در اين بخش ميتوانيد درباره موضوعاتي كه در انجمن براي آنها بخشي وجود ندارد به بحث و گفتگو بپردازيد

New Member



no avatar
پست ها

1

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

شنبه 10 فروردین 1392 21:39

آرشيو سپاس: 0 مرتبه در 0 پست

به من كمك كنيد، نياز به مشاوره دارم

توسط Shadow62 » شنبه 10 فروردین 1392 22:11

سلام ،
من دختري هستم كه به مدت ٢ سال به طور شديد وابسته يكي از همكارانم شده ام كه او هم همينقدر و حتي به مراتب بيشتر وابسته و عاشق من است، و توي اين رابطه هيچي براي من كم نذاشته است،
اما متاسفانه او ٨ سال است كه ازدواج كرده و بچه ميز دارد،اما ازدواج او از سر علاقه ت عشق نبوده و به اصرار خانواده بوده ، ما همديگر رو تا پاي جان دوست داريم،اما رابطه ما تا وقتي است كه محل كار هستيم و اون خونه نيست كه همسرش ناراحت نشه و مشكلي پيش نياد، اون هيچ چيزي از مردي براي من كم نزاشته و هميشه هواي من رو داشته و ٢ سال هستش كه از خواب و خوراكش زده كه خاري به پاي من نره، من هم همينطور و او را دوست دارم، اما متاسفانه هرچه كه زمان ميگزره بيشتر از بيش از وجود همسرش زجر ميكشم، البته به خودش نميگم تا خداي نكرده مشكلي پيش نياد، اما از اونجايي كه نميتونم بگم، بسيار حساس و بهونه گير شدم، يك مشكل ديگه اين است كه ما با هم درس خونديم و دانشگاه قبول شديم و اگر بخوام كه ازش جدا شم هم توي محل كارم ميبينمش و هم در دانشگاه،
اون خيلي دم به دم من ميزاره و هر چي ميگم در اسرع وقت انجام ميده، بهترين خاطرات زندگيم رو با اون دارم و فكر و تحمل لحظه ايي دوريش تمام وجودم رو ميلرزونه و آتيشم ميزنه، اينقدر مهربون و مرد كه حتي احساس ميكنم كه در حقم پدري ميكنه، از هيچي برام كم نميزاره، به خاطر همين مهربونياش هستش كه دارم ديوونه ميشم، تورو خدا به من بگيد كه بايد چيكار ميكنم، ديگه نه ميتونم همسرش و حضورش رو توي زنگي ديگه تحمل كنم و ازش جدا بشم، و نه اينكه ميخوام خداي نكرده، خداي نكرده مشكلي براي زن و بچه اش پيش بياد.
ميخوام اگه بتونم ازش جدا بشم اما ميدونم كه هم اون به بد وضعي كشيده ميشه هم خودم، چون اولن ديوانه وار عاشق هميم و همم اينكه هم در شركت و هم توي دانشگاه بايد ببينمش.

 


  • موضوعات مشابه
    پاسخ ها
    بازديدها
    آخرين پست

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 1 مهمان