در اين بخش مي‌توانيد در مورد مباحث فنی و تخصصی مرتبط با خودرو و وسايل نقليه بحث و تبادل نظر کنيد
Major I

Major I



نماد کاربر
پست ها

96

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 22 مرتبه
تاريخ عضويت

سه شنبه 23 آبان 1385 13:36

محل سکونت

جنوب

آرشيو سپاس: 312 مرتبه در 76 پست

افت مهارت در رانندگی

توسط جعفر طاهري » يکشنبه 15 بهمن 1391 16:25

دست فرمان و مهارت رانندگی و تصور اشتباه افت مهارت رانندگی با ازدياد سن
ميتوانم بدون اغراق بگويم اينك پس از گذشت بيش از 33 سال از دريافت گواهينامه خودرو و طی مسير بيش از يك ميليون و پانصد هزار كيلومتر با انواع خودرو سواری، بدون در نظر گرفتن مسافتهای طی شده ام در مدت بيست سال رانندگی با موتورسيكلت ، تصور ميكنم اينك كاملاً تفاوت بين دست فرمان و مهارت در رانندگی را تقريباً درك ميكنم . در حاليكه با شرايط جاده ها و رانندگان سهل انگار و گريز از قانون ، بخش زيادی از رانندگی كم تصادف خود را مديون صرفاً شانس خود ميدانم . با داشتن سن زياد ، هنوز جزء دسته رانندگان پر سرعت درجاده های ناهموار و پر از پيچ و خم هستم و بعلت اينكه همواره سعی ميكنم ذهن خود را معطوف رانندگی بدون ترمز بنمايم بندرت چراغ ترمز خودرويم برای رفتن به پشت خودروئی كه در حال سبقت از آن هستم ، و يا تقاطعی كه لزوماً ، بايد با سرعت كمی آنرا طی نمايم ، روشن ميشود . با وجود اينكه هنگام رانندگی تمام تجربيات وهوش خود را به انجام عمل صحيح اختصاص ميدهم و هرگز در هنگام پشت رل بودن فقط قصد راندن را نداشته ام و بقصد رانندگی خودرو را رانده ام ، اما صميمانه معترف هستم با اين وجود اين شانس بوده كه تاكنون دست اجل را از سر م در هنگام رانندگی كوتاه كرده . هر چند كه در دهه اوليه رانندگيم ، سرعت گذر كمتری نسبت به حال داشته ام.
دست فرمان دختر كوچك 13 ساله ام از من بهتر است چون يك شب بچشمم ديدم هنگام تعليم به او با خودروی سوزوكی ويتارا برای انجام عمل سر و ته كردن در يك مسير بن بست كه دارای كوچه های جانبی متعدد بود ، چگونه با سرعت زيادی كه داشت ، ناگهان وارد كوچه ائی شد كه من منظورم ، كوچه بعدی برای او بود .!!! وقتی بصورت اصطلاحاً ميليمتری پس از ترمز با ديوار و خودروئی كه در ابتدای سمت راست كوچه پارك شده بود قرار گرفت ،و سپس رو بعقب برای برگشت از مسيرحركت كرد . راز اينكار استفاده از تمرينات قبلی و دست فرمانش بود . كاری كه من بهيچوجه از پس آن بر نمی آمدم . اينكه چرا من قادر به چنين عملی بدون تصادف نبودم ، ربطی به ضعفهای بدنی ناشی از سن و سالم ندارد چون هنوز خوب ميبينم و ميسنجم و تحرك و واكنشهای مناسب را نيز دارم . اما مشكل من برای انجام ندادن اين عمل، در واقع نداشتن تمركز است . تمركز بمفهوم ، مشغله فكری ناشی از مشكلات خانوادگی و اجتماعی مد نظرم نميباشد . عدم تمركزی را ميگويم كه باعث آن از دانسته های پيشين ناشی از 54 سال سن، و ديدن رانندگی ديگران و خودم نشات گرفته است . يعنی در اينجا دانسته ها ، باعث ميشوند با ترديدهای پيش آمده ، بهمراه انجام عمل ناموزون و هارمونی مناسب برای كاهش سرعت چرخ و گردش فرمان ، بر خلاف انتظارمان كار را خراب كند . و بر عكس آن ندانسته ها و رويائی نگری دخترم به دنيا به طبع سن كمش و داشتن مدتی سابقه رانندگی با خودرهای قبلی و فعليمان با چاشنی شانس باعث شد يك عمل سر و ته كردن بينظير را او انجام بدهد . باور كنيد نزديك بود كه من سكته كنم و برای لحظاتی نميتوانستم حرف بزنم و بخودم لعنت ميفرستادم كه چرا علائم كوچه مورد نظرم را كه ميخواستم در آن سرو ته كند زودتر از رسيدن به اين كوچه، به او نگفتم و چرا به يك كودك ؛ رانندگی ائی ، كه هنوز به آن نيازمند نيست، را ياد ميدهم. از چهار فرزند و خانم من فقط اين آخری گواهينامه ندارد و تصور كنيد با هم هستيم و بقصد تفريگاهی بيرون رفته ائيم و من پشت رل هستم و قرار است يك پارك دوبل كم جا بصورتی انجام بدهم كه چرخ خودرويمان در جوب نيفتد و به خودروهای جلو وعقب نيز نمالم و تا آنجا كه ممكن است در پناه خودرو عقبی برای جلوگيری از تصادف خودروهای گذری قرار بگيرم . اگر از پسرم نخواهم كه از ماشين خارج شود و كمك به پارك كردنم بكند ، باور كنيد مورد مضحكه آنها قرار ميگيرم . چون تمام فرمولها و دانسته های پارك كردن يك خودرو را با مقايسه قيمت خودرو های عقب و جلو و خودروی خودم و آسيب افتادن در جوب و معطليهای صافكاری و مكانيكی درهم كرده و در نهايت ، اگر پارك خوبی انجام بدهم ، مطمئناً يك پارك پر از سر و صدا و مضحكه خواهد بود .    
ايستگاه اتوبوسی كه در ماهشهر برای رفتن به كارخانه به اتفاق ساير همكاران هنگام صبح نسبتاً زود می ايستيم در محلی است كه پنج تقاطع ، سه راهه در نزديكی آن وجود دارد و برای جلوگيری از تصادف ، سه سرعت گير از جنس آسفالتی در همين محل است كه بمرور يك سمت آن با سطح مسير تقريباً كم ارتفاع و يا تخت شده ؛ گاهی ميبينيم كه خودروئی با سرعت زياد با انجام حركات مارپيچی خوش دست از بخشهای اين سه سرعت گير چنان با سرعت و زيبا و بدون تكان رد ميشود كه اگر از يكی از تقاطعها خودرو ديگری بيايد . احتمالاً تصادف مرگباری رقم خواهد خورد و متاسفانه تمام رانندگان اين دسته از خودروها كم سن و سال هستند و فقط دست فرمان آنهاست كه بهمراه شانس ، خطر را از آنها دور ميكند . و ميتوانم بگويم خودرويشان يا مال خودشان نيست و يا اگر هست با دستمزد كار آنها خريد نشده . ؛ گرچه مطمئن هستم من و يا شما اين خوشدستی را كه به دست فرمان معروف است احتمالاً ميتوانيم در محل بی خطری بنمايش يگذاريم ولی ميدانم حداقل من قادر به چنين عملی در اين محل نخواهم بود، زيرا وجود ترس و ترديد ، هارمونی زيبای حركات خودرو را با سايه مرگ آفرين خود ميپوشاند و عدم تعادلی را ايجاد ميكند كه شايد بدون برخورد با وسيله ائی ديگر باعث برخورد من با جدول خيابان گردد .
در نتيجه دست فرمان يك راننده شجاع و نترس، بهتر از يك راننده محافظه كار ميباشد هر چند كه تعبير ما در موارد غير ايمن از شجاعت او، در واقع آميخته ائی با حماقتش باشد .   ارادتمند شما شهرام اسماعيلی
بر گرفته شده از سايت تيونينگ تالك  www.tt.tuningtalk.com

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب جعفر طاهري تشکر کرده اند:
nima-rad, Mahdi1944, Solver, Present, FARSHAD.ADL

 


  • موضوعات مشابه
    پاسخ ها
    بازديدها
    آخرين پست

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 4 مهمان