در اين بخش مي‌توانيد در مورد اخبار و حوادث روز به بحث بپردازيد
Junior Poster

Junior Poster



no avatar
پست ها

115

تشکر کرده: 1 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 18 مرداد 1392 00:48

آرشيو سپاس: 330 مرتبه در 83 پست

اولویت استخدامی متأهلان مغایر قانون اساسی است

توسط potpotpot » يکشنبه 5 آبان 1392 20:23

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد تاریخ ایجاد در چهارشنبه, 01 آبان 1392




باید سیاست ما بر این باشد که همه متأهل شوند. اما ممکن است کسی شرایط ویژه داشته باشد و نتواند ازدواج کند. اشتغال حق این افراد هم هست و در واقع در زمره حقوق اولیه و ذاتی هر انسانی است، پس نباید او را از حق اولیه خود محروم کرد.

در طرح جامع جمعیت و تعالی سخن، از اولویت شغلی برای متأهلان دارای فرزند و پس از آن متأهلان‌بدون فرزند، آمده است: با توجه به قانون اساسی شرایط اشتغال باید بر اساس عدالت توزیع شود. پرسش این است که آیا این طرح با قانون اساسی منافات ندارد؟ آیا در این قانون هم بیکاری و هم تجرد باز تولید نمی‌شود و در یک چرخه معیوب قرار نمی‌گیرد؟ و سوال کلی‌تر اینکه چه ضرورتی برای افزایش جمعیت ایران در حال حاضر وجود دارد؟ عباس قائد رحمت، نماینده دورود و ازنا در مجلس شورای اسلامی و دبیر دوم کمیسیون اجتماعی مجلس در گفت‌وگو با «قانون» به این سوالات پاسخ داده است. وی معتقد است که باید در برخی از اقشار که فرزند آوری بالایی دارند حتی سیاست‌های کنترل جمعیت هم اعمال شود. آنچه در زیر می‌خوانید حاصل گفت‌وگوی ما با قائد رحمت است.
  طبق طرح جامع جمعیت و تعالی، اولویت استخدام با متأهلان دارای فرزند و پس از آن متأهلان بدون فرزند است و اولویتی برای مجردان وجود ندارد. با این وصف آیا این طرح باعث بیکاری و به تبع آن تجرد نمی‌شود؟ می‌دانیم عقلاً ‌کسی که بیکار است به فکر ازدواج نیست و طبق این طرح کسی هم که مجرد است در اولویت استخدام قرارنمی‌گیرد و در نتیجه در یک دور باطل قرار می‌گیرد.
در مورد این طرح به عنوان دبیر کمیسیون اجتماعی، طبق تجربه‌ای که دارم می‌گویم قانون اساسی در اصول مختلف به ویژه اصل سوم، اصل نوزدهم و اصل بیستم به عدالت و برابری اشاره می‌کند؛ یعنی همه آحاد جامعه در برابر قانون از شرایط مساوی و یکسانی برخوردارند. اما به هر صورت ممکن است بتوانیم در راستای تحقق عدالت اولویت‌هایی را تعریف کنیم. برای مثال یک دهک‌هایی را از جامعه داشته باشیم که نیازمند باشند و در محرومیت بیشتری به سر ببرند. بنابراین طبیعی است که هم دولت و هم مجلس به آن‌ها توجه ویژه داشته باشند.
اما در بحث استخدام مطرح شده در این طرح؛ اینکه ما بیاییم افرادی را که متأهل هستند یا افرادی را که ذکور هستند نسبت به اناث مورد توجه قرار دهیم و اولویتی برای آن‌ها قایل شویم، آیا به نفع جامعه است؟ یا آن سیکل معیوب را که اگر مجرد‌ها بیکار باشند در ازدواجشان هم تأخیر ایجاد نمی‌شود؟ به نظر من وظیفه دولت و دستگاه‌های اجرایی تابع دولت طبق قانون اساسی ایجاد زمینه اشتغال برای همه آحاد جامعه است، دولت باید برای همه افراد جامعه زمینه اشتغال را ایجاد کند و تنها به یک گروه خاص توجه نکند، اما ممکن است در شرایط اضطراری برای دولت اولویت قرار دهیم تا افراد متأهل که فشار زندگی روی دوششان است زود‌تر شاغل شوند.
به اعتقاد من دولت نمی‌تواند تکلیف خود را زیر پا بگذارد، دولت طبق قانون اساسی تکلیف دارد برای تمام آحاد جامعه شغل ایجاد کند. اگر این‌کار را نکند در حق آن گروه‌هایی که مجرد هستند و در اولویت‌های اشتغال نیستند، اجحاف می‌شود. زیرا همیشه گروه‌های متأهل وجود دارند. چون اشتغال کم است و نرخ بیکاری بالا است، ممکن است مجرد‌ها سال‌ها بیکار بمانند.
البته باید سیاست ما بر این باشد که همه متأهل شوند. اما ممکن است کسی شرایط ویژه داشته باشد و نتواند ازدواج کند. اشتغال حق این افراد هم هست و در واقع در زمره حقوق اولیه و ذاتی هر انسانی است، پس نباید او را از حق اولیه خود محروم کرد.
به اعتقاد من دولت باید وظیفه خود را انجام دهد. در چنین طرح‌هایی باید گفت دولت تکلیف دارد که برای همه آحاد جامعه شغل ایجاد کند. البته می‌توان مثلا یک دوره یکساله را در نظر گرفت و اولویت اشتغال را برای متأهل‌ها تعیین کرد. ولی‌ وقتی سال تمام شد دیگر این اولویت را کنار بگذاریم. به عقیده من اگر این طرح دائمی باشد، کسانی که شرایط لازم را در حال حاضر ندارند ممکن است حتی ده سال دیگر هم برای آن‌ها شغل ایجاد نشود و امکان متأهل شدن‌شان هم به دلیل بیکاری فراهم نشود. بنابراین این روش با قانون اساسی منافات دارد.
هدف از طرح جامع جمعیت و تعالی، افزایش جمعیت است. سوال این است که آیا با تصویب این طرح، ازدواج و فرزند آوری بیشتر می‌شود و تضمینی برای آن وجود دارد؟
یکی از اهداف این بوده است که افراد را به ازدواج تشویق کنیم و بگوییم اگر شغل می‌خواهی باید متأهل شوی. در صورت تأهل است که فرزند آوری و رشد جمعیت بیشتر می‌شود. اما شکل دیگر قضیه این است که آن ازدواج مطلوب و عاشقانه و ایده‌آل صورت نگیرد و فرد مجرد به هر ازدواجی تن در دهد و حق انتخاب در ازدواج را از دست بدهد.
فرزند آوری از اساس به دو پدیده مربوط می‌شود، یکی پدیده اقتصادی و دیگری نگاه فرهنگی است. شما در کشورهایی مانند آلمان سیاست‌های تشویقی برای فرزند‌آوری دارید اما خانواده‌ها با اینکه اقتصاد پویا دارند، تمایلی به افزایش فرزندان ندارند. ‌اما در یک کشور فقیر فرزند آوری خیلی زیاد است!
باید ببینیم فرزند آوری به چه عواملی بستگی دارد. اول اینکه به میل بستگی دارد، اگر فرد نخواهد کسی نمی‌تواند او را مجبور به فرزند آوری کند. فرزند آوری توافق بین زوجین است که فرزند داشته باشند یا نداشته باشند. اینکه چند فرزند داشته باشند و یا اینکه در چه سال از ازدواج فرزند آوری را آغاز کنند، فاصله بین فرزندان در چه زمانی باشد، این یک توافق بین زوجین و یکی از پیش‌نیازهای اساسی فرزند آوری است. البته میل به فرزندآوری باید وجود داشته باشد اما سیستم هم باید کمک کند و شرایط را برای فرزند آوری سخت نکند.
اینکه گفتید در برخی کشور‌ها که از لحاظ اقتصادی وضعیت بهتری دارند فرزند آوری کمتر است، ولی در کشورهای فقیر فرزند آوری بیشتر است. ببینید بچه دار شدن زوجین تابع یکسری فاکتورهای مختلف است. یکی مسائل شرعی که به تربیت فرزندان مربوط می‌شود و مکتب اسلام تأکید دارد فرزندان خوب و صالح تحویل جامعه بدهیم. بحث اقتصاد به عنوان زیر ساخت این موضوع است یعنی اینکه فرد توانایی پرورش آن فرزند را هم داشته باشد. ما در برخی جوامع می‌بینیم که فرد توانایی تأمین خود را هم ندارد اما فرزندان زیادی دارد. ما با این نوع زندگی موافق نیستیم.
نکته دیگر اینکه مسائل فرهنگی در هر جامعه‌ مشخص می‌کند که تعداد فرزندانشان چه تعداد باشد و چه وقت فرزند دار شوند. اینکه چگونه می‌توانند آن‌ها ‌را پرورش دهند نیز یکی از مسائل فرهنگی است.
سوال کلی این است که در حال حاضر آیا افزایش جمعیت برای کشور ما ضرورت دارد؟ مالتوس اقتصاددان و جمعیت‌شناس انگلیسی معتقد است که افزایش جمعیت راه حلی برای پیشرفت نیست؟
در مقطعی از زمان جمعیت ما به شدت رو به افزایش بود و در آن مقطع یک سیاست‌های کنترل جمعیت را درکشور اعمال کردیم. شعارهایی از قبیل فرزند کمتر زندگی بهتر. این شعار طی سال‌ها خوب جا افتاد و برای همه مسجل شد که فرزند کمتر باعث زندگی بهتر می‌شود. یعنی به تک فرزندی روی آوردند، ما وقتی محاسبه کردیم دیدیم که تک فرزندی ظرف مدت چند سال آینده باعث پیر شدن کشور و در نتیجه کم شدن رشد جمعیت و منفی شدن آن خواهد شد. لذا ما با کاهش سرمایه‌های انسانی مواجه خواهیم شد.
بنابراین رهبری این خطر را احساس کردند و این مسئله را تذکر دادند. حتی در مقطعی از زمان خیلی‌ها توجهی به این مسئله نداشته‌اند که اگر جمعیت کشور یکباره نصف شود با مشکل جمعیت مواجه خواهیم شد.
پس این به یک برنامه نظام‌دار و تدریجی نیاز دارد، ما همه جا نیاز به حد وسط‌ها داریم. یعنی مراقب باشیم که نه آنقدر جمعیت زیاد شود که در تربیت آ‌ن‌ها با مشکل مواجه شویم و نه آنقدر با کاهش جمعیت مواجه شویم که نیاز به وارد کردن نیروی کار از خارج باشیم.
پس بهتر است که بر تنظیم جمعیت مدیریت کنیم. متأسفانه افرادی که از نظر اقتصادی در وضعیت بهتری قرار دارند معمولاً تعداد فرزندان کمتری دارند. در مقابل در روستا‌ها و مناطق عشایری بنابر دلایلی تعداد جمعیت افزایش پیدا می‌کند. این تعداد جمعیت به عقیده من در‌‌ همان حد متعادل دو یا سه فرزند کافی است ولی این خانواده‌ها فرزند آوری بالایی دارند.
سوال من هم این بود که سیاست‌های تشویقی در خانواده‌های فقیر باعث فرزند‌آوری بالا نمی‌شود؟
اگر متناسب و متعادل باشد مشکلی نیست. ببینید همه آحاد جامعه ما به ویژه کسانی که وضعیت مطلوبی دارند، باید فرزندآوری بیشتری داشته باشند. در مقابل افرادی که جمعیت بالایی دارند نیاز به تنظیم و کنترل دارند.
یعنی سیاست‌ها هم بنابر مناطق و اقشار متوازن و متعادل باشد؟
بله. باید توزیع سیاستی در مناطق مختلف و در جوامع مختلف داشته باشیم. برای اینکه در جوامع فقیر فرزند آوری بالا نشود و تولید فقر نکند.
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب potpotpot تشکر کرده اند:
Mahdi1944, hermes_PERSIAN, Present

 


  • موضوعات مشابه
    پاسخ ها
    بازديدها
    آخرين پست

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 2 مهمان