در اين بخش مي‌توانيد در مورد اخبار نظامي منتشر شده به بحث بپردازيد
Captain

Captain



نماد کاربر
پست ها

2132

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 37 مرتبه
تاريخ عضويت

چهارشنبه 15 شهریور 1385 00:51

محل سکونت

تهران

آرشيو سپاس: 8025 مرتبه در 1088 پست

جنگ سوئز

توسط Mr.Amirhessam » چهارشنبه 10 آبان 1385 23:45

نبرد دين بين فو
از ژولاى ۱۹۵۳ فرانسوى ها با انتخاب دژ دين بين فو در مرز لائوس- ويتنام سعى كردند تا ضمن تقويت نيروهاى خود، مانع رسيدن قوا به ويت مينهاى محلى شوند و در ۲۰ تا ۲۲ نوامبر ۱۹۵۳ نيز تا حد زيادى به هدف خود رسيدند به طورى كه قواى ويتنامى مهاجم به لائوس به كلى تار و مار شدند.
اما از ۳۰ نوامبر با رسيدن قواى ژنرال جياپ به نزديكى دژ دين بين فو روند مبارزه تغيير كرد. فرانسويها به سمت دژ عقب نشستند و نظاره گر تقويت قواى جياپ شدند در حالى كه كاملاً مطمئن بودند تصرف دژ مذكور به دليل ارتفاعى كه از نقاط اطراف داشت ممكن نيست. درمارس ۱۹۵۴ پس از آنكه قواى جياپ به همراه توپهايشان به اطراف دژ دين بين فو رسيدند فرانسويها بالاخره خطر را جدى ديدند. (اقدام جياپ در رساندن آذوقه، مهمات و توپهاى سنگين به پاى دژ دين بين فو ازجمله شاهكارهاى نظامى محسوب مى شود. مردان وى اين اقدامات را در زير بارانهاى سيل آساى آسياى جنوبى و زمينهاى گل و لاى انجام مى دادند) اگرچه ديگر فرصتى براى ارسال نيروهاى بيشتر به دژ نبود.
در غروب ۱۳ مارس ۱۹۵۴ دهها هزار ويتنامى بدون واهمه از مرگ حمله به خط اول استحكامات فرانسوى را آغاز كردند. آتش شديد توپخانه فرانسويها صدها نفر از سربازان خط مقدم جياپ را قبل از آنكه به سنگرهاى فرانسوى برسند ازپاى انداخت. اما امواج سربازان ويت مين بدون بيم از تلفات بيشتر به همراه فرمانده هانشان در زمانى كه حتى توپها و مسلسلهاى فرانسوى احتياج به استراحت داشتند حمله را قطع نكردند و بالاخره رديف اول استحكامات مدافعان اشغال شد.
ويتنامى ها فرصت را ازدست ندادند و در شب دوم حمله را با شدت بيشترى پى گرفتند. اگرچه دفاع فرانسوى ها نيز جانانه بود. اما پيوستن دهها هزار سرباز ويتنامى به قواى جياپ روحيه آنها را به تحليل برد.
دين بين فو در طول ۱۵ روز مارس و آوريل ۱۹۵۴ شاهد بى رحمانه ترين جنگهاى تن به تن بود. درجنگهاى تن به تن شجاعت، جسارت و ازجان گذشتگى ويتنامى ها سرانجام قدرت و سلاح برتر فرانسويها را شكست داد و پايگاههاى مقاومت فرانسوى ها روز به روز كمتر مى شد. فرانسه در تمام روزهاى جنگ مذكور سعى كرد پاى آمريكا را به نبرد بكشد درحالى كه شوروى رسماً از آمريكا خواسته بود تا در نبردهاى منطقه (ازنظر نظامى) مداخله نكند.
سرانجام پس از ۸ هفته دژ دين بين فو به دست جياپ سقوط كرد و دنيا با بهت و حيرت شاهد اسارت هزاران سرباز فرانسوى به دست ويتنامى ها شد.
نتيجه نبرد
سقوط دين بين فو به يك قرن نفوذ فرانسه در هندوچين پايان داد و دنيا پى برد كه قدرتهاى اروپايى ديگر قادر به نگهدارى امپراتورى هاى بزرگ خود نيستند. (فرانسه تتمه اعتبار خود را نيز در جنگ سوئز ازدست داد)
خروج فرانسه از گردونه نبردهاى هندوچين اما اثرديگرى نيز داشت. ورود آمريكا و شوروى به عرصه منازعات منطقه.
سقوط دين بين فو يكسال پس از پايان جنگ كره و ۷ سال پس از موج استقلال طلبى هاى شبه قاره هند به آمريكا فهماند در برابر خطر نفوذ كمونيستها و امواج استقلال طلبى ديگر نمى تواند روى انگليس، فرانسه و يا هلند حساب كند، بلكه بايد به تنهايى اين بار را بردوش بكشد. همين امر نيز سبب بازشدن پاى آمريكا به منجلابى شد كه طى ۲۰ سال آبرو و حيثيت، جان ۶۰ هزار سرباز و سلامتى ۳۰۰ هزار سرباز ديگر را به باد داد.
سقوط دين بين فو آغاز يك نبرد بزرگتر بود. ديگر ارتشهاى جهان سومى مانند قرن نوزدهم نيروهايى ضعيف و ناكارا نبودند بلكه مى توانستند پنجه در پنجه ارتشهاى اول دنيا بيندازند. ژنرال جياپ نيز كه بخوبى مى دانست شكست فرانسه آغاز راه استقلال است از فرداى عهدنامه ۲۱ جولاى ۱۹۵۴ (كه منجر به تقسيم ويتنام به دو قسمت شمالى و جنوبى شد) به دنبال تدارك ارتشى رفت كه بتواند با آن آمريكا را به زانو درآورد.
نبرد ۹۲: جنگ سوئز
در دهه ۵۰ ميلادى خاورميانه  عربى آبستن حوادث بود. حضور دولت اشغالگر اسرائيل از ۱۹۴۸ از يك طرف و ادامه رفتارهاى استعمارى انگليس و فرانسه در منطقه زمينه را براى تغيير دولتها در منطقه فراهم آورده بود و دولتهاى پادشاهى يكى پس از ديگرى سقوط مى كردند.
اين اتفاق در مصر در ۱۹۵۳ رخ داد و ژنرال نجيب قدرت را از خاندان ملك فاروق گرفت. اما خود وى نيز در ۱۹۵۴ توسط ژنرال جوان و ملى گراى مصرى يعنى جمال عبدالناصر بركنار شد.
ملى شدن كانال سوئز
ناصر ابتدا در جولاى ۱۹۵۶ كانال سوئز را ملى اعلام كرد. غافل از آنكه سوئز براى فرانسه و انگليس منطقه اى فوق حياتى است. دو كشور مذكور پس از بلوكه كردن داراييهاى مصر در بانكهاى اروپايى نشست ويژه اى را براى حمله به مصر برگزاركردند.
آنتونى ايدن نخست وزير انگليس معتقدبود كه مسأله كانال سوئز براى «غرب مرگ و زندگى است».
فرانسه نيز از مدتها قبل به دليل ترس از خطر تأثيرگذارى جنبش ملى مصر به انقلاب الجزاير به دنبال زدن ضربه به دولت ناصر بود. بنابراين گى موله نخست وزير فرانسه موافقت خود را براى انجام عمليات مشترك به اطلاع دولت انگليس رساند. اين درحالى بود كه ديويد بن گوريون نخست وزير اسرائيل نيز در نشستى محرمانه در پاريس آمادگى خود را براى ورود به «بازى جديد» اعلام كرد.
حمله به صحراى سينا
آمادگى اسرائيل براى حمله به صحراى سينا و تسلط به ساحل شرقى كانال سوئز سبب شد تا ۲ كشور اروپايى درنگ نكنند و چراغ سبز را به اسرائيل نشان دهند.
در ۲۹ اكتبر ۱۹۵۶ ژنرال موشه دايان رئيس ستاد ارتش اسرائيل با اتخاذ نقشه اى متهورانه تصميم گرفت با پياده كردن هزاران چترباز در پشت خطوط نيروهاى مصرى راه آنها را براى عقب نشينى به غرب ببندد و از سمت شرق با واحدهاى بزرگ زرهى و پياده آنها را در منگنه قراردهد.
با اين هدف، ستون زرهى و پياده اسرائيلى در شب ۲۹ اكتبر از مرزگذشته و پس از شكست مصريان در «متيلا» (۴۰ كيلومترى كانال سوئز) به چتربازان رسيدند.
ستون ديگر اسرائيل نيز درهمان روز با حركت از بندر ايلات به سرعت خود را به منطقه مذكور رساند.
در دريا نيز رزمناو فرانسوى كرسن ناوشكن مصرى «ابراهيم اول» را زير آتش گرفت و مجبور به تسليم كرد.
در ۳۱ اكتبر نيروهاى اسرائيل شهر ابوعقيله را محاصره و پس از ۴۰ ساعت نبرد تصرف كردند.
در اين جنگ نيروى هوايى اسرائيل به دليل ضعيف بودن در برابر جتهاى مصرى (كه بتازگى از شوروى خريدارى شده بود) فعال ظاهر نشد اما ضعف هوايى و دريايى اسرائيل را دولتهاى فرانسه و انگليس جبران كردند.
در پنجم نوامبر لشكرهاى اسرائيلى با پيشروى مداوم به سوى كانال سوئز در شرم الشيخ با اولين مقاومت جدى مصرى ها مواجه شدند. اما برترى نفرات و تجهيزات اسرائيل نيروهاى پراكنده مصرى كه نااميدانه اما دليرانه مقاومت مى كردند را وادار به عقب نشينى كرد. غزه و العريش در نزديكى سوئز نيز تصرف شد و در هفتمين روز جنگ واحدهاى اسرائيلى درحالى كه از پشتيبانى هوايى جتهاى نيروى هوايى فرانسه برخوردار بودند به چند كيلومترى سوئز رسيدند. آنها دراين زمان كل صحراى سينا را اشغال كرده بودند.
ورود نيروهاى منظم فرانسه و انگليس به جنگ
اكنون نيروهاى اسرائيل كار خود را انجام داده بودند و نوبت انگليس و فرانسه بود كه قدرت نمايى كنند. در ۳۱ اكتبر، ۲ كشور فوق با ورود عظيم ترين نيروى نظامى پس از جنگ دوم جهانى به منطقه به دنبال كسب پيروزى درخشان در يك كشور جهان سومى رفتند.
اين درحالى بود كه ارتش مصر اصلاً قابليت مقابله با چنين نيروهايى را نداشت. ۳۰ رزمناو، ۲ ناو هواپيمابر، ۸ ناوكمكى، ۳۰ كشتى نيروبر، ۵۲ كشتى ترابرى، ۲۰۰ هواپيما، ۹ هزار تانك و نفربر و ۳۰ هزار تفنگدار فرانسوى در ۳۱ اكتبر به ۱۰۰ ناو جنگى، ۳۰ رزمناو، ۴ ناو هواپيمابر، ۳۰۰ هواپيما و ۴۵ هزار سرباز انگليسى پيوستند تا چشم هاى كشورهاى استقلال طلب آفريقايى _ آسيايى خيره شود و گمان نكنند كه دنياى پس از جنگ تغييرى كرده است. اما تقدير چيز ديگرى بود.
ورود شوروى به معادلات خاورميانه
مجمع عمومى سازمان ملل در چهارم نوامبر در قطعنامه اى خواستار آتش بس در منطقه شد اما انگليس و فرانسه به اين تصميم گردن ننهادند و در ۵ نوامبر نيروهاى چتر باز آنها در بنادر فؤاد و سوئز پياده شدند اما به دليل مقاومت مردم پرت سعيد نتوانستند به اين بندر واردشوند.
رهبر شوروى كه تا اين زمان هنوز رسماً به درگيريهاى منطقه واردنشده و تنها ناظر بود پس از آنكه پى برد آمريكا نيز علاقه اى به قدرت طلبى استعمارى دو دولت فرانسه و انگليس ندارد در پيامى كوتاه اما بشدت تهديدآميز خطاب به مقامات انگليسى و فرانسه اعلام كرد چنانچه حمله به مصر متوقف نشود لندن و پاريس بمباران اتمى خواهندشد!
نيكيتا سرگويچ خروشچف كه بتازگى زمام امور را در كرملين به دست گرفته بود در پيام خود كه اصلاً بوى شوخى و يا بلوف نمى داد تلويحاً خواستار عقب نشينى اسرائيل نيز شد.
فرداى آن روز يعنى ۶نوامبر انگليس و فرانسه پس از آنكه در القنطره نيز با مقاومتهاى شديد مردمى روبه رو شدند، آتش بس را قبول كردند. در نهم نوامبر نيز بن گوريون مجبور به تخليه صحراى سينا شد.
در ۱۴ نوامبر با ورود ناظران سازمان ملل نيروهاى متجاوز بتدريج از كليه مناطق اشغالى بيرون رفتند.
نتيجه نبرد
جنگ سوئز در درجه اول يك شكست بزرگ براى دولتهاى اروپايى بود و انگليس و فرانسه اين حقيقت تلخ را پذيرفتند كه ديگر پاريس، لندن و يا برلين و رم تصميم گيرنده هاى اول دنيا نيستند. بلكه مسكو و واشنگتن تعيين مى كنند كه چه كسى دركجا بايد نيرو پياده كند و يا آنكه قواى خود را عقب بكشد.
اين شكست همچنين موجب استعفاى آنتونى ايدن نيز شد. مضافاً آنكه در عرصه بين الملل به حيثيت انگليس ضربه اى شديد زد. فرانسه كه قبلاً در دين بين فو (ويتنام) ضرب شست نظامى بدى از جهان سومى ها خورده بود در اين مسأله نيز مجبور به تحمل شكستى ديگر شد. همين شكست مقدمه استقلال الجزاير در كمتر از ۶ سال بعد شد.
اما از نقطه نظر نظامى پيشروى سريع اسرائيل در صحراى سينا ناصر را به فكر ايجاد يك ارتش ملى قدرتمند انداخت چرا كه همه پى بردند اسرائيل بشدت علاقه مند به توسعه طلبى است و ايده «اسرائيل بزرگ از نيل تا فرات» تنها يك ايده خام نيست بلكه اسرائيل مترصد زمان براى اجراى آن است.

منبع:روزنامه ايران
زنده باد بهار...
هر کس به دنبال معنای این جمله است،این فایل را  لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد  کند...
به امید ظهور مهدی صاحب الزمان،پایان یافتن زمستان دنیا و شروع بهار انسانیت...
"

 


  • موضوعات مشابه
    پاسخ ها
    بازديدها
    آخرين پست

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 19 مهمان