در اين بخش مي‌توانيد در مورد اخبار نظامي منتشر شده به بحث بپردازيد
Moderator

Moderator



نماد کاربر
پست ها

1161

تشکر کرده: 41 مرتبه
تشکر شده: 1875 مرتبه
تاريخ عضويت

پنج شنبه 29 آذر 1386 15:18

آرشيو سپاس: 6974 مرتبه در 813 پست

Re: بيان حملات نيروي هوائي عراق در جنگ از سوي نظاميان عراقي

توسط abdolmahdi » يکشنبه 9 آبان 1395 14:59

سلام علیکم و رحمه ا...
بسم الله الرحمن الرحيم
(وَأُمْلِي لَهُمْ إِنَّ كَيْدِي مَتِينٌ)
صدق الله العظيم /القلم 45



حمله به نیروگاه برق مسجد سلیمان
راوی : عبد الرحمن العبيدي

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 



1-حدود 36 سال قبل در تاریخ عراق عظیم و در نهمین ماه از سال 1980 ، عقابان نیروی هوائی عراق با همت و ثبات قدم ماموریت های جنگی خود را در عمق اراضی ایران انجام می دادند تا تاسیسات اقتصادی و نظامی دشمن را نابود سازند و هر آنچه را که دشمن از آنها بهره می برد را از میان بردارند.


2-در روز سه شنبه برابر با 7 تشرين الاول 1980 ( تقریبا 17 مهر ماه سال 1359 ) من به همراه تعدادی از دوستانم در اطاق پرواز پایگاه که در آن نقشه های مخصوص ویژه اهداف عمومی و خاص نشسته بودیم . در کنار این اطاق ، دفتر فرمانده پایگاه سرهنگ خلبان سالم سلطان عبد الله البصو قرار داشت و ما منتظر ابلاغ ماموریت بعدی بودیم که فرمانده پایگاه دو تن از خلبانان را برای انجام یک ماموریت جنگی احضار نمود. نوبت من شده بود که به ماموریت اعزام شوم و در موقع ورود به اطاق فرمانده به من نگاه کرد و گفت : ق این ماموریت برای تو نیست . من که هنوز نمی دانستم چه ماموریتی در پیش است گفتم : قربان نوبت من است و من منتظر انجام ماموریت بودم . او پاسخ داد : من دو خلبان دیگر را صدا زدم چون هدف نزدیک است و انجام این ماموریت هم ساده . دو تن از خلبانان به نامهای ستوانیکم ط م ك و ستوانیک م س م هم احضار و انجام ماموریت در نزدیکی شهر اهواز به ایشان ابلاغ گردید .


3- پس از گذشت حدود نیمساعت فرمانده پایگاه من را به حضور طلبید . من در اطاق پرواز نشسته و منتظر نوبت برای انجام ماموریت بودم . وارد اطاق فرمانده که شدم او در کنار یک نقشه دیواری ایستاده بود . انگشت خود را روی هدف قرار داد و گفت : ق این ماموریت توست . به هدف که در میان کوهها و دره ها واقع شده بود نگاهی کردم . گفتم : قربان من آماده هستم . فرمانده پایگاه من را برای اهداف دوردست و دشوار انتخاب کرده بود چون او من را می شناخت و می دانست خود را به اذن خدا تبارک و تعالی به هر شکل ممکن به هر هدفی می رسانم  و او به مهارت من ایمان و اعتماد فراوانی داشت . فرمانده به من گفت که قبلا سه دسته از بمب افکن های پشتیبانی نزدیک پایگاه هوائی امام علی (ع) و ابی عبیده برای انهدام این هدف اعزام شده اند اما نتوانسته اند به آن دست یابند. پس از اطلاع از موقعیت هدف ، مشخص شد که هدف نیروگاه برق شهر مسجد سلیمان است که کار تغذیه این شهر و تمام مناطق و شهرک های اطراف را بر عهده دارد . پس از ابلاغ ماموریت از سوی فرمانده کار تهیه نقشه پروازی را به شکل کاملا دقیق و رسم مختصات و مناطق مهم در روی نقشه و تعیین دقیق هدف در بین رشته کوههای بلند و دره های عمیق را انجام دادیم . حتی برخی زمین ها و جود داشت که نور خورشید به آنجا نمی رسید .


4-در روز سه شنبه 7 تشرين الاول 1980 ( تقریبا 17 مهر ماه سال 1359 ) ماموریت حمله به نیروگاه برق مسجد سلیمان در قالب یک دسته دو فروندی از بمب افکن های سوخوی 22 به فرماندهی اینجانب سروان خلبان ق ر ع و ستوانیکم خلبان جاسم عبد مراد به عنوان شماره 2 به من ابلاغ گردید . محموله هر هواپیما عبارت بود از : چهار عدد بمب 500 کیلوگرمی شدیدالانفجار + دو مخزن سوخت خارجی 800 کیلوگرمی + دو توپ 30 میلیمتری هر کدام با 80 و جمعا 160 گلوله (برای هر هواپیما)
جزئیات ماموریت از لحظه روشن کردن موتورها ، برخاست هواپیماها ، مسیر پرواز و انهدام هدف تا بازگشت و فرود در پایگاه با دقت تمام برای شماره 2 توضیح داده شد .
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 



5-دسته پروازی به سلامت به هوا برخاست و گردشی 358 درجه به سمت راست و در جهت منطقه الدیر در مدت 3 دقیقه و با سرعت 900 کیلومتر بر ساعت و در فاصله 45 کیلومتری نمود . پس از رسیدن به منطقه الدیر مجددا گردشی  060 درجه به سمت راست و در زمان 17 دقیقه و فاصله 260 کیلومتری و در ارتفاع پائین 15 الی 20 متری نمود . پس از عبور از نقطه اول ( الدیر) زمین بسیار باز و فاقد هرگونه عارضه ای بود و فقط تعدادی دکل های برق فشار قوی دیده می شد و پس از ادامه مسیر به سمت هدف ، زمین موجناک شد تا اینکه به نخستین رشته کوههای مرتفع رسیدیم و پس از آن هم رشته کوههای دوم و سوم پدیدار شدند . در اینجا زمان از پیش تعیین شده برای رسیدن به هدف به پایان رسیده بود اما هیچ اثری از نیروگاه را مشاهده نکردم . تصمیم گرفتم تا حدود 30 ثانیه به سمت جلو با حفظ سمت و سرعت هواپیما ادامه مسیر بدهم تا مسافت حدود 7.5 کیلومتر را طی کنم . سپس هواپیما را به پهلو غلطاندم  و به پائین و یک دره عمیق نگاه کردم و تعدادی دکل برق فشار قوی را مشاهده نمودم . به چپ چرخیدم و شروع کردم به پرواز برفراز دکل ها در میان دو رشته کوه دوم و سوم  . همانطور که به جلو می رفتم شهر کوچکی را در دامنه کوه ها و در سمت چپ خودم دیدم . با ادامه مسیر به جلو توانستم نیروگاه برق را در سمت راست خود ببینم . خیلی خوشحال شدم و این لحظات چقدر زیبا و با سعادت بودند . با رسیدن به هدف که در میان کوههای بلند و در یک دره عمیق واقع شده بود آن را در میان سایت هدف گیری هواپیمایم قرار دادم و سپس با گفتن کلمه الله دگمه رها سازی بمب ها را فشردم  . بمبها مستقیما به محوطه نیروگاه اصابت کردند و به طور کاملا تخریب شد و تیرهای برق را می دیدم که به آسمان پرتاب می شدند . سپس دسته پروازی به سلامت از محوطه هدف خارج شد .
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 


6-چند دقیقه بعد شماره 2 در رادیو من را صدا کرد و گفت : قربان می خواهم مخازن سوخت خارجی را رها کنم چون خالی شده اند. من به او گفت : نه نه آنها را رها نکن . این کار ضرورتی ندارد. شماره 2 در طول این ماموریت بسیار عصبی به نظر می رسید و در ارتفاع بسیار کم و حتی گاهی اوقات در زمین های مسطح با ارتفاع کمتر از فرمانده دسته پرواز می کرد . چندین بار در طول مسیر و مخصوصا در راه بازگشت به او تذکر دادم . مسیر بازگشت به پایگاه 236 درجه و مسافت 260 کیلومتر و زمان هم 15 دقیقه بود . (بعلت سبک شدن هواپیماها ) سرعت در مسیر بازگشت بیشتر از مسیر رفت بود . دسته پروازی به سلامت بازگشت و فرود آمد و الحمدلله . پس از فرود و ملاقاتم با شماره 2 خیلی شدید او را تنبیه کردم تا بار دیگر این سرپیچی ها از دستور و پرواز در ارتفاع کمتر از فرمانده دسته صورت نگیرد و به او گفتم در صورت تکرار پروازهایت را متوقف خواهم ساخت . او هم گفت : قربان ان شاء الله دیگر تکرار نخواهد شد . از رسیدن به هدف و انهدام کامل آن خیلی خوشحال بودم و از انجام چنین ماموریت بزرگی بسیار به خود می بالیدم  . والعظمة لله الواحد الاحد
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 


فرمانده پایگاه باستقبالم آمد در حالیکه بسیار شاد بود و خوشحالی از چهره اش کاملا هویدا بود . استقبال بسیار گرمی بعمل آورد و خدای را بابت سلامتی ام سپاس گفت و از این دستاورد بزرگ قدردانی کرد. شماره هواپیمایم 2158 و کل زمان عملیات 40 دقیقه بود . اعلامیه شماره 64 ازفرماندهی کل نیروی هوائی صادر و ماموریت ما در ماده 2 بند ب اعلام گردید .
ما عملیات جنگی خود را به این شکل در عمق اراضی دشمن انجام می دادیم و می گفتیم هدف را تا زمان مشاهده و انهدام باید پیگیری می کردیم و اگر به هر دلیلی موفق به یافتن آن نمی شدیم لازم بود تا فرمانده دسته پروازی حتما هدفی ثانویه را اختیار و انتخاب و آنها را مورد حمله قرار دهد . تمام این دستاوردها توفیقی از جانب خداوند العزيز الجبار  بوده است .

تذکر : لازم به ذکر است که برخی از نقشه هائی که اهداف را از روی آن انتخاب و تعیین موقعیت می کردیم قدیمی بودند و به همین دلیل انحراف از موقعیت هدف تا حدود 15 کیلومتر به سمت چپ در آن دیده می شد .
اگر ديدار با مرگ حق است ، چه بهتر كه اين ديدار در ميدان جنگ باشد.

3 کاربر از این پست سپاسگزاري کرده اند

Moderator

Moderator



نماد کاربر
پست ها

1161

تشکر کرده: 41 مرتبه
تشکر شده: 1875 مرتبه
تاريخ عضويت

پنج شنبه 29 آذر 1386 15:18

آرشيو سپاس: 6974 مرتبه در 813 پست

Re: بيان حملات نيروي هوائي عراق در جنگ از سوي نظاميان عراقي

توسط abdolmahdi » سه شنبه 9 آذر 1395 12:43

سلام علیکم و رحمه ا...

انهدام نيروگاه برق آغاجاري
بسم الله الرحمن الرحيم
(وَالسَّمَاءِ وَالطَّارِقِ * وَمَا أَدْرَاكَ مَا الطَّارِقُ)
صدق الله العظيم / الطارق 1 – 2
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 



1-اهداف راهبردي و اقتصادي و نظامي (ايران) از همان ابتداي جنگ در چنگ عقابان نيروي هوائي عراق قرار داشت و در طول جنگ نيز در قبضه عقابانمان باقي ماند . عمليات عقابان نيروي هوائي عراق با اجراي نقش محوري در برنامه ريزي دقيق و محكم ارائه شده از سوي رهبري سياسي و نظامي توانستند برتري هوائي را به سود ما كسب نمايند.

2-در روز شنبه 4 تشرين الاول 1980 ( تقريبا برابر با 13 مهر ماه 1359) به من ماموريت انهدام نيروگاه برق آغاجاري در قالب دو بمب افكن سوخوي 22 به فرماندهي اينجانب سروان خلبان ق ر و شماره 2 ستوان خلبان سعد احمد جاسم محول گرديد . محوله هر هواپيما شامل 4 لانچر پرتاب موشك هاي c5-k ( جمعا 64 موشك براي هر هواپيما ) + دو مخزن سوخت خارجي 800 كيلوگرمي + 160 گلوله توپ 30 ميليمتري تعيين گرديد . شرح كامل جزئيات ماموريت از سوي اينجانب از لحظه استارت ، برخاست ، مسير پرواز ، حمله و انهدام هدف تا بازگشت و فرود در پايگاه بدقت براي شماره 2 بيان و تاكيد شد كه هدف ما يكي از نيروگاه هاي راهبردي اصلي ايران در منطقه جنوب آن كشور است و وظيفه تغذيه و تامين نيروي برق را در آن منطقه بر عهده دارد.    

3-     سرعت باد سطحي در منطقه ماموريت شديد بود ( 18 الي 20 گره ) و از جهت شمال به جنوب مي وزيد كه به نوبه خود سبب انحراف هواپيما از مسير اصلي و دور شدن آن از هدف مي گرديد .

4-     دسته پروازي به سلامت از پايگاه برخاست و با گردش به طرف راست به سوي منطقه الهارثه در موقعيت 040 درجه و مسافت 20 كيلومتر سمت گرفت . طي اين مسير يك دقيقه و 30 ثانيه زمان مي برد . با رسيدن به شهر الهارثه مجددا به سمت راست و در جهت منطقه كوت عبدالله واقع در جنوب اهواز (به سمت آبادان . ع ) در موقعيت 052 درجه گردش كرديم . سپس مجددا به سمت راست و در جهت شهر خلف آباد در فاصله 60 كيلومتري گردش نموديم . طي اين مسير با سرعت 900 كيلومتر بر ساعت ، 4 دقيقه زمان برد .

5-در نقاط از پيش تعيين شده اول و دوم ، مسير را تصحيح كرديم و به ناحيه راست شهر خلف آباد رسيديم درحاليكه انحراف ما از مسير به حدود 3 كيلومتر بالغ شده بود كه بازهم اصلاح مسير را براي بار چندم مي طلبيد . خواندن نقشه مسير از سوي فرمانده دسته قبل از برخاستن جدا ضروري است تا بتواند نقاط راهنما در روي زمين ( مثل شهر ، روستا ، جاده هاي عمومي ، جاده های قدیمی ، رودخانه ، راه آهن ، كوه ها و درياچه ها ) را بشناسد . دسته پروازي به مسير خود ادامه داد اما در سمت چپ زمين كم كم بدليل پستي و بلندي مواج شد ولي در سمت راست زمين همچنان صاف و مسطح بود. دسته پروازي همچنان به سمت نقطه 125 درجه كه محل موقعيت هدف بود به پيش مي تاخت و لازم بود كه حتما از روي فرودگاه  أغا جاري (الاميدية) عبور كنيم . در يك چشم بر هم زدن در سمت راست خودم دو هواپيماي حمل و نقل نظامي متوسط را در نزديكي برج مراقبت فرودگاه أغا جاري مشاهده كردم .

6-به ذهنم رسيد تا پس از انجام ماموريت اصلي كه در فاصله حدود 50 كيلومتري اين پايگاه واقع شده بود ، اين دو هواپيما را هم منهدم كنيم . در طول مسير كابل هاي برق فشارقوي ( tension – Hi-) را مستقيما در مقابل دسته پروازي مشاهده كردم . بنابراين ارتفاع را به 50 الي 70 متر افزايش دادم تا به اين كابل ها برخورد نكنيم و سپس مجددا ارتفاع را كم كردم . با عبور از رشته كوه هاي اول و دوم ، كم كم زمين هم حالت كوهستاني پيدا نمود .

7-زمان تعيين شده براي انجام ماموريت ( 16 دقيقه و 40 ثانيه ) به پايان رسيد . هواپيما را به سمت چپ غلطاندم تا بتوانم هدف را در زير پايم ببينم . هدف در زير هواپيما و در سمت راست قرار داشت . گردشي به سمت هدف انجام داديم و با زاويه 20 درجه بر روي آن شيرجه زديم . هدف را در سايت هدفگيري هواپيما قرار دادم و تمام راكت ها را به سمت آن شليك كرده و مستقيما هدف را مورد اصابت قرار دادم .

8-     در اين هنگام و پس از اتمام شليك راكتها ، موتور هواپيمايم دچار نقص شد و آْلات دقيق نشان دهنده دور موتور (RPM) به (N1=32%) و نيز (N2=41%) كاهش يافتند و اين به معني خاموش شدن قريب الوقوع موتور به صورت كامل مي باشد . علت اصلي هم افت جريان هواي ورودي به توربين موتور بود كه منجر به خاموش شدن موتور مي گرديد . ساير آلات دقيق هم ( مثل درجه حرارت موتور تقريبا صفر – شبكه فشار هيدروليك ، هوا و روغن تماما صفر را نشان مي دادند ) . در اين هنگام دسته هدايت هواپيما (Stick (  را به عقب كشيدم تا هواپيما را سمت بالا رفته و از حالت شيرجه خارج شود و دسته گاز (Throttle) را هم به دور درجا براي موتور (IDLE) برگرداندم و خداوند در قبل من حاضر بود و در الملمات در طول مسير رفت و برگشت حتي يك لحظه هم از ياد او غافل نشدم چرا كه او در مشكلات ياري رسان است و اوست كه به سرباز وطن در زمين و آسمان ياري مي دهد و تقدير تماما در دست خداست و هيچ ذكري نزد من به جز مناجات با الله الواحد الاحد القادر على كل شيء وبيده كل شيء نبود و گرفتاري من را هم كسي به جز او نميدانست پس با خودم و در خودم در نهايت آرامش و التماس و استغاثه خدا را صدا زدم اي رب الارباب (يا الله يا الله يا الله) و در خواست كردم تا دگمه روشن كردن موتور در آسمان عمل كند . ( اين دگمه اي است كه در آسمان به روشن شدن موتور كمك مي كند و دقيقا در زير دست چپ من قرار داشت ) .

9-علت اصلي خاموش شدن موتور ، شليك تمام راكتها در يك لحظه بود كه منجر به ورود گازهاي خروجي اين راكتها به درون ورودي هوا و در نتيجه خفگي موتور بود . بايد دانست كه تمام موتورها بر مبناي 4 بخش اصلي عمل مي كنند كه نمي توان از هيچكدام صرفنظر نمود ( هواي خالص – اكسيژن – سوخت و شعلع آتش در محفظه احتراق موتور ) . پس از توسل به درگاه الهي صداي كاركردن موتور هواپيما را مجددا شنيدم و دور موتور (RPM) مجددا به وضعيت دور درجا (IDLE)  بازگشت و درجه نشان دهنده موتور نيز وضعيت (N1 – N2)  كه  (57%) خوانده مي شود را نشان مي داد كه اين بيانگر وضعيت كاركرد طبيعي موتور بود . درجه حرارت موتور هم ابتدا به 550 درجه و سپس به 350 درجه بازگشت كه اين هم درجه طبيعي حرارت موتور در هنگام كاركردن مي باشد. همزمان تمام سيستم هائي كه قبلا صفر خوانده ميشدند به وضعيت طبيعي خود بازگشتند . در اين لحظه دسته گاز  (Throttle) را به جلو فشار دادم تا موتور به حداكثر دور خود يعني 100% رسيد و چراغ سبز رنگ نشانگر كاركرد طبيعي موتور در حداكثر دور (MAXIMUM) روشن شد و ديگر يقين كردم كه هواپيما به صورت كاملا طبيعي كار مي كند .  
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 


10-     در جريان مشكل پيش آمده و پس از آن با شماره 2 در تماس بودم و برغم آن ، همچنان ايده نابودي دو هواپيماي حمل و نقل در فرودگاه اميديه در ذهنم نقش بسته بود . بنابراين تصميم گرفتم كه به سمت فرودگاه بازگردم . دوباره زمين در زير پايمان مواج شد و كابل هاي برق فشار قوي هم پديدار شدند كه مي بايست براي عبور از آنها ارتفاع مي گرفتيم و من هنوز از انجام اين كار هراس داشتم . با شماره 2 تماس گرفتم و به او دستور دادم كه وضعيت سوئيچ مهمات را از راكت به تيربار تغيير دهد . به فرودگاه كه نزديك شديم كمي به سمت موقعيت دو هواپيماي حمل و نقل ارتفاع گرفتم و دو هواپيما را در سايت هدفگيري هواپيمايم قرار داده و 160 گلوله تيربار 30 ميليمتري را به سمتشان شليك و اصابت گلوله ها و آتش گرفتن هواپيماها را مشاهده كردم . شماره 2 فرياد زد : قربان هواپيماها آتش گرفتند . من هم به او گفتم تو خودت هم انها را زدي . او گفت : بله قربان .  از وضعيت شيرجه خارج شدم و در همين حال پدافند هوائي دشمن بر روي دسته پروازي آتش گشود . اما سرعت زياد و ارتفاع كم به ما كمك كرد تا از منطقه هدف خارج شويم بدون انكه مورد اصابت واقع شويم .

11- سپس به سمت چپ گردش و پس سوز هواپیما را روشن کردم تا سرعت را زیاد کنم اما پس از چند ثانیه چراغ اخطار اصلی که مستقیمادر جلوی چشمانم قرار داشت روشن شد . چراغ قرمز Engine Over Heat هم در صفحه اضطراری روشن شد که آن هم اشاره به افزایش غیرعادی درجه حرارت موتور داشت . خیلی زود اقدامات لازم را بعمل آوردم و با خاموش کردن پس سوز و افزایش سرعت موتور به حداکثر MAX- R P M چراغ قرمز و علامت اخطار هم خاموش شدند . اما با طی کردن مسافت کوتاهی دوباره چراغ قرمز و علامت اخطار روشن شدند . این بار دور موتور را به 95و سپس 88% کاهش دادم . این دو عدد ، بهترین دور موتور را برای خنک شدن موتور بمب افکن سوخوی 22 نشان می دهند اما در این حالت سرعت هواپیما به 750 الی 780 کیلومتر بر ساعت کاهش خواهد یافت .

12- این وضعیت اضطراری نزد خلبانان و به زبان روسی بامباش نامیده می شود که در این حالت در عرض دو ثانیه حرارت موتور به 1000 درجه سانتی گراد رسیده و منجر به ذوب شدن موتور می شود . اما هواپیما مجهز به سامانه ای خودکار است که این وضعیت را خنثی می کند و این دقیقا همان وضعیتی است که هواپیمای من به آن دچار شده بود . هنوز تا پایگاه 180 کیلومتر و گوئی 180 سال فاصله داشتم . سمت بازگشت به پایگاه 264 درجه و زمان مورد نیاز هم 13 دقیقه بود . به شماره 2 نگاه کردم که با حداکثر سرعت به سمت پایگاه در حال حرکت بود . به او گفتم : سعد ، در جایگاه هواپیمای شماره 3 قرار بگیر و این وضعیت را حفظ کن  . شماره 2 صدایم را شنید و دستور را اطاعت کرد . دسته پروازی به مسیر خود ادامه داد و با گذشت از روی یگان های زمینی ایرانی به یگان های خودی در نزدیکی شهر اهواز رسید . در اینجا دیگر قلبم مطمئن شد که می توانم وارد خاک کشورم شوم پس با قدرت به دستگیر صندلی پران چسبیدم که در صورت خاموش شدن و یا افزایش درجه حرارت موتور از آن استفاده کنم . از کانال رادیویی کنترل هوائی منتقل و به کانال رادیوئی پایگاه متصل شدم و به سلامت در آنجا فرود آمدم . هواپیمای من بمب افکن سوخوی 22 به شماره سریال 2073 بود . زمان کلی عملیات 40 دقیقه و در این راستا اعلامیه شماره 59 فرماندهی کل نیروهای مسلح نیز صادر گردید .

13- نقص فنی بوجود آمده در شناسنامه هواپیما ثبت و مراتب به گردان تعمیر و نگهداری پایگاه ارجاع گردید . پس از بررسی مشخص شد که هواپیما زمینگیر و موتور آن بشدت آسیب دیده است . بنابراین موتور دیگر جایگزین و من در یک پرواز آن را آزمایش کردم و پس از آن هواپیما به رده عملیاتی بازگشت .

14- می توانستم پس از انجام ماموریت مستقیما به پایگاه بازگردم مخصوصا پس از بروز مشکل خاموش شدن موتور . اما شعور و احساس من به عنوان یک رزمنده شرافتنمد عراقی که شرکت در نبردهای سرنوشت ساز با دشمنی متجاوز برایش افتخار محسوب می شود ، من را مجبور ساخت تا ماموریت دیگری را در دل همان ماموریت به انجام برسانم و نمی توانستم خاک ایران را ترک کنم در حالیکه هدف دیگری مشاهده کرده و قادر به انهدام آن بوده باشم و آن هم دو فروند هواپیمای ترابری در فرودگاه امیدیه بود . پس به خدا توکل کردم و ماموریت را بانجام رساندم .

به این ترتیب ما از اهدافی (ثانویه ) که امکان نابودی آنها در جریان یک ماموریت جنگی وجود داشت صرفنظر نمی کردیم و این اشتیاق هر رزمنده غیور عراقی بود.
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 





هرگونه برداشت یا نقل قول و یا کپی برداری از این مقاله با ذکر منبع و نام نویسنده بلامانع است .
اگر ديدار با مرگ حق است ، چه بهتر كه اين ديدار در ميدان جنگ باشد.

4 کاربر از این پست سپاسگزاري کرده اند

قبلي

 


  • موضوعات مشابه
    پاسخ ها
    بازديدها
    آخرين پست

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 6 مهمان