سالخورده حضرت نوح عليه السلام نسبت مي دهند.(33)
20ـ و يكي از صفات حضرت يعقوب عليه السلام را گفته اند كه نبوت را به زور از خداوند گرفته است .(34)
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]

Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج شنبه 25 خرداد 1385, 2:47 pm
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4175 بار
تماس:

پست توسط ganjineh » جمعه 28 مهر 1385, 5:03 pm

قسمتهايي از متن تورات
1- من گفتم كه شما خدايانيد و جميع شما فرزندان حضرت اعلي, ليكن مثل آدميان خواهيد مرد.
2- اقوام غير اسرائيل به جماعت خدا راه نخواهند يافت, و هيچكدام از آنها به ميان جامعه خداوندي وارد نخواهند شد.1
3- هيچ شراب نخوريد, به غريبه اي كه درون دروازه تو باشد بده يا به اجنبي بفروش, زيرا كه تو براي يهوه, خدايت, مقدس هستي.2
4- دختران خود را به آنها ندهيد و دختران آنها را به جهت پسران خود و به جهت خويشتن نگيريد.3
5- حدود تو را از بحر فلسطين و از صحرا تا نهر فرات قرار مي دهيم, زيرا ساكنان آن سرزمين را به دست شما خواهيم سپرد و ايشان را از پيش خود خواهيد راند, با ايشان و با خدايان ايشان عهد مبند.4
6- به سرزمين كنعانيان تا نهر فرات داخل شويد, اينك اين زمين را پيش روي شما گذاشتم, پس داخل شده, زميني را كه خداوند براي پدران شما, ابراهيم و اسحاق و يعقوب, قسم خورده كه به ايشان و بعد از آنها به ذريّت ايشان بدهد, به تصرف در آوريد.5
7- و امتها را به ميراث تو خواهم داد و اقصاي زمين را ملك تو خواهم گردانيد, ايشان را به عصاي آهنين خواهي كشت, مثل كوزه گر آنها را خورد خواهي نمود.6
8- گوشت بخوريد و خون بنوشيد, گوشت صاران را خواهيد خورد و خون روساي جهان را خواهيد نوشيد.7
9- ايشان را مانند گوسفندان براي ذبح بيرون كش و ايشان را به جهت روز قتل تعيين نما.
10- خداوند بر يعقوب ترحم فرموده, اسرائيل را بار ديگر بر خواهد گزيد. و ايشان را در زمينهايشان آرامي خواهد داد و غربا به ايشان ملحق شده, با خاندان يعقوب ملحق خواهند گرديد, و قومها (غير يهوديان), ايشان را به مكان خودشان خواهند آورد و خاندان اسرائيل ايشان (غير يهوديان) را در زمين خداوند, بنده و كنيز خود خواهند ساخت, و بني اسرائيل, اسير كنندگان خود را اسير, و بر ستمكاران خويش حكمراني خواهد نمود. 1
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]

Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج شنبه 25 خرداد 1385, 2:47 pm
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4175 بار
تماس:

پست توسط ganjineh » جمعه 28 مهر 1385, 5:10 pm

تلمود در آئین یهود

خاخامهاي يهودي طي سالهاي متمادي شرحها و تفسيرهاي خود سرانه و گوناگوني برتورات نوشته اند كه همه آنها را خاخام « يوخاس » درسال1500 م جمع آوري نموده و به اضافه چند كتاب ديگر كه در سالهاي 230 و 500 م نوشته شده بودند, به نام « تلمود » يعني تعليم ديانت وآداب يهود, جمع آوري كرد.
1ـ روز دوازده ساعت است : درسه ساعت اول آن خداوند شريعت را مطالعه مي كند . در سه ساعت دوم احكام صادر مي كند .
در سه ساعت سوم هم جهان را روزي مي دهد . در سه ساعت آخر هم با حوت دريا كه پادشاه ماهيها است به بازي مي پردازد.
هنگامي كه خداوند امر كرد « هيكل » را خراب كنند خطا كرده بود، به خطاي خويش اعتراف كرده و به گريه در آمد وگفت : واي بر من كه امر كردم خانه ام را خراب كنند و هيكل را بسوزانند و فرزندان مرا تاراج نمايند .
خداوند ، از اين كه يهود را به چنين حالي گذاشته سخت پشيمان است و هر روز لطمه به صورت خود مي زند و زار زار گريه مي كند ، گاهي از چشمانش دو قطره اشك به دريا مي چكد و آن چنان صدا مي كند كه تمام اهل جهان صداي گريه او را مي شنوند و آبهاي دريا به تلاطم و زمين به لرزه در مي آيد .
هرگز خداوند از كارهاي ابلهانه وغضب و دروغ بركنار نيست .
2 ـ قسمتي از شياطين ، از فرزندان آدم هستند ، آدم زني داشت از شياطين به نام « ليليث » كه مدّت 130 سال همسر آدم بود ، شياطين از نسل او متولد شدند! « حوا » در اين مدّت 130 سال جز شيطان فرزندي نزائيد زيرا او هم همسر يكي از شياطين شده بود . و اگر غيريهود در دريا در حال غرق شدن است، نبايد نجاتش بدهي، زيرا آن هفت ملتي كه در زمين « كنعان » بودند و بنا بود يهوديان آنها را به قتل برساند,
3 ـ ارواح يهود ، از ارواح ديگران افضل است ، زيرا ارواح يهود جزء خداوند است ! همچنان كه فرزند جزء پدرش مي باشد ، روحهاي يهود نزد خدا عزيزتر است زيرا ارواح ديگران شيطاني و مانند ارواح حيوانات است . نطفه غير يهودي ، مثل نطفه بقيه حيوانات است .
4 ـ بهشت مخصوص يهود است و هيچ كس به جز آنها داخل آن نمي شوند ، ولي جهنم جايگاه مسيحيان و مسلمانان است و جز گريه و زاري چيزي عايد آنها نمي گردد, زيرا زمينش از گل و بسيار تاريك و بدبو است . پيامبري به نام مسيح نيامده است و تا حكم اشرار (غير يهود) منقرض نشود ، ظهور نخواهد كرد و هر وقت كه او بيايد زمين خمير نان و لباس پشمي مي روياند ، در اين وقت است كه سلطه و پادشاهي يهود باز گشته و تمام ملتها مسيح را خدمت خواهندكرد ! آن زمان هر يهودي دو هزار و هشتصد برده و غلام خواهد داشت .
5-بر يهود لازم است كه املاك ديگران را خريداري كند1 تا آنها صاحب ملك نباشند و هميشه سلطه اقتصادي براي يهود باشد.
و چنانچه غير از يهودي بر يهود تسلط پيدا كند ، يهود بايد بر خود گريه كند و بگويد: واي بر ما، اين چه ننگي است كه ما زير دست و جيره خوار ديگران شده ايم. پيش از آنكه يهود نفوذ و سلطه كامل خود را بدست آورد لازم است جنگ جهاني بر پا و دو ثلث بشر نابود شود، و در مدت هفت سال يهود اسلحهاي جنگ را خواهد سوزانيد و دندانهاي دشمنان بني اسرائيل به مقدار بيست و دو ذرع كه تقريباً هزار و سيصد و بيست برابر دندانهاي عادي مي شود ! از دهانشان بيرون خواهد آمد. هنگامي كه مسيح حقيقي پا به عرصه وجود گذارد يهود آنقدر ثـروت ومال خواهند داشت كه كليد صندوقهايشان را بر كمتر از سيصد الاغ حمل نتوان كرد ! كشتن مسيحي از واجبات مذهبي ما است1 و پيمان بستن با او يهودي را ملزم به ادا نمي كند .
روساي مذهب نصراني و هر كه دشمن يهود است را, بايد در روز سه مرتبه لعن كرد . «يسوع ناصري» (حضرت مسيح عليه السلام) كه ادعاي پيامبري كرده ونصاري (مسيحيان) گولش را خوردند ،با مادرش مريم كه او را از مردي به نام «باندار» به زنا آورده بود ، در آتش جهنم مي سوزند .كليساهاي نصاري كه در آن سگهاي آدم نما به صدا در مي آيند به منزله زباله خانه است .
6- اسراييلي در نزد خداوند بيش از ملائكه محبوب و معتبر است. اگر غيريهودي، يك يهودي را بزند چنان است كه به عزت الهيه جسارت كرده است و جزاي چنين شخصي جز مرگ چيز ديگري نيست و بايد او را كشت. اگر يهود نبود، بركت از روي زمين برداشته مي‌شد و آفتاب ظاهر نشده و باران نمي‌باريد. همچنان كه انسان بر حيوانات فضيلت دارد، يهود بر اقوام ديگر فضيلت دارد. نطفه‌اي كه از غيريهودي منعقد مي‌شود، نطفة اسب است. اجانب (غيريهوديان) مانند سگ هستند و براي آنها عيدي نيست, زيرا عيد براي اجنبي و سگ خلق نشده است. سگ افضل از غير يهودي است، ‌زيرا در اعياد بايد به سگ نان و گوشت داد، ولي نان دادن به اجنبي حرام است. هيچ قرابت و خويشي بين اجانب نيست، مگر در نسل و خاندان الاغ قرابتي است؟ خانه‌هاي غيريهودي به منزلة طويله است. اجانب دشمن خدا و مثل خنزير قتلشان مباح است. اجانب براي خدمت كردن يهود, به صورت انسان خلق شده‌اند.
يسوع مسيح كافر است زيرا از دين مرتد گشت و به عبادت بت پرداخت و هر مسيحي كه يهودي نشود بت‌پرست و دشمن خدا خواهد بود و از عدالت خارج است و انساني كه بر غيريهود كوچكترين ترحمي روا دارد، عادل نيست. غش و خدعه كردن با غير يهودي منع نشده است. سلام كردن بر كفار (غيريهوديان) اشكال ندارد, به شرط آنكه سراً او را مسخره كرده باشد.
7- چون يهود با عزت الهيه مساوي هستند، بنابراين تمام دنيا و هر چه در اوست ملك آنها مي‌باشد و حق دارند كه بر آن تسلط كامل يابند، دزدي از يهودي حرام است و از غيريهودي جايز مي‌باشد، چون اموال ديگران مانند رملهاي دريا است و هر كس زودتر بر آن دست گذاشت او مالك است.
يهود مانند زن شوهردار است و همچنان كه زن در منزل به استراحت مي‌پردازد و شوهر، خرجي او را مي‌دهد, بي آن كه در كارهاي خارج از منزل با او شركت كند، يهود هم به استراحت پرداخته و ديگران بايد آنها را روزي بدهند.
8- هرگاه يهودي و اجنبي شكايت داشته باشند, بايد حق را بجانب يهودي داد اگرچه بر باطل باشد. براي شما جايز است كه مأمورين گمرك را غش بنمائيد و براي او قسم دروغ بخوريد ... از خاخام «صموئيل» ياد بگيريد، صموئيل از مردي اجنبي كاسه‌اي از طلا به قيمت چهار درهم خريداري كرد، در حالي كه فروشنده نمي‌دانست كه آن طلا است. با اين حال يك درهمش را هم دزديد! ربودن اموال ديگران بوسيلة ربا مانعي ندارد، زيرا خداوند شما را به ربا گرفتن از غيريهودي امر مي‌فرمايد. به كساني كه يهودي نيستند قرض ندهيد, مگر آن كه نزول بگيريد, در غير اين صورت، قرض دادن به غير يهودي جايز نيست و ما مأموريم كه به آنها ضرر برسانيم. حيات و زندگاني ديگران ملك يهود است، چه رسد به اموال آنها! هرگاه غيريهودي احتياج به پول داشته باشد, آن قدر بايد از او ربا و نزول گرفت كه تمام دارائي خود را از دست بدهد.
9- غيريهودي هر چند صالح و نيكوكار باشد، او را بايد كشت. حرام است غيريهودي را نجات بدهيد، حتي اگر در چاهي بيفتد, بايد فوراً سنگي بر در آن گذاشت! اگر يكي از اجانب را بكشيم, مثل اين است كه در راه خدا قرباني كرده‌ايم. اگر يك نفر يهودي كمكي به غيريهودي بكند, گناهي نابخشودني مرتكب شده است. انسان مي تواند شيطان را بكشد به شرط اينكه خمير نان عيد را نيكو به عمل آورد. (خمير نان عيد از خون غير يهوديان ساخته مي شود) همه آنها نابود نشدند و ممكن است آن شخصي كه در حال غرق شدن است, از آنها باشد. تا مي‌توانيد از غيريهود بكشيد و اگر دستتان به كشتن او رسيد و او را نكشتيد، مرتكب خلاف شده‌ايد. هلاك كردن مسيحي ثواب دارد و اگر كسي نمي‌تواند او را بكشد, لااقل سبب هلاكتش را فراهم نمايد. كساني كه مرتد شوند(يهودياني كه از آئين يهود سر باز زنند), اجنبي و اعدامشان لازم است, مگر آن كه براي خدعة به ديگران مرتد شده باشند. 1
10- تعدي كردن به ناموس غيريهودي مانعي ندارد، زيرا كفار مثل حيوانات هستند و حيوانات را زناشوئي نيست. يهودي حق دارد، زنهاي غيرمؤمنه (زناني كه يهودي نباشند) را به غصب بربايد و زنا و لواط با غيريهودي عقاب و كيفري ندارد. براي يهودي مانعي ندارد تسليم اميال و شهوات خويش شود.
11- قسم خوردن جايز است، خصوصاً در معاملات با غير يهود. اصول قسم خوردن براي قطع نزاع تشريع شده است, اما نه براي كفار، زيرا آنها انسان نيستند. جايز است انسان شهادت زور بدهد(با اينكه مي داند حق با يهودي نيست، ولي شهادت دروغ بدهد), چنانچه لازم است اگر مي‌توانيد بيست قسم دروغ بخوريد, ولي برادر يهودي خويش را در معرض خطر قرار ندهيد. بر يهود واجب است روزي سه مرتبه مسيحيان را لعن كنند و دعا كنند تا خداوند آنها را نابود سازد. بر ما لازم است كه با نصاري، مانند حيوانات معامله كنيم. كليساهاي نصاري، خانه گمراهان است و خراب كردن آنها ضروري و واجب است.
12- ملت برگزيده خداوند مائيم و لذا براي ما, حيوانات انسان ‌نمايي خلق كرده است, زيرا خدا مي‌دانست كه ما احتياج به دو قسم حيوان داريم، يكي حيوانات بي‌شعور و غيرناطقه مانند بهائم و ديگري حيوانات ناطقه و باشعور مانند مسيحيان و مسلمانان و بودائيان و براي آنكه بتوانيم از همة آنها به اصطلاح سواري بگيريم، خداوند ما را در جهان متفرق ساخته است و لهذا ما بايد دختران زيبا و خوشگل خود را براي پادشاهان و وزرا و شخصيتهاي برجستة غير يهود, به تزويج درآوريم، تا بوسيلة آنها بر حكومتهاي جهان، تسلط داشته باشيم! چنانچه معلوم شد يهود يك حزب خطرناكي براي فريب دادن مردم است كه آن هم به صورت مذهب و آئين درآمده است.(36)
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]

Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج شنبه 25 خرداد 1385, 2:47 pm
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4175 بار
تماس:

پست توسط ganjineh » جمعه 28 مهر 1385, 5:12 pm

جنايتهای دینی

يهود داراي دو عيد مقدس است كه اين عيدها بدون تناول خون تمام نمي‌شودند:
اول- عيد يوريم در مارس Purim.
دوم- عيد فصح در آپريل Passover. (37)
هر ساله افراد زيادي قرباني اين دو عيد «مقدس» مي‌شوند، به نمونه‌هاي زير توجه فرمائيد:
1- روز چهارشنبه سال 1840 م، كشيش ايتاليايي آقاي اپ، فرانسوا، انطون توما به اتفاق خدمتكار خود ابراهيم از خانه بيرون آمده و ناپديد مي‌شوند. پس از تحقيق و جستجوي بسياري كه از طرف ملت و دولت شروع شد، معلوم مي‌شود كه كشيش بيچاره بدست يهود به قتل رسيده است. سليمان سرتراش كه يكي از متهمين بود، در اعترافات خويش چنين اظهار داشت: نيم ساعت از مغرب گذشته بود كه خدمتكار داود هراري وارد شده و درخواست كرد كه فوراً خود را به خانه داود برسانم، من هم فوراً خود را به منزل او رساندم، در آنجا هارون هراري، اسحاق هراري، يوسف هراري، يوسف لينيوده، خاخام موسي ابوالعافيه، خاخام موسي بخوريو دامسلونكي و داود هراري «صاحب خانه» را ديدم كه جمع بودند, من به مجرد آن كه وارد منزل شدم و كشيش «توما» را دست و پا بسته ديدم، فهميدم براي چه مرا احضار كردند. خلاصه، پس از آن كه من وارد شدم، درهاي منزل را بسته و طشت بزرگي را حاضر نمودند و از من خواهش كردند كه او را بكشم، ولي من امتناع كردم. داود گفت: پس تو و بقيه، سرش را بر طشت نگه داريد، تا ما كارش را يكسره كنيم.
در اين وقت كشيش را پيش آورده، محكم بر زمينش زده و بي‌آنكه قطره‌اي از خونش بر زمين بچكد, سرش را از بدن جدا كردند. بعداً جسد بي‌جان او را به انبار برده و با هيزم آتش زديم. سپس جسد او را قطعه قطعه كرديم و در كيسه‌هاي بزرگي جاي داده و درصرافي واقع در اول خيابان يهود دفن نموديم.
مأموريتمان كه تمام شد، به ابراهيم خادم كشيش وعده دادند,كه اگر اين سر را براي كسي فاش نكند، او را از مال خودشان داماد خواهند كرد. بازپرس سؤال كرد:
- : استخوانهايش را چه كرديد؟
- : با دسته هاونگ خورد كرديم!
- : سرش را چه كرديد؟
- : با دسته هاونگ! خورد كرديم!
- : روده‌هايش را چه كرديد؟
- : آنها را قطعه، قطعه كرده و در يكي از صرافيهاي نزديك دفن نموديم!
- : آنگاه بازپرس رو به اسحاق هراري كرده و سؤال نمود:
- : آيا به اعتراف «سليمان» اعتراض داريد؟
- : آنچه «سليمان» مي‌گويد صحيح است، ولي شما نمي‌توانيد اين عمل را جرم حساب كنيد، زيرا يكي از مراسم هاي مذهبي ما در اين عيد, استفاده از خون غيريهود است.
- : خونهاي كشيش را چه كرديد؟
- : در شيشه كرده و به خاخام موسي ابوالعافيه داديم. - : در مراسم مذهبي شما، در چه چيزي از خون استفاده مي‌شود؟
- : در «خمير نان عيد».
- : آيا همه يهود بايد از اين نان استفاده كنند؟ نه، ولي چنين ناني حتماً بايد نزد خاخام بزرگ موجود باشد.
2- در سال 1823 روز عيد فصح در شهر Valisob واقع در شوروي سابق كودك دو ساله‌اي ناپديد گشت و پس از يك هفته جستجو جسد بيجان او را در يكي از لجن‌زارهاي خارج شهر پيدا نمودند و با آن كه آثار فرو بردن ميخ و سوزن، بر آن نمايان بود، ولي قطره‌اي خون بر لباسهايش وجود نداشت و چنانچه بعداً معلوم شد، جسد را بعد از قتل شسته بودند.
خانمي كه تازه يهودي شده بود1 و در اين قصه متهم بود, در اعترافات خود چنين گفته است : ما از طرف يهود مأمور شديم كه اين كودك مسيحي را ربوده و در ساعت معيني در منزل يكي از آنها حاضر كنيم. هنگامي كه ما با اين كودك وارد منزل شديم, ديديم همه دور ميزي نشسته و منتظر ما هستند.
طفل را روي ميز گذاشته و با قدري شكلات و بيسكويت و شيريني سر او را گرم كرديم، كودك بيچاره همين كه مشغول خوردن شد, يكي از آنها ميخ تيز و درازي را در رانش فرو برد.
صداي دلخراش كودك بلند شد, هراسان به يكي از آنها پناه برد، او هم نامردي نكرد و با سوزن درازي كه در دست داشت كمرش را مجروح كرد، طفل باز فريادي زد و به سومي پناه برد, او هم سينه‌اش را سوراخ نمود و خلاصه آن قدر ميخ و سوزن به تنش فرو كردند, كه همانجا جان سپرد.
سپس خونهايش را در شيشه كرده و به خاخام بزرگ تسليم كردند. 3- در يكي از روزهاي گرم تابستان، يهوديان به يكي از خانه‌هاي مسلمانان فلسطيني حمله كردند, در مورد اين واقعه دختر بزرگ آن خانواده چنين مي‌گويد: وقتي سربازان يهودي وارد منزل ما شدند چنان وحشت‌زده شده بودم كه مي‌خواستم هلاك شوم، ‌خواهر كوچكم به گوشه‌اي فرار كرد، پدر و مادرم فرياد مي‌زدند و كسي نبود كه به ما كمكي كند. مردان وحشي و حيوان صفت و قسي‌القلب يهود، مادرم را گرفته در موضع مخصوصش چند گلوله شليك كردند! بعد هم پدرم را با لگد و مشت و ته تفنگ كشته و ما را دست و پا بسته, كشان كشان از خانه بيرون آوردند. او مي‌افزايد: من نمي‌دانم بر سر خواهرم چه آمد، ‌من را با يك عده مردان خشن يهودي به پشت كاميون سوار كردند و به سمت مكان نا شناسي روانه نمودند.
در ميان راه خواستند با من عمل منافي عفت انجام دهند, مقاومت كردم ولي مرا بيهوش كرده و وقتي به هوش آمدم, فهميدم كه ديگر آبرويم رفته است.
اي واي كار مسلمانان به كجا رسيده كه يهود, دختر و ناموس آنها را بر باد دهند؟! مسلماً مسلمانان مرگ را هزار مرتبه بر اين فاجعه ترجيح مي‌دهند... در روزي كه قشون «معاويه» به شهر «انبار» حمله كردند و زينت زنان مسلمان و ذمي را ربودند، اميرالمؤمنين عليه‌السلام بالاي منبر رفته مي‌فرمايد: بخدا قسم اگر كسي در شنيدن اين فاجعه بميرد، من ملامتش نخواهم كرد.
من نمي‌دانم اگر حضرت علي عليه‌السلام امروز مي‌بودند و از اين قصه با خبر مي‌شدند چه مي‌گفتند و چه مي‌كردند.
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]

Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج شنبه 25 خرداد 1385, 2:47 pm
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4175 بار
تماس:

پست توسط ganjineh » جمعه 28 مهر 1385, 5:16 pm

تصویر
كتاب: دايرة المعارف تشيع، ج 5، ص 141

نويسنده: بهاء الدين خرمشاهى

كلمه تورات 18 بار و عناوين ديگرى از آن مانند كتاب موسى و... چند مورد در قرآن ذكر شده است. قرآن كريم تصريح دارد كه خداوند تورات را به وحى خويش بر موسى عليه‏السلام نازل فرموده است (آل عمران، 3، مائده، 44) و گفته شده است كه در تورات «حكم الله» نازل شده است (مائده، 43) و عيسى (ع) تصديق كننده آن شمرده شده است (مائده 46) و گفته شده است كه پيامبر اسلام (ص) نيز تصديق كننده آن است (سوره صف، 6) و يهوديان به «اقامه تورات» تشويق شده‏اند (مائده، 66، 68) و در آيه مشهورى (سوره جمعه، 5) آمده است كه كسانى كه تورات بر آنان عرضه شده و سپس حق آن را چنانكه بايد و شايد به جاى نمى‏آورند همانند درازگوشى هستند كه كتابهايى حمل مى‏كند. و سعدى در اشاره به مضمون همين آيه است كه مى‏گويد :

نه محقق بود نه دانشمند

چارپايى بر او كتابى چند

نكته مهمى كه در قرآن كريم به آن اشاره شده است اين است كه يهوديان انتظار پيامبر آخرالزمان يعنى حضرت محمد (ص) را داشته‏اند و وصف او را در تورات يافته بودند، چنانكه مى‏فرمايد : «الذين يتبعون الرسول النبى الامى الذى يجدونه مكتوبا عندهم فى التوراة و الانجيل يأمرهم بالمعروف و ينهاهم عن المنكر...» (اعراف، 157) كسانى كه از فرستاده و پيامبر امى پيروى مى‏كنند كه نام [و نشان‏] او را در تورات و انجيل كه در نزدشان است نوشته مى‏يابند (همو كه تا آنان را به نيكى فرمان مى‏دهد و از ناشايستى باز مى‏دارد..). . ج.هارويتس در اشاره به اين آيه مى‏نويسد: «آيه 157 سوره اعراف مؤمنان را اكيدا متقاعد كرده بود كه تورات در بردارنده پيشگويى خاصى درباره آمدن حضرت محمد (ص) است. سابقه كوششهايى كه در راه اثبات اين نظر به عمل آمده به صدر اول اسلام مى‏رسد، ولى در اواسط قرن سوم هجرى بود كه آيات معينى از اسفار خمسه (تورات) و ساير اسفار عهد عتيق كه حاكى از ظهور حضرت محمد (ص) است، با ترجمه دقيق و امين نقل و تفسير مى‏شود. ابن جوزى در كتاب الوفاى خويش از يكى از آثار ابن قتيبه كه نامش را نبرده است، عباراتى از اين دست نقل مى‏كند. و چندين فقره نظير آن را در همان روزگار، على بن طبرى نقل مى‏كند و اين گونه منقولات در دفاعيات و مجادلات كلامى قرنهاى بعد كرارا ديده مى‏شود. از تورات آيات 9 تا 12 باب شانزدهم و آيه 20 باب هفدهم و آيه 21 باب 21 سفر تكوين، و آيه 18 باب 18، و آيات 2 و 12 باب 33 سفر تثنيه نقش برجسته‏اى در اين ميان بازى مى‏كنند. و گفتنى است كه طبق آيه 21 باب 21 سفر تكوين «فاران» مسكن اسماعيل است، و طبق آيات 125 و 127 سوره بقره و 37 سوره ابراهيم او در مكه سكنا داشته است، لذا «فاران» با مكه انطباق مى‏يابد. بر مبناى اين انطباق در آيه دوم باب سى و سوم سفر تثنيه اشاره به محمد (ص) و در آيه 18 باب 18 و آيه 12 باب سى و سوم سفر تثنيه اشاره به خاتم النبوة وجود دارد» . (مقاله «تورات» در دايرة المعارف اسلام، طبع اول، 707) . در قرآن كريم يهوديان به خاطر «تحريف و جابه‏جا كردن كلمات [تورات‏] از مواضع آنها» سرزنش مى‏شنوند (نساء، 46، مائده، 15، 41، 44) . در آيه 46 سوره نساء، اشاره به نمونه‏اى از موارد تحريف آنان دارد. و همچنين آنان متهم به اين شده‏اند كه بخشى از آنچه را كه به آنان وحى شده پنهان مى‏دارند (مائده، 15، انعام، 91) . در دو آيه پياپى (آيات 75 ـ 76 سوره بقره) هم به تحريف يهود و هم به افكارشان در مورد بشارت ظهور حضرت محمد (ص) اشاره شده است: «[اى مؤمنان‏] آيا اميدواريد كه [يهوديان‏] به [حقانيت‏] شما ايمان آورند، و حال آنكه گروهى از آنان كلام الهى را مى‏شنوند و پس از آنكه آن را دريافتند آگاهانه دگرگونش مى‏سازند. و چون با مؤمنان روبه‏رو شوند گويند ايمان آورديم و چون با همديگر تنها شوند گويند آيا آنچه را كه خداوند بر شما آشكار كرده است [در مورد حضرت رسول (ص)] با آنان در ميان مى‏گذاريد، تا در پيشگاه خداوند بر شما حجت آورند، مگر انديشه نمى‏كنيد؟» . مفسران در شرح آيه اخير گفته‏اند بنى‏اسرائيل پيش از مبعوث شدن پيامبر اسلام (ص) طبق اشارات تورات انتظار ظهور او را داشتند و حتى در مناقشات داخلى خود، يا در مبارزاتشان با مشركان عرب، به خود وعده مى‏دادند يا آنان را تهديد مى‏كردند كه پيامبر بعدى طرفدار و مؤيد آنان است. به قول سورآبادى ايشان تصور مى‏كردند كه آن پيامبر با آن صفات از «بنى اسرائيل» خواهد بود و چون از «بنى اسماعيل» (اسماعيل فرزند ابراهيم عليهما السلام، اعلى جد عربها) شد گفتند اين نه آن است كه انتظار ظهورش را داشتيم، فراء مى‏گويد در اين آيه قول بعضى از يهود به بعضى ديگر گفته شده است كه با مسلمانان در ميان مگذاريد كه وصف محمد (ص) را در تورات يافته‏اند، و بيهوده سند به دست مخالفان خود مى‏دهيد. آيه مهم ديگرى كه در اين زمينه در قرآن كريم هست، آخرين آيه سوره فتح است : «محمد پيامبر خدا، و كسانى كه با او هستند بر كافران سختگيرند و با يكديگر مهربان. آنان را مى‏بينى كه ركوع مى‏كنند، به سجده مى‏آيند و جوياى فضل و خشنودى خدا هستند. نشانشان اثر سجده‏اى است كه بر چهره آنهاست. اين است وصفشان در تورات و در انجيل، كه چون كشته‏اى هستند كه جوانه بزنند و آن جوانه محكم شود و بر پاى خود بايستند و كشاورزان را به شگفتى وادارد، تا آنجا كه كافران را به خشم آورد. خدا از ميان آنها كسانى را كه ايمان آورده‏اند و كارهاى شايسته كرده‏اند به آموزش و پاداشى بزرگ وعده داده است» . (سوره فتح، آيه 29، ترجمه عبدالمحمد آيتى) .

تورات و فرهنگ تشيع: علامه مجلسى باب 13 از كتاب الامامة (مجلد 26 طبع 110 جلدى، صفحات 180 ـ 189) را تحت اين عنوان و موضوع آورده است كه كتب انبياء عليهم السلام [از جمله تورات‏] نزد ائمه اطهار (ع) بوده است و ايشان با وجود اختلاف لغت و زبان آن را مى‏خوانده‏اند . همو از بصائر الدرجات حديثى با سلسله رواتش از امام صادق (ع) و از طريق ايشان از حضرت امير المؤمنين (ع) نقل مى‏كند به اين مضمون: «اگر دست يابم و حكمرانى با من باشد، بين اهل تورات به تورات و بين اهل انجيل به انجيل و بين اهل زبور به زبور حكم خواهم كرد تا آنجا كه هر كدام به درگاه خداوند [به زبان حال‏] گويد كه خدايا على با من و بر وفق من حكم كرد» . (بحار الانوار، 26/183) . همو به نقل از تفسير [منسوب به‏] امام عسگرى در تفسير آيه «و ياد كنيد كه موسى به قومش گفت اى قوم من شما با گوساله پرستى بر خودتان ستم كرده‏ايد، اينك به درگاه آفريدگارتان توبه كنيد و خودتان را بكشيد كه اين در نزد آفريدگارتان براى شما بهتر است، آنگاه [كه چنين كرديد خداوند] از شما در گذشت» . (بقره 54) مى‏نويسد: و به فرمان خداوند كسانى كه گوساله نپرستيده بودند، مأمور شدند كه كسانى را كه گوساله پرستيده بودند، بكشند و كشتارى عظيم درگرفت. بعد خداوند از راه شفقت به موسى (ع) وحى فرمود حالا كه لامحاله بايد اين محنت و امتحان را تحمل كنند، در دعاى خود به حضرت محمد (ص) و ائمه اطهار (ع) توسل كنند و آنان چنين دعا كردند و به بركت اين توسل و جاه و آبروى چهارده معصوم بلا و ابتلا پايان گرفت (بحار الانوار، ج 13، باب «نزول التوراة و سؤال الرؤية و عبادة العجل» ، 234 ـ 235) . در يكى از دعاهاى مربوط به عرفه كه با عبارت «اللهم يا شاهد كل نجوى» آغاز مى‏گردد، عباراتى مشتمل بر سوگند دادن خداوند آمده است، از جمله: «بحق توراة موسى و انجيل عيسى و زبور داود و فرقان محمد صلى الله عليه و آله و على جميع الرسل و باهيا شراهيا...» كه هم سوگند به تورات در آن مشهود است و هم سوگند به آهيا و شراهيا كه ظاهرا دو كلمه عبرى است ـ اعم از اينكه توراتى باشد يا نه ـ ؛ و مرحوم الهى قمشه‏اى در ترجمه آن نوشته‏اند و به حق آهيا و شراهيا (كه حضرت حسن و حسين و حضرت على و فاطمه‏اند) (مفاتيح الجنان، اعمال شب عرفه، 464) . شبيه اين دو كلمه دو نام شبر و شبير است كه نام امام حسن و امام حسين عليهما السلام است. و بعضى منابع مشبر را براى محسن (با تشديد سين) فرزند فوت شده حضرت على و فاطمه زهرا عليهم السلام ياد كرده‏اند. ابن منظور در لسان العرب اين نامها را فرزندان هارون (ع) مى‏داند كه حضرت على (ع) ـ احتمالا با توجه به اينكه رسول الله (ص) ايشان را در حديث منزلت نسبت به خود به منزله هارون (ع) به موسى (ع) دانسته‏اند ـ بر فرزندان خود نهاده‏اند.
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]

ارسال پست

بازگشت به “کتاب و فرهنگ مطالعه”