در اين بخش مي‌توانيد در مورد اخبار نظامي منتشر شده به بحث بپردازيد
Captain

Captain



نماد کاربر
پست ها

2132

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 37 مرتبه
تاريخ عضويت

چهارشنبه 15 شهریور 1385 00:51

محل سکونت

تهران

آرشيو سپاس: 8025 مرتبه در 1088 پست

ظهور نادر در شرق

توسط Mr.Amirhessam » پنج شنبه 11 آبان 1385 12:20

نبرد پلتاوا
در اواخر قرن هفدهم در شرق مركز و جنوب اروپا قدرتهاى بزرگى حضور داشتند كه مقدرات اروپاى غربى را نيز رقم مى زدند. لهستان، عثمانى و اتريش. اين ۳ نيروى عظيم در ۱۷۰۰ با ۲ قدرت جديد در معادلات خود مواجه شدند. روسيه تحت فرمان پتر و سوئد تحت فرمان شارل۱۲. حركت اول عليه قدرتهاى سنتى را پطر شروع كرد. او طى سالهاى ۱۶۸۵ تا ۱۶۹۵ در نبردهاى متعدد با لهستانى ها و عثمانى ها آنها را از موضع مهاجم به وضعيت تدافعى مجبور كرد اما ضربات سنگين تر را شارل دوازدهم پادشاه بسيار جوان و جسور سوئد به لهستان زد. وى در ۱۷۰۱ پس از نبردى برق آسا وارد مرزهاى لهستان شد و در ۱۷۰۲ ورشو را تسخير كرد.
تشديد نبردهاى پطر و شارل
روسها مايل به نابودى لهستان نبودند بنابراين تصميم به ورود به منازعات مذكور گرفتند و پطر براى آنكه تلافى شكست سال ۱۷۰۰ خود در «ناروا» را از شارل بگيرد در ۱۷۰۲ با سپاه روس به فرماندهى ژنرال شرمتيف به ليتوانى و استونى حمله كرد. سپاه روس كه در اين زمان از ۳۰۰ توپ جنگى بهره مى برد به دليل برترى قوا شارل دوازده را شكست داد. پطر در ۱۷۰۳ دژ سوئدى «شانتز» در كنار رود نوا را تسخير كرد. شارل از اين پس حركات بدون هدفى را در داخل خاك روسيه انجام داد. وى به پيروزى هاى متعدد و بزرگى در اكراين و لهستان دست يافت. اما اين پيروزى ها هيچ كدام تعيين كننده نبودند. در ۱۷۰۹ سپاه ۳۰هزار نفرى وى خسته و گرسنه در دشتهاى روسيه سرگردان بود.
نبرد نهايى
در ۱۷۰۹ پطر كبير با سپاه ۶۰هزار نفرى خود در نزديكى شهر پلتاوا در اكراين ظاهر شد و براى پادشاه صبور سوئد راهى جزنبرد باقى نگذاشت. سپاهيان ۲ سردار تاريخ نبردى بى رحمانه را آغاز كردند ولى برترى قدرت روسها لحظه به لحظه كار را بر سوئدى ها سخت تر مى كرد و حتى دلاورى شارل نيز نتوانست از متلاشى شدن ارتش او جلوگيرى كند. شارل كه در اثر اصابت گلوله سخت مجروح شده بود از روى تخت روان ارتش را فرمان مى داد اما زمانى كه متوجه شد قادر به جلوگيرى از سقوط سپاه نيست با كمك يكى از همراهان قزاق خود به عثمانى فرار كرد.
آثار يك نبرد
بسيارى از مورخان پيروزى پلتاوا را آغاز ورود روسيه به منازعات اروپا مى دانند. شارل در اثر ۹سال جنگ نه تنها سوئد بلكه بسيارى از دشمنان روسيه را ضعيف كرده بود. اكنون شكست قطعى پلتاوا ناگهان خلأ قدرتى عجيب را در شمال و غرب روسيه ايجاد كرده بود. پطر از اين فرصت استفاده كرد و به شكل برق آسا بالتيك را تسخير كرد. تصرف استونى و ليتوانى مقدمه تسخير فنلاند شد. (۱۷۱۳) شارل ۱۲ پس از اين شكست ديگر نتوانست قدرت بگيرد و سرانجام در ۱۷۱۸ در نبردى در نروژ كشته شد و تزار از اين فرصت استفاده كرد و جنوب سوئد را كاملاً غارت كرد. امضاى قرارداد نيشتاد در ۱۷۲۱ به نبردهاى شمالى كه ۲۱سال طول كشيده بود پايان داد اما سوئد با امضاى اين قرارداد صلح را به قيمت از دست دادن فنلاند و بالتيك خريد. پطر اكنون ۴سال تا مرگ فاصله داشت اما به گفته كلنل والتر مورخ فرانسوى، ارتشى كم نظير را ايجاد كرده بود كه از اين تاريخ تا ۲۵۰سال بعد همواره سبب هراس اروپا بود. ارتش پطر كه بالغ بر ۲۰۰هزار سرباز و ۱۰۰هزار قزاق مى شد ۲‎/۵ برابر ارتش فرانسه و ۶برابر ارتش پروس سرباز در اختيار داشت.
نبرد چهل و نهم
ظهور نادر، شكستهاى قطعى عثمانى از ايران در شمال عراق
پس از پيروزى خردكننده شاه عباس كبير بر نيروهاى عثمانى در سالهاى آغازين قرن هفده، تركها تا ۲۰سال جرأت حمله به ايران را نداشتند تا آنكه در ۱۶۳۰ با استفاده از ضعف حكومت مركزى ايران همدان را گرفته و در ۱۶۳۵ شمال ايران را مسخر ساختند. در ۱۶۳۸ بغدادنيز در دست آنها گرفتار شد. اين فتوحات تا ۱۰۰سال كم و بيش در دست دولتهاى عثمانى بود و ايران را ياراى بيرون كردن تركان نبود.
ورود نادرشاه (طهماسب قلى) به عرصه سياست ايران در اوايل قرن هجدهم، ناگهان اوضاع را تغيير داد و ايران به سرعت افغانها و ازبكها را قلع و قمع كرد و نادر در ۱۷۰۳ تركها را در غرب ايران موقتاً شكست داد اگرچه دخالت بى مورد شاه طهماسب آخرين شاه واقعى صفوى سبب شكست قواى ايران از تركها شد.
نبرد كركوك
در ۱۷۳۳ نادر با سپاهى بزرگ به قصد تسخير كركوك و بغداد حركت كرد. احمدپاشا مدافع ترك بغداد كه شكست خود را نزديك مى ديد ناگهان مطلع شد كه سپاه عظيم عثمانى كه از قسطنطنيه اعزام شده در اطراف كركوك است. نادر ۱۲هزار نيروى خود را در ديوارهاى اطراف بغداد گذاشت و با عمده قواى خود به سپاه عثمانى زد اما جنگجويان ينى چرى ميدان را خالى نكردند و ضربات سنگينى به ارتش نادر وارد كردند. در اين نبرد سخت نادر مجروح شد و به سختى خود را از مهلكه به در برد.
شكست سردار عثمانى توپال پاشا
توپال پاشا از سرداران بزرگ قسطنطنيه بود كه يك بار نادر را شكست داده و اكنون به دنبال شكست دوباره نادر بود. به تركها خبر رسيده بود كه اين سردار ايرانى طى ۳ماه مجدداً سپاهى بزرگ را جمع آورى كرده و در كنار رودخانه دياله ۲۰هزار سرباز عثمانى را شكست داده است. نبرد در اواخر ۱۷۳۳ آغاز شد و در نزديكى كركوك مجدداً سپاهيان دو كشور درگير شدند كه شكست اين بار از آن توپال پاشا بود. وى جان خود را نيز در اين نبرد بى حاصل از دست داد. نادر در ۱۷۳۵ ارتشى بزرگ فراهم كرد و قصد خارج كردن ارتش عثمانى را از شمال بين النهرين و قفقاز و داغستان كرد. او در اين زمان در اوج قدرت بود و عثمانى را به وحشت انداخته بود. هنگامى كه به سلطان عثمانى خبر رسيد كه نادر همزمان ۴ قلعه بزرگ تفليس، ايروان، گنجه و فارس را تصرف كرده، وى فهميد كه تعلل جايز نيست بنابراين عظيم ترين سپاه شرقى خود را كه مركب از ۷۰هزار سوار و ۵۰هزار پياده بود به جنگ نادر فرستاد. عبدالله پاشا سردار ترك نادر نيز با سپاه ۸۰هزار نفره خود در مرادتپه بلافاصله با سپاه بزرگ ترك درگير شد. نبرد ۲۰۰هزار سرباز ايرانى و عثمانى با شدت بى سابقه اى ادامه يافت و در اواخر روز ناگهان دفاع سپاه عثمانى از هم پاشيد و قتل عام بى رحمانه اى از لشكرهاى شكست خورده آغاز شد. به گفته فروغى نويسنده تاريخ ايران، ۵۰هزار سرباز ترك در اين نبرد كشته شدند و پس از اين شكست و مرگ سردار عثمانى عبدالله پاشا، تفليس و گنجه نيز تسليم شده و تركها ايروان را هم چندى بعد تسليم كردند. از اين زمان به بعد سلطان شكست را در ايران پذيرفت و از كليه متصرفاتش در منطقه صرف نظر كرد و تصميم به امضاى معاهده صلح با ايران گرفت.
نتيجه نبردهاى نادر و عثمانى
شكستهاى عثمانى در عراق از نادر نه تنها راه تجاوزات تركها به ايران را كاملاً بست بلكه موقعيت آنها را در عراق كنونى تضعيف كرده و در قفقاز نيز عملاً به نيرويى درجه ۳ تبديل كرد. پس از اين شكستها بازيگران گرجستان، قفقاز و درياى خزر تنها ايران و روسيه شدند و قدرت عثمانى در خاورميانه عربى نيز فروكش كرد و تا ۱۰سال آنها كارى به ايران نداشتند اگرچه نادر يك بار ديگر ۱۷۴۵ يك ارتش بزرگ ترك را از ميان برداشت و براى هميشه تهديد آنها را منتفى ساخت.
نبرد پنجاهم
حمله نادر به افغانستان
افغانستان در قرن ۱۸ براى دنياى آن زمان كشور چندان شناخته شده اى نبود اما اين كشور گمنام و كم جمعيت در اوايل اين قرن قدرت مركزى ايران را جداً به خطر انداخت و بسيارى از شهرهاى مهم ايران را متصرف شد.
محاصره قندهار
نادر شاه افشار پش از آن كه در شمال، غرب و جنوب ايران بسيارى از قدرت هاى خارجى و داخلى را در هم كوبيد به دنبال در هم كوبيدن آخرين باقيمانده هاى افاغنه از جمله مبارزه با «حسين» برادر محمود افغان (فاتح اصفهان) رفت. سپاه عظيم نادر در ۱۷۳۷ ميلادى به نزديكى قندهار رسيد. حسين افغان كه مبارزه با سپاه ۸۰ هزار نفرى نادر را ناممكن مى ديد بسرعت عقب نشينى كرده و در شهر دفاع برخاست. قندهار داراى حصارهاى بلند بود و مردم افغان با داشتن آذوقه كافى آماده دفاع از شهر بودند. نادر نيز پى برد بدون يك توپخانه قوى قادر به فتح شهر نيست بنابراين در اطراف شهر برج و باروهاى متعدد به طول ۴۰ كيلومتر احداث كرد و هزاران سرباز ايرانى با تفنگ هاى سر پر هر گونه حركتى را تحت نظر داشتند.
اين حركت آغاز يكى از طولانى ترين محاصره هاى تاريخ بود. قندهار يك سال در محاصر كامل مقاومت نمود و سرسختى افغان ها مانع سقوط شهر شد تا آن كه در ۱۷۳۸ حوصله نادر به سرآمد و دستور حمله به شهر را با تمام قوا داد. حمله سخت ايرانيان به تپه ها و برج هاى اطراف قندهار سبب شد تا استحكامات اصلى شهر در تهديد قرار گيرد. نادر سپس دستور داد كه توپ هاى بزرگ را به بالاى چند برج بكشند تا از فاصله نزديكتر بتوانند برج و باروى اصلى شهر را خراب كنند. شدت مقاومت افغان ها سبب شد تا ايرانيان با زحمت فراوان توپ ها را بر برجهاى فرعى سوار كنند. در اين زمان بختيارى ها كه سال قبل مغلوب نادر شده بودند اما اكنون وفادارترين نيروهاى او محسوب مى شدند موفق به گرفتن برج اصلى شهر شدند و مقاومت يكساله افغان ها در اثر پايدارى سربازان ايرانى وقدرت عمل نادر ظرف چند روز شكسته شد. شهر بسرعت سقوط كرد و نادر برخلاف سنت آن زمان شهر فتح شده را غارت نكرد و تنها حسين غلجايى را در مازندران زندانى كرد.
فتح بلخ
رضا قلى فرزند نادر نيز همزمان با اين عمليات با ۱۲ هزار سرباز حمله به بلخ را آغاز كرد. حركت سريع وى سبب شد تا شهر ظرف ۳ روز سقوط كند اما فرزند نادر نيز كه در فتح و فتوحات دست كمى از پدر نداشت به اين بسنده نكرد و بلافاصله قصد بخارا كرد. وى با عبور از رود جيحون يك سپاه ۴۰ هزار نفرى ازبك را شكست داد و عملاً قدرت دفاعى امير بخارا را از بين برد و اگر دستور نادر براى توقف و عدم پيشروى نبود بى شك شهرهاى سمرقند، مرو و بخارا فتح شدنى بود. البته نادر چون فكر فتح هند را داشت در اين زمان ترجيح مى داد كه خود را با ازبك ها، تركمن ها و قزاق ها كه همگى اقوام جنگجو و خطرناكى بودند درگير نكند.
نتيجه فتح افغانستان
فتح افغانستان اگر چه در دنياى آن زمان چندان مورد توجه واقع نشد اما اتفاق مهمى از نظر انگليس ها و روس ها بود و پيروزى سريع و كم تلفات ايران در اين نبردها سبب شد تا قرن ها انگلستان به خاطر ترس از ورود ايران به هند، سياست تضعيف ايران را جلو ببرد. قندهار در جنوب و بلخ در شمال افغانستان هر دو شهرهاى تسخيرناپذيرى به حساب مى آمدند. در ۱۸۴۲ انگليسى ها يك لشگر كامل خود را در اين كشور تا آخرين نفر به كشتن دادند و در ۱۸۸۰ مجدداً انگليس ها طعم سرسختى افغان ها در نبرد را كشيدند. يك قرن بعد روس ها نيز نتوانستند از حمله به افغانستان سودى ببرند و مى توان به جرأت گفت تنها فاتح افغانستان در تاريخ ۳ هزار ساله اين منطقه تنها نادر بوده است. فتح افغانستان (بويژه قندهار) مقدمه حمله به هند بود و از اين نظر قدرت هاى اروپايى نگران نزديك شدن يك نيروى زمينى بزرگ به منافع خود در آسياى جنوبى بودند. نكته ديگر اينكه نادر و رضا قلى در جنگ هاى افغانستان چنان ضربه اى به افغان ها زدند كه براى هميشه خطرى از جانب آنها براى ايران منتفى شد.
منبع:روزنامه ايران
زنده باد بهار...
هر کس به دنبال معنای این جمله است،این فایل را  لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد  کند...
به امید ظهور مهدی صاحب الزمان،پایان یافتن زمستان دنیا و شروع بهار انسانیت...
"

 


  • موضوعات مشابه
    پاسخ ها
    بازديدها
    آخرين پست

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 12 مهمان