ترجمه قسمتهای کوتاهی از نهج البلاغه

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه‌ي مباحث مرتبط با فلسفه به بحث بپردازيد

مدیران انجمن: رونین, شوراي نظارت

Major I
Major I
پست: 458
تاریخ عضویت: دو شنبه 9 بهمن 1391, 8:57 pm
سپاس‌های ارسالی: 118 بار
سپاس‌های دریافتی: 1090 بار

Re: ترجمه قسمتهای کوتاهی از نهج البلاغه

پست توسط امیر احمدی2 » پنج شنبه 26 بهمن 1391, 8:54 pm

بسم الله الرحمن الرحیم

نامه 5
خطاب به(شریح بن حارث) قاضی کوفه

(شریح بن حارث) از طرف عمر بن الخطاب قاضی کوفه شد و در زمان عثمان آن شغل را داشت و بعد از این که امیرالمومنین (ع) به خلافت رسید بر طبق درخواست مردم کوفه از عزل او خودداری نمود تا این که به مولای متقیان(ع) اطلاع دادند که شریح در کوفه خانه‏ای را به مبلغ 80 دینار خریداری کرده و حضرت او را احضار کرد و آنچه در این نامه که از طرف یک راوی نقل گردیده خوانیم، گفتاری است که امیرالمومنین(ع) خطاب به(شریح بن حارث) بعد از این که وی را احضار نمود ایراد کرد.



به من اطلاع دادند که تو خانه‏ ای را به مبلغ هشتاد دینار خریداری کرده، گواهانی را برای تایید آن معامله به گواهی گرفته‏ ای.

شریح جواب داد چنین است یا امیرالمومنین.

امیرالمومنین(ع) نظری تند به او انداخت و گفت ای شریح، اطلاع داشته باش که به زودی کسی نزد تو خواهد آمد و بدون این که نظری به قباله خانه بیندازد و از شهود تو راجع به خرید آن خانه کسب اطلاع نماید تو را مجبور خواهد کرد که از آن خانه کوچ کنی و تو را در قبر جا خواهد داد.

ای شریح نکند که این خانه را از مال دیگران خریداری کرده و بهای آن را از ممر نامشروع به دست آورده‏ ای که اگر چنین باشد در هر دو جهان خانه خود را ویران کرده‏ ای.

اگر تو، هنگام خرید این خانه نزد من می‏ آمدی تا این که قباله خریداری خانه را برای تو تنظیم کنم، سندی تنظیم می‏کردم که تو موافقت نمی‏کردی آن خانه را به یک درهم خریداری کنی تا چه رسد به مبلغی بیشتر و سندی که من برای خرید آن خانه تنظیم می‏کردم این مضمون را داشت:

این قباله خانه‏ ای است که بنده ‏ای بی‏ مقدار از بنده‏ ای دیگر که از خانه‏ اش بدر شده(مرده خریده است). خریدار، این خانه را در دنیای فریب که جای کسانی است که نیست خواهند شد خریداری کرده و حدود اربعه این خانه از این قرار است:

حد اول خانه محدود می‏شود به حوادث ناگوار(از هر قبیل از جمله خرابی خانه و زلزله و غیره ) و حد دوم محدود می‏ شود به عللی که غصه و غم به وجود می‏آورد(چون مرگ عزیزان و از دست رفتن مال و غیره) و حد سوم محدود می‏ شود به هوسهای نفسانی(که همه مسبب بدبختی و تباهی است) و حد چهارم محدود می‏شود به شیطان رجیم(که دایم درصدد گمراه کردن بندگان است) و درب خانه در این حد قرار گرفته است.

این خانه را، این فریب خورده دنیا از کسی خریداری کرده که مرگ او را به سرای دیگر برده و ارزش این خانه، به بهای خروج خریدار است از عرصه قناعت و والایی، و ورودش به حضیض ذلت و خواهندگی.

اگر خریدار در این معامله از فروشنده زیان ببیند جبران آن زیان بر کسی است که می‏تواند جان ملوک و ستمکاران را بگیرد (یعنی عزرائیل) و فرمانروایی فرعونها و کسریها و قیصرها و تبع‏ها(پادشاهان یمن) و حمیرها(امرای قبیله حمیر بن سبا) را از بین ببرد و همه کسانی را که ثروت اندوختند و کوشکهای پر زینت بنا کردند و باغ به وجود آوردند نابود کند.

کسانی که مال، گرد آوردند و پیوسته بر آن افزودند و خانه بنا کردند و آن را مزین نمودند و اندیشیدند که دارایی و خانه و بوستان خود را برای فرزندان باقی خواهند گذاشت عاقبت به جایی منتقل می‏شوند که در آنجا اعمال اشخاص مورد رسیدگی قرار می‏گیرد تا این که پاداش دریافت کنند یا این که کیفر ببیند و در آن زمان راست و ناراست از هم جدا می‏شود و به موجب گفته خداوند، کسانی که اهل باطل بودند زیان می‏کنند و عقلی که از سلطه هوی و هوس بر کنار و به دنیا وابسته نباشد صحت این قباله را تصدیق می‏کند
هیچ کس جز خداوند هست نیست.

Major I
Major I
پست: 458
تاریخ عضویت: دو شنبه 9 بهمن 1391, 8:57 pm
سپاس‌های ارسالی: 118 بار
سپاس‌های دریافتی: 1090 بار

Re: ترجمه قسمتهای کوتاهی از نهج البلاغه

پست توسط امیر احمدی2 » یک شنبه 29 بهمن 1391, 11:20 am

فرمان امیرالمومنین(ع) خطاب به مالک‏ اشتر

مالک بن حارث نخعی، معروف به اشتر، مردی دلیر و از وفادارترین یاران امیرالمومنین(ع) بود و در زبان عربی اشتر به کسی گویند که پلک چشمش برگشته باشد و یک پلک چشم اشتر، بر اثر ضربت گرزی که در سال شانزدهم هجری در جنگ مسلمین با روم صغیر بر خود او(کلاه خود او) کوبیده بودند آسیب دید و از آن به بعد معروف به اشتر گردید. مولای متقیان، محمد بن ابوبکر را ولی مصر کرد اما بر اثر توطئه معاویه، وضع محمد بن ابوبکر در مصر متزلزل شد و می‏دانیم که بعد وی را در آن کشور به قتل رسانیدند و امیرالمومنین(ع) مالک‏ اشتر را به ولایت مصر انتخاب نمود و این فرمان را نوشت و به او داد ولی معاویه که از نصب مالک‏ اشتر به ولایت مصر اطلاع حاصل کرده بود، دستور داد که او را زهر خورانیدند و به طوری که در تواریخ اسلامی نوشته شده در محلی موسوم به قلزم(که امروز محل واقعی آن معلوم نیست) مالک‏ اشتر را زهر خورانیدند و زهر را در عسل به او دادند و مالک در سال 38 هجری از آن زهر، زندگی را بدرود گفت و امیرالمومنین(ع) از مرگ مالک‏ اشتر بسیار اندوهگین گردید و گفت مالک‏ اشتر برای من، مانند من بودم برای رسول‏الله(ص) و معاویه وقتی از مرگ مالک‏ اشتر مطلع شد به اطرافیان گفت علی بن ابیطالب(ع) دو دست داشت و یک دست او عمار یاسر بود که در جنگ(جنگ صفین) کشته شد و دست دیگرش را مالک ‏اشتر تشکیل می‏داد که او هم دیگر نیست. راجع به محل زهر خورانیدن به مالک‏ اشتر و مرگ او روایت دیگر وجود دارد و به موجب آن، گفته‏ اند محلی که در آنجا به مالک‏ اشتر زهر خورانیدند شهر (عریش) نزدیک مصر بود و بعد از این که فوت کرد جسدش را به مدینه منتقل کردند و در آنجا دفن نمودند.
هیچ کس جز خداوند هست نیست.

Major I
Major I
پست: 458
تاریخ عضویت: دو شنبه 9 بهمن 1391, 8:57 pm
سپاس‌های ارسالی: 118 بار
سپاس‌های دریافتی: 1090 بار

Re: ترجمه قسمتهای کوتاهی از نهج البلاغه

پست توسط امیر احمدی2 » یک شنبه 29 بهمن 1391, 11:24 am

این دستوری است از بنده خدا، علی، امیرمومنان به مالک بن حارث اشتر در زمانی که او را به فرمانروایی مصر انتخاب می‏نماید و به موجب این پیمان او مامور است که خراج آن کشور را دریافت کند و با دشمنان نبرد نماید و دقت داشته باشد که کارهای مردم اصلاح شود و برای آبادی شهرها و روستاها بکوشد.

به او امر می‏شود تا این که از خدا بیم داشته باشد و در بندگی‏ اش بکوشد و آنچه از واجبات که خداوند در کتاب خدا امر کرده بجا بیاورد و آن واجبات همان است که هیچ کس به نیک بختی نمی‏ رسد مگر این که آنها را به جا بیاورد و هر کس که از اجرای آن واجبات شانه خالی نماید دچار طعم تلخ بدبختی خواهد گردید.

مالک مکلف می‏باشد که خداوند را با دل و دست و زبان یاری کند و خداوند مانندی ندارد عهد کرده که یاری کنندگان دین خود را مورد حمایت قرار دهد و هر کس که او را بزرگ بداند خداوند هم وی را عزیز می‏دارد.

خداوند دستور می‏دهد که آدمی بایستی نفس اماره هوسران را هنگامی که سرکشی می‏نماید رام کند و نفس را از کارهای ناپسندیده بر کنار بدارد و عادت نفس این است که آدمی را به کارهای ناپسند اغوا می‏کند و انسان باید خود را در پناه حق قرار بدهد تا این که از وسوسه نفس در امان بماند.
ای مالک، آگاه باش که من تو را برای ولایت به بلادی فرستادم که قبل از تو، در آن بلاد، حکام دیگر، عادل یا ظالم حکمرانی می کردند و همانگونه که تو در امور مربوط به حکمرانان دیگر نظر می‏ اندازی مردم نیز در کارهای تو نظر می‏ اندازند و راجع به تو، در آینده، همان را می‏گویند که تو راجع به حکمرانان سلف می‏گویی.

نیکوکاران را از گفته‏ هایی که راجع به آنها بر زبان بندگان خداوند جاری است می‏توان شناخت و رفتار تو بایستی طوری باشد که مردم از تو به نیکی یاد کنند و بهترین اندوخته تو رفتار نیکویت می‏باشد و بر تمایلات و شهوات نفس خود مسلط باش و از آنچه بر تو حلال نیست دوری کن و این را بدان که نسبت به نفس، بخل ورزیدن و از ایجاب خواهشهای آن امتناع کردن، عدالت است.
هیچ کس جز خداوند هست نیست.

Major I
Major I
پست: 458
تاریخ عضویت: دو شنبه 9 بهمن 1391, 8:57 pm
سپاس‌های ارسالی: 118 بار
سپاس‌های دریافتی: 1090 بار

Re: ترجمه قسمتهای کوتاهی از نهج البلاغه

پست توسط امیر احمدی2 » یک شنبه 29 بهمن 1391, 11:30 am

ای مالک ، قلب تو بایستی آکنده از محبت رعیت باشد و با رعایا با عطوفت رفتار کن و نسبت به آنها چون گرگ نباش که گوسفندی را می‏درد و از لاشه آن ارتزاق می‏نماید و بدان که مردم دو نوع هستند، گروهی برادران دینی تو می‏باشند که تو بایستی با آنها با رافت رفتار کنی و گروهی دیگر، چون تو، جزو آفریدگان خدا هستند که از روی عمد یا از روی سهو، مرتکب خطا شده‏ اند و همانطور که تو امیدوار هستی که خداوند بر تو ببخشاید و از گناهانت درگذرد تو هم بر آنها ببخشا و از روی تناسب، تو نسبت به آنها ارجح هستی و آن کس که تو را به حکومت بر آن مردم فرستاده از تو برتر است و خداوند متعال برتر از کسی می‏باشد که تو را به حکومت انتخاب کرده و قدرت حقیقی با اوست و اینک قلمروی حکومت تو، یک عرصه آزمایش می‏باشد تا اینکه رفتار تو نسبت به رعیت معلوم شود و مبادا که بر اثر ظلم نسبت به رعیت خود را در وضعی قرار بدهی که بایستی با خدا بجنگی زیرا تو یارای مقاومت در قبال خداوند را نداری و روزی نخواهد آمد که تو محتاج کرم و عفو کردگار نباشی. هرگز از صرف نظر کردن و بخشایش نسبت به رعیت پشیمان نشو و از مجازات کردن احساس خرسندی منما. تو در آنجا دارای قدرت هستی و لذا می‏توانی خشم خود را فرو ببری و به همین جهت هرگز در ابراز خشم عجله نکن. نگو که من چون فرمانفرما هستم همه باید از من اطاعت کنند و نگو که مامور هستم و هر چه بخواهم می‏کنم. زیرا اگر این روش را پیش بگیری دین در تو سست می‏شود و قلب تو را سیاهی می‏گیرد و خداوند لطف خود را از تو باز می‏گرداند.

اگر مرتبه حکومت و فرماندهی تو را خودپسند کرد، عظمت خداوند را در نظر بگیر و به یاد بیاور که تو نسبت به خداوند چقدر کوچک و ناتوان هستی و از عهده هیچ یک از کارهای خداوند برنمی‏ آیی و این فکر، غرور را از تو دور می‏ نماید و خردمندی را به تو برمی‏ گرداند.

به هوش باش که در هیچ موقع خود را با خدا برابر نکنی و هیچ کس با خدا برابر نمی‏شود و خداوند هر با نخوت را ذلیل می‏نماید.
با خداوند با عدل رفتار کن و در مورد رعیت و آنهایی که دوست می‏داری عادلانه رفتار نما و نگذار کسانی که از نزدیکان تو هستند با آنها ظلم کنند که اگر ممانعت نکنی خود ظالم هستی و هر کس که به بندگان خدا ظلم کند نفرت و خشم خداوند را علیه خود به وجود می‏آورد و آن که دچار نفرت خداوند می‏شود تا وقتی که توبه و استغفار ننماید همچنان مورد خشم خداوند خواهد بود.

برای از بین رفتن نعمتی که خداوند می‏دهد و تسریع در غضب خداوند هیچ عامل موثرتر از ستمگری نیست ولی خداوند شکایت کسانی را که ستم می‏بینند می‏ شنود و همواره آماده است تا این که ستمگران را کیفر بدهد.
هیچ کس جز خداوند هست نیست.

Major I
Major I
پست: 458
تاریخ عضویت: دو شنبه 9 بهمن 1391, 8:57 pm
سپاس‌های ارسالی: 118 بار
سپاس‌های دریافتی: 1090 بار

Re: ترجمه قسمتهای کوتاهی از نهج البلاغه

پست توسط امیر احمدی2 » یک شنبه 29 بهمن 1391, 11:36 am

ای مالک، یکی از کارهایی که باید نزد تو خیلی مورد توجه باشد رعایت عدل و برابری با همه کس است و اگر چنین بکنی رعیت را از خویش راضی می‏نمایی.

آگاه باش که اگر مجموع رعیت دچار خشم شود، رضا و رفاه چند نفر از بین می‏رود اما از بین رفتن رضا و رفاه چند نفر که جزو خواص هستند در قبال رضا و خشنودی مجموع مردم بدون اهمیت است. رسم خواص این است که هنگام آرامش بیش از همه برای حاکم اشکال به وجود آورند و هنگام گرفتاری کمتر از همه به او یاری می‏دهند و هرگز از آنچه به آنها می‏رسد راضی نیستند و هنگام درخواست بیش از دیگران اصرار می‏نمایند و وقتی مورد بخشش قرار می‏گیرند کمتر از همه تشکر می‏کنند و هیچ عذر را برای این که چرا درخواستشان پذیرفته نشده نمی پذیرند و در وقایع سخت، سست‏تر از خواص برای صبر و تحمل در یک جامعه کسی نیست.

اما اکثریت مردم، کسانی هستند که قوام دین باشند و آمادگی دارند که از دشمن جلوگیری کنند پس تو باید آنها را از خود راضی نگاه داری و هرگز، توجه تو از آنها سلب نشود.
از بین افراد ناس، آن کس که اصرار دارد زشتیها و عیوب مردم را برای تو فاش کند از خود دور کن.

چون در هر جامعه، بین مردم، عیوبی وجود دارد که حاکم نباید در صدد کشف آنها برآید و چشمهای ظاهر و باطن هر حاکم باید خطا پوش باشد و تو نبایستی حتی عیب آشکار آنها را مورد توجه قرار بدهی تا چه رسد به این که درصدد برآیی عیب پنهان آنها را آشکار کنی و اگر می‏خواهی که خداوند عیوب تو را پنهان بدارد درصدد آشکار کردن عیوب مردم برنیا.

هرگز در قلب خود، گره یک کینه را نگاه مدار(عقده هر کینه در در قلب خود باز کن) و همین که چیزی در نظرت نادرست آمد اینطور نشان بده که نسبت به آن نادان هستی(تا این که بدون مطالعه و تعمق آن را تصدیق نکنی) و از پذیرفتن گفته کسانی که سخن‏چین هستند خودداری کن برای این که سخن چین، ولو خود را ناصح صمیمی جلوه بدهد باز اهل فریب و دغل است.
هیچ کس جز خداوند هست نیست.

Major I
Major I
پست: 458
تاریخ عضویت: دو شنبه 9 بهمن 1391, 8:57 pm
سپاس‌های ارسالی: 118 بار
سپاس‌های دریافتی: 1090 بار

Re: ترجمه قسمتهای کوتاهی از نهج البلاغه

پست توسط امیر احمدی2 » یک شنبه 29 بهمن 1391, 11:39 am

وقتی می‏خواهی مشورت بکنی آن کس را که بخیل است دعوت به مشورت مکن برای اینکه تو را از فقر و فاقه می‏ ترساند و در نتیجه از بخشش باز می‏دارد همچنین هنگام مشورت از کسی که ترسو می‏باشد درخواست رای منما زیرا چون از همه چیز بیمناک است تو را از اقدام به کارها باز می‏دارد و نیز از حریص دعوت به مشورت کن که تو را ترغیب به جمع‏ آوری مال و در نتیجه ستمگری می‏نماید و بخل و ترس و حرص، غرایزی هستند که بدگمانی نسبت به خداوند را در ضمیر انسان به وجود می‏آورد .چون آدمی را از توکل و خود را در پناه خدا قرار دادن باز می‏دارد .
از بین وزیران، برای تو، بدترین وزیر آن است که قبل از تو نزد اشرار و حکام فاسد، مقام وزارت را داشته و در تمام اعمال نابکارانه آنان شریک بوده است و تو نبایستی یک چنین شخص را با مقام وزارت یا مقام دیگر نزد خود به کار بگماری چون او همکار گناهکاران و ظالمان بوده و نمی‏تواند ماهیت خود را تغییر بدهد و تو می‏توانی از بین اشخاص پاک‏نهاد که در گذشته با ظالمان و تباه‏کاران همکاری نکرده ‏اند کسانی را برای همکاری با خود انتخاب نمایی و وفای اینگونه اشخاص به تو بیشتر و توقعشان برای دریافت مزد از تو کمتر است.

آنها بیشتر به تو تمایل پیدا کنند و به یاری‏ات می‏ شتابند و با غیر از تو کمتر معاشرت دارند و آن اشخاص را چه در مجالس علنی و چه در خلوت به خود نزدیک کن و بدان که بهترین وزیر تو آن است که حقیقت را ولو تلخ باشد و بداند که تو از شنیدن آن مکدر می‏شوی به تو بگوید و هرگز آن قسمت از رفتار تو را که می‏داند مورد پسند خداوند نیست مورد ستایش قرار ندهد.
هیچ کس جز خداوند هست نیست.

Major I
Major I
پست: 458
تاریخ عضویت: دو شنبه 9 بهمن 1391, 8:57 pm
سپاس‌های ارسالی: 118 بار
سپاس‌های دریافتی: 1090 بار

Re: ترجمه قسمتهای کوتاهی از نهج البلاغه

پست توسط امیر احمدی2 » یک شنبه 29 بهمن 1391, 11:41 am

همواره با کسانی معاشرت کن که از پرهیزکاران می‏باشند و آنها را تعلیم بده که تو را به سبب کارهای ناپسند که نکرده ای مورد مدح قرار ندهند زیرا مدح و ستایش زیاد اشخاص را مغرور می کند.
در نزد تو، نباید که ثوابکار و گناهکار و نیکوکار و بدکار مساوی باشند و هر دو از توجه و لطف تو بهره‏ مند شوند.

زیرا اگر رفتار تو با نیکوکار و بدکار متشابه باشد آن که نیکوکار است ناامید می‏شود و دیگر اقدام به نیکوکاری نخواهد کرد و آن کس که بدکار است تشویق می‏گردد که به بدکاری ادامه بدهد.

لذا رفتار تو با هر یک از این دو، بایستی متناسب با کردار آنها باشد و به یک نفر پاداش بدهی و دیگری کیفر ببیند.

برای این که مردم نسبت به حاکم خود نیک‏بین شوند هیچ عامل موثرتر از این نیست که حاکم نسبت به رعایا نیکویی بکند و اقداماتی به عمل بیاورد تا این که هزینه معاش رعایا تقلیل بیاید.

تو نباید هرگز از رعایا برای مواردی که علتی معقول در آن وجود ندارد رنجش حاصل نمایی و رفتار تو با مردم بایستی طوری باشد که در رعایا عدم رضایت به وجود نیاید و اگر رعایای تو نسبت به تو نیک بین باشند تو به نسبت زیاد در اداره امور قلمروی حکومت آسوده خاطر خواهی بود.
هیچ کس جز خداوند هست نیست.

Major I
Major I
پست: 458
تاریخ عضویت: دو شنبه 9 بهمن 1391, 8:57 pm
سپاس‌های ارسالی: 118 بار
سپاس‌های دریافتی: 1090 بار

Re: ترجمه قسمتهای کوتاهی از نهج البلاغه

پست توسط امیر احمدی2 » یک شنبه 29 بهمن 1391, 11:44 am

کسانی که تو نسبت به آنها نیکی کرده ‏ای اشخاصی هستند که مستوجب نیک‏بینی تو می‏باشند و کسانی که تو نسبت به آنها بدی کرده‏ ای کسانی هستند که نبایستی مورد نیک‏بینی قرار بگیرند و تو باید نسبت به آنها سوءظن داشته باشی.

ای مالک ، در گذشته، بزرگان قومی که تو فرمانروای آنها هستی سنتهایی برای اداره امور مردم آن کشور به وجود آورده‏ اند که مدتی طولانی بر آن سنتها می‏گذرد و کارهای مردم ان قوم بر اساس آن سنتها منظم شده و تو نباید آن رسوم و سنتها را از بین ببری و اگر مبادرت به از بین بردن آن سنتها بکنی منفعت و نیک‏نامی‏ اش عاید کسانی می‏شود که آن رسوم را به وجود آورده‏ اند و ضررش عاید تو می‏شود که آن رسوم را از بین برده ای.

قبل از این که تو والی آن دیار بشوی مردم در آنجا کارهایی کرده‏ اند و تو هم بایستی کارهایی بکنی که وضع کشور استوار گردد و آبادتر بشود و برای این کار با دانشمندان و راسگویان مشورت کن و از تجربه‏ هایی که آنان در کارهای سازندگی کشور دارند بهره ‏مند شو.
این را بدان که آن کشور و کشورهای دیگر، رعایا دسته‏ بندی شده‏ اند و کار هیچ یک از دسته‏ های مردم اصلاح نمی‏ پذیرد مگر با کمک دسته‏ های دیگر.
هیچ کس جز خداوند هست نیست.

Major I
Major I
پست: 458
تاریخ عضویت: دو شنبه 9 بهمن 1391, 8:57 pm
سپاس‌های ارسالی: 118 بار
سپاس‌های دریافتی: 1090 بار

Re: ترجمه قسمتهای کوتاهی از نهج البلاغه

پست توسط امیر احمدی2 » یک شنبه 29 بهمن 1391, 11:46 am

در بین مردم آن کشور دسته ‏ای از لشکریان خدا هستند و دسته دیگر از نویسندگان عمومی و خصوصی می‏باشند و دسته ‏ای از قضات دادگستری به شمار می‏ آیند و گروهی ماموران دیوان هستند که بایستی برای اجرای مقررات با مردم با انصاف رفتار نمایند و دسته‏ ای از آنها گروه مالیات دهندگان می‏باشند و دسته دیگر جزیه دهندگانند که به حکومت اسلامی مالیات دهند تا این که در پناه اسلام کیش خود را حفظ نمایند و گروهی از آنها بازرگانان و سوداگران و صنعتگرانند و دسته‏ ای هم جزو فقرا و مسکینان به شمار می‏ آیند که برای ادامه زندگی به دیگران احتیاج دارند.

برای هر یک از این دسته‏ ها از طرف خداوند سهمی تعیین شده که در قرآن یا در سنت رسول‏الله(ص) هست و ما باید آنچه را که مقرر شده‏ است رعایت کنیم.

سربازان سپاه به فرمان خداوند ، برای مردم چون قلاع متین هستند و دین را ارجمند می‏کنند و آبروی فرماندار را حفظ نمایند و راهها به وسیله آنها امن می‏شود و هرگاه آنها نباشند کار رعایا منظم نمی‏ شود و اگر برای پرداختن مستمری به آنها خراج وصول نشود کار ارتش منظم نخواهد شد و آنها بایستی به وسیله خراجی که جهت مستمری آنها دریافت شود امور زندگی خود را منظم نمایند.

ولی امور مالیات دهندگان و سپاهیان منظم نمی‏ شود مگر با همکاری دسته سوم از افراد ناس که آنها قضات هستند و آنان بر اجرای عهدها و عقدها نظارت می‏نمایند و نیز کارکنان دیوان و نویسندگان که در موارد عمومی و خصوصی از وجودشان استفاده می‏شود لیکن اگر بازرگانان و صنعتگران نباشند از وجود دسته‏ های مذکور نمی‏ توان استفاده نمود زیرا بازرگانان و صنعتگران با کار خود وضع اقتصادی جامعه را قوام می‏ بخشند و کارهایی را که آنها بر عهده دارند، دیگران نمی‏توانند به انجام برسانند.
هیچ کس جز خداوند هست نیست.

Colonel II
Colonel II
نمایه کاربر
پست: 3471
تاریخ عضویت: جمعه 20 اردیبهشت 1387, 9:44 am
سپاس‌های ارسالی: 5879 بار
سپاس‌های دریافتی: 12410 بار
تماس:

Re: ترجمه قسمتهای کوتاهی از نهج البلاغه

پست توسط Solver » دو شنبه 30 بهمن 1391, 2:10 am

وقتی می‏خواهی مشورت بکنی آن کس را که بخیل است دعوت به مشورت مکن برای اینکه تو را از فقر و فاقه می‏ ترساند و در نتیجه از بخشش باز می‏دارد همچنین هنگام مشورت از کسی که ترسو می‏باشد درخواست رای منما زیرا چون از همه چیز بیمناک است تو را از اقدام به کارها باز می‏دارد و [COLOR=#C00000]نیز از حریص دعوت به   [COLOR=#FFFFFF]کن   تو را ترغیب به جمع‏ آوری مال و در نتیجه ستمگری می‏    بخل و ترس و حرص، غرایزی هستند که بدگمانی نسبت به خداوند را در ضمیر انسان به وجود می‏آورد .چون آدمی را از توکل و خود را در پناه خدا قرار دادن باز می‏دارد .
از بین وزیران، برای تو، بدترین وزیر آن است که قبل از تو نزد اشرار و حکام فاسد، مقام وزارت را داشته و در تمام اعمال نابکارانه آنان شریک بوده است و تو نبایستی یک چنین شخص را با مقام وزارت یا مقام دیگر نزد خود به کار بگماری چون او همکار گناهکاران و ظالمان بوده و نمی‏تواند ماهیت خود را تغییر بدهد و تو می‏توانی از بین اشخاص پاک‏نهاد که در گذشته با ظالمان و تباه‏کاران همکاری نکرده ‏اند کسانی را برای همکاری با خود انتخاب نمایی و وفای اینگونه اشخاص به تو بیشتر و توقعشان برای دریافت مزد از تو کمتر است.

آنها بیشتر به تو تمایل پیدا کنند و به یاری‏ات می‏ شتابند و با غیر از تو کمتر معاشرت دارند و آن اشخاص را چه در مجالس علنی و چه در خلوت به خود نزدیک کن و بدان که بهترین وزیر تو آن است که حقیقت را ولو تلخ باشد و بداند که تو از شنیدن آن مکدر می‏شوی به تو بگوید و هرگز آن قسمت از رفتار تو را که می‏داند مورد پسند خداوند نیست مورد ستایش قرار ندهد.


"نکن" است احتمالاً.
Personal Site: [لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]

Major I
Major I
پست: 458
تاریخ عضویت: دو شنبه 9 بهمن 1391, 8:57 pm
سپاس‌های ارسالی: 118 بار
سپاس‌های دریافتی: 1090 بار

Re: ترجمه قسمتهای کوتاهی از نهج البلاغه

پست توسط امیر احمدی2 » دو شنبه 30 بهمن 1391, 3:46 am

متشکرم از دقت شما نکن درست است.
هیچ کس جز خداوند هست نیست.

Major I
Major I
پست: 458
تاریخ عضویت: دو شنبه 9 بهمن 1391, 8:57 pm
سپاس‌های ارسالی: 118 بار
سپاس‌های دریافتی: 1090 بار

Re: ترجمه قسمتهای کوتاهی از نهج البلاغه

پست توسط امیر احمدی2 » دو شنبه 30 بهمن 1391, 3:51 am

دسته دیگر از افراد ناس، محتاجان و مسکینان هستند که کمک کردن به آنها از واجبات است و حکمران بایستی نظارت کند که به این دسته از مردم مساعدت بشود.

هر یک از دسته‏ های نامبرده در موقع سختی، به سوی خدا راه دارند و می‏توانند از خداوند کمک بخواهند ولی بر حاکم نیز دارای حق هستند و حاکم بایستی به وضع آنها رسیدگی کند و مشکلاتشان را رفع نماید و حکمران نمی‏تواند اشکالات دسته‏ های مردم را رفع نماید مگر با استمداد از خداوند و جدیت در کارهای مشکل.
برای فرماندهی سربازان خود شخصی را انتخاب کن که به خداوند و رسول و پیشوای او عقیده داشته باشد بدون دارا بودن سوابق نامطلوب.

او نباید زود دچار غضب شود و نباید از فرط نخوت معذرت خطاکاران را نپذیرد.

فرمانده قشون تو باید با سرکشان سخت‏گیر باشد و با افتادگان مهربان . نرم و خشم، طوری او را دیگرگون نکند که زمام عقل را از دست بدهد و ملایمت و نرمی دیگران او را از عزمش باز بدارد.
هیچ کس جز خداوند هست نیست.

ارسال پست

بازگشت به “فلسفه”