در اين بخش ميتوانيد درباره موضوعاتي كه در انجمن براي آنها بخشي وجود ندارد به بحث و گفتگو بپردازيد
Captain II

Captain II



نماد کاربر
پست ها

1194

تشکر کرده: 176 مرتبه
تشکر شده: 347 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 17 آذر 1385 12:26

محل سکونت

يه گوشه كنار شيراز

آرشيو سپاس: 2518 مرتبه در 587 پست

Re: کامنت دردناک دختر 26ساله برای ظریف در فیسبوک+پاسخ ظریف

توسط esijoon » دوشنبه 29 مهر 1392 21:59

كيارش نوشته است:potpotpot,  عزیز کانادا بودن من مساله ای هست که بنده از اون اول عضویتم در این انجمن بیان کردم و چیزی نیست که بخوام مخفی کنم  :D
شما از  یک کار با سطج پایین اخراچ شدین حالا ربطش می دین به کل سیستم که چون شما اخراج شدین امنیت کاری نیست و ....  یکی از آشنایان بنده با مدرک عالیه مهندسی ساختمان از آلمان که تو تهران خودش یه شرکتی داشت و مشاوره برچ سازی می کرد با اصرار بعضی اومد اینجا کاری نتونست پیدا کنه و مجبور شد بری تو کارخونه قالب سازی شیفت 12 ساعته کار کنه و نقد یعنی زیرمیزی کار میکردن و هیچ حق بیمه ای و ... نداشت ...جالا این بنده خدا بدون دلیلی یک هفته پیش آخر شیفت بهش گفتن نیاد دیگه سرکار !
هم در ایران هم در کانادا شغل های اینطوری هست و از بی کفایتی مسئولین هر دوکشور ناشی می شه و در اون بحثی نیست  :razz:

"عنی حقوق 400 هزار تومنی ، با 12 ساعت کار در روز !! بدون کوچکترین مزایا و بیمه ، و  کمترین امنیت شغلی و بدون هیچ آینده ای ...."
شما پشت یه دخل نشسته بودی و کار بسیار راحتی داشتی ... می دونید 8 ساعت کار در یخچال تو خط تولید که باید دستهاتون سریعتر از روبات کار کنه و بر اثر نفس نفس زدنهاتون ماسک جلوی صورتتون کاملا خیس می شه و هیچ گونه مزایا و بیمه و ... هم ندارین ...تازه واسه 7 دلار در ساعت یعنی بیش از 3 دلار کمتر از حداقل حقوق قانونی !  :razz:

این توصیفاتی که بالا از کانادا فرمودین رو من دعا می کنم که شما از نزدیک تشریف بیارین و ببینید  :razz:
بحث من این نیست که کانادا بهتره یا ایران بهتره این رو واگذار می کنم به خود شما و ادارکتون وقتی که مسائل بالا رو از "نزدیک" دیدین.... بحث اینکه واسه نسل جوان ما کار سطح پایین عار شده ! :P


من اولین روزی که اومدم کانادا وارد کلاس ای اس ال دییرستانمون شدم که از همه کشورها اونجا بودند. اولین کاری اونجا با ما کردن این بود که بردن بیرون مدرسه و کلی از زمین آشغال جمع کردیم به طوریکه کمرم درد می کرد از اون موقع من هیچ وقت رو زمین اشغال نریختم و به ندرت می بینم کسی اشغال بریزه تو کانادا تو ایران که اومدم دیدم یه دخترخانم 20-30 ساله ورداشت اشغال کیکش رو انداخت تو جوب. جوب رو که نگاه کردم دیدم انقدر مردم اشغال ریختن که جوب به اون بزرگی گرفته بود و منظره ی وحشتناکی شده بود! طوری شده بود که تو ایران با دوستام می رفتم بیرون من همیشه خم می شدم و اشغال مردم رو جمع می کردم و تا سطل اشغالی می بردم. دوستام می گفتن ول کن شهرداری پس واسه چیه و سوپور واسه چی جقوق می گیره و منو دیوانه خطاب می کردن !!  :razz:


غرب شده واسه ایرانی ها یک مدینه فاضله ی خیالی شده که اونجا بهشته و اینجا بده وگرنه من تو ناسا کار میکردم الان ....



به نظرم لپ مطلب رو ادا کردید.....

آواز دهل شنیدن از دور خوش است

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب esijoon تشکر کرده اند:
zzvf, كيارش, SA@M, netwet, Present, SHAHABESAGEB

Captain II

Captain II



نماد کاربر
پست ها

386

تشکر کرده: 604 مرتبه
تشکر شده: 130 مرتبه
تاريخ عضويت

دوشنبه 24 اردیبهشت 1386 14:15

محل سکونت

کرمان

آرشيو سپاس: 1113 مرتبه در 163 پست

Re: کامنت دردناک دختر 26ساله برای ظریف در فیسبوک+پاسخ ظریف

توسط SA@M » دوشنبه 29 مهر 1392 22:41

دوست عزیز جناب potpotpot میدونید من پست های شما رو خوندم اما اگر جسارت نباشد انتقادی دارم از صحبت های شما. امیدوارم که ناراحت نشید.

شما پر از توقع هستید. که شانزده سال درس خواندید و .......
دقیقا مشکل همین خانوم محترم هم همین هست که فقط توقع دارند بقیه (دولت) کارها رو درست کنند.
توی تاریخ و همین الان هم که دور و برمون رو نگاه کنیم. کسانی توی زندگی موفق شدند که به جای چرا گفتن و شکایت از روز و روزگار کار کردند.

دکتر حسابی کسی بود که درس خوند با همه ی مشقتش. امیر کبیر بود که با درس به جایی رسید.  ابوعلی سینا تحت چه شرایطی ابوعلی سینا شد؟ ببینید آنها با چه شرایطی و بدون هیچ چشمداشتی از کسی درس خواندند و موفق شدند. اگر علاقه به درس هست پس حرف های این خانوم بی معنی هست.

همه چیز هم مدرک نیست. دیپلم ، فوق دیپلم ..... همشون یک کاغذ هستند.
  
به عنوان مثال خود من الان لیسانس ICT دارم ولی کارم تدوین فیلم و سر و کله زدن با فتوشاپ و ایلاستریتور و پریمیر و ادیوس و ... هستش که هیچ ربطی به درس و مدرکم هم نداره! بنا به دلایلی  بیمه هم نیستم و تضمین شغلیی هم ندارم. اما اینقدر در کارم زحمت کشیدم که الان حرفه ای محسوب میشوم و خودم شغلم رو ثابت کردم. مطمئن هم هستم که اگر الان از این شرکت خارج شوم 10 تا شرکت دیگه منتظرم هستند.. و در عین حال دارم ارشدم رو میگیرم. فقط خدا میدونه که چقدر سخت است. ولی نه شکایتی از کسی دارم و نه توقعی.... خودم از صفر هم ساختم این زندگی رو بدون هیچ سرمایه ای!

از آقا مهدی خودمون بپرسید سنترال از روز اول همین جوری بود؟ از آقا میلاد بپرسید ببینید از روز اول اینقدر برنامه نویس و بیزنس من موفقی بودند؟

دوستان با شکایت و توقع داشتن از دولت مطمئن باشید هیچ اتفاقی نمیافته توی زندگیتون.....
زندگی خیلی بیرحم تر از این حرف ها هست.
اندکی صبر سحر نزدیک است...
اينك آخرالزمان

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب SA@M تشکر کرده اند:
anga2009, esijoon, Present, كيارش, SHAHABESAGEB, Java, netwet, babak1985, Solver

Junior Poster

Junior Poster



no avatar
پست ها

115

تشکر کرده: 1 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 18 مرداد 1392 00:48

آرشيو سپاس: 330 مرتبه در 83 پست

Re: کامنت دردناک دختر 26ساله برای ظریف در فیسبوک+پاسخ ظریف

توسط potpotpot » دوشنبه 29 مهر 1392 23:13

SA@M نوشته است:دوست عزیز جناب potpotpot میدونید من پست های شما رو خوندم اما اگر جسارت نباشد انتقادی دارم از صحبت های شما. امیدوارم که ناراحت نشید.
دوستان با شکایت و توقع داشتن از دولت مطمئن باشید هیچ اتفاقی نمیافته توی زندگیتون.....
زندگی خیلی بیرحم تر از این حرف ها هست.


دوست من سلام ،  بنده تجربیات ، متفاوت از شغل های متفاوت داشتم!!

بنده یکسری ، شغل هایم رو نمی گویم ، چون قصد این رو ندارم ، که خودمو معرفی کنم  ،  

این انجمن حکم ، چاهی رو داره ، که برای او درد و دل می کنم  ، حس می کنم ، که این ، تجربیات ، شاید ، برای  ، بسیاری از دوستان ، مفید باشه ،

شما، تمام ، پست های من در این تاپیک رو بخون دوست  عزیز  ، تا با قسمتی از تجربیات بنده ، آشنا ، بشین :
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

همین قدر بگم که بنده خودم ، را ، یه آچار فرانسه کوچولو ، می دانم ، و دارای تجربیات مختلف !! بنده از  یاد گیری و کسب تجربه ، در آن حرفه ها، احساس رضایت ، می کردم ، و......................

دوست من ، تمام صحبت من ، در پست قبلی این است ، که  در حوزه حقوق کار  ، تمام روابط ، باید ، ظابطه مند ، باشد . و هر چه میکشیم از بی قانونی ، و قوانین ناقصی است ، که برده داری نوین را ترویج می کند ،


شخص متقاضی کار باید ، طبق قانون دارای ، حقوق مشخص و مسلمی باشد ، که رعایت آن ، به شدت ، الزام آور و ضروری ، تلقی شود

و البته قوانین موجود ، حاشیه امنی ، برای استخدام شدگان ، دولتی فراهم ، می آورد ، تا ،آن ها نسبت به تبعیضاتی که در بازار کار ، نسبت به افراد ، بدون پست و یا نشان ، می شود ، بی تفاوت باشند ،

مطالب زیر هم از پست قبلی بنده است ، که گلچین کردم ،

لطفاً بخوانید ، بدردتان می خورد ! برای درک بهتر این موضوع ،

potpotpot نوشته است:
كيارش نوشته است:شما از  یک کار با سطج پایین اخراچ شدین حالا ربطش می دین به کل سیستم که چون شما اخراج شدین امنیت کاری نیست و ....

البته من هیچ وقت ، این فکر به ذهنم ، خطور نکرد ، که کارم سطح پایین بوده !! شما که فرمودین ، به نظرم آمد ، که شاید حق باشما باشه ، و کارم شاید سطح پایین بوده باشه و شاید ، بی ارزش!!

دوست عزیز ، بنده از همان ابتدای ، ورود ، به بازار کار ، برای استخدام  در نهاد های دولتی و ارگان های حکومتی یا
، حاکمیتی  ، اقدام  کردم

بله ، برای استخدام ، در نهاد های دولتی و ارگان های حاکمیتی ، تلاش کردم ، اما به دلایل مختلفی ، که در اختیار
بنده نبود ، در الویت استخدام قرار نمی گرفتم ، مثلاً اگر پدرم ، در جنگ تحمیلی شرکت کرده بود یا جانباز بود  و.......... ، بنده  ، در الویت قرار می گرفتم ، و................

بنده ، بعد از بیش از شانزده سال درس خوندن ، نتوانستم ، یه پست دولتی یا درجه حکومتی ، داشته باشم !
مجبورم  ، مغازه بزنم ، یا تو مغازه کار کنم ، مسافر کشی کنم  ، کار گری کنم ، هیچ کس ، هم نمی گوید ، خرت به چند من ؟ یعنی کسی حالی از بنده ، نمی پرسه ؟،  به شدت احساس ، رها شدگی و تنهایی می کنم
حس فرزندی را دارم ، که پدر و مادرش ، تو خیابان اون رو رها کردن ، در آغوش این جامعه بیرحم ، و  کار آزاد
همه بی قانونی ها در حوزه حقوق کار ، در کشور از واژه کار آزاد شروع می شه !!،  بنده هم نمی فهمم کار آزاد، چه صیغه ای هست ؟؟؟؟

یعنی کاری که به قول ، آقا کیارش ، سطح پایینه !!  امنیت شغلی نداره !! بیمه نداره !! مزایا نداره!! سهام عدالت نداره !!  در آمد خیلییییی کمی داره !!

مرخصی نداره !! هیچ آینده ای نداره !!         -------------->   کار آزاد؛ نوعی برده داری نوین ؟؟!!  



جمعیت بیکار تحصیل کرده زیاد + کسب مقام اول تورمی در جهان + در آمد سرانه بسیار ،بسیار ، بسیار پایین =

عرصه را بر تمامی متقاضیان شغل ، حقیقتاً تنگ کرده  


یا علی


با آرزوی موفقیت برای تمامی سرواران گرامی
آخرين ويرايش توسط potpotpot در دوشنبه 29 مهر 1392 23:35, ويرايش شده 1 در کل.

Major II

Major II



نماد کاربر
پست ها

174

تشکر کرده: 8 مرتبه
تشکر شده: 85 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 17 خرداد 1392 14:25

آرشيو سپاس: 375 مرتبه در 114 پست

Re: کامنت دردناک دختر 26ساله برای ظریف در فیسبوک+پاسخ ظریف

توسط مدافعان حرم » دوشنبه 29 مهر 1392 23:23

منم دهه شصتی هستم ولی هنوز اینقدر ندار نشدم که اینترنت و ف_*ل_ن*__ر شکن و فیسبوک داشته باشم .  
لعلی از کان مروّت بر نیامد سالهاست *** تابش خورشید و سعی باد و باران را چه شد؟

Junior Poster

Junior Poster



no avatar
پست ها

115

تشکر کرده: 1 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 18 مرداد 1392 00:48

آرشيو سپاس: 330 مرتبه در 83 پست

Re: کامنت دردناک دختر 26ساله برای ظریف در فیسبوک+پاسخ ظریف

توسط potpotpot » دوشنبه 29 مهر 1392 23:42

سمندون نوشته است:منم دهه شصتی هستم ولی هنوز اینقدر ندار نشدم که اینترنت و ف_*ل_ن*__ر شکن و فیسبوک داشته باشم .  


حدس می زنم مخاطب شما ، باید یه فرد با شخصیت و یه شخص تحصیلکرده  ای باشه !!  

یعنی دانشگاه های ما کافی نت ندارد !!

با تشکر

Major II

Major II



no avatar
پست ها

135

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 18 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 19 مهر 1392 12:46

آرشيو سپاس: 661 مرتبه در 135 پست

Re: کامنت دردناک دختر 26ساله برای ظریف در فیسبوک+پاسخ ظریف

توسط netwet » سه شنبه 30 مهر 1392 00:09

صحبت از کانادا شد یاد یکی از دوستان دوران دانشگاه افتادم. ایشون پدرش نمایشگاه اتومبیل داشت و وضع مالیشون در حد عالی بود بالاخره اصرارهای مادر و دختر خانواده ، پدر رو راضی می کنه که هرچی که دارن رو بفروشن و به کانادا مهاجرت کنند. این دوست ما هم قبل از رفتن موفق میشه ارشد مهندسی عمرانش رو از دانشگاه ازاد بگیره و به امید زدن تو کار ساخت و ساز راهی کانادا میشه ولی بعد 5-6 ماه جستجو کار مرتبطی پیدا نمی کنه و تو رستوران کوچیکی که پدرش به همراه یکی از اقوام مقیم کاناداشون به صورت شریکی راه انداخته بودند مشغول به کار میشه. خلاصه بعد از 2 سال اقامت در کانادا خودش به تنهایی برمیگرده ایران و شروع به کار می کنه که البته دیگه ازش خبردار نشدیم ولی فکر می کنم با اون تجربه ای که از مهاجرت و ... بدست اورده تو کارش باید موفق شده باشه.

خیلی خوب میشد اگه دوستانی که کانادا رو با همه ویژگی های مثبتش توصیف می کنند وقتی بزارند و خاطرات افرادی که مهاجرت کردند رو بخونند خصوصآ اونهایی که پشتوانه مالی محکمی هم نداشتند. به قول یکی از این افراد این سرزمین مثل بهشته خصوصا اینکه تکنولوژی هم در زیباتر کردنش به کار رفته. بنابراین دوستان ایرانی ما در بدو ورود چشماشون از حدقه میزنه بیرون. درست مثل اینه که وارد بهشت شدی. اما وارد شدن به این بهشت بهائی داره که اون هم ناقابل هست. جونتون رو باید برای سفید پوستای برتر عرضه کنید. شاید خیال می کنید که شما هم سفیدپوست هستین ولی با معیارهای اونا ما هم جزو رنگین پوستان آسیایی حساب میشیم.

یعنی سخت ترین و خطرناکترین شغلها مال شماست. در واقع تنها دلیل حضورشما در این کشور انجام این کاراست و الا یک لحظه هم حاضر نیستن حضورتون رو تحمل کنند. یعنی شما رو میارن نیروی جوانی تون یا علم تون رو استفاده میکنن و با کارت سیتی زنشیپ گولتون میزنن که اره شما شهروند ما هستین (تا خوب احساس کانادایی بودن بکنی و خوب کارکنی). بعد هم که دیگه احتیاجی بهتون نداشتن سیتی زنشیپ تون با هزار بهانه باطل میشه. دوستی میگفت امریکا سرزمین فرصت هاست بله ولی برای یک امریکایی یا حداقل یک نژاد سفید اروپایی.

اگه تو این دنیا کسی باشه که اینده شما ، امنیت شما و ... براش مهم باشه قطعآ اون فرد یک ایرانیه!


قدیمی ها یه ضرب المثل دارند که میگه دیگران کاشتند ما خوردیم ما میکاریم تا دیگران بخورند. (منظورشون درخت گردو بوده که بین 25 تا 50 سال زمان میبرد تا بالغ بشه و بتونن محصول ازش برداشت کنند شاید اونی که درخت رو کاشته بود اونقدر زنده نمی موند تا نتیجه کارش رو بگیره).

حالا اگه گذشتگان ما کم کاری کردند و اینده نگر نبودند (میخوام تاثیر عامل خارجی رو صفر فرض کنم و همه تقصیرهارو گردن خودمون ببینم) شما بکار تا دیگران نه حداقل نسلی که از تو میخواد ادامه پیدا کنه بهره مند بشن.
آخرين ويرايش توسط netwet on سه شنبه 30 مهر 1392 01:20, ويرايش شده در 2.

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب netwet تشکر کرده اند:
كيارش, apple2009, Present, esijoon, un4given.1991

Furious Poster

Furious Poster



نماد کاربر
پست ها

368

تشکر کرده: 21 مرتبه
تشکر شده: 48 مرتبه
تاريخ عضويت

پنج شنبه 12 بهمن 1385 15:53

آرشيو سپاس: 187 مرتبه در 59 پست

Re: کامنت دردناک دختر 26ساله برای ظریف در فیسبوک+پاسخ ظریف

توسط iran4946 » سه شنبه 30 مهر 1392 00:53

نمی دونم چرا عده ای محدود نمی خواهند بپذیرند که ما مشکل داریم و  مسئولیت اصلی بر عهده دولتمردان و خواص کشور است نه مردم .
خود بنده هم جزو 40 درصد بیکار در این کشور هستم متاسفانه نرخ بیکاری در ایران از اکثر کشورها بیشتر است.
یکی از کاربرها درپستش  مینویسد لیسانس ICT دارم ولی کارم تدوین فیلم و سر و کله زدن با فتوشاپ و ایلاستریتور و پریمیر و ادیوس و ... هستش که هیچ ربطی به درس و مدرکم هم نداره!
حال باید از شما پرسید آیا این عیب نیست اشخاص در پستی که تخصص ندارند کار کنند مثلا یک مهندس عمران لباس بفروشد! یا یک معلم مسافر کشی کند !
کاربر دیگر می گوید شرایط کاروزندگی در کشورهای دیگر هم برای مهاجران سخت است  مثلا کانادا ! در جواب شما هم باید گفت هر کشور مسئولی از جمله کانادا ، اولویت با شهروندان
خودش است  یعنی وظیفه دولت کانادا یا آمریکا یا ژاپن نیست که برای مهاجران اشتغال ایجاد کند و برعکس تمام تلاش خود را برای رفاه و اسایش مردم کشورشان انجام می دهند.

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب iran4946 تشکر کرده اند:
apple2009, potpotpot

Captain II

Captain II



نماد کاربر
پست ها

386

تشکر کرده: 604 مرتبه
تشکر شده: 130 مرتبه
تاريخ عضويت

دوشنبه 24 اردیبهشت 1386 14:15

محل سکونت

کرمان

آرشيو سپاس: 1113 مرتبه در 163 پست

Re: کامنت دردناک دختر 26ساله برای ظریف در فیسبوک+پاسخ ظریف

توسط SA@M » سه شنبه 30 مهر 1392 00:56

جناب potpotpot شما میفرمائید که:

دوست من ، تمام صحبت من ، در پست قبلی این است ، که  در حوزه حقوق کار  ، تمام روابط ، باید ، ظابطه مند ، باشد . و هر چه میکشیم از بی قانونی ، و قوانین ناقصی است ، که برده داری نوین را ترویج می کند ، شخص متقاضی کار باید ، طبق قانون دارای ، حقوق مشخص و مسلمی باشد ، که رعایت آن ، به شدت ، الزام آور و ضروری ، تلقی شود و البته قوانین موجود ، حاشیه امنی ، برای استخدام شدگان ، دولتی فراهم ، می آورد ، تا ،آن ها نسبت به تبعیضاتی که در بازار کار ، نسبت به افراد ، بدون پست و یا نشان ، می شود ، بی تفاوت باشند ،


من متوجه نمیشوم مشکل شما قوانین کار هست یا پیدا نشدن کار!

تمام حرفی که من در پست قبل هم زدم همین بود که بدون هیچ انتظاری آدم باید تلاش کنه برای کار و کسب درآمد. حال که قوانین نیست باید بنشیم و ناله کنیم؟ یا اینکه خود دست به کار بشیم؟
همیشه کار بوده و هست. به شرطی که آدم کاری باشه و کار رو عار ندونه...

بنده یکسری ، شغل هایم رو نمی گویم ، چون قصد این رو ندارم ، که خودمو معرفی کنم


من هم قصد معرفی خودم رو ندارم. و به عنوان مثال از زندگی خودم گفتم!  شما از حقوق 400 هزار تومنی خودتون شاکی بودید و من توی همون تاپیکی که معرفی کردید گفتم که:

متاسفانه اکثر ما دقیقا بعد از اتمام تحصیلات به فکر کار میافتیم. و به دنبال شغلی در خور مدرک هستیم.
چیزی که خانواده های ما درک نمیکنند یکی علاقه ی فرزند هست. و دیگری مهم نبودن مدرک.
مطمئن هستم که همه ی ما آدم های کم سوادی اما خوساخته ای را میشناسیم که پولشان از پارو بالا میرود. (البته از راه حلال منظورم هست)
حسب تجربه عرض میکنم. کار به هیچ عنوان عار نیست.
<<من خودم در شیراز که دانشجو بودم بنا به دلایلی منبع مالی خانوادگی به روی من بسته شد و خودم مجبور شدم کار کنم. تنها کاری هم که بود پخش تراکت تبلیغاتی. (مطمئنم دوستان شیرازی تراکت های برچسبی فلزیاب رو همه جا دیده اند. دو سال پیش کار من این بود) فایده ای که این کار برای من داشت این بود که غرور کاذب من شکست و به همین علت قدرت ریسک پذیریم رفت بالا... و شکر خدا الان زندگی راحتی دارم.>>
و دومین مورد اینکه. قرار نیست شما توی بهترین رشته یا بهترین کار باشید. فقط کافیه توی اون چیزی که هستید بهترین باشید.
من تعمیرکار ماشین میشناسم که در ماه درآمدش از خیلی دکتر و مهندسین بیشتره!
قید کار دولتی رو بزنید استیو جابر موسس شرکت اپل میگه: به دنبال علاقتون برید اگر هنوز علاقتون رو پیدا نکردید اول بشینید و اون رو پیدا کنید و ادامش بدین. مطمئنا پول هم خواه ناخواه به دنبالش میآد.


تفاوت تفکر من و شما فرسنگ هاست جناب potpotpot امیدوارم که در زندگی خود موفق باشید.
اندکی صبر سحر نزدیک است...
اينك آخرالزمان

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب SA@M تشکر کرده اند:
Present, esijoon

Colonel II

Colonel II



نماد کاربر
پست ها

3441

تشکر کرده: 272 مرتبه
تشکر شده: 376 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 20 اردیبهشت 1387 08:44

آرشيو سپاس: 13553 مرتبه در 2799 پست

Re: کامنت دردناک دختر 26ساله برای ظریف در فیسبوک+پاسخ ظریف

توسط Solver » سه شنبه 30 مهر 1392 05:06

تو بازار کار، بنده انواع کار را تجربه کردم. شاید برخی دوستان سنترال اگر فهرست کنم کارهام را از تعجب شاخ در بیارند، که بنده از شیشه بری، کارگری ساختمان تا چاه کنی در جوار برادران افغان عزیز را در پرونده خودم دارم. تا اجرای کابل کشی سیستم روشنایی فلان پارک شیراز در جوار مربی در دوره هنرستان یا بستن تابلو برق و التماس مغازه داران خ قاآنی در دوره دانشگاه ... و مثلا در مقابل کارهای شیک مثل بورس و کار در دفتر حمل و نقل و کار سیستم های امنیتی و حفاظتی و رفته رفته کارهای کامپیوتری سخت افزاری و کم کم این روزها هم که در خانه و از خانه و در اینترنت .

اما از محور موضوع دور نشویم، این سبک غر زدن ها و امثال این کامنت، حکایت همین برادر خودم هست ... یک بار که بحث جدا داغ شد، بهش گفتم من راننده شخصی میخوام! و اون شد راننده آژانس بنده مثلا ... البته لطفش به من بود و بحث مالی در بین نبود و هرگز بابت این کار از من دستمزدی نگرفتند، اما همین که چند بار من را به این شهرک صنعتی و آن شهرک برد و منتظر من می ماند، و فکر کنم تیپ من را وقت رفتن به داخل کارخانه و وقت بیرون آمدن میدید با وجود اون کار نسبتا شیک و تمیزی که دارم، حس کرد کار کردن و پول در آوردن چطوریاست! و البته شاید این که فاصله حرف تا عمل هر چند زیاده اما با یک حرکت باید شروع کرد. مسئله این است که در ایران همه ما (از جمله خودم) بیشتر حرف می زنیم تا عمل.

از طرح هامون حرف می زنیم و از نکرده ها و آرزوها، جای این که وقت بزاریم و کاری بکنیم. شرایط مناسب نیست، اما اون دختر خانوم که من مثال زدم در همین کشور و با همین شرایط هستش، نه کشور دیگر یا ... خون هیچ دختر دیگری هم ازش رنگین تر نیست که، همان ناز و ظرافتی که دیگر دختران دارند ایشان هم دارند اما حرکت می کنند و روزی که من باش آشنا شدم، واقعا درش اراده و جدیت اون هم در عمل دیدم.

در لیست یاهو من پر است از دوستان متخصصی که گرافیست یا مثلا طراح وب هستند و برخیش در همین سنترال فعال و حتی گاهی تو برخی مباحث دقیقا از نادیده شدن توانایی های خودشان در کشور گلایه مند بودند، اما وقتی دعوت به کار می شوند، حضور ندارند یا اگر باشند بسیار کمرنگ ... من حداقل الان بالای 20 مورد اینطور در اد لیست یاهو خودم دارم که ایشان فکر می کنند شرایط ندارند اگر نه الان برای خودشان یک شرکتی مثل الگانت و مانستر تم  امثالهم داشتند! اما در حقیقت همان که دوستمان گفتند و به قول قدیمی ها تن کار ندارند و دل به کار نمی دهند.

من شخصا در کار از نگاه اول دیگران موفق به نظر می رسم چون مدام در حال رشد دادن کارم هستم، اما خدا شاهده هرگز آسان و با راحتی همراه نیست. اما آرامش دارم، چرا که پول پاک راحت به دست آمدنی نیست. من اینجا این بحث پول پاک را هم طرح کردم به خصوص که اشاره کنم تازه برخی دنبال پول هستند و می نالند، اگر ایشان بخوان دنبال پول پاک باشند در ایران جقدر گلایه مند خواهند بود ؟

هم مشاغل اداری و هم آزادش را نیز شامل میشود این پول پاک،
از نظر من اون کارمند اداره که میده رفیقش ساعت بزنه براش یا اون کارمند که در وقت کاریش مشغول کار شخصیش یا وقت تلف کردنه، پولش پاک نیست!
بازارش هم که دیگه روشن هست ...
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

Never is never an option +

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب Solver تشکر کرده اند:
esijoon, كيارش, anga2009, netwet, Present, SA@M, victory67

Junior Poster

Junior Poster



نماد کاربر
پست ها

137

تشکر کرده: 25 مرتبه
تشکر شده: 139 مرتبه
تاريخ عضويت

يکشنبه 6 شهریور 1390 07:58

آرشيو سپاس: 169 مرتبه در 41 پست

Re: کامنت دردناک دختر 26ساله برای ظریف در فیسبوک+پاسخ ظریف

توسط sazan1978 » سه شنبه 30 مهر 1392 09:01

كيارش نوشته است:potpotpot,  عزیز کانادا بودن من مساله ای هست که بنده از اون اول عضویتم در این انجمن بیان کردم و چیزی نیست که بخوام مخفی کنم  :D
شما از  یک کار با سطج پایین اخراچ شدین حالا ربطش می دین به کل سیستم که چون شما اخراج شدین امنیت کاری نیست و ....  یکی از آشنایان بنده با مدرک عالیه مهندسی ساختمان از آلمان که تو تهران خودش یه شرکتی داشت و مشاوره برچ سازی می کرد با اصرار بعضی اومد اینجا کاری نتونست پیدا کنه و مجبور شد بری تو کارخونه قالب سازی شیفت 12 ساعته کار کنه و نقد یعنی زیرمیزی کار میکردن و هیچ حق بیمه ای و ... نداشت ...جالا این بنده خدا بدون دلیلی یک هفته پیش آخر شیفت بهش گفتن نیاد دیگه سرکار !
هم در ایران هم در کانادا شغل های اینطوری هست و از بی کفایتی مسئولین هر دوکشور ناشی می شه و در اون بحثی نیست  :razz:

"عنی حقوق 400 هزار تومنی ، با 12 ساعت کار در روز !! بدون کوچکترین مزایا و بیمه ، و  کمترین امنیت شغلی و بدون هیچ آینده ای ...."
شما پشت یه دخل نشسته بودی و کار بسیار راحتی داشتی ... می دونید 8 ساعت کار در یخچال تو خط تولید که باید دستهاتون سریعتر از روبات کار کنه و بر اثر نفس نفس زدنهاتون ماسک جلوی صورتتون کاملا خیس می شه و هیچ گونه مزایا و بیمه و ... هم ندارین ...تازه واسه 7 دلار در ساعت یعنی بیش از 3 دلار کمتر از حداقل حقوق قانونی !  :razz:

این توصیفاتی که بالا از کانادا فرمودین رو من دعا می کنم که شما از نزدیک تشریف بیارین و ببینید  :razz:
بحث من این نیست که کانادا بهتره یا ایران بهتره این رو واگذار می کنم به خود شما و ادارکتون وقتی که مسائل بالا رو از "نزدیک" دیدین.... بحث اینکه واسه نسل جوان ما کار سطح پایین عار شده ! :P


من اولین روزی که اومدم کانادا وارد کلاس ای اس ال دییرستانمون شدم که از همه کشورها اونجا بودند. اولین کاری اونجا با ما کردن این بود که بردن بیرون مدرسه و کلی از زمین آشغال جمع کردیم به طوریکه کمرم درد می کرد از اون موقع من هیچ وقت رو زمین اشغال نریختم و به ندرت می بینم کسی اشغال بریزه تو کانادا تو ایران که اومدم دیدم یه دخترخانم 20-30 ساله ورداشت اشغال کیکش رو انداخت تو جوب. جوب رو که نگاه کردم دیدم انقدر مردم اشغال ریختن که جوب به اون بزرگی گرفته بود و منظره ی وحشتناکی شده بود! طوری شده بود که تو ایران با دوستام می رفتم بیرون من همیشه خم می شدم و اشغال مردم رو جمع می کردم و تا سطل اشغالی می بردم. دوستام می گفتن ول کن شهرداری پس واسه چیه و سوپور واسه چی جقوق می گیره و منو دیوانه خطاب می کردن !!  :razz:


غرب شده واسه ایرانی ها یک مدینه فاضله ی خیالی شده که اونجا بهشته و اینجا بده وگرنه من تو ناسا کار میکردم الان ....


دوستان بزرگوار من ، مشکل از اينجاست که در واقعيت آنها از لحاظ مادی از ما پيشرفته تر هستند که هيچکس نمی تواند منکر آن شود کشاورزی ، پزشکی ، حمل و نقل ، صنعت  و حتی ساختار سياسی ما محصول فکر آنهاست پس نتيجه اينکه ما با تمام وجود عقب ماندگيمان را احساس کنيم و چشممان به آنها و جوامعشان باشد امری طبيعی است. اما نبايد مايوس شد چون جوامع تازه صنعتی شده به ما ياد داده اند که اين عقب ماندگی درمان پذير است و اميدوارم بتوانيم به دوران شکوفايی برسيم باتوجه به اين نکته که  جوامع غربی با  فهم کامل از خرد جمعی به فرمول های بسيار حياتی دست يافته اند که طبق آن همه ارکان را در سيطره خرد جمعی قرار داده اند و از اين روش جواب نيز گرفته اند . ما نيز بايد از آزموده های آنها استفاده کنيم و عقب ماندگی که گرفتار ان هستيم را جبران نماييم .
«گاوآهِن»

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب sazan1978 تشکر کرده اند:
Solver, potpotpot

Captain

Captain



no avatar
پست ها

2736

تشکر کرده: 1473 مرتبه
تشکر شده: 306 مرتبه
تاريخ عضويت

چهارشنبه 18 بهمن 1385 12:46

محل سکونت

شیراز

آرشيو سپاس: 6007 مرتبه در 1644 پست

Re: کامنت دردناک دختر 26ساله برای ظریف در فیسبوک+پاسخ ظریف

توسط Present » سه شنبه 30 مهر 1392 11:53

شما دوستان تمام فکر و ذهنتون شده غم بی کاری و بی پولی .
ولی من با اینکه دهه شصتی هستم ، زمانی را به یاد می آورم که مردم در دهه هفتاد چقدر به هم نزدیک بودند ، چقدر رفت و آمدهای خانوادگی زیاد بود، زمانی در دهه هفتاد با اینکه از زمان حالمون خیلی بدبخت تر و بی چاره تر بودیم و یک خونه 100 متری تو شهرستان داشتیم و با اون گرما و رطوبت ولی همیشه در خونمون به روی مهمانها باز بود ، همیشه بزرگ و کوچک به خانه ما می آمدند و ما به خانه آنها می رفتیم ولی خدایش الان چندتا از شما در ماه به خونه پدر بزرگ، عمو ، دایی ، خاله و ... می رید ؟

اونا چقدر به خانه شما می آیند ؟ آیا شما زمانی که مهمان می خواهد برای شما بیاید خوشحال می شوید یا دو دستی بر سر خود می زنید و می گویید ای وای باز مهمون می خواد بیاد ؟
به خدا اینها هیچ ربطی به پول و ثروت و مال و ملال نداره ، هیچ کاری به گرفتاری و ... نداره !
باید ببینیم مشکل کار چیه که اینجوری شدیم ؟

نظر خود بنده اینه که تجملات داره پدر ما رو در میاره !
یک نگاهی به فقرای ما بیندازید ، یک نگاهی به خودمون بیندازیم ، با اینکه هر روز وضع ظاهری و مالی ما بهتر می شود ولی چون سطح توقعات ما بالاتر می رود انگار درجا ، خیر ، پس رفت می کنیم .
یک زمانی در خانه مادر یک وعده ناهار می پخت ، اگر زیاد می آمد آبش را زیاد می کرد و به خوراکی دیگر تبدیل می کرد و می شد شام خانواده و ... ولی الان ، اگر مادر شما یک وعده از خوراک را در هفته تکراری بدهد چه قش قرقی به پا می کنید ؟
قدر پدران ومادران را بدانیم و اگر نانی بر سر سفره می آید خدا را سپاس گذار باشیم ، کاری که از آن غافل شده ایم .

خودتون فکر کنید توقعات ما با دهه هفتاد چه فرقی کرده که اینقدر از خدا و خانواده های خود دور شده ایم ؟
بله وقت پرسش این سوالات اکنون فرا  رسیده ؟
ما را چه شده ؟ با خود چه می کنیم و چه کرده ایم ؟
این پاسخی است که اندکی تامل و بعد پاسخی به خود ما دارد نیازی نیست که جوابش را دیگران بدانند !
پروانه نیستم که به یک شعله جان دهم / شمعم که سوزم و دودی نیاورم

گــــــــــــــــاهی تــــــــــــــاوان شیــــــــــر بودن قـــفس اســـت ...
امــــــــا شـــــغال هــــا در شـــــهــــر آزاد مـــــیگـــــــردنــــــــــد ... !

به زودی تعمیرکار لب تاپ می شم :-)

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب Present تشکر کرده اند:
Cloor Master, SA@M, potpotpot, anga2009, Solver, Java, netwet, esijoon

Junior Poster

Junior Poster



no avatar
پست ها

134

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 8 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 10 خرداد 1392 22:35

آرشيو سپاس: 318 مرتبه در 97 پست

Re: کامنت دردناک دختر 26ساله برای ظریف در فیسبوک+پاسخ ظریف

توسط napoleon benapart » سه شنبه 30 مهر 1392 13:56

چیزی که داخل این تاپیک گفته نشده بسیاری از مردم فقیر هستند که با کارگری امرار معاش میکنند و این روزها این قدر فقیر شدند که دارند کلیه هاشون رو میفروشند.
این مردم قدرت خرید اینترنت یا اصلا سواد اینترنت هم ندارند که بقیه بشناسندشون.
مسلما وضعیت اقتصادی مردم ما خیلی خراب هست.

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب napoleon benapart تشکر کرده اند:
sand_fighter, potpotpot

قبليبعدي

 


  • موضوعات مشابه
    پاسخ ها
    بازديدها
    آخرين پست

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 0 مهمان