در اين بخش ميتوانيد درباره موضوعاتي كه در انجمن براي آنها بخشي وجود ندارد به بحث و گفتگو بپردازيد
Captain II

Captain II



no avatar
پست ها

594

تشکر کرده: 45 مرتبه
تشکر شده: 118 مرتبه
تاريخ عضويت

پنج شنبه 26 اردیبهشت 1392 14:30

آرشيو سپاس: 4966 مرتبه در 604 پست

پیشگویی حضرت امام علی (ع) درباره نابودی اسرائیل

توسط &mmt » شنبه 23 آذر 1392 00:06

گروه دین و اندیشه «تیتریک» ؛


در روایات متعددی، موضوع تسلط یهود بر سرزمین‌های اسلامی و حوادث پس از آن پیشگویی شده است که در اینجا به مناسبت حوادث جاری در منطقه به دو مورد از آنها اشاره می‌کنیم:
در روایتی که از امیرمؤمنان(علیه السّلام) نقل شده است در این زمینه چنین آمده است:یهود برای تشکیل دولت خود در فلسطین، از غرب [به منطقه عربی خاور میانه] خواهند آمد.
عرضه داشتند: یا اباالحسن! پس عرب‌ها در آن موقع کجا خواهند بود؟

فرمود: در آن زمان عرب‌ها نیروهایشان از هم پاشیده و ارتباط آنها از هم گسیخته، و متّحد و هماهنگ نیستند.
از آن حضرت سؤال شد: آیا این بلا و گرفتاری طولانی خواهد بود؟

فرمود: نه، تا زمانی که عرب‌ها زمام امور خودشان را از نفوذ دیگران رها ساخته و تصمیم‌های جدّی آنان دوباره تجدید شود آنگاه سرزمین فلسطین به دست آنها فتح خواهد شد، و عرب‌ها پیروز و متّحد خواهند گردید، ونیروهای کمکی از [طریق] سرزمین عراق به آنان خواهد رسید که بر روی پرچم‌هایشان نوشته شده است: «القوّة».

عرب‌ها و سایر مسلمانان همگی مشترکاً برای نجات فلسطین قیام خواهند کرد [و با یهودیان خواهند جنگید] و چه جنگ بسیار سختی که در وقت مقابله با یکدیگر در بخش عظیمی از دریا روی خواهد داد که در اثر آن مردمان در خون شناور شده و افراد مجروح بر روی اجساد کشته‌ها عبور کنند.

آنگاه فرمود:
و عرب‌ها سه بار با یهود می‌جنگند، و در مرحلة چهارم که خداوند ثبات قدم و ایمان و صداقت آنها را دانست همای پیروزی بر سرشان سایه می‌افکند.
بعد از آن فرمود:

به خدای بزرگ سوگند که یهودیان مانند گوسفند کشته می‌شوند تا جایی که حتّی یک نفر یهودی هم در فلسطین باقی نخواهد ماند.
آن حضرت در روایتی دیگر که «عباید اسدی» آن را نقل کرده است، می‌فرماید:
من در آینده در مصر منبری روشنی‌بخش بنیان خواهم نمود ...، و یهود و نصاری را از سرزمین های عرب بیرون خواهم راند، و عرب را با این عصای خود [به طرف حق] سوق خواهم داد.

عبایه می‌گوید: من عرض کردم: یا امیر المؤمنین! گویی شما خبر می‌دهید که بعد از مردن بار دیگر زنده می‌شوید و این کارها را انجام می‌دهید!

فرمود:هیهات ای عبایه! مقصود من از این سخنان آن گونه که تو خیال کردی نیست؛ مردی از دودمان من اینها را انجام خواهد داد.

با امید به آنکه به زودی با ظهور امام مهدی(علیه السّلام) شاهد نابودی صهیونیسم متجاوز و آزادی کامل سرزمین فلسطین و قدس شریف باشیم.
بحارالانوار

منبع : شبستان


Captain II

Captain II



no avatar
پست ها

594

تشکر کرده: 45 مرتبه
تشکر شده: 118 مرتبه
تاريخ عضويت

پنج شنبه 26 اردیبهشت 1392 14:30

آرشيو سپاس: 4966 مرتبه در 604 پست

Re: پیشگویی حضرت امام علی (ع) درباره نابودی اسرائیل

توسط &mmt » شنبه 23 آذر 1392 05:45

وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَمِن رِّبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ (آیه 60 سوره انفال)

"و شما (ای مومنان) در مقام مبارزه با آنها خود را مهیا کنید و تا حدی که میتوانید از آذوقه و آلات جنگی و اسبان سواری برای تهدید دشمنان خدا و دشمنان خودتان، فراهم سازید و..."

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب &mmt تشکر کرده اند:
Amiiiin, malmal1369, كيارش, Present, shahab313, milad217, apple2009, scientist66, KAL-KOI-BABAK, Mahdi1944

Colonel II

Colonel II



نماد کاربر
پست ها

6394

تشکر کرده: 1653 مرتبه
تشکر شده: 7912 مرتبه
تاريخ عضويت

سه شنبه 26 آذر 1387 16:20

آرشيو سپاس: 11653 مرتبه در 2024 پست

Re: پیشگویی حضرت امام علی (ع) درباره نابودی اسرائیل

توسط sinaset » شنبه 23 آذر 1392 09:50

سلام .
سندش معتبر نیست ، ضمن اینکه برجستگی حضرت علی (ع ) هرگز غیبی گویی نبوده و نیست .

اون افرادی که میخوان با اینجور حرف ها و افراطی بازی ها ، دین رو جلو ببرن ، باید این را هم خوب بدانند ، که خدا در وصف قران گفت ، اگر به کوه نازلش میکردم ، تک تکه میشد. در حالی که می ببینید این کتاب (و 100 البته باقی کتاب اسمانی ) برای خیلی ها پشیزی ارزش ندارد !!!(با عرض پوزش از به کار بردن این واژه) پشیز در عمل ، گفتار ، رفتار ،زندگی .

اما می ببینید بازار اینجور حرف ها و معجزات و ... گرم گرمست . دلیلش چیست ؟ !!

ایا حضرت علی با پیروی از دستورات الهی(قران)  و پیامبرش ، (و دوری از هرگونه شرک، چه کوچک و چه بزرگ ) ، علی شد ؟ (برای پاسخ ،بهتر است به نهج البلاغه مراجعه کنید.)
باتشکر. :razz:
"قرآن"(کلام خدا) ...راه سعادت و خوشبختی.

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب sinaset تشکر کرده اند:
KAL-KOI-BABAK, arian2020, ali 313, RaAmIiN, hamed_713, Goebbels, f14tomcat, Mohammad.Jafar, sand_fighter, kingday, mj_piremard, ATABACKAN

Major II

Major II



no avatar
پست ها

181

تشکر کرده: 14 مرتبه
تشکر شده: 10 مرتبه
تاريخ عضويت

چهارشنبه 19 مهر 1385 02:18

آرشيو سپاس: 509 مرتبه در 148 پست

Re: پیشگویی حضرت امام علی (ع) درباره نابودی اسرائیل

توسط f14tomcat » شنبه 23 آذر 1392 14:34

sinaset نوشته است:سلام .
سندش معتبر نیست ، ضمن اینکه برجستگی حضرت علی (ع ) هرگز غیبی گویی نبوده و نیست .

اون افرادی که میخوان با اینجور حرف ها و افراطی بازی ها ، دین رو جلو ببرن ، باید این را هم خوب بدانند ، که خدا در وصف قران گفت ، اگر به کوه نازلش میکردم ، تک تکه میشد. در حالی که می ببینید این کتاب (و 100 البته باقی کتاب اسمانی ) برای خیلی ها پشیزی ارزش ندارد !!!(با عرض پوزش از به کار بردن این واژه) پشیز در عمل ، گفتار ، رفتار ،زندگی .

اما می ببینید بازار اینجور حرف ها و معجزات و ... گرم گرمست . دلیلش چیست ؟ !!

ایا حضرت علی با پیروی از دستورات الهی(قران)  و پیامبرش ، (و دوری از هرگونه شرک، چه کوچک و چه بزرگ ) ، علی شد ؟ (برای پاسخ ،بهتر است به نهج البلاغه مراجعه کنید.)
باتشکر. :razz:


دوست عزیز!متاسفانه همین است که می گویید.ظاهراهمه مامسلمان(ویادستکم مسلمان زاده) هستیم امادریغ ازاینکه به اسلام واقعی عمل کنیم.

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب f14tomcat تشکر کرده اند:
sinaset, mj_piremard, KAL-KOI-BABAK, Present

Major

Major



no avatar
پست ها

670

تشکر کرده: 16 مرتبه
تشکر شده: 193 مرتبه
تاريخ عضويت

شنبه 3 شهریور 1386 14:02

آرشيو سپاس: 1755 مرتبه در 488 پست

Re: پیشگویی حضرت امام علی (ع) درباره نابودی اسرائیل

توسط ramin-am » يکشنبه 24 آذر 1392 10:44

پیشگویی در اسلام حرام هست و تمام پیشگویی هایی که توسط قران شده یک حالت جامع داره یعنی موردی چیزی نگفته
آیا به نظر شما حضرت علی با اون درک بالا میاد و یک پیشگویی موردی میکنه ؟
و این رو یادتون باشه دینی به اسم یهود و یا اسلام وجود نداره تمام ادیان یکی هست همونطوری که خداوند هم در قران کریم تاکید کرده و فرق نمیکنه یکی به روش موسی ع یا به روش حضرت محمد خدا رو بپرسته اولین ایراد اینگونه اظهارات و ضد خدا بودنشون همین تبعضات و جدا سازی ها هستش
در این دنیا دو دسته هستند کسانی که در راه خدا هستند و کسانی که در راه گمراهی
پس بهتره اینقدر یهود و مسیحی و مسلمان رو از هم جدا نکنیم ین یک تبعیض و شرک آشکار هست
مثل اینکه یهودی یک خدای دیگه داره و مسلمان یک خدای دیگه
خواهش میکنم قبل از اینکه موضوعی رو مطرح کنید کمی در باره اون فکر کنید و همیشه به این نگاه نکنید که چه کسی گفته و نگاه کنید چه چیزی گفته شده . و بسنجیم ببینیم آیا این گفته با شخصیت و منش حضرت علی سنخیت داره یا نه ؟
در ضمن چرا هیچوقت برای ما مسلمان ها جهاد اکبر رو تاکید نمیکنن
بزنید بکشید مسلح بشید ولی یک نفر نگفته قران اول از همه گفته خودت رو اصلاح کن اول خودت رو پاک کن از تمام پلیدی ها بعد آماده نبرد با لشکر بدی ها باش
و قران هیچوقت نگفته ای مسلمانان گفته ای کسانی که ایمان آورده اید
پس مطرح کردن یهودی و مسیحی و مسلمان یعنی شرک به نظر من
خداوند همه ما  یکتا هست و حضرت علی از همه ما بهتر این موضوع رو میدونست پس این اظهارات یا از این بزرگوار نیست یا اینکه تفسیر و ترجمه اشتباه انجام شده
ما هر ضربه ای میخوریم از خودمون و این تندرو های جاهل هست
جاهل به معنی بی دانش نیست جاهل به معنی اینکه حقیقت رو درک نکردن
به رویاهایت بی اندیش ..........

Novice Poster

Novice Poster



no avatar
پست ها

62

تشکر کرده: 294 مرتبه
تشکر شده: 11 مرتبه
تاريخ عضويت

دوشنبه 1 آذر 1389 21:04

آرشيو سپاس: 131 مرتبه در 45 پست

Re: پیشگویی حضرت امام علی (ع) درباره نابودی اسرائیل

توسط arsham33 » يکشنبه 24 آذر 1392 10:54

سلام

اگر وقت و حوصله دارید پیشنهاد می کنم، حتما به بررسی سند آن پبردازید. من قصد تایید یا رد آنرا ندارم زیرا متخصص آن نیستم. هر چند که مطلعم اصول کافی یکی از محکم ترین کتب در تشیع است در صورتیکه بحار شاید چین نباشد. با توجه به این موضوع که این متن برگرفته از بحار است مجددا پیشنهاد می کنم حتما سند دقیقا بررسی شود.

Major I

Major I



نماد کاربر
پست ها

320

تشکر کرده: 17 مرتبه
تشکر شده: 38 مرتبه
تاريخ عضويت

سه شنبه 10 اسفند 1389 15:44

آرشيو سپاس: 1694 مرتبه در 292 پست

Re: پیشگویی حضرت امام علی (ع) درباره نابودی اسرائیل

توسط SHAHABESAGEB » جمعه 29 آذر 1392 19:20

پیشگویی حضرت امیر المومنین با پیشگویی کاهن و منجم تفاوت داره!
توصیه میکنم متن زیر رو به صورت کامل بخونید.


جنگ نهروان به وسيله خوارج شکل مي گيرد

پس از جنگ صفّين، خوارج در نخليه توقف کردند تا جمعيت ايشان زياد شد و حرقوس بن ظهير سعدي و رعدبن و هب برج طائي را امير خود قرار دادند و اراده کردند که در نهروان لشگر گاه بسازند لذا حرکت کردند و در بين راه مردي را ديدند که مي گريخت و قرآني در گردن او بود، دور او را گرفتند و گفتند کاري با تو نداريم بگو کيستي؟ گفت من عبدللّه بن حباب مي باشم که پدرم از اصحاب سيّد انبياء (ص) بود.
خوارج گفتند آيا هيچ حديثي از پدرت بياد داري که از رسول خدا (ص) نقل کند؟ گفت بلي از پدرم شنيدم که مي گفت رسول اللّه (ص) فرمود که بعد از من فتنه اي ظاهر خواهد شد و در آن فتنه دل مردم بميرد چنانکه بدن آنان مي ميرد و در قبل از صبح مؤمن هستند ولي چون صبح مي شود کافر مي شوند و کسي که در آن فتنه نشسته باشد بهتر است از کسي که ايستاده باشد و ايستادن در آن بهتر از راه رفتن است و راه رفتن بهتر از دويدن است. پس هر کس در آن فتنه مقتول باشد بهتر است از آنکه قاتل باشد.
گفتند اعتقاد تو در حکميت و حکومت چيست؟ جواب داد که بخدا قسم اميرالمؤمنين (ع) از شما داناتر است و دين خود را بهتر نگاه مي دارد و به قريش در امر دين از هر کس بيشتر است پس يکي از خوارج شمشيري بر سرش زد و او را کشت و شهيدش کرد و به روايتي او را در کنار نهر ذبح کردند و خوارج به خانه او ريختند و اهل و عيال او را کشتند در حالي که همسر او حامله بود و خانه او را غارت کردند.
خواستند درخت خرمايي از مرد نصراني بخرند که آن مرد گفت من اين

[ صفحه 325]

درخت را به شما دادم گفتند قبول نمي کنيم مگر به قيمت آن. نصراني گفت واعجباه شما مثل عبداللّه بن حباب را مي کشيد ولي درخت خرما را قبول نمي کنيد! پس خوارج از آن قريه بيرون رفتند و به جانب نهروان رفتند. اين خبر به اميرالمؤمنين (ع) رسيد فرمودند منادي ندا دهد تا مردم در مسجد جمع شوند.
حضرت خطبه اي خواندند که بعد از حمد پروردگار و درود و صلوات بر پيغمبر (ص) فرمودند شما آنچرا که از اين جماعت سر زد آگاه شديد که خون مردم را مي ريزند و اموال آنان را غارت مي کنند و ايشان از دين خارج شدند، پس ‍ آلات جنگ را آماده کنيد که من به جنگ با اين فاسقان ميروم انشاءاللّه، از منبر پائين آمدند و به خانه تشريف بردند.
و اهل کوفه آن سرور را اجابت نکردند مگر عده کمي که باعث غضب آن حضرت شد و روز ديگر نيز بالاي منبر تشريف بردند و خطبه خواندند و سخناني که دلالت بر دلتنگي آن حضرت و بي فاويي اهل کوفه امام به قتال خواهيد رفت و کدام خانه بعد از خانه من نگه خواهيد داشت؟ اگر شما را امري مي کنم مخالفت من مي کنيد و اگر سخن شما را مي شنوم پراکنده مي شويد پروردگار بين من و شما جدايي بيندازد و مرا فرجي عطا فرمايد پس محزون به خانه تشريف بردند.
عده زيادي به خانه حضرت رفتند و عرض کردند فداي تو شويم دلتنگ مباش. اينک ما نزد تو ايستاده ايم و آنچه بفرمايي اطاعت مي کنيم و مال و جان خود را نثار تو مي کنيم. پس روز ديگر آن سرور بر بالاي منبر رفتند و مردم کوفه را به جهاد دعوت کردند و مردم با تعجيل، آن امام را اجابت کردند و حدود چهار هزار نفر دور آن حضرت جمع شدند.
طبرسي در تاريخ خود مي گويد که چون از کوفه به عزم نهروان بيرون آمد،

[ صفحه 326]

منجّمي در ميان اصحاب عرض کرد يا علي در اين ساعت بيرون مرو و چون سه ساعت از روز بگذرد بيرون بيرون برو و اگر در اين ساعت بيرون بروي به تو و اصحاب تو ضرر بسيار و اذيت بي شمار خواهد رسيد و اگر در آن ساعت که من مي گويم بروي ظفر خواهي يافت. حضرت امير (ع) فرمود آيا تو مي داني که در شکم اين اسبي که من سوارم کرّه نر هست يا ماده؟ عرض کرد اگر حساب کنم مي دانم. حضرت فرمود که کسي تو را تصديق نمي کند بلکه قرآن اين کار تو را تکذيب مي کند. آيا گمان مي کني که مي تواني هدايت کني به آن ساعتي که نفع ببينند و يا باز بداري از ساعتي که در آن ضرر باشد؟
پس هر کسي تو را در اين دعوي تصديق نمايد از استعانت جستن به خدا بي نياز خواهد بود از دور کردن بديها از او و سزاوار است براي کسي که به قول تو يقين کند که حمد تو را بجا آورد نه حمد خدا را زيرا که تو او را هدايت و دلالت کردي به آن ساعتي که اگر در آن ساعت روانه شود نفع مي بيند و او را باز مي داري از ساعتي که حرکت کردن در آن موجب ضرر و بدي او مي شود. پس هر کس به تو ايمان آورد من ايمن نيستم از اينکه براي ضدّ و شريک قرار داه باشد. ما مخالفت تو مي کنيم و در همين ساعت که تو نهي مي کني ما حرکت مي کنيم «اللهم لاخير الا خيرک و لا اله غيرک.»
پس فرمود که اي گروه از منجّم به همان قدر که در تاريکيها و صحرا و در بيابان راه پيدا کنيد دوري کنيد چون منجّم مانند کاهن است و کاهن مثل ساحر و ساحر مثل کافر است و کافر هم در آتش خواهد بود و سپس به منجّم فرمود اگر به من خبر برسد که تو به نجوم عمل مي کني تو را در زندان حبس خواهم کرد و تا زنده ام تو را از عطا محروم خواهم کرد.
و حضرت در همان ساعت حرکت کردند و پيروز شدند و فرمودند اگر ما از آن مرد منجّم اطاعت مي کرديم مردم مي گفتند بخاطر پيش بيني او پيروز شديم و

[ صفحه 327]

بدانيد اي مردم که جناب محمد مصطفي (ص) از منجّم استفاده نکرد و ما بعد از آن حضرت که بلاد کسري و قيصر را فتح کرديم از هيچ منجّمي بهره نگرفتيم بلکه بر خدا توکل کرديم و شما هم به خدا اعتماد و توکل کنيد زيرا که او هر چيزي را کفايت مي کند، پس روانه شدند.


پيش بيني منجمين و جواب حضرت

در کتاب تحفة المجالس شيخ معين الدين ذکر شده است که در بين راه نهروان لشگر به ديري رسيدند و راهب پيري از بالاي دير نعره زد که صاحب و امير اين لشگر کجا است؟
خبر را به حضرت رساندند و آن سرور هم عنان مرکب خود را به جانب آن دير معطوف داشتند و به سمت آن راهب آمدند. راهب عرض کرد با اين جمعيت به کجاي مي روي؟ فرمودند به مجادله با دشمنان.
راهب گفت تو با لشگر چند روزي در پاي دير من توقّف کنيد و فرود آييد چون فلان ستاره در هبوط است و طالع اهل اسلام ضعيف است لذا چند روزي صبر کن تا آن کوکب هابط، رو به صعود و بالا کند و طالع مسلمانان قوتي بگيرد. حضرت فرمودند تو که ادعاي علم آسماني مي کني مرا خبر ده از سير فلان کوکب. راهب گفت من تا به حال اسم اين کوکب را نشنيده ام.
حضرت نام چند ستاره ديگر را فرمودند ولي راهب ندانست. حضرت فرمودند تو از احوال آسمان اطلاعي نداري از زمين سوال مي کنم بگو اي راهب که در زير قدم تو که الان ايستاده اي چه چيز مدفون است؟ راهب متحيّر ايستاده بود گفت نمي دانم. حضرت فرمودند ظرفي از مس در زير قدم تو مدفون است. و هفت دينار در آن هست، ونقش و سکه هاي آنها را هم فرمودند. پير راهب گفت تو اين سخن را از کجا مي گويي؟ فرمودند رسول خدا (ص) مرا خبر داد و آگاه باش که آن حضرت مرا خبر داده است که تو با اين جماعت جنگ مي کني و از لشگر تو کمتر از ده نفر کشته شوند و از لشگر ايشان کمتر از ده نفر باقي نمانند

[ صفحه 328]

و همه بگريزند.
صاحب دير متحيّر شد و گفت پس زير پاي خودم را شکافيد، شکافتند و آن ظرف مسي را درآوردند و عدد دينار و نقش و سکّه ها همان بود که حضرت فرمودند. پيرمرد راهب فورا از دير خارج شد و خود را به پشت پاي مقدس آن حضرت انداخت و به شرف اسلام مشرّف شد و آن حضرت با يارانش روانه نهروان شدند و عديّ بن حاتم طائي پيشاپيش جمعيت مي رفت و شعر مي خواند.
و چون قدري راه آمدند منجّم ديگري به خدمت حضرت آمد و از رفتن منع کرد و حضرت خبر پيروزي خود را به او داد و منجّم گفت آتش در برج طالع تو مشتعل است. حضرت فرمودند روشني و نور آن آتش از ما است و سوزش و ظلمت آن و خروش براي دشمنان ما است. حضرت فرمودند اي منجم که ادّعاي پيشگويي داري آيا خبر داري که ديشب سرانديب غرق شد و مناره هند خراب شد و حصار اندلس شکست و پادشاه افريقيه هلاک شد، اينها خبر دور بود حال از اخبار نزديک سوال مي کنم که در آن وقت سعد بن مسعده خارجي در نزد حضرت امير (ع) ايستاده بود و اين لعين جاسوس معاويه بود و مالک اشتر مي خواست او را بکشد که حضرت مانع شدند و فرمودند اي منجّم آيا خبر داري که عمر او به آخر رسيده، آن ملعون گمان کرد که حضرت امر به قتل او خواهد کرد پس از ترس زهره شکافت و بر زمين افتاد آن منجّم از ديدن اين غرائب به سجده افتاد و ايمان او کامل شد.
حضرت با لشگر خود در دو فرسخي نهروان فرود آمدند و قنبر را پيشاپيش فرستادند تا به خوارج بگويد که حضرت مي فرمايند که شما را چه بر اين داشت که بر من خروج کرديد و من در ميان شما به علامت رفتار کردم و کوچک و بزرگ شما را حرمت داشتم و شما را به زندگي خود نگرفتم و مالهاي شما را به

[ صفحه 329]

غنيمت نگرفتم. اي قنبر اگر آنان دشنام مي دهند جوابشان مده. قنبر به نزد خوارج رفت و تبليغ رسالت از جانب حضرت نمود.
مردي از لشگر خوارج پيش آمد و گفت به نزد مولاي خود برگرد و ما هرگز اجابت دعوت تو نخواهيم کرد وما مي ترسيم که علي (ع) با زبان نرمي که دارد ما را برگرداند چنان که عبداللّه بن الکوّار را برگردانيد. برو به مولايت بگو که جمع شدن ما در اينجا براي جنگ است.
پس ‍ قنبر جواب خوارج را به حضرت عرض کرد و سپس نامه اي به خوارج نوشتند «بسم اللّه الرحمن الرحيم من عبداللّه اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب اخي رسول اللّه الي عبداللّه وهب و حرقوص بن ظهير المارقين من دين الاسلام و شريعة سيد الانام» اين نامه اي است از بنده خدا اميرالمؤمنين علي ابن ابيطالب برادر رسول خدا محمد بن عبداللّه (ص) به عبداللّه وهب و حرقوص بن ظهير که از دين اسلام و شرعيت حضرت مصطفي (ص) خارج شدند پس بدرستي که خبر خروج شما به من رسيد و جمع نمودن اين جماعت جاهل که خبر از خير و شر ندارند و به مقاتله و مجادله بعد از بيعت با من حاضر شده ايد. پس عهد خود را شکستيد و قسمهاي خود را باطل کرديد و به آن قناعت نکرديد و عبداللّه بن حباب را بدون جرم و گناه کشتيد و او پسر حباب قاصد رسول خدا (ص) بود و من او را طلب خواهم کرد پس قاتل او قاتل اهل و عيال او را به من تسليم کنيد تا انتقام از ايشان بکشم.
بخدا قسم اگر قاتل او را به من واگذار نکنيد بر نخواهم گشت تا آنچه مقصودم است حاصل کنم و استعانت از خداوند دارم و توکل بر ذات اقدس او مي نمايم والسلام. حضرت نامه را به عبداللّه بن ابي عتبه دادند و نامه را به عبداللّه بن وهب داد در هنگامي که در کنار نهروان نشسته بود و شمشير حمايل کرده بود و حرقوص و رؤ ساي خوارج دور او نشسته بودند نامه را به عبداللّه داد.

[ صفحه 330]

عبداللّه بن وهب و حرقوص نامه را خواندند و عبداللّه بن وهب به عبداللّه بن عتبه که قاصد حضرت بود گفت اگر تو رسول نبودي گردن تو را مي زدم پس جواب نامه را اينگونه نوشت: «بسم اللّه الرحمن الرحيم من عبداللّه بن وهب الي علي بن ابي طالب.»
بدان که رسول و نامه تو به من رسيد نوشته بودي که قاتل عبداللّه را تحويل شما دهيم، بدان که ما همگي او را کشتيم و اينکه نوشتي که به جنگ ما مي آيي که ما به جنگ با تو عازم هستيم، پس نامه را قاصد به نزد حضرت آورد و حضرت پس از مطلع شدن از مضمون نامه امر فرمودند که لشگر به جانب نهروان حرکت کنند.
وقتي لشگر به خوارج نزديک شدند صداي قرائت قرآن آنان همانند زنبور عسل مي پيچيد و در ميان ايشان زهّاد و عبّاد بودند و پيشانيها و زانوهاي ايشان از کثرت عبادت پينه بسته بود يکي از ياران حضرت مي گويد وقتي من اين صحنه ها را ديدم از لشگرگاه دور شدم و به شک افتادم و از اسب فرود آمدم و نيزه خود را به زمين زدم و سپر خود را پايين گذاشتم و زره را بر روي نيزه انداختم و به نماز ايستادم و دعا مي کردم و گفتم خدايا اگر رضاي تو در قتال با جدال با اين گروه هست پس به من چيزي را بنما که شک از دل من برداشته شود و اگر سخط تو در آن است مرا از آن دور کن.
ناگاه ديدم که حضرت آمد و بر استر رسول خدا سوار بود پياده شدند و به نماز ايستادند ناگهان مردي با اسب با سرعت تمام آمد و گفت يا اميرالمؤمنين خوارج از نهر گذشتند و مرد ديگري هم آمد و گفت خوارج گفت يا علي خوارج از نهر عبور کردند حضرت فرمودند سبحان اللّه آنان از نهر نگذشتند واللّه نخواهند گذشت و دراين طرف نهر تمام کشته خواهند شد مگر کمتر از ده نفر و اين

[ صفحه 331]

وعده اي است که خداوند و رسول خدا (ص) به من داده پس فرمودند اي جندب اين تل را مي بيني؟ عرض کردم بلي فرمودند که رسول خدا (ص) فرموده است که ايشان نزد اين تّل کشته خواهند شد.
پس فرمودند اي جندب ما رسولي به نزد ايشان خواهيم فرستاد که ايشان را به کتاب خدا و سنت رسول خدا (ص) دعوت نمايد و چون رسول ما به نزد ايشان برود، تيرها به جانب او خواهند انداخت و او را خواهند کشت.
پس ما به نزد خوارج آمديم و ديديم که خوارج در لشگرگاه خود هستند و نرفته اند پس شکّ من برطرف شد.

اتمام حجت حضرت با خوارج

پس امير (ع) امر کرد تا مردم را جمع کنند و فرمودند کيست که اين قرآن را بگيرد و به نزد اين گروه رود و ايشان را به کتاب خدا و سنت رسول خدا (ص) دعوت نمايد و در نهايت کشته خواهد شد و بهشت براي او باشد.
هيچ کس جواب آن حضرت را نداد مگر جواني از بني عامر بن صعصعه و چون آن حضرت جواني آن جوان را ديد فرمودند به جاي خود برگرد. پس مرتبه ديگر همان سخن را اعاده فرمودد و کسي ديگر به غير از آن جوان اجابت ننمود، حضرت فرمودند برگرد و باز براي بار سوم تکرار شد و حضرت فرمودند بدان کشته خواهي شد.
آن جوان کتاب خدا را برداشت و به جانب خوارج حرکت کرد و چون به جايي رسيد که صداي آنان را مي شنيد، تيرها را به جانب او انداختند و چون آن جوان رو به ما کرد ديديم که از بسياري تيرها همانند خارپشت شده است و به شهادت رسيد.
جندب مي گويد چون اين صحنه را ديدم شکّ از خاطرم برطرف شد لذا حرکت کردم و هشت نفر از ايشان را کشتم. اي مسلمان تعجب کردي که اين جماعت صداي تلاوت قرآن از اردوي ايشان بلند بود و پيشانيها و زانوهاي

[ صفحه 332]

ايشان از شدت عبادت پينه بسته بود. ولي آن ظالماني که در روز عاشورا با سيد الشهدا جنگ نمودند و در ميان ايشان کساني بودند که قاري قرآن بودند. «رب تال القران و القران يلعنه.»
چه بسا قاريان قرآن که خود قرآن آنان را لعنت مي کند. و همانطور قاتلان امام حسين (ع) هم از کساني بودند که قرآن تلاوت مي کردند. در زمان قيام مختار بود که مردي از قاتلان در کربلا را به نزد مختار آوردند. مختار فرمود اي ملعون چرا به کربلا رفتي و با سرور شهيدان جنگيدي؟ آن ملعون گفت من تنها نبودم بلکه صد هزار نفر که همگي عابد و قاري قرآن بودند حضور داشتند. مختار گفت خداوند تو را و همه آن جماعت را لعنت کند. شبي از شبهاي بعد از واقعه کربلا هاتفي در بصره نداء داد:
بدرستي که آن نيزه هايي که در کربلا بر سينه حسين (ع) وارد مي شوند با کتاب خدا مقاتله و مجادله مي کنند، تکبير و تهليل مي گويند به اينکه تو کشته شده اي و حال آنکه به کشتن تو تکبير و تهليل را کشتند و حق پرستي و خداپرستي را برطرف کردند. گويا به کشتن تو جدّ امجد تو را کشتند که صلوات خدا و جبرئيل بر او باد.

به نقل از کتاب سيف الواعظين و الذاکرين (تاريخ تفصيلي جنگهاي جمل ، صفين و نهروان )
http://islamicdoc.org/digitallibrary/dl ... bi2Id=2891

حضرت امام صادق (ع) فرمودند :هركس مي‌خواهد از اصحاب قائم (علیه السلام) باشد، می بایست که منتظر باشد وبر اساس ورع و محاسن اخلاق عمل نماید در حالی که منتظر است.  
« من سره ان يكون من اصحاب القائم فلينتظرو ليعمل بالورع و محاسن الاخلاق و هو منتظر » (مجلسي ج 52 / ص 140)
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و فرجنا بهم

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب SHAHABESAGEB تشکر کرده اند:
Abdoll@h, Present, mm1990, parvaaz, b.a.1357, &mmt, mohammad area51, KH.I.A.2500

Captain I

Captain I



نماد کاربر
پست ها

1634

تشکر کرده: 2287 مرتبه
تشکر شده: 974 مرتبه
تاريخ عضويت

پنج شنبه 4 مرداد 1386 23:53

آرشيو سپاس: 3096 مرتبه در 667 پست

Re: پیشگویی حضرت امام علی (ع) درباره نابودی اسرائیل

توسط KH.I.A.2500 » شنبه 30 آذر 1392 00:48

سلام
به جای یهودی ستیزی، باید ظالم ستیزی داشته باشیم. حالا آن ظالم می تواند در لباس یهودی، مسیحی، مسلمان و یا هر چیز دیگر باشد.

*      *     *    
جز ايران نباشد مرا نام ياد    *   *   *  * * *  *   *    *    که يزدان مرا زين سبب کام داد    *     *      *

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب KH.I.A.2500 تشکر کرده اند:
sinaset, Mohammad.Jafar, Present, SHAHABESAGEB, FREE MAN

Junior Poster

Junior Poster



نماد کاربر
پست ها

179

تشکر کرده: 25 مرتبه
تشکر شده: 36 مرتبه
تاريخ عضويت

دوشنبه 23 دی 1387 00:15

محل سکونت

البرز

آرشيو سپاس: 520 مرتبه در 133 پست

Re: پیشگویی حضرت امام علی (ع) درباره نابودی اسرائیل

توسط Abdoll@h » شنبه 30 آذر 1392 02:03

دوستان در مورد آخرالزمان و اتفاقاتی که رخ میده روایات فراوانی هست که ما هم به اونها اعتقاد داریم.
و مطمئنم برای اثبات این روایات و مستند بودنشون جوابای زیادی وجود داره ولی زیاد اطلاعاتی در این خصوص ندارم
از عزیزانی که در این باب مطالعه داشتن و آگاهی دارن خواهش می کنم توضیحاتی ارائه کنن که بقیه هم یاد بگیریم.
از دوست عزیزمون SHAHABESAGHEB هم به شخصه تشکر ویژه دارم.
آدمهای پاک خطا نمی کنند ، سادگی می کنند . و امروز سادگی ، پاکترین خطای دنیاست.

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب Abdoll@h تشکر کرده اند:
Present, SHAHABESAGEB, &mmt, mm1990

Colonel II

Colonel II



نماد کاربر
پست ها

6394

تشکر کرده: 1653 مرتبه
تشکر شده: 7912 مرتبه
تاريخ عضويت

سه شنبه 26 آذر 1387 16:20

آرشيو سپاس: 11653 مرتبه در 2024 پست

Re: پیشگویی حضرت امام علی (ع) درباره نابودی اسرائیل

توسط sinaset » شنبه 30 آذر 1392 09:20

سلام

این سخن پیامبر را در قران کریم ببینید . سوره اعراف ،ایه 188

بگو: من برای خودم مالک هیچ سود و زیانی نیستم جز آنچه را که خدا بخواهد ( و علم به غیب نیز ندارم ) و اگر غیب می دانستم حتما از هر مال و خیری فراوان برای خود فراهم می کردم و هیچ زیان و آسیبی به من نمی رسید ، من نیستم جز یک بیم دهنده و مژده آور برای گروهی که ایمان می آورند.
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
این یک تو دهنی محکم به کسانی که میخوان توی دنیا صوفی بازی در بیارن(فصل خطاب کلی ، نه خدایی نکرده نسبت به کاربران  انجمن) ، پیامبر ، اون انسان برجسته طول تاریخ ،میدونستن دنیا پل پیروزی اخرته . ..
ما متاسفانه در جهل مرکب ( یا همون خود ساخته !) هستیم ، ویژگی پرجسته پیامبر و امامان داتشن یک قلب بسیار بزرگ در قالب یک انسان ، یک انسانی که می توانند گناه کند ولی انجام نمیدهد ، میتواند داشته باشد ، اما فداکاری می کند و میتواند قضب کند ،اما میبخشد و میتواند با زیر دستان بداخلاقی کند ، اما مهربانی می کند.

خدا فقط در مسائل که مربوط به پیش برد دین بود ، به پیامبران اخبار غیب را می گفت. (ما باید به همان قدر که خدا در قران  گفته، اکتفا کنیم ).

متاسفانه ما هنوز این مسائل رو به درستی درک نکرده ایم ، وگرنه الان ما الان تویه سیاره مشتری بودیم ، و بزرگترین دانشمندان رو داشتیم و انسان های میبودیم با اندیشه های بی نهایت .انسانی ها که هیچ وقت تمامی ندارن ، هر کدومشون با دیگری فرق داره و هر کدومش برای خودش یک دنیایه ، متاسفانه ما هنوز مسائل ابتدایی و کلاس اولی رو حل نکرده ایم و همش همونجا وایسادیم ، ظاهرا قصد هم نداریم بالاتر بریم !!!

(مسئله امام زمان چیزی دیگریست و مرتبط با این تاپیک نیست ، دوستان لطفا همه چیز رو باهم پیوند ندهند)
باتشکر.
"قرآن"(کلام خدا) ...راه سعادت و خوشبختی.

Furious Poster

Furious Poster



no avatar
پست ها

374

تشکر کرده: 28 مرتبه
تشکر شده: 65 مرتبه
تاريخ عضويت

يکشنبه 14 بهمن 1386 13:04

آرشيو سپاس: 754 مرتبه در 232 پست

Re: پیشگویی حضرت امام علی (ع) درباره نابودی اسرائیل

توسط kingday » شنبه 30 آذر 1392 12:35

این جور موارد پیشگوییهای تاریخی آدم رو یاد نوستر آداموس هم میندازه که به احتمال خیلی زیاد ساختگی بوده و برای پیشبرد برنامه ها و مقاصد فراماسونها و صهیونیستها هستش برای ایجاد تفرقه و تضاد دینی و به نوعی شدیدتر اونرو در ایجاد تفرقه بین شیعه و سنی میبینیم.

یهودیها در زمان حضرت موسی که هنوز دین اسلام وجود نداشت جزو انسانهای دیندار و متدین بودند و نمیشه اینطور استنباط کرد که چون مسلمان نشدند پس انسانهای بدی هستند.

من شخصی از دوستان همکارم را میشناسم که مدتها بدون اینکه بدونم ایشان کلیمی هستند با هم مراوده کاری داشتیم و میدیدم که ایشان بسیار ادم متعهد به قول و اصول اخلاقی از قبیل دروغ نگفتن و حلال و حرام و خوش قولی و بقیه موارد هستند. و همین امر موجب نزدیک شدن رواب ما شد تا زمانی که پدر ایشان فوت کردند و من برای شرکت در مراسم ترحیم به یک کنیسه در شرق تهران دعوت شدم و در انجا بسیار متعجب و متحیر شدم.
و البته که صحبتهایی که در ان مراسم انجام میشد بسیار جالب و منطقی و درست بود
هر هفته شنبه ها تعطیل هستند و تقریبا به طور منظم در مراسم دینی شرکت میکنند.
از ایشان در مورد اسراییل پرسیدم و ایشان شدیدا رژیم اسراییل رو رد کرده و اونرو نژاد پرست خواندند.

قضاوت کلی با شما اما بدانیم که دین یهود و اسلام و مسیح از اساس یکی هستند و پیروان اونهم با هم میتونند یکی باشند چون هدف پرستش یک خداست

مابقی مسایل فقط جنبه سیاسی و سو استفاده از جهالتها و کج فهمی هاست.

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب kingday تشکر کرده اند:
freez578, ATABACKAN

Major I

Major I



نماد کاربر
پست ها

320

تشکر کرده: 17 مرتبه
تشکر شده: 38 مرتبه
تاريخ عضويت

سه شنبه 10 اسفند 1389 15:44

آرشيو سپاس: 1694 مرتبه در 292 پست

Re: پیشگویی حضرت امام علی (ع) درباره نابودی اسرائیل

توسط SHAHABESAGEB » شنبه 30 آذر 1392 19:16

sinaset نوشته است:سلام

این سخن پیامبر را در قران کریم ببینید . سوره اعراف ،ایه 188

بگو: من برای خودم مالک هیچ سود و زیانی نیستم جز آنچه را که خدا بخواهد ( و علم به غیب نیز ندارم ) و اگر غیب می دانستم حتما از هر مال و خیری فراوان برای خود فراهم می کردم و هیچ زیان و آسیبی به من نمی رسید ، من نیستم جز یک بیم دهنده و مژده آور برای گروهی که ایمان می آورند.
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
این یک تو دهنی محکم به کسانی که میخوان توی دنیا صوفی بازی در بیارن(فصل خطاب کلی ، نه خدایی نکرده نسبت به کاربران  انجمن) ، پیامبر ، اون انسان برجسته طول تاریخ ،میدونستن دنیا پل پیروزی اخرته . ..
ما متاسفانه در جهل مرکب ( یا همون خود ساخته !) هستیم ، ویژگی پرجسته پیامبر و امامان داتشن یک قلب بسیار بزرگ در قالب یک انسان ، یک انسانی که می توانند گناه کند ولی انجام نمیدهد ، میتواند داشته باشد ، اما فداکاری می کند و میتواند قضب کند ،اما میبخشد و میتواند با زیر دستان بداخلاقی کند ، اما مهربانی می کند.

خدا فقط در مسائل که مربوط به پیش برد دین بود ، به پیامبران اخبار غیب را می گفت. (ما باید به همان قدر که خدا در قران  گفته، اکتفا کنیم ).

متاسفانه ما هنوز این مسائل رو به درستی درک نکرده ایم ، وگرنه الان ما الان تویه سیاره مشتری بودیم ، و بزرگترین دانشمندان رو داشتیم و انسان های میبودیم با اندیشه های بی نهایت .انسانی ها که هیچ وقت تمامی ندارن ، هر کدومشون با دیگری فرق داره و هر کدومش برای خودش یک دنیایه ، متاسفانه ما هنوز مسائل ابتدایی و کلاس اولی رو حل نکرده ایم و همش همونجا وایسادیم ، ظاهرا قصد هم نداریم بالاتر بریم !!!

(مسئله امام زمان چیزی دیگریست و مرتبط با این تاپیک نیست ، دوستان لطفا همه چیز رو باهم پیوند ندهند)
باتشکر.

سلام
مشکل اینه که شما از آیات برداشت ظاهری میکنید!
امام ولی خداست و علاوه بر فضائل اخلاقی ویژگی های دیگه ای (مثل معجزات و 72 حرف از 73 حرف اسماء اعظم الهی و ...) رو هم داراست!
ما به عقایدمون افتخار میکنیم و با همین عقاید تونستیم به پیشرفت های بزرگ علمی برسیم , شما یه نگاه به شهدای هسته ای و شهید بزرگوار حسن تهرانی مقدم (یکی از پایه گذاران صنایع موشکی)بندازید و ببینید چه کسانی بودن! انشاءالله ما با همین تفکراتمون به قله های علم و فناوری میرسیم و ثابت میکنیم که دین مانع پیشرفت نیست.

تفسیر نمونه نوشته است:تفسیر نمونه
بعضى از مفسران (مانندمرحوم طبرسى در مجمع البيان ) نقل كرده اند كه اهل مكه به پيامبر (صلىاللّه عليه و آله و سلّم ) گفتند تو اگر با خدا ارتباط دارى آيا پروردگارتو را از گرانى و ارزانى اجناس در آينده با خبر نمى سازد كه از اين طريقبتوانى آنچه به سود و منفعت است تهيه كنى و آنچه به زيان است كنار بگذارىو يا از خشكسالى ، و يا پر آبى مناطق مختلف آگاه سازد تا به موقع از مناطقخشك به سرزمينهاى پر بركت كوچ كنى ؟! در اين هنگام آيه فوق نازل شد و بهآنها پاسخ گفت .
اسرار نهان را فقط خدا مى داند
گرچه براى اين آيهنيز شاءن نزول خاصى ذكر شده ولى با اين حال پيوندش با آيه گذشته روشن است، زيرا در آيه قبل راجع به عدم آگاهى هيچكس جز خدا نسبت به زمان قيامقيامت بحث بود و در اين آيه سخن از نفى علم غيب به طور كلى در ميان است .
درنخستين جمله ، خطاب به پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) كرده مىگويد: ((به آنها بگو من مالك و صاحب اختيار هيچگونه سود و زيانى دربارهخويش نيستم مگر آنچه را كه خدا بخواهد)) (قل لا املك لنفسى نفعا و لا ضراالا ما شاء الله ).
شك نيست كه هر انسانى مى تواند براى خود منافعى كسبكند و يا از خويشتن ضررهائى را دور سازد، ولى با اين حال ، همانگونه كه مىبينيم ، در آيه فوق مطلقا اين قدرت و توانايى بشر نفى شده است ، و اين بهخاطر آن است كه انسان در كارهاى خود، قدرت و نيروئى از خويش ندارد بلكههمه قدرتها از ناحيه خدا است و او است كه اين توانائيها را در اختيار آنهاگذاشته است . و به تعبير ديگر مالك همه قدرتها و صاحب اختيار مستقل وبالذات در عالم هستى تنها ذات پاك خدا است ، و دگران ، حتى پيامبران وفرشتگان ، از او كسب قدرت مى كنند، و مالكيت و قادريت آنها بالغير است ،جمله الا ما شاء الله (مگر آنچه خدا بخواهد و در اختيار من بگذارد) نيزگواه اين مطلب است .
در بسيارى ديگر از آيات قرآن نيز مالكيت سود وزيان از غير خدا نفى شده است و به همين دليل از پرستش بتها و هر چه غير ازخدا است ، نهى گرديده ،
در سوره فرقان آيه 3 و 4 مى خوانيم و اتخذوا من دونه آلهة لا يخلقون
شيئاو هم يخلقون و لا يملكون لانفسهم ضرا و لا نفعا: ((آنها جز خدا معبودهائىبراى خود انتخاب كردند، معبودهائى كه هيچ چيز را نمى آفرينند، بلكه خودشانمخلوقند، و صاحب اختيار سود و زيانى درباره خويش نيستند)) (تا چه رسد بهديگران ).
اين عقيده يك نفر مسلمان است كه هيچكس را ذاتا خالق و رازق ومالك سود و زيان ، جز خدا نمى داند، و به همين دليل اگر از ديگرى چيزى مىخواهد با توجه به اين حقيقت است كه او آنچه دارد از ناحيه خدا است (دقتكنيد).
و از اينجا روشن مى شود آنهائى كه اينگونه آيات را دستاويز براىنفى هر گونه توسل جستن به پيامبران و امامان قرار داده اند و آنرا يكنوعشرك پنداشته اند، اشتباهشان از اينجا سرچشمه گرفته كه تصور كرده اند توسلبه پيامبر و امام مفهومش آن است كه او را در برابر خداوند مستقل بدانيم ومالك سود و زيان .
اما اگر كسى با اين عقيده كه پيامبر و امام از خودچيزى ندارند و هر چه بخواهند از خدا مى خواهند، به آنان توسل جويد، يا ازآنها شفاعتى بخواهد عين توحيد و عين اخلاص است ، و همان چيزى است كه قرآنبا جمله الا ما شاء الله در آيه فوق به آن اشاره كرده و همان چيزى است كهبا جمله الا باذنه در آية من ذا الذى يشفع عنده الا باذنه به آن اشاره شدهاست .
بنابراين دو گروه درباره توسل جستن در اشتباه اند، آنها كه براىپيامبر و امام قدرتى با لذات و دستگاهى مستقل در مقابل خدا قائلند كه اينيكنوع شرك و بت پرستى است ، و آنها كه قدرت بالغير را از آنها نفى مى كنندكه اين نيز يكنوع انحراف از مفاد صريح آيات قرآن است ، راه حق اين است كهآنها به فرمان خدا نزد او شفاعت مى كنند و حل مشكل توسل جوينده را از اومى خواهند.
پس از بيان اين موضوع ، اشاره به مساءله مهم ديگرى مى كند كه مورد
سؤال گروهى بود و آن اينكه به پيامبرش مى گويد به آنها بگو: ((من از غيب واسرار نهان آگاه نيستم زيرا اگر از اسرار نهان آگاهى داشتم منافع فراوانىرا براى خودم فراهم مى ساختم و هيچگونه زيانى به من نمى رسيد)) (و لو كنتاعلم الغيب لاستكثرت من الخير و ما مسنى السوء). <194>
چونآنكس كه از تمام اسرار نهان آگاه باشد، مى تواند آنچه را به نفع او استانتخاب كند و از آنچه ممكن است به زيان او تمام شود بپرهيزد.
سپس مقامواقعى و رسالت خويش را در يك جمله كوتاه و صريح بيان كرده مى گويد: ((منفقط بيم دهنده و بشارت دهنده براى افرادى كه ايمان مى آورند هستم
(ان انا الا نذير و بشير لقوم يؤ منون )
آيا پيامبر از غيب آگاهى نداشت ؟
پارهاز كسانى كه مطالعات محدودى دارند و تنها با توجه سطحى به يك آيه بدون درنظر گرفتن آيات ديگر قرآن و حتى قرائنى كه در خود آن آيه وجود دارد داورىمى كنند، آيه بالا را دليل بر نفى علم غيب به طور مطلق از پيامبران دانستهاند.
در حالى كه آيه فوق علم بالذات و مستقل را از پيامبر (صلى اللّهعليه و آله و سلّم ) نفى مى كند همانگونه كه مالكيت هر گونه سود و زيانرابه طور مستقل از او نفى كرده است با اينكه شك نيست هر انسانى مالك سود وزيانهائى درباره خويش و ديگران است .
بنابر اين جمله قبل گواه روشنىاست بر اينكه هدف نفى مالكيت سود و زيان يا نفى علم غيب به طور مطلق نيستبلكه هدف نفى استقلال مى باشد و به تعبير ديگر
پيامبر (صلى اللّه عليهو آله و سلّم ) از خودش چيزى نمى داند بلكه آنچه خدا از غيب و اسرار نهاندر اختيارش گذارده است مى داند، همانگونه كه در آيه 26 و 27 از سوره جن مىخوانيم : عالم الغيب فلا يظهر على غيبه احدا الا من ارتضى من رسول :((خداوند از تمام امور پنهانى آگاه است و هيچكس را از علم غيب خود آگاهنمى سازد مگر رسولانى كه مورد رضايت او هستند)).
اصولا تكميل مقامرهبرى ، آنهم يك رهبرى جهانى و همگانى ، آنهم در تمام زمينه هاى مادى ومعنوى ، نياز به آگاهى بر بسيارى از مسائل دارد كه از ساير مردم پوشيدهاست ، نه تنها آگاهى از احكام و قوانين الهى ، بلكه آگاهى بر اسرار جهانهستى و ساختمان بشر و قسمتى از حوادث آينده و گذشته ، اين بخش از علم غيبرا خداوند در اختيار فرستادگان و نمايندگانش مى گذارد، و اگر نگذارد رهبرىآنها تكميل نخواهد شد.
و به تعبير ديگر: اقدامات و سخنان و گفته هاىآنها رنگ زمان و مكان خودشان پيدا خواهد كرد و محدود به شرائط يك عصر و يكمحيط مى شود، اما هنگامى كه از اين بخش از اسرار غيب آگاه باشند، برنامهها را آنچنان پياده مى كنند كه براى آيندگان و كسانى كه در شرائط ومقتضيات ديگر به وجود خواهند آمد نيز مفيد و كافى خواهد بود.
(براى توضيح بيشتر در ((زمينه آگاهى )) از غيب به جلد پنجم تفسير نمونه صفحه 245 مراجعه فرمائيد).

پاورقی :
194-در حقيقت در آيه فوق جمله و لا اعلم الغيب محذوف شده و جمله بعد بر آن گواهي مي دهد.

http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=18395&AyeID=1142


تفسیر نور نوشته است:تفسیر نور
در قرآن و روايات، مطالبىبيان شده است كه نشان مى‏دهد انبيا و اولياى الهى علم غيب داشته‏اند،همچنين آيات و رواياتى نظير همين آيه به چشم مى‏خورد كه نشانگر آن است كهآنان علم غيب ندارند! جمع ميان اين دو دسته آيات و روايات به چند صورتاست:
الف: آنجا كه مى‏فرمايد علم غيب نمى‏دانند، مراد آن است كه آنبزرگواران از پيش خود غيب نمى‏دانند و آنجا كه مى‏گويد غيب مى‏دانند، يعنىبا اراده و الهام و وحى خدا مى‏دانند، نظير آنكه مى‏گوييم: فلان شهر نفتندارد يا نفت دارد كه مراد ما از نداشتن اين است كه زمين آن نفت‏خيز نيست،يعنى از خود نفتى ندارد و مراد از داشتن نفت آن است كه به وسيله‏ى لوله وماشين و كشتى و قطار، نفت به آنجا مى‏رسد.
ب: علم غيب، دو گونه استكه انبيا بخش اعظم آن را مى‏دانند، نظير اخبارى كه قرآن به نام غيب بهپيامبر اسلام وحى فرمود: «تلك من انباء الغيب نوحيها اليك» <385> وبخشى از علم غيب مخصوص خداوند است و هيچ كس از آن اطّلاعى ندارد، نظير علمبه زمان برپايى قيامت. پس آنجا كه نمى‏دانند يعنى بخش مخصوص به خداوند رانمى‏دانند و آنجا كه مى‏دانند، يعنى بخشى ديگر را مى‏دانند.
ج:مخاطبين آن بزرگواران متفاوت بودند؛ بعضى اهل غلوّ و مبالغه بودند كهپيامبران و ائمّه اطهار عليهم السلام به آنان مى‏فرمودند: ما غيبنمى‏دانيم تا درباره‏ى آنان مبالغه نكنند. و بعضى در معرفت آن بزرگوارانناقص بودند، كه پيامبر و امام، براى رشد آنان، گوشه‏اى از علم غيب خود راعرضه مى‏كردند.
د: مراد از نداشتن علم غيب، نداشتن حضور ذهنى است.ولى به فرموده‏ى روايات براى امامان معصوم عمودى از نور است كه با مراجعهبه آن از همه چيز آگاهى پيدا مى‏كنند. نظير انسانى كه مى‏گويد من شماره‏ىتلفن فلانى را نمى‏دانم، ولى دفترچه راهنمايى دارد كه مى‏تواند با مراجعهبه آن همه‏ى شماره‏ها را بداند.
ه : آگاهى از غيب، همه جا نشانه‏ىكمال نيست، بلكه گاهى نقص است. مثلاً شبى كه حضرت على عليه السلام در جاىپيامبر صلى الله عليه وآله خوابيدند، اگر علم داشتند كه مورد خطر قرارنمى‏گيرند، كمالى براى آن حضرت محسوب نمى‏شد، زيرا در اين صورت، همه حاضربودند جاى آن حضرت بخوابند. در اينجا كمال به ندانستن است.
و:خداوند علم غيبى را كه توقّع سود و زيان در آن است، به آنان مرحمتنمى‏كند. نظير همين آيه‏ى مورد بحث، ولى در مواردى كه هدف از علم غيب،ارشاد و هدايت مردم باشد، خداوند آنان را آگاه مى‏سازد، همان‏گونه كه عيسىعليه السلام به ياران خود فرمود: من مى‏توانم بگويم كه شما مردم در خانه‏ىخود نيز چه چيزى را ذخيره كرده‏ايد. «و ماتدّخرون فى بيوتكم» <386>
بعضى مفسران گفته‏اند كه اهل مكّه به رسول‏خدا صلى الله عليه وآله گفتند:اگر با خدا ارتباط دارى، چرا از گرانى و ارزانى اجناس در آينده با خبرنمى‏شوى تا بتوانى سود و منفعتى بدست آورى و آنچه به زيان شماست، كناربگذارى، كه آيات فوق نازل شد. <387>
1- هر كه ايمانش بيشتر باشد، نسبت به تكليف وخواست الهى تسليم‏تر است و خود بيشتر احساس عجز مى‏كند. «لا أملك لنفسى ...»
2- همه‏ى سود و زيان‏ها را به اراده و خواست خدا بدانيم. «الاّ ما شاء اللّه»
3- پيامبر از پيش خود و براى زندگى شخصى خويش، غيب نمى‏داند. اخبار غيبىبه عنوان پيامبر بودن به او داده شده، آن هم از سوى خدا. «لو كنت ...»
4- زمان برپايى قيامت، از امور غيبى است. «يسئلونك عن الساعة... و لو كنت اعلم الغيب»
5 - شناخت آينده، زمينه‏ساز رفاه و آسايش، و جهل به آن، زمينه‏ساز زيان و مشكلات است. «لو كنت اعلم الغيب لاستكثرت...»
6- زندگانى پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله مانند مردم ديگر، آميخته با رنج و سختى بود. «و ما مسّنى السوء»
7- پيامبر صلى الله عليه وآله مژده‏رسان و بيم دهنده‏ى همه‏ى بشر است،امّا تنها مؤمنان كه تحت تأثير قرار مى‏گيرند. «نذير و بشير لقوم يؤمنون»
پاورقی :

http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid ... AyeID=1142

حضرت امام صادق (ع) فرمودند :هركس مي‌خواهد از اصحاب قائم (علیه السلام) باشد، می بایست که منتظر باشد وبر اساس ورع و محاسن اخلاق عمل نماید در حالی که منتظر است.  
« من سره ان يكون من اصحاب القائم فلينتظرو ليعمل بالورع و محاسن الاخلاق و هو منتظر » (مجلسي ج 52 / ص 140)
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و فرجنا بهم

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب SHAHABESAGEB تشکر کرده اند:
esijoon, &mmt, parvaaz, Abdoll@h, mm1990

بعدي

 


  • موضوعات مشابه
    پاسخ ها
    بازديدها
    آخرين پست

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 4 مهمان