در اين بخش شهداء و ايثارگران جنگ معرفي و درباره‌ي حماسه دفاع مقدس بحث ميشود
Captain

Captain



نماد کاربر
پست ها

1358

تشکر کرده: 2165 مرتبه
تشکر شده: 3467 مرتبه
تاريخ عضويت

چهارشنبه 26 اسفند 1388 11:17

آرشيو سپاس: 10112 مرتبه در 877 پست

درس ها و اندرزهاي خليج فارس براي نيروي دريايي آمريكا

توسط Java » سه شنبه 27 اسفند 1392 23:34

بنام خدا
درس ها و اندرزهاي خليج فارس براي نيروي دريايي آمريكا
به قلم: Anthony H.Cordesman
برگرفته از ماهنامه: Armed Forces-Feb 1988
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

ترجمه:Java-CentralClubs.Com
امروزه ارتش ايالات متحده آمريكا درس هاي زيادي را از صف آرايي نيروهايش در خليج فارس آموخته است هرچند كه بيشتر اين درس ها خاطرات شيريني را براي نيروي دريايي آمريكا تداعي نميكنند. حادثه Bridgeston  يكي از اين حوادث است. اگر حمله نيرو هاي عراقي به ناو USS Stark توانمندي و كيفيت سامانه هاي ضد هوايي و ضد موشكي ايالات متحده را به چالش كشيد، مين گذاري در مسير حركت نفتکش Bridgeston ابعاد ديگري را مورد ارزيابي قرار داد. اين ابعاد شامل سوالاتي هستند كه كيفيت برنامه ريزى و طرح ريزى عمليات هاي ارتش ايالات متحده و قابليت هاي نيروي دريايي آمريكا را در نبرد با اهداف سطحي , به چالش مي كشند. علاوه بر اينكه آشكار كردن و نماياندن ضعف ها ي برنامه ريزي در ميدان هاي جنگ آلوده به مين و ساير خطرات بالقوه ،نيروي دريايي ايالات متحده را بر آن ميدارد تا در آينده بيشتر به نيروهاي هم پيمان خود براي اجراي عمليات هاي ويژه و خاص اعتماد كند.
ناو آمریکایی USS Stark پس از مورد اصابت قررار گرفتن توسط جنگنده عراقی
_
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

معلومات قبلي براي حمله...
روشن است كه نيروهاي ايالات متحده در هنگام مورد اصابت قرار گرفتن Bridgeston در هوشياري و آمادگي لازم قرار نداشته اند هرچند كه در همان زمان كشتي هاي شوروي در مسير حركت به سمت كويت مورد اصابت اين مين ها قرار گرفته بودند. پيش از اين وقايع سخنگوي وزارت دفاع آمريكا اظهاراتي مبني بر همراهي 11 عدد از بزرگ ترين نفتكش هاي كويتي تحت پرچم ايالات متحده بمنظور مقابله با خطرات مين هاي دريايي انجام داده بود.
در تاريخ 14جولاي 1987 نيروي دريايي ايالات متحده طي بيانيه اي آغاز همراهي و اسكورت نفتكش هاي كشور كويت را تحت پرچم ايالات متحده آمريكا به جهت محافظت از آنها اعلام نمود. در همان روز مجددا نيروهاي آمريكايي اعلام كردند كه عملیات همراهي با نفتكش ها را به دليل تصميم ايران در انتقال مسير مين ريزي هايش از سمت كانال عبور نفتكش هاي كويتي به سمت آبهاي ساحلي ايران به تاخير انداخته اند(اعتقاد بر اين بود كه مسير جديد مين ريزي ايراني ها، امنيت كافي را براي نفتكش هاي كويتي به همراه دارد). در همان كنفرانس خبري اعلام شد كه نفتكش Bridgeston (Al Rekkah) يكي از نخستين نفتكش هايي خواهد بود كه در عمليات اسكورت ،همراهي خواهد شد. در واكنش به سوالات متعدد ادامه دار خبرنگاران حاضر، يكي از مقامات آمريكايي فاش كرد كه هيچ كدام از ناوهاي جنگي مستقر در خليج فارس ناوهاي مين روب نيستند. وي همچنين اظهار كرد در حال حاضر هيچ بالگرد MH-53 Sea Dragon نيز كه ويژه عمليات هاي مين روبي است در منطقه حضور ندارد هر چند تعداد 5 فروند از اين بالگرد ها آماده اعزام به منطقه خليج فارس هستند. در حقيقت حتي همين اظهارات مقام آمريكايي هم نادرست بود چرا كه هيچ نيروي آمريكايي تا اول آگوست آمادگي اعزام به منطقه را نداشت.بعد ها مقامات آمريكايي اظهار كردند برنامه خود را براي اعزام يك يگان 200 نفره شامل تجهيزات و بالگردهاي مين روب به منطقه بدليل تمايل كويت به اجاره كشتي هاي مين روب آلماني به تاخير انداخته اند. در حقيقت كويت با اين اقدام به تلاش خود براي عمليات هاي مين روبي اش ابعاد بين المللي داده بود. اين كار تا آن زمان توسط كارشناسان اعزامي از شوروي،آلمان و تعدادي شناور مين روب عربستاني و با همكاري يك اكيپ 18 نفره از كارشناسان آمريكايي انجام مي گرفت.
بالگرد های مین روب MH-53 Sea Dragon
_
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
تعدادي از مين هايي كه در طول اين مدت خنثي شد ، مين هاي قديمي MO-8 ساخت شوروي بود كه ايران از طريق كره شمالي آنها را وارد كرده بود. اين مين ها با سرهاي جنگي 250 پوندي در عمق 350 فوتي مستقر مي شدند. در هر حال ،تشريح اين موضوع نيز دشوار است كه چرا آمريكايي ها تنها در مسير عبور كشتي هاي به مقصد كويت احساس خطر مي كردند و خود را متعهد به اقدام مي دانستند!

توانايي ها و ضعف هاي يگان هاي دريايي آمريكا...
به نظر مي رسد ميتوان چنين نتيجه گيري كرد كه يكي از دلايلي كه باعث قصور و ناتواني نيروي دريايي آمريكا شده بود به شيوه اتخاذ شده اين نيروها در متمركز شدن بر تهديد ايران باز مي گردد. اين موضوع باعث شد تا نيروي دريايي آمريكا (بمنظور برقراری توازن میان توانایی ها و ضعف هایش)  پيش از هر كاري اولويت را در دفاع از يگان هاي دريايي خود تشخيص دهد.مهمترین برگ برنده نیروی های آمریکایی که یگان های اولیه را همراهی می کردند تعداد نسبتا" زیاد آنها بود که تنها برای اسکورت دو عدد تانکر نفتکش در نظر گرفته شده بودند.نیروهای آمریکایی در محدوده خلیج فارس و تنگه هرمز صاحب چهار فریگت,سه رزمناو و یک ناوشکن بودند.این ناوها از جمله شناورهایی بودند که در اوایل ماه جولای از تیم اسکورت نیروی دریایی عازم این ماموریت شده بودند و دستورالعملی 80 صفحه ای از طرح عملیات اسکورت نیز دریافت نموده بودند.
(USS Fox (CG-33
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
نیروهای آمریکایی در همان زمان یگان شناوری دیگری را نیز شامل USS Missouri (BB 63)  ,یک رزمناو و یک ناو بالگرد بر دیگر در منطقه اقیانوس هند داشتند که عازم منطقه خلیج فارس و تنگه هرمز بودند.طبق دستورالعمل ارائه شده به یگان های آمریکایی هر سه یا چهار ناو آمریکایی وظیفه اسکورت یک جفت نفتکش را به عهده داشتند.طبق همین دستورالعمل رزمناوهای آمریکایی وظیفه دفاع هوایی منطقه را عهده دار بودند.در همین حال جنگنده های A-6  و F/A-18 و جنگنده اخلال گر EA-6B و رهگیرهای F-14 متعلق به اسکادران مستقر در اقیانوس هند وظیفه داشتند در صورت نیاز به یگان های مستقر در منطقه پوشش لازم را ارائه کنند.
به این ترتیب هر گروه از نفتکش های عبوری توسط سه گروه از ناوهای آمریکایی تا تنگه هرمز اسکورت می شدند و پس از آن هم هواپیماهای دیده بانی و تجسسی نیروی هوایی آمریکاE-3A AWACS آنها را تحت مراقبت داشتند.
نیروی دریایی آمریکا در نظر داشت این طرح اسکورت را حداقل هر دوهفته یکبار در طول ماه های جولای و آگوست تکرار کند. این دو ماه بمنظور تطبیق نیروهای آمریکایی و انجام تمرینات لازم و همچنین شناسایی عکس العمل های ایرانیان در نظر گرفته شده بود.این مدت همچنین می توانست از بار روانی روبه رو شدن با شرایط تهدید دائمی که ممکن بود توسط قایق های انتحاری ایران در آینده ایجاد شود بکاهد و پرسنل را برای شرایط دشوار آینده آماده کند. ناوشکن FOX و رزمناو Kidd هم در میان گروه ناوهای اسکورت کننده وارد شدند چرا که قدرت آتش توپ های 76mm آنها برگ برنده مهمی در برابر حملات برق آسا و غیرمنتظره شناوهای کوچک و تندرو ایران بود.همچنین تمامی ناوهای آمریکایی حاضر در منطقه مجهز به رادارهای پیشرفته برد بلند,شبکه های ارتباطی پیشرفته و سیستم دفاعی فالانکس بودند.
(USS Missouri (BB 63
_
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
اما با تمام این ها نیروهای آمریکایی چندین ضعف عمده نیز داشتند.مهمترین آنها عبارت بودنداز
-کمبود یک پایگاه منطقه ای دائمی و مطمئن برای نیروهای دریایی و هوایی آنها
-ناتوانی به جهت حفاظت از نفتکش هایی که میخواستند بصورت تکی و خارج از کاروان های اعلام شده حرکت کنند بخصوص در حالت نبرد واقعی
-نبود شناورهای ویژه مین روبی ( بخصوص که ایران را مصمم به بهره برداری از این ضعف نمود)

ادامه دارد...
............ودرویش به پادشاه گفت :این نیز بگذرد.....

http://valiasr-aj.com/persian/index.php


Colonel II

Colonel II



نماد کاربر
پست ها

2932

تشکر کرده: 2253 مرتبه
تشکر شده: 3971 مرتبه
تاريخ عضويت

يکشنبه 12 اردیبهشت 1389 11:44

محل سکونت

KWT

آرشيو سپاس: 2956 مرتبه در 828 پست

توسط MOHAMMAD_ASEMOONI » پنج شنبه 29 اسفند 1392 16:30

سلام .
دیروز توی یکی از کانالهای برون مرزی یک توپِ دریائی رو نشون داد که برای زدن قایقهای تند رو ساخته شده . البته هدفهای دیگه رو هم میشه باهاش زد .
سرعت شلیکش حدود 3 گلوله ی 50 میلبمتری در ثانیه هست .
گلوله هاش هوشمنده و مستقیم شلیک میشه به سمت قایق و به بالای سر قایق که میرسه منفجر میشه و بارانی از ترکش رو میبارونه روی قایق .
میگفت سخت افزار الکترونیکی توی گلوله موقع شلیک 60 هزار جی رو تحمل میکنه و سالم میمونه و کارش رو انجام میده .
سرعت گلوله هم 1300 متر بر ثانیه هست .
شاید دیده باشینش
دوستِ عزیز , چه باور کنی چه باور نکنی چه خوشت بیاد چه خوشت نیاد ،همۀ ما آسمونی هستیم وشمارش معکوس برایِ بازگشتمون ازهمون روزِ اولِ خلقتمون شروع شده و کسی قدرتِ متوقف کردنش رو نداره و حسابِ بسیار دقیقی هم در انتظارمونه. یه آسمونیِ فعّال باش که آزمایشِ دنیا تکرارشدنی نیست. باور نمیکنی؟ همۀ ثروت و قدرت و هوش و دانش و زیبایی و نفوذت رو به کار بگیر تا مانعِ پرواز بشی. قبول نداری؟ این شما واین هم دنیا

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب MOHAMMAD_ASEMOONI تشکر کرده اند:
mahdi2elve, alirezak2, Warlock051, KAL-KOI-BABAK, Mahdi1944, Hesam - 1994, RaAmIiN, f14tomcat, ATABACKAN, khashayar1, KH.I.A.2500, CAPTAIN PILOT, sailor, Java

Captain

Captain



نماد کاربر
پست ها

1358

تشکر کرده: 2165 مرتبه
تشکر شده: 3467 مرتبه
تاريخ عضويت

چهارشنبه 26 اسفند 1388 11:17

آرشيو سپاس: 10112 مرتبه در 877 پست

Re: درس ها و اندرزهاي خليج فارس براي نيروي دريايي آمريكا

توسط Java » يکشنبه 7 اردیبهشت 1393 20:11

نقاط ضعف اصلی...

کمبود شناورهای ویژه مین روب در عملیاتی که نیروی دریایی آمریکا اشکالاتی در طرح ریزی عملیاتی نیروهایش داشت را باید نقطه ضعف اصلی دانست. این کمبود به حدی آشکار و موثر بود که در نسخه طبقه بندی نشده از طرح های صادر شده توسط پنتاگون که در تاریخ 16 ژوئن صادر گردید نیز مشهود بود.(علارغم هشدارهای مقامات اطلاعاتی ایالات متحده آمریکا و نیروی دریایی این کشور در باره خطرات بالقوه حضور مین های ضد کشتی در منطقه و عدم پیش بینی برای نیروها و شناورهای ویژه مین روب در برنامه عملیاتی توسعه یافته توسط ستاد مشترک و فرماندهی ایالات متحده برای کاروان های عبوری).در حقیقت نه تنها در طرح های اولیه نیروی دریایی ایالات متحده برنامه ای جهت حضور موثر شناورهای مین روب نشده بود بلکه خود نیروی دریایی نیز آمادگی لازم را جهت حضور یگان های ویژه مین روب نداشت. این عدم آمادگی , نیروهای آمریکایی را جهت انجام عملیات مین روبی به دوستان اروپایی شان متکی می نمود که البته ایالات متحده نیز اقدامات حداقلی اولیه را در این مورد انجام داده بود. در واقع نیروی دریایی آمریکا دارای 21 فروند شناور مین روب عملیاتی(با عمر متوسط 30 سال) بود که 3 فروند از آنها در یگان ذخیره نیروی دریایی حضور داشتند. 3 فروند نیز از قبل جهت امور تحقیقاتی اختصاص یافته بودند و تونایی شرکت در عملیات را نداشتند. البته ناوهای مین روب باقی مانده را 7 فروند شناورهای کوچک تر مین روب (MSBs) و 23 فروند بالگرد مین روب RH-53D همراهی می کردند( که البته باز هم 4 فروند از آنها در یگان های ذخیره نیروی دریایی حضور داشتند). چشم اندازی که حاصلِ ازکنار هم قرار دادن این اعداد و ارقام و اسناد انتشار يافته  پديد می آورد به ما چنين مي نماياند كه جهت بازنگه داشتن دائمي دروازه هاي خليج فارس ، نيروي هاي آمريكايي نيازمندِ حداقل 25 شناور مين روب مدرن بوده است.
كشتي هاي ويژه مين روب(MSOs) موجود شناورهايي با تناژ حدود 800 تن و سرعت حداكثري 14kt‌بودند.اين شناورها علارغم اينكه داراي رادار هاي جستجوگر با قابليت آشكارسازي مين ها بودند داراي ضعف هايي در نشان دادن محيط هاي آلوده به مين هاي مغناطيسي و صوتي بودند كه بيشتر براي انهدام شناورهاي نفت كش بزرگ مورد استفاده واقع مي شدند. كشتي هاي كوچك مين روب و يا MSBs نيز  داراي تناژ حداكثري 30 تن بودند كه متوسط سرعتشان در درياهاي آزاد به بيش از 7kt نمي رسيد و تنها يكي از آنها توانايي آشكار سازي مين ها را با استفاده از سونارهايش پيش از عمليات هاي روبش(Sweeping) داشت.
نكته جالب اينجا بود كه هيچ كدام از اين شناورهاي مورد اشاره داراي تجهيزات مستقل الكترونيكي و روبش (Sweeping) بمنظور مقابله با مين هاي پيشرفته مغناطيسي ، صوتي و يا مين هاي فريب دهنده حساس به تاثير امواج راديويى( بمانند مين هاي سري99501 ساخت شوروي كه از سيستم هاي تركيبي استفاده مي كردند و ليبي در جريان مناقشات دريايي سرخ بمنظور مسدود نمودن مسير كانال سوئز استفاده نموده بود) نبودند.

عدم موفقيت در فرآيند بروزآوري...
در ميانه هاي دهه 80 ميلادي ،نيروي دريايي ايالات متحده آمريكا پروژه اي 1.5 ميليارد دلاري را بمنظور جايگزيني محصولات مين روب ساخت دهه 1950 با 14 ناو مين روب Avenger Class و 17 شناور كوچك مدرن ويژه عمليات هاي مين روبي ساحلي را آغاز كرد.شناورهاي مين روب Avenger Class  با تناژ 1000 تن مجهز به كامپيوتر هاي پيشرفته و سونارهاي جديد آشكار ساز و تجهيزات ويژه خنثي سازي انواع مين هاي صوتي،مغناطيسي و كف نشين بودند. در جريان تكميل اين شناورها مشكلات مالي و همچنين تاخير در تكميل بخش هاي اصلي شناور(تجهيزات مغناطيسي خنثي كننده مين ها،موتورها و سيستم انتقال قدرت)باعث شد نخستين فروند با تاخير دوساله از برنامه زمانبندي در سال 1988 وارد خدمت شود. در سال 1986 سفارشات ابتدايي جهت ساخت 17 فروند شناور كوچك مدرن ويژه عمليات هاي مين روبي ساحلي بدليل مشكلاتي كه برخي از نمونه هاي اوليه داشتند لغو شد. در ازاي آن ايالات متحده مجبور به سفارش گونه اي جديد از شناورهاي مين روب ايتاليايي شد. ارزش هر كدام از شناورهاي جديد بالغ بر 120 ميليون دلار بود. كار روي نخستين فروند از شناورهاي جديد MCC-51 بر طبق برنامه زمانبندي از نوامبر 1987 آغاز شد.
یک فروند ناو مین روب Avenger Class
_
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
نيروهاي آمريكايي همچنين ميتوانستند به منظور كشف و رديابي مين ها از بالگردهاي SH-2 ASW كه روي فريگت هايشان مستقر بود به شيوه شناسايي بصري استفاده كنند,همچنان که استفاده در این شیوه به نیروهای آمریکایی امکان داد بیش از 10 عدد از مین هایی که در مسیر حرکت کشتی های کویتی قرار گرفته بودند شناسایی و منهدم کنند. اما عیب این شیوه نیز در ناتوانی بالگرد های SH-2 ASW در یافتن مین های عمقی (Deep Mines) نهفته بود. تنها بالگرد های نیروی دریایی آمریکا که توانایی انجام عملیات های مین روبی (Minesweeping) را داشتند ,23 فروند بالگرد MH-53 Sea Dragon بودند که در سه اسکادران در پایگاه Norfolk مستقر شده بودند. این بالگردها نیز دارای محدویت های ساختاری خاص خودشان بودند و تنها توانایی انجام عملیات در روز روشن و آب های کم عمق را داشتند.
یک فروند بالگرد MH-53E در حال حمل سورتمه مین روب Mk 105
_
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
نیروی های آمریکایی در نظر داشتند بر اساس تصوراتشان در زمان مناسب بالگرد های SH-2 را با بالگرد های MH-53E AMCM جایگزین نمایند.  سری E بالگرد های MH-53 نسبت به سری D آن دارای توانایی های بیشتری بودند. به آنها قابلیت پرواز و انجام عملیات مین روبی در شب اضافه شده بود ,ضمن اینکه بقاپذیری و  برد موثر و عملیاتی شان افزایش چشمگیری یافته بود. همچنین سیستم های سونار جدید تر AQS-14 و قابلیت های چند گانه شناسایی انواع مین های صوتی و مغناطیسی به توانایی های آنها افزوده شده بود. اما همین بالگردها نیز, پروسه تحویل شان به نیروی دریایی آمریکا با تاخیر مواجه شد بطوری که سیکورسکی خساراتی را نیز بابت این تاخیر ها متحمل شد.در پايان نيز تنها 15 فروند از 32 فروندي كه در ابتدا سفارش داده شده بود تحويل شد و تحويل مابقي آنها تاكنون انجام نشده است.
بالگرد SH-2 ASW نیروی دریایی آمریکا
_
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
به منظور انجام يك عمليات مين روبي ،بالگردهای MH-53 مي بايست علاوه بر حمل يك وسيله V شكل، يك ابزار ديگر را نيز  كه وظيفه قطع كردن كابل ارتباطي مين ها را بر عهده داشت با خود حمل مي كردند. قطع اين كابل ارتباطي باعث مي شد مين به سطح آب بيايد و خنثي سازي آن ساده تر باشد.اين وسيله V شكل ميبايستي ابزاري خاص را با خود حمل مي كرد كه با ايجاد جريانات قدرتمند مغناطيسي( و يا با ايجاد امواج بزرگ صوتي شبيه به صداي پروانه كشتي ها) مين هاي مغناطيسي و صوتي را تحريك به انفجار كند. سورتمه هاي مين روب سري  Mk 104 شبيه سازي صداي پروانه كشتي ها را با استفاده از يك مجراي Vanturi(ونتوري)  مانند و آزاد سازي حجم وسيعي از حباب انجام مي دادند. در مدل هاي Mk 105 سورتمه ها بصورت يك Hydrofoil (هيدروفويل) با سرعت حدود 25Kt و در فاصله 135 متري پشت سر بالگرد بروي سطح آب كشيده مي شد. اين مدل با كمك يك مولد برق قدرتمند و يك جفت الكترود كه در قسمت عقب آن تعبيه شده بود اقدام به ايجاد جرياني شبيه جريان كشتي هاي عبوري بمنظور تحريك مين هاي مغناطيسي مي كرد. مدل هاي سري Mk 104 توانايي اتصال به مدل هاي Mk 105 را داشتند تا به صورت جفتي اقدام به خنثي سازي مين هاي صوتي و مغناطيسي نمايند.اين مدل تركيبي كه Mk 106 ناميده مي شد در سال 1984 و در جريان پاكسازي كانال سوئز از مين هاي دريايي امتحان خود را با موفقيت پس داده بود.

ادامه دارد...
............ودرویش به پادشاه گفت :این نیز بگذرد.....

http://valiasr-aj.com/persian/index.php

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب Java تشکر کرده اند:
reza4087, sailor, apadana11, alirezak2, Emmanuel Rubenstein, sukhoi37, Peyman-Phantom-1351, john-nash, Ghost Rider, Mahdi1944, kayvan6079, MOHAMMAD_ASEMOONI, jhan2010

Captain

Captain



نماد کاربر
پست ها

1358

تشکر کرده: 2165 مرتبه
تشکر شده: 3467 مرتبه
تاريخ عضويت

چهارشنبه 26 اسفند 1388 11:17

آرشيو سپاس: 10112 مرتبه در 877 پست

Re: درس ها و اندرزهاي خليج فارس براي نيروي دريايي آمريكا

توسط Java » پنج شنبه 22 خرداد 1393 09:14

قسمت پاياني
_
سرعت عمليات مين روبي براي مين هاي مكانيكي حدود 10-12kt و براي مين هاي صوتي مغناطيسي حدود 22-25kt  بود. اين موضوع بدين معني بود كه بالگردها براي انجام عمليات مين روبي مجبور به انتخاب از بين انواع مين ها بودند،حال آنكه كاربران مين ها همواره تركيبي از انواع مين ها را بكارمي گرفتند.در شرايطي كه بالگرد ها سرعت بيشتري نسبت به كشتي ها داشتند، با توجه به وزن بالاي سورتمه هايي كه حمل ميكردند و هماهنگي شان با ساير يگان ها نميتوانستند بيش از 2 ساعت به اجراي مداوم عمليات مين روبي بپردازند.

نفتکش کویتی Al-Rekkah که بعدها با نامBridgeton نام گذاری شد
_
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 


استمرار آسيب پذيري...

در وضعيتي كه نيروهاي آمريكايي با محدوده وسيعي از تهديدات روبه رو بودند، تنها بخش هايي از اين نيروهاآمادگي لازم را جهت رويا رويي با اين تهديدات تدارك ديده بودند. از طرفي ايران نيز منابع زيادي را جهت تامين مين هايش در اختيار داشت.اين مين ها شامل دو نوع مين كف نشين و سطحي مي شدند. بسياري از اين مين ها در فواصل مشخص و بصورت تركيبي جايگذاري  و مسلح مي شدند. هنگامي كه موجودي مين ايراني ها نامشخص بود، به نظر مي رسيد آنها داراي تركيبي از انواع مين هاي تماسي،مغناطيسي،صوتي،حساس به موج،فشاري، حساس به دما و احيانا" كنترل از راه دور هستند. بسياري از مين هايي كه ايراني ها استفاده مي كردند بسيار سنگين بودند و بسادگي توسط سونار ها قابل تشخيص و نابودي بودند. اما در اين ميان مين هاي مغناطيسي سبك و كوچكي نيز حضور داشتند كه كار نابودي آنها بسادگي امكان پذير نبود.
يكي ديگر از مشكلات موجود مسير طولاني و پرمخاطره اي بود كه يگان هاي تجاري نفتكش مي بايست  پس از عبور از تنگه استراتژيك هرمز و ورود به خليج فارس از آن عبور مي كردند. اين تهديد از زمان نزديك شدن كشتي ها به تنگه آغاز و در تمام طول مسير تا پهلوگيري در بنادر كويت ادامه داشت.كشتي هاي نفتكش مسير 60 مايل مانده به تنگه را با سرعت متوسط 16kt طي ميكردند كه حدود 8 ساعت زمان مي برد. از زمان عبور از تنگه اين كشتي ها بايد مسيري جديد بطول 285 مايل را طوري طي ميكردند كه در حدفاصل 20 مايلي محدوده آب هاي سرزميني ايران قرار مي گرفتند و خطر مورد اصابت قرار گرفتن توسط موشك هاي ساحلي كرم ابريشم را نيز به جان مي خريدند(علاوه بر خطر وجود مين هاي دريايي). اين مسير پر خطر از كنار جزاير جنوبي ايران يعني تنب و ابوموسي عبور مي كرد و در بعضي از نقاط فاصله با سواحل ايران بسيار اندك بود. كليه شناورهايي كه به مقاصد شبكه هاي نفتي Zaqqum  امارات عربي متحده و جزاير Halul قطر حركت مي كردند نيز مي بايست همين مسير را طي مي كردند.و البته كار نيروهاي ايراني نيز با توجه به زمان و مسير مشخصي كه اين كاروان ها طي مي كردند بسيار راحت بود.كافي بود چند شناور كوچك تندرو مسير عبور نفتكشي را سد نمايند و به آن يورش ببرند و يا اقدام به پرتاب مين هاي تماسي-در تاريكي شب و در مسير عبور كشتي ها- كنند.
برخورد...
طبق برنامه نخستين كاروان مي بايست روز 22 جولاي 1987 كار دريانوردي خود را آغاز می کرد.بدين منظور ايالات متحده نيز 4 فروند شناور جنگي براي عمليات اسكورت آنها اعزام نمود. فرماندهي اين عمليات را يك ناوشكن موشك انداز به عهده داشت.اين كاروان شامل سوپرتانكر 414،216 تني Bridgeton  و تانكر حمل گاز 48،233 تني GasPrince بود.در حالي شناورها تا مرز تنگه سالم تحويل تيم اسكورت داده شدند كه سكوت و آرامش جنگ نفتكش ها در طول هفته قبلش نشان ميداد ايران فعلا" برنامه اي براي حمله به كشتي هاي عبوري ندارد. در اين وضعيت! عموما" روال بر اين بود كه ايران با ارسال چند فروند از جنگنده هاي F-4 اش در حوالي مسير كاروان و اعلان اخطار به كشتي ها جهت ورود به محدوده خليج فارس، به استقبال آنها مي رفت. كاروان در روز 23 جولاي در حالي به ميانه هاي مسيرش در خليج فارس رسيد كه همزمان ايران ادعا كرد يك محموله توقيفي با ارزش را بدست آورده است.
متاسفانه آمريكايي ها بر اساس برآوردهاي اشتباهشان در آن مقطع بيشتر تمركز خود را روي خطر موشك هاي ساحلي در حوالي تنگه هرمز متمركز كرده بودند و توجه كمتري به اشكال ديگر حملات در نقاط ديگر داشتند.غفلتي كه باعث وقوع حادثه اي وحشتناك در ساعت 6 و 30 دقيقه صبح روز 24 جولاي گرديد. نفتكش Bridgeton در موقعيت 27-58'N‌ و 49-50'E با يك مين دريايي اصابت كرد...
نقطه اي كه در حدفاصل 18 مايلي جزيره فارسي ايران قرار داشت.اين جزيره يكي از پايگاههاي نيروي دريايي ايران بود. همچنين اين موقعيت در حدفاصل 80 مايلي جنوب شرقي كانال ورودي Al Ahmadi -كه پيشتر گزارش هايي مبني بر برخورد چهار مين دريايي از آنجا گزارش شده بود- و البته در حدفاصل 50 مايلي شمال تاسيسات Juaymah قرار داشت. نفتكش Bridgeton از ناحيه مخزن شماره يك خود با مين برخورد كرده بود و در نتيجه انفجار آن برخورد, حفره اي عظيم در بدنه آن ايجاد شده بود.همچنين 4  كمپارتمان از 31 كمپارتمان آن دچار آبگرفتگي شده بود. در نتيجه اين اتفاق ساير شناور ها نيز مجبور شدند سرعت خود را به حدود 5kt‌كاهش داده تا بتوانند همراه Bridgeton حرت نمايند. در اين شرايط تنها كاري كه شناورهاي جنگي همراه Bridgeton ميتوانستند انجام دهند اين بود كه سونارهاي خود را روشن نگهدارند تا شايد بتوانند مين هاي ديگر را ردگيري نمايند. ضمن اينكه تفنگداران خود را نيز روي سينه شناورها مستقر كرده بودند تا بصورت بصري اقدام به يافتن مين ها و سپس شليك به سمت آنها نمايند.

كسب يك پيروزي براي ايران...

در نگاه اول پس از اين سانحه همگان ايران را پيروز اين واقعه ميدانستند و مقامات ايراني نيز به گونه اي رفتار مي كردند تا اين پيروزی را ادامه يك روند از پيش طراحي شده نمايان سازند.
روز پيش از اين سانحه آدميرال Harold Bernsen فرمانده يگان هاي دريايي آمريكايي مستقر در خاورميانه اظهار داشت كه" تاكنون همانطور كه من تصور ميكردم روند اسكورت شناورها بدون هيچ گونه درگيري و مواجه اي با نيروهاي ايراني و در آرامش انجام شده است. وي سپس اظهار داشت كه به تصورش نيروهاي ايراني طي چندين سال جنگ بشدت تضعيف شده اند و نيروهاي هوايي و دريايي اش توانايي خاصي ندارند".شخص وي پيشترها نيز نشان داده بود كه علاقه اي به مواجهه مستقيم با ايران ندارد.
اما پس از وقوع حادثه Bridgeton آدميرال Harold Bernsen مجبور به پذيرش برخي از اشتباهاتش در اين زمينه شد. وي پذيرفت كه هيچ گونه كنترلي در مسير عبور كاروان صورت نگرفته بود و اين موضوع با وجود هشدارهاي دستگاههاي اطلاعاتي در مورد وجود خطر مين هاي دريايي در اين مسير،شرايط سختي را براي وي بوجود آورده بود.بررسي نتايج حاصل از تحقيقات در مورد حادثه Bridgeton اين موضوع را مي رساند كه پيروزي ايران در اين حادثه بيش از اينكه يك موفقيت استراتژيك باشد  يك پيروزي پروپاگاندا بوده است!
بلافاصله ميرحسين موسوي نخست وزير ايران ،اين رويداد را يك ضربه جبران ناپذير به حيثيت سياسي و نظامي آمريكا ناميد.در ادامه اكبر هاشمي رفسنجاني نيز اين تهديد را به كويت و عربستان سعودي تعميم داد.رفسنجاني تاكيد كرد از اين پس چنانچه حريمي از منافع ايران نقض شود ما نيز به منافع دوستان عراق حمله خواهيم كرد و دراين راه هيچگونه محدوديتي نداريم.وي همچنين درباره هرگونه اقدام و يا سياست تلافي جويانه هشدار داد!خامنه اي نيز ضمن تكرار گفته هاي ساير مقامات ايراني در روز 27 جولاي ،كويت را تنها كشور منطقه ناميد كه درهاي كمك و ياري خود را بروي عراق در جنگ با ايران گشوده است.وي بطور ويژه ضمن تهديد كويت عنوان كرد كه موشك هاي سطح به سطح ايراني در منطقه آماده هستند تا در برابر هر تهديدي وارد عمل شوند.اين تهديدات با توجه به آسيب پذير بودن توانايي هاي دفاعي كويت ميتوانست مورد توجه تحليل گران باشد.

ناتوانی در پاسخ اولیه...
فشار تهديدات روزافزون ايرانيان هنگامي افزايش يافت كه نيروهاي آمريكايي نيز نشان دادند توانايي واكنش سريع به خطر مين هاي دريايي ايران و اعزام ناوگروه هاي مين روب را ندارند. امري كه منجر به افزايش تهديدات ايران شد.

فرداي روز حادثه Bridgeton عمليات جهت كشف و خنثي سازي ساير مين هايي كه مي توانست در منطقه وجود داشته باشد آغاز شد.تا 27 جولاي مجموعا 7 مين ساخت كره شمالي از مدل هاي قديمي مورد استفاده توسط شوروي كشف و منهدم شد.وقوع اين حادثه باعث شد اين ذهنيت در اظهان عمومي ايجاد شود كه ايالات متحده هيچ طرح مشخصي براي اين مرحله از رفتار ايران نداشته است.موضوعي كه خود باعث افزايش تخيل پيروزي براي ايران شده بود و در ادامه مي توانست براي ايران بسيار مفيد باشد.
در 28 جولاي آيت ا... خميني جنگ ايران و عراق را تا زماني كه صدام حسين در راس قدرت باشد ،جنگي ناتمام خواند.
آمريكا نميتوانست براي مواجهه با اين مشكل كشتي هاي مين روب خود را در كمتر از 15 روز ديگر به منطقه اعزام كند، و يا از بالگرد هاي مين روب بدون حمايت ناوهاي مخصوص استفاده كند! اما سرانجام ايالات متحده دست به اقدامات متقابل بمنظور مقابله با اين تهديدات زد. اعزام هشت فروند بالگرد مين روب RH-53D به همراه ناوهاي آبي خاكي Guadalcanal و USS Raleigh از كلاس Iwo Jima‌ به همراه 4 فروند شناور مين روب ديگر از اقدامات سريع آمريكا پس از اين رويداد بود كه توانستند در مدت زمان كمتر از يكماه پس از اين رويداد در خليج فارس مستقر شوند.
ناو آبی خاکی USS Raleigh
_
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
درس هاي حادثه Bridgeton...

1-كشورهاي جهان سوم در عمل تمايل فراواني دارند تا توانايي هاي كشورهاي غربي را با چالش روبه رو كنند،حتي اگر اين كشور يك ابر قدرت مانند آمريكا باشد.اين موضوع بخصوص زماني واقعي تر خواهد بود كه كشورهاي غربي داراي نقصان و كمبود در سطح رهبريشان باشند و يا كشورهاي جهان سوم صاحب رهبراني با ايدئولوژي ضد غربي باشند.
2-هيچ كشور غربي نمي تواند ادعا كند كه توانايي يك كشور جهان سومي را براي هميشه و بطور كامل از بين برده است.در حقيقت كشورهاي جهان سوم عموما" از شيوه هاي غير معمول و تسليحات ناشناخته جهت چالش كشيدن قدرت هاي بزرگ استفاده مي كنند كه كار مقابله با آنها را دشوار مي سازد.پس هيچ قدرتي به تنهايي نمي تواند از پس تهديدات گوناگون اين گونه كشورها هرچند كه كوچك باشند برآيد.
3-كشورهاي جهان سوم بخوبي از ميزان آسيب پذيري ذاتي ترفند هاي سياسي كشورهاي غربي در رويايي با بحران ها آگاهند و بيشترين بهره برداري را در اين زمينه انجام مي دهند.اين موضوع بخصوص زماني نمود بيشتري پيدا مي كند كه كشورهاي جهان سوم احساس كنند رهبران كشورهاي غربي در موضع ضعف قراردارند و توانايي صدمه وارد كردن به حريف را از ترس مسائل حيثيتي ندارند.
4-نيروهاي نظامي يك ابرقدرت بايد توانايي رويارويي با هرنوع تهديدي را داشته باشند. شايد نيروهاي آمريكايي توانايي نابودي بسياري از كشورهاي جهان رادارا باشند اما توانايي رويارويي با تهديدات غير متعارف همه جانبه در جنگ چيز ديگري كه آمريكا هنوز آنرا كسب نكرده است.
5-سربازان آمريكايي نميتوانند هميشه به تكنولوژي به عنوان يك ابزار جهت انعطاف پذيري در شرايط جنگي اعتماد كنند!و بي خيال هشدارهاي مكرر سازمان هاي اطلاعاتي خود شوند كه در غير اين صورت مي تواند تبعات جبران ناپذيري داشته باشد.
6-شاید تا چند سال پیش خطر استفاده از مین های دریایی خطری جدی نبود ولی امروزه با دست یابی کشورهایی نظیر ایران به انواع مین های دریایی ساخت شوروی و کره شمالی بایستی حساب ویژه ای روی خطرات آنها باز کرد. بویژه که سادگی بکارگیری آنها باعث خواهد شد در آینده بیشتر درباره آنها بشنویم.

مین های کشف شده از کشتی ایران اجر روی عرشه ناو USS Lasalie در 23 سپتامبر
_
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
............ودرویش به پادشاه گفت :این نیز بگذرد.....

http://valiasr-aj.com/persian/index.php

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب Java تشکر کرده اند:
Emmanuel Rubenstein, sailor, reza4087, MOHAMMAD_ASEMOONI, ne13, apadana11, kayvan6079, Mahdi1944


 


  • موضوعات مشابه
    پاسخ ها
    بازديدها
    آخرين پست

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 0 مهمان