در اين بخش مي‌توانيد در مورد مباحث و مطالب اقتصادی و مالی به بحث بپردازيد
Junior Poster

Junior Poster



نماد کاربر
پست ها

192

تشکر کرده: 89 مرتبه
تشکر شده: 138 مرتبه
تاريخ عضويت

دوشنبه 4 آبان 1394 17:09

آرشيو سپاس: 0 مرتبه در 0 پست

پاکابارا:... آسانی رِفُرم اقتصادی

توسط arman76ma » شنبه 16 اردیبهشت 1396 17:32

پاکابارا ، هیچ معنی خاصی ندارد (البته شاید ناحودآگاه معانی در ذهن به وجود آورد؛ مثلاً "پاکیزگی کار و بار، یا پالایش کسب و کار از نادرستی‌ها" در ذهنم تداعی می‌کند که چندان از هدف این نوشتارها دور نیست!)، یک نامِ من‌درآوردی از تخفیف و سرهم حرف اول (پ.ا.ک.ا.ب.ا.ر.ا) سرعنوان "پیشنهادِ ایده‌های کاربُردی از برای آسانی رِفُرم اقتصادی"  درست کردم. برای راحتی کاربرد اگر لازم شد تکرار سرعنوان مطلب‌ها ذکر شود. این روش نام تخفیف از کلمات چند سالی رواج یافته و من کاری عجیبی نکردم.
استفاده از این نوشتارها برای تحقیقات، ایجاد برنامه و ایجاد طرح اجرایی، و یا نقل قول جزئی بلامانع است، بلکه استقبال هم می‌کنم، و اصلاً برای همین منتشر کرده‌ام، ولی بازنشر و کپی و تکثیر غیر الکترونیکی کل مُتونم، بدون مجوزم (چاپ) ممنوع است. چرا که نتیجۀ سال‌ها وقت و هزینۀ شخصی‌ام است. از جمله این‌که، متأسفانه، برخی افراد با کپی-پیست انجام می‌دهند، آثار دیگران را به عنوان جزوۀ تحقیق، برای نمره گرفتن، که بسا حتی نوشتار را هم یک‌‌بار اندیشمندانه نمی‌خوانند،  تا دست کم اندکی به آگاهی و دانششان افزوده شود!
به قول معروف، خورۀ مطالعه هستم در موضوعات متنوع، البته بیشتر مورد علاقه‌ام، که شاید در ظاهر ربطی به تخصص یا مشاغلی که داشتم، ندارد. اما زندگی، اشتغال به هر کاری، در نهایت، ما را با مقولات نظری و عملی اقتصادی و مالی درگیر می‌کند. یک شاغل، به ویژه کارآفرین و یا خویش‌فرما (کاسب) با هر نوع تحصیلات و تخصص، بایست دانش یا آگاهی حداقلی از امور اقتصادی و مالی داشته باشد.
سال‌هاست خوانندۀ نوشتارهای انجمن‌های مختلف، از جمله این سایت وزین و پرمحتوا هستم. اما بیش از یک سال است عضویتش دارم، مهم‌ترین جُستار و مبحثی که قبلاً من در این سایت مطرح کردم، دربارۀ یکی از موضعات جذاب مورد علاقه ام (و البته بسیاری دیگر)، یعنی هوانوردی و ساخت هواپیما است. مشخصاً ارائه ایده‌ها و پیشنهادهایی دربارۀ ساخت جنگنده بومی در ایران. تا آن زمینه هم، هیچ مدرک دانشگاهی رسمی ندارم. ولی ایده‌هایم مورد استقبال قرار گرفت.
اف-نت، ایده‌هایی از صاعقه تا رسیدن اف 24 و نبرد شبکه‌‌ای
topic-t120852.html
همۀ این نکته، بحث و مطلب‌هایی که خواهید خواند، قبلاً در رسانه‌های داخلی، از جمله اینترنتی رسمی و مجاز کشور منتشر شده است (چه از سوی من و چه از سوی دیگران)، پس هیچ‌گونه مشکل منع رسانه‌ای نشر ندارد، من مواردی را از مرجع/رِفرِنس نشر قبلی در صورت لزوم می‌آورم (و اگر درخواست شود)، که در کتاب‌ها، مقالات، رسانه‌های رسمی داخلی، و از جمله سایت‌های رسمی داخلی (با گرایش‌های سیاسی) منتشر کرده اند، پس هیچ نگرانی از بابت مشکل ممنوعتی نباید باشد، صرفاً دربارۀ موضوعات اقتصادی است، اصلاً کاری به سایر مسائل و موضوعات از قبیل سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و غیره ندارم (همۀ موضوعات سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، عقیدتی غیره بر هم اثرگذار هستند، ولی من در این‌جا حقیقتاً نمی‌خواهم این حواشی دخیل شود، چون می‌دانم عاقبت خوشی ندارد!)، و البته روی سخنم هیچ شخص حقیقی و حقوقی خاصی نیست، مطالب‌ها روی‌کردی عمومی است. قصد طرح مشکل با اشخاص نیست. پس لطفاً این نوشتارها را مسئله شخصی، جناحی، سیاسی و امثالهم نبیند! و لطفاً شما خوانندۀ محترم، این مورد را رعایت کنید، بدیهی است که نبایست توضیح بدهم، انتقاد، رَد، موافقت با نظرات این‌جانب، کاملاً آزاد است از نظر من به شرطی موازین سایت هم اجازه بدهد، ولی لطفاً با رعایت ادب و احترام نظرات خود را ارائه کنید. بگذارید این مبحث‌ها در فضای آرامش و بدون تنش پیش به‌رود، شاید کمکی باشد به رفع برخی از مشکلات مردمان کشور.
با سلام و تشکر از لطف و از همه حلالیت میخواهم اگر ناخواسته موجب مزاحمتی شدم با مطالبم. نیت خیر بود و هیچ قصد بدی نبود. اوضاع روحی و احوتالات شخصی ام نامساعد است. باز در خواست مکررم تکرار میکنم از مدیریت سایت که میخواهم اکانت و تمام مطالب و کامنتهایم پاک نمایم.

Ali$amir از این پست سپاسگزاري کرده است

Junior Poster

Junior Poster



نماد کاربر
پست ها

192

تشکر کرده: 89 مرتبه
تشکر شده: 138 مرتبه
تاريخ عضويت

دوشنبه 4 آبان 1394 17:09

آرشيو سپاس: 0 مرتبه در 0 پست

Re: پاکابارا:... آسانی رِفُرم اقتصادی

توسط arman76ma » شنبه 16 اردیبهشت 1396 17:34

می‌خواهم به‌گویم، مهم‌تر از تحصیلات و مدرک تحصیلی، مطلع بودن از موضع بحث، مطالعه، اندیشه، و ارائه طرح درست و توضیح قابل درک ایده و پیشنهاد است. دقت کنید من دارم از ارائه ایده و پیشنهاد می‌گویم. بدیهی است این‌ها، همانند دیتا/دادۀ خام است، که بایست توسط کارشناسان بررسی و پردازش شده، اگر مقبول بود، وارد فاز طرح اجرایی شود، و توسط مسئولان تصویب و اجرا شود.
من در این‌جا قصد طرح مبانی اقتصاد و تئوری‌های متنوع و نظریات دیگران را ندارم، بلکه می‌خواهم پیشنهاد و ایده‌های خودم را بازگو کنم، صرفاً اشاره به سایر موارد جهت ایجاد تفاهم و درک مطلبم است. در ضمن معتقدم این ایده و پیشنهادهای من، قابلیت اجرایی و مفید بودن در هر کشور و با هر نوع نظام سیاسی و هر نوع ویژگی اجتماعی، عقیدتی و سیستم اقتصادی است، حتی در سیستم غیر از بازار رقابتی آزاد هم قابل اجرا و مفید است!
شاید این‌ها توضیح واضحات باشد، ولی اندکی یادآوری‌اش خالی از لطف نمی‌بینم:
Economy اقتصاد /
کلمۀ اقتصاد که در فارسی متداول است، معادل واژۀ فرنگی اکونومی به‌کار می‌رود، از زبان عربی وام گرفته شده. به‌گمانم از ریشۀ "قصد" است، مشتقاتی مثل مقصود، مقصد، قاصد، مُقتصد هم از همین ریشه است، می‌توان دلیل کاربرد اقتصاد (بر وزن افتعال) را همان بایستی به نتیجه بخش بودن فعل (کار) انسان دانست. این معنا خود تأکید بر بهره‌مند بودن کار و فعالیت، از هدف نهایی مقولات اقتصادی است. پس از لفظ و معنا و درک عمومی از واژۀ اقتصاد؛ می‌توان فهمید، منظور کار و فعالیتی سودمند است که طرفین رضایت به‌انجامش دارند.
پس کار و امر اقتصادی مقبول، می‌بایست دو شرط داشته باشد:

دوم، با رضایت طرفین دخیل در آن کار و امر باشد، که رعایت بدیهیات اخلاق، انصاف، وفای به عهد و قرارداد و قانون، و ترجیحاً ثبت مکتوب معامله و حضور شاهد و امثالهم، از ملزومات عقلانی فعالیت اقتصادی سالم است.
پس هر کار و امری که برای شخص/اشخاصی سود داشته باشد (یک طرفه)، اما برای طرف(های) دیگر موجب زیان یا نارضایتی شود، کار و امر اقتصادی نیست، مثلاً دزدی هر چند برای دزد سودمند است، ولی برای طرف مقابل (قربانی) زیان‌آور است و او ناراضی است، پس دزدی کار و امر اقتصادی نیست.
البته بحث سودمندی، گاه فراتر از شخص حقیقی و یا حقوقی است، در ظاهر، مستقیم و به تنهایی دو شخصی سود نمی‌بَرند از امر اقتصادی، ولی همگان سودمند می‌شوند. پیشنهادها و ایده‌های ارائه شده از سوی من، در واقع بر این فرض است که در صورت اجرا، سودش نصیب همگان و کل آحاد کشور و شاید بقیه جهان به‌رسد! بدیهی است، وقتی کار سودمند به حال عموم باشد، اقتصادی‌‌ترین کار و امر است؛ البته معمولاً اقلیتی کوچک مخالف هستند، چون گمان می‌کنند نفع همگانی، ممکن است به زیان آن‌ها باشد، ولی تقریباً در همۀ موارد، این تصورشان اشتباه است!، چون دیر یا زود، سود همگانی، به آن‌ها هم خواهد رسید.
لازم می‌بینم به‌گویم، چون بحث اقتصادی است، به صراحت می‌گویم، من اعتقاد به سیستم "اقتصاد بازار رقابتی آزاد" دارم. شاید اکثریت قریب به اتفاق عام و خاص مردم هم همین اعتقاد را داشته باشند (چیزی که من برداشت دارم البته).
امروزه، عملاً در تمام جهان، این سیستم اقتصادی (بازار رقابتی آزاد)، جاری است، شاید معدودی کم‌تر از انگشتان یک دست، برخی مقامات رژیم‌های سیاسی رسماً انتقادهایی می‌گویند و در ظاهر مخالف هستند، اما به نظرم، احتمالاً به جز کشور کرۀ شمالی، در همۀ کشورهای جهان عملاً این سیستم با شدت و ضعف مختلف، جاری است!
با سلام و تشکر از لطف و از همه حلالیت میخواهم اگر ناخواسته موجب مزاحمتی شدم با مطالبم. نیت خیر بود و هیچ قصد بدی نبود. اوضاع روحی و احوتالات شخصی ام نامساعد است. باز در خواست مکررم تکرار میکنم از مدیریت سایت که میخواهم اکانت و تمام مطالب و کامنتهایم پاک نمایم.

Ali$amir از این پست سپاسگزاري کرده است

Junior Poster

Junior Poster



نماد کاربر
پست ها

192

تشکر کرده: 89 مرتبه
تشکر شده: 138 مرتبه
تاريخ عضويت

دوشنبه 4 آبان 1394 17:09

آرشيو سپاس: 0 مرتبه در 0 پست

Re: پاکابارا:... آسانی رِفُرم اقتصادی

توسط arman76ma » شنبه 16 اردیبهشت 1396 17:35

اما این سیستم/سامانه/نظام و یا هر آن‌چه اسمش را بگذارید، خودش از نگاه اصحاب نظر از، اسمیت تا کینز و غیره؛ قرائت‌ها، برداشت‌ها، تحلیل‌ها و حتی جهان‌بینی متنوعی از آن دارند، ولی از نظر من، بنیادهای مفهومی‌اش مشترک و واضح است. مثلا:
اول: به رسیمت شناختن حق مالکیت خصوصی (فردی، شخصی) چه در داشتن سرمایه، و چه سود از حاصل سرمایه‌گذاری، و همچنین حق بخشش و یا به ارث گذاشتن مایملک به دیگری. این امر، منافاتی ندارد با بخش های دولتی و یا تعاونی و غیره، و می تواند همه این‌ها در کنار هم باشند. همچنین بخش‌های دولتی، تعاونی، خصوصی، می‌تواند - در بازار رقابتی آزاد- اقدام به خرید و فروش کالا به‌کنند.
دوم: بها و قیمت کالا و خدمات را در بازار رقابتی آزاد، با توجه نسبت عرضه و تقاضا، تعیین می‌کند. به اصطلاح دست نامرئی بازار رقابتی آزاد، خود بهترین کنترل کننده و داور منصف در تعیین بهای کالا است.
بدیهی است، اموری چون وضع قانون و مقررات، دادن و یا لغو مجوز در اغلب موارد فعالیت اقتصادی، مالیات‌ستانی از درآمد، رسیدگی و رفع شکایت طرفین، و دیگر مسائل رایج، از قدیم (هزاران سال پیش) تا اکنون، عمدتاً بر عهده نهادهای حاکمیتی بوده است.
چرا، این سیستم، این قدر موفق بوده است، و چنین مورد استقبال و جهان‌گیر شده است؟
به نظرم، این سیستم اقتصادی، سازگار با سرشت و طبیعت بشر و جهان هستی است. هر موجودی- از جمله انسان- آزاد به دنیا می‌آید. انسان بنا بر غریزه، می‌خواهد تدوام حیات دهد، در رقابت با سایر موجودات و هم‌نوعان، از تمام توانایی اش‌ برای بهره‌گیری از مواهب طبیعی در دسترس، استفاده می‌کند.
بین دورۀ ارائۀ نظریات اسمیت تا کینز، این سیستم اقتصاد بزار آزاد رقابتی، دچار اُفت و خیزها، حتی وقوع بحران‌های اقتصادی شد، از دورۀ کینز به بعد، این نظریه کمابیش مورد قبول قرار گرفت، که هرچند بازار رقابتی آزاد ادامه بایست یابد؛ اما سیستم اقتصادی بازار باید رو به تکامل تجربی بگذارد و نواقصش برطرف شود. علم و دانش بیشتر بر بحث‌های نظری و عمل‌کردها گسترش یابد.
چون هر چیزی بالاخره حدی باید داشته باشد، مطلق‌گرایی فاجعه بار است، در آزادی و رقابت هم بایست حدود عقلانی-اخلاقی مراعات شود. پس قوای حاکمیتی مانند اجراییه، مقننه، قضاییه، امنیه و غیره، به نیابت و نمایندگی از آحاد مردم، برای حفظ مصالح عمومی و هم‌چنین حفظ حقوق فردی، می‌بایست نظارت و کنترل داشته باشد بر فعالیت اقتصادی در سیستم بازار رقابتی آزاد، بدون آن‌که در اصل و ماهیت آزادی و رقابتی بودن ارائه کالا و خدمات در بازار تصدی‌گری کند، ولی جلوی ایجاد بحران، فساد و مسائل دیگر را بایست بگیرد.
مثلاً: با وضع قوانین برای حمایت از فعالیت اقتصادی سالم، جلوگیری از فاسدهای اقتصادی-مالی (از جمله جلوگیری از فرار مالیاتی، فعالیت بدون مجوز یا مضر به ویژه در امور حیاتی همچون تولید و عرضۀ مواد غذایی و دارویی، مبارزه با انواع دزدی، گران‌فروشی، کم‌قروشی، کلاه‌برداری، اختلاس، غش و تقلب، جعل، احتکار، نقض کپی‌رایت و غیره)، با کنترل و مهار تورم از راه تعیین نرخ سود بانکی و کنترل نقدینگی، تصویب قانون ضد تراست (مبارزه با انحصارگرایی/کارتلیسم)، مبارزه با قاچاق، جلوگیری از دامپینگ، مبارزه با انواع تقلب با وضع استانداردهای اجباری یا تشویقی برای کالا و حدمات، وضع عوارض گمرکی برای حمایت از تولید و اشتغال داخلی، کنترل ورود و خروج ارز و فلزات گران‌بها، که موجب کاهش نوسان شدید واحد پول ملی شده، و در نهایت منجر به آرامش و اطمینان در بازار می‌شود.
این سیستم اقتصادی (بازار رقابتی آزاد)، بنا بر ماهیت رقابت‌پذیری، باعث پیش‌رفت دانش، مدنیت، اختراع و ابتکار، موجب افزایش کیفیت و البته کاهش قیمت شده است.
اما در مواجه با برخی افراد مسن‌تر، که می‌گویند: در دوران قدیم، زندگی آسان و ارزان‌تر بود. باز سوال پیش می‌آید- از جمله برای خودم- که چرا؟
می‌اندیشیم، بایست دلیلی باشد؛ در جهان اقتصاد آزاد (نه لزوماً کشوری مثل ما) در واقع، تقریباً در همۀ کالاها و خدمات، ما شاهد افزایش کیفیت، و در عین حال کاهش قیمت هستیم. ولی، به چند دلیل برخی احساس می‌کنند، هر چه رو به جلو می‍‌‌رویم، زندگی کردن دشوارتر، و هزینه‌ها بالاتر رفته است! آیا این احساس حقیقت دارد؟
با سلام و تشکر از لطف و از همه حلالیت میخواهم اگر ناخواسته موجب مزاحمتی شدم با مطالبم. نیت خیر بود و هیچ قصد بدی نبود. اوضاع روحی و احوتالات شخصی ام نامساعد است. باز در خواست مکررم تکرار میکنم از مدیریت سایت که میخواهم اکانت و تمام مطالب و کامنتهایم پاک نمایم.

Ali$amir از این پست سپاسگزاري کرده است

Junior Poster

Junior Poster



نماد کاربر
پست ها

192

تشکر کرده: 89 مرتبه
تشکر شده: 138 مرتبه
تاريخ عضويت

دوشنبه 4 آبان 1394 17:09

آرشيو سپاس: 0 مرتبه در 0 پست

Re: پاکابارا:... آسانی رِفُرم اقتصادی

توسط arman76ma » شنبه 16 اردیبهشت 1396 17:36

خب، نگاهی به ظروف آشپزخانه به اندازید، آن وسایل سنتی مانند قاشق،کاسه و پشقاب با انواع ارزان‌تری جایگزین شده اند، لااقل برای سرو نوشیدنی و خوراکی سرد، به‌جای ظرف گران مسی می‎تواند از انواع پلیمری استفاده کرد، که قطعاً ارزان‌تر هستند.
پاسخ‌یابی:
اول: افزایش تنوع و تعدد کاربرد کالا:
دوم: فشار تورمی افزایش تقاضا:
سوم: دِگرش بَد در ماهیت و کارکرد پول (تبدیل شدن پول واقعی به کاذب):
آخرين ويرايش توسط arman76ma در شنبه 16 اردیبهشت 1396 23:33, ويرايش شده 1 در کل.
با سلام و تشکر از لطف و از همه حلالیت میخواهم اگر ناخواسته موجب مزاحمتی شدم با مطالبم. نیت خیر بود و هیچ قصد بدی نبود. اوضاع روحی و احوتالات شخصی ام نامساعد است. باز در خواست مکررم تکرار میکنم از مدیریت سایت که میخواهم اکانت و تمام مطالب و کامنتهایم پاک نمایم.

Ali$amir از این پست سپاسگزاري کرده است

Junior Poster

Junior Poster



نماد کاربر
پست ها

192

تشکر کرده: 89 مرتبه
تشکر شده: 138 مرتبه
تاريخ عضويت

دوشنبه 4 آبان 1394 17:09

آرشيو سپاس: 0 مرتبه در 0 پست

Re: پاکابارا:... آسانی رِفُرم اقتصادی

توسط arman76ma » شنبه 16 اردیبهشت 1396 17:41

اول: افزایش تنوع و تعدد کاربرد کالا:
این‌که تنوع و تعدد استفاده از کالا و خدمات بسیار بیشتر شده است، مثلاً نسبت به صد سال پیش، تنوع و تعدد کالا و خدمات استفاده شده از سوی امروز بشریت، شاید بیش از صد برابر شده باشد.
خب کالاهای پیچیده و گرانی مثل یخچال و فریزر، تلویزیون، خودرو و امثالهم نبود. این کالا و خدمات از بدو پیدایش تا اکنون، ارازن‌تر و باکیفیت‌تر شده اند، بخشی از این گرانی، در واقع در نوع کالا نیست، و بلکه در افزیش موارد کیفی و کمی کالا و خدمات است. گزینه/آپشن‌های بیشتر. اندازه/سایز بزرگ‌تر، در نتیجه کاربُرد متریال/مواد خام زیادتر، و مراحل ارزش افزوده بیشتری به‌کار می‌بریم.
آخرين ويرايش توسط arman76ma در شنبه 16 اردیبهشت 1396 23:33, ويرايش شده 1 در کل.
با سلام و تشکر از لطف و از همه حلالیت میخواهم اگر ناخواسته موجب مزاحمتی شدم با مطالبم. نیت خیر بود و هیچ قصد بدی نبود. اوضاع روحی و احوتالات شخصی ام نامساعد است. باز در خواست مکررم تکرار میکنم از مدیریت سایت که میخواهم اکانت و تمام مطالب و کامنتهایم پاک نمایم.

Ali$amir از این پست سپاسگزاري کرده است

Junior Poster

Junior Poster



نماد کاربر
پست ها

192

تشکر کرده: 89 مرتبه
تشکر شده: 138 مرتبه
تاريخ عضويت

دوشنبه 4 آبان 1394 17:09

آرشيو سپاس: 0 مرتبه در 0 پست

Re: پاکابارا:... آسانی رِفُرم اقتصادی

توسط arman76ma » شنبه 16 اردیبهشت 1396 17:42

دوم: فشار تورمی افزایش تقاضا:
در ادامۀ گسترش تمدن و شارستانی، مثلاً آسان‌تر شدن مسافرت و گردشگری، و در نتیجه افزایش آن، و البته در کنار ازدیاد جمعیت، موجب افزایش تقاضا شده است در امور، هم از نظر  تعدد و هم و تنوع؛ از دستگاه نقلیه گرفته تا اسباب اقامت و دیگر مایحتاج.
در صد سال اخیر، جمعیت جهان، چند برابر شده است. سرعت رشد جمعیت، چند ده برابر اعصار گذشته است!
در برخی موارد، به صورت منطقه‌ای، فشار تورمی بیش‌تری می‌آورد تقاضا بر عَرضه؛ مانند زمین در شهرهای بزرگ و متراکم از جمعیت. در این مناطق، اگر یک خانۀ یک طبقه ویلایی کوچک به‌خواهند به‌سازند، گاه حدود نیمی از هزینۀ تمام شده، تنها صرف خرید زمین می‌شود، یعنی بدون آن‌که فناوری نوین دخیل باشد، کمبود یک قلم مادۀ اولیه/خام (زمین) هزینه را دو برابر کرده، در نتیجه بخش بزرگی از توانایی ارزان‌سازی از راه فناوری نوین به هدر می‌رود!
البته با مترفع‌سازی و ایجاد آپارتمان (منزل/خانه‌های روی هم)، این مسئله کمبود زمین را ظاهراً حل کرده اند، ولی باز مشکلات دیگری به‌وجود آمده!؛ بحران آلودگی، افزایش تصادفات رانندگی که موجب فُزونی انواع بیماری روحی و جسمی، و افزایش تلفات جانی شده است، و اتلاف زمان باارزش در ترافیک سنگین شهری و ازدحام جمعیت، به‌وجود آوردن شبکه‌های پیچیدۀ ارتباطی، که برای تأمین هزینه، باید عوارض و مالیات بیش‌تری از شهروندان گرفته شود!، همگی این عوامل باعث افزایش هزینۀ زندگی، و رشد تورم و گرانی می‌شود.
از طرفی با وجود فناوری تولید انبوه پیش‌رفت زیادی کرده است، یعنی بیشتر پروسه و فرآیند تولید، خودکار و رُباتیک شده است، در نتیجه بخشی بزرگی از هزینۀ نیروی انسانی حذف شده است، پس چرا باز احساس گرانی می‌کنیم؟!
اگر دقت کرده باشید، در سخنان مسن‌ترها، به نکتۀ مهم، سادگی زندگی در گذشته اشاره می‌کنند.
حقیقت این است، بشر امروز- نسبت به گذشته- بسیار تنوع طلب، حریص، رفاه طلب، مصرف‌گراتر شده است. تفاخر به مصرف بیشتر کالاهای متنوع  و گران، زر و برق بیشتر زندگی، این‌ها همگی زندگی کردن را گران‌تر می‌کند!
یک دلیل همین افزایش تقاضا، به دلیل رشد جمعیت سریع است، به وجود آمدن جمعیت بزرگی از ثروت‌مندان و طبقۀ متوسط با قدرت خرید بالا و ولع انگار تمام نشدنی برای خرید و مصرف، هم مزید بر علت اصلی شده است!
از طرفی، تبلیغات و رواج معضل مصرف‌گرایی و در نتیجه اِسراف، فشار شدیدی بر منابع طبیعی محدود کرۀ زمین می‌آورد؛ پس علی رغم تحول شگفتی که فناوری‌های پیش‌رفته نوین برای تولید انبوهِ کالا و خدمات ارزان‌تر و باکیفت‌تر فراهم کرده، فشار تورمی تقاضا تاثیر خودش را می‌گذارد، و در نتیجه موجب گرانی مواد خام و قیمت نهایی کالا و خدمات می‌شود.
با سلام و تشکر از لطف و از همه حلالیت میخواهم اگر ناخواسته موجب مزاحمتی شدم با مطالبم. نیت خیر بود و هیچ قصد بدی نبود. اوضاع روحی و احوتالات شخصی ام نامساعد است. باز در خواست مکررم تکرار میکنم از مدیریت سایت که میخواهم اکانت و تمام مطالب و کامنتهایم پاک نمایم.

Ali$amir از این پست سپاسگزاري کرده است

Junior Poster

Junior Poster



نماد کاربر
پست ها

192

تشکر کرده: 89 مرتبه
تشکر شده: 138 مرتبه
تاريخ عضويت

دوشنبه 4 آبان 1394 17:09

آرشيو سپاس: 0 مرتبه در 0 پست

Re: پاکابارا:... آسانی رِفُرم اقتصادی

توسط arman76ma » شنبه 16 اردیبهشت 1396 23:50

سوم: دِگرش بَد در ماهیت و کارکرد پول (تبدیل شدن پول واقعی به کاذب):
سومین، بسیار مهم است. تا حدود سه هزار سال پیش، مبادلات کالا و خدمات بر اساس تَهاتُر (مبادلۀ کالا با کالا) بود- ولی برخی کالاها بادوام و ارزشمندتر بودند- تا حدودی نقش پول (کالای واسطۀ معاملات) را ایفا می‌کردند. تا این‌که از برخی فلزات گران‌بها یعنی طلا و نقره سکه‌ ضرب شد؛ چون گران‌بها، کمیاب، باارزش و پُردوام بودند؛ این‌گونه واحد پول کاربردی واقعی پدیدار گشت.
ضرب سکه‌های طلا و نقره، به خوبی موجب تسهیل در تجارت و گسترش فعالیت اقتصادی شد. مردم، ماحصل و دست‌آورد کار اقتصادی‌شان می توانستند، برای مدت دل‌خواه نگه‌داری و پس انداز کنند. هرگاه نیازمند بودند آن را هزینه کنند، و یا آن را به دیگری قرض/وام دهند.



تا آن‌که در یکی-دو سدۀ اخیر انتشار اسکناس کاغذی و ضرب مسکوکات با استفاده از مَتریال کم‌بها مانند مس و غیره رواج یافت. که در واقع ارزش آنها نه به خود مَتریال سکه و اسکناس، بلکه به ارزش درج شده روی آن‌ها بستگی داشت.
در ابتدای امر، اسکناس، در واقع، حواله‌ای بود که معادل مقدار معنی از سکه طلا یا نقره را تضمین می‌کرد. شبیه یک چک یا سفته بود. این نوع اسکناس، یک ابتکار یا اختراع خوبی بود، چون در امر نقل و انتقال پول و امنیت سهولت ایجاد کرد. لازم نبود کیسه یا صندق بزرگی برای وجوح بالا، اشخاص با خود حمل کنند.
مثلاً اسکناس 100 واحدی برابر با فلان مقدار طلا است! این ادعا تا زمانی که واقعاً نهاد (مثلاً بانک مرکزی) منتشرکنندۀ اسکناس و سکه، توانایی عرضه طلا و نقره داشت معادل این نوع پول، خیلی کاهش ارزش واحد پول نمی یافت؛ ولی رفته رفته مردم آگاه شدند که داستان چیز دیگر است، در واقع چاپ اسکناس، به هدف جبران کمبود طلا و نقره، و سرپوش گذاشتن بر هزینه‌های فراتر از درآمد حاکمیت‌ها شد پس ارتباط مستقیم ارزش درج شده روی واحد پول با فلزات گران‌بها وجد نداشت، و در نتیجه هر ساله شاهد کاهش ارزش واحد پول چاپی/ضربی با عین المثل کالاهای باارزش و با قابلیت حفظ سرمایه بودند، مانند طلا و نقره! ! این یک سوءاستفاده از سوی اغلب حاکمیت‌ها، از این نوع پول بود، در عمل آن‌ها کالا و خدمات مردم به هیچ و مفت می‌خریدند!
این معضل، وقتی اتفاق افتاد، که ارزش مندرج روی پول کاغذی (و سکه از فلزات کم ارزش)، دیگر مقدار ثابت تضمین شده با طلا و نقره نداشتن.
اگر گرانی در موارد یکم و دوم، را تا حدی منطقی و طبیعی به دانیم، گرانی ناشی از "دِگرش بَد در ماهیت و کارکرد پول"، مصنوعی و غیرمنطقی بوده است. عملاً پول‌های امروزی، ماهیت کارکردی‌اش برای سهولت فعالیت اقتصادی از دست داده، و خود عامل ایجاد دشواری برای فعالیت اقتصادی شده است!
هر چند از نگرش برخی، این توضیج واضحات است، اما باز مثالی می‌زنم؛ می‌دانیم برای اندازه‌گیری طول، واحد سنجه یعنی متر است. در واقع یک متر، یک سَنجۀ تسمه مانند از فلز آلیاژی خاص است، که سازمان هانی اندازه‌ها، آن را در جای امن، تحت شرایط استاندارد و حفاظت شده، نگه‌داری می‌کند. تمامی ابزارهای متری بر اساس همان متر استاندارد هستند. حال اگر کسی، به‌خواهد سوءاستفاده کند، این مقدار استاندارد را کم یا بیش‌تر کند، ممکن است حتی منجر به فاجعه ختم شود!

پول هم، در واقع یک واحد سَنجش برای ارزش کالا و خدمات است، حال اگر واحد پول، خودش متغیر و نامعتبر باشد؛ مثلاً دائم، تحت تاثیر عوامل متعدد، از سنجه‌گری‌اش، کم و یا بیش‌تر شود، دیگر نمی‌شود ارزش سایر کالا و خدمات را با آن سنجید!

این معضل وقتی شدت یافت، که بعد از جنگ جهانی دوم، کشوری مثل ایالات متحدۀ آمریکا، واحد پولش (دلار) ارز بین الملی عمده شد؛ و مقامات این کشور اعلام کردند، مبنای پشتوانه و ارزش واحد پول ملی‌اش را بر اساس تولید ناخالص است!

اساساً تولید ناخالص یک مقولۀ پیچیده و آسیب‌پذیر است، تحت تأثیر پارامترها و عوامل مختلفی است، گاه شناخت و کنترل دشوار است. حال چه به رسد به اقتصاد  آمریکا که دائما مقروض است و اسکناس بدون پشتوانه چاپ می‌کند!، حتی بودن پشتوانه تولید ناخالص ملی! چرا که تقریباً همه ساله آمریکا با کسری تراز تجاری خارجی مواجه است، پس سالانه و دائما از پشتوانه دلار کاسته می‌شود. مجموع بدهی حاکمیت آمریکا اکنون نزدیک به کل تولید ناخالص سالانه این کشور رسیده است! نقش دلار جهان، همراه با کاهش ارزش دائمی اش، در نهایت موجب کاهش قدرت خرید افراد با درآمد ثابت، یعنی مزدبیگران در  همۀ جهان می‌شود.

لطفاً سوءتفاهم پیش نه آید، حقیقتاً طرح این انتقاد، در جهت ستیز با آمریکا و هیچ کشور دیگری نیست، بلکه گفتن واقعیت اقتصادی موجود است. اتفاقاً این معضل، خود آمریکا را هم آسیب‌پذیر کرده است. از آنجا کشورهای مثل آمریکا، چین، ژاپن و اتحادیۀ اروپا و امثالهم، عمدۀ فعالیت اقتصادی جهان را دارند، اگر آسیب بزرگ به اقتصاد به هر کدام به آنها به‌خورد، می‌تواند اثر وخیم بر اقتصاد و سرنوشت معیشتی سایر مردم جهان بگذارد. نیت و هدفم خیر است از برای همۀ مردم جهان.

باز در ادامۀ این روی‌کرد اشتباه سوءاستفاده‌گرانه از پول امروزی، برخی حاکمیت‌ها و حتی نهادهای مالی، ایجاد/خلق پول کاذب الکترونیکی است، یعنی حتی دیگر اسکناس هم چاپ نمی‌کنند، بلکه با بازی ارقام الکترونیک، اعتبار و پول ایجاد می‌کنند! مشکل واحدهای پول امروزی (بدون ‌پشتوانۀ عین المثل) شده اند، قوز بالا قوز!

بماند در کشورهای مشکل اقتصاد رکود تورمی و بدتر از آن، تحریم اقتصادی با خارج، این وضعیت فشار گرانی و تورم را به مراتب وخیم تر می‌شود!

نتیجه این‌که، هر چه‌قدر هم "اقتصاد بازار رقابتی" موفق باشد، و اصحاب نظر و عمل، آن را ترمیم و اصلاح کنند، و فناوری‌های نوین، کالا و خدمات را با کیفیت‌تر کرده و هزینه کاهش دهند، باز به واسطۀ خلق پول کاذب فعلی، مردم نمی‌توانند از پول، به‌عنوان، سنجۀ معتبر برای  تجارت و معاملات استفاده کنند! هر سال، بایست کالا و خدمات گران‌تر به‌خرند!

از عوارض، این معضل پول کاذب، روی آوردن مردم، به تبدیل پول به دارایی با ارزش باثبات‌تر است. به همین دلیل خرید و  انبار کردن سنگ‌ها و فلزات گران‌بها، اجناس عتیقه، مستغلات و املاک و امثالهم است.

خب، این کالاها دارایی-سرمایه‌‍ای، کمیاب هستند، در نتیجه افزایش تقاضا، دچار فشار تورم قمیت شده اند، موجب سود کاذب و بازارهای کاذبی که ارزش افزودۀ واقعی ایجاد نمی‌کنند، این تورم ناشی از کم ارزش شدن واحد پول و فشار تقاضا است، قیمت‌آن‌ها بالا می‌برد. در این میان، مستغلات و املاک، که کالاهای سرمایه واقعی هستند و مورد احتیاج عموم مردم هستند، سالانه نیز گران‌تر می شوند.

نکتۀ مهم: کالای سرمایه‌ای، علاوه بر ماهیت دارایی بودن، قابلیت تولید ارزش افزوده دارند، مثلاً خانه یک دارایی است، ولی می‌توان آن را اجاره داد، در نتیجه می‌تواند تولید ارزش افزوده کند. در اقتصادهای اغلب تورمی امروزی، معمولاً نرخ رشد تورم کالای سرمایه‌ای بالاتر از کالای مصرفی است، پس تعجب نه کنیم اگر قیمت اغلب کالاهای سرمایه‌ای به ویژه مستغلات بیش‌تر از کالای مصرفی سالانه افزایش بیابد.

در عمل، واحدهای پول فعلی، یک سنجۀ آنی و لحظه‌ای شده اند. از آن نقش واقعی و تاریخی خود، که موجب انقلاب و تحول مثبت در سهولت فعالیت اقتصادی شده، تهی و بی‌خاصیت شده است.
ما اکنون، به دلیل این معضل پول، دچار برگشت و ارتجاع به دوران پیش از اختراع پول شده‌ایم!، و این برای تمدن مدرن بشر امروز شرم‌آور است، که یکی از بهترین اختراعات نیاکانش را به‌خاطر منفعت‌طلبی نهادهای منتشرکنندۀ پول، بی‌خاصیت کرده، و حتی عامل بدبختی بشریت کرده است!

خب، بخشی از پیشنهادها و ایده‌هایم هم برای حل همین تورم و گرانی‌ها است. امیدوارم در آینده مطالب متنوع این‌جانب را دنبال کنید.

امثال من نوعی، سال‌هاست به این مسئله پرداخته و انتقاد و پیشنهادهای متعددی داده اند. اما متأسفانه چندان مؤثر واقع نشده است!

حال یکی از ایده و پیشنهادهای مهم، همین رفرم در معضل پول کاذب است.

مشخضاً پیشنهاد دارم، واحد پول به نقش واقعی و تاریخی اش، یعنی یک واحد سنجش ارزش استاندارد و ثبت برگردد. یعنی اسکناس، واقعاً معادل و عین المثل تضمین شده طلا و نقره باشد. لزومی ندارد طلا و نقره به صورت سکه ضرب گردد. مصرف در جواهرسازی طلا و نقره و سایر امور، ربطی ندارد به ضرب سکه طلا و نقره. مهم اینست، نهاد منتشرکنندل پول، به صریح واشکار بر روی اسکناس (و سکه)، مقدار مشخص و تضمین شده‌ای از طلا (زر) یا نقره (سیم)، اعلام کند. خود مقدار در درجۀ دوم اهمیت است، اصل همین تضمین و اعلام است. حال می‌تواند واحد پول به صورت اسکناس درشت، معادل یک گرم طلا باشد، و خُرده اش، کسری از زرچک ( مقداری نقره در برابر یک گرم طلا) باشد.

من این پیشنهاد از پارسال در چند سایت داخلی، طی چندین کامنت منتشر کردم، تحت عنوان انتشار "زرچک و "سیم‌چک".

پیشنهاد دادم به‌جای چاپ "ایران‌چک" صد، و پنجاه هزار تومانی- که در عمل نقش اسکناس درشت بازی می‌کنند- یک اسکناس زرچک، معادل یک گرم طلا منتشر کنند. تعیین نوع عیارش به تصمیم اصحاب خبره و مسئولان است. بعد برای واحد خُرده، اسکناس "سیم‌چک" منتشر کنند. سیم‌چک، بررسی کنند، تصمیم به‌گیرند که، می‌توان آن را معادل "مقدرای نقره" یک دهم یا یک صدم "اسکناس زرچک" نشر دهند. با نرخ امسال، تقریبی، یک زرچک کمی بیش‌تر صد هزار تومان است. یک دهم زرچک می‌شود معادل اندکی بیش‌تر اسکناس ده هزار تومانی.
خب، تکلیف واحد پولی فعلی (ریال/که ده تایش معادل یک تومان است) چی می‌شود؟

پیشنهادم این است که، برای مدت چند سال  (مثلاً ده سال)، همین کاربرد واحدهای پولی زرچک و سیم‌چک در کنار ریال/تومان ادامه یابد. اگر بهبود خوبی در سالم‌سازی فعالیت اقتصادی مشاهده شد، می‌توان ادمه دهند، و یا حتی ریال/تومان خارج کنند و فقط پول واقعی مثل زرچک و سیم‌چک باشد.

در این صورت، از این فشار تورمی بر روی کالاهای داریی و سرمایه‌ای کاسته می‌شود. مردم نیاز ندارند، برای حفظ ارزش سرمایه و سود حاصل سرمایه‌گذاری و درآمدشان، ناچار به خرید کالای دارایی و سرمایه‌ای نکند.
اسکناس‌های زرچک و سیم‌چک، نیز می‌توانند نقش واقعی تاریخی پول را ایفا کنند و موجب رفع معضلات واحد پول های فعلی شوند، این امر، موجب تسهیل تجارت و معاملات خواهد شد.
آخرين ويرايش توسط arman76ma on يکشنبه 17 اردیبهشت 1396 09:41, ويرايش شده در 2.
با سلام و تشکر از لطف و از همه حلالیت میخواهم اگر ناخواسته موجب مزاحمتی شدم با مطالبم. نیت خیر بود و هیچ قصد بدی نبود. اوضاع روحی و احوتالات شخصی ام نامساعد است. باز در خواست مکررم تکرار میکنم از مدیریت سایت که میخواهم اکانت و تمام مطالب و کامنتهایم پاک نمایم.

Ali$amir از این پست سپاسگزاري کرده است

Junior Poster

Junior Poster



نماد کاربر
پست ها

192

تشکر کرده: 89 مرتبه
تشکر شده: 138 مرتبه
تاريخ عضويت

دوشنبه 4 آبان 1394 17:09

آرشيو سپاس: 0 مرتبه در 0 پست

Re: پاکابارا:... آسانی رِفُرم اقتصادی

توسط arman76ma » يکشنبه 17 اردیبهشت 1396 00:01

پیشنهاد منابع مطالعه:
تاریخ علم اقتصاد

http://www.bashgah.net/fa/content/show/14634

اقتصاد کلان نئوکلاسیک‌

http://donya-e-eqtesad.com/news/586539

خلق پول از هیچ / بن دیسون

https://meidaan.com/archive/17771

دو روی سکه پول الکترونیکی

http://way2pay.ir/19315


سایت پویای آنلاین در مورد خلق پول و نقدینگی در ایران

http://www.irandebtclock.ir

پول و نقدینگی / انواع پول

https://www.bsi.ir/Pages/AboutUs/Articl ... etary.aspx

تهران- در 22 ژوییه 1944 معاهده ˈبرتون وودزˈ رقم خورد. پشتوانه ی طلا برداشته شد ونظام پولی جهانی با دلارآمریکا به عنوان پول مرجع مبادلات جهانی شکل گرفت. درآن زمان اقتداردلارووابستگی اقتصاد جهانی به سرمایه گذاری آمریکا این فرهنگ غلط را دراکثرکشورهای جهان از جمله ایران به وجود آورد که ارزش پول ملی یعنی ارزش برابری آن با دلار!

http://www.irna.ir/fa/NewsPrint.aspx?ID=80674235
آخرين ويرايش توسط arman76ma on چهارشنبه 20 اردیبهشت 1396 22:56, ويرايش شده در 2.
با سلام و تشکر از لطف و از همه حلالیت میخواهم اگر ناخواسته موجب مزاحمتی شدم با مطالبم. نیت خیر بود و هیچ قصد بدی نبود. اوضاع روحی و احوتالات شخصی ام نامساعد است. باز در خواست مکررم تکرار میکنم از مدیریت سایت که میخواهم اکانت و تمام مطالب و کامنتهایم پاک نمایم.

Ali$amir از این پست سپاسگزاري کرده است

Junior Poster

Junior Poster



نماد کاربر
پست ها

192

تشکر کرده: 89 مرتبه
تشکر شده: 138 مرتبه
تاريخ عضويت

دوشنبه 4 آبان 1394 17:09

آرشيو سپاس: 0 مرتبه در 0 پست

Re: پاکابارا:... آسانی رِفُرم اقتصادی

توسط arman76ma » يکشنبه 17 اردیبهشت 1396 06:02

پیشنهاد منابع مطالعه:

اقتصاد کینزی چیست؟

http://www.unp.ir/article/university/marketing/1551

اقتصاد کینزی

https://en.wikipedia.org/wiki/Keynesian_economics

اقتصاد کینزی نو

https://en.wikipedia.org/wiki/New_Keynesian_economics

علم اقتصاد کینزی /  الن بلایندر

https://bourgeois.ir/%D8%B9%D9%84%D9%85 ... %B2%DB%8C/

کنترل خلق پول با استفاده از کدگذاری

http://ebinews.com/fa/news/160055/%da%a ... db%8c.aspx

مفهوم پول، شبه پول، پایه پولی، ضریب تکاثری خلق پول

http://asrebank.ir/news/686/%D9%85%D9%8 ... 9%88%D9%84
با سلام و تشکر از لطف و از همه حلالیت میخواهم اگر ناخواسته موجب مزاحمتی شدم با مطالبم. نیت خیر بود و هیچ قصد بدی نبود. اوضاع روحی و احوتالات شخصی ام نامساعد است. باز در خواست مکررم تکرار میکنم از مدیریت سایت که میخواهم اکانت و تمام مطالب و کامنتهایم پاک نمایم.

Ali$amir از این پست سپاسگزاري کرده است

Junior Poster

Junior Poster



نماد کاربر
پست ها

192

تشکر کرده: 89 مرتبه
تشکر شده: 138 مرتبه
تاريخ عضويت

دوشنبه 4 آبان 1394 17:09

آرشيو سپاس: 0 مرتبه در 0 پست

Re: پاکابارا:... آسانی رِفُرم اقتصادی

توسط arman76ma » دوشنبه 18 اردیبهشت 1396 07:01

البته دربارۀ اهمیت بدهی ایالات متحدۀ آمریکا،  صاحب نظران بسیار گفته اند؛ نکته مهم، تاثیر این بدهی است. بدهی امریکا، و البته کسری بودجۀ دائمی دولت این کشور، تاثیر مستقیم (و اغلب منفی) بر اقتصاد جهان می‌گذارد.
از آن‌جا که دلار آمریکا، نقش ارز بین اللملی دارد، عملاً بقیه دنیا دارند بار مضاعفی (از حیث تورم ، گرانی، تولید کالا و خدمات)- به واسطۀ مشکلات اقتصادی آمریکا- به دوش می‌کشند!
در مورد بدهی آمارهای گوناگونی منتشر شده است.

https://en.wikipedia.org/wiki/National_ ... ted_States
با سلام و تشکر از لطف و از همه حلالیت میخواهم اگر ناخواسته موجب مزاحمتی شدم با مطالبم. نیت خیر بود و هیچ قصد بدی نبود. اوضاع روحی و احوتالات شخصی ام نامساعد است. باز در خواست مکررم تکرار میکنم از مدیریت سایت که میخواهم اکانت و تمام مطالب و کامنتهایم پاک نمایم.

2 کاربر از این پست سپاسگزاري کرده اند

Junior Poster

Junior Poster



نماد کاربر
پست ها

192

تشکر کرده: 89 مرتبه
تشکر شده: 138 مرتبه
تاريخ عضويت

دوشنبه 4 آبان 1394 17:09

آرشيو سپاس: 0 مرتبه در 0 پست

Re: پاکابارا:... آسانی رِفُرم اقتصادی

توسط arman76ma » دوشنبه 18 اردیبهشت 1396 17:26

بلای خانمان‌سوز مدرک‌گرایی.

دربارۀ معضل مدرک‌گرایی، مثلاً برای مشاغل ساده یا دوست و آشنا با وجودی سال‌ها تجربه فنی و کاری داشتند استخدام نشدند! فقط یک مورد واقعی را- در این باره- از خاطرات تلخم به‌گویم:
دوستی دارم با سال سابقه دوستی از اوان نوجوانی، واقعاً مَردی شریف و محترمی است، تا جایی که من شناختمش، انسانی درست‌کار و پرتلاشی است؛ ولی بر اثر مشکلات شخصی، از بانک استعفا می‌دهد، وی موقع استخدام دیپلم ریاضی-فیزیک نظام قدیم داشت، با وجودی که 7 سال سابقه کار داشت، ولی هم‌چنان در شرایط سنی استخدام بود، به گمانم کم‌تر از دو سال بعد که پشیمان شد، درخواست استخدام مجدد داد در همان بانک، ولی در همین زمان اندک شرایط استخدام وی به مدرک تحصیلی لیسانس داشتن مشروط کرده بودند!
به شما به‌گویم، دوست من، موقع استخدام یک دورۀ شش ماه دربارۀ امور مالی، اداری، نرم افزار و سخت افزار مربوطه، نحوۀ مواجه با مشتریان، بانک‌داری و حساب‌داری و غیره، در آن هم سطح بالای ویژۀ از سوی همان بانک گذرانده بود، آن زمان برخی بانک با هزنیه خودشان این دورۀ ویزۀ تحصصی برگزار می‌کردند، شاید دلیل کمبود سیستم آموزشی بیرون و 7 سال سابقه کار داشت و حقیقتاً هم از کارش راضی بودند، موقع رد درخواست استخدام مجدد، حتی افرادی او را می‌شناختند و از حُسن اخلاق و توانایی اش رضایت و اطمنان داشتند، تأسف خوردند که چرا وی استخدام نشد!، با وجود آن حُسن شهرت و اخلاق، کارایی، تخصص، تجربه و سابقۀ کار مفید، فقط به واسطۀ نداشتن مدرک لیسانس او استخدام مجدد نکردند، چون سیستم مدرک‌گرایی است، و او و بانک محروم شدند از اشتغال مجدد وی، با وجودی که این نیروی کاری بادانش و پرتجربه را لازم داشتند و کارآمد بود برای‌شان! این را اضافه کنم، اساساً آنها یک مدرک لیسانس تا حدودی مرتبط، مثل کامپیوتر و یا حساب‌داری  و امثالهم می‌خواستند، ولی باز باید این دوره بانک‌داری ویژه را بگذارنند! صرفاً مدرک‌گرایی محض بود! نه آن شغل (باجه‌داری) نیازی به لیسانس داشت و نه اصلاً در سیستم دانشگاهی آموزش شغل باجه‌داری بانک به گمانم وجود داشته باشد!
دوستم البته با توجه با سابقه و تخصصی که در امور مالی و حساب‌داری دارد، در بخش خصوصی سال‌هاست پاره‌وقت، کارهای کارفرماهای مختلف را انجام می‌دهد، از مشاوره مالی و بانکی تا  حساب‌داری، از این راه امورات زندگی اش به سختی ‌می‌گذراند، ولی در بازار خصوصی، هرگز آن امنیت شغلی (استخدام رسمی و دائمی)، حقوق، مزایا، بیمه و غیره نداشته است! دوستم تاوان سنگینی برای آن اشتباه شخصی (استعفا) و اشتباه کشوری (مدرک‌گرایی) داد.
آری من به دلیل این قبیل معضلات است که، به شدت مخالف و منتقد مدرک‌گرایی هستم، این را به‌عنوان یکی از پیشنهادهایم- در زمینۀ رفرم (بهبود) اقتصادی- ارائه می‌دهم.
احتمالاً اکثر خوانندگان گرامی، با امثال من هم عقیده باشید که بلای خانمان‌سوز مدرک‌گرایی، طی این چند دهه، ضربات بدی و گاه جبران‌نادپذیری بر اقتصاد و اشتغال کشور زده است.
رواج این پدیدۀ شوم، البته عوارض ناگوارش، فراتر از اقتصاد است، از جمله بر به وجود آوردن آسیب به اخلاقیات، فرهنگ و اجتماع، مثلاً بداخلاقی‌هایی چون فخرفروشی، چشم هم چشمی، هدررفت عمر و جوانی، بالارفتن سن ازدواج... اما نکته این‌جاست‌ این معضل، دارای عوارض شومی بر اقتصاد است، بدیهی است اگر این معضل ریشه کن شود و حتی کاهش چمشگیری کند، تاثیر مثبتی در بهبود اوضاع اقتصادی و در امتدادش در سایر حوزه‌ها خواهد کذاشت. پس من بحث طولانی نمی‌کنم در این که "مدرک‌گرایی" معضل است و باید حل شود. سوال این است، چه‌گونه این معضل حل شود؟، په پیشنهاد و ایده‌ای می‌توانیم برای حل مشکل ارائه دهیم؟
خب، من سال‌هاست در این باره مطالعه و فکر کرده‌ام، مطالب متعددی نشر داده‌ام و با با فراد متعددی مشورت و تبدل نظر کرده‌ام. من چند تا از پیشنهادهایی که درگذشته کرده ام اجملاً می‌گویم. البته من از نظرات دیگران استفاده کرده ام، بدیهی است شاید مشابه اغلب نظریات را دیگران قبلاً ارائه کرده باشند هر چند من وجودشان آگاه نباشم.
این مباحث را فرصت و عمری باشد، ادامه می‌دهم. چند سالی تدریس و همکاری و آشنایی با آموزشگاه‌های آزاد مهارت آموزی داشتم (در زمینه نرم افزار و گرافیک کامپیتوری) و هم مدتی را در محیط تولید هم به عنوان طراح و هم کارگر کار کرده ام، همان طور که گفتم سال‌هاست در رسانه‌های داخلی این مباحث طرح کردم، ولی متاسفانه چندان توجهی ندیدم.
با سلام و تشکر از لطف و از همه حلالیت میخواهم اگر ناخواسته موجب مزاحمتی شدم با مطالبم. نیت خیر بود و هیچ قصد بدی نبود. اوضاع روحی و احوتالات شخصی ام نامساعد است. باز در خواست مکررم تکرار میکنم از مدیریت سایت که میخواهم اکانت و تمام مطالب و کامنتهایم پاک نمایم.

Ali$amir از این پست سپاسگزاري کرده است

Junior Poster

Junior Poster



نماد کاربر
پست ها

192

تشکر کرده: 89 مرتبه
تشکر شده: 138 مرتبه
تاريخ عضويت

دوشنبه 4 آبان 1394 17:09

آرشيو سپاس: 0 مرتبه در 0 پست

Re: پاکابارا:... آسانی رِفُرم اقتصادی

توسط arman76ma » سه شنبه 19 اردیبهشت 1396 06:58

این مطلبم را در برخی سایت های داخلی از جمله اقتصادآنلاین منتشرشده، با ویرایش مختصر و اصلاح اشتباهات نگارشی و تایپی، در اینجا بازنشر میدهم.

اصلاح ساختار آموزشی کشور، از پیش نیازهای رفع مشکلات اقتصادی است.

بر طبق قانون اساسی آموزش همگانی باید تا متوسطه رایگان باشد. باید بساط این آموزش پولکی برچیده شود. با کاهش جمعیت دانش آموزی، الان حتی مدارس دولتی هم خالی شده اند، من موافق سرمایهگذاری بخش خصوصی در همه زمینههای ممکن هستم، چون بخش خصوصی واقعی، رقابتپذیری را افزایش میدهد، و موجب افزایش کیفیت و کاهش قیمت می شود، اما نه در سیستم آموزش ابتدائی، چون در این صورت -  برای فقرا -  تبعیض و بیعدالتیپیش میآید، و آموزش کاری رفع تکلیفی میشود.

بخش خصوصی میتواند در سیستم آموزش مهارت سرمایهگذاری کند- با محوریت مهارت آموزی (نه مدرک دادن)/ مدرک پایان دوره اشکالی ندارد- ولی باید سیستم امتیازدهی برچیده شود، مدرک پایان دوره آموزشی، صرفاً یک گواهی باشد که از نظر حقوقی بین طرفین است و نشانه پایان تعهدان طرفین، نه به معنی بیشتر.

اما شخص باید برای کسب مهارت به آموزشگاه به آید، برای رفع نیاز و جذب در بازار کار، بایست رزومه یا پروژه های قابل ارائه و دفاع به کارفرما ارائه بدهد و نه مدرک صرف!

قطعا یک کارفرمای فهیم، به اشخاص فرصت کوتاهی می دهد که مهارت و قابلیت خودشان را اثبات کنند؛ بدیهی است مهارت تنها کافی نیست، تجربه طی کار در محیط واقعی به دست می آید، کارفرمای فهیم بایست بداند شخص با دانش و ماهر هم مدتی کار کند تا به ورزیدگی و تجربه مناسب برسد، قدر نیروی ماهر و با تجربه را بداند و در حفظ او بکوشد.

البته می توان (به نظرم باید) این مقطع متوسطه بازتعریف شود. معضل افزایش سن ازدواج، بخشی از برمی گردد به همین طولانی بودن دوره دبستان تا متوسطه، اصلاً من مخالف مقاطع تحت عنوان نظری هستم. از اصل غلط است دیپلم های مثل تجربی و ریاضی و انسانی. اصلا نباید ما دیپلم نظری داشته باشیم.

12 سال، خیلی طولانی است برای دوره های ابیدائی و متوسطه. اگر سربازی اجباری برطرف شود، خیلی خوب می شود. اما با وضع موجود، عملاً پسرهایی که نتوانستند به دانشگاه بروند، ناچار به فاصله کمی به سربازی می روند و دوسال وقفه بین مهارت آموزی و ورود به بازار کار پیش می آید! این زمان دوساله، موجب از یاد رفتن دانش و مهارت می شود.  پسرها دیپلمه تا بیاند دوباره کار یپدا کنند، و بازآموزی مهارت، سنشان می رود بالای 25 سال، و عملا موجب افزایش سن بلوغ اجتماعی و ازدواج می شود!؛ کلی سرمایه گذاری 12 ساله از بین می رود! بایست یک فکر اساسی کرد، یا دوره اجباری سربازی برچیده شود، و یا سن ورود به سربازی بالا ببرند، و یا دوره 12 سالۀ فعلی لااقل سه سال کاهش دهند. به نظرم مورد آخری بهتر است. یعنی مجموع دوره ابتدائی تا متوسطه کمتر از ده سال بشود.

تازه جوان فرصت دارد مهارت و دانشش را در بازار بکار به بیند، و تجربه کسب کند، و چه بسا قبل سربازی حتی توان تشکیل خانواده بدهد.

شاید بهتر است بین سیسم متوسطه و دانشگاه، یک سیستم کالج (دانش سرا) ایجاد شود. بسیاری از رشته های لازم نیست این قدر طولانی باشد. دوره های کالج/دانش سرای یکساله یا دوساله کافی است برای تقویت یا تکمیل بسیاری از رشته های مهارتی.
قطعاً این سیستم استخدامی عمومی هم اصلاح شود، و مدرک گرایی و سمت گیری برای تشویق گرفتن مدرک دانشگاهی تغییر کند؛ لازم نیست برای هر شغل دولتی مدرک دانشگاهی باشد.

چه کار بی خودی است یک تازه جوان 12 سال عمر ارزشمندش تلف کنیم و بعد به او یک  مدرک دیپلم نظری بدهیم!؛ که مثلا کلی فرمول ریاضی و تاریخ ادبیات بداند و بعد مدتی هم از یادشان می رود!، چون در زندگی و کارش کاربردی ندارد. این همه دروس تئوری و خفظیات بیهوده! (هیچ دلیل ندارد همه چندین زبان خارجی بدانند در دوره متوسطه/ هرچند آموختنش خوبست، ولی زبان خارجی خودش یک تخصص است، اصلاً این گونه دروس باید اختیاری باشد/ همه توان و حوصله یادگیری زبان خارجه ندارند/ آن هم با این سیستم اشتباه و ناکارآمد آموزشی حفظی و تئوری محور ؛ زبان باید در محیط کاربردی یاد گرفت، با عشق و علاقه و احساس نیاز، وگرنه صرفاً برای رفع تکلیف و نمره گرفتن می شود)؛ که چه بشود؟

دوره متوسطه باید دوره کارآموزی و کسب مهارت برای کار و کسب درآمد و زندگی باشد. اصلاً دانشگاه نباید محل این کار باشد، دانشگاه محل تکمیل تخصص و مهارت یا پژوهشگاه باید باشد. بایست این مدرک گرایی خانمانسوز برچینید، اگر می خواهید نسل آینده کارآمد باشند، اگر میخواهید سن ازدواج پایین به آید، اگر می خواهید نیروی جوانی ملت در راه درست صرف شود.
با سلام و تشکر از لطف و از همه حلالیت میخواهم اگر ناخواسته موجب مزاحمتی شدم با مطالبم. نیت خیر بود و هیچ قصد بدی نبود. اوضاع روحی و احوتالات شخصی ام نامساعد است. باز در خواست مکررم تکرار میکنم از مدیریت سایت که میخواهم اکانت و تمام مطالب و کامنتهایم پاک نمایم.

Ali$amir از این پست سپاسگزاري کرده است

بعدي

 


  • موضوعات مشابه
    پاسخ ها
    بازديدها
    آخرين پست

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 5 مهمان