در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه‌ي مباحث مرتبط با تاريخ جهان به بحث بپردازيد
Captain I

Captain I



نماد کاربر
پست ها

1561

تشکر کرده: 3442 مرتبه
تشکر شده: 4137 مرتبه
تاريخ عضويت

چهارشنبه 23 بهمن 1392 11:40

آرشيو سپاس: 338 مرتبه در 72 پست

وایکینگها ...

توسط bamn » يکشنبه 12 آذر 1396 10:38

با سلام خدمت دوستان گرامی .

به احتمال زیاد همه شما تا به حال دست کم چند فیلم یا کتاب درباره وایکینگها دیده و مطالعه کرده اید . در چند سال اخیر هم یکی از معروف ترین سریال های تلوزیونی غربی (با همین نام وایکینگها) به این قوم پر رمز و راز و تاریخ ساز اختصاص داشته است که ممکن است همه یا برخی قسمت های آن را دیده باشید (بنده فقط دو قسمت از فصل چهارمش را دیده ام که همین انگیزه ایی شد برای مرور دوباره کتاب هایی که درباره آنها دارم) .

خیلی دلم می خواهد در این تایپیک توضیح مفصلی درباره این قوم بدهم تا به برخی ابهامات و پرسش هایی که درباره آنها در ذهن شما وجود دارد پاسخ داده شود . اما متاسفانه دوستان فعالیت چندانی در انجمن تاریخ سایت ندارند و هرچقدر هم مفصل تر و کامل تر بنویسیم انگار بیشتر از مطالعه آن فرار می کنند (بنده که اصلاً درک نمی کنم چرا خیلی ها از درس تاریخ بدشان می آید . به نظرم اهمیت یادگیری و دقت در این درس از ریاضی و علوم هم بیشتر است . خیلی از مشکلاتی که امروز در جامعه وجود دارد و شبهاتی که جوانان مطرح می کنند ، با کمی مطالعه تاریخ قابل حل است!)

بنابراین تصمیم گرفتم این تایپیک را تعاملی کنم! بنده سه سئوال مطرح می نمایم . اگر کسی به این سه سئوال پاسخ داد (حتی غلط) مطلب اصلی را شروع می کنم . اما تا زمانی که پاسخی در کار نباشد ، ادامه ایی هم در کار نخواهد بود!

سئوال 1 : چرا در دهه های نخست آغاز عصر تهاجمات وایکینگها ، کلیساها و صومعه های دور افتاده از اصلی ترین اهداف آنها بودند؟

سئوال 2 : شرقی ترین و غربی ترین نقاط ثبت شده در تاریخ که مورد هجوم وایکینگها قرار گرفتند کدام مناطق بودند؟

سئوال 3 : وایکینگها مردن در رختخواب را به چه چیزی تشبیه می نمودند؟

کانال تلگرام فروشگاه بنده :


https://t.me/hor_hamoon



2 کاربر از این پست سپاسگزاري کرده اند

Captain I

Captain I



نماد کاربر
پست ها

1561

تشکر کرده: 3442 مرتبه
تشکر شده: 4137 مرتبه
تاريخ عضويت

چهارشنبه 23 بهمن 1392 11:40

آرشيو سپاس: 338 مرتبه در 72 پست

Re: وایکینگها ...

توسط bamn » سه شنبه 14 آذر 1396 10:28

با سلام دوباره .

نمی خواستم زیر حرفم بزنم اما دلم نیامد این سه سئوال همینطور بی جواب باقی بمانند . برای همین پاسخ سئوال اول را می دهم و همچنان برای دو سئوال دیگر مهلت می گذارم . اگر تا هفته آینده کسی جواب نداد (تاکید می کنم که حتی اگر غلط هم جواب بدهید هیچ اشکالی ندارد ، فقط بدانم که علاقه مند به موضوع هستید کافی است) دو سئوال دیگر را هم پاسخ می دهم اما بعدش انتظار ادامه یافتن بحث را نداشته باشد!

سئوال : چرا در دهه های نخست آغاز عصر تهاجمات وایکینگها ، کلیساها و صومعه های دور افتاده از اصلی ترین اهداف آنها بودند؟

پاسخ : مردم اروپای غربی در مواجه با این حملات اینطور برداشت کردند که این مهاجمان کافر دشمن مسیح هستند و برای جنگ با خدا و دین مسیحیت دست به این حملات می زنند . این درست که وایکینگهای اولیه به دین مسیح کافر بودند ، اما هیچ مدرکی وجود ندارد که نشان دهد انگیزه آنها از این حملات مذهبی بوده است . در فرهنگ این مردم ثروت مشخص کننده موقعیت اجتماعی افراد بوده و اغلب افرادی که بیشترین ثروت را داشتند از سوی شورای ریش سفیدان قبایل به حکومت انتخاب می شدند با این استدلال که حاکم هرچقدر ثروتمندتر باشد رفاه بیشتری برای مردمش فراهم می کند . وایکینگهای اولیه عمدتاً کسانی بودند که در سرزمین های خودشان در اسکاندیناوی شانس زیادی برای کسب ثروت و ارتقا جایگاه اجتماعی خود نداشتند . آنها از تاجران و مسافران شنیده بودند که به علت جنگ های پیاپی و دائمی بین حاکمان و فئودال های مناطق اروپای غربی ، ثروتمندان برای در امان ماندن اندوخته شان از جنگ و چپاول آنها را در کلیساها و صومعه ها به امانت می گذارند و در واقع این مکان ها بانک های قرون وسطی بودند . پس آنها کلیساها و صومعه هایی را که در نواحی دور افتاده و کمتر قابل دفاع ساحلی قرار داشتند برای غارت و چپاول انتخاب می کردند و به همان سرعت که حمله می کردند پیش از رسیدن نیروهای کمکی با غنائمشان می گریختند . بعدها با افزایش ثروت و قدرت در اسکاندیناوی که بخاطر تجمیع این اموال غارت شده حاصل شد ، اهداف و نوع تهاجمات تغییر کرد .

کانال تلگرام فروشگاه بنده :


https://t.me/hor_hamoon



2 کاربر از این پست سپاسگزاري کرده اند

Novice Poster

Novice Poster



no avatar
پست ها

52

تشکر کرده: 123 مرتبه
تشکر شده: 5 مرتبه
تاريخ عضويت

شنبه 9 خرداد 1388 01:14

آرشيو سپاس: 141 مرتبه در 38 پست

Re: وایکینگها ...

توسط Peyman-Phantom-1351 » پنج شنبه 16 آذر 1396 12:26

در مورد سوال دوم باید بگویم کع وایکینگها به سواحل جنوبی دریای مازندران یعنی ایران هم رسیده بودند و اخیراً هم گوری از وایکینگها کشف شده که پارچه هایی با عبارات اسلامی در آن پیدا شده، در غرب هم فکر کنم وایکینگها حداقل به سواحل کانادا رسیده بودند

bamn از این پست سپاسگزاري کرده است

Captain I

Captain I



نماد کاربر
پست ها

1561

تشکر کرده: 3442 مرتبه
تشکر شده: 4137 مرتبه
تاريخ عضويت

چهارشنبه 23 بهمن 1392 11:40

آرشيو سپاس: 338 مرتبه در 72 پست

Re: وایکینگها ...

توسط bamn » پنج شنبه 16 آذر 1396 18:59

بله پاسخ شما کاملاً صحیح است .

شرقی ترین نقطه مورد تهاجم وایکینگ ها که در تاریخ ثبت شده سواحل دریای مازندران است .

آنها مدتها پیش از آنکه تهاجم به اروپای غربی را آغاز کنند موجب ترس و وحشت مردم سواحل شرقی بالتیک و شمال شرق روسیه امروزی بودند تا اینکه در سال 859 میلادی یک شاهزاده سوئدی به نام روریک همراه با سپاهی عظیم پا به ساحل گذاشت و ظرف چند سال از شمال تا جنوب بخش غربی روسیه امروزی را تا نزدیک دریای سیاه تصرف کرد . بعد از او جانشینانش شهر کیف را به عنوان پایتخت انتخاب کردند و حکومتشان به نام امیرنشین کیف معروف شد . مردم محلی سپاه روریک را روسها می نامیدند و با اینکه به مرور زمان این سپاه با مردم محلی ادغام و ترکیب شد و فرهنگ و زبان اسلاوی غلبه یافت ، نام روس روی مردم این کشور ماند . روسها چندین بار به قسطنطنیه حمله کردند و با اینکه در هیچ یک از این حملات موفق به ورود به شهر نشدند ، بتدریج با بیزانس روابط حسنه برقرار نمودند و حتی به مذهب مسیحی ارتدوکس بیزانسی گرویدند و در جنگ های دریایی شرق مدیترانه به بیزانس یاری کردند .

اما گروهی از روسها از راه رودخانه ولگا و از میان بلغارهای مسلمان ولگا و خزرهای یهودی عبور کرده و در دلتای ولگا در شمال دریای مازندران مستقر شدند . هنوز به درستی مشخص نیست چرا قوم قدرتمند بلغارهای مسلمان ولگا نتوانستند جلوی عبور روسها از این رودخانه را بگیرند اما احتمالاً پادشاه خزرهای یهودی با وعده دریافت بخشی از غنائم تاراج شده به روسها اجازه عبور داده است .

نخستین حمله روسها که به تفصیل در کتب مورخان آن عهد آمده بین سال های 908 تا 912 میلادی رخ داد که با قتل و غارت و کشتار فراوان همراه بود تا اینکه با مقاومت حکومت های محلی از جمله زیدیان بسیاری از غاتگران کشته شده و بقیه فرار کردند . جالب اینکه مورخان آن دوره هم از مهاجمان با نام روس یاد کرده اند که نشان دهنده شناخت آنها از مناطق دور دست بوده است! اما بعد از این شکست باز حملات روسها ادامه یافت تا اینکه بزرگترین تهاجم آنها در سال 943 میلادی رخ داد . در این سال سپاه بزرگی از روسها با کشتی به جنوب دریای مازندران آمدند و از روی رودخانه کر به نزدیک شهر بردعه رسیدند که در آن زمان از بزرگترین و آبادترین شهرهای قفقاز بود . حاکم شهر که شناخت چندانی از روسها نداشت با سپاهی که عمدتاً از مردم غیرنظامی شهر تشکیل شده بود به جنگ آنها رفت اما ظرف یک ساعت شکست خورد و گریخت و بردعه به دست روسها افتاد . روسها به مردم شهر گفتند که برای سکونت به این منطقه آمده اند و قصد جنگ و قتل و غارت ندارند . اما مرزبان نامی که حاکم آران (جمهوری آذربایجان فعلی) بود ندای جهاد سر داد و مردم گروه گروه از شهرهای اطراف به جنگ روسها در برداعه می رفتند و هرچند هرگروه از پس گروه دیگر مغلوب روسها می شد ، هر بار که سپاهی به شهر نزدیک می شد مردم بردعه از خانه ها خارج شده و با روسها درگیر می گشتند . این وضعیت سرانجام خشم روسها را به جوش آورد . آنها چهار روز به مردم وقت دادند که از شهر بروند اما فقط گروه کوچکی شهر را ترک کردند و روسها بقیه مردم را جز آنها که آنقدر ثروتمند بودند که بتوانند جان خود را بخرند ، قتل عام کردند و زنان و کودکان را به بردگی گرفتند . به نظر می رسید روسها در این شهر ماندگار باشند و هیچکس توان جا کن نمودن آنها را نداشت تا اینکه فصل تابستان رسید و روسها که به گرمای زیاد عادت نداشتند تصمیم گرفتند در باغات منطقه مراغه (نزدیک بردعه نه مراغه فعلی آذربایجان شرقی) ییلاق کنند و چون به بهداشت فردی و محیطی پایبند نبودند و در خوردن میوه های نشسته از درختان زیاده روی کردند به مرض وبا که شناختی از آن نداشتند مبتلا شدند و بسیاری از آنها از وبا مردند و بقیه سوار بر کشتی ها شده گریختند . پس از این تهاجم ، حملات و غارت های پراکنده روسها در دریای مازندران طی چند سال بعدی بتدریج فروکش کرد و آنها برای حدود 700 سال از این دریا محو شدند .

اما غربی ترین نقطه :

وایکینگهای نروژی تقریباً نیم قرن قبل از اینکه حملات به سواحل بریتانیا و اروپای غربی را آغاز کنند جزایر فاروئه و شتلند در شمال بریتانیا را اشغال و مسکونی کرده بودند و احتمال می روند نخستین تهاجمات از همین جزایر سازماندهی می شده است . کمی بعد وایکینگ ها ایسلند را کشف و مسکونی کردند . در اوایل قرن دهم میلادی یک کشتی تجاری وایکینگی که در حال سفر به ایسلند بود بر اثر طوفان راه خود را در دریا گم کرد و به سرزمین سرد و یخ زده در غرب رسید و سپس به ایسلند بازگشت . در سال 982 میلادی یکی از سران ایسلند معروف به اریک ایسلندی یا اریک مو سرخه ، بخاطر نزاع محکوم به تبعید شد و با تعدادی از هوادارانش برای یافتن آن سرزمین رفت و آن را یافت و برای تشویق مردم به مهاجرت به آنجا آن را گرینلند (سرزمین سبز) نامید . چند سال بعد باز یک کشتی تجاری که از ایسلند عازم گرینلند بود راه خود را گم کرد و در جنوب به ساحلی سرسبز و پر نعمت رسید . طبق آنچه در متون تاریخی ایسلندی آمده لایف اریکسون پسر اریک در حدود سال 1000 میلادی به امید یافتن این سرزمین و انتقال مردمش از گرینلند به آنجا همراه گروهی از افرادش به کشتی نشست . آنها ابتدا به ساحل خشک و خالی شبه جزیره لابرادو در شمال کانادای امروزی رسیدند اما با کشتی رانی به سمت جنوب سواحل پوشیده از جنگل نیوفوندلاند را کشف کردند و سعی کردند در آنجا مستقر شوند . بومیان سرخپوست ابتدا از آنها استقبال کردند اما چون به نیتشان پی بردند به جنگ پرداختند . لایف اریکسون و بیشتر افرادش کشته شدند و بقیه به زحمت گریختند . اما زندگی در گرینلند آنقدر سخت بود که وایکینگها چند بار دیگر سعی کردند به نیوفوندلاند برگردند لیکن هر بار از سرخپوست ها شکست می خوردند و در نهایت دست از تلاش کشیدند . آنها به زندگی در گرینلند با همه سختی هایش ادامه دادند اما از حدود قرن سیزدهم میلادی سرمای هوا رو افزایش گذاشت و حملات اسکیموها هم که بخاطر سرما سعی داشتند به جنوب گرینلند مهاجرت کنند مزید بر علت شد تا ضمن تلف شدن شماری از مردم ، بقیه هم به تدریج به ایسلند برگردند و سرانجام آخرین ساکن وایکینگ گریلند را در اواخر قرن پانزدهم میلادی آخرین کشتی آذوقه رسان ایسلندی مرده پیدا کرد . یعنی در همان حدودی که کریستف کلمب داشت مقدمات سفر به قاره جدید را فراهم می کرد .

اما پاسخ سئوال سوم هم این است :

وایکینگها مردن در تختخواب و از بیماری یا کهولت سن را به مردن گاو شیرده از زیادی شیر در طویله تشبیه می کردند و برایشان کشته شدن در جنگ بزرگترین افتخار بود .

انشالله هفته آینده مطلبی درباره چند نکته تاریخی دیگر از اهمیت وایکینگها برای تاریخ غرب ، آماده و در اینجا قرار خواهم داد

کانال تلگرام فروشگاه بنده :


https://t.me/hor_hamoon



Peyman-Phantom-1351 از این پست سپاسگزاري کرده است

Captain I

Captain I



نماد کاربر
پست ها

1561

تشکر کرده: 3442 مرتبه
تشکر شده: 4137 مرتبه
تاريخ عضويت

چهارشنبه 23 بهمن 1392 11:40

آرشيو سپاس: 338 مرتبه در 72 پست

Re: وایکینگها ...

توسط bamn » شنبه 18 آذر 1396 19:10

ریشه نام وایکینگها ، منشا و سکونتگاه :

کلمه وایکینگ اصولاً یک عبارت اسکاندیناویایی است و به افرادی که برای ماجراجویی و کسب ثروت مسافرت می کردند اطلاق می شده . مردم اروپای غربی در مواجه با موج نخستین حملات ، این مردم را " نورس من " (مرد شمالی) نامیدند که بعدها تبدیل شد به " نورمن " . کسانی از نورمن ها که در شمال فرانسه ساکن شدند برای اینکه همسایگان جدیدشان بین آنها و نورمن های غارتگر تفاوت و تمایز قائل شوند ، استفاده از کلمه وایکینگ را باب نمودند . طنز تاریخ آنجاست که مورخان شکست وایکینگهای انگلستان در سال 1066 میلادی را به عنوان نقطه پایان عصر وایکینگها می دانند در حالی که در نبرد هیستینگز این نورمن های شمال فرانسه بودند که وایکینگهای انگلستان را شکست دادند!!!

اما منشا اصلی وایکینگها یا نورمن ها ، به اروپای مرکزی بر می گردد . آنها از قبایل ژرمن ساکن در نواحی شمال آلمان امروزی بوده اند که از حدود سال های 100 پیش از میلاد تا 100 میلادی ، بر اثر هجوم قبایل دیگر از سمت شرق و امپرتوری روم از سمت غرب ، به سمت شمال و اسکاندیناوی (دانمارک ، سوئد و نروژ) رانده شدند . برخی مورخان فکر می کنند آنها پیش از عصر تهاجم عمدتاً کشاورز بوده اند در حالی که مهاجرت آنها از شمال آلمان به اسکاندیناوی نشان می دهد 8 قرن قبل از اینکه وایکینگهای مهاجم به اروپای غربی حمله ور شوند ، آنها با دریانوردی و ماجراجویی آشنا بوده اند . کما اینکه همسایگان جنوبی شان یعنی انگل ها و ساکسون ها در طول قرن پنجم میلادی با دریانوردی بر روی دریای شمال به انگلستان رفتند و بیشتر نواحی این جزیره را اشغال نمودند .

قبایل ژرمن با وجود تفاوت های جزیی منطقه به منطقه ، به طور کلی به یک مذهب چند خدایی مشابه آنچه در یونان و روم باستان پرستش می شد اعتقاد داشتند . از نظر آنها اودین خدای ارشد بود و سایر خدایان نظیر تور ، لوکی ، تیو و فریا زیردستان اودین محسوب می شدند و هر یک ویژگی های خاص خود را داشتند . در طول قرون چهارم و پنجم میلادی با فروپاشی امپراتوری روم غربی و استقرار قبایل ژرمن در سرتاسر نیمه غربی اروپا ، این مردم به تدریج به مسیحیت گرایش یافتند . به این ترتیب تنها ژرمن هایی که تا قبل از قرن نهم میلادی به دین مسیح در نیامده بودند ژرمن های اسکاندیناوی بودند .

ژرمن های اسکاندیناوی با اینکه پیش از آغاز عصر وایکینگ اتحاد چندانی با هم نداشتند ، خود را بطور کلی به سه دسته تقسیم کرده بودند ؛ ژرمن های ساکن در سواحل غربی اسکاندیناوی خود را نروژی می نامیدند ، ساکنان سواحل شرقی سوئدی و ساکنان سواحل و جزایر جنوبی دانمارکی . پیش از آغاز عصر وایکینگ ، سوئدی ها و نروژی ها چیز زیادی درباره دین مسیحیت نمی دانستند و تمام اطلاعاتشان از گفته های تاجران و مسافران بود که بیشتر هم برای پی بردن به اصرار ثروت های مردم دیگر به آن توجه می کردند . اما دانمارکی ها شناخت بیشتری از مسیحیت داشتند چون با وجود خطرات فراوان ، راهبان با سفر بین قبایل دانمارکی سعی در ترویج مسیحیت بین آنها می نمودند .

در منتها علیه شرق اسکاندیناوی ، جایی که امروز کشور فنلاند قرار دارد ، مردم فین زندگی می کنند که اصالتاً از جنوب روسیه در طول قرن نخست پیش از میلاد به این منطقه مهاجرت کرده بودند . فین ها روابط نزدیکی با سوئدی ها داشتند و در طول عصر وایکینگ هم به تقلید از آنها برخی نواحی جنوب دریای بالتیک را غارت کردند اما به صورت مستقیم در اروپای غربی دست به عملیات نزدند و برای همین تا مدتها برای مردم اروپای غربی ناشناخته بودند .

کانال تلگرام فروشگاه بنده :


https://t.me/hor_hamoon



Peyman-Phantom-1351 از این پست سپاسگزاري کرده است


چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 2 مهمان