در اين بخش ميتوانيد درباره موضوعاتي كه در انجمن براي آنها بخشي وجود ندارد به بحث و گفتگو بپردازيد
Major

Major



no avatar
پست ها

670

تشکر کرده: 16 مرتبه
تشکر شده: 193 مرتبه
تاريخ عضويت

شنبه 3 شهریور 1386 14:02

آرشيو سپاس: 1755 مرتبه در 488 پست

Re: اگه این بلا سر شما می آمد !

توسط ramin-am » جمعه 19 مهر 1392 19:36

در مورد کار واقعا کار عار نیست کار درست البته شما هم خجالت نکشید اگه کسی رو میشناسید که بهش میتونید اعتماد کنید برید پیشش و بگید میخوایید تو شاخه کشاورزی کار کنید
این رو انداختن نیست این یک درخواست شرافتمندانه هست ب
به رویاهایت بی اندیش ..........

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب ramin-am تشکر کرده اند:
mohammad area51, Present, iran4946

Captain II

Captain II



نماد کاربر
پست ها

985

تشکر کرده: 4 مرتبه
تشکر شده: 83 مرتبه
تاريخ عضويت

شنبه 26 اسفند 1391 18:05

آرشيو سپاس: 7456 مرتبه در 1001 پست

Re: اگه این بلا سر شما می آمد !

توسط mohammad area51 » جمعه 19 مهر 1392 20:48

saeedjiji نوشته است:
mohammad  area51 نوشته است:iran4946, دوست عزیز

سلام

برو به سمت کشاورزی کردن

من به شخصه تو زندگیم معجزه شد وقتی رفتم به طرف کشاورزی کردن.....(داستانش طولانی....)

من شرایط شمارو نمی دونم اما اگه امکانشو داری برو به سمت کشاورزی سعی کن یه زمین جور کنی کم کم کشاورزی کنی باور کن معجره میشه تو زندگیت اصلا هم نیازی نیست مدام تو ازمونهای استخدامی شرکت کنی و چشم انتظار و................

باور کن کاملا مستقل میشی تازه فکر کن تو یه اداره کار هم پیدا کردی تازه مشکلت شروع میشه ...... اما تو کشاورزی به اصطلاح خیلی راحتش میشی اقای خودت نوکر خودت....



منم تازه لیسانس گرفتم و بیکار ، خودم عاشق کشاورزیم ولی خوب متاسفانه نه زمین پدری دارم نه سرمایه واسه خرید زمین


اطرافیان ما کشاورز زیاد هست (سمت تاکستان قزوین) ، ولی خوب آدم روش نمیشه به کسی رو بندازه

آقا خلاصه اینکه منم در جامعه‌ی بیکاران اعلام موجودیت میکنم    


سلام

برای کار کردن باید حداقل یکی از این سه تا پ را داشت پول - پارتی - پر رویی

که با توجه به توضیحات خودتون که پول و پارتی ندارین با عرض شرمندگی باید بگم که باید پررو باشید تا بتونید کار پیدا کنید . البته با توجه به این که شما تازه لیسانس هم گرفتی هم خودت و هم دیگران انتظارات خاصی از شما دارند که به نظرم باید به همه این انتظارات ببخشید بیجا غلبه کنی و گرنه اگه بخوای تو باد این لیسانس بخوابی و دنبال این باشی که مدیر یه جا بشی یا نمی دونم تو فلان اداره و......بری کار کنی مدام ازمونهای استخدامی بدی چند سال از عمرت که بهتری دورانش هم هست (جوانی) را تلف کردی و..............
البته همه خوشبختی تو کشاورزی نیست به طور مثال 3 سال پیش یکی از دوستان من از تهران اومد قزوین یه مغازه خدمات کامپیوتری زد که خدارو شکر خیلی خوب کارش گرفته ......................
بعضی کارها هم هست که میشه با دیگران شراکت کرد می تونید اینطور توافق کنید که کار از شما البته نمی دونم شما در چه زمینه ای تخصص داری و تحصیل کردی و سرمایه از اون طرف که یه نمونش می تونید از یه نفر زمینشو بگیرید و روش کشاورزی کنید و در امدشو نصف به نصف تقسیم کنی.............

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب mohammad area51 تشکر کرده اند:
Present, iran4946, jhan2010

Captain I

Captain I



نماد کاربر
پست ها

1851

تشکر کرده: 247 مرتبه
تشکر شده: 286 مرتبه
تاريخ عضويت

يکشنبه 23 اسفند 1388 15:42

محل سکونت

کرمان/رفسنجان

آرشيو سپاس: 13002 مرتبه در 1657 پست

Re: اگه این بلا سر شما می آمد !

توسط AGeNiS1 » جمعه 19 مهر 1392 22:20

سلام
2 تا سوال میپرسم جوابشون چیه؟

هدف تو زندگیت داری؟
(یک مثال بزنم راجع به هدف
مثلا دوس دارم ادامه تحصیل بدم!این هدف نیس!این ارزشه
ولی دوس دارم تا مقطع دکترا ادامه تحصیل بدم این میشه هدف!)

برای رسیدن به هدفت چیکار کردی؟
هدفتو ریز کردی؟(منظورم مثلا بگی تو 4 سال لیسانس بگیرم بعدش مثلا این 4 سالم بکنی 1 ترم 1 ترم بعد چقدر درس بخونی و ....)


ی ضرب المثل چینی میگه
کسی ک شروع به برداشتن سنگ ریزه ها میکنه !میتونه کوه رو جابه جا کنه!
  
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
اگـه شاخی شَـکّ ندارم که گـاوی... اگه فکر میکنی خیلی بالایـی بیزحمت یه چندتـا موز بنداز پایین ... اگـه شیـری با کیکمیخوریـمـت ... اگه پرچمت بالاسـت بیزحمت دستـمالـو بگیر پـــرچــــم مارو هم تمیـز کُن

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب AGeNiS1 تشکر کرده اند:
nima-rad, netwet, Present, mohammad area51

Major II

Major II



no avatar
پست ها

135

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 19 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 19 مهر 1392 12:46

آرشيو سپاس: 661 مرتبه در 135 پست

Re: اگه این بلا سر شما می آمد !

توسط netwet » جمعه 19 مهر 1392 23:25

AGeNiS1 نوشته است:سلام
2 تا سوال میپرسم جوابشون چیه؟

هدف تو زندگیت داری؟
(یک مثال بزنم راجع به هدف
مثلا دوس دارم ادامه تحصیل بدم!این هدف نیس!این ارزشه
ولی دوس دارم تا مقطع دکترا ادامه تحصیل بدم این میشه هدف!)

برای رسیدن به هدفت چیکار کردی؟
هدفتو ریز کردی؟(منظورم مثلا بگی تو 4 سال لیسانس بگیرم بعدش مثلا این 4 سالم بکنی 1 ترم 1 ترم بعد چقدر درس بخونی و ....)


ی ضرب المثل چینی میگه
کسی ک شروع به برداشتن سنگ ریزه ها میکنه !میتونه کوه رو جابه جا کنه!



احسنت

نمیخوام در مورد دیگران قضاوت کنم به قول معروف قبل از اینکه از راه رفتن کسی ایراد بگیری قبلش با کفش های اون راه برو! ولی میخوام بگم اکثر این افرادی که بیکار هستن (مثل گذشته خودم) با همه استعداد و توانایی هایی که دارن یه مشکل بزرگ دارن و اون هم نداشتن صبر و پشتکاره همه دلشون میخواد بدون دردسر برن سر یه کار پردرامد و با پرستیژ که پس فردا تو جلسه خواستگاری با افتخار بگن کارشون چی هست! متاسفانه تعداد این پست ها انقدر کم هست که کفاف این جمعیت تحصیل کرده بیکار رو نمیده حتی اگه پارتی داشته باشی و لاجرم باید از جایی پایین تر شروع کرد!

راه انداختن کسب و کار به چیزی بیشتر از ریسک نیاز داره و اون هم صبره!
یکی از دوستان بنده بعد از گرفتن دیپلم ادامه تحصیل نداد و سر کوچشون یه مغازه کوچیک فروش دستمال کاغذی و ... بهداشتی راه انداخت اون هم با سرمایه اولیه 2 میلیون نقد + 2 میلیون چک! شاید بگم تو 6 ماه اول کلآ هیچ پولی به جیب نزد و هرچی در می اورد خرج خود مغازه میکرد کم کم در کنار جنساش لوازم ارایشی هم اورد و به مرور کسب و کارش رو توسعه داد و امروز بعد 3 سال تازه فروشگاهش رو سوددهی افتاده و تقریبآ ماهی 1 تومن دخل میزنه (سود فروش) و 20 میلیون هم جنس تو مغازش داره که تمامآ از درامد خود مغازه بدست اورده. برنامه اش هم اینه که به زودی مکانش رو عوض کنه و بره جای بهتر. شاید این یه میلیون به چشم برخی خیلی کم باشه ولی خوب در قبال زحمتی که برای این کارش میکشه از سرشم زیاده! هیچوقت برای خرید جنساش این ور اون ور نمیره و این ویزیتورها هستن که جنس رو در مغازش تحویل میدن و با التماس خواهش میکنن که ازشون خرید کنه خودشم کلآ رو صندلی نشسته و کارش بحث و گفتگو با خانم های زیبارو هست!   حالا اگه بتونه به جایی بهتر نقل مکان کنه مثل مرکز شهر و پاساژ درامدش به یکباره چندین برابر میشه.

شاید همه حوصله اینو نداشته باشن که 2-3 سال تا سوددهی صبر کنن ولی خوب وقتی دستت خالی باشه مجبوری که اینطوری شروع کنی مگر اینکه به معجزه اعتقاد داشته باشی!

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب netwet تشکر کرده اند:
mohammad area51, iran4946, Present

Junior Poster

Junior Poster



no avatar
پست ها

115

تشکر کرده: 1 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 18 مرداد 1392 00:48

آرشيو سپاس: 330 مرتبه در 83 پست

Re: اگه این بلا سر شما می آمد !

توسط potpotpot » شنبه 20 مهر 1392 19:15

netwet نوشته است:
AGeNiS1 نوشته است:سلام
2 تا سوال میپرسم جوابشون چیه؟

هدف تو زندگیت داری؟
(یک مثال بزنم راجع به هدف
مثلا دوس دارم ادامه تحصیل بدم!این هدف نیس!این ارزشه
ولی دوس دارم تا مقطع دکترا ادامه تحصیل بدم این میشه هدف!)

برای رسیدن به هدفت چیکار کردی؟
هدفتو ریز کردی؟(منظورم مثلا بگی تو 4 سال لیسانس بگیرم بعدش مثلا این 4 سالم بکنی 1 ترم 1 ترم بعد چقدر درس بخونی و ....)


ی ضرب المثل چینی میگه
کسی ک شروع به برداشتن سنگ ریزه ها میکنه !میتونه کوه رو جابه جا کنه!



احسنت

نمیخوام در مورد دیگران قضاوت کنم به قول معروف قبل از اینکه از راه رفتن کسی ایراد بگیری قبلش با کفش های اون راه برو! ولی میخوام بگم اکثر این افرادی که بیکار هستن (مثل گذشته خودم) با همه استعداد و توانایی هایی که دارن یه مشکل بزرگ دارن و اون هم نداشتن صبر و پشتکاره همه دلشون میخواد بدون دردسر برن سر یه کار پردرامد و با پرستیژ که پس فردا تو جلسه خواستگاری با افتخار بگن کارشون چی هست! متاسفانه تعداد این پست ها انقدر کم هست که کفاف این جمعیت تحصیل کرده بیکار رو نمیده حتی اگه پارتی داشته باشی و لاجرم باید از جایی پایین تر شروع کرد!

راه انداختن کسب و کار به چیزی بیشتر از ریسک نیاز داره و اون هم صبره!
یکی از دوستان بنده بعد از گرفتن دیپلم ادامه تحصیل نداد و سر کوچشون یه مغازه کوچیک فروش دستمال کاغذی و ... بهداشتی راه انداخت اون هم با سرمایه اولیه 2 میلیون نقد + 2 میلیون چک! شاید بگم تو 6 ماه اول کلآ هیچ پولی به جیب نزد و هرچی در می اورد خرج خود مغازه میکرد کم کم در کنار جنساش لوازم ارایشی هم اورد و به مرور کسب و کارش رو توسعه داد و امروز بعد 3 سال تازه فروشگاهش رو سوددهی افتاده و تقریبآ ماهی 1 تومن دخل میزنه (سود فروش) و 20 میلیون هم جنس تو مغازش داره که تمامآ از درامد خود مغازه بدست اورده. برنامه اش هم اینه که به زودی مکانش رو عوض کنه و بره جای بهتر. شاید این یه میلیون به چشم برخی خیلی کم باشه ولی خوب در قبال زحمتی که برای این کارش میکشه از سرشم زیاده! هیچوقت برای خرید جنساش این ور اون ور نمیره و این ویزیتورها هستن که جنس رو در مغازش تحویل میدن و با التماس خواهش میکنن که ازشون خرید کنه خودشم کلآ رو صندلی نشسته و کارش بحث و گفتگو با خانم های زیبارو هست!   حالا اگه بتونه به جایی بهتر نقل مکان کنه مثل مرکز شهر و پاساژ درامدش به یکباره چندین برابر میشه.

شاید همه حوصله اینو نداشته باشن که 2-3 سال تا سوددهی صبر کنن ولی خوب وقتی دستت خالی باشه مجبوری که اینطوری شروع کنی مگر اینکه به معجزه اعتقاد داشته باشی!



سلام دوستان عزیز

بنده تجربه  اجاره مغازه رو داشتم

و می خوام تجربه ام ، را به شما دوستان عزیز منتقل کنم .

بنده در یه نقطه شهر یه مغازه کوچک اجاره کردم ، و اون را به ساندویچی تبدیل کردم

از این و اون و فامیل و رفیق قرض کردم ،  یخچال و یه فر ، مخصوص خریدم! و همین طور لوازم....!!

خلاقیت در کارم را به نقطه اوج رساندم ، چنانچه حتی ساندویچ نون و پنیر ، و نون و پنیر و گوجه را هم عرضه میکردم

خیلی  زود کسب و کارم سکه شد ، اما بیشترین فروشم ساندویچ فلافل یود .....

اما............................................


اما مشکل عجیبی پیش آمد ،

مغازه ای که من اجاره کرده بودم انشعاب گاز مستقل نداشت ! مانند اکثر مغازه ها ، که انشعاب گاز مستقل ندارند!

آپارتمان هایی  مسکونی در بالای مغازه ام بود ، که البته از آن آپارتمان  گاهی به داخل مغازه صدای جر و

بحث  و......... هم می آمد!! !!

سکنه که البته مستاجر صاحب مغازه بودند ،و انشعاب گاز  3 طبقه آپارتمان بالای مغازه با مغازه بنده یکی بود


مشکلی که پیش آمد ......................قبض گاز بود


3 مستاجر بالای مغازه حاضر نبودند قبض رو پرداخت کنند ، میگفتند مصرف شما خیلی بالاست و ........

قبض گاز رو خودم پرداخت کردم  ، اون ها هم مبالغ ناچیزی رو متقبل شدند

این مشکل در دوره دوم آمدن  هم پیش آمد

باز هم با گذشت و چشم پوشی بنده مشکل حل شد

هوا کم کم رو به سردی گذاشت

در یکی از همین روز های سرد دیدم  ، فر روشن نمی شه و انشعاب گاز مغازه قطع شده!!!!!!

ای داد ! گاز را بر رویم بستند !!  

نا مردا !!!!!!

بنده پیگیری کردم و دیدم ، کار ، کار صاحب مغازه است !!

القصه ......

صاحب مغازه گفت مستاجران از مغازه بنده راضی نیستند ، و رفت و آمد زیاده و خیلی شلوغ هست ، اینجا خانواده

زندگی می کنه !! چرا مغازه را تا ساعت یک شب باز می زارین ، خانواده آسایش می خواد و.........................

یکسری از این حرف های خانواده دوستانه !!!!

در ضمن مصرف گاز شما خیلی زیاده و این سه خانواده محترم به دلیل کمبود فشار گاز در حال یخ زدن هستند !!!

لطفا شغل خودتون رو عوض کنید ، میوه بریز  و بکن میوه فروشی !!!!

بنده به ایشان گفتم کلی خرج کردم و وسیله خریدم ، و امکان ندارد ، مغازه را حدوداً سه ماه  تعطیل کردم  ،

و یک ریال اجاره هم به صاحب مغازه ندادم


کاسبی ام نابود شد ......................... ، حیف اون همه زحمت !!!!!!   ، خاک خوردن  و.... اون همه تلاش!!


منی که حتی جمعه ها از زندگی ام می زدم و پای فر  می ایستادم ، و حقیقتاً برای کاسبی ام مایه می ذاشتم

با چشمان خود می دیدم ، که یکی یکی مشتری هایی که با زحمت و رنج فروان جمع کرده بودن ، و مشتری های

دائم مغازه من بودند ، یکی ، یکی  با مغازه بسته مواجه می شوند ، و بنده اونها رو دارم از دست می دهم


مدتی به همین منوال گذشت نزدیک به 3 ماه از تعطیل شدن و بستن مغازه ام می گذشت ، که صاحب مغازه

پیشنهاد سازش داد ، پیشنهاد او این بود که لوازم مغازه ام را بخرد ، و اجاره این سه ماه را نگیرد


بنده هم به نا چار قبول کردم

نکته جالب  این هست که :

بعد از چند ماه به محل  مغازه ای ، که قبلاً اجاره کرده بودم   برگشتم   ، دیدم ، یه افغانی ، در مغازه بنده!! داره

، ساندویچ می فروشه و کار  بنده رو ادامه می ده و ساندویچ  می فروشه ، و مغازه با همون نام و بنر و لوگو ،

ساندویچی شده !!

از دوستانم که در مغازه های اطراف بودند پرسیدم ، جریان چیه ، جرا این یارو  

مغازه نازنین رو به افغانی اجاره داده .......؟؟

گفتند بنده خدااااااا کجای کاری ، اون کارگر صاحب مغازت هست  .....!!  


نتیجه اخلاقی : در بسیاری از موارد نمی شود به صاحبان مغازه اطمینان کرد ، و به  مغازه اجاره ای


هرگز دل نبندید ، چون فقط خاک خوردن و زجر کشیدن نصیب شما می شود ، و استفاده اصلی را


صاحب مغازه می بره ..............


افراد زیادی با معضل بیکاری روبرو هستند ، و بنده چندساله ذهنم ، درگیر حل این مسئله هست ،

فقط به یک نتیجه رسیدم ، و به  یک طرح و ایده  رسیدم

بنده یک طرح عالی برای ،  رفع مشکل بیکاری دارم ، اون هم طرح مغازه مهر هست


بنده همین جا از مسئولین محترم دولتی و همینطور مسئولین محترم حاکمیتی ، عاجزانه تقاضا دارم ، این طرح را بررسی بفرماییند ،



((((طرح مغازه ، مهر ))))


براساس این طرح ، افرادی که دارای مدرک لیسانس و بالا تر هستند ، می توانند بر اساس ، محل اقامت پنج سال

آخر زندگی خود ، در شهر شون ،  مغازه بگیرند ، البته مغازه یا دفتر کار براساس رشته تحصیلی در پاساژ هایی که

توسط طرح مغازه مهر  ساخته میشود ، و پول ساخت مغازه رو به کمک وام و با قیمت منصفانه توسط شخص بی کار

پرداخت میشود


زمین های مناسب هم برای ساخت پاساژ های بلند مرتبه وجود دارد ، که در این پاساژ ها مقدار


زیادی مغازه می شود ساخت ، و کسب و کار رونق می گیرد     


و شرایط  بسیار  سخت  بیکاران بهبود می یابد    


از دوستان تقا ضا دارم یه نظر سنجی در این زمینه بزارند

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب potpotpot تشکر کرده اند:
mohammad area51, Present

Major II

Major II



no avatar
پست ها

135

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 19 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 19 مهر 1392 12:46

آرشيو سپاس: 661 مرتبه در 135 پست

Re: اگه این بلا سر شما می آمد !

توسط netwet » شنبه 20 مهر 1392 20:32

potpotpot عزیز حقیقتآ این موردی که شما اشاره کردی کم پیش میاد ولی خوب دیگه شانس شما بوده که گیر ادم نااهلش افتادی. بله هستند صاحبان مغازه هایی که با این ترفند ماحصل چند سال زحمت و جمع کردن مشتری یه کاسب رو یک شبه می دزدند و بعد خودشون همون کار رو میزنند!
این طرحی هم که مطرح کردی واقعآ جالبه ولی خودت یه نگاه به موارد مشابه مثل مسکن مهر بنداز تا بفهمی عاقبت به کجا میرسه. تنها کسی که از این طرح سود میبره فقط همون پیمانکار محترم هست!

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب netwet تشکر کرده اند:
mohammad area51, Present

Captain I

Captain I



نماد کاربر
پست ها

433

تشکر کرده: 5 مرتبه
تشکر شده: 12 مرتبه
تاريخ عضويت

يکشنبه 12 اردیبهشت 1389 12:48

آرشيو سپاس: 1473 مرتبه در 391 پست

Re: اگه این بلا سر شما می آمد !

توسط abbas.m.k » شنبه 20 مهر 1392 21:36

iran4946 نوشته است:در حالی که با نگرانی منتظر خبر استخدامی بودم ناگهان خبر رسید که تمام سهمیه شهرستان شما حذف شده است
ماجرا از این قرار است که از سال 89 که فارغ التحصیل شدم به دنبال پیدا کردن شغل مناسب رفتم و در ده ها آزمون استخدامی شرکت کردم
... شرکت نفت و گاز وثبت اسناد و
جالب اینکه نتیجه شرکت در آزمون استانداری هیچ وقت نیامد ونتیجه آزمون بانک آریا لغو شد و در آخر نهاد کتابخانه
ها که در آزمون کتبی ومصاحبه قبول شدم ولی به دلیل نداشتن بودجه از پذیرش من و سایرین صرف نظر کردند.
به هر حال من با محدودیت سنی مواجه شدم و آینده وعمرم تباه شد به همین سادگی
خواهش می کنم در این باره نطرتان را بیان کنید و مطمئن باشید آنهایی که هنوز به این دوران نرسیده اند به زودی نوبت آنها هم می شود.


سلام دوست عزیز ناراحت نباش
من این آزمون رو قبول شدم چند روز پیش رفتم ک تعهد نامه بدم واس ۵ سال ولی وقتی شنیدم واس روستا میخوان و حقوقش افتضاح هس انصراف دادم. اینا فقط دارن به جوون ها ظلم میکنند
نمونه ظلم بارز
بهترين مترجم كيست كه سكوت را ترجمه كند.

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب abbas.m.k تشکر کرده اند:
Present, mohammad area51

Junior Poster

Junior Poster



no avatar
پست ها

115

تشکر کرده: 1 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 18 مرداد 1392 00:48

آرشيو سپاس: 330 مرتبه در 83 پست

Re: اگه این بلا سر شما می آمد !

توسط potpotpot » شنبه 20 مهر 1392 22:17

netwet نوشته است:potpotpot عزیز حقیقتآ این موردی که شما اشاره کردی کم پیش میاد ولی خوب دیگه شانس شما بوده که گیر ادم نااهلش افتادی. بله هستند صاحبان مغازه هایی که با این ترفند ماحصل چند سال زحمت و جمع کردن مشتری یه کاسب رو یک شبه می دزدند و بعد خودشون همون کار رو میزنند!
این طرحی هم که مطرح کردی واقعآ جالبه ولی خودت یه نگاه به موارد مشابه مثل مسکن مهر بنداز تا بفهمی عاقبت به کجا میرسه. تنها کسی که از این طرح سود میبره فقط همون پیمانکار محترم هست!


دوستان عزیزم بنده تا به امروز سه  مغازه اجاره ای مختلف  داشته ام


تجربیات متفاوت از کاسبی های متفاوت



هر دفعه ، همین گرفتاری را به اشکال مختلف  داشته ام



بنده یکی از تجربیاتم را مطرح  کردم

تجربه دوم ، عدم همکاری صاحب مغازه برای گرفتن جواز کسب :

چند سال پیش آرزو داشتم ، که یک مغازه داشته باشم و شغل مورد علاقه خودم را در اون مغازه


راه  بی اندازم  ،  


برای داشتن در آمد در این صنف باید حتما عضو اتحادیه می بودم


تا امتیازات و امکانات ، این صنف به بنده تعلق می گرفت ، و  بتوانم واقعاً از آن شغل پول در بیارم


اما صاحب مغازه ، برای گرفتن جواز کسب ، به هیچ عنوان با من همکاری نکرد


و فقط اجاره های ماهانه اش را گرفت ، در حالی که من در اون شغل حقیقتاً ضرر کردم و ورشکست


شدم یکی از علت های مهم آن هم عدم همکاری صاحب مغازه با بنده بود .


و بنده در آن شغل بیش از در آمدم ، کرایه دادم ، جواز هم نتوانستم بگیرم ، و بعلاوه نتوانستم خودم


را بیمه کنم ، حقیقت این که  صاحب مغازه به این فکر نکرد که اگر من جواز نداشته باشم ، نمی


توانم درآمد کافی داشته باشم  ، و برای  گرفتن جواز با من همکاری نکرد .


تازه اجاره مغازه ها بی اندازه سر سام آور هست ، مغازه را امسال n تومان اجاره میکنی ،


سال بعد باید 2n همان را اجاره کنی ، و صاحب مغازه ، اجاره ات را دو برابر می کند


اصلا نمی توان در مغازه  اجاره ای به سرمایه گذاری بلند مدت فکر کرد



بنده که تا کنون سه بار تجربه ناموفق اجاره مغازه داشته ام ، به دوستانی که می خواهند از این راه


در آمد کسب کنند ، توصیه می کنم به سمت اجاره مغازه نروند


در ضمن توسط مسکن مهر ، یکی از دوستانم ، که بی اندازه فقیر و عائله مند بود ، بالاخره خانه دار


شد ، و بنده بی نهایت شادمان شدم ، و خدا را شکر کردم

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب potpotpot تشکر کرده اند:
Present, mohammad area51

Captain II

Captain II



نماد کاربر
پست ها

386

تشکر کرده: 604 مرتبه
تشکر شده: 131 مرتبه
تاريخ عضويت

دوشنبه 24 اردیبهشت 1386 14:15

محل سکونت

کرمان

آرشيو سپاس: 1113 مرتبه در 163 پست

Re: اگه این بلا سر شما می آمد !

توسط SA@M » شنبه 20 مهر 1392 23:01

متاسفانه اکثر ما دقیقا بعد از اتمام تحصیلات به فکر کار میافتیم. و به دنبال شغلی در خور مدرک هستیم.
چیزی که خانواده های ما درک نمیکنند یکی علاقه ی فرزند هست. و دیگری مهم نبودن مدرک.
مطمئن هستم که همه ی ما آدم های کم سوادی اما خوساخته ای را میشناسیم که پولشان از پارو بالا میرود. (البته از راه حلال منظورم هست)

حسب تجربه عرض میکنم. کار به هیچ عنوان عار نیست.
<<من خودم در شیراز که دانشجو بودم بنا به دلایلی منبع مالی خانوادگی به روی من بسته شد و خودم مجبور شدم کار کنم. تنها کاری هم که بود پخش تراکت تبلیغاتی. (مطمئنم دوستان شیرازی تراکت های برچسبی فلزیاب رو همه جا دیده اند. دو سال پیش کار من این بود) فایده ای که این کار برای من داشت این بود که غرور کاذب من شکست و به همین علت قدرت ریسک پذیریم رفت بالا... و شکر خدا الان زندگی راحتی دارم.>>

و دومین مورد اینکه. قرار نیست شما توی بهترین رشته یا بهترین کار باشید. فقط کافیه توی اون چیزی که هستید بهترین باشید.
من تعمیرکار ماشین میشناسم که در ماه درآمدش از خیلی دکتر و مهندسین بیشتره!

قید کار دولتی رو بزنید استیو جابر موسس شرکت اپل میگه: به دنبال علاقتون برید اگر هنوز علاقتون رو پیدا نکردید اول بشینید و اون رو پیدا کنید و ادامش بدین. مطمئنا پول هم خواه ناخواه به دنبالش میآد.
اندکی صبر سحر نزدیک است...
اينك آخرالزمان

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب SA@M تشکر کرده اند:
mohammad area51

Captain

Captain



no avatar
پست ها

2756

تشکر کرده: 1562 مرتبه
تشکر شده: 333 مرتبه
تاريخ عضويت

چهارشنبه 18 بهمن 1385 12:46

محل سکونت

شیراز

آرشيو سپاس: 6007 مرتبه در 1644 پست

Re: اگه این بلا سر شما می آمد !

توسط Present » شنبه 20 مهر 1392 23:20

والا من تا به حال هر کاری خواستم بکنم که دستم تو جیب خودم باشه عدم داشتن کارت پایان خدمت همه چیز رو خراب کرده ، فقط همین .
همین چند روز پیش هم کار خوبی بهم پیشنهاد شد ولی به خاطر نداشتن پایان خدمت نتونستم برم  :lol:
خدا لعنت کنه سربازی رو ، حالا لابد بعد از سربازی هم دیگه کار پیدا نمی شه ، می گی نه ، نگاه کن ، ما قهرمان شانسیم

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب Present تشکر کرده اند:
potpotpot, SA@M, mohammad area51

Major II

Major II



no avatar
پست ها

135

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 19 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 19 مهر 1392 12:46

آرشيو سپاس: 661 مرتبه در 135 پست

Re: اگه این بلا سر شما می آمد !

توسط netwet » شنبه 20 مهر 1392 23:51

potpotpot نمیدونم چه تجربیاتی تو زندگیت داشتی که باعث شده اینقدر بدبین و محافظه کار بشی ولی باور کن تو هر کاری که بری همینه ، همه جا هم رقابت منفی هست و هم حسادت و کارشکنی.

من خودم 6 ماه تو یه شرکت دارویی به عنوان بازرس کنترل کیفی کار کردم (گول اسمشو نخور از حمالی بدتر بود! تو 6 ماه 8 کیلو وزن کم کردم) اوایل همه چیز برام خیلی عادی و خوب بود و تا حدودی راضی بودم ولی هرچی زمان میگذشت و بیشتر با بقیه دمخور میشدم حالم از اون محیط بیشتر بهم میخورد واقعآ تو اون محیط به عینه برده داری نوین رو دیدم! مدیران شرکت یه سیستمی رو پیاده کرده بودند که کل کارگرا تو یه سلسله مراتب قرار می گرفتند و اینطور نبود که همه تو یه سطح باشند بعد هرکسی مسئول گزارش کیفیت و کمیت تولید رتبه پایین تر خودش بود. مثلآ من که بازرس کنترل کیفی بودم هرچی گزارش خرابی و تولید ضایعات بیشتری رو ثبت می کردم اخر ماه احتمال اینکه اسمم تو لیست پاداش بگیرا باشه بیشتر بود همین ارتباط بین کارگر خط با اپراتور دستگاه ها و اپراتور دستگاه ها با تکنیسین ها و ... وجود داشت! وضعیت طوری بود که همه زیراب هم رو میزدن و در عین حال خوش و بش هم میکردند و رفیق بودند! وقتی از شرکت بیرون اومدم دلم به حال اون کارگرای بدبخت میسوخت که متاهل بودن و مجبور بودن واسه چندرغاز حقوق تو یه محیط پر از تنفر مثل ... کار کنند. گاهی وقتا با خودم میگم خیلی هم بد نیست که امثال این شرکت ها به خاطر واردات اجناس چینی و ... ورشکست بشن شاید نسل کارخونه دارهای بعدی بهتر از اینها عمل کنند!

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب netwet تشکر کرده اند:
SA@M, mohammad area51

Junior Poster

Junior Poster



no avatar
پست ها

115

تشکر کرده: 1 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 18 مرداد 1392 00:48

آرشيو سپاس: 330 مرتبه در 83 پست

Re: اگه این بلا سر شما می آمد !

توسط potpotpot » يکشنبه 21 مهر 1392 00:24

باور کن تو هر کاری که بری همینه ، همه جا هم رقابت منفی هست و هم حسادت و کارشکنی.

دوست عزیز ، بنده از حسادت و زیر آب زنی ،و رقابت ، حالا چه منفی و چه مثبت ، صحبت نکردم ، در مورد بیهودگی ، سرمایه گذاری بر روی مغازه اجاره ای صحبت کردم ،  از نظر بنده سرمایه گذاری بر روی اجاره مغازه برای  کسب در آمد  در اکثر موارد ، حقیقتاً بیهوده است

نمیدونم چه تجربیاتی تو زندگیت داشتی که باعث شده اینقدر بدبین و محافظه کار بشی

در ضمن  بنده تجربیاتم رو در زمینه اجاره مغازه مطرح کردم  ، نکته خندار این هست که شما نمی دونی ، چه تجربیاتی در زمینه اجاره مغازه داشتم . دوست عزیز ، فکر کنم حواس شما کمی پرت هست ، این سطح تمرکز شما ، بنده را کمی نگران می کنه.... شاید هم خسته باشین  .

نمیدونم چه تجربیاتی تو زندگیت داشتی که باعث شده اینقدر بدبین و محافظه کار بشی

بنده ، نسبت به اجاره مغازه بدبین هستم ، اما شما داری حکم صادر می کنی ، که کلاً آدم بد بینی هستم که البته اینطور نیست ،
دوست عزیز حکم صادر نفرمایید ، و برچسپ هم نچسپانید


به زبان بسیار ساده بنده یکسری تجربه از اجاره کردن مغازه ، ارائه دادم ، و نتیجه گیری کردم ، اجاره مغازه برای کسب درآمد کار بیهوده ای است ، و  از نظر بنده اجاره مغازه برای  کسب در آمد  در اکثر موارد ، حقیقتاً بیهوده است .

[B][B][B]
[/B]

این طرحی هم که مطرح کردی واقعآ جالبه ولی خودت یه نگاه به موارد مشابه مثل مسکن مهر بنداز تا بفهمی عاقبت به کجا میرسه. تنها کسی که از این طرح سود میبره فقط همون پیمانکار محترم هست!
[/B]
[/B]


شما هم که بد بین هستین ، اما تجربه خودتون را ، مطرح نکردین ، برای شما چه اتفاقاتی افتاده ، و چه تجربیاتی در زمینه مسکن مهر داشتین ، که میگویید از مسکن مهر ، [B]تنها کسی  سود میبره فقط همون پیمانکار محترم هست! ، شما  نسبت به مسکن مهر ، بد بین هستین ، منم به کسب  در آمد از طریق[/B]اجاره[B]  مغازه  ، به عقیده بنده برای کسب در آمد ، اجاره مغازه در اکثر موارد ، حقیقتاً بیهوده است .[/B]
[B]
[/B]
[B]قضاوت با دوستان عزیز[/B]



در ضمن ، بنده برخلاف شما از  مسکن مهر تعریف کردم:
در ضمن توسط مسکن مهر ، یکی از دوستانم ، که بی اندازه فقیر و عائله مند بود ، بالاخره  
خانه دار [B] شد ، [B]و بنده بی نهایت شادمان شدم ، و خدا را شکر کردم[/B][/B]

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب potpotpot تشکر کرده اند:
mohammad area51

قبليبعدي

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 1 مهمان