در اين بخش مي‌توانيد در مورد اخبار نظامي منتشر شده به بحث بپردازيد
Moderator

Moderator



نماد کاربر
پست ها

1161

تشکر کرده: 41 مرتبه
تشکر شده: 1875 مرتبه
تاريخ عضويت

پنج شنبه 29 آذر 1386 15:18

آرشيو سپاس: 6974 مرتبه در 813 پست

بيان حملات نيروي هوائي عراق در جنگ از سوي نظاميان عراقي

توسط abdolmahdi » دوشنبه 26 مرداد 1394 10:39

سلام عليكم و رحمه ا...
به ياري خدا قصد دارم تا اين بار در اقدامي جديد و شايد بي سابقه ، برخي ماموريت هاي نيروي هوائي عراق بر فراز خاك ايران در طول جنگ 8 ساله دو كشور را از زبان خود عراقي ها و بدون هيچ كم و كاست و دخل و تصرفي براي دوستان نقل نمايم . در بيان اين ماموريت ها به نكات بسيار جالبي اشاره مي شود كه شايد تا كنون در هيچ جائي به آن اشاره نشده باشد. نكاتي همچون جلسات توجيهي پيش از پرواز ، نوع و تعداد هواپيماهاي مهاجم ، سمت ، سقف و سرعت هواپيماها در هنگام انجام عمليات ، نوع و تعداد مهمات حمل شده توسط هواپيماها و ساير مسائل قبل ، در جريان و پس از انجام ماموريت كه توسط افسران عراقي بيان مي شود. بديهي است من نه مي توانم و نه مي خواهم صحت و سقم اظهارات عراقي ها رد يا تائيد كنم اما سعي مي كنم تا پس از ذكر خاطرات طرف عراقي ، تا آنجا كه ممكن است گزارشي نيز از ديد افسران و خلبانان ايراني در مورد همان ماموريت بيان كنم تا شايد بتوان يك ديد سه بعدي نسبت به حوادث و وقايع رخ داده در حملات هوائي عراق پيدا نمود . ضمن آنکه یک سایت عربی دیگر ( احتمالا سوری) وجود دارد که آن هم اطلاعات جالبی در مورد انجام این حملات و واکنش ایران دارد که آن هم بخش دیگری از وقایع را بازگو می کند . امیدوارم به اين طريق قدرداني بيشتري ازشجاعت و رشادت خلبانان و افسران نيروي هوائي در طول جنگ تحميلي صورت گيرد و بدانيم كه دشمن چه روياي شومي برايمان در سر داشت . رويائي كه البته تعبير نشد. نقطه چين ها در متن (... ) از جانب طرف عراقي به جهت عدم افشاء نام افراد و پرانتزها از سوی اینجانب جهت ارائه توضيحات و رواني متن مي باشد. نقل اين خاطرات در فروم هاي ديگر با ذكر منبع ( سنترال كلابز) و نام نگارنده بلامانع است .
اگر ديدار با مرگ حق است ، چه بهتر كه اين ديدار در ميدان جنگ باشد.

26 کاربر از این پست سپاسگزاري کرده اند

Moderator

Moderator



نماد کاربر
پست ها

1161

تشکر کرده: 41 مرتبه
تشکر شده: 1875 مرتبه
تاريخ عضويت

پنج شنبه 29 آذر 1386 15:18

آرشيو سپاس: 6974 مرتبه در 813 پست

Re: بيان حملات نيروي هوائي عراق در جنگ از سوي نظاميان عراقي

توسط abdolmahdi » يکشنبه 8 شهریور 1394 10:04

سلام عليكم و رحمه ا...


جزئيات حمله به پايگاه هوائي بوشهر در روز 31/06/59
گردان 109 شكاري نيروي هوائي عراق
پايگاه هوائي الوحده ( الشعيبة )


پس از فراخواني كليه خلبانان به گردان هاي شكاري و بمب افكن در تمامي پايگاه ها و حضور و اعلام آمادگي آنها ، پروازهاي شبيه سازي شده در مسافت هاي دور و تقريبا برابر با فاصله اهداف در نظر گرفته شده (در خاك دشمن)  آغاز گرديد . گردان 109 مستقر در پايگاه هوائي الوحده ( الشعيبة ) نيز حملاتي شبيه سازي شده را به سمت شهر ناصريه و ديوانيه با مشاركت 12 جنگنده از نوع سوخوي – 22 و بازگشت و فرود موفقيت آميز آنها پس از انجام ماموريت به پايگاه شان به انجام رساند. اين تمرينات پروازي در تاريخ 28/06/59 و به موازات انجام پروازهاي شناسائي بر روي مواضع نيروهاي ايراني از سوي گردان 109 بر روي يگان هاي زميني ارتش ايران صورت گرفت . البته برخي از پايگاه هاي هوائي ما ( عراق) ماموريت هاي جنگي خود را از روز 13/06/59 آغاز كرده و حتي يكي از جنگنده هاي ميك – 21 ما و يك جنگنده F-5 ايراني ( به احتمال قوي هواپيماي مرحوم حسين لشگري) و جبهه مياني دو كشور سقوط كردند . همچنين يك جنگنده ديگر ما از نوع  سوخوي – 22 به خلباني سروان 000 ( من مي گويم خلبان نوبار عبدالحميد الحمداني ) در حال بازگشت به پايگاه خود در كركوك (الحرية) مورد اصابت موشك ( هاوك) پدافند هوائي ايران قرار گرفت ( و سرنگون و خلبان آن نيز كشته شد ).

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
اين تصوير در متن اصلي مقاله وجود نداشته است



در روز 31/06/59 به گردان 109 شكاري مجهز به جنگنده هاي سوخوي -22 مستقر در پايگاه هوائي الوحده ( الشعيبة ) امر شد تا پايگاه هوائي بوشهر و باندهاي پرواز آن را در سواحل خليج ع ر ب ي كه گردان هائي از جنگنده هاي فانتوم F-4 در آنجا مستقر بود را مورد حمله قرار دهند . هدف از انجام اين حمله از كار انداختن نيروي هوائي ايران و ممانعت از مداخله و ايجاد اشكال در مسير پيشروي يگان هاي ارتش عراق به سمت اهداف از پيش تعيين شده آنها بود.

از اين رو براي تشريح عمليات جلسه اي در اطاق عمليات گردان 109 پروازي با حضور فرمانده پايگاه سرهنگ خلبان ... و معاونت عمليات .... و فرمانده گردان سرگرد ... و خلباناني كه مي بايست پايگاه هوائي ايران را مورد حمله قرار دهند تشكيل گرديد . سپس توجيه دقيق و كاملي از ماموريت پيش روي از سوي فرمانده پايگاه كه يكي از بهترين خلبانان جنگنده هاي پشتيباني نزديك سوخوي – 7 و از شركت كنندگان در جنگ سال 1973 بود و ماموريت هاي جنگي را نيز بر فراز سرزمين هاي اشغالي انجام داده و شخصيت قوي و مخلص داشت انجام گرديد .


سپس هواپيماها به سه دسته 4 فروندي تقسيم و هر هواپيما به 2 × 500 كيلوگرمي + 4 مخزن سوخت اضافي 800 ليتري مجهز شدند . به هر خلبان نيز نقشه اي از پيش آماده شده براي انجام اين ماموريت تحويل داده شد . هر دسته پروازي از اين افراد تشكيل شده بود :
1-     دسته اول به فرماندهي سرگرد خلبان ... / هواپيماي شماره 2 ستوان يكم خلبان .../ هواپيماي شماره 3 سروان خلبان ... و هواپيماي شماره 4 ستوان خلبان ...
2-     دسته دوم به فرماندهي فرمانده گردان 109 /سرگرد خلبان .../ هواپيماي شماره 2 ستوان يكم خلبان .../ هواپيماي شماره 3 سروان خلبان ... و هواپيماي شماره 4 ستوان يكم خلبان ...
3-     دسته دوم به فرماندهي معاون فرمانده گردان 109 /سروان خلبان ... / هواپيماي شماره 2 ستوان يكم خلبان ... / هواپيماي شماره 3 سروان خلبان ... و هواپيماي شماره 4 ستوان يكم خلبان ...


زمان پرواز و عبوز از مرزهاي ايران و عراق ساعت 12:00 ، ارتفاع 20 تا 40 مترو سرعت 780 كيلومتر بر ساعت تعيين گرديد . در اطاق عمليات گردان 109 به ما گفته شد كه تمام پايگاه هاي هوائي ايران توسط 156 جنگنده عراقي مورد حمله قرار خواهند گرفت و تمام اين هواپيماها همانگونه كه گفته شد راس ساعت 12:00 مي بايست از مرز عبور نمايند كه اين امر اثر زيادي در تقويت روحيه خلبانان شركت كننده در حمله داشت و سبب شد تا آنها با دقت بيشتري اهداف و باندهاي پرواز پايگاه هاي ايران را مورد حمله قرار دهند تا جنگنده هاي ايراني قادر به پرواز نگرديده و هواپيماهاي خودي را مورد تهديد قرار ندهند. كم كم زمان حمله فرا مي رسيد و ميبايست خلبانان به سمت هواپيماها اعزام مي شدند .


با صدور فرمان مقر از گردان 109 ، خودروهاي ويژه حمل خلبانان به مقر گردان آمده و با سوار شدن خلبانان ، حركت به سمت هواپيماهاي خفته در آشيانه ها و تحت نظر اركان گردان آغاز گرديد تا هر هواپيما با شماره مخصوص براي هر خلبان و نيز آشيانه استقرار هر هواپيما مشخص شود . پس از رسيدن خلبانان به هواپيماها و انجام چك هاي پيش از پرواز و قرار گرفتن داخل كابين ، بين فرمانده هر دسته و ساير هواپيماها تماس برقرار گرديد  . سپس فرمانده دسته با كسب مجوز از برج مراقبت بر روي باند خزيده تا پرواز را از روي باند 330 آغاز نمايد.


پس از خروج تمام هواپيماها از آشيانه هايشان ، فرمانده عمليات به سمت باند فرودگاه حركت و در ابتداي باند منتظر ساير هواپيماهاي شركت كننده باقيماند . با رسيدن ساير هواپيماها موتورهاي هواپيماها نيز قبل از پرواز چك شد كه تمام انها سالم بودند. فرمانده دسته اول و به دنبال آن بقيه هواپيماهاي دسته به پرواز درآمده و با گردش به سمت راست در ارتفاع كم 20 الي 40 متري به پرواز درآمدند . يك دقيقه بعد دسته دوم و يك دقيقه پس از آن دسته سوم نيز به پرواز درآمدند .  


با قرار گرفتن تمام 12 فروند هواپيماي شركت كننده در آسمان ، هواپيماها به سمت نقطه شهر الزيبر در داخل خاك عراق پرواز و به سوي نقطه اول عمليات ( در داخل خاك ايران ) يعني بندر ديلم با زاويه 110 درجه و فاصله 240 كيلومتري و سرعت 780 كيلومتر سمت گرفتند . هوا به طور كلي خوب بود و بادي در ارتفاع كم جريان داشت و ديد خلبانان نيز واقعا مناسب بود. كل زمان عمليات 18 دقيقه و 20 ثانيه پيش بيني مي شد . تمام هواپيماها راس ساعت 12:00 از روي شهر آبادان عبور كرده و اكنون سه دسته پروازي در راه انجام ماموريت خود برفراز خاك دشمن قرار داشتند . با رسيدن هواپيماي مهاجم بر روي بندر ديلم در زمان ازپيش تعيين شده ، اين هواپيماها به سمت راست و نقطه دوم يعني پايگاه هوايي بوشهر در زاويه 155 درجه و فاصله 150 كيلومتر و در دقيقه 10 و ثانيه 20 از زمان ماموريت و با سرعت 780 كيلومتر بر ساعت گردش نمودند و در زمان 2 دقيقه مانده به هدف سرعت خود را به 900 كيلومتر بر ساعت افزايش دادند .  

درست در زمان مقرر و با رسيدن دسته نخست بر روي هدف ، فرمانده دسته با صدور فرمان FIRE حمله را آغاز نمود . هواپيماها بمبها را بر روي بانده ها و خزش راه هاي پايگاه فرو ريختند كه انفجار بمبها توسط فرمانده دسته سوم هواپيماها مشاهده و صداي فرياد ا... اكبر خلبانان در راديو شنيده شد. حمله به پايگاه هوائي بوشهر جمعا با 12 تن بمب صورت گرفت و باندهاي فرود و برخاست و نيز خزش راه ها مورد اصابت قرار گرفت . پس از حمله تمام هواپيماهاي سه دسته مهاجم به سلامت از هدف دور شده و با گرفتن سمت 270 درجه و سرعت 900 كيلومتر بر ساعت مسافتي معادل 75 كيلومتر را بر روي خليج ع ر ب ي طي نموده و با گردش به سمت راست به سمت 307 درجه و در ارتفاع بسيار پائين به سوي پايگاه مادر بازگشتند .

با فرود دسته هاي پروازي در فرودگاه مادر ، هر خلبان با هواپيمايش به آشيانه از پيش تعيين شده مراجعه و تمام خلبانان پس از خاموش كردن هواپيمايشان با شادي و خوشحالي از موفقيت بدست آمده سوار بر خودروي ويژه حامل خلبانان شدند و به مقر گردان 109 پروازي بازگشتند و در آنجا با فرمانده پايگاه نيز به ايشان پيوست و از بابت سلامتيشان خدا را شاكر بودند. انهدام پايگاه هوائي بوشهر اولين ماموريت گردان 109 شكاري بود .



اما نقل واقعه از سوي افسران ايراني ( در اين بخش از گزارش همكار عزيز سنترالي جناب آقاي محمد معما استفاده شده است ) .
واكنش سريع نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران


به دنبال اين تهاجم ناجوانمردانه، سرهنگ خلبان شهيد "جواد فكوري" فرمانده وقت نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي، با اعلام وضعيت اضطراري از كليه فرماندهان براي جلسهاي در ستاد نيروي هوايي دعوت و درجلسه تأكيد ميكند كه بايد جواب قاطع و سريعي به اين حملات داده شود. شهيد فكوري تأكيد ميكند كه «ما بايد به تكليف خودمان عمل نماييم و از كشورمان دفاع كنيم؛ ما براي اين روزها آموزش ديدهايم و نتيجه آن دست خداوند است». با پايان جلسه، همه روي اين نكته تأكيد دارند كه بايد جوابي قاطع و سريع به دشمن داده شود. برهمين اساس به پايگاههاي سوم شكاري همدان و ششم شكاري بوشهر مأموريت داده ميشود تا در عملياتهاي جداگانهاي و با در نظر گرفتن اصل غافلگيري جوابي سريع به اين حمله هوايي عراق بدهند.


عمليات انتقام در كمتر از دوساعت

كيلومترها دورتر در پايگاه هوايي بوشهر هم غوغايي برپاست. به دستور مرحوم سرتيپ خلبان مهدي دادپي فرمانده وقت پايگاه بوشهر خلبانان همگي گرد هم آمده بودند. سرتيپ كاكاوند معاون عمليات وقت پايگاه با دقت مشغول انتخاب خلباناني براي اجراي عملياتي برق آسا بود. مضمون هر دو جلسه مشخص بود. فرماندهان ضمن تشريح وضع موجود، عنوان كردند كه از ستاد نيروي هوايي دستور آمده كه خيلي سريع پاسخي قاطع به عراق داده شود. عراقيها بايد بدانند كه ايران را بهرغم تمامي تحريمهايي كه عليه اين كشور اعمال شده است، نبايد دست كم گرفت. طرح اوليه عمليات «انتقام» آماده است .براساس اين طرح، مي بايست ابتدا پايگاه هوايي بوشهر و پس از آن پايگاه هوايي همدان وارد عمل مي شدند. بر همين اساس، مقرر شد دو گروه پروازي به نام هاي «البرز» و «آلفا - رد» به ترتيب از دو پايگاه ششم شكاري بوشهر و پايگاه سوم شكاري همدان به پرواز در آيند. طرح عمليات بدين شكل بود كه نخستين گروه پروازي با نام «البرز» از پايگاه ششم به پرواز در مي آمد و پايگاه هوايي «شعبيه» را بمباران مي كرد. سپس گروه پروازي دوم با نام آلفا- رد از پايگاه سوم شكاري به پرواز در مي¬آمد و پايگاه هوايي «كوت» را بمباران مي¬كرد.

پايگاه ششم شكاري زودتر بايد وارد عمل ميشد. پس خلبانان بلافاصله كار روي نقشه و برنامه پروازي البرز را شروع كردند. بعد از نيم ساعت، برنامه پروازي آماده شد و قرار شد با چهار فروند فانتوم مسلح به بمب هاي 1000 پوندي به پايگاه شعبيه حمله كنند. فرمانده عمليات پايگاه، خلبانان را انتخاب كرده بود و فهرست اسامي پروازي را به ليدر دسته پروازي سپرد تا وي با توجيه ديگر خلبانان آنها را جهت انجام عمليات آماده كند. طبق فهرست پروازي، سرتيپ جهانگير ابن يمين به عنوان شماره يك و ليدر دسته پروازي انتخاب شده بود. ابن يمين، از خلبانان باتجربه پايگاه به شمار ميرفت. خلبان كابين عقب ايشان ستوان كاظم روستا معرفي شد. شهيد كاظم روستا كمتر از سه ماه بعد در يك پرواز برون مرزي به درجۀ رفيع شهادت نائل آمد. شماره دو پرواز، سرتيپ سپيدموي آذر و خلبان كابين عقب وي جناب خرازيان بود. شماره سه جناب حقپرست و خلبان كابين عقب جناب قديري مقدم و سرانجام شماره چهار جناب بختياري و خلبان كابين عقب جناب فضل ا... اميني بود. هدف، پايگاه هوايي شعبيه بود. ليدر دسته ضمن تشريح مسير پروازي مأموريت هر فانتوم را در زمان رسيدن به هدف مشخص كرد و خلبانان بعد از تحويل چتر و كلاه سوار بر مركب آهنين بال خود آماده پرواز بودند. هماهنگي هاي لازم صورت پذيرفت. عقربه هاي ساعت حدود ساعت 45/15 دقيقه را نشان ميداد. گروه پروازي البرز متشكل از چهار فروند فانتوم مسلح بر روي باند پروازي قرار گرفتند و سپس يكي پس از ديگري دل آسمان را شكافتند تا اولين تجربه جنگي خود را كسب نمايند. هر چهار فروند فانتوم در كنار هم از روي بندر ديلم، قروه و خسروآباد گذشتند و پس از عبور از اروندرود با رساندن ارتفاع به حداقل ، وارد خاك عراق شدند و مسير را به سمت پايگاه «شعيبيه» در استان بصره پيش گرفتند. آنها اولين خلبانان ايراني بودند كه بعد از شروع رسمي جنگ وارد خاك عراق شده بودند. در بين راه، هواپيماها از روي پادگانهاي ام القصر و بصره هم گذشتند، ولي عراقيها كه فكر نميكردند نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران در اين زمان كم بتواند عملياتي را طرح ريزي و آن را اجرا كند، در خواب فرو رفته بودند. هيچ پدافندي به سوي فانتوم ها شليك نمي كرد. فانتوم ها براي بمباران هدف مي بايست ارتفاع گرفته و از سمت چپ پايگاه براي رها كردن بمب¬ها «پاپ آپ» مي¬كردند.در همين زمان بود كه ليدر دسته متوجه موضوع مهمي شد. پايگاه شعيبيه به جاي يك باند داراي سه باند پروازي بود. او بايد سريع تصميم ميگرفت كه چگونه طرح را عوض نمايد. بيدرنگ با خلبانان همراه تماس گرفت و روي راديو اعلام كرد كه من باند وسط، شماره دو باند سمت چپ، شماره سه باند سمت راست و شماره چهار شلترهاي انتهاي باند را هدف قرار دهد. شيرجه فانتوم¬ها براي زدن هدف آغاز شده بود كه پدافند پايگاه كه تازه متوجه حضور خلبانان نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران شده بود، بي امان شروع به شليك كرد. آسمان به سرخي مي زد و پر از گلوله شده بود، ولي بايد به عراق درس فراموش نشدني داده ميشد. ديگر زماني براي بازگشت نبود. ليدر نمي توانست عمليات را متوقف نمايد. او به عنوان اولين نفر باند پروازي را هدف قرار داد و در پي آن شماره دو و سه نيز هدف هاي خود را به خوبي بمباران كردند. شماره چهار نيز شلترهاي هواپيما را كه در انتهاي باند اصلي قرار داشت، هدف قرار داد. ليدر دسته با مهارتي مثال زدني ارتفاع هواپيما را به جايي رساند كه هر آن احتمال برخورد علائم كنار باند با هواپيمايش ميرفت. شايد او ميخواست مهارت خلبانان ايراني را به رخ عراقيها بكشد. به خواست خداوند حتي يك تير هم به فانتومها برخورد نكرد و ساعتي بعد همگي سالم در پايگاه هوايي بوشهر به زمين نشستند. اين اولين ضربه سهمگين نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران بر پيكره دشمن بود، اما ضربه دوم نيز در راه بود.


خاطرات امير علیرضا نمکی‌


امير نمكي در ابتدای جنگ تحمیلی فرمانده گردان 61 نگهداری متمرکز بوشهر با درجه سرگردی بوده که بعد فرمانده گردان 61 پروازی پایگاه هوایی بوشهر می‌شود. سپس در طول جنگ رییس طرح‌های عملیات هوایی استراتژیک تاکتیکی نهاجا و بعد جانشین فرمانده پایگاه هوایی بوشهر می‌شود؛ نهایتا هم تا پایان جنگ فرمانده پایگاه هوایی بوشهر می‌ماند. ايشان مي گويند :

اما اولین بمب عراق که در بوشهر به زمین خورد به‌یکباره یک یکپارچگی میان تمام نیروها ایجاد شد طوری که همان روز اول که بمب خورد بلافاصله ما چهار فروند هواپیما برای بمباران پایگاه هوایی شعیبیه فرستادیم. حدود ساعت دو بوشهر بمب خورد و ساعت چهار بچه‌ها بلند شدند. بعد از آن پرواز‌های دفاعی تا فردا صبح صورت گرفت. بخش آسمان بوشهر، خارک و خوزستان به‌عهده پایگاه هوایی بوشهر بود.



سايت سوري


در همان هنگام پايگاه هوائي الوحده عراق سوي 4 فروند جنگنده فانتوم كه از پايگاه بوشهر برخاسته بودند مورد حمله قرار مي گيرد. اين هواپيماها به موازات ساحل و سپس از طريق اروند رود به سمت شمال پرواز مي كنند اما در مسير خود با يك دسته 8 فروندي بمب افكن سوخوي 22 عراقي مواجه مي شوند كه در راه حمله به سمت پايگاه بوشهر بودند. جنگنده هاي ايراني بمب افكن هاي عراقي را نمي بينند اما هواپيماهاي عراقي در ارتفاع 1000 متر بالاتر پرواز مي كردند متوجه آنها مي شوند . هواپيماهاي ايراني در سكوت راديوئي كامل و رادارهاي خاموش پرواز مي كردند به همين دليل پدافند هوائي عراق به رغم اعلام خلبانان عراقي نتوانست فانتوم ها را رديابي نمايد. هواپيماهاي ايراني پس از رسيدن به جنوب بصره ارتفاع خود را بين 750 تا 1000 متر افزايش داده و با انجام مانورهاي عالي از 4 جهت به پايگاه هوائي الوحده عراق حمله بردند. با وجود آتش شديد پدافند هوائي پايگاه ، تمام هواپيماها به پايگاه خود بازگشتند.
اگر ديدار با مرگ حق است ، چه بهتر كه اين ديدار در ميدان جنگ باشد.

27 کاربر از این پست سپاسگزاري کرده اند

Moderator

Moderator



نماد کاربر
پست ها

1161

تشکر کرده: 41 مرتبه
تشکر شده: 1875 مرتبه
تاريخ عضويت

پنج شنبه 29 آذر 1386 15:18

آرشيو سپاس: 6974 مرتبه در 813 پست

Re: بيان حملات نيروي هوائي عراق در جنگ از سوي نظاميان عراقي

توسط abdolmahdi » شنبه 4 مهر 1394 10:31

سلام عليكم و رحمه ا...


خاطرات يك خلبان جنگنده عراقي جمعي پايگاه الحريه (كركوك)

آنچه كه در ذيل مي خوانيد خاطرات يكي از خلبانان برجسته و فرمانده گردان پروازي SU-22 نيروي هوائي عراق در نخستين روز حمله به كشورمان در 31 شهريور ماه 59 مي باشد. لازم است عرض كنم : باحتمال قريب به يقين اين سرهنگ كه راوي خاطره هم مي باشد علوان العبوسي از خلبانان قديمي و بسيار با تجربه جنگي نيروي هوائي عراق است كه ما قبلا ماجراي فرار يك جنگنده عراقي به ايران در سال 1350 را از قول ايشان برايتان نقل نموديم . اين خلبان قديمي سابقه شركت در جنگ اعراب و اسرائيل هم داراست .
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
خلبان علوان العبوسي


امروز 34 سال از نقش نيروي هوائي كشورمان در پاسخ گسترده به اشغال سرزمين هايمان توسط ايران و نيز تهديد آن كشور به ساقط كردن نظام سياسي كشورمان عراق پس از روي كار آمدن رژيم جمهوري اسلامي ايران در سال 1357 مي گذرد . از اين روي و بدون مقدمه ياد مي كنم از نقش مهم يكي از پايگاه هاي هوائي كشورمان كه با انواع هواپيماهاي خود در اين حمله وسيع شركت نمود.

در ساعت 18:00 روز 29 شهريور ماه سال 1359 سرتيپ خلبان أحمد خيري كه فرماندهي عمليات نيروي هوائي را بر عهده داشت در پايگاه ما حاضر شد و با عجله بسته بزرگ سفيد رنگي را كه قفل محكمي بر آن بود و ما از محتويات ان اطلاعي نداشتيم به  فرمانده پايگاه تحويل داد و به سرعت به سمت پايگاه هاي ديگر پرواز نمود . بعدا برايمان شرح داده شد كه اين بسته حاوي نقشه حملات هوائي از پايگاه ما به سمت برخي از اهداف نظامي حياتي ايران بوده است .


بنا به دستور سرتبپ محمد جسام الجبوري فرمانده پايگاه ، كليه آمادگي هاي لازم جهت اجراي نقشه مذكور و بويژه تجهيز هواپيماهاي گردان سوخوي22 و گردان ميك21 به بمب هاي قوي مخصوص انهدام باندها و آشيانه هاي هواپيماها اجراء گرديد .  بدليل حجم بالاي تمريناتي كه از قبل انجام شده بود ، به نظر مي رسيد اين بار نيز انجام تمرين يا رزمايش مورد نظر باشد اما واقعيت اين بود كه در حال كسب آمادگي براي انجام حمله گسترده هوائي به ايران بوديم و نكته مهم در اين ميان رعايت اصول حفاظتي به شكل كامل بود تا بتوانيم نيروي هوائي ايران را غافلگير نمائيم و توان واكنش آن را تحت تاثير قرار دهيم .
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
نفر اول از چپ ، سرتبپ محمد جسام الجبوري فرمانده پايگاه الحريه




نخستين حمله هوائي گسترده

در جلسه بررسي ماموريت محوله به پايگاه ما كه با حضور فرمانده پايگاه و در اجراي نقشه فرماندهي كل نيروي هوائي صورت گرفت ، متوجه وجود اشتباه در محاسبات مربوط به حمل سوخت بمب افكن هاي سوخوي 22 شديم . بلافاصله براي درك صحيح موضوع فرماندهي پايگاه تصميم گرفت كه شخصا با يك فروند سوخوي 22 به بغداد پرواز و فرماندهي كل نيروي هوائي عراق را در جريان امر قرار دهد و ايراد  را بر طرف نمايد . در صبح روز 30 شهريور ماه 1359 بود كه اشتباه پيش آمده برطرف و در نتيجه مهمات قابل حمل بمب افكن هاي سوخوي 22 از 2 تن به يك تن كاهش و متقابلا مقدار سوخت قابل حمل افزايش يافت چرا كه اهداف در فاصله تقريبا دوري قرار داشتند. با تركيب جديد محموله هواپيماها (شامل 2 بمب 500 كيلوگرمي + 4 مخزن سوخت خارجي ) امكان رفت و برگشت امن هواپيماها تضمين شد چرا كه احتمال وقوع حمله اي متقابل از سوي ايران وجود داشت و ممكن بود بناچار در پايگاه هوائي ديگري فرود بياييم .

در ساعت 18:00 روز 30 شهريور ماه سال 1359 ملاقاتي با فرمانده پايگاه در دفترش داشتم و او آخرين جزئيات حملات هوائي كه مي بايست از پايگاه ما به سمت اهدافمان در ايران كه عبارت بودند از : پايگاه هوائي شاهرخي ، پايگاه هوائي همدان ، پايگاه هوائي سنندج ، پايگاه كرمانشاه و فرودگاز سقز را به من ابلاغ نمود. سپس اسامي فرماندهان هر دسته پروازي و جانشينان آنها  را ثبت و مقرر گرديد كه همه آنها كاملا تحت امر من عمليات را انجام دهند چرا كه اين يك عمليات گسترده بود و مي بايست با نظارت مستقيم من صورت مي گرفت . ضمن آنكه لازم بود تا فرمانده بالاي سر نيروهايش باشد تا هم توان و اعتماد به نفس و روحيه آنها را تقويت نمايد و هم به آنها نشان دهد كه فرمانده شان برتر از ايشان نبوده و فردي است مثل خودشان مگر آنكه مهارت و درجه اش بالاتر از آنها است .  

واقعيت اين است كه از ديرباز روياي من رهبري چنين عملياتي بوده و مهمترين دليل من هم بكار گرفتن اصول و درس هائي بود كه از جنگ سال 1973 ( اعراب و اسراييل) آموخته بوديم و هم اينكه چگونگي اجراي همكاري و هماهنگي با يگان هاي زميني و دريائي را عملا اجرا كنيم و از همه مهمتر اثبات گفته من به خلبانان بود كه قبلا بارها به آنها گفته بودم در صورت بروز جنگ ، در ماموريت ها همواره پيشگام شما خواهم بود چراكه هيچ شرافتي بالاتر از آن نيست و اين امر ماحصل دوران طولاني آموزش و تجربه اي است كه از ماموريت هاي گذشته بدست آمده بود. اين طبيعت بشر است كه مي خواهد گفته هايش را جامه عمل بپوشاند و به نتايج خوبي دست يابد كه ما را در ماموريت هايمان ياري كند و اشتباهات و كاستي ها و در نتيجه خسارت هايمان را تقليل دهد و اين همان چيزي بود كه ما در پايگاهمان آن را در طول مدتي كه در آنجا مامور بوديم كاملا لمس كرديم . اينها درس هاي عملي مهمي بودند كه خلبان آنها را به خوبي مي آموخت و با حداكثر فهم و دقت اجراء مي نمود.

خوب است در اين مورد بگويم كه گردان پنجم بمب افكن هاي سوخوي 22 تحت امر سرگرد م ، ح ، ط از پايگاه ما به پايگاه هوائي موصل منتقل شد تا از آنجا حمله به اهداف مستقر در شمال كشور ايران يعني پايگاه تبريز و رضائيه و ... ساده تر صورت گيرد ضمن آنكه هواپيماهاي سوخوي 22 گردان چهل و چهارم تحت امر خلبان شهيد نوبار عبد الحميد كه هواپيمايش در حين انجام ماموريت شناسائي در مناطق مياني مرز با ايران مورد اصابت قرار گرفته و ساقط شد ، با خلبانانش به گردان يكم مستقر در پايگاه ما پيوست.    

در ظهر روز 30 شهريور ماه 1359 با فرمانده هان گردانهاي پروازي ، سرگرد م ، سرگرد محمود رشيد ، سروان ن ، سروان طلال جميل العبيدي ، سروان و سايرين جلسه اي داشتم و آنان را در جريان نقشه تعيين شده از سوي فرمانده كل نيروي هوائي براي پايگاه مان قرار دادم و برايشان به صورت كلي شيوه حملات هوائي را كه قبلا با فرمانده پايگاه هماهنگ كرده بودم همچنين زمان پروازها را توضيح دادم  تا آنان نيز فردا صبح به صورت كاملا سري يگان هايشان را توجيه نموده تا از درز هرگونه اطلاعات به بيرون جلوگيري شود و برايشان تاكيد كردم كه انجام اين ماموريت ها به منزل تكميل كردن سلسله تمريناتي است كه ما در همان ماه انجام داده بوديم.

ساعت دقيق پرواز در ساعت 11:40 دقيقه روز 31 شهريور 1359 ابلاغ شد كه بموجب ان مي بايست راس ساعت 12:00 ( روز بعد) از مرز ايران و عراق عبور مي كرديم . سپس قرار شد كه فردا ( همان روز حمله ) در اطاق توجيه گردان يكم جمع شويم . اطاق توجيه گردان يكم به لحاظ تاريخي ويژگي خاصي داشت چراكه دراين اطاق جلسات مهمي برگزار شده بود كه از آن جمله مي توان به جلسه قبل از پرواز به سمت سوريه در جنگ سال 1973 اعراب و اسرائيل اشاره نمود . هنگام برگزاري اين جلسه به زمان دقيق تعيين شده از قبل توجه خاص داشتيم و آن را بخشي از پرواز در نظر گرفتيم به همين دليل اگر كسي يك دقيقه ديرتر از موعد قصد ورود به جلسه را داشت به او اجازه ورود نمي داديم . با اين توجيه كه بحث بر سر پرواز است و يك دقيقه براي يك خلبان جنگي زمان بسيار زيادي است و خلبان جنگي بايد احترام زمان را داشته باشد و گرنه بخش زيادي از مسئوليت خود را از دست مي دهد . زمان همچون شمشير است كه اگر قطعش نكني تو را قطع مي كند.    


آماده باش و اجراي عمليات در 31 شهريور ماه 1359


پايگاه ما صبح روز 31 شهريور ماه را آغاز نمود در حاليكه آن روز روز پاسخ عراق و روزي متمايز در تاريخ عراق بزرگ بود . اما ما نمي دانستيم چه خواهد شد ، آيا جنگ با ايران طولاني خواهد بود و يا اينكه به ياري خدا پس از چند روز خاتمه خواهد يافت ؟ و خدا مي داند كه تمام اين افكار در ذهن همه ما دور مي زد . بنابراين لازم بود تا اولين ضربات هوائي را با موفقيت وارد سازيم چرا كه ارزش آن بسيار زياد بود و با از كار انداختن نيروي هوائي دشمن ، يگان هاي زميني ما مي توانستند اهداف مورد نظر خود را به تصرف درآورند.
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
نقشه هجوم هواپيماهاي عراقي به فرودگاه هاي نظامي ايران


هواپيماها با بارگيري مهمات از پيش تعيين شده براي انجام دور اول حملات هوائي گسترده اماده شده بودند. از اول روشنائي صبح تعدادي از هواپيماها مشغول انجام ماموريت هاي معمول خود بوده و وضعيت عادي مي نمود. هوا زيبا و ديد تا 10 كيلومتر وجود داشت ولي هواپيماهاي عمل كننده هنوز در آشيانه هاي پراكنده در پايگاه بودند . كارگران هم مشغول احداث پناهگاه براي افراد بودند تا در صورت وقوع حمله هوائي دشمن به آنجا پناه ببرند. طبق معمول و بر حسب وظيفه به عنوان فرمانده عمليات ، قبل از انجام كار روزانه اقدام به سركشي از تاسيسات و يگان هاي مربوط به عمليات در پايگاه مثل باندهاي فرود و برخاست ، هواپيماها ، تجهيزات ، تجهيزات امنيت پرواز و هواشناسي نموده و پس از تشكر از پرسنل و تاكيد بر انجام وظايفشان به اطاق توجيه رفته و و راس ساعت 6 صبح و حتيقبل از آن ( بسته به نوع ماموريت) با فرماندهان گردان هاي پروازي و خلبانان ملاقات نمودم اما اين روز با ساير روزها تفاوت داشت و دقيقا راس ساعت مقرر ملاقات صورت گرفت . روحيه افراد عالي و همه با شوق و قدرت به كار خود مي پرداختند. خودروها و تجهيزات پروازي به رنگ استتار درآمده و همگي چشم به خلبانان دوخته بودند چراكه خلبان در نيروي هوائي اصلي ترين جنگجو به شمار مي رود و اگر او را به صورت درست و حساب شده به كار گرفت داراي نيرويي خارق العاده است و از زمان تاسيس نيروي هوائي سابقه نداشته كه مردمش را نا اميد سازد . ضمن آنكه حوادث جنگ هاي اعراب و اسراييل در سال هاي  41 ، 48 ، 67 ، 73 در ذهن همگان وجود داشت و همه با شعار خلبان عراقي در ساختن اينده وطن و امت عربي اش آشنا بودند .

در ساعت 10:30 دقيقه روز 31 شهريور ماه سال 1359 در اجراي دستور فرمانده كل نيروي هوائي ، خلبانان به اطاق توجيه اعزام شدند . چون ساعت صفر نزديك مي شد لازم بود تا به سرعت خلبانان را در مورد آنچه كه طبق نقشه از ايشان انتظار مي رود توجيه نماييم . طبق قرار قبلي فرمانده پايگاه با فرماندهان گردانها ، تمام افراد در ساعت تعيين شده در اطاق توجيه حضور به هم رسانده و در چهره همه لبخندي نقش بسته بود. لازم است حقيقت مهمي را متذكر شوم كه بخض عمده اي از خلبانان سابقه شركت در نبردهاي واقعي را نداشتند از اين روي برخي از ايشان دچار هيجان شده بودند كه البته اين امري طبيعي بود بنابراين فرمانده هر دسته پروازي و جانشينان آنها را از خلبانان با تجربه جنگ ديده انتخاب كرديم كه روحيه بالاي خود را به ساير خلبانان زير دست خود نيز انتقال دهند . امروز لازم بود كه خلبانان جنگنده مسوليت خود رابه شكل عالي انجام بپذيرند زيرا تصميمات سياسي جاي خود را به آتشي داده بود كه نظام دشمن را بسوزاند و درسي فراموش نشدني به او بدهد .  

در حالي خوشحال بودم و لبخندي بر لب داشتم داخل اطاق توجيه شدم و در آستانه در اطاق فرمانده گردان ميگ 21 ، سرگرد (م) را ملاقات كردم . دستم را روي شانه اش گذاشتم و به او گفتم انشاء ا... ماموريت شما برتر از ماموريت هجوم به اهداف زميني خواهد بود. ماموريت اصلي جنگنده هاي ميگ 21 رهگيري است و ماموريت ثانويه آنها حمله به اهداف زميني مي باشد . به گردان ميگ 21 فرمان داده شده بود تا پايگاه هوائي سنندج را با 8 فروند و فرودگاه سقز را با 4 فروند مورد حمله قرار دهند. او در نهايت احترام به من گفت انشاء ا.. اخبار ما را خواهيد شنيد و عملكرد ما را خواهيد ديد و به ياري خدا به ما افتخار خواهيد نمود . مجددا به دستم را روي شانه اش گذاشتم و گفتم و به او گفتم من از اين بابت اطمينان دارم و آفرين بر شما. اين برخورد مثبت در جلوي چشم ديگران صورت گرفت . سپس عمليات توجيه فرماندهان گردان هاي پروازي آغاز گرديد . در ابتدا به ايشان سلام كردم و تمام انها جواب سلام مرا دادند. آنگاه عمليات حمله به پايگاه هاي هوائي مورد نظر آغاز شد . فرميشن هاي پرواز ، روش هاي ناوبري در حين پرواز ، ماهيت پرواز در مناطق كوهستاني و بياباني ، چگونگي نزديكي به هدف و انهدام آن و چگونگي پرواز در مسير بازگشت تا زمان فرود در پايگاه مادر توضيح داده شد.  از جمله كارهائي كه بر روي آن تاكيد كردم ، سكوت راديويي تا زمان رسيدن به هدف بود چرا كه احتمال ميرفت حمله ما لو رفته و دسته هاي پروازي ما مورد هجوم سامانه هاي پدافندي دشمن قرار گرفته و متحمل خسارت شويم . جليه توجيهي در ساعت 11 به پايان رسيد و اطاق توجيه را به سمت اطاق دريافت تجهيزات پرواز ترك كرديم تا لباس ها و تجهيزات را پوشيده و بدون تاخير به سمت هواپيماهايمان برويم . تمام نقشه پرواز بر حسب ثانيه محاسبه شده بود و امكان نداشت مشغول به كاري شويم كه آن را قبلا محاسبه نكرده باشيم چراكه تمام نيروي هوائي در ساعت مشخصي مي بايست عمليات را آغاز مي كرد .       

ستوان يكم خلبان س ر

در اطاق لباس مشغول پوشيدن لباس فشار و دريافت تجهيزات و سلاح كمري بودم و  قبلا به خلبانان گفته بودم كه در زير لباس پرواز لباس شخصي بپوشند ( و لي اجبارشان نكرده بودم ) ، و در حاليكه در ذهنم به جز انجام ماموريت و چگونگي و لزوم موفقيت 100% فكر ديگري نبود ، صداي گريه اي را از پشت انبار لباس ها شنيدم و خود را به آنجا رساندم و خلباني را ديدم در حاليكه سرش را در انبار لباس ها مخفي كرده و در حال گريه بود . به او نزديكتر شدم و او سعي مي كرد اشك چشم هايش را نشان ندهد با صدائي لرزان به من گفت سرورم من هم مي خواهم با شما پرواز كنم ، خواهش مي كنم ، چرا من را خلبان ذخيره گذاشتيد ؟  

در واقع مقرر شده بود كه ابتدا خلبانان قديمي و باتجربه رزمي و در اولويت بعدي خلبانان با تجربه كمتر براي پرواز انتخاب شوند تا اطمينان بيشتري از موفقيت در پرواز داشته باشيم . اما اگر عمليات را باخلبانان كم تجربه تر آغاز مي كرديم احتمال مي رفت كه هواپيمايشان به دليل كمي مهارت در ماموريت سقوط كند و در نتيجه خسارتمان بالاتر رود . از اين روي ماموريت را به خلباناني با تجربه تر واگذار نموديم . تلفاتي را شاهد بودم كه هواپيما بدليل شرايط سخت پروازي و ناتواني خلبان در هدايت هواپيما سقوط كرده بود و نه آتش پدافند هوائي دشمن . از اين روي حالت ستوان سعد ( در اينجا نام خلبان ذكر شده ) برايم غير عادي نبود و خاطرات جنگ سال 1973 برايم زنده شد كه خلبانان چگونه براي انجام ماموريت هاي جنگي با يگديگر رقابت مي كردند تا بتوانند براي وطنشان كاري انجام دهند . اما بدليل كمبود زمان دستم را روي شانهاش گذاشتم و از احساسش كه سرشار از عشق به وطنش بود قدرداني كردم و به او قول دادم كه در پروازهاي بعدي به ياري خدا به او ماموريتي را واگذار خواهم كرد و با او بيشتر صحبت خواهم نمود.
ستوان سعد ر : آيا به من قول مي دهي سرورم ؟
سرهنگ ع : بله و آفرين بر تو به خاطر شجاعتت .
ستوان سعد ر : خدا يار و نگهدارتان باشد سرورم .
سرهنگ ع : متشكرم


جالب است بدانيد هنگامي كه پس از 20 سال از اين واقعه مجددا به پايگاه سفري داشتم ، آن ستوان كه اكنون درجه سرتيپي داشت فرماندهي پايگاه را بر عهده داشته و پس از آنكه خاطره ان روز را براي گفتم چهره اش از شرم و تواضع سرخ شد . او هنوز يك عقاب خلبان عراقي بود و داراي اخلاقي نيكو و روحيه اي عالي و و داراي مسئوليت بالائي بود.

اجراي عمليات
ساعت 11:15 دقيقه شده بود و مي بايست كمي سريعتر مي بوديم و در غير اينصورت از زمان تعيين شده براي عبور از مرز ايران در ساعت 12 تاخير مي كرديم . هنوز برخي هواپيماها پراكنده بودند و اين احتمال وجود داشت كه برخي خلبانان بدليل نقص فني مجبور شوند هواپيمايشان را عوض كنند و از اينگونه مسائل خيلي زياد پيش مي آمد و مي بايست ايراد هواپيما هم بر طرف مي گرديد و گرنه توان نيروي هوائي براي وارد آوردن ضربه به كاهش مي يافت و ما در انجام ماموريتمان كوتاهي كرده بوديم . به هر حال اكنون ساعت 11:25 دقيقه و تمام خلبانان درون هواپيماهايشان جاي گرفته بودند. هواپيماها شامل 24 جنگنده سوخوي 22 و 12 جنگنده ميگ 21 نيز آماده استارت بودند . هر دسته پروازي هم نام مخصوصي داشت كه در آسمان بوسيله ان نام شناخته مي شدند. اسم دسته ماهم با حرف (ح) مخفف نام پايگاه (الحريه) شروع شد و نام حميد را براي آن انتخاب كرديم . همچنين در آسمان براي صحبت با برج مراقبت و يگانهاي پدافند خودي هم با زبان عربي و با حداقل كلمات مي بايست مكالمه مي كرديم :
•     (به) برج مراقبت پايگاه الحريه از فرمانده دسته حميد ، صدايم را ميشنوي ؟
•     (به) فرمانده دسته حميد از برج مراقبت الحريه بفرمائيد ، صدايتان را واضح مي شنوم
•     (به) برج مراقبت پايگاه الحريه ، اجازه استارت مي خواهم .
•     (به) فرمانده دسته حميد با شان دادن علامت سبز اجازه استارت به شما داده مي شود. مرسوم بود هنگاميكه دسته هاي پروازي بزرگ بوده و در سطحي وسيع در فرودگاه پراكنده بودند ، برج مراقبت اقدام به پرتاب منور سبز مي نمود كه براي همه قابل روئيت بوده و با آن هواپيماها را روشن نمايند. همانگونه كه از قبل هم انتظارش را داشتم هنگام شروع استارت ، دو هواپيما از دسته هاي پروازي موتورهايشان به نقص در سيستم سوخت رساني دچار گرديد كه بلافاصله دستور تعويض هواپيماها صادر يكي از هواپيماها تعويض و ديگري به سرعت توسط خدمه زميني رفع نقص گرديد . ( ما از قبل براي دسته هاي پروازيمان دو هواپيماي ذخيره را با همان مهمات در نظر گرفته بوديم تا در صورت لزوم و براي جلوگيري از تاخير در زمان اجراي ماموريت فورا آنها را با هواپيماهاي داراي نقص فني جايگزين كنيم ) .

       
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
تعدادي خلبان عراقي با بمب افكن هاي SU-20

اكنون ساعت 11:30 دقيقه بود و تمام هواپيماها آماده حركت و برخاستن بودند.
* (به) برج مراقبت الحريه از فرمانده دسته حميد ، اجازه ورود به باند پرواز را مي خواهم .
* دسته حميد به شما اجازه استفاده از باند شماره 330 داده مي شود. باد ملايم ، ديد 10 كيلومتر ، فشار هوا 730 ميليمتر
هواپيماها در خزشراه ها به شكل منظم چهار فروندي و با فواصل زماني مشخص كمتر از يك دقيقه به سمت باند اصلي فرودگاه حركت كردند. ( هر دقيقه در آسمان يعني 15 كيلومتر)
* (به) برج مراقبت از فرمانده دسته حميد يك ، اجازه ورود به باند جهت برخاست را مي خواهم .  
* (به) فرمانده دسته حميد اجازه پرواز داده مي شود با تاكيد بر استفاده از دستگاه شناخت دوست از دشمن .(IFF)
* برج مراقبت ، دستگاه IFF روشن است . ( باهمكاري برج مراقبت به تمام خلبانان اهميت روشن كردن دستگاه مذكور گوشزد گرديد ) .
دسته پروازي حميد يك آماده پرواز شد و اقدام به چك كردن موتورهايش قبل از پرواز نمود. همه چيز مناسب بود و همه هواپيماهاي اين دسته با در نظر گرفتن زمان دقيق ، يكي پس ديگري بر روي باند پرواز قرار گرفتند . لازم بود تا با دقت زمان پرواز را رعايت كنيم چراكه طبق نقشه پرواز مي بايست ساعت 12 بر روي نوار مرزي و 12:30 دقيقه بر روي هدف قرار مي گرفتيم. بدينسان از لحظه حركت هواپيماها بر روي باند پايگاه ، جنگ آغاز گرديد.

طبيعتا فرميشن پرواز به صورت 4 فروندي ويژه پرواز بر روي مناطق كوهستاني بود . دسته هاي پروازي به سمت نقطه اول بر روي خط مرزي ( روستاهاي بياره و طويله ) در شرق استان سليمانيه و به فاصله زماني يك دقيقه بين هر دسته پروازي سمت گرفتند و پس از اين نقطه دسته ها به سمت نقطه بعدي و بعدي و به همين منوال تا رسيدن به هدف پرواز مي كردند. اين شيوه پرواز ويژه استفاده در هواپيماهائي است كه تجهيزات ناوبري پيشرفته اي ندارند و از اين طريق رسيدن به هدف براي خلبان ساده مي شود بشرط آنكه خلبان در خواندن نقشه خبره بوده و زمان بندي تعيين شده و مسير پرواز را به صورت دقيقه به دقيقه رعايت نمايد . در غير اينصورت اصلاح اشتباهات براي او دشوار خواهد بود.

سكوت كامل راديوئي را طبق آنچه كه قبلا توافق كرده بوديم رعايت كرديم چرا كه هرگونه تماس سبب هوشياري دشمن و از دست رفتن فرصت غافلگيري مي شد . هواپيماهاي گشتزني ميگ 21 جمعي گردان 47 ، طبق معمول در محل هاي مقرر مشغول گشتزني روزانه بودند و اين هم بخشي از نقشه ما براي گمراه كردن دشمن بود . اين پروازها ظاهرا عادي بوده و مانيز در حال انجام پروازهاي آموزشي بوديم . قبلا هم از اين نوع تمرينات را زياد انجام مي داديم . دوستان و بستگان زيادي از ما مي پرسيدند هنگامي كه يك خلبان با هواپيمايش  به سوي هدفش مي رود ، آيا به به خانواده و دوستانش هم فكر مي كند ؟ من هميشه اين پاسخ را مي دادم : ما هميشه در حال آموزش هستيم . فرمانده هر روز قبل از پرواز خلبانانش را در اطاق توجيه پرواز  ملاقات مي كند و از سلامتي كامل خلبانان از هر جهت مطمئن مي شود . خلبانان مي بايست خواب كافي ، غذاي مناسب و وضعيت روحي مناسبي داشته باشند و وضعيت سلامتي شان از سوي پزشك گردان نيز مورد تائيد قرار مي گيرد. ببا اين حال اگر خلباني تمايلي به پرواز نداشت به او اجازه پرواز در آن روز نخواهيم داد چون خلبان چه از لحاظ جسمي و چه روحي و چه فيزيولوژي حتما بايد در سلامت كامل باشد . يك خلبان بايد در كابين كوچك و تنگي بنشيند كه به جز چرخاندن سرش به چپ و راست و و نيز حركات محدود دست و پا آنهم در حد چند سانتيمتر نمي تواند حركتي داشته باشد گوئي وجودش بخشي از هواپيمايش است . در اين حالت او ديگر نمي تواند به خانواده و دوستان يا چيز ديگري فكر كند . تنها دو چيز براي خلبان در كابين باقي مي ماند اول : ياد خداست كه به او صبر و فكر قوي عطا فرمايد تابتواند به همراه دوستانش به هدف هجوم برده و آن را نابود سازند و دوم : وطنش ، كه او را تربيت كرده و براي انجام ماموريت در جنين روزي اماده ساخته است . در اين حالت بر خلبان واجب است كه تمام توان خود را بكار گيرد تا ماموريت را به خوبي و با دقت انجام دهد . پس خلبان نبايد به چيزي بجز ماموريتش فكر كند . به هر حال اكنون درياچه استان سليمانيه در جلوي ما قرار داشت و براي عبور از خطوط مرزي ايران عراق تنها چند دقيقه باقيمانده بود.  

الان دقيقا ساعت 12 بود و ما بر روي موقعيت صحيح قرار داشتيم و در حال عبور از مرزهاي ايران و عراق در نزديكي روستاهاي بياره و طويله بوديم . اين ساعت دقيقا زماني بود كه يگان هاي زميني ما مي بايست پيشروي خود را به سمت اهداف از پيش تعيين شده آغاز مي كردند . بعبارت ديگر همان ساعت صفر بود كه عراق به شدت آن را مخفي نگه داشته بود.

طبق توجيهات قبلي و دقيقا در همين نقطه بود كه دسته هاي پروازي به سوي هدفشان (پايگاه هاي هوائي ، شاروخي ، همدان ، سنندج ، سقز) سمت مي گرفتند . در دسته اول به همراه من سروان سلام النعيمي و ستوان يكم شهيد عادل دعدوش و ستوان يكم س پرواز مي كردند . دسته دوم به فرماندهي سرگرد م و دسته سوم نيز به فرماندهي سرگرد شهيد محمود رشيد در حال پرواز بودند و هدف هم پايگاه هوائي شاهرخي بود.  

در مقابلمان در مسير پرواز رشته كوه هاي زاگرس قد برافراشته بودند و همين امر گريز از ديد رادارهاي دور برد دشمن را برايمان دشوار مي نمود اما با اين وجود توانستيم از اين مانع هم بگذريم . اكنون شهر سنندج در سمت چپ دسته پرواز قابل مشاهده بود. زمان به آهستگي مي گذشت و سرعت ما نيز 800 كيلومتر بر ساعت وارتفاع ما نيز حدود 3000 متر بالاتر از سطح دريا بود اما در حقيقت در ارتفاع كمي بر فراز كوه هاي زاگرس در حال پرواز بوديم . در همين حال متوجه امواج رادارهاي ايران شدم كه هواپيماهاي ما را در ديد خود داشت اما قبل از بازگشت اين امواج به ايستگاه هايشان لازم بود تا سريعا در زير ديد رادارها مخفي شويم . تنها راه حل پرواز در ميان كوه ها و مخفي شدن در زير ارتفاع سلسله كوه ها بود تا انجا كه گاهي تصور مي كرديم به سطح كوه برخورد خواهيم كرد و براي خروج از هواپيما هم اماده شديم . براي بار دوم به همين روش رشته كوه هاي دوم و همينطور تا اخرين رشته كوه هاي لعنتي را طي كرديم . در تاريخ خوانده بوديم كه برخي اقوام كوتي در سال 2120 قبل از ميلاد از اين كوه هاي عبور كرده و بر سرزمين عراق مسلط شدند اما اوتوحيكال رهبر سومري ايشان را براي هميشه به عقب راند و اين اولين نبرد آزادي خواهي عراقيان بود !  
پس از اين مرحله ، صحراي لوط (؟) در مقابلمان آشكار شد و در خطر كشف رادارهاي دشمن قرار داشتيم اما اكنون اين امكان را داشتيم تا ارتفاع خود را در پائين ترين سطح نگهداريم و دسته پروازي را به فرميشن پرواز در شرايط بياباني درآوريم تا انجام مانورها ساده تر و ارتباط ميان افراد دسته بهتر صورت گيرد . قبلا در آموزش هايمان پرواز را كمترين سطح ممكن ( 15-50 متر ) و با حداكثر سرعت تمرين كرده بوديم و اكنون ارتفاع ما كمتر از 50 متر از سطح زمين و سرعت ما حدود 800 كيلومتر بر ساعت و ارتفاع از سطح دريا نيز حدود 1200 متر بود . بياباني كه برفراز آن پرواز مي كرديم بخش عمده اي از خاك ايران را در بر مي گرفت .


تا اينجا پرواز ما مطمئن و بدون اشكالاتي همچون نقص فني صورت مي گرفت و فاصله ما تا هدف تنها 5 دقيقه بود . پس از سكوت راديوئي طولاني و طبق قرار قبلي تنها يكبار ديگران را صدا زدم ، سرعت را زياد كنيد ، و سرعتمان به 900 كيلومتر بر ساعت تا رسيدن به هدف افزايش يافت . از دور آشيانه هواپيماها و سپس برج مراقبت با ارتفاع 15 الي 20 متري سطح زمين پديدار شد . قبلا هم هماهنگ كرده بوديم كه هنگام حمله فرياد ا... اكبر را با صداي بلند سردهيم . ذكر نام خدا در جريان پرواز روحيه اي عالي به خلبان مي دهد و همه چيز را از يادش ميبرد و او را شراره اي از آتش و قطعه اي از هواپيمايش همچون آذرخش مي سازد كه چشم هاي دشمن را با نورش خيره ساخته و آتش خشم را در قلب مجاهدين در راه خدا و در راه كشورشان پس از انهدام هدف شعله ور مي سازد و دشمنان را حتي از فكر حمله به نيروهايمان و سرزمين پاكمان ، سرزمين نبوت و رسالت منع مي سازد. دسته پروازي به پايگاه شاهرخي نزديك مي شد و اكنون فاصله ما با انجا كمتر از يك دقيقه بود و ما دقيقا در موقعيت درست قرار داشتيم. كم كم در مقابلمان آتش سنگين ضدهوائي هاي مستقر در اطراف پايگاه و موشك هاي راپير گشوده شد اما هنوز ما از تيررس آتش دشمن فاصله داشتيم و اين آتش آسيبي به ما نمي رساند . اين يكي از اصول پدافند هوائي است تا به اين وسيله مانع از اجراي حمله شوند.  

اكنون ديگر سه باند متقاطع پايگاه شاهرخي ، خزشراه ها و آشيانه هواپيماها كاملا مشاهده مي شد و آنچه كه مي ديديم با آنچه كه در نقشه به ما گفته شده بود تفاوت داشت ( نقشه هاي زيادي در حاشيه نقشه اصلي عمليات برايمان ارسال شده بود و گفته بودند كه دشمن اقدام به گسترش پايگاه نموده تا در مقابل حملات دشمن از پايگاه و هواپيماها و تجهيزاتش محافظت نمايد ) . من هم هيچگونه تحركي را از سوي دشمن در پايگاه مشاهده نكردم و اين يعني دشمن خود را براي انجام حمله بر ضد پايگاه ها و مراكز حياتي كشورمان اماده كرده بود (!!!) و اگر دور بيني و همت رهبري ما براي حمله پيش دستانه به دشمن نبود ، احتمال داشت تا دشمن اقدام به اين حمله نموده و هواپيماهايمان را روي زمين نابود سازد . مخصوصا انكه نيروي هوائي دشمن بيش از ضعف نيروي هوائي كشورمان توان داشت ( اين امر در آغاز جنگ بود و در ميانه جنگ تعادل نسبي و در پايان جنگ ما به مراتب از نيروي هوائي ايران برتر بوديم ) .
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 



به هر حال حمله مان را با هجوم به باند ها و خزشراه ها به صورت زوج آغاز كرديم و پس از مانيز دسته بعدي به همين شكل .... تمام هواپيماها با صداي بلند غريو ا... اكبر سر مي دادند و به درون گلوله آتشي كه در پايگاه ايجاد شده بود شيرجه مي رفتند . بمب هاي هواپيماي من به يك سوم اول و وسط باند اصلي اصابت كرد و حفره هاي بزرگ و عميقي ايجاد نمود . هواپيماي شماره 2 دسته من هم به همين شكل . خلبان اين هواپيما ستوان س بود. سروان سلام النعيمي فرمانده دسته دوم هم با گفتن جمله دستت درد نكنه (عاشت ايدك سيدي)  ( بابت بمب ها ) از من تشكر كرد . به همين ترتيب دسته دوم و سوم عمليات تا آخر ادامه يافت . سپس همگي به سلامت منطقه را ترك كرديم و من از اين بابت احساس رضايت كامل داشتم . ارتفاع ما در بازگشت 20 الي 30 متر و سرعتمان هم تا حدود 50 كيلومتري بيرون از هدف حدود 1000 كيلومتر بر ساعت بود.     

پس از آنكه از هدف دور شديم مجددا فرميشن قبلي را اجرا كرديم و دستور كاهش سرعت تا 800 كيلومتر بر ساعت را دادم تا آنكه به مرزهاي بين المللي رسيديم . در اينجا مورد استقبال هواپيماهاي گشتزني خودمان در اطراف سليمانيه قرار گرفتيم . سروان ع يكي از خلبانان گردان 47 مرا مورد خطاب قرار داده و گفت : خدا را شكر كه سالم هستيد قربان  ( حمداً لله على السلامة سيدي ) و من هم جواب دادم : خدانگهدار تو باشد (الله يسلمك) . در اين حال پايگاه هوائي كركوك از دور نمايان شد . در حاليكه خود را در اختيار برج مراقبت فرودگاه قرار مي داديم فرمانده پايگاه از برج مراقبت به من گفت : آفرين بر شما و خدا را شكر كه سالم هستيد ( بارك الله فيكم والحمد لله على السلامة)  . من هم متقابلا از او تشكر كردم .

هواپيماهاي گرداني كه قبل از ما ماموريتي را بر فراز سنندج انجام داده بود هم در اين پايگاه فرود آمده بودند و متوجه شدم كه يكي از هواپيماهاي خودي جمعي گردان فوق در اثر شدت اتش پدافند هوائي منطقه سقوط كرده و ستوان خلبان آن نيز باسارت درآمده است . اين خلبان در سال 1990 ( 1369) از اسارت بازگشت . از سوي فرمانده پايگاه ، مهندسين و افسران مورد استقبال قرار گرفتيم و آنها هم ما را تشويق مي كردند . من قادر نيستم آن لحظات را برايتان توصيف كنم . آن لحظات مملو از صداقت و محبتي است كه در هنگام پيروزي بر دشمنان ، خاص عراقي ها است . اين نخستين حمله هوائي گسترده اي بود كه بخشي از جزئياتش را برايتان بازگو كردم كه حاوي آموزه هاي فراواني است و تا زماني كه زنده هستم هرگز آن را فراموش نخواهم نمود . ما توانستيم با همكاري فرماندهان ، يگان ها و گردان هاي پروازي ، اين ماموريت را به بهترين شكل و بدون هيچ مشكلي انجام دهيم گوئي اين يك حمله برغم دشواري هايش يك ماموريت آموزشي برايمان بوده است . در همان روز ما در سه نوبت حملات را تكرار كرديم اما اين با تعداد هواپيماهايمان كمتر و بين 4 الي 6 فروند بود . در حمله سوم ستوان خلبان س ر ( كه قبلا شرح عدم شركت در ماموريت را نوشتيم ) در ماموريت حضور داشت و با اعتماد به نفس كامل وظيفه محوله را تحت امر سروان م بانجام رسانيد و پس از بازگشت با خوشحالي به نزد من امد و ضمن تشكر گفت كه حمله موفقي را انجام داده است . من از سروان فرمانده دسته او در اين مورد پرسيدم و او نيز گفت كه ستوان س ر در نهايت دقت و امانت ماموريت را بانجام رسانيد . آفرين به خلبانان پشتيباني نزديك و دست اندركاراني كه اصالت وطني خود را به اثبات رساندند و نشان دادند كه به چيزي به جز دقت در انجام ماموريت افتخار نمي كنند.  
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
عدنان خير ا... طلفاح ( از بستگان نزديك ساجده خير ا... طلفاح همسر صدام ) دست به كمربند در حال بازديد از يكي از پايگاه هاي نيروي هوائي عراق .


سرتيپ شهيد خلبان عدنان خير ا... ضمن تبريك در جريان جزئيات حملات هوائي پايگاه ما در روز 31 شهريور سال 1359 قرار گرفت .او در ساعت 20:30 دقيقه از طريق تلفن با فرمانده پايگاه تماس گرفت و ضمن تبريك و رضايت از سلامت دسته هاي پروازي شركت كننده در عمليات از چگونگي انجام ماموريت ها از ايشان پرس و جو نمود . فرمانده كه در جريان جزئيات ريز عمليات نبود به عدنان خير ا... گفت : قربان اگر اجازه بدهيد گوشي را به سرهنگ ع بدهم تا ماهيت اين حملات را برايتان بازگو نمايد  .  (عرض مي كنم ديگر الان قطعي شد كه گوينده خاطرات علوان العبوسي از خلبانان بسيار قديمي نيروي هوائي عراق است ) .

احوال ايشان را پرسيدم و گفت خدا را شكر بخاطر سلامتيتان و خدا شما را حفظ نمايد ، در ستاد كل نيروهاي مسلح چگونه بر تو گذشت ؟ من هم به ايشان عرض كردم : قربان اولا از بزرگواري شما در موافقت با حضور اينجانب در ستاد كل سپاسگذارم . ثانيا ستاد كل با حضور شما وظايفش را به خوبي انجام مي دهد اما در حال حاضر اوضاع به طور كلي مهمتر از آن است كه من در ستاد كل حضور داشته باشم . اكنون به همراه افسرانم پرواز مي كنم و به ايشان چگونگي پرواز در چنين وضعيت هائي را آموزش داده ام تا ماموريت هايشان را با دقت بانجام برسانند. البته اكثر اين افسران قبلا چنين ماموريتهائي را انجام نداده بودند. انشاء ا... دائما خبرهاي خوبي را از ما خواهيد شنيد . ايشان نيز به من آفرين گفت و اضافه كرد كه اين امر از شما غريب ( و غير ممكن ) نبود . چرا كه شما خلبانان به دقت و توانائي و انضباط عالي معروف هستيد. سپس جزئيات ماموريت را از من پرسيد كه من شرح كامل و دقيق ماموريت ها را براي ايشان به همراه نقش كليه خلبانان در اجراي عالي ماموريت شرح دادم . او مجددا از من تشكر كرد و خواست تا كارها را با تلاش بانجام برسانم و به من ماموريت داد تا سلام ايشان را به كليه خلبانان ابلاغ نمايم .
لازم است در مورد مورد گفتگو با جناب وزير دفاع نكاتي را مطرح سازم
1-     پس از موافقت جناب وزير دفاع به ستاد كل نيروها پيوستم اما هنوز يك هفته نگذشته بود كه جنگ ايران و عراق در گرفت و من دوره ستاد را رها كرده و به پايگاه خودم بازگشتم تا وضعيت خلبانان را بهبود بخشم . اما در سال 1361 مجددا به ستاد كل پيوستم .
2-     در همان هنگام تمام پايگاه هاي هوائي كشورمان با بكار گيري حدود 200 جنگنده در نخستين حمله گسترده به ايران مشاركت نموده  و اهدافي را كه تمامي پايگاه هاي هوائي ايران را در بر مي گرفت مورد حمله قرار دادند تا ايران نتواند از هواپيماهايش بر عليه اهداف حياتي كشورمان استفاده نمايد.
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 



اما گزارش سايت سوري

در روز 21 سپتامبر سال 1980 ( مطابق با 31 شهريور ماه سال 59 ) فرمانده عمليات نيروي هوائي عراق ، سرتيپ سليم با يك فروند هواپيماي فالكن خود را به پايگاه هوائي الحريه رساند. اين سرتيپ كه سابقا خلبان هواپيماهاي هاوكر هانتر بود و در جنگ هاي سال 1967 و 1973 اعراب و اسرائيل نيز مشاركت داشت بسته سفيد رنگ بزرگي را كه نشان نيروي هوائي عراق بر روي آن نقش بسته و مهر بكلي سري نيز بر روي آن زده شده بود با خود حمل مي كرد كه در آن كليه اهدافي را كه مي بايست در خاك ايران مورد حمله قرار مي گرفتند ، به همراه جزئيات پرواز ، ارتفاع و مسيرهاي انجام عمليات قيد شده بود.  

سرتيپ سليم جلسه كوتاهي با سرهنگ بكر ( نام او در گزارش خلبان عراقي ذكر نشده ) فرمانده پايگاه الحريه برگزار و پاكت فرامين انجام حمله را كه بعدها صدى القادسية نام گرفت ، به او تحويل داد. پس از اين جلسه ، سرهنگ بكر فرمانده پايگاه ، با فرماندهان گردان هاي يكم ، 44 و 47 و نيز فرمانده مهندسين ( تعمير و نگهداشت ؟) برگزار و به آنان فرمان تجهيز تمام هواپيماهاي موجود براي انجام عمليات در روز بعد ابلاغ نمود.  

دستورات صادره به شرح ذيل بودند :
1-     تشكيل يك دسته 12 فروندي از هواپيماهاي SU-22 براي حمله به پايگاه هوائي شاهرخي .
2-     تشكيل دسته ديگر شامل 4 فروند هواپيماي SU-20 براي حمله به پايگاه هوائي كبوتر (؟) و باند فرود سنندج و باند فرود ديگر در سقز
3-     كليه پروازها در ارتفاع پائين و با حمايت شكاري هاي  MIG-23 مستقر در پايگاه هوائي ابوعبيده صورت خواهد گرفت .

صبح روز 22 سپتامبر در حاليكه يگان هاي زميني ارتش عراق در مناطق جنوبي و مياني اقدام به عبور از مرزها بين المللي نموده و وارد ميدان جنگي شدند كه 8 سال به طول انجاميد ، كار توجيه خلبانان عراقي در تمامي پايگاه هاي هوائي آن كشور به پايان رسيده بود. هواپيماها به به آخرين حد ممكن از مهمات و مخازن سوخت خارجي تجهيز شده و لازم بود تا بمنظور كاهش مصرف سوخت ، پروازها با سرعت كم صورت گرفته و به خلبانان نقشه ها و تصاويري از اهداف مورد نظر نيز ارائه گرديد.

در ساعت 13:45 تعداد 12 بمب افكن SU-22 از پايگاه الحريه و 6 فروند شكاري MIG-23BN از پايگاه ابوعبيده باندهاي پرواز پايگاه هوائي شاهرخي را با بمب هاي FAB-500SH ( هر هواپيما مجهز به دو بمب ) و در ارتفاع كم و با زاويه 60 درجه نسبت به باند مورد هجوم قرار دادند . تمام گزارشات ارائه شده توسط خلبانان حاكي از موفقيت انها در انهدام باندهاي اصلي و فرعي پايگاه شاهرخي و بدون هيچگونه خسارت وارده به هواپيمايشان بوده است . در همان حال بمب افكن هاي ديگر SU-22 نيز اقدام به حمله به فرودگاه كبوتر (؟) و انهدام باند فرودگاه سنندج و سقز نمودند . اين حملات با غافلگيري كامل طرف ايراني صورت گرفت و هيچگونه خساراتي به هواپيماهاي مهاجم وارد نگرديد . بلافاصله پس از بازگشت دسته هاي پروازي شركت كننده در حمله اول ، مجددا بمب افكن هاي SU-22 پايگاه الحريه عراق براي بار دوم اقدام به انجام حمله ديگري بر روي پايگاه هوائي شاهرخي نمودند .

در همان زمان در جبهه شمالي ، 8 فروند بمب افكن SU-22  به فرماندهي سرگرد محمد حميد فرمانده گردان 5 با استفاده از عدم ديد رادار به پايگاه هوائي تبريز كه جنگنده هاي F-5 ايراني در آنجا مستقر بودند حمله بردند . هواپيماهاي عراقي كه از بين كوههاي منطقه پرواز كرده بودند هر كدام مجهزبه دو بمب FAB-500 و 4 مخزن سوخت خارجي بوده و حمله را با زاويه 60 درجه و با سرعت 1200 كيلومتر بر ساعت و در ارتفاع 30 متري آغاز نمودند. اما نتيجه اين حمله تاسف بار بود چرا كه از 11 بمب رها شده 4 عدد عمل نكرده و و باقي بمب ها هم تنها خسارات جزئي به باندهاي فرود وارد ساختند كه به سرعت آنها را ترميم كردند و هواپيماي بوئينگ 707  غير نظامي با 143 مسافر توانست به سلامت به زمين بنشيند در حاليكه تعدادي گلوله 30 ميليمتري به آن اصابت كرده بود. اين حمله سبب شد تا تماس پايگاه تبريز با فرماندهي كل در تهران به طور كامل قطع شود هر چند عراقي ها اصلا ايستگاه رادار و مخازن سوخت و برج مراقبت فرودگاه را هدف قرار نداده بودند.  

در همان هنگام دسته ديگرياز بمب افكن هاي گردان پنجم  SU-22  اقدام به حمله به پادگان لشگر 64 پياده و فرودگاه رضائيه نمودند كه ايران مدعي شد كه يك فروند از هواپيماهاي عراقي را سرنگون كرده است . اما ادعاي ايران اثبات نگرديد و تمام هواپيماهاي عراقي سالم به پايگاه خود بازگشتند.

اما دورتر در جنوب ، باندهاي پرواز و برج مراقبت پايگاه بزرگ هليكوپتري ايران توسط 6 فروند MIG-23 و در ساعت 14:15 دقيقه مورد هجوم قرار گرفت اما هيچكدام از تاسيسات اصلي اين فرودگاه آسيب نديد. به خلبانان عراقي گفته شده بود كه فقط يك بار مجاز به دور زدن بر روي فرودگاه هستند حتي اگر اهداف ديگري هم در ديد آنها مشاهده شود.
اگر ديدار با مرگ حق است ، چه بهتر كه اين ديدار در ميدان جنگ باشد.

20 کاربر از این پست سپاسگزاري کرده اند

Moderator

Moderator



نماد کاربر
پست ها

1161

تشکر کرده: 41 مرتبه
تشکر شده: 1875 مرتبه
تاريخ عضويت

پنج شنبه 29 آذر 1386 15:18

آرشيو سپاس: 6974 مرتبه در 813 پست

Re: بيان حملات نيروي هوائي عراق در جنگ از سوي نظاميان عراقي

توسط abdolmahdi » شنبه 18 مهر 1394 14:52

سلام عليكم و رحمه ا...


حمله و انهدام سكوهاي موشكي هاوك ايراني در مناطق عملياتي مياني و جنوبي



در روز پنجشنبه 18 / 3 / 1982 (يعني اسفند ماه سال 60 ) سرگرد خلبان ( ... )  فرمانده گردان 109 كه مقر اصلي آن پايگاه هوائي الحريه كركوك  بود اما مسئوليت فرماندهي بمب افكن هاي سوخوي – 22  مستقر در پايگاه هوائي فرناس در شهر موصل را بر عهده داشت در دفتر كار خود در پايگاه فرناس نشسته بود كه صداي زنگ تلفن برخاست . سرهنگ  خلبان ( ... )  فرمانده پايگاه فرناس گوشي را برداشت و به سرگرد فرمانده گردان 109  ابلاغ كرد كه سرتيپ ستاد ( ... ) فرمانده عمليات نيروي هوائي هم اكنون با وي تماس گرفته  و به وي دستور داده كه وي مي بايست فردا (جمعه) مصادف با 19/3/1982  راس ساعت 07:30 بامداد در پايگاه هوائي تموز ( الحبانية ) حضور داشته باشد. فرمانده گردان 109 نيز دريافت پيام را اعلام نمود.  
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
يك جنگنده عراقي از نوع SU-22UM3K كه در يكي از آشيانه هاي نيروي هوائي عراق به دست نيروهاي آمريكائي افتاده است . در كنار اين هواپيما يك موشك ضد رادار از نوع KH-28 را مشاهده مي فرمائيد. ( ويا KH-58 ؟)


فرمانده گردان 109 به همراه خانواده به سمت بغداد حركت كرده و بعداز ظهر به آنجا رسيدند و روز بعد و دقيقا راس ساعت مقرر فرمانده گردان 109 خود را به پايگاه تموز ( الحبانيه ) معرفي نمود و بلافاصله  به اطاق عمليات رفت . در آنجا فرمانده عمليات و تعدادي از افسران و نيز تعدادي از خلبانان سوخوي – 22 كه از پايگاه هاي مختلف گرد هم امده بودند را ملاقات نمود . تمام خلبانان هواپيماهاي سوخوي – 22 قبلا دوره آموزشي استفاده از موشك هاي KH-28 روسي را كه ويژه انهدام سايت هاي موشك هاي زمين به هواي هاوك مي باشد را گذارنده بودند . پس از سلام و تعارفات معمول و راس ساعت 10:00 ، سرتيپ خلبان ( ... ) فرمانده پايگاه در محل حاضر شد و پس از خوش امد گوئي به حضار با گردان 87 مجهز به جنگنده هاي شناسائي ميك – 25 تماس گرفته و دو نفر از خلبانان گردان ، يكي سروان خلبان ( ... ) و ديگري سروان خلبان ( ... ) به همراه نقشه هاي مخصوص همراهشان در محل حاضر شدند.  

پس از توجيه كامل خلبانان ( كه جمعا 8 نفر مي شدند ) براي انجام ماموريت ، فرمانده پايگاه به معاونت عمليات ابلاغ كرد كه تمام خلبانان آمده اجراي ماموريت هستند. متعاقبا فرمانده عمليات دستور داد تا سرگرد خلبان ( ... )  فرمانده گردان 109 فرماندهي دسته پروازي بمب افكن هاي سوخوي – 22 را بر عهده بگيرد . همچنين به وي اعلام كرد كه جنگنده هاي شناسائي ميك – 25 حدود 10 دقيقه پس از برخاست بمب افكن ها به پرواز در خواهند آمد .  ماموريت بمب افكن هاي سوخوي – 22 از اين قرار است :

تشكيل يك دسته 6 فروندي تا رسيدن به شهر الشطره و سمت گرفتن به سوي اهداف از پيش تعيين شده در دسته هاي دو فروندي . در همين زمان هواپيماهاي شناسائي ميك – 25 در ارتفاع 20 كيلومتري و با سرعت بيش ار 2.35 ماخ از فراز آنها عبور كرده تا مناطق مياني و جنوبي را رصد نمايند. كليه هواپيماها پس از انجام ماموريت بازگشته و در پايگاه هوائي مادر ( پايگاه تموز ) فرود خواهند آمد.

فرمانده دسته پروازي نيز جزئيات پرواز را به شرح ذيل بيان نمود :
1-     دسته يكم فرمانده دسته ( 6فروندي ) ، سرگرد خلبان ( ... ) و شماره 2 سروان خلبان ( ... ) پرواز به سمت شهر آبادان
2-     دسته دوم ، خلبان ( ... ) شماره 3 و خلبان ( ... ) شماره 4 ، پرواز به سمت شهر دزفول
3-     دسته سوم ، خلبان ( ... ) شماره 5 و خلبان ( ... ) شماره 6 ، پرواز به سمت شهر طيب (؟)

سپس خلبانان به سمت هواپيماهاي تعيين شده كه هر كدام مجهز به يك تير موشك KH-28 و دو مخزن سوخت خارجي 800 ليتري بودند اعزام شدند. خلبانان ابتدا هواپيماها را از بيرون بازرسي نموده و سپس در كابين جاي گرفتند و با روشن كردن موتور با يكديگر تماس راديوئي برقرار كردند . فرمانده دسته از برج مراقبت اجازه ورود به باند و پرواز را درخواست نمود كه با موافقت برج ، باند شماره 330  براي برخاست هواپيماها تعيين گرديد. هواپيماها از آشيانه ها خارج و به ابتداي باند مورد نظر رسيدند . در اينجا موتورها را آزمايش كردند كه از كاركرد صحيح همه موتورها اطمينان حاصل گرديد. با برخاستن هواپيماي فرمانده دسته بقيه هواپيماها نيز به سلامت برخاسته و به سمت راست گردش كردند و سپس تا ارتفاع 5 كيلومتري اوج گرفتند و هر هواپيما در دسته در جاي خود قرار گرفت . هوا معتدل ، باد ملايم و ديد با وجود كمي غبار محلي خوب بود. پس از 10 دقيقه جنگنده هاي شناسائي ميگ -25 نيز به هوا برخاستند. پس از رسيدن به شهر شطره ، دسته پروازي به گروه هاي دو فروندي تقسيم و هر دسته جديد به سمت هدف تعيين شده پرواز نمود. پس از گذشت زماني نه چندان كوتاه ، شماره 4 خلبان (...) كه به سمت شهر دزفول در حال پرواز بود فرمانده دسته را صدا زد و گفت : قربان چراغ ها و علايم مربوط به پرتاب موشك روشن شده اند . فرمانده دسته هم پاسخ داد : سويچ باطري موشك را روشن و آن را پرتاب كن .  دستور اجراء و يكي از سكوهاي پرتاب موشك هاوك ايراني منهدم گرديد . اما بقيه سكوهاي هاوك روشن نبودند و گرنه انها نيز با موشك هاي KH-28 مورد اصابت واقع مي شدند.    

سپس تمام هواپيماها سالم به پايگاه مادر ( پايگاه هوائي تموز) بازگشته و تمام خلبانان به اطاق عمليات رفته و از سوي فرمانده و معاونت عمليات پايگاه مورد استقبال واقع و مراتب تشكر و قدرداني از انجام دقيق اين ماموريت به آنان ابلاغ گرديد مخصوصا آنكه اين نخستين ماموريتي بود كه توسط جنگندههاي ميگ – 25 انجام مي گرديد . متعاقبا كليه خلبانان به پايگاه هاي اصلي خود بازگشته تا به ماموريت هاي جاري خود بپردازند.
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
اگر ديدار با مرگ حق است ، چه بهتر كه اين ديدار در ميدان جنگ باشد.

19 کاربر از این پست سپاسگزاري کرده اند

Moderator

Moderator



نماد کاربر
پست ها

1161

تشکر کرده: 41 مرتبه
تشکر شده: 1875 مرتبه
تاريخ عضويت

پنج شنبه 29 آذر 1386 15:18

آرشيو سپاس: 6974 مرتبه در 813 پست

Re: بيان حملات نيروي هوائي عراق در جنگ از سوي نظاميان عراقي

توسط abdolmahdi » سه شنبه 28 مهر 1394 13:38

سلام عليكم و رحمه ا...


دومين نبرد خفاجيه ( سوسنگرد)

بمنظور انهدام اهداف ثابت و متحرك دشمن در نبردهاي زميني و نيز افزايش روحيه يگان هاي زميني ، تا حدود زيادي نياز به پوشش هوائي و هواپيماهاي پشتيباني نزديك وجود دارد. در روز 18 ايلول سال 1981 ( معادل فارسي  ؟  ) سرهنگ دوم خلبان (...)  در مقر گردان 44 مستقر در پايگاه هوائي تموز ( الحبانيه) منتظر انجام يكي از ماموريت هاي جنگي بود كه زنگ تلفن به صدا درآمد . (يكي از وظايف اين گردان تربيت خلبانان ويژه حملات هوائي پشتيباني نزديك بود.) سرگرد (...) فرمانده گردان گوشي را برداشت و بنا به دستور (...)  فرمانده عمليات پايگاه ، به خلبان سرهنگ دوم (...) دستور داده شد كه فورا با يك فروند هواپيماي دو كابين يا يك كابين به سمت پايگاه هوائي الوحده ( الشعيبة ) پرواز نمايد . با توجه به فوريت كار ، يك هواپيماي دو كابين با هدايت سروان خلبان  (...) پس از كسب مجوزهاي لازم از زمين برخاست و پس از حدود يكساعت ، مجددا به پايگاه هوائي تموز بازگشت .  

سرهنگ دوم خلبان به مقر گردان 109 مراجعه و پس از آنكه اطاق عمليات پايگاه را در جريان بروز نبردهاي زميني سنگين در منطقه سوسنگرد قرار داد ، دستور تشكيل يك دسته پروازي با 4 فروند بمب افكن سوخوي -22  جمعي گردان 109 و به فرماندهي سرهنگ  (...) بعنوان شماره يك ، ستوان يكم خلبان  (...) شماره دو ، سرهنگ  (...) شماره سه و ستوان يكم خلبان  (...) شماره 4 را صادر نمود. محموله هواپيماها شامل 4 بمب 250 كيلوگرمي و 4 بمب (خوشه اي) قوي موسوم به R.B.K بود.

پس از بيان دقيق جزئيات از سوي فرمانده دسته ، خلبانان به سوي هواپيماهايشان رفته و بعد از انجام چك هاي خارجي هر هواپيما وارد كابين شده و با روشن كردن موتور ها با يكديگر تماس حاصل كردند . در همين حين فرمانده دسته از برج مراقبت اجازه ورود به باند و پرواز را درخواست كرد كه با موافقت برج ، باند شماره 330 جهت پرواز مشخص و هواپيماها با رسيدن به آن ابتدا موتورها را چك كرده و پس از اطمينان از صحت كاركرد آنها از باند برخاستند. با گردش به سمت راست در جهت 358 درجه ( به سمت شهر الدير) و در ارتفاع كم پرواز نمودند . پس از رسيدن به شهر الدير مجددا به سمت 70 درجه سمت چپ و در جهت شهر سوسنگرد گردش كرده و اين بار ارتفاع خود را تا 6 متر كاهش و در همين ارتفاع تا زمان مشخصي به مسير خود ادامه دادند. در اين هنگام بمب هاي خود را بر روي اهداف از پيش تعيين شده فرو ريخته و آنها را مستقيما مورد اصابت قرار دادند و پس از انهدام كامل اهداف به سمت پايگاه مادر بازگشتند.  

در تمام طول روز ، هواپيماهاي پشتيباني نزديك نيروي هوايي ما با حفظ برتري كامل هوائي بر فراز ميدان نبرد به حملات شجاعانه و موثر خود بر ضد مواضع و محل تجمع نيروهاي ايراني ادامه دادند و جنگنده هاي ما نيز مانع از حضور هواپيماهاي ايراني بر روي آسمان منطقه سوسنگرد گرديدند و اجازه ندادند تا هواپيماهاي جنگنده يا بمب افكن هاي ايراني وارد ميدان نبرد شوند.  

ماموريت هاي انجام شده از سوي خلبانان عراقي و نيز همكاري انجام شده بين هواپيماهاي پشتيباني نزديك با يگان هاي زميني ، تاثير بسيار مهمي در تحقق پيروزي بدست آمده داشتند و خلبانان ما با انجام 85 سورتي پرواز در اين روز براي نخستين بار تعداد ماموريت هاي انجام شده با چنين مشخصاتي را انجام دادند.

فرمانده سابق نيروي هوائي به كليه خلبانان شركت كننده در عمليات پشتيباني نزديك يك سال و به خلبانان هواپيماهاي شكاري 6 ماه ارشديت اعطاء فرمود .


 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
اگر ديدار با مرگ حق است ، چه بهتر كه اين ديدار در ميدان جنگ باشد.

13 کاربر از این پست سپاسگزاري کرده اند

Moderator

Moderator



نماد کاربر
پست ها

1161

تشکر کرده: 41 مرتبه
تشکر شده: 1875 مرتبه
تاريخ عضويت

پنج شنبه 29 آذر 1386 15:18

آرشيو سپاس: 6974 مرتبه در 813 پست

Re: بيان حملات نيروي هوائي عراق در جنگ از سوي نظاميان عراقي

توسط abdolmahdi » چهارشنبه 6 آبان 1394 12:51

سلام عليكم و رحمه ا...


انهدام پادگان و مخازن سوخت در شهر دزفول

در روز يكشنبه ششم مهر 1359 ، دسته اي متشكل از 4 فروند بمب افكن سوخوي – 22 جمعي گردان 109 مستقر در پايگاه هوائي الوحده (الشعيبة ) ماموريت يافت تا اهدافي را در شهر دزفول ( شامل پادگان ، مخازن سوخت و رادار ) به فرماندهي سروان خلبان ( ... ) به عنوان شماره يك ، ستوان يكم خلبان ( ... ) شماره دو ، سروان خلبان ( ... ) شماره 3 و ستوان يكم خلبان ( ... ) شماره 4 مورد حمله قرار دهند . محموله هر هواپيما شامل 4 × 500 بمب هاي شديدالانفجار + 2 × 800 كيلوگرم مخازن سوخت خارجي بود.

ماموريت محوله به گردان 109 در اصل جزو محدوده عملياتي اين گردان نبود و مي بايست به طور معمول توسط پايگاه هوائي ابي عبيدة و پايگاه هوائي (امام) علي صورت مي گرفت . اما چون گردان 109 بدليل تجربه بالاي خلبانانش وبويژه آنكه تا آن زمان حتي يك هواپيما را از دست نداده بود انجام چنين ماموريت مهمي را بر عهده گرفت چرا كه شهر دزفول با داشتن يك پايگاه هوائي با سه باند پرواز ، يگان هاي پدافند هوائي ، مخازن سوخت ، پادگان ها ، راه آهن و ... يكي از مهمترين شهرها در منطقه جنوب ايران محسوب مي گرديد .

پس از توجيه كامل نقشه عمليات ، اهداف به دو دسته تقسيم و بين خلبانان توزيع گرديد : فرمانده دسته و شماره 2 پادگان واقع در جنوب شهر و شماره 3 و 4 مخازن سوخت در شمال شهر را مورد حمله قرار خواهند داد. خلبانان دسته پروازي به سمت هواپيماهاي از پيش آماده شده اعزام و پس از چك هاي خارجي پيش از پرواز و سوار شدن به هواپيماها و روشن كردن موتورها ، فرمانده دسته از برج مراقبت اجازه ورود به باند و پرواز درخواست شد كه برج مراقبت با استفاده از باند 330 موافقت و فشار جوي را 760 درجه اعلام نمود . سپس هواپيماها از آشيانه ها خارج و در ابتداي باند اقدام به چك كردن نهائي موتورها نمودند و پس از حصول اطمينان از سالم بودن آنها ، ابتدا فرمانده دسته ، و سپس شماره 2 ، شماره 3 و 4 به ترتيب از روي باند برخاستند. پس از برخاستن ، هواپيماها با گردش به سمت راست به سوي شهر الدير در سمت 358 درجه و در ارتفاع 10 الي 15 متري پرواز نمودند. اكنون ساعت 03:40 دقيقه و سرعت هواپيماها 780 كيلومتر بر ساعت بود.

پس از رسيدن به نقطه اول و الحاق بقيه هواپيماها به فرمانده دسته ، فرميشن جنگي در ارتفاع پائين شكل گرفت و هواپيماها با گردش 026 درجه اي به طرف شهر دزفول سمت  گرفتند . در اين وضعيت 15 دقيقه زمان لازم بود تا فاصله 200 كيلومتري تا هدف طي شود . مقرر شده بود تا دو دقيقه مانده به هدف سرعت به 900 كيلومتر بر ساعت افزايش يابد. زمين گسترده و صاف و بدون هيچگونه عوارضي بود اما با فرارسيدن زمان تعيين شده ، شهر دزفول با وجود وسعت و بزرگي و نيز ديد بسيار مطلوب هنوز قابل روئيت نبود . علت آنهم قديمي بودن نقشه هايي بود كه در اختيار دسته پروازي قرار داشت . از اين روي فرمانده دسته با گردش به سمت چپ و در جهت 252 درجه و به مدت يك دقيقه و پس از افزايش سرعت به 900 كيلومتر بر ساعت ، شهر دزفول در زميني كه اطراف آن را تپه هايي پوشانده و ايستگاه هاي راداري متعددي هم در اطرافش قرار داشت مشاهده گرديد .اما  دسته پروازي در ارتفاعي كمتر از ديد رادارها پرواز مي نمود . سپس فرمانده دسته به شماره 3 و 4 دستور داد تا به طرف  مخازن سوخت سمت بگيرند و در اين لحظه دسته پروازي متفرق گرديد . آتش پدافند هوائي كمي ازسوي يگان هاي ايران مستقر در شهر ديده مي شد .

فرمانده دسته و شماره 2 به جنوب شهر رسيدند و با مشاهده پادگان مورد نظر ، آنجا را بمباران كردند كه سبب بروز خسارات سنگيني گرديد . اين دو هواپيما در ادامه مسير خود علاوه بر مشاهده انفجارات ناشي از انهدام مخازن سوخت ، رادار بزرگي را مشاهده نمودند و با پرواز مستقيم به سمت رادار حدود 160 گلوله توپ 30 ميليمتري به سمت آن شليك كردند به نحوي كه رادار مورد اصابت مستقيم قرار گرفته و به طور كامل نابود شد. سپس شماره 1 و 2 به حركت خود در ارتفاع كم ادامه داده و متعاقبا شماره 3 و 4 هم به آنها پيوستند و با عبور از سر يگان هاي خود فرياد ا... اكبر سر دادند و پس از رسيدن به پايگاه مادر و فرود در آن ، ماموريت خود را با شجاعت تمام به پايان رساندند.
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
يك خلبان عراقي پس از انجام ماموريت در كنار هواپيمايش
اگر ديدار با مرگ حق است ، چه بهتر كه اين ديدار در ميدان جنگ باشد.

10 کاربر از این پست سپاسگزاري کرده اند

Moderator

Moderator



نماد کاربر
پست ها

1161

تشکر کرده: 41 مرتبه
تشکر شده: 1875 مرتبه
تاريخ عضويت

پنج شنبه 29 آذر 1386 15:18

آرشيو سپاس: 6974 مرتبه در 813 پست

Re: بيان حملات نيروي هوائي عراق در جنگ از سوي نظاميان عراقي

توسط abdolmahdi » چهارشنبه 13 آبان 1394 13:54

سلام عليكم و رحمه ا...

نيروي هوائي ما به عمليات مداوم خود بر عليه اهداف اقتصادي ايران ( پالايشگاه ها و انبارهاي نفت ، نفت كش ها ، نيروگاه ها و ... ) ادامه مي داد . در يكي از روزهاي زمستان معاون عمليات نيروي هوائي ( سر لشگر خلبان .... ) به پايگاه هوائي الوحده (الشعيبة ) مراجعه كرد تا ماموريتي را به گردان پنجم مستقر در اين پايگاه كه داراي تجربه و تخصص در اجراي عمليات هجوم زميني در عمق خاك ايران بود محول نمايد . ( رسم بر اين نبود كه معاونت عمليات نيروي هوائي براي محول كردن ماموريتي به پايگاه ها مراجعه نمايد مگر آنكه اين ماموريت از نهايت اهميت و درجه بندي فوق سري برخوردار بوده باشد ) . و تمام خلبانان هم اين را به خوبي مي دانستند. ماموريت فعلي هم انهدام تاسيات نفتي (غره ؟) بود و اين ماموريتي بسيار مهم بود چرا كه از ايستگاه هاي اصلي توليد نفت در جزيره نفتي خارك محسوب مي گرديد .  

يك دسته چهار فروندي از بمب افكن هاي سوخوي -22 براي انجام ماموريت در نظر گرفته شد و محموله كليه هواپيماها شامل 4 بمب 500 كيلوئي + 2 مخزن 800 كيلوئي سوخت خارجي تعيين گرديد . سروان خلبان (...) بعنوان فرمانده دسته و شماره يك ، ستوان يكم خلبان (...) شماره 2 ، سروان خلبان (...) شماره 3 و سروان خلبان (...) هم به عنوان شماره 4 تعيين گرديدند.

شرايط جوي در پايگاه مادر به اين شرح بود :
1-     شعاع ديد (800) متر
2-     باد سطحي و ملايم
3-     مه 8/8 در ارتفاع كم به همراه بارش باران توام با رعد و برق

بدليل شرايط نامناسب جوي ، سرگرد خلبان (...) فرمانده گردان پنجم درخواست تاخير در انجام عمليات را نمود اما معاونت عمليات نيروي هوائي بر روي انجام ماموريت تاكيد داشت . از اين روي فرمانده دسته پروازي در حضور معاونت عمليات ، فرمانده پايگاه ، فرمانده عمليات پايگاه و فرمانده گردان ، با دقت تمام ماموريت را براي خلبانان شركت كننده در ماموريت تشريح نمود. سپس خلبانان براي انجام ماموريت به سوي هواپيماهايي كه از قبل آماده شده بود رفتند و پس از روشن كردن موتورها فرمانده دسته از برج مراقبت اجازه حركت به سمت باند و پروازرا درخواست نمود كه مجوز مربوطه صادر گرديد . پس از كسب مجوز هواپيماها از آشيانه ها خارج شدند و در همين لحظه فرمانده گردان پنجم به سمت خودروي ون كه در كنار باند فرودگاه مستقر بود و تجهيزات لازم براي تماس با هواپيماها نيز در آن وجود داشت رفت تا خلبانان را در صورت بروزهر گونه نقص فني يا شرايط اضطراري مساعدت نمايد .  در زمان رسيدن هواپيماها به باند جهت برخاستن خلبانان اقدام به چك كردن موتورها نمودند و پس از اطمينان از صحت آنها همگي به سلامت از باند برخاستند و با گردش به سمت چپ و قرار گرفتن در ارتفاع كم  ( 15-20) متر به سمت هدف پرواز نمودند . اما در همين حال فرمانده گردان كه هنوز در خودروي ون نشسته بود بسيار ناآرام و بي قرار بود چرا كه بدليل اوضاع نامساعد جوي و نيز وجود ارتفاعات در اطراف هدف مورد نظر ، از انجام اين ماموريت ناراضي بود و در موفقيت هواپيماها در رسيدن به هدف ترديد داشت .  

پس از گذشت 15 دقيقه فرمانده دسته پروازي با فرمانده گردان تماس گرفت و به او گفت : ((وضعيت هوا در منطقه هدف بسيار نامناسب است و بدليل وجود مه در ارتفاع كم امكان روئيت هدف وجود ندارد و دسته پرواز در حال بازگشت به پايگاه است اما هدف دومي را در جلو و سمت چپ خود مي بينم )) و از فرمانده گردان براي انهدام آن درخواست مجوز نمود. فرمانده گردان هم از درون خودروي ون با اين درخواست موافقت و دستور انهدام هدف مورد نظر خلبان فرمانده دسته را داد . دسته پروازي هم پس از انجام دستور به سلامت در پايگاه مادر فرود آمد .

هدف دوم كه از سوي فرمانده دسته مشاهده شده بود بندر راهبردي ماهشهر نام داشت كه در سواحل خليج ع ر ب ي واقع شده و كاملا منهدم شد !!
اگر ديدار با مرگ حق است ، چه بهتر كه اين ديدار در ميدان جنگ باشد.

10 کاربر از این پست سپاسگزاري کرده اند

Major II

Major II



no avatar
پست ها

102

تشکر کرده: 190 مرتبه
تشکر شده: 108 مرتبه
تاريخ عضويت

شنبه 18 اردیبهشت 1389 19:53

آرشيو سپاس: 137 مرتبه در 40 پست

Re: بيان حملات نيروي هوائي عراق در جنگ از سوي نظاميان عراقي

توسط حسين لاويو » پنج شنبه 14 آبان 1394 01:53

عالی سپاس از نشر مطلب..
فقط خواهشا ادامه بدید..ممنون

4 کاربر از این پست سپاسگزاري کرده اند

Moderator

Moderator



نماد کاربر
پست ها

1161

تشکر کرده: 41 مرتبه
تشکر شده: 1875 مرتبه
تاريخ عضويت

پنج شنبه 29 آذر 1386 15:18

آرشيو سپاس: 6974 مرتبه در 813 پست

Re: بيان حملات نيروي هوائي عراق در جنگ از سوي نظاميان عراقي

توسط abdolmahdi » شنبه 16 آبان 1394 09:28

حسين لاويو نوشته است:عالی سپاس از نشر مطلب..
فقط خواهشا ادامه بدید..ممنون


سلام علیکم و رحمه ا...

چشم عزیزم
اگر ديدار با مرگ حق است ، چه بهتر كه اين ديدار در ميدان جنگ باشد.

4 کاربر از این پست سپاسگزاري کرده اند

Moderator

Moderator



نماد کاربر
پست ها

1161

تشکر کرده: 41 مرتبه
تشکر شده: 1875 مرتبه
تاريخ عضويت

پنج شنبه 29 آذر 1386 15:18

آرشيو سپاس: 6974 مرتبه در 813 پست

Re: بيان حملات نيروي هوائي عراق در جنگ از سوي نظاميان عراقي

توسط abdolmahdi » سه شنبه 19 آبان 1394 10:28

سلام عليكم و رحمه ا...


انهدام يگان هاي زميني (ايران) در منطقه سوسنگرد (خفاجيه)
شاهين هاي شجاع با انجام ماموريت هاي جنگي يگان هاي زميني ايران را در منطقه سوسنگرد نابود كردند .

در ساعت 10:00 روز 6 ايلول سال 1981 ، سرهنگ دوم (...) كه در ستاد فرماندهي نيروي هوائي در پايگاه هوائي الوحده ( الشعيبة ) كه گردان 109 كه داراي تخصص بالائي در انجام حملات هوائي ، شناسائي و تصوير برداري ، عمليات الكترونيك و اخلال ، و نيز انهدام سايت هاي موشكي زمين به هواي هاوك بوسيله موشك خ 28 داشت ، حاضر شد و ماموريتي را با استفاده از شيوه هاي جديد رزمي ( استفاده از غلاف اخلالگر روسي موسوم به SPS كه ويژه ايجاد اخلال در سكوهاي پرتاب موشك هاي هاوك آمريكائي مورد استفاده ايران طراحي شده بود ) به گردان 109 ابلاغ نمود.

سامانه SPS تنها قادر بود تا سكوهاي موشك هاوك را از روبرو هدف قرار دهد و نمي توانست تا چنين حمله اي را از پشت سر انجام دهد . بنا بر اين لازم بود تا يك يا دو هواپيما بسته به تاكتيك مورد نظر استفاده قرار گيرند . در كابين خلبان هم چراغ هاي كوچك ويژه اي وجود داشت تا بمحض قفل راداري سامانه هاوك بر روي هواپيما ( Lock On ) ، روشن شوند . از جهت فني ، سامانه زمين به هواي هاوك قادر بود تا اهداف در ارتفاع 50 متر و فاصله عمودي 18 كيلومتر و  فاصله مايل 35 كيلومتر را مورد اصابت قرار دهد . از اين روي سامانه هاي ضد رادار SPS بمنظور انجام عمليات جنگي تحويل گردان 109 گرديد .
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
پنل ويژه استفاده از سامانه اخلال SPS در كابين خلبان بمب افكن سوخوي 22


جهت انجام ماموريت دو جنگنده سوخوي 22  در نظر گرفته شد و محموله هواپيماها شامل 4 بمب خوشه اي 250 كيلوگرمي ( هر بمب شامل 44 بمب كوچك ضد زره و ضد نفر ) + غلاف اخلاگر SPS بود . هواپيماي شماره يك به خلباني سرهنگ دوم خلبان (...) و هواپيماي شماره 2 به خلباني سروان (...) و محل ماموريت هم بر روي منطقه سوسنگرد در نظر گرفته شده بود. جزئيات ماموريت با دقت تمام توسط سرهنگ ستاد تشريح شد و به خلبانان توصيه اكيد شد تا چشم از روي چراغ هاي هشدار دهنده غلاف اخلالگر برداشته نشود و در ارتفاع 20 متري ( كمتر از حداقل ديد سامانه هاوك) پرواز نمايند و مخصوصا اين موارد را در مناطق اهواز و پادگان حميديه كه سايت هاي موشكي هاوك در آنجا مستقر هستند رعايت نمايند.  

فرمانده دسته و شماره 2 به سمت هواپيماهاي از پيش تعيين شده حركت كردند و پس از بازرسي هاي خارجي پيش از پرواز هواپيماها و ورود به كابين و روشن كردن موتورها ، فرمانده دسته از برج مراقبت درخواست حركت به سمت باند و پرواز ا نمود كه با موافقت برج ، باند 330 درجه تععين و فشار هوا نيز 753 درجه اعلام گرديد . متعاقبا هر دو هواپيما از آشيانه ها خارج و در ابتداي باند اقدام به چك كردن موتورها قبل از پرواز نمودند و پس از كسب اطمينان از صلاحيت آنها هر دو هواپيما از باند برخاسته و با گردش به سمت راست و در ارتفاع كم ( 10-15) متر به سوي نقطه اول يعني شهر الدير با درجه 358 سمت گرفتند. اكنون 3 دقيقه و 40 ثانيه از زمان پرواز مي گذشت و سرعت 780 كيلومتر بر ساعت بود. در اين لحظه سامانه SPS روشن شد و پس از رسيدن به نقطه اول ( شهر الدير) سرعت به 900 كيلومتر در ساعت افزايش يافت و هواپيماها به سمت راست و در جهت جاده اهواز – خرمشهر (الاحواز – المحمرة ! ) در جهت 066 درجه گردش نمودند. اكنون 4 دقيقه از پرواز هواپيماها مي گذشت . پس از مدتي هواپيماها مجددا به سمت چپ در جهت 024 درجه گردش كردند و در اين زمان هواپيماها با روشن كردن پس سوز (الحارق الخلفي !) سرعت خود را به 900 كيلومتر بر ساعت افزايش و روي آن ثابت ماندند . در جريان افزايش سرعت و رسيدن به ارتفاع 5 كيلومتري ، شماره 2 اعلام كرد كه پس سوز هواپيمايش بي دليل خاموش شده است . فرمانده دسته هم به او گفت كه دسته گاز را بر روي حداكثر دور موتور قرار بده . با انجام اين دستور هواپيماها به ارتفاع 6 كيلومتري رسيده و همچنان مسير هدف را در پيش گرفتند. پس از گذشت 01:40 دقيقه ، بمب ها را در فاصله 8 كيلومتري از هدف رها كردند تا با پرواز بمب ها و باز شدن خودكار آنها در ارتفاع 2500 متري ، مساحتي معادل يك كيلومتر مربع را تحت پوشش قرار داده واهداف زميني ( همان سكوهاي پرتاب موشك هاوك ) دشمن را مورد اصابت ( احتمالي) قرار دهند .  

سپس هواپيماها با حداكثر سرعت و تغيير جهت 180 درجه اي و نيز انجام مانورهاي شديد ( قفل شكن) تا زمان خارج شدن از ديد سامانه هاي هاوك به پرواز ادامه دادند . انجام اين مانورها از جمله اقدامات پيشگيرانه و احتياطي بود كه دسته پروازي حتما مي بايست انجام مي داد. سرانجام دسته پروازي به سلامت به پايگاه مادر رسيد و پس از فرود هواپيماي شماره 2 بدليل نقص فني به گردان تعمير و نگهداري منتقل و مراتب بروز نقص در سامانه پس سوز هواپيما در ارتفاع 5 كيلومتري به ايشان گزارش گرديد .

اين ماموريت يكي از مهمترين ماموريت هائي تلقي مي شود كه افق هاي جديدي را با استفاده از تاكتيك هاي پيشرفته بر روي هواپيماهاي جنگنده ما گشود.
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

غلاف سامانه اخلال SPS نصب شده در زير يك بمب افكن سوخوي 22

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

يك تكنسين در حال آماده سازي و سرويس غلاف سامانه اخلال SPS

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

يك فروند جنگنده F-4E نيروي هوائي آلمان در حال حمل و آزمايش يك سامانه اخلال SPS  در سال 2006
اگر ديدار با مرگ حق است ، چه بهتر كه اين ديدار در ميدان جنگ باشد.

11 کاربر از این پست سپاسگزاري کرده اند

Moderator

Moderator



نماد کاربر
پست ها

1161

تشکر کرده: 41 مرتبه
تشکر شده: 1875 مرتبه
تاريخ عضويت

پنج شنبه 29 آذر 1386 15:18

آرشيو سپاس: 6974 مرتبه در 813 پست

Re: بيان حملات نيروي هوائي عراق در جنگ از سوي نظاميان عراقي

توسط abdolmahdi » شنبه 30 آبان 1394 13:16

سلام عليكم و رحمه ا...


ما در ارتش و نيروي هوائي مان مخصوصا در طول جنگ با ايران و از همان روزهاي آغازين و با وجود برتري تسليحاتي ايران قهرمانان بي نظيري داشتيم و قهرمانان نيروي هوائي در كنار ساير قواي مسلح در شكست غرور و خود بزرگ بيني ايران و ايجاد توازن بين دو كشور و سنگيني كفه قواي نظامي به سود عراق در پايان جنگ مشاركت داشتند.

داستان امروز ما سرگذشت يكي از خلبانان بمب افكن هاي پشتيباني نزديك سوخوي – 22 به نام سروان (ع ع م) است كه در يك ماموريت در كنار ستوان يكم خلبان علي عبد الله سحاب ( كه در ماموريت ديگري به شهادت رسيد ) با هدف انهدام شناورهاي دريائي ايران كه در حال پشتيباني از يكي از پل هاي رودخانه اروند ( شط العرب) و در كنار شهر اشغال شده فاو بودند ، هواپيمايش مورد اصابت پدافند هوائي ايران مستقر در منطقه قرار گرفت و با تلاش فراوان سعي در رساندن هواپيمايش به نزديكترين نقطه به خاك عراق نمود و سپس اقدام به خروج اضطراري با چتر نمود . اكنون داستان اين شاهين را برايتان شرح مي دهيم :

در ساعت 11:30 روز جمعه 28 آذار سال 1986 پس از نبرد اشغال فاو ، دسته اي متشكل از دو فروند بمب افكن سوخوي – 22 جمعي گردان 19  پايگاه هوائي الوحده ( الشعيبه) به فرماندهي سروان (ع ع م) به همراه ستوان يكم خلبان علي عبد الله سحاب و هر كدام مجهز به 128 راكتC5K   با هدف انهدام شناورهاي دريائي ايران كه در حال تجهيزات براي ساخت يك پل كه ايراني ها باهدف امداد رساني به نيروهاي اشغالگر ايراني در فاو ، در اين جزء عزيز از خاك كشورمان ، قصد احداث آن را بر روي اروند رود ( شط العرب) داشتند تشكيل گرديد . خلبانان كاملا توجيه شدند و مسئوليت حمايت هوائي از اين دو بمب افكن تا نزديك ترين نقطه مرزي هم بر عهده هنگ سوم پدافند هوائي مستقر در منطقه گذارده شد ....

هواپيماها برخاستند و در ارتفاع 3000 متري به سمت اهداف كه در آبهاي خليج ع ر ب ي و در نزديك سواحل ايران قرار داشتند پرواز نمودند . هوا خوب و ديد كاملا مناسب بود و هواپيماهاي خودي بدون هيچگونه تهديدي از سوي هواپيماهاي دشمن به منطقه هدف رسيدند . در منطقه هدف و در نزديكي سواحل ايران ، پنج فروند شناور ايراني مشاهده گرديد كه در حال انتقال تجهيزات براي نصب پل بر روي رودخانه بودند. به دستور فرمانده دسته ، هواپيماها آرايش جنگي گرفته و مهمات را آماده كردند. در دوحمله ، دو شناور مورد اصابت قرار گرفته و به صورت كامل نابود شدند . چون فرمانده هيچ گونه تعرضي را از سوي دشمن احساس نكرد ، تصميم گرفت تا سومين حمله را هم انجام دهد تا دو شناور ديگر را هم مورد اصابت قرار دهد . ( لازم به ذكر است كه اين نوع راكت ها براي انهدام اين تعداد شناور كافي نبود ) .  در جريان حمله سوم و هنگام زوم كردن روي هدف چهارم ، پدافند هوائي ايران در منطقه هوشيار شده بود. ما معمولا بر حسب عادت به خلبانان توصيه مي كنيم تا بمنظور اجتناب از هوشياري و آتش پدافند هوائي دشمن ، از تكرار حمله به هدف خودداري كنند. از اين رو فرمانده دسته به تصور عدم حضور پدافند هوائي دشمن ، اقدام به تكرار حمله با هدف انهدام تمام شناورهاي ايراني نمود اما پس از اتمام سومين حمله ، متوجه شد كه هواپيمايش از ناحيه بال راست مورد اصابت قرار گرفته و دچار آتش سوزي شده است . متعاقبا علائم و چراغهاي هشدار از كار افتادن سامانه هدايت هيدروليك هواپيما در تجهيزات ناوبري جلوي خلبان روشن شد .

لازم به ذكر است كه پدافند هوائي ايران بسيار ضعيف بوده به اين دليل كه معمولا هنگاميكه هواپيماهاي ما در عمق خاك ايران نفوذ مي كردند هواپيماهاي ضد رادار كه داراي تجهيزات ضد امواج رادار بوند ، اين هواپيماها را همراهي مي كردند و در صورت روشن بودن رادارها و دريافت اين امواج اقدام به انهدام آنها مي نمودند . اما در اين منطقه عملياتي ، موشك هاي كتفي حرارتي زمين به هوا از نوع استرلا يا رد – آي حضور داشته و تعداد زيادي از هواپيماهايمان هنگام حمله به اهداف ايراني توسط همين موشك ها سرنگون شدند .  

طبق دستور العمل هاي جاري ، در چنين وضعيتي فرمانده بلافاصله اقدام به اوجگيري با حداكثر سرعت نمود تا خود را به ارتفاع 2500 متري برساند و در اين مرحله اقدام به خروج از هواپيما نمايد اما لازم بود تا آنجا كه ممكن است خود را به مرزهاي آبي يا خاكي كشورمان برساند . در اين حالت خلبان متوجه شد كه سامانه هدايت هيدروليكي هواپيما به طور كامل مختل شده و پس از گذشت 4 دقيقه از پرواز در اين وضعيت ، موتور هواپيما نيز از كار افتاد و ظاهرا نمي شد ديگر آن را روشن نمود . اما اين امكان وجود داشت تا هواپيما را به سمت اسكله البكر و العميق هدايت نمايد . لذا فرمانده به همان وضع به هدايت هواپيما ادامه داد اما با از دست دادن شديد ارتفاع و رسيدن به درجه اي كه ديگر مي بايست هواپيما را ترك كند ، اقدام به خروج اضطراري نمود.

پس از جدا شدن صندلي و بازشدن چتر نجات در حاليكه خلبان در حال فرود آرام و منظم بود ، از دور اسكله هاي البكر و العميق به چشم مي خورد و خلبان در اين حالت تقريبا اطمينان داشت كه تجهيزات امدادي موجود در كيف مخصوص زودتر از خود او به سطح آب هاي خليج ع ر ب ي خواهند رسيد . در همان هنگام بادي از جهت شمال غرب مي وزيد كه خلبان را تا فاصله اي نه چندان كم از دو اسكله دور ساخت . پس از تماس پاهاي خلبان با سطح آب و رهائي او از چتر نجات طبق دستورالعمل هاي موجود ، نوبت استفاده از قايقي بود كه مي بايست اكنون آماده استقبال از خلبان بوده باشد اما معلوم شد كه همه چيز بر خلاف ميل او پيش مي رود . از آنجائيكه فرمانده از گردان 109 مستقر در پايگاه هوائي الحرية (كركوك) به همراه هواپيمايش مامور به خدمت در پايگاه هوائي الوحدة ( الشعيبة) شده بود و چون پايگاه هوائي الحرية (كركوك) در شمال عراق واقع شده بود طبيعتا نيازي هم به استفاده از قايق نجات در آن منطقه براي خلبانان نبود به همين دليل فرمانده دسته در تجهيزات امدادي خود فاقد قايق نجات بود. (و اين خطائي بود كه فرمانده و مهندسين گردان مرتكب شده بودند چرا كه اكنون هواپيما در حال خدمت در منطقه اي بود كه نياز به قايق نجات داشت) . اما با اين وجود ما خلبانان مستقر در پايگاه هاي نزديك به دريا را به جليقه هاي نجات مجهز مي كنيم كه خلبان در تمام شرايط ( به صورت دائم ) آن را پوشيده و مانند يك قايق نجات به او كمك مي كند. فرمانده دسته داستان ما نيز مجهز به چنين جليقه هائي بود.

آبهاي خليج (فارس) آرام بود و خلبان مي بايست كوتاهترين مسير خود براي رسيدن به دو اسكله مورد نظر را كه در فاصله تقريبي 7 كيلومتري محل فرود او قرار داشتند انتخاب و به سمت آنها شنا نمايد. ساعت از 12 ظهر گذشته بود و هواپيماي شماره 2 و هواپيماهاي گشتي ديگر دور او چرخ مي زدند و يك هواپيماي نجات نيز از سوي فرماندهي نيروي هوائي به سوي او در حال پرواز بود. به نظر مي رسيد كه مشكلات فرمانده قهرمان دسته در حال پايان است كه در همين موقع او صداي اذان راشنيد (؟!) . پس نماز ظهر خود را در حالي كه در آبهاي خليج (فارس) شناور بود برپا نمود و در همان حال ضمن حمد و سپاس ، از خدا خواست تا در مشكلش گشايشي ايجاد فرمايد.  

پس از حدود 40 دقيقه و در حالي كه او تلاش مي كرد خود رابه دو اسكله (عراقي) برساند و تقريبا نزديك هم شده بود ، قايقي را مشاهده كرد كه به سوي او مي آيد . پس از نزديك شدن قايق ، فرمانده دسته يكي از افسران قهرمان را در آن مشاهده نمود كه علي كاظم نام داشت و از فرماندهي نيروي دريائي (براي كمك به او ) اعزام شده بود. با كمك افسر نيروي دريائي ، خلبان فرمانده دسته سوار بر قايق شد و به سمت پايگاه دريائي خليج ع ر ب ي حركت كردند. در آنجا يك هواپيماي سوپر فرلون منتظر بود تا او را به پايگاه هوائي الوحده منتقل سازد . در آنجا فرمانده دسته همچون قهرمانان مورد استقبال قرار گرفت . قهرماناني كه خود را وقف بزرگي و سلامت عراق عظيم نموده اند.

در همين حال ، جناب سرلشگر خلبان حميد شعبان فرمانده نيروي هوائي ، فرمان داد تا به ميمنت سلامتي و نجات يكي از شاهين هاي خلبان بمب افكن پشتيباني نزديك سوخوي – 22 كه با جانفشاني مشغول نبرد با ايران بودند ، تعدادي قرباني را سر بريده و آنها را بين افراد پايگاه تقسيم نمايند و در نهايت با اعطاي نشان شجاعت به خلبان فرمانده ، نهايت تكريم و قدر شناسي را نسبت به او روا داشتند. اين داستان يكي از خلبانان شجاع و قهرمان ما بود كه قلم از بيان شايسته آن ، ناتوان است ....
اگر ديدار با مرگ حق است ، چه بهتر كه اين ديدار در ميدان جنگ باشد.

7 کاربر از این پست سپاسگزاري کرده اند

Moderator

Moderator



نماد کاربر
پست ها

1161

تشکر کرده: 41 مرتبه
تشکر شده: 1875 مرتبه
تاريخ عضويت

پنج شنبه 29 آذر 1386 15:18

آرشيو سپاس: 6974 مرتبه در 813 پست

Re: بيان حملات نيروي هوائي عراق در جنگ از سوي نظاميان عراقي

توسط abdolmahdi » سه شنبه 3 آذر 1394 11:03

سلام عليكم و رحمه ا...

ستوان يكم خلبان عماد عبدالرحمن توفيق

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
دقيقا نمي دانم ستوانيكم عماد كدام خلبان است اما نفر وسط علوان العبوسي از خلبانان قديمي و با سابقه عراقي است


او يكي از خلبانان هواپيماهاي بمب افكن جمعي قهرمانان گردان يكم مستقر در پايگاه هوائي كركوك بود كه تا اواسط سال 1977 در آن پايگاه خدمت مي نمود . او برغم سن كم و درجه نظامي اش ، الگوي خوشرفتاري ، قانونمندي ، شجاعت و عشق به پرواز بود . او در يكي از ماموريت هاي آموزشي بدليل نقص فني در موتور هواپيمايش ( سوخوي 20) ناچار به خروج اضطراري از هواپيما گرديد و به دليل آسيب ديدگي تا مدتي از پرواز بازماند. اما پس از مدت كوتاهي مجددا به پرواز بازگشت . او در ميان همدوره اي هايش فردي متمايز شناخته مي شد چرا كه در پرواز داراي اطمينان به نفس كامل بود و در پرواز با اينگونه هواپيماها با احساس مسئوليت كامل انجام وظيفه مي نمود.  


در جريان جنگ با ايران ، در روز 23 ايلول سال 1980 مامور به حمله به پايگاه هوائي تبريز ( واقع در شمال ايران ) در قالب يك دسته 6 فروندي از بمب افكن هاي سوخوي 22 گرديد كه فرماندهي اين دسته با سرگرد خلبان محمد حميد طه فرمانده گردان پنجم ، و ساير خلبانان شامل ستوان يكم خلبان صالح عياش ، ستوان يكم خلبان عبد السلام النعيمي ، ستوانيكم خلبان داود سلمان و ستوان خلبان هاشم فزع و خود ستوان يكم خلبان عماد عبدالرحمن توفيق بودند. از اين پايگاه توسط پدافند زميني و جنگنده هاي نيروي هوائي به خوبي حمايت مي شد . پس از رسيدن دسته پروازي به هدف و جدا شدن هواپيماها براي انهدام اهداف از پيش تعيين شده ، هواپيماي فرمانده دسته سرگرد خلبان محمد حميد طه و ستوان هاشم فزع مورد اصابت قرار گرفته و هر دو خلبان در محوطه فرودگاه با چتر فرود آمده و هر دو باسارت درآمدند تا اينكه در پايان جنگ در سال 1989 به كشورشان بازگشتند. درهمان حال يك جنگنده ايراني از نوع F-5 به تعقيب هواپيماي ستوانيكم عماد عبدالرحمن توفيق ( كه شماره 5 دسته پروازي بود ) مي پردازد و او را با تيربار مورد اصابت قرار مي دهد اما آسيب ديدگي هاي هواپيماي عماد عبدالرحمن توفيق چندان شديد نبود . در اين حال خلبان عماد عبدالرحمن توفيق مي بايست تصميم سختي بگيرد چرا كه مهمات هواپيمايش هنوز كامل بود و هدف نيز در مقابلش قرار داشت در اين حالت او يا مي بايست مهمات را در خارج از هدف رها كرده و به نبرد با جنگنده دشمن بپردازد و يا مستقيما به سمت هدف برود و ماموريت را بانجام برساند و سپس با دشمن درگير شود . او راه دوم را برگزيد و پس از رها كردن بمبهاي قوي 500 كيلوگرمي هواپيمايش به ساير اعضاي دسته اطلاع داد كه در وضعيت دشواري قرار گرفته و بايد از خود دفاع كند . سپس با يك گردش سريع دفاعي به همراه ستوانيكم خلبان عبد السلام النعيمي از سرعت خود كاسته و وارد نبرد با هواپيماي دشمن شدند ( ما در نبردهاي هوائي به اين عمل تاكتيك قيچي مي گوئيم كه به خلبان مدافع امكان دفع حمله خلبان مهاجم را داده و سبب مي شود تا هواپيماي مهاجم در وضعيت دفاعي قرار گرفته و سپس مورد حمله قرار گيرد ) . خلبان ما نيز با دو گردش سريع به چپ توانست هواپيماي دشمن را به جلو بياندازد و توپ 30 ميليمتري هواپيمايش را آماده شليك به سمت دشمن نمايد.


پس از آن كه هواپيماي دشمن در برد گلوله هاي ستوانيكم خلبان عماد عبدالرحمن توفيق قرار گرفت  ، در عرض چند ثانيه و از فاصله اندكي كه از 500 تا 800 متر تجاوز نمي كرد به سوي هواپيماي دشمن آتش گشود و شاهد آتش گرفتن و سقوط هواپيماي F-5 برفراز پايگاه هوائي تبريز گرديد . اين پيروزي بزرگي بود كه هيچ خلباني از قبل و آنهم در چنين شرايط دشواري به آن دست نيافته بود و دوربين هاي هواپيما هم از اين پيروزي فيلم گرفتند. مهمترين ويژگي هاي اين درگيري هوائي چنين بود :
1-     هواپيماي سوخوي 22 از نوع بمب افكن ويژه پشتيباني نزديك است و نه يك هواپيماي جنگنده ، اما با اين حال خلبان با اتكاء به ايمان و شجاعت و مهارت خود توانست يك جنگنده رهگير دشمن را در يك درگيري و برفراز خاك دشمن سرنگون نمايد.
2-     وضعيت نبرد مناسب هواپيماي ما نبود چرا كه هواپيماهاي ما فاقد هرگونه تجهيزات (موشك هاي هوا به هوا) براي انجام درگيري هوائي بودند و صرفا مهمات حمله به اهداف زميني با خود حمل مي كردند.  


در مسير بازگشت يك جنگنده F-5 ديگر ايراني مجددا دسته پروازي را مورد هجوم قرار داد و اين بار هواپيماي ستوانيكم عبدالسلام النعيمي را هدف گرفت . ستوانيكم عماد با احساس خطري كه هواپيماي همراهش را تهديد مي كرد چاره اي نداشت مگر آنكه مجددا وارد درگيري شده و هواپيمايش را پشت سرهواپيماي دشمن ( حالت ساندوش) قرار داد و به سمت آن شليك نمود . اين بار خلبان دشمن از آتش خلبان ما گريخت و دسته پروازي ما تنها با 4 فروند هواپيما به مسير خود براي بازگشت ادامه داد.


حدود 10 دقيقه قبل از رسيدن هواپيماهاي ما ، پايگاه هوائي كركوك هدف حمله جنگنده هاي ايراني قرار گرفت كه موجب از كارافتادن پايگاه و تعطيلي باند اصلي پرواز و نيز وارد شدن خساراتي به پايگاه گرديد . به همين دليل مجبور شديم تا هواپيماهاي خودي را به سمت فرودگاه رياض ( به عنوان فرودگاه ثانوي واقع در 80 كيلومتري غرب كركوك و در نزديكي منطقه الحويجه ) هدايت كنيم . اما سوخت ستوان يكم عماد براي رسيدن به آنجا كافي نبود لذا پس از آنكه ما تمهيدات لازم براي فرود امن او را فراهم ساختيم ، مجبور به فرود بر روي يكي از خزشراه هاي فرودگاه (كركوك) و در ميان تركش هاي بمب هاي (ايراني) گرديد . خلبان عماد بعدها در ماموريت هاي زيادي با موفقيت شركت نمود و كماكان به خدمت خود در نيروي هوائي ادامه مي داد تا آنجا كه به مقام سرلشگري رسيد و فرماندهي يكي از پايگاه هاي هوائي در نيروي هوائي سابق كشورمان ( دوران صدام حسين) به او محول شد. او علاقه زيادي به وطنش و انجام ماموريت ها داشت و ما با او جلسات رسمي و غير زيادي داشتيم و او از خاطرات خود برايمان صحبت مي كرد. خلبانان هواپيماهاي بمب افكن با ايثار جان هاي خود و تحمل تلفات توانستند پيروزي هاي مطلق خود را مخصوصا از سال 1983 به بعد محقق سازند و فضاي كشور ايران را تبديل به محل بازي شاهين هاي قهرمان بدون رقيب كشورمان سازند تا آنجا كه رئيس جمهور ( صدام حسين 9 بيان كرد كه 50% از پيروزي عراق نتيجه تلاش هاي شاهين ها و پدافند هوائي عراق بوده است .
اگر ديدار با مرگ حق است ، چه بهتر كه اين ديدار در ميدان جنگ باشد.

8 کاربر از این پست سپاسگزاري کرده اند

بعدي

 


  • موضوعات مشابه
    پاسخ ها
    بازديدها
    آخرين پست

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 0 مهمان