در اين بخش مي‌توانيد در مورد اخبار نظامي منتشر شده به بحث بپردازيد
Captain

Captain



نماد کاربر
پست ها

2132

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 37 مرتبه
تاريخ عضويت

چهارشنبه 15 شهریور 1385 00:51

محل سکونت

تهران

آرشيو سپاس: 8025 مرتبه در 1088 پست

فرمانده جديد نيروي هوايي ارتش منصوب شد

توسط Mr.Amirhessam » شنبه 6 آبان 1385 18:29

آيت‌الله خامنه‌اي فرمانده كل قوا، طي حكمي، امير سرتيپ خلبان احمد ميقاني را به فرماندهي نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران منصوب كردند.

به گزارش فارس، حكم رهبر انقلاب اسلامي به اين شرح است:

بسم الله الرحمن الرحيم
امير سرتيپ خلبان احمد ميقاني
به پيشنهاد فرمانده كل ارتش و نظر به تعهد و شايستگي و تجارب مفيد شما را به فرماندهي نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران منصوب مي‌كنم.

انتظار مي‌رود توازن رزم و آمادگي دفاعي با بهره‌گيري از كاركنان متعهد و كارآمد آن نيرو ارتقا يابد.
از تلاش‌هاي مخلصانه امير سرتيپ كريم قوامي در دوره تصدي آن مسئوليت قدرداني مي‌كنم.

توفيق همگان را از خداوند متعال مسئلت مي‌كنم.
زنده باد بهار...
هر کس به دنبال معنای این جمله است،این فایل را  لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد  کند...
به امید ظهور مهدی صاحب الزمان،پایان یافتن زمستان دنیا و شروع بهار انسانیت...
"

Major I

Major I



no avatar
پست ها

53

تشکر کرده: 133 مرتبه
تشکر شده: 6 مرتبه
تاريخ عضويت

پنج شنبه 7 اردیبهشت 1385 00:55

آرشيو سپاس: 194 مرتبه در 25 پست

توسط Taghdir » يکشنبه 7 آبان 1385 00:44

تغييرات پياپي فرماندهان نظامي به خصوص در ارتش و بويژه در نيروي هوايي داره کم کم عجيب ميشه!!
اصلا دلم نميخواد در اين مورد که هر کدوم ميتونه توجيه به اصطلاح منطقي داشته باشه بحث کنم ولي ...

Major I

Major I



no avatar
پست ها

53

تشکر کرده: 133 مرتبه
تشکر شده: 6 مرتبه
تاريخ عضويت

پنج شنبه 7 اردیبهشت 1385 00:55

آرشيو سپاس: 194 مرتبه در 25 پست

توسط Taghdir » يکشنبه 7 آبان 1385 01:42

http://www.khakriz8.blogfa.com/

(سلام دوستان عزیز! گفتگویی توسط آقای حسین زکریائی عزیزی با سرتیپ میقانی صورت گرفته بوده که امیدوارم ما رو با ایشون آشناتر کنه. گرچه عمده ی صحبت در مورد شهید سرفراز سرزمینمون ، شهید بابائی است.در این متن اشکالاتی وجود داره که مطمئننا برای دوستان که همه آشنا به مسائل و اصطلاحات خاص هستند آزار دهنده نخواهد بود. )

خلبانان ايراني هميشه معروفيت جهاني دارند

گفت وگو با امير سرتيپ دوم خلبان دكتر احمد ميقاني؛ معاون طرح و برنامه نيروي هوايي ارتش

گفت وگو از : حسين زكريائي عزيزي

بخش نخست


  

اگر موافق باشيد خوب است گفت وگويمان را با شهيد بابايي اميرنام آور نيروي هوايي و الگوي همه خلبانان تيزپرواز اين نيرو شروع كنيم . بعنوان اولين پرسش بفرمائيد آشنايي شما باشهيد بابايي در چه حدي بود؟

  بسم الله الرحمن الرحيم .من تشكر مي كنم از زحمات و تلاش هاي شما عزيزان دررابطه آشنايي با شهيدبابايي . بايد عرض كنم ايشان از خلبانان مطرح و موثر نيروي هوايي بود و براي كليه پرسنل نيروي هوايي شناخته شده بود . منتهي آشنايي عميق من با ايشان از سال 64 به بعد بود كه من تا سال 64 بعنوان خلبان هواپيماي (اف 5 ) در دزفول بودم و از سال 64 به بعد ايشان ما را كانديدا كرد براي هواپيماي (اف 14 ) كه من خدمت ايشان در مهرآباد رسيدم .

چون خودم نمي خواستم از هواپيماي (اف 5 ) به هواپيماي (اف 14 ) بيايم .لذا در ترمينال فرودگاه مهرآباد خدمتشان رسيدم چون ايشان ازجبهه مي آمدند به تهران و عرض كردم كه من علاقه ندارم به (اف 14 ) بروم و اگر اجازه مي دهيد در هواپيماي (اف 5 ) بمانم . و همينجا برنامه هاي پروازي را انجام بدهم كه اين شهيد بزرگوار كلي براي ما صحبت كردند و نصيحت كردند و در نهايت گفتند : بهتر است كه شما برويد براي (اف 14 ) كه سرنوشت نيروي هوايي در آنجا رقم مي خورد.و ما هم آمديم .

آيااز قبل نسبت به ايشان شناختي داشتيد؟

  نه من با شهيد بابايي زيادنبودم ولي از لحاظ خصوصيات رفتار عقايد و فعاليت هايي كه ايشان در نيروي هوايي انجام مي دادند همه ايشان را مي شناختند. شهيد بابايي و شهيد اردستاني از نفراتي بودند كه در ابتداي جنگ بسيار مطرح بودند منتهي من با شهيد اردستاني بيشتر مانوس بودم . چون ايشان استاد خلبان (اف 5 ) بود و من هم خلبان (اف 5 ) بودم .


شهيد بابايي چطور ايشان خلبان (اف 5 ) نبودند؟

  چرا ايشان استاد خلبان (اف 5 ) بودند ولي از همان قبل از انقلاب آمده بودند براي (اف 14 ) بخاطر همين من سالهاي اوليه جنگ افتخار آشنايي با شهيد بابايي را نداشتم ولي از سال 1364 به بعد بود كه بيشتر با ايشان آشنا شدم و با هم بوديم و در جريان آن صفات روحيات و اخلاقيات ايشان بيشتر قرار گرفتيم .

  علت اينكه عده اي از خلبانان (اف 5 ) براي خلباني در هواپيماي (اف 14 ) انتخاب مي شدند چه بود؟

  كلا هواپيماي (اف 14 ) هواپيمايي است كه در كابين عقب آن سيستم فرامين كنترل وجودندارد. يعني هواپيماي دوكابين كه ما داريم از جمله (اف 4 ) ـ (اف 5 ) ـ(سوخوـ 24 ) در كابين عقب اين هواپيماها فرامين كنترل دارد يعني استاد كه براي آموزش مي نشيند و كابين جلو هواپيما را كنترل مي كند. فرامين كنترل در كابين عقب هست . يعني اگر خلبان كابين جلو اشتباهي را مرتكب شود. استاد مي گويد من هواپيما را كنترل مي كنم و اختيار هواپيما را بدست مي گيرد و هواپيما را هدايت و كنترل مي كند اما در (اف 14 ) فرامين كنترل در كابين عقب وجود ندارد فقط سيستم هاي راداري موشكي راداري و جنگ الكترونيك و.. هست در استاد خلبان كه در كابين عقب مي نشيند فقط مي تواند از طريق صحبت كردن با خلبان كابين جلو هواپيما را هدايت كند كه شما داريد اشتباه مي كنيد يا اينجا برويد آنجا برويد و... و اگر اشتباه كند ديگر استاد خلبان نمي تواند كنترل هواپيما را به عهده بگيرد به خاطر همين نياز است كه براي (اف 14 ) از خلبانان باتجربه (اف ـ 5 ) و (اف 4 ) انتخاب كنند . يعني قبل از انقلاب هم همينطور بود كه مي آمدند از خلباناني كه حدود 700 ساعت پرواز در (اف 5 ) و (اف 4 ) داشتند ليدر 3 شدن بودند انتخاب مي كردند براي كابين جلوي (اف 14 ) كه اگر مشكلي پيش آمد خودش يك خلبان با تجربه اي باشد و بتواند هواپيما را كنترل كند . لذا به همين خاطراز خلبانان باتجريه (اف 4 ) و (اف 5 ) براي (اف 14 ) اتنخاب مي كنند .

  بفرمائيد آيا كار كرد اين هواپيماها يعني (اف 4 ) و (اف 5 ) با (اف 14 ) تفاوتي دارد؟

  بله ـ (اف 14 ) هواپيما رهگير است . يعني هوا به هوادشمن را مي گيرد و بيشتر موشك هاي هوا به هوا دارد . (اف 5 ) يك هواپيماي پشتيباني نزديك است يعني براي استمرار دفاع از نيروهاي زميني كه در ميدان نبرد هستند مي روند آن مناطقي كه براي نيروي زميني مشكل ساز است را بمباران مي كنند البته هم يك هواپيماي هوا به هوا هست و هم يك هواپيماي پشتيباني از نيروهاي زميني و دريايي (اف 4 ) هم يك هواپيماي دوربردي است كه هم هوا به هواست . هم رادار خوبي دارد و هم يك بمب افكن سنگين است .

اما (اف 14 ) اولين ماموريتش . رهگيري هوايي است كه هواپيماهاي دشمن را رهگيري مي كند و مي رود و سراغش و آن را از بين مي برد. منتهي ما با توجه به نيازي كه در طول جنگ داشتيم همين (اف 14 ) را تبديل كرديم به هوا به زمين يعني علاوه بر موشك هاي هوا به هوا براي اولين بار در جهان (كه از اين نوع هواپيما فقط ما داريم و آمريكا)

سيستم بمباران راهم بر اين هواپيما سوار كرديم و در جنگ هم استفاده كرديم .

  پس به همين خاطر بود كه در آن موقعيت نياز شد كه يك سري از خلبانان براي اين نوع هواپيما انتخاب شوند.

  ببينيد (اف 14 ) يك هواپيمايي است از لحاظ تكنولوژي يك نسل از هواپيماهاي (اف 5 ) و (اف 4 ) برتر است . يعني (اف 14 ) هنوز هم در جهان مطرح است . چون (اف 14 ) موشك دوربرد داردكه بالاي 100 كيلومتر مسافت را طي مي كن . رادارش يك راداري است كه بيشتر از 20 كيلومتر برد دارد. و خيلي هم دقيق مي گيرد.

  و با اينكه سي سال از عمر خدمتي اش مي گذرد بازهم يك هواپيماي مطرح در جهان است كه البته ما بعد از جنگ آمديم تمام سيستم هايش را بهينه سازي كرديم و به روزش نموديم . يعني (اف 14 ) سي سال پيش نيست .

  يعني با هواپيماهاي امروز برابري مي كند؟

  البته در آنزمان نيز هواپيماي مطرحي بود كه با بقيه مدلهاي پيشرفته برابري مي كرد يعني ما در آنزمان هواپيمايي بهتراز (14 ) نداشتيم و هيچ فرقي با هواپيماهاي فرانسوي و انگليسي نداشت و اين هنر تكنولوژي ماست كه از هرچيز بيشترين استفاده را مي كنيم البته خود آقا نيز چنين چيزي را تائيد كرده اند.

بطور مثال در جنگ شما شاهد بوديم كه هواپيماهاي شكاري بسياري ما را بمباران مي كردند ولي به هر جائي كه دوست داشتند نمي توانسنتد بروند و اين به علت پوشش مناسب هوايي ما بود اين در حاليست كه شما در تلويزيون مشاهده كرده ايد كه مردم لبنان تا مراكز بيروت زير باران موشك و بمب بودند. همين كار را عراقي ها مي توانستند در زمان جنگ با ما بكنند ولي اين كار را نكردند و به ترمينالهاي نفتي ما حمله نكردند زيرا ما داراي پوشش هوايي خيلي خوبي بوديم و كار پوشش برعهده وهمين هواپيماهاي (اف 14 ) بود و به همين علت عراقيها توان اين كار را نداشتند.

  البته حمله مي كردند ولي حملات آنهاكم حجم بود زيرا بالاي پوشش هوايي ما قرار گرفتند. بطور مثال آنها چند بار به خارك حمله كردند ولي نتوانستند آنجا را بزنند. حتي يك بار كه به خارك حمله كردند فقط چند روز موسسات آنجا غيرعملياتي شد ولي در مجموع نتوانستند زياد بر روي خارك مانور كنند و عمليات نمايند همانگونه كه ذكر شد علت اصلي آن وجود هواپيماهاي (اف 14 ) ما بود زيرا آنها از اين نوع هواپيماهاي ما زيادي ترسيدند حتي خود آنها هم چنين امري را اعتراف كرده اند. آنها يك بار به صورت گروهي به خارك حمله كردند كه پوشش هوايي ما يكي از آنها را منهدم كرد و بقيه آنها پا به فرار گذاشتند.

  روزي كه شما شهيد بابايي را در فرودگاه مهرآباد ديديد ايشان را چگونه شخصيتي ارزيابي كرديد؟

  بنده قبلا ايشان را ديده بودم . اينكه عرض كردم كه از سال 64 به بعد با ايشان آشنا شدم منظورم اين بود كه ارتباط ما بسيار نزديك نبود و با يكديگر هم كلام نشده بوديم . زمانيكه ايشان در دزفول حضور داشتند بنده بعنوان يك خلبان معمولي در يك گردان مشغول خدمت بودم و چون ايشان در مرتبه بسيار بالاتر از من قرار داشتند زياد با ايشان ارتباط نداشتم ولي در بين نفرات نيروي هوايي توصيفات زيادي از ايشان شنيده مي شد. به هر صورت شخصيت ايشان براي ما شناخته شده بود.

  منظور بنده هم اين بود كه آيا با ايشان هم كلام شديد؟

  بنده با ايشان در حد يك گپ دوستانه كه تقريبا نيم ساعت مي شود هم كلام شده بودم زيرا ما از ايشان شخصيت خاصي در ذهن داشتيم زيرا ايشان مسئول عمليات نيروي هوايي بودند و من يك خلبان معمولي بودم . و اينكه ايشان بنده رابه حضور بپذيرند و در گيرو دار جنگ نيم ساعت وقت براي من بگذارند از نظر بنده خيلي مهم بودو باعث خوشحالي من بود.

  آنروز ايشان با بنده خلي مهربان برخورد كردند حرفهاي ايشان خيلي منطقي و دقيق بود و سياست كاري نيروي هوايي را براي من تشريح كردند. ايشان به بنده گفتند كه هواپيماي (اف 5 ) چيست و در مورد كارآئي آن توضيح دادند و گفتند كه هواپيماي (اف 5 ) براي نيروي هوايي وزنه سنگيني محسوب مي شود اما هواپيماي (اف 14 ) وضعيت خاص خودش را داراست ومي تواند براي ما در جنگ سرنوشت ساز باشد و آينده ما به آن بستگي دارد. ايشان آنروز دليل قوي و محكمي ارائه كردند كه هدف از ارائه آن دلايل اين بود كه بنده قبول نمايم از هواپيماي اف 5 به اف 4 بروم و با آن پرواز كنم كه بنده نيز بالاخره قبول كردم .

  يعني شما قبل از رفتن به ملاقات ايشان موافق نبوديد البته به دليل علاقه اي كه به اف 5 داشتيد ولي بعد از گفتگو با ايشان قبول نموديد !   

دليل اصلي از اينكه بنده درخواست ملاقات با ايشان را مطرح كردم اين بود كه نظر ايشان را تغيير دهم . زيرا چند سال قبل از آن هم چنين ماجرايي اتفاق افتاده بود و قرار بود كه بنده با چند نفر ديگر كه لازم نمي بينم نامي از آنها برده شود به (اف 14 ) برويم ولي بنده با آقاي موسوي كه معاون عمليات وقت بودند صحبت كردم و ايشان را راضي نمودم كه بنده را با كلاس (اف 14 ) نفرستند و آنها نيز قانع شدند و مرا نفرستادند .

  ولي شما نتوانستيد آقاي بابائي را قانع نمائيد؟

  بله، بنده قصد داشتم نظرايشان را تغيير دهم درست همانگونه كه سالهاي قبل اين كار را كرده بودم ولي با دليل قوي و محكم ايشان بنده مجاب شدم كه قبول نمايم در (اف 14 ) شركت نمايم . بنده نيز قبول نمودم كه هم به نفع نيروي هوايي و هم به نفع بنده است كه در كلاس (اف 14 ) شركت نمايم . بنده نيز متوجه شدم كه چرا هميشه براي اف 14 خلبان نياز است و اين هواپيما هميشه با كمبود خلبان مواجه است . به همين دليل هميشه از خلبانان هواپيماهاي اف 5 و اف 4 براي پرواز با اف 14 استفاده مي كردند . به همين علت تعدادي خلبان را براي شركت در كلاس اف 14 انتخاب مي كردند زيرا پرواز با اين هواپيما خيلي مهم بود.

اگر شما با چتر پوششي اف 14 پرواز كنيد خيلي راحت مي توانيد با هر نوع هواپيمائي عمليات بمباران راانجام دهيد.

    رابطه شما با شهيد بابايي از آن پس چگونه شد؟

   در اصفهان رابطه ما بيشتر شده بود.

  يعني شما با تغيير هواپيما از دزفول به اصفهان آمديد؟

  بله بنده براي آموزش اف 14 در شهريور 64 به اصفهان آمديم . و چون هواپيماي اف 14 هواپيماي راهبردي آنزمان بود و ايشان نيز فرمانده پايگاه اصفهان بودند زياد آنجا مي آمدند زيرا بايد براي هدايت خلبانان و آمادگي آنها برنامه ريزي مي كردند. بنده نيز در اين سفرها چند بار خدمت ايشان رسيدم و با سجاياي اخلاقي قدرت مديريت و صفات نيك ايشان از نزديك آشنا مي شدم .

   آیانمونه بارزي از سجاياي اخلاقي ايشان را ذكر مي كنيد؟

  بنده با ايشان خاطرات زيادي دارم ايشان در مود نماز اول وقت حساسيت بالايي داشتند بنده به ياد دارم در سال 65 كه ايشان به اصفهان تشريف آوردند. در جمع خلبانان ومسئولين سخنراني كردند و بعد از آن خلبانان و دانشجويان را به صورت خصوصي جمع كردند ابتدا قدري درباره مسائل عمليات ومواردي كه لازم بود آموزش ببيند صحبت نمودند سپس راجع به مسائل معنوي صحبت نمودند. راجع به نماز اول وقت مطالبي فرمودند. ايشان ابتدا فرمودند كه جنگ ما با آمريكا به خاطر نماز است و ادامه دادند كه اگر دولتي شما را صدابزند و شما دير به او جواب دهيد او از شما ناراحت و دلگير مي شود. در حاليكه خداوند نيز تو را صدا مي زند. « حي علي الصلوه ) كه اگر ما بدستور خداوند عمل نكنيم طبيعتا خداوند از ما دلگير مي شود. باور بفرمائيد كلام ايشان آنروز بر خيلي از خلبانان تاثير گذاشت . ايشان در برنامه ريزي براي نيروها عاقبت انديش بودند و نيز آنان بسيار با هوش بودند چون تمام گفته هاي ايشان با برنامه ريزي بود. ما در اوايل جنگ به علت شهادت بسياري از خلبانان در همه گردانهاو پايگاههاي پروازي كمبود خلبان داشتيم شما در جريان هستيد كه بسياري از خلبانان قبل ازانقلاب براي گذراندن دوره هاي پايه و مقدماتي به خارج از كشور مي رفتند و براي دوره هاي تاكتيكي به كشور بازمي گشتند و اين موضوع نشان مي دهد كه ما همان زمان هم توان آموزش را داشتيم .

  يعني ما خودمان استادخلبان داشتيم؟!


  بله،استاد خلبان از خودمان هم بود و هم آمريكايي بود. ما در آنزمان بهترين تيم ماكرو جت را داشتيم . در آنزمان خلبانان ايراني داراي معروفيت جهاني بودند.

  در سال 54 ايران عضو پيمان ناتو بود آمريكا تركيه و پاكستان نيز جز اين پيمان بودند. اين كشورها هر سال تعدادي پرواز ترتيب مي دادند كه درطي آنها مسابقات بمباران و پروازهاي عملياتي بين خلبانان برگزار مي شد. در سال 54 اين مسابقات در كشور پاكستان برگزار شد . كه شهيد بابايي شهيد اردستاني و شهيد بقائي كه هر سه نفر به يكديگر وابسته بودند و در عين حال به نيروي هوايي وابسته بودند نيز دراين مسابقات شركت مي كردند كه شهيداردستاني در سال 54 قهرمان قهرمانان شناخته شد يعني در سه مرحله بمب راكت و مسلسل نفر اول شد.

  خلاصه مطلب اين كه خلباناني كه در آن سالها با خلبانان آمريكايي در كلاسها شركت مي كردند جز شاگردهاي اول كلاس بودند. در كلاسهايي كه در آنزمان تشكيل مي شد خلباناني از اروپا خاورميانه كره و ويتنام حضور داشتند كه شاگردهاي اول رشته هاي مختلف اكثرا ايراني بودند و چون در زمان جنگ ما خلبان كم داشتيم شهيد بابائي دستور دادند كه ما دانشكده هاي پرواز را در ايران راه بيندازيم و براي رسيدن به چنين هدفي تلاش فراوان كردند كه بالاخره در سال 1361 حضرت آيت الله خامنه اي كه آنزمان رئيس شوراي عالي دفاع بودند اين موضوع را تصويب كردند و سرانجام دانشكده هاي پرواز شروع بكار كردند و در زمان كوتاهي توانستيم حداقل نيازها را تامين نمائيم و كمبودي كه ما را خيلي اذيت مي كردبرطرف نمائيم . در مورد هواپيماهاي اف 14 نيز با همين وضعيت روبرو بوديم .

و براي پرواز با « اف 14 » با كمبود خلبان مواجه بوديم كه ايشان با يك روش منحصر به فرد كه تا آنزمان سابقه اي هم نداشت از نيروهاي اف 4 و اف 5 خلباناني را براي پرواز اف 14 تعيين كردند كه ما تا سالهاي سال هرگز كمبود خلبان اف 14 نداشتيم .

در آنزمان عراق خيلي تلاش كرد كه اقتصاد ما را ضعيف نمايد تا از جنگ دست برداريم و كوتاه بيائيم و تسليم شويم كه در همان سال در بوشهر به كاروان كشتي هاي نفت كش حمله كردند و آنها را زدند زيرا غربيها در آنزمان هواپيماهاي سوپر اتانتارت به عراق داده بودند كه مجهز به موشكهاي اكزوز 3 بود ونيز كاربري ميگ 25 را عوض كرده بودند كه بتوانند تا خارك بيايند و آنجا را بمباران كنند و همه اينها بخاطر فلج كردن اقتصاد ما بود. آنها مي خواستند كشتي ها و نفت كش ها را بزنند كه ما نتوانيم به جنگ ادامه دهيم .

در هر صورت انقلاب ما در حال شكل گيري و صدور بود كه حضرت امام خميني (ره ) فرمودند ما در جنگ انقلاب را صادر كرديم . زيرا آنها(غربيها) روز بروز تضعيف مي شدند و ما روز بروز در جهان مطرح مي شديم .

عراقيها در آنزمان براي از بين بردن توان مالي و نظامي ما از موشكهاي پيشرفته و هواپيماهاي ميگ 25 استفاده مي كردند و ما براي اينكه اجازه بمباران به آنها ندهيم نوعي هماهنگي خاص ايجاد كرده بوديم بطوريكه كليه كشتي هاي تجاري ونفت كش ها بطور هماهنگ بصورت يك كاروان به سمت تنگه هرمز حركت مي كردند و نيروي هوايي نيز از آنها حمايت مي كرد و به آنها پوشش هوايي مي داد تا عراقيها نتوانند كشتي ها را بزنند. در آنزمان شهيد بابائي به محض شروع عمليات فوق در هر فرصتي به نماز و قرآن تمسك مي كردند. و بعد از اينكه كاروان از تنگه عبور كرد نماز شكر بجا آوردند.

در مورد تقواي ايشان بايد بگويم ايشان فرد كم نظيري بودند بطوريكه در سالگرد شهادت ايشان در مدرسه شهيد مطهري دكتر روحاني دبير شوراي امنيت ملي وقت بسيار تعريف كردند و از سجاياي اخلاقي ايشان و رشادتهاي ايشان در طول جنگ صحبت كردند ايشان گفتند در بعد تقوا در حوزه علميه قم كه ما صدها مجتهد و هزاران طلبه داريم مانند شهيد بابائي به اندازه انگشتان دست نداريم اين در حاليست كه دكتر روحاني خود يك روحاني هستند و كاملا با حوزه علميه قم آشنا هستند و از مسائل آنجا با خبر هستند.








شهيد بابايي ; يك مرد الهي بود

گفت وگو با اميرسرتيپ دوم خلبان دكتر احمد ميقاتي ; معاون طرح و برنامه نيروي هوايي ارتش

گفت وگو از : حسين زكريائي عزيزي

بخش دوم و پاياني

  

آيا شما امروزه با اينكه يكي از معاونين نهاجا هستيد آيا باز هم پرواز مي كنيد؟

  بايد عرض كنم كه در درجه مسئول بودن دست به پرواز زدن صحيح نيست و به صلاح نيست .

  چرا؟

  پرواز امريست كه شما بايد بطور مستمر در آن حضور داشته باشي بگونه اي كه شما حداقل هفته اي 2 يا 3 پرواز بايد انجام دهيد .

  شما به سوانح هوايي كه رخ مي دهد توجه كنيد. از زمانيكه هواپيما دچار بحران مي شود تا زمانيكه سقوط كند شما چند ثانيه بيشتر فرصت نداريد يعني شما بايد ظرف يكي دو ثانيه تصميم گيري نموده تا بتوانيد هواپيما را از آن حالت نجات دهيد و اين سرعت عمل نياز به پروازهاي مكرر دارد . بطور مثال اگر يك كشتي گير 1 ماه كشتي نگرفته باشد و به وسط تشك كشتي برود طبيعتا مي بازد زيرا تمرينات لازم را نداشته است . خلبان نيز چنين وضعيتي دارد و بايد بصورت مداوم پرواز نمايد تا سرعت عمل لازم را داشته باشد. شما اگر يك ماه پرواز نكنيد بعد از يكماه بايد با يك استاد خلبان پرواز كنيد كه ايشان اعمال شما را تحت كنترل بگيرد و اگر شش ماه پرواز نكنيد بايد يكدوره كامل آموزشي را تجربه كنيد تا مجوز پرواز بگيريد با اين وجود يك فرمانده پايگاه با اين حجم كاري كه در يك پايگاه و يك منطقه وجود دارد چگونه فرصت پرواز پيدا مي كند. زيرا خلبان از هر لحاظ بايد آمادگي هاي لازم را داشته باشد به حد كافي استراحت كرده باشد به اندازه كافي خوابيده باشد برنامه ريزي قبل از پرواز داشته باشد. چند بار مسير پرواز و فعاليتهاي ضمن پرواز را مرور كرده باشد چون پرواز مثل ماشين نيست كه شما سوار اتومبيل شويد استارت بزنيد و حركت كنيد. طبعا يك فرمانده يا معاون پايگاه نيروي هوايي فرصت كافي را براي پرواز ندارد زيرا آنقدر كار دارد و سرش شلوغ است كه نمي تواند به پرواز فكر كند و اگر هم پرواز كند چون مسائل زير پرواز رعايت نمي شود حتما با خطر مواجه مي شود.

در زمان جنگ و يا صلح اين مطلب متفاوت است يا خير؟

  البته بستگي به نياز دارد و در زمان جنگ يك مسئول بايد پرواز كند چون در زمان جنگ ريسك پذيري بالا مي رود. شما در زمان صلح تا 12 ساعت كار مي كنيد ولي در زمان جنگ تا 16 ساعت بايد كار كنيد . يك خلبان در زمان صلح بعد از 12 ساعت كورسش اكسبار مي شود ولي در زمان جنگ تا 16 ساعت طول مي كشد بدون اينكه اكسبار شود . در زمان جنگ يك خلبان تا 16 ساعت به صورت مداوم پرواز مي كند و كورسش اكسبار نمي شود يعني مي تواند در همان وضعيت كارهاي مربوط به پرواز را انجام دهد ولي اگر خلبان در زمان صلح بعد از اتمام 12 ساعت حتي 1 دقيقه اضافي كار كند و مشكلي پيش بيايد تخلف كرده و مقررات را رعايت نكرده است ولي در زمان جنگ به ريسك پذيري بستگي دارد و البته به نياز موجود نيز بستگي دارد و ممكن است حتي فرمانده پايگاه هم پرواز كند.


هدف من از سوال قبلي اين بود كه چه مسئله اي سبب مي شد تا شهيد بابائي به عنوان معاونت عمليات نيروي هوايي پرواز كند؟

  ايشان به عنوان معاونت عمليات وظيفه آماده كردن خلبانان ديگر را نيز برعهده داشتند قابل ذكر است كه همزمان كه شهيد اردستاني به پايگاهي قدم مي گذاشتند روحيه نفرات آن پايگاه بالا مي رفت شهيد بابايي نيز همين گونه بودند زيرا منبع اصلي انگيزه و روحيه دادن به خلبانان بودند بگونه اي كه نفرات با راه رفتن و صحبت هاي ايشان روحيه مي گرفتند زيرا صورت ايشان نشان از شجاعت و رشادت داشت و در حين صلابت به همگان محبت و صفا هديه مي دادند. و براي اينكه روحيه نفرات بالا رود و اهداف را براي همه تشريح كند ابتدا خود ايشان مسير را پرواز مي كردند (مسيري كه بايد بمباران مي شد) و بمباران مي كردند و برمي گشتند تا ديگر خلبانان بدون ترس وارد مسير شوند و از اين موضوع درس شجاعت بگيرند. واقعيت امر هم همين بود كه وقتي مسئولين مسير را پرواز مي كردند روحيه بچه ها چند برابر مي شد و با عشق آن كار را انجام مي دادند.

  در زمان جنگ حساسيت براي آمادگي افراد به اندازه زمان صلح نبود. بسياري از فرماندهان پايگاه و معاونين عمليات پرواز انجام مي دادند. بسياري از خلبانان كه آماده پرواز بودند براي اينكه آمادگي را از دست ندهند هر هفته به پايگاههاي خود مي رفتند و پرواز مي كردند تا آمادگي آنها افت نكند.

اگر بخواهيد شهيد بابائي را در يك جمله تعريف كنيد چه مي گوئيد؟

  اگر بخواهيم درباره ايشان بصورت پراكنده صحبت كنيم حق مطلب ادا نمي شود. زيرا صفات نيك بالايي داشتند من در يك كلام مي توانم بگويم شهيد بابائي يكي از اولياي الهي بود اميدوارم كه جمله اي كامل باشد. شهيد بابائي انسان متواضعي بود با تقوا حليم و بردبار بود. زيرا اگر ما به جاي ايشان بودم و بعضي از مسائل و گفتارها را مي شنيدم (البته بر ضد ما) ناراحت مي شديم ولي ايشان به سادگي از كنار آن مي گذشتند. ايشان بهترين استاد خلبان بودند بهترين مدير بودند و باز هم مي گويم براي اينكه ايشان را بصورت كامل معرفي كنيم لازم است بگوئيم ايشان يكي از اولياي الهي بودند.

خاطره اي از ايشان به ياد داريد؟

مورد خاصي به ياد ندارم ولي بارها در قرارگاه خاتم با ايشان همراه بودم . هميشه با ماشين در قرارگاه و اطراف آن دور مي زديم كه خود ايشان رانندگي مي كردند. در همان منطقه جنوب نيز گشت مي زديم و در حين گشت زني بسياري از مسائل را مي ديدند و خيلي حرفها مي شنيدند كه با شنيدن آنها لبخند مي زدند و مي گذشتند كه اگر كس ديگري بود مي گفت كه آنها چه مي گويند و چكار مي كنند. با خود مي گفتم كه عجب شخصيتي دارد كه با لباس بسيجي هم سوار هواپيما و هم ماشين مي شود.

شما با لباس خلباني و رزمي بوديد؟

  بله ،بنده با لباس خلباني بودم و ايشان با لباس بسيجي بودند.

شما از كارهاي ايشان متعجب نمي شديد؟

بنده با تمامي كارهاي ايشان رفتار ايشان و شخصيت ايشان آشنا بودم . ايشان اصلا دوست نداشت كس ديگري براي او رانندگي كند چون بنده بارها به ايشان اصرار كردم ولي ايشان قبول نكردند.

  ممكن است بعضي از مردم بگويند كه ما بعد از شهادت ايشان در حق ايشان زياده روي مي كنيم ولي بدانيد تمام گفته هاي بنده عين واقعيت است وقتي مي گويم شهيد بابائي متواضع بود واقعا بود وقتي مي گويم ايشان حليم بود بنده در چند مورد ديدم . بطور مثال روزي شود كه نيروي مسئول C ايشان قصد داشت داخل هواپيماي 130 ايشان را نشناخت و اجازه نداد ايشان سوار شود تا اينكه شهيد صياد آمد و در جريان موضوع قرار گرفت و قضيه را به مسئولين آنجا گفت و آنها با شرمندگي خود را به شهيد بابايي رساندند ولي شهيد بابايي هيچ ناراحتي به دل خود راه نداد.

ددعلاوه بر مورد فوق ايشان هم در جنگ و هم در منزل معرفت خاصي داشتند بطوريكه حتي بنده يكبار هم ناراحتي ايشان را نديدم و اين در صورتي است كه مسائل زيادي وجود داشت كه انسانهاي معمولي را خيلي زود عصباني مي كرد ولي ايشان به راحتي از كنار آنها مي گذشتند.

زمان شهادت شهيد بابائي شما كجا بوديد؟

  زمان شهادت ايشان بنده در اصفهان بودم . داشتم از نماز جماعت برمي گشتم . آنروز روز عيد قربان بود. ايشان در آنروز قرار بود با حميد آقاي نادري به تبريز اعزام شوند كه ماموريت فوق را انجام دهند و برگردند كه در مسير برگشت ايشان به آقاي نادري مي گويند كه عجب دره سرسبزي است درست مثل بهشت مي ماند كه به محض اينكه اين را مي گويد صدايش قطع مي شود زيرا در همان لحظه يك تير از پائين به هواپيما مي خورد و بدنه را سوراخ مي كند و به گلوي ايشان اصابت مي كند و گلوي ايشان را پاره مي كند.

بنده در مسير بازگشت از نماز جماعت ماجراي تير خوردن و شهادت ايشان را شنيدم و به خاطر اينكه روز عيد قربان بود و به خاطر علاقه اي كه به ايشان داشتم در آن لحظه خيلي خوشحال شدم و گفتم : عباس بر تو مبارك باشد يعني اصلا ناراحت نشدم زيرا روز عيد قربان بود و اين مرد هم الهي بود. و جواب زحماتش را گرفت . زيرا ايشان دائما در ماموريت بود و شايد در ماه يكبار به خانواده اش سر مي زد.

شما الان معاون نيروي هوايي هستيد ايشان نيز معاون نيروي هوايي بودند مهمترين خصوصيتي كه از ايشان را كه در كار خودتان الگو قرار داديد چيست؟

  ايشان در ابعاد مختلف توانمند بودند چه در بعد مديريت و چه در بعد برنامه ريزي همانگونه كه عرض كردم واقعا توانا بودند. ايشان مسئله كمبود خلبان را حل كردند. در بعد تجهيزات نيروي هوايي علي رغم تحريم كامل كشور و تجهيزات كم در جنگ بسيار خوب عمل كردند. بطور مثال ما براي خريد سيم خاردار كه به شوروي مي رفتيم به ما نمي دادند حالا شما تصور كنيد كه با وجود تحريم كامل اداره امور چقدر سخت و دشوار بوده است كه ايشان به خود گفتند كه اگر از روزهاي اول جنگ بخواهيم به همين صورت پيش برويم ما توانايي ادامه جنگ را نخواهيم داشت به همين علت روي تعميرات و ساخت قطعات خيلي كار كردند و در واقع سنگ بناي خيلي خوبي را بجا گذاشتند كه تا پايان جنگ براي ديگران به صورت يك الگو بود. البته ديگران نيز در اين كار دستي داشتند و به ايشان كمك كردند. واقعا همه نيروها در اين كار اعتماد به نفس داشتند در عمليات والفجر 8 كه ما حمله كرديم براي گرفتن فاو و اطراف آن عراق بمباران شيميايي را خيلي سنگين آغاز كرد كه حدود 80 هواپيماي آنها سقوط كرد كه ما در طول 2 هفته زمان والفجر 8 مناطق آنها را زياد بمباران كرديم . مثلا شهيد اردستاني حدود 70 يا 80 پرواز انجام داد يعني روزي 4 پرواز انجام مي دادند ايشان واقعا شير نيروي هوايي بودند فردي عجيب بودند. وقتي ايشان را با شهيد بابائي مقايسه مي كنيم مي بينيم كه شهيد اردستاني فرد اعجوبه اي بودند. زيرا در بسياري از مشكلات نيز آنقدر راه حل ارائه مي كردند تا يكي از آنها كارگشا باشد و اشكالات را برطرف كند. فرد پر تلاشي بودند. همزمان ما به ايشان مي گفتيم كه شهيد بابائي فلان جا هست در سريعترين زمان و در هر ساعت از شبانه روز كه بود خودش را به آنجا مي رسانيد.

  در واقع اين دو شخصيت شباهت زيادي به يكديگر داشتند در همه ابعاد خيلي مطرح بودند تنها بنده فقط اين دو موضوع را ذكر كردم كه براي ادامه مسير هر كسي لازم است زيرا اگر كسي اين دو بعد را داشته باشد از مسير واقعي منحرف نمي شود.

  ظاهرا قبل از انتخاب شهيد ستاري براي فرماندهي نيروي هوايي پيشنهاد اول شهيد بابايي بود درست است

بله فرماندهي نيرو به ايشان پيشنهاد شده بود ولي ايشان قبول نكردند و شهيد ستاري را به جاي خود انتخاب كرده بودند در حاليكه شهيد ستاري خلبان نبودند در حقيقت تنها فرمانده نيروي هوايي كه خلبان نبود ايشان (شهيد ستاري ) بودند و شهيد بابائي حاضر نبودند كه صحنه جنگ را خالي كنند و فرماندهي را برعهده بگيرند.

از اينكه در اين گفت و گو شركت فرموديد كمال تشكر و قدرداني را از شما داريم .


 


  • موضوعات مشابه
    پاسخ ها
    بازديدها
    آخرين پست

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 12 مهمان