در اين بخش مي‌توانيد در مورد اخبار نظامي منتشر شده به بحث بپردازيد
Captain

Captain



نماد کاربر
پست ها

2132

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 37 مرتبه
تاريخ عضويت

چهارشنبه 15 شهریور 1385 00:51

محل سکونت

تهران

آرشيو سپاس: 8025 مرتبه در 1088 پست

دوران امپراتورى عثمانى

توسط Mr.Amirhessam » پنج شنبه 11 آبان 1385 12:17

نبرد بلگراد
سقوط قسطنطنيه در ،۱۴۵۳ محمد فاتح را مصمم كرد تا كار صربها را كه خطرناك ترين قوم جنگجوى مسيحى در بالكان بودند يكسره كند. مردان صرب بى نهايت جسور و متعصب بوده و از معدود سربازانى بودند كه عثمانى ها را در نبرد ناكام گذاشته بودند.
او در ۱۴۵۴ عزم فتح بلگراد كرد و با نيرويى در حدود ۱۵۰هزار سرباز و كشتى هايى كه توپهاى عظيم عثمانى را از طريق دانوب حمل مى كردند، خود را به بلگراد رساند.
بمباران سنگين
بمبارانهاى گسترده مواضع دشمن وشهرها قبل از حمله اصلى، سياست جنگى عثمانى ها بود و به نام آنها نيز در تاريخ ثبت شد. توپخانه عثمانى در ژوييه۱۴۵۴ شهر بلگراد را زير آتش گرفت. ۱۴روز بمباران شبانه روزى به حصارشهر شديداً صدمه زد اما محمد و سپاهش اين بار با دونيرو بايد همزمان مى جنگيد. «هونيادى» مجارستانى كه در بيرون حصار از دانوب در حال بالا آمدن بود و ديگرى «ژرژ برانكوويچ» شاه بى رحم صرب كه مردان خود را در خرابه هاى حصار پنهان كرده بود. سردار مجار براى آنكه باعث نابودى توپخانه سلطان شود و از طرف ديگر راه ورود سپاه سلطان از طريق دانوب را ببندد بى محابا به ميان ناوگان درياى عثمانى زد و با دوحركت همزمان نيمى از توپهاى سلطان را از كار انداخت وسربازان ترك را قتل عام كرد.
نبرد خونين در دانوب ۵ساعت ادامه يافت و شكست قطعى نيروهاى ترك در آبهاى دانوب، تيغ سلطان را براى فتح بلگراد كند كرد.
حمله به شهر
محمد فاتح كه هرگز انتظار مقاومت جدى اسلاوها را نداشت در اول اوت دستور حمله به حصارها را به ينى چرى هايش داد. ينى چرى ها در زير فشار سنگين مدافعان صرب از جنوب شهر وارد بلگراد شدند. نبرد بى رحمانه اى در گرفت و در نهايت ينى چرى ها با از ميان برداشتن هسته هاى اوليه مقاومت صربها به داخل شهر سرازير شدند. پس از جدا افتادن ينى چريها از سپاه اصلى ترك، ناگهان هونيادى سردار مجارى با هزاران سرباز خود از پشت وارد معركه شده و جنگى سخت را آغاز كرد. ينى چريهاى از هم دورافتاده به سختى سعى در جمع كردن صفوف خود كردند و عاقبت پس از دادن تلفات بسيار سعى كردند از ميان خرابى هاى حصار عقب نشينى كنند اما دشمنان سلطان در اين زمان بى رحمانه ترين حركت خود را انجام دادند. آنها توده هاى هيزم  و گوگرد را كه از شب قبل در خندق ها و شكاف حصار سنگى گذاشته بودند ناگهان آتش زدند. هزاران ينى چرى محاصره شده در آتش جلوى چشم سلطان كه بر روى تپه اى عمليات را نظاره مى كرد زنده در آتش سوختند يا از دم تيغ صربها و مجارهاگذشتند.
حمله به قلب سپاه عثمانى
صربها و مجارها اكنون با انرژى مضاعف بدون ترس از وجود ۱۰۰هزار سپاهى ترك به قلب ارتش سلطان حمله كردند ظرف مدتى كوتاه توپخانه طلايى عثمانى كاملاً منهدم شد. مردان صرب صفوف اول و دوم عثمانى را شكستند و به خط سوم رسيدند اكنون مردان اسلاو تنها يك گام با فاتح قسطنطنيه فاصله داشتند. سلطان با عصبانيت از جسارت مبارزان صرب و مجار خود شخصاً سلاح در دست گرفت و به همراه حسن آغا فرمانده ينى چريها درگير نبرد با مهاجمان شد. ناگهان شدت نبرد چندبرابر شد. اين بار سلطان تمام نيروى ذخيره خود را به ميدان آورد. اما نيروى جديدى به كمك اسلاوها آمده بود. مردان صليبى تحت فرمان راهب مبارز «كاپيسترانو» قصد داشتند به هر قيمت كار عثمانها را در پاى بلگراد تمام كنند. نبرد مهيب بلگراد تا شب ادامه يافت و طى آن فرمانده سپاه ينى چرى، دهها هزار ينى چرى و حداقل ۵۰هزار سپاهى ترك به هلاكت رسيدند و كل توپخانه عثمانى از بين رفت. سلطان نيز كه از ناحيه پا مجروح شده بود ناچار تن به عقب نشينى داد.
نتيجه نبرد
نبرد بلگراد را مى توان اولين شكست بزرگ عثمانى ها از اروپاييان پس از ۱۵۰سال يكه تازى در آسياى صغير و بالكان دانست. محمد فاتح، سلطان مراد و سلطان بايزيد عادت به شكست نداشتند آنها همواره حريف را با كمك برترى سنگين و خرد كننده نفرات و توپخانه از ميدان بدر برده بودند. بى شك اگر شكست بلگراد رخ نداده بود فتوحات عثمانى ۱۰۰سال جلوتر مى افتاد و شايد در قرن ۱۶ هدف عثمانى شهرهاى پرجمعيت اروپاى مركزى و غربى بود. اما انهدام سپاه بى نظير ۱۵۰هزار نفرى محمد فاتح قدرت عثمانى را كاهش داد و مدتها طول كشيد (۶۰سال) تا سلطان سليمان بتواند سپاه را با اين عظمت دوباره بسيج كند.
البته مسيحيان نيز نتوانستند از اين پيروزى براى يك ضدحمله بزرگ بهره ببرند. چرا كه طاعون سال بعد هونيادى مجار و كاپيسترانوى راهب را به هلاكت رساند و برانكويچ نيز چندماه بعد در اثر كهولت سن درگذشت.
نبرد چهل و يكم:
نبرد مجارستان
در اوايل قرن۱۶ اروپا با هجوم عمده اى از سمت جنوب شرق مواجه بود. ارتش هاى عثمانى به سرعت در حال پيشروى به داخل خاك اروپا بودند. دولتهاى جنگاور شرق اروپا از ۱۳۷۰ ميلادى به بعد يكسره در نبردهاى خود با مهاجمين عثمانى شكست خورده و در ازاى از دست دادن اراضى مهم تنها «سقوط نهايى» را عقب انداخته بودند. شاهان اروپايى (بلغار، مجار، صرب و يونانى) در كارنامه خود دهها شكست بزرگ را از عثمانيان ثبت شده داشتند. اما در ۱۵۲۰ اوضاع بسيار بدتر بود. سلطان سليمان عثمانى مردى به غايت برنامه ريز و جاه طلب آمده بود تا اروپا را كاملاً تسخير كند. عثمانى ها در جنوب غرب آسيا و شمال آفريقا به متصرفات مهمى دست يافته و اكنون به دنبال آن بودند كه قلمرو خود را از شبه جزيره بالكان به قلب اروپا توسعه دهند. بلگراد هدف اول آنها بود كه به آن دست يافته بودند و در ۱۵۲۶ سلطان تصميم به از سر راه برداشتن مجارستان گرفت.
۱۰۰هزار سرباز
دليل اصلى وحشت غرب از عثمانى قدرت اين امپراتورى در جمع آورى نيروهاى نظامى منظم و با انضباط بود. در ۲۳آوريل۱۵۲۶ قراولان مجارها در كمال ناباورى به «بودا» پايتخت مجارستان خبر بردند كه سليمان موسوم به باشكوه و «قانونى» با ۱۰۰هزار سرباز كه نيمى از آنها نخبه هاى ينى چرى هستند از رود دانوب گذشته و در حال نزديك شدن به شهرهاى آباد جنوب مجارستان است. در سپاه عثمانى تركيبى از سواران، مستمرى بگيران مزدور، سربازان توپخانه، اكين جبها و ينى چريها بودند اما همه از اين گروه آخرى حساب مى بردند. ينى چرى ها كه بى ترديد در تاريخ تنها لژيون هاى رومى با آنها قابل مقايسه هستند همواره به عنوان «نيروى آخر» وارد صحنه مى شدند و قتال بى رحمانه اى از سربازان مسيحى مى كردند.
بارانها، توفانها و مقاومتهاى پراكنده ارتش عظيم سلطانى را با مشكلات ايذايى رو برو كرد اما در ژوئن۱۵۲۶ فاصله ارتش عظيم عثمانى با «بودا» به حداقل رسيده بود در حالى كه مجارها به دليل عدم رسيدن كمك از غرب مرتب در حال عقب نشينى بودند.
لويى شاه جوان مجار در دشت موهاچ با چهار هزار نيروى آلمانى، بوهمى و لهستانى منتظر ورود سلطان بودند اما مبارزان مجار به لويى توصيه كردند باز هم از تماس با ارتش سلطان خوددارى كند تا هم نيروهاى ترك خسته تر شوند، هم اينكه خطوط تداركاتى آنها طولانى شود و مضافاً آنكه يك ارتش بوهمى (ارتش زاپوليا) در راه كمك به آنها بود.
اما مبارزان مسيحى تحت تأثير نطق هاى آتشين نجبا و شواليه ها بى تاب شده و خواستار نبرد فورى شدند. نبرد در دشتى در ۹كيلومترى غرب دانوب رخ داد. سواره نظام سنگين اسلحه مجار به فرماندهى لويى نبرد را آغاز كرد. دشت در زير پاى سواران به لرزه افتاد و عقب نشينى ابتدايى سپاه ترك براى اروپاى ها شكى نگذاشت كه برنده نبرد هستند بنابراين بدون آنكه به فاصله افتادن خود با پياده نظام مجار اهميت بدهند خود را در پاى تپه هاى بزرگ، رو در روى ينى چريها ديدند. ناگهان سربازان عادى ترك كنار رفتند و صفوف وحشت آور ينى چريها كه يك صدا آهنگى نامفهوم را تكرار مى كردند با سلاحهاى بلند (تلوار) خود به پيش مى آمدند ظاهر شدند. اكنون از چند طرف مورد هجوم قرار گرفته و نبردى سخت و هولناك درگرفت. پادشاه مجار نيز از ناحيه سر مجروح گشت.
سواره نظام مجار رو به هزيمت گذاشت اما صداى مهيب توپخانه عثمانى سبب وحشت اسبها و سواران شد ووضعيت شواليه هاى مجار بدتر گرديد. اكنون سواران عثمانى نيز پاى به عرصه گذاشته بودند. پس از اين، عملاً نبردى در جريان نبود وبه گفته شاهدان ادامه نبرد تنها قتل عام لهستانى ها و مجارها و آلمانها توسط تركان بود. سلطان دستور داد كسى به اسارت گرفته نشود و اين به معناى قتل عام بود.
۲۴هزار سوار وپياده اروپايى در ۳۰اوت ۱۵۲۶ كشته شدند و اين سبب شد كه دشت موهاچ به نام نابودگاه موهاچ يا گور ملت مجار مصروف شود.
جان زاپوليا شهريار ترانسيلوانى و نفراتش روز بعد به دانوب رسيدند اما نبرد را بى فايده ديده وعقب نشستند. در ۱۰سپتامبر۱۵۲۶ پس از آنكه كليه مقاومتهاى سازمان يافته عليه عثمانيها از بين رفت (سلطان باشكوه) لقبى كه اروپا به سليمان داده بود وارد «بودا» شد.
نتيجه نبرد
نبرد «بودا» را مى توان يكى از قطعى ترين شكستهاى دنياى مسيحيت دانست. اين نبرد به اندازه اى سبب اندوه غرب شد كه آنها ديگر جرأت بازپس گيرى متصرفات خود را تا ۲قرن از عثمانى نداشتند مضافاً اينكه دولت عثمانى تا اوايل قرن۱۸ كه روسيه و هاپسبورگها قدرت مى گيرند سلطان بلامنازع بالكان مى شود.
نبرد بودا همچنين اهميت سواره نظام را كاهش و لزوم در اختيار داشتن توپخانه را بيش از پيش نشان داد. در موهاچ مجارها چنان شكستى مى خورند كه براى قرنها هويت تاريخى خود را از دست داده و خراج گذار عثمانى مى شوند.
جنگ چهل و دوم:
نبرد وين
پيروزى مجارستان و فتح بودا سبب تهييج عثمانى  ها شده و سلطان سليمان در ۱۵۲۹ تصميم مى گيرد وين را تسخير كند. وين بر سر راه دانوب در دنياى قرن ۱۶ مهمترين شهر اروپا محسوب مى شد و براى اروپاى غربى ومركزى از دست رفتن آن غيرقابل تصور بود.
آرشيدوك فرديناند شاه هاپسبورگ و برادر شارل پنجم پس از آنكه از حركت سپاه ۱۲۰هزار نفرى عثمانى باخبر شد نجبا اتريش را تشويق به ايراد خطابه هاى مختلف در سراسر خاك آلمان و اتريش كرد. براى آلمانها نيز شكى نمانده بود كه هدف عثمانى ها نه اروپاى شرقى بلكه تصرف اراضى حاصلخيز مركز و شمال اروپا و ح حتى رود راين است. اروپاييهاى كاتوليك و پروتستان اكنون براى جلوگيرى از پيشروى سلطان هم قسم شده بودند.
سپاه سليمان كه به خاطر بارندگى با كندى مسير بودا را به وين مى پيمود زمانى به ديوارهاى وين رسيد كه ۲۰هزار پياده نظام كار آزموده ايتاليايى، آلمانى و اتريشى در پشت حصارهاى عظيم و تقويت شده وين سنگر گرفته بودند.
مهندسان آلمانى و اتريش به سرعت به بناى استحكام در اطراف رود دانوب پرداختند و كليه دروازه هاى وين تيغه شد!
باران مجدداً به كمك مدافعان اروپايى آمده و در ژوئن۱۵۲۹ سلطان نتوانست توپهاى عظيم خود را بر روى زمينهاى لغزان به حركت درآورد و در نتيجه تنهابه انتقال توپهاى كوچك و متوسط خود قناعت كرد. تركها از ۱۴روز اول حملات خود هيچ نتيجه اى نگرفتند چرا كه گلوله هاى توپ به قلعه اثرگذار نبود و مينهاى فعال شده در پاى حصارها نيز نمى توانست يك حصار را به طور كامل فرو بريزد.
چندين بار عثمانيها سعى كردند از شكافهاى كوچك ايجاد شده در پناه توپخانه به داخل قلعه نفوذ كنند اما هر بار با ضربات سنگين پياده نظام زرهپوش اروپاييها به عقب رانده شدند. نبرد تاماه اكتبر بى نتيجه ادامه يافت و قرار شد عثمانى ها آخرين تلاش خود را بكنند. در سحرگاه ۱۴اكتبر۱۵۲۹توپهاى عثمانى به صورت همزمان به غرش درآمدند و حفره اى به عرض ۵۰متر ايجادكردند هزاران سرباز ترك از همان شكاف كم عرض سعى كردند وارد حصار شوند اما دفاع فشرده شواليه هاى ايتالى و آلمانى از اين منطقه قتلگاه بزرگى براى آنها ساخت. سلطان برگ آخر خود را مأيوسانه روى كرد. مردان ينى چرى با گذر از روى جنازه هاى سربازان ترك سعى كردند به ضرب شمشيرهاى سنگين و نيزه هاى بلند راهى به درون قلعه بگشايند اما پايدارى مهاجمان و به هم خوردن نظم وترتيب آنها سبب شدتا اين بارعثمانى ها پيروز ميدان نباشند. مرگ صدها سرباز برگزيده ينى چرى سبب شد تا سلطان از تصرف وين منصرف شود.
عقب نشينى تركها از دروازه وين نفس هاى در سينه حبس شده اروپاييان را آزاد كرد. ناقوسها به صدا درآمد و مردم سرودهاى پيروزى سردادند. «سلطان» بالاخره متوقف شده بود.
منبع:روزنامه ايران
زنده باد بهار...
هر کس به دنبال معنای این جمله است،این فایل را  لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد  کند...
به امید ظهور مهدی صاحب الزمان،پایان یافتن زمستان دنیا و شروع بهار انسانیت...
"

 


  • موضوعات مشابه
    پاسخ ها
    بازديدها
    آخرين پست

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 9 مهمان