در اين بخش مي‌توانيد در مورد اخبار و حوادث روز به بحث بپردازيد
Captain I

Captain I



no avatar
پست ها

1115

تشکر کرده: 2893 مرتبه
تشکر شده: 3344 مرتبه
تاريخ عضويت

چهارشنبه 23 بهمن 1392 11:40

آرشيو سپاس: 338 مرتبه در 72 پست

فیدل کاسترو درگذشت

توسط bamn » شنبه 6 آذر 1395 12:14

فیدل کاسترو ، رهبر انقلاب کمونیستی کوبا در سن 90 سالگی درگذشت .

فیدل الخاندرو کاسترو روث متولد 13 اوت 1926 در یک خانواده نسبتاً متمول و زمین دار در شرق کوبا ، پس از آنکه برای تحصیل در رشته حقوق وارد دانشگاه هاوانا شد فعالیت سیاسی خود را آغاز و خیلی زود به یک چهره معروف و رهبر جناح چپ این کشور تبدیل گردید . او ابتدا تلاش کرد یک نیروی چریکی کوبایی را برای سرنگونی دیکتاتوری رافائل تروخیلو در جمهوری دومینیکن به سمت این کشور رهبری کند اما با مخالفت حکومت کوبا نتوانست از کشور خارج شود . در آن زمان حکومت کوبا از یک دموکراسی ظاهری برخوردار بود و با اینکه همه می دانستند زمان امور کشور در پشت پرده در دست فرمانده ارتش فولخنسیو باتیستا است ، کاسترو دست به اقدامی علیه حکومت نزد . باتیستا که طی سال های 1940 تا 1948 رئیس جمهور بود بار دیگر در سال 1952 برای این پست نامزد شد اما نشانه ها حکایت از شکست احتمالی وی داشت بنابراین دست به کودتا زد و پس از مدت کوتاهی با نقض قانون اساسی ، رسماً دیکتاتوری پیشه کرد .

پس از کودتا ، کاسترو سعی کرد انقلابی را بر علیه باتیستا به راه اندازد اما عملاً بسیاری از مردم و احزاب طرف حکومت را گرفتند ، کاسترو دستگیر و زندانی و سپس از کشور تبعید شد . با این وجود او ناامید نشد و زمانی که شنید نارضایتی مردمی در کشورش در حال افزایش است ، یک گروه چریکی کوچک را در مکزیک تشکیل داد و از راه دریا به کوبا بازگشت و نبرد چریکی خونباری را در نواحی جنگلی و کوهستانی شرق این کشور علیه حکومت مرکزی آغاز نمود . یکی از کسانی که در این نبرد اسم و رسمی پیدا کرد ارنستو چگوارا آرژانتینی بود . با آغاز سال 1958 کم کم بیشتر این نواحی (معروف به سیرامائسترا) تحت کنترل انقلابیون قرار گرفت و نیروهای دولتی فقط در شهرهای بزرگ مقاومت می کردند . در این زمان تعدادی از احزاب چپ و میانه رو که پیشتر حاضر به همکاری با کاسترو نشده بودند به او پیوسته و رهبری نظامی وی را پذیرفتند . کاسترو در حالی که شخصاً نبرد برای تصرف مناطق باقی مانده در شرق کشور را بر عهده داشت دو ستون نظامی برای پیشروی به غرب کشور ایجاد کرد که فرماندهی یکی از این ستون ها را چگوارا بر عهده گرفت و ستون دیگر توسط کامیلیو سینفوئگوس رهبری می شد و این دو نفر معروف ترین چهره های انقلاب بعد از کاسترو بودند و با پیشروی به سمت غرب تا پایان سال خودشان را به هاوانا رساندند تا جایی که باتیستا درست چند ساعت بعد از شرکت در جشن شب آغاز سال نو 1959 ، همراه خانواده اش از کشور فرار کرد .

کاسترو با تشکیل یک شورای انقلابی ، تلاش کرد براساس آموزه های کمونیستی نظام کشاورزی و صنعت کوبا را تغییر دهد اما بسیاری از سرمایه داران و لیبرال های کوبا با این اقدامات مخالف بودند ، برخی دستگیر و زندانی شدند و عده دیگری با فرار به آمریکا جنبش های ضد انقلابی قدرتمندی را بخصوص در ایالت فلوریدا تشکیل دادند که حتی در حکومت آمریکا هم نفوذ کردند . با این وجود کاسترو بدنبال دوستی آمریکا بود ، بنابراین هم خودش و هم چگوارا چند بار به آمریکا مسافرت کرده و سعی در جلب نظر این کشور نمودند با این وجود آمریکایی ها اصلاً خوششان نیامده بود که یک انقلاب کمونیستی درست زیر گوششان پیروز شده است و با وجود وعده های اولیه ، عملاً پرچم دشمنی با انقلاب کوبا را بلند کردند ، طبیعتاً دولت انقلابی کوبا هم دست دوستی به سمت شوروی دراز کرد و مسکو هم با کمال میل این دست را فشرد لیکن بجای حمایت واقعی از انقلاب و مردم کوبا ، موشک های هسته ایی خود را به این کشور فرستاد و باعث بروز مهمترین و حساس ترین تنش در طول جنگ سرد (موسوم به بحران موشکی کوبا) شد . با اینکه شوروی موشک هایش را از کوبا خارج کرد ، آمریکا از آن زمان کوبا را تحت شدیدترین و بی سابقه ترین تحریم ها قرار داده که در مورد هیچ کشور دیگری نظیر ندارد . با این وجود و برخلاف تصور آمریکایی ها ، کاسترو طی چند دهه تحریم توانست کشورش را سرپا نگه دارد . با وجود قدیمی بودن بیشتر صنایع و حتی خودروها در کوبا که بیننده را به یاد زندگی در دهه های پنجاه و شصت می اندازد ، کوبا از نظر نظام سلامت و بهداشت بالاترین رده در آمریکای لاتین را دارا بوده و از نظر نظام تحصیل و آموزش جزو بهترین هاست و صنعت کشاورزی را هم که به عنوان یکی از بزرگترین تولیدکنندگان شکر و تنباکو جهان ، منبع اصلی درآمد کشورش می باشد ، سرپا نگه داشته است .

فیدل کاسترو دارای رکورد بیشترین تلاش نافرجام برای ترورش در بین سیاستمداران و مشاهیر بزرگ تاریخ است . در طول دهه های شصت تا نود هیچ رئیس جمهوری در آمریکا روی کار نیامده که حداقل یک بار فرامین محرمانه مربوط به ترور وی را امضا نکرده باشد! با این وجود کاسترو بیشتر از همه آنها در مصند قدرت کشورش باقی ماند و با وجود اینکه عملاً تبدیل به دیکتاتور کشورش شد ، با وجود تلاش های فراوان ضد انقلابیون و آمریکا ، هیچ شورش و حرکت اجتماعی مخالفی بر علیه وی در داخل کوبا طی همه این سال ها شکل نگرفت!

معروف ترین تلاش ضد انقلابیون برای سرنگونی کاسترو 17 آوریل 1961 اجرا شد که طی آن یک نیروی 1500 نفری آموزش دیده با همراهی چند نفر از عوامل سیا ، در خلیج کوچکی در جنوب هاوانا پیاده شدند در حالی که جان اف کندی شخصاً در کاخ سفید روی این عملیات نظارت می کرد . اما سرویس های جاسوسی شوروی از این حرکت آگاه شده و آن را به اطلاع کوبا رسانده بودند . نیروهای نظامی کوبا که در کمین انقلابیون بودند بعد از رسیدن آنها به خشکی حمله را آغاز و آنها را به دام انداختند . نبرد ظرف چند ساعت به پایان رسید . 176 نفر از ارتش کوبا و 118 نفر از ضد انقلابیون کشته و بیش از 1200 نفرشان دستگیر شدند و فقط عده کمی توانستند خودشان را به کشتی ها رسانده و فرار کنند . شکست این عملیات به اندازه کافی برای آمریکایی ها تحقیر آمیز بود ، و تحقیر با پیشنهاد کوبایی ها بیشتر شد وقتی گفتند حاضرند در ازای آزادی هر اسیر یک خوک دریافت کنند!!! البته آمریکایی ها با فرستادن تراکتور کوبایی ها را راضی کردند اما نام عملیات خلیج خوکها در تاریخ ماندگار شد .

یکی از اتهاماتی که ضد انقلابیون به فیدل کاسترو نسبت می دهند ، حذف رقبای احتمالی در رهبری انقلاب کوبا یعنی چگوارا و کامیلیو است . کامیلیو چند ماه بعد از پیروزی انقلاب در روز 28 اکتبر 1959 و در حالی که کمتر از 28 سال سن داشت طی یک سانحه مشکوک هوایی کشته شد . کاسترو مرگ وی را فقدانی بزرگ برای ملت و انقلاب کوبا و آن را توطئه ضد انقلاب دانست و چگوارا هم مقاله معروفی در ستایش وی منتشر نمود . چگوارا که اصولاً کوبایی نبود ، مدتی را در پست های مختلف دولت انقلابی از جمله وزیر صنایع سپری کرد اما وی بشدت بر انتشار سریع انقلاب سوسیالیستی در آمریکای لاتین پیش از آنکه امپریالیست ها بتوانند مانع شوند اصرار داشت و بنابراین از کلیه سمت های خود در کوبا استعفا داده و راهی کشورهای دیگر شد و بعد از چند سال رهبری ناموفق عملیات های چریکی مختلف ، در بولیوی بدست نیروهای دولتی دستگیر و فوراً اعدام شد . تا چند دهه بعد از مرگ چگوارا ، ارتش بولیوی حاضر به افشای محل دفن وی نبود تا اینکه در سال 1995 بالاخره محل دفن وی را نشان دادند و دو سال بعد جنازه به کوبا منتقل گردید طی یک مراسم باشکوه در شهر سانتاکلارا (جایی که مهمترین نبرد انقلاب کوبا با رهبری وی رخ داد) دفن گردید . منتقدان کاسترو عقیده دارند وی عمداً با خروج چگوارا از کوبا موافقت کرده و بعد از آن هم پشتیبانی لازم را از عملیت های وی به عمل نیاورده است ، در حالی که چگوارا تا چند هفته قبل از مرگ در بولیوی به نامه نگاری با کاسترو ادامه داد و وی را همواره دوست و برادر خود خطاب می کرد .

البته کوبا بدون چگوارا هم تلاش هایی برای صدور انقلاب خود انجام داد و حتی در چند کشور دست به مداخله نظامی زد که از جمله معروف ترین آنها مداخله نظامی در آنگولا و گرانادا بود اما در نهایت آنچیزی که باعث خروج کوبا از انزوای سیاسی گردید نه انقلاب های مسلحانه و مداخلات نظامی ، بلکه بالا رفتن سطح آگاهی و سواد مردم آمریکای لاتین بود که باعث گرایش آنها به سیاستمداران مستقل و مخالف آمریکا گردید .

کاسترو سال 2006 به علت بیماری موقتاً از قدرت کناره گیری و اداره امور را به برادر کوچکش رائول واگذار کرد و در سال 2008 هم رسماً کناره گیری نمود . با اینکه طی این سال ها بارها شایعه مرگ وی منتشر شده بود اما هر بار خودش یا برادرش این شایعه را تکذیب می کردند ، لیکن این بار دیگر فیدل کاسترو واقعاً درگذشته است
!
کانال موقت تلگرام فروشگاه بنده :

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 



4 کاربر از این پست سپاسگزاري کرده اند

 


  • موضوعات مشابه
    پاسخ ها
    بازديدها
    آخرين پست

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 0 مهمان