خوابی عجیب

در اين بخش ميتوانيد درباره موضوعاتي كه در انجمن براي آنها بخشي وجود ندارد به بحث و گفتگو بپردازيد

مدیران انجمن: Shahbaz, MASTER, رونین, شوراي نظارت

ارسال پست
New Member
پست: 1
تاریخ عضویت: چهار شنبه 30 مرداد 1392, 1:13 am
سپاس‌های دریافتی: 1 بار

خوابی عجیب

پست توسط miladm63 » جمعه 3 مرداد 1393, 8:07 pm

من دیشب خواب دیدم که دقیقا یادم نیست ولی فکر کنم پدرم خانه ای داشت بزرگ اما رها شده که من و پسر خاله ام و دوست صمیمی ام و فکر کنم بازم از دوستانم بودن رفتیم شب به آنجا.برق خانه قطع بود و ما در حیاط بزرگ اون نشسته بودیم که من خواستم برم کمی بچرخم که ناگهان میبینم مار تقریبا بزرگی فکر کنم قهوه ای تیره بود ، داره به سمت دوستانم می آید و من با پرتاب سنگی به طرف مار و گفتن ماااااار به دوستانم خبر می دهم و میبینم که مار چند متری باز به سمت دوستانم میره ولی ناگهان با سرعت خیلی زیادی میاد به سمت من.من هم می دوم و به سمت دستشویی می روم و در روع سریع میبندم.مار دقیقا در چند قدمی من بود وقتی من رفتم تو دستشویی .وقتی در را بستم مار چون بزرگ بود هی خودش را به در دستشویی می زد.خیلی قوی بود و پر قدرت.اما من به زور در را نگه داشته بودم.که متوجه میشوم دوستانم به کمکم می آیند.پسر خاله ام کله ی مار را گرفته بود و دوستم تنه ی بالایی مار را و فکر کنم یکی دو نفر دیگر هم پایین تر مار را.البته چهره ی آنها در خاطرم نیست.که من کنار در رو باز می کنم و میبینم که دست های پسر خاله ام در دهان مار است و نزدیک دندان نیش مار.به او هشدار می دهم که مواظب باش که ذهرش را به چشمانت نریزه و همان لحظه مار ذهرش را پرتاب می کند.فکر کنم نریخت روی چشم های پسر خاله ام ولی گفتم بهش مواظب دستت باش ، چون دستش کنار نیش مار بود که متاسفانه در خواب دستش فرو میره تو نیش مار.آخر خواب یادم نیست چه شد ولی گویا مار رو کشتند و پسر خاله ام ناراحت بود که چرا نیش مار در دستش فرو رفته است.

ممکنه این مباحث هم مربوط باشد: 1- ما قبل خواب با پسر خاله ام که سرباز است و با تشویقی امروز مرخصی گرفته بود به خاطر گذارش آتش سوزی به موقع و دوست صمیمی مون و پسر عمه ی پسر خاله ام و یکی از دوستای دیگه مون و من 5 تایی رفته بودیم امام زاده ابراهیم!نماز زیارت خوندیم و پسر خاله ام دوستای سربازیش رو آورد و ... شب موقع برگشت هم یه سری عکس گرفتیم که موقع عکس هم 3 تا دوست رو دیدیم که پسر بودن به بهانه ی عکس گرفتن از ما اومدن با ما هم چند تا عکس گرفتن.موقع رفتن یکیشون که معلوم بود لاشیه هی میگفت سیگاری اینا ندارید ... حالا کار ندارم.این از این.2- خانواده ام سر یه دشمنی بزرگ با شوهر خاله ام گرفتار بود.نزدیک بود پدرم ر همین تله ای که واسش شوهر خالم گذاشته بود اعدام بشه.کار به جزئیات ندارم.با ماشین اون و رانندگی پسر خاله ام رفتیم امام زاده ابراهیم و قبل از خواب هم موقع سحر وقتی رسیدیم رشت دیدیم مادرم میگه سرم زدم ولی بازم حالم خوب نیست.مسموم شده بود با غذا.سحر رو هل هولکی خوردم و زنگ زدم بازم پسر خاله ام اومد و بردیمش بیمارستان و دوباره سرم زد و بهتر شد و ما ساعت نزدیک 8 خونه بودیم.

گفتم شاید این ها هم مربوط باشه.من مطمئن هستم خوابم تعبیری داره وگر نه بیان نمی کردم.من اکثرا خواب هام یادم نمی مونه.ولی این موند.آخرش رو هم نفهمیدم چی شد واسه اینه که یکی از خاله هام پیشه مادرم بود و من رو از خواب بیدار کرد و چیزی می خواست.
ممنون میشم کمکم کنید بفهمم تعبیر خوابم رو.

Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 4268
تاریخ عضویت: سه شنبه 23 اسفند 1384, 1:14 pm
محل اقامت: کرج پلاک 43!
سپاس‌های ارسالی: 6670 بار
سپاس‌های دریافتی: 12007 بار
تماس:

Re: خوابی عجیب

پست توسط Mohammad 1985 » شنبه 4 مرداد 1393, 4:47 pm

تا جایی که می دونم مار در خواب یعنی دشمن
به همه سياستمداران مشکوک باش.
جکسون براون

Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 1194
تاریخ عضویت: جمعه 17 آذر 1385, 12:26 pm
محل اقامت: يه گوشه كنار شيراز
سپاس‌های ارسالی: 1817 بار
سپاس‌های دریافتی: 2631 بار
تماس:

Re: خوابی عجیب

پست توسط esijoon » شنبه 4 مرداد 1393, 4:51 pm

احتمالا به دولت اعلام نکردی درآمدت زیاده ، خودشون فهمیدن می خوان یارانت رو قطع کنند...اگر درست حدث زده باشم می خوان هر چی از اول تا حالا هم گرفتی ازت پس بگیرن :grin: :grin:
تصویر
ما از الست طایفه ای سینه خسته ایم...........ما بچه های مادر پهلو شکسته ایم
امروز اگر که سینه و زنجیر می زنیم..............فردا به عشق مهدیه فاطمه شمشیر می زنیم
از ما بترس،طایفه ای پر اراده ایم...................ما مثل کوه پشت علی ایستاده ایم
از ما بترس، شیعه ی سرسخت حیدریم..........جان برکفان جبهه ی فتوای رهبریم

Major I
Major I
نمایه کاربر
پست: 172
تاریخ عضویت: یک شنبه 13 اسفند 1391, 6:09 pm
سپاس‌های ارسالی: 664 بار
سپاس‌های دریافتی: 1160 بار

Re: خوابی عجیب

پست توسط میگ 35 » شنبه 4 مرداد 1393, 7:54 pm

با سلام
دوست عزیز وقتی که خواب شما رو شنیدم یک سری به تعبیر خوابهام زدم تقریبا همه خواب گذاران اعم از محمد بن سیرین،ابراهیم کرمانی،جابر مغربی،منوچهر مطیع تهرانی وحتی امام صادق با هم تفاهم داشتند که دیدن مار در خواب دیدن دشمن است(البته امام صادق 9 مورد برای خوابت ذکر کرد که یک موردش فقط دشمن بود).دوست عزیز تقریبا همه این خواب گذاران به جز امام صادق در یک مورد دیگر با هم تفاهم داشتند و اون هم این بود که شکست دادن مار یعنی شکست دشمنت،ولی دوست عزیز از من به تو نصیحت شدیدا مواظب این دشمنت باش و حواست رو شدیدا جمع کن

Captain I
Captain I
نمایه کاربر
پست: 1633
تاریخ عضویت: پنج شنبه 4 مرداد 1386, 11:53 pm
سپاس‌های ارسالی: 8082 بار
سپاس‌های دریافتی: 3724 بار

Re: خوابی عجیب

پست توسط KH.I.A.2500 » دو شنبه 6 مرداد 1393, 3:56 am

سلام به کاربران گرامی

معبران مار را «دشمن پنهان» تعبیر کرده اند. دشمن پنهان است چون آهسته و بی سر و صدا و موذیانه حرکت می کند. دیدن برخی حیوان های دیگر در خواب نیز می تواند معنی دشمن داشته باشد که هر کدام تداعی کننده نوع بخصوصی از دشمنی است ولی این که شما مار دیده اید نشان دهنده یک دشمنی پنهان است. یعنی یک دشمنی بالقوه که می تواند بالفعل شود و غافلگیرانه آسیب بزند.

امام صادق تعابیر گوناگونی از مار نوشته است که همه درست هستند. مثلاً یکی از این تعبیرها «سلامتی» است!
ممکن است بپرسید مار را چه به سلامتی؟! باید بدانید تعبیر سلامتی مربوط به زمانی خواهد بود که مثلاً مار را بکشید یا مار از شما فرار کند و این کشتن مار یعنی عافیت و رهایی از دشمن و ایمنی و سلامتی. پس تعبیر خواب بستگی به جزئیات خواب دارد.

اما فرار کردن در خواب اگر با داد و فریاد همراه نباشد به معنای رستگاری است. فرار کردن از مار یعنی دوری از دشمن و به دست آوردن ایمنی. نکته جالب در این خواب این است که شما و دوستانتان همه با هم درگیر خصومت با آن مار شده اید و همچنین با هم در خانه ای تاریک رفته بودید. شاید این نشان دهنده غفلت و خطری باشد که همه شما را دسته جمعی مورد تهدید قرار داده یا می دهد.

در خواب شما نکات مهم دیگری هم وجود دارند مانند شب بودن و همچنین قطع بودن برق خانه و تاریک بودن محیط. این کنایه از جهل و بی اطلاعی و غفلت شما نسبت به محیطتان و آنچه در اطرافتان می گذرد است. تاریکی حتی می تواند معنی نقصان در دین و گمراهی هم بدهد. شما باید نسبت به اتفاق ها و کارها و آنچه در اطرافتان می گذرد و یا آنچه قرار است انجام دهید با تفکر و خرد و صلاح و تقوا عمل کنید.

مورد دیگر هم پناه بردن شما به دستشویی است! این که چرا از دشمن به دستشویی پناه برده اید خودش تعبیر دارد که من تعبیر این را نمی توانم بفهمم.
  
*  *
*  جز ايران نباشد مرا نام ياد *   * * * *    * * *   *  که يزدان مرا زين سبب کام داد *  * *   

ارسال پست

بازگشت به “ساير گفتگوها”