در اين بخش ميتوانيد درباره موضوعاتي كه در انجمن براي آنها بخشي وجود ندارد به بحث و گفتگو بپردازيد
Captain

Captain



no avatar
پست ها

1202

تشکر کرده: 883 مرتبه
تشکر شده: 1577 مرتبه
تاريخ عضويت

پنج شنبه 4 شهریور 1389 20:14

آرشيو سپاس: 3493 مرتبه در 664 پست

ساپورت بعض کمپانی های انگلیس از خانه سالمندان

توسط shafagh 2 » يکشنبه 10 آبان 1394 13:16

دیروز در جایی خواندم که  بعض شرکت های انگلیسی همانند صنایع فولاد ان کشور بعنوان داوطلب به مراکز نگهداری سالمندان اشان کمک های مالی قابل توجهی می کنند طوریکه حتی با وجود انکه دولت انگلیس بخش مهمی از بودجه های اختصاصی این مراکز را قطع کرده بود قسمت اعظم بودجه خانه سالمندان انگلیس از قبل این شرکت ها و افراد متمول دیگر تامین می شود. اگرچه هدف ان مقاله در ان بود که با بالا رفتن هزینه ها و تورم اقتصادی دولت انگلیس می بایست بودجه بیشتری را برای نگهداری از سالمندان اختصاص دهد اما این نکته قابل توجه بود که کمپانی های انگلستان در امر سلامت و مراقبت از افراد ناتوان و یا بیمارانی که قادر به پرداخت هزینه های خود نیستند کمک می کنند. البته در مقاله مورد مطالعه ذکر شده بود که بر اثر بالا رفتن هزینه بمرور تعداد این کمپانی ها کم و کمتر شده و دولت انگلستان بایست در شبکه مراکز نگهداری سالمندان پول بیشتر و بیشتری تزریق نماید.

البته اگر نظری به کشور خودمان بیندازیم می بینیم که کل انتظارات در چنین زمینه هایی متوجه دولت و دستگاه های دولتی است و من گمان ندارم چنین رسم پسندیده ای فی مابین کمپانی ها  و شرکت های کشور و مراکز خدمتگزار به افراد ناتوان و یا بی بضاعت وجود داشته باشد و البته اگر هم باشد بنظر می رسد بندرت باشد. همچنین می توان افراد متمول را هم به این لیست اضافه کرد تا بتوانند بعنوان داوطلبان کمک به جامعه خودشان بار بزرگی را از دوش افراد محتاج مراقبت و یا کمک بر دارند. البته منظور از این کمک ها کمک های مستقیم و انفرادی به افراد نیست بلکه کمک به مراکز درمانی و یا مراقبتی مراکز نگهداری از سالمندان بیماران روانی و امثال انهاست. درحالی که در بسیاری از موارد نیاز به تاسیس اینگونه از مراکز به تعداد بیشتر و امکانات افزونتر نیز احساس می شود.
البته نباید فراموش کرد خیرین زیادی در کشور وجود دارند که تابحال خدمات بزرگی را انجام داده اند و تاسیسات و بناهای مختلف خدمات درمانی و اموزشی را ایجاد کرده اند که از ان جمله خیرین مدرسه ساز و بانیان ساخت بیمارستان هاست که بواقع خدماتی بزرگ و حتی تاریخی بوده است و این ها مایه افتخار کشور ما هستند که البته پاداش واقعی انها را جز خداوند کسی نمی تواند محاسبه کند.
اما خوب است کمپانی های و شرکت های بیشماری که در کشور وجود دارند و همچنین افراد میلیاردی هم که هستند ( البته ما بخیل و حسود نیستیم و و اگر این میلیاردین محترم به افراد محتاج کمک کنند خدا چند برابر به انها عوض بدهد) وظیفه خود بدانند که که در ساخت و یا ساپورت مالی مراکز خدمات عمومی بویژه در بخش درمان و مراقبت و اموزش ویژه افراد کم بضاعت قدمی بردارند و خیری برسانند.
البته در دولت دوازده سیزده سال قبل اقایی که خودش با قارون های وقت سر وسری داشت ( و البته کمی دستشان هم در خمره فتنه 88 رنگی شد!) عقیده داشت کمک به افراد بی بضاعت گداپروری است و این ها باید روی پای خودشان بایستند. اگر در زیر بار فقر و گرفتاری زنده ماندند که فبهالمراد و اگر مردند خدایشان بیامرزد! این عقیده در مورد افرادی که نیازمند واقعی بودند و معنای مفت خوری در باره انها صدق نداشت اشتباه بود ولی متاسفانه اثر این عقیده بخل امیز و قارونیت تا سال ها (یعنی تا الان) هم باقی ماند. " ارحم ترحم" رحم کنید تا به شما رحمت شود. این عقیده درست است.
بچه ای که پدرش ندارد و با کفش پاره به مدرسه می رود و یا حتی بدلیل انکه پول اتوبوس واحد ندارد و پای پیاده چندین کیلومتر راه را تا خانه پیاده می رود ایا مصداق عینی نیست؟ عذر می خواهم بعضی ها نگویند این اقای نویسنده می خواهد احساسات ما را بر انگیزد و ما را از خط عقل و سیاست روش اقتصاد خارج کند ( البته متاسفانه چند دهه قبل و قبل از فروپاشی کمونیست در جهان، گروه های چپی مثل حزب توده و امثال انها برای بر انگیختن احساسات دیگران و ربودن عقل انها بخصوص جوانان از این شیوه استفاده می کردند اما فقط در جهت فریب و منحرف کردن انها به سمت عقاید الحادی) خیر اما این توصیه ای است به انهایی که دارند که بدانند در دنیای خارج از زندگی شخصی انها انسان هایی هستند که نیازمند کمک هستند. خودت توی منزل زرشک پلو با مرغ می خوری، و یا بوقلمون در فر گذاشته ای تا حسابی گریل و ترد و خوشمزه شود و لابد توی شکم بوقلمون هم کشمش و زرشک و گردو و الو بخارا گذاشته ای که دیگر مزه اش حرف ندارد و فقط بهتر از ان را می توان در بهشت پیدا کرد> بوی کباب از هود اشپزخانه ات در هوا پخش می شود می رود می خورد به دماغ بچه یتیمی که مادرش برایش اشکنه و یا اب پیازک درست کرده و می خواهد بخورد برود مدرسه و تازه انجا هم با حسرت نگاه بوفه مدرسه اش می کند و چیزی نمی تواند بخرد و وقتی هم از مدرسه بر می گردد می گوید :  مامان گشنمه چی داریم و مادرش هم می گوید : نون تو یخچال هست برو بر دار بخور میگه : مامان اب پیازک ظهر چیزیش نموند مادر میگوید : نه نی نی شیر تموم کرده بود کردم تو پستونک دادم بهش خورد. می گوید : مامان نی نی یک قابلمه اب پیازک رو خورد؟!  مادر می گوید : بله اخه از دیشب تا حالا چیزی نخورده بود.
یکروز از جلو یک مدرسه رد می شدم. دیدم یک بنز مدل بالا و یک تاکسی بار پر از جعبه های کفش دارند وارد مدرسه می شوند و بابای مدرسه داشت درب را باز می کرد تا وارد شوند کمی ایستادم و بعد از مستخدم مدرسه پرسیدم: بنزه مال مدیر مدرسه بود؟ مستخدم گفت : نه اقا مدیر مدرسه پیکان داره. این اقا از خیرین هستند اومده کفش به بچه ها هدیه بده.
در همان لحظه بنز از خاطرم رفت و قلبم به شوق امد و اشک در چشمانم جمع شد و گفتم خدا رحمت کند اموات این مرد را و خدا صد برابر بیشتر به ایشان بدهد که هرچه اینطور پولدارها در جامعه باشند باعث خوشوقتی ما و خوشبختی بچه های بی بضاعت هستند. مستخدمه گفت ای اقا کجاشو دیدی این مدرسه و مدرسه راهنمایی کناریش را یک اقایی ساخته بنام " عباس الکوت" ایشان ایرانی مقیم کویت هستند و از خیرین مدرسه ساز و تمامی لوازم مدرسه ها و چیزهای دیگر راهم او تهیه کرده و نفری بیست هزار تومان هم به یکایک بچه های مدرسه داده! من دیگر نمی دانستم چه بگویم فقط نگاه به ساختمان مجلل دو مدرسه کردم و پیش خود گفتم : خدایا چه بندگان با کرامت و با فضیلتی داری خدایا به این مرد صدبرابر ثروت بده چون وجود و ظرفیت ان را دارد. خدایا عدد این ثروتمندان را در جامعه ما زیاد کن و هرچه از تو طلب می کنند به انها بده. وقتی از انجا حرکت کردم در دل ارزو کردم کاش من هم یکی از دانش اموزان ان مدرسه می بودم تا از دست شریف اقای الکوت بیست هزار تومان دریافت می کردم.
بهرحال اقای الکوت بناهایی را از خود بیادگار گذاشتند که از مهمترین بنا هاست و در تاریخ ماندگار است و البته شاید ایشان بناهای متعدد دیگری هم ساخته باشند که من مطلع نیستم. ادرس مدارسی که ایشان ساخته اند بدین شرح است:
شیراز- فلکه ارتش- روبروی درب دوم ارتش مدرسه ابتدایی و راهنمایی عباس الکوت.
البته گمان نکنید اقای الکوت تنها خیر هستند که این خدمات بزرگ را در کشور بعمل اورده اند و بواقع هستند خیرینی الی ماشاء... که در گوشه گوشه شهرها و روستاهای استان های مختلف چنین خدمات خداپسندانه بزرگی را انجام داده و می دهند. به یقین می گویم خدماتی که اینگونه خیرین متمول به کشور و مردم خود کرده اند نمونه اش در هیچ کجای دنیا پیدا نمی شود و در هیچ کشوری چنین اقدامات پر حیر و برکتی از جانب خیرین مشاهده نشده و نمی شود و بویژه که نیت این خیرین بر اساس دیدگاه خداشناسی و جلب رضایت خدا انجام شده و می شود.

2 کاربر از این پست سپاسگزاري کرده اند

 


  • موضوعات مشابه
    پاسخ ها
    بازديدها
    آخرين پست

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: sabtehoma و 0 مهمان