نقد کوتاه

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه‌ي مباحث فيلم و سينما به بحث بپردازيد

مدیر انجمن: شوراي نظارت

Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 2487
تاریخ عضویت: چهار شنبه 23 بهمن 1392, 11:40 am
سپاس‌های ارسالی: 4354 بار
سپاس‌های دریافتی: 6203 بار

نقد کوتاه

پست توسط bamn » سه شنبه 3 اردیبهشت 1398, 8:40 pm

با سلام خدمت دوستان گرامی . از " فیلم هایی که دیده اید ، در شش کلمه ... " که استقبالی نکردید! حالا از این به بعد می خواهم برای هر فیلم جدیدی که می بینم ، یک نقد کوتاه در حد چند خط بنویسم . البته بتدا با 10 فیلم شروع می کنم تا کمی پست گرم باشد ، اما بعد هر فیلمی که دیدم انشالله نقد کوتاهش را پشت سرش می نویسم!
 
کانال های بنده :

[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]

[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]


Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 2487
تاریخ عضویت: چهار شنبه 23 بهمن 1392, 11:40 am
سپاس‌های ارسالی: 4354 بار
سپاس‌های دریافتی: 6203 بار

Re: نقد کوتاه

پست توسط bamn » سه شنبه 3 اردیبهشت 1398, 9:41 pm

تصویر
ونوم :

فیلمی به شدت احمقانه! با ایده پردازی و فیلمنامه افتضاح و تنها با یکی-دو شوخی نسبتاً خنده دار . تام هاردی بزرگ تمام توانش را به کار بسته تا کاراکتر ادی براک را به یک شخصیت چند بعدی تبدیل کند اما فیلمنامه آنقدر بد است که در نهایت شاهد یکی از بدترین نقش آفرینی های وی می شویم . کاراکتر آن وینینگ (میشله ویلیامز) هم تک بعدی و کلیشه ایی است با رفتار و گفتاری کاملاً غیر منطقی و روی اعصاب ، حتی ریز احمد هم که تمام توانش را به کار بسته تا یک شخصیت منفی کامل را ارائه کند شکست خورده چون اساساً فیلمنامه توضیح نمی دهد که انگیزه های رایوت برای این همه شرارت و ضدیت با انسانیت خودش چیست؟ از جلوه های ویژه حال به هم زن و لزج کاراکتر ونوم دیگر چیزی نمی گویم! با همه این حرفها فیلم شما را تا آخر نگه می دارد فقط برای اینکه بفهمید چطور چنین بنجلی توانسته بیشتر از 850 ملیون دلار فروش کند؟!

***
تصویر
حماسه کولی :

با وجود نمرات متوسط به پایین منتقدان ، فیلم هم در گیشه موفق بود و هم در فصل جوایز . حالا با دیدن فیلم کاملاً حق را به منتقدان می دهم! صرف نظر از اینکه حماسه کولی فقط یک ادای دین نسبت به فردی مرکوری است و هیچ تلاشی برای نشان دادن زوایای پنهان شخصیت وی نمی کند (حتی در برخی سکانس ها عملاً در واقعیت هم دست می برد تا تصویری کاملاً مثبت و معصومانه از این خواننده شهیر به بیننده قالب کند و فساد اخلاقی و اعتیاد شدید وی را که در نهایت به مرگ زودهنگامش منجر شد نادیده می گیرد!) عملاً فیلم هیچ شاخصه هنری خاصی ندارد! حتی بازی رامی مالک هم که بسیار تحسین شد و به عنوان نقطه قوت فیلم جوایز اسکار و گلدن گلاب بهترین بازیگر نقش اول مرد سال را از آن وی نمود ، عملاً تقلیدی کورکورانه و سطحی از همان تصویری است که خود مرکوری در کنسرت ها و برنامه های تلوزیونی از خود به یادگار گذاشته بود . پس با همه اینها می توان به این نتیجه رسید که کیش شخص پرستی و ستاره پرستی در غرب تا چه حد می تواند روی تصمیم ها و قضاوت ها تاثیرگذار باشد!

***
تصویر
زلزله :

یک فیلم فاجعه ایی از سینمای نروژ که در واقع دنباله ایی است بر یک فیلم فاجعه ایی دیگر (موج (2015)) ، فیلم دقیقاً کلیشه های ژانر فاجعه را در نیمه ابتدایی خود دنبال می کند ؛ دانشمند نیمه دیوانه ایی که هشدارهایی می دهد اما کسی او را جدی نمی گیرد! ، و کاراکترهایی که درست برخلاف هشدارها خودشان را به سمت فاجعه هل می دهند! اما فیلم در نیمه دومش که فاجعه از راه می رسد اوج می گیرد و با اینکه در مقایسه با جلوه های ویژه عظیم هالیوودی کم بضاعت می نماید ، در عین حال بیننده را میخکوب می کند! البته که همه اش فیلم است و اصلاً اسلو (پایتخت نروژ) پتانسیل طبیعی برای وقوع چنین زلزله ایی را ندارد . اما مگر این همه که در هالیوود درباره نابودی شهرهای کالیفرنیا بر اثر زلزله فیلم می سازند ، اتفاقی افتاده است؟!

***
تصویر
موتورهای مرگبار (موتورهای فانی) :

فیلم ایده خیلی جذابی دارد ، جلوه های ویژه اش معرکه است ، و یکی-دو صحنه احساسی کم نظیر هم دارد ، اما بزرگترین ضربه را از فیلمنامه و بخصوص شخصیت پردازی ضعیفش می خورد! پر کاراکتر است و به همین نسبت در پرداخت کافی شخصیت ها کم می آورد! بازی ها از سطح قابل قبولی برخوردارند بخصوص هوگو ویوینگ (مامور اسمیت سه گانه ماتریکس) در نقش شرور تادئوس والنتاین کامل ترین بازی را در فیلم ارائه کرده ، اما بدون شخصیت پردازی مناسب در فیلمنامه ، بازی ها هرچقدر هم خوب باشند تلف می شوند! شاید اگر تیم تبلیغاتی فیلم تا این حد روی اینکه محصولشان ساخته تیم سازنده مجموعه ارباب حلقه ها و هابیت است مانور نمی دادند ، شکست فیلم در گیشه تا این حد سنگین نمی شد ، به هر حال با اینکه سه گانه هابیت در مجموع فیلم های خوبی بودند اما حسی از کلاهبرداری سازندگانشان را هم منتقل می کردند!

***
تصویر
22 جولای (22 ژوئیه) :

فیلم شروع و پایان خوبی دارد اما در میانه کمی لنگ می زند! دلیلش هم سفارشی بودن فیلم است! نروژی ها یک کارگردان مطرح و سفارشی ساز آمریکایی (پال گرین گرس) را آورده اند و به او سفارش کرده اند فیلمی از حادثه تروریستی مرگبار 22 جولای 2011 بسازد که در آن هیچ نکته منفی علیه دولت وقت نروژ نداشته باشد (چون کسی که آن زمان نخست وزیر نروژ بود الان دبیرکل ناتو است!) . به این ترتیب یک سوم ابتدایی فیلم که متمرکز بر اصل واقعه است خیلی عالی و طبیعی از کار در آمده ، در یک سوم میانی از یک طرف روی یک نوجوان مجروح متمرکز می شویم و مشکلات و فشارهای روحی که پشت سر می گذارد که وزنه قدرت این بخش است و از طرف دیگر روی تحقیقات دولت از عامل حمله که چون دیدی کاملاً یک طرفه دارد و روی ضعف های دولت در پیشگیری از این فاجعه سرپوش می گذارد ، می شود نقطه ضعف این بخش . اما در یک سوم پایانی داستان روی همان نوجوان متمرکز می شود و باز اوج می گیرد و در نهایت در می یابیم آن نوجوان شاید و احتمالاً در آینده ایی نچندان دور روی صندلی نخست وزیری نروژ خواهد نشست!
 
کانال های بنده :

[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]

[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]


Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 2487
تاریخ عضویت: چهار شنبه 23 بهمن 1392, 11:40 am
سپاس‌های ارسالی: 4354 بار
سپاس‌های دریافتی: 6203 بار

Re: نقد کوتاه

پست توسط bamn » چهار شنبه 4 اردیبهشت 1398, 12:18 pm

تصویر
مرد عنکبوتی : به درون دنیای عنکبوتی :

یک انیمیشن خارق العاده ، اورژینال و بشدت جذاب که با سبکی منحصر به فرد و دیده نشده با کلیشه های ژانر ابرقهرمانی و بخصوص کامیک های مجموعه مرد عنکبوتی بازی می کند و هر لحظه چیز تازه ایی برای رو کردن و غافلگیر نمودن بیننده دارد . به حق که سزاوار اسکار بهترین انیمیشن سینمایی سال است و بدون شک افراد زیادی در سال های آینده تلاش خواهند نمود تا از سبکش تقلید نمایند . اما مطمئن باشید حتی خود تیم سازنده این انیمیشن هم دیگر نخواهند توانست چیزی به این خوبی ارائه کنند زیرا اصل غافلگیری را دیگر از دست داده اند!

***
تصویر
نخستین انسان :

آخرین ساخته دیمون شزل را می توان ادامه موج فیلم های علمی-فضایی دانست که برخی مثل میان ستاره ایی (2014) و ورود (2016) زیادی تخیلی ، یا مثل جاذبه (2013) و مریخی (2015) کمی تخیلی ، یا مثل شخصیت های پنهان (2016) کاملاً واقعی بودند ، و در عین حال همگی مورد تحسین منتقدان و تماشاگران قرار گرفتند و بیشترشان حتی نامزد جایزه اسکار بهترین فیلم سال هم شدند تا این زیر ژانر احیا گردد . دیمون شزل بعد از دو فیلم بشدت تحسین شده ویپلش (2014) و لالالند (2016) که هر یک به نوعی با موسیقی سر و کار داشتند ، ژانری متفاوت را تجربه کرده است اما با وجود اینکه فیلم از استانداردهای فنی بالایی برخوردار است یک ایراد اساسی دارد ؛ آن حس و حال و شور و سرزندگی که در تک تک فیلم های نام برده در بالا باعث احیای این زیر ژانر شد ، در نخستین انسان دیده نمی شود! انگار که داریم یک مستند خوش ساخت از نشنال جئوگرافی را تماشا می کنیم! کل فیلم همین حس را دارد ، فرقی نمی کند چه اوج و فرودی از داستان باشد ، تماشاگر کاملاً از زاویه بیرونی به ماجرا نگاه می کند و نمی تواند خودش را در قلب آن بداند . با همه این حرفها نخستین انسان فیلمی است که ارزش دیدن دارد بخصوص برای نوجوانانی که اگر ازشان بپرسید در آینده می خواهند چه کاره شوند پاسخشان کلمه فضانورد است!

***
تصویر
بلکککلنزمن :

اسپایک لی کهنه کار که سال ها تلاش کرد شعارهای ضد نژادپرستی اش در قالب سینما به تصویر در آورد ، بالاخره توانسته با بلکککلنزمن به آنچه می خواست برسد و باید این فیلم را وصیتنامه سینمایی او قلمداد کرد . یک فیلم نیمه جدی و نیمه کمدی ، نیمه جدی از این حیث که داستان آن واقعاً اتفاق افتاده و حقیقی است و کمدی از این حیث که این ماجرا آنقدر احمقانه است که باورتان نمی شود واقعاً اتفاق افتاده باشد! اسپایک لی هم از همین تضاد استفاده کرده و با تقویت آن به چیزی که دنبالش بوده رسیده ، یعنی هرجای فیلم که سیاهپوستان درباره تبعیض نژادی و خودشان صحبت می کنند فیلم تا حد یک بیانیه سیاسی کوبنده جدی می شود ، اما هرجا که سراغ اعضا سفید پوست نژادپرست کوکلاس کلان می رود آنها را تا حد کاراکترهای سه کله پوک پایین می آورد و احمق نشان می دهد! البته ممکن است این تضاد برای بعضی ها هم جالب نباشد چون به قول یکی از نشریات ارزشی که سال ها قبل نوشته بود ، احمق نشان دادن نیروهای دشمن در بعضی فیلم های ژانر دفاع مقدس فقط ارزش فداکاری و مجاهدت رزمندگان خودمان را پایین می آورد!

***
تصویر
رما :

این فیلمی است که سال های سال در یادها خواهد ماند و ممکن است حتی یک روز به بالای جدول بهترین فیلم های تاریخ سینما راه یابد . آلفونسو کوارون بسیار هوشمندانه فیلم را طوری ساخته که در عین سادگی ارزش چند بار دیدن و بررسی را داشته باشد و منتقدان مدتها درباره لایه های مختلف آن بحث کنند . فیلم در واقع دو لایه اصلی و آشکار دارد و چندین لایه فرعی و پنهان . دو لایه اصلی اش یکی رابطه گرم و صمیمانه کلئو خدمتکار با اعضا خانواده صاحبکارش است که با اینکه گاهی از سوی خانم خانه خدمتکار بودنش به رخ کشیده می شود ، اما در واقع عضوی از خانواده است که همه بخصوص خانم هوایش را دارند . لایه اصلی دوم فیلم هم نگاه بشدت منفی و انتقادی فیلمساز است نسبت به دولت و جامعه مکزیک در زمان وقوع داستان (دهه هفتاد میلادی) که به راحتی می توان آن را به زمان معاصر هم تعمیم داد . در این لایه کلئو در واقع نمادی است از طبقه مستضعف جامعه مکزیک که توسط فرمین (به عنوان نمادی از طبقه حاکم زورگو و خشن) مورد سواستفاده قرار می گیرد و کلئو تنها زمانی که واقعاً پی به این حقیقت می برد از پا در می آید اما در ادامه دوباره خودش را پیدا می کند . از لایه های فرعی و پنهان فیلم هم می توان به شخصیت های قوی زنانه و شخصیت های ضعیف و هوس باز مردانه فیلم ، یا حقیقت دلسوزی های خانواده سرمایه دار نسبت به خدمتکار خود وقتی مادربزرگ خانه در مواجه با سئوالات پذیرش بیمارستان درباره مشخصات فردی کلئو در می ماند و به گریه می افتد ، اشاره کرد .

***
تصویر
کتاب سبز :

و این هم اصل جنس . بالاخره بعد از چند سال حق به حق دار رسید و فیلمی جایزه اسکار بهترین فیلم سال را برد که حقیقتاً بهترین بود و استحقاقش را داشت! کتاب سبز داستان یک شوفر قلدر بددهن و نژادپرست ایتالیایی (با بازی ویگو مورتنسن) است که به خاطر بیکاری و پول حاضر می شود راننده یک پیانیست مشهور و مبادی آداب سیاهپوست (با بازی ماهرشالا علی) شود آن هم برای یک سفر شش هفته ایی به جنوب آمریکای بشدت نژادپرست اوایل دهه شصت و این همراهی هر دو شخصیت را تغییر می دهد و به انسان هایی بهتر تبدیل می نماید . بازی مورتنسن در این فیلم بسیار عالی است و به جرات می توانم بگویم بعد از هنرنمایی دانیل دی لوئیس در فیلم لینکلن (2012) بازی به این خوبی ندیده بودم و واقعاً حیف و صد حیف که انتخابگران اسکار بازی تقلیدی و فیزیکی رامی مالک را به بازی بشدت طبیعی و احساسی مورتنسن ترجیح دادند! البته بازی ماهرشالا علی هم خوب است ، فیلمنامه هم خوب است ، شخصیت های فرعی هم همگی خوب و از کار درآمده اند ، بازسازی فضا و اتمسفر دهه شصت آمریکا هم حرف ندارد ، اما بدون هنرنمایی مورتنسن اصلاً کتاب سبز لذت تماشا نداشت! مورتنسنی که در این فیلم می بینید زمین تا آسمان با موریتنسن ارباب حلقه ها یا حتی فیلم های کراننبرگ تفاوت کرده و کاملاً پخته شده است!
 
کانال های بنده :

[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]

[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]


Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 2487
تاریخ عضویت: چهار شنبه 23 بهمن 1392, 11:40 am
سپاس‌های ارسالی: 4354 بار
سپاس‌های دریافتی: 6203 بار

Re: نقد کوتاه

پست توسط bamn » سه شنبه 10 اردیبهشت 1398, 11:51 am

تصویر
نبرد بزرگ :

در ادامه موج فیلم و سریال های تاریخی کره ایی ، فیلم نبرد بزرگ آخرین محصول مهم این حوزه سینمای کره جنوبی در سال 2018 می باشد . این فیلم به واقعه موسوم به جنگ 88 روزه در سال 645 میلادی بین گوگوریو و امپراتوری تانگ می پردازد که در نهایت با پیروزی گوگوریو به پایان رسید هرچند در پایان فیلم هیچ اشاره ایی نمی شود که با وجود این پیروزی بزرگ دو دهه بعد (668 میلادی) گوگوریو در نبرد با سپاهیان متحد تانگ و شیلا نابود شد . به هر صورت فیلم بر خلاف بسیاری از همتایانش تا حدودی از مبالغه های آنچنانی پرهیز کرده و همه وقایع و فراز های مهم فیلم هم کاملاً برگرفته از واقعیت هستند . هرچند فیلم بیشتر روی وقایع نظامی متمرکز شده و روابط دراماتیک بین شخصیت ها چندان پرداخت شده نیست ، در عین حال جلوه های ویژه عالی فیلم که کاملاً در حد استانداردهای هالیوودی می باشد در کنار خود وقایع نظامی حیرت انگیزی که در طول جنگ 88 روزه اتفاق افتاده اند ، فیلم نبرد بزرگ را تماشایی و سرگرم کننده نموده است .

***
تصویر
سریال بازی تاج و تخت (قسمت سوم فصل 8) :

هرچند سلسله مطالب نقد کوتاه اختصاص به فیلم های سینمایی دارد ، اما قسمت سوم فصل 8 سریال بازی تاج و تخت از حیث طولانی بودن و نبرد عظیم و تراژیکی که در آن به تصویر در آمده ارزش یک نقد کوتاه را دارد . بعد از دو قسمت حرف و مقدمه چینی و رو در رویی های نوستالژیک چهره به چهره ، بالاخره به آنچه انتظارش را می کشیدیم رسیدیم و شاهد بزرگترین نبرد نقش بسته بر قاب تلوزیون (و در خیلی از موارد مثل بنده مانیتور کامپیوتر!) بودیم . نبردی از هر حیث عظیم و البته یک طرفه که طی آن با بسیاری از شخصیت های محبوب و مهم سریال خداحافظی خواهیم نمود . پایان این نبرد هرچند از مدتها قبل از سوی طرفداران سریال حدس زده می شد باز هم عالی و خیره کننده بود . البته خیلی از طرفداران در فضای مجازی ایراد گرفته اند که با توجه به اینکه سازندگان عنصر غافلگیری را از دست داده بودند چرا جزییات بیشتری از آن حرکت آخر نبرد نمایش ندادند . خب ، این یک فن فیلمسازی است که بیننده می داند قرار است چه اتفاقی بیافتد اما فیلمساز باید آنقدر ذهن او را درگیر اتفاقات دیگر بکند تا آن اتفاق نهایی مزه اش از بین نرود! سه قسمت باقی مانده فصل هشت هم قرار است هر کدام به اندازه یک فیلم سینمایی جذابیت داشته باشند اما کدام فیلم سینمایی؟!
 
کانال های بنده :

[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]

[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]


Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 2487
تاریخ عضویت: چهار شنبه 23 بهمن 1392, 11:40 am
سپاس‌های ارسالی: 4354 بار
سپاس‌های دریافتی: 6203 بار

Re: نقد کوتاه

پست توسط bamn » شنبه 14 اردیبهشت 1398, 8:21 pm

تصویر
چگونه اژدهای خود را آموزش دهید : دنیای پنهان

معمولاً در هالیوود رسم است که وقتی سه گانه می سازند ، دومی بهتر از اولی است و سومی بدتر از هر دو . این رسم بخصوص در مورد انیمیشن های سه گانه تقریباً همیشه صادق بوده . اما قسمت سوم " چگونه اژدهای خود را آموزش دهید " یا به قول ما ایرانی ها " مربی اژدها " کاملاً این رسم و قاعده را زیر پا گذاشته و یک سر و گردن از دو قسمت قبلی اش بالاتر است . دو فیلم قبلی هم عالی بودند و بخصوص از نظر فیلمنامه کاملاً غافلگیر کننده بودند . اما این یکی دیگر از حد غافلگیری گذشته و به غیر قابل پیشبینی بودن رسیده که همین جذابش کرده! سرعت وقوع اتفاقات هم بسیار بالاست و به اصطلاح برای رسیدن به زمان استاندارد یک فیلم سینمایی آب در آن نبسته اند! شاید تنها ایراد جدی که بتوان به این انیمیشن وارد دانست عدم توازن بین دو لحن جدی و کمدی در طول آن است . البته این ایراد در دو فیلم قبلی هم وجود داشت اما در این یکی بیشتر به چشم می آید ؛ در حالی که نیمه اول کاملاً لحنی شاد و کمدی دارد ، در نیمه دوم جدی و پند آموز می شود و با آن پایان کاملاً بسته به همه تماشاگران تعهد می دهد که دیگر شاهد فیلم جدیدی از داستان های هیکاپ و خشم شبش نخواهیم بود!
 
کانال های بنده :

[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]

[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]


Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 2487
تاریخ عضویت: چهار شنبه 23 بهمن 1392, 11:40 am
سپاس‌های ارسالی: 4354 بار
سپاس‌های دریافتی: 6203 بار

Re: نقد کوتاه

پست توسط bamn » دو شنبه 16 اردیبهشت 1398, 7:21 pm

تصویر
چه بر سر دوشنبه آمد :

فیلم محصول 2017 انگلستان ، هرچند کم بضاعت است و با بودجه آنچنانی ساخته نشده ، اما در ترسیم دنیای پنجاه سال بعد که بر اثر بحران افزایش جمعیت در آستانه نابودی قرار دارد ، نسبتاً موفق عمل کرده است . فیلم ایده جالبی دارد و داستان با قوت آغاز می شود و همین مسئله باعث می گردد تماشاگر حاضر شود فیلم را تا انتها دنبال کند ، اما از اواسط فیلم چرخ داستان شروع می کند به لنگ زدن و در پرده پایانی که با غافلگیری نهایی مواجه می شویم ، هرچند این غافلگیری ناخوشایند نیست اما منطقش را نمی توان بطور کامل پذیرفت ! بعلاوه سازندگان برای افزایش هیجان این پرده آخر دست به تدابیر بچه گانه ایی زده اند که بیشتر توهین به شعور مخاطب است . با این وجود فیلم ارزش تماشا و تفکر را دارد و در آخر آخر هم با آن تمام شدن پر معنی از ما می پرسد " آیا واقعاً حق با آدم بده نبود؟! " .

***
تصویر
پادشاه یاغی :

فیلم محصول 2018 انگلستان ، از نظر ترتیب زمانی وقوع داستان به حوادث پس از ماجرای فیلم شجاع دل (1995) مل گیبسون می پردازد ، اما این فقط ظاهر قضیه است! نه رابرت بروس این فیلم ، رابرت بروس شجاع دل است و نه ادوارد اولش! این فیلم نسبت به شجاع دل بیشتر به تاریخ وفادار است و سعی کرده دید بیطرفانه تری به مسئله جنگ های استقلال اسکاتلند در اوایل قرن چهاردهم میلادی داشته باشد . تنها ایرادش این است که در واقعیت حوادث در یک مقطع تقریباً 10 ساله اتفاق افتاده اما فیلم از ابتدا تا انتها طوری پیش می رود که انگار همه این اتفاقات در نهایت یک سال طول کشیده اند! صرف نظر از این نکته ، فیلم به عنوان یک اثر ژانر تاریخی خوش ساخت و استاندارد است اما مثل شجاع دل شخصیت پردازی های قوی ندارد ، برای همین با وجود بهره گیری از یک دو جین بازیگر مطرح و پرطرفدار ، عملاً در جذب مخاطبان ناکام بوده و در گیشه شکست خورده است . فیلم های تاریخی (مثل شجاع دل یا اسپارتاکوس استنلی کوبریک) وقتی موفق و ماندگار هستند که بتوانند با شخصیت پردازی قوی حس همدردی و همزاد پنداری را در مخاطب بیدار نمایند و صرفاً نمایش تصویری واقعیت نباشند!!!
 
کانال های بنده :

[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]

[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]


Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 2487
تاریخ عضویت: چهار شنبه 23 بهمن 1392, 11:40 am
سپاس‌های ارسالی: 4354 بار
سپاس‌های دریافتی: 6203 بار

Re: نقد کوتاه

پست توسط bamn » شنبه 28 اردیبهشت 1398, 8:01 pm

تصویر
انیمه حمله تایتان ها :

چند روز قبل خیلی اتفاقی از یکی از شبکه های ماهواره ایی یک قسمت از این انیمه را تماشا کردم و به قدری برایم جذاب بود که تصمیم گرفتم تمام آن را (یعنی آنچه تاکنون منتشر شده - تا اواسط فصل سوم) دانلود و تماشا نمایم . اصولاً انیمه های سریالی ژاپنی از یک سبک خاص داستان گویی پیروی می کنند که باعث می شود دایره طرفداران آنها در خارج از ژاپن محدود باشد اما مجموعه حمله تایتان ها توانسته به یکی از محبوب ترین و پرطرفدارترین سریال های انیمه در سطح جهان تبدیل شود . جدای از بحث تبلیغات و پخش کننده های قدرتمند ، راز موفقیت این انیمه در نوع داستان نویسی منحصر به فردش می باشد! راز کار نویسندگان این انیمه این است که مخاطبان را فریب می دهند اما به آنها دروغ نمی گویند! یعنی در قسمت های مختلف این سریال ما با پیچش های حیرت انگیز و غیر قابل پیشبینی در رفتار و هویت شخصیت های اصلی مواجه می شویم که تا قبل از آن اصلاً به ذهنمان خطور نکرده بود و با مرور قسمت های گذشته متوجه می شویم ردپای این پیچش ها وجود داشته اما نویسندگان با سرگرم کردنمان به معماهای به ظاهر بزرگتر و مهمتر ، ما را از توجه به این سرنخ ها منحرف کرده بودند! بعلاوه این انیمه شخصیت پردازی بسیار قدرتمندی هم دارد و به مرور با پیشرفت داستان گذشته تک تک شخصیت های کلیدی بازگو می شود . در مجموع تماشای این انیمه مهیج و البته بسیار خشن را به دوستان بالای 16 سال توصیه می نمایم!
 
کانال های بنده :

[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]

[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]


Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 2487
تاریخ عضویت: چهار شنبه 23 بهمن 1392, 11:40 am
سپاس‌های ارسالی: 4354 بار
سپاس‌های دریافتی: 6203 بار

Re: نقد کوتاه

پست توسط bamn » پنج شنبه 2 خرداد 1398, 12:31 pm

تصویر
سوگلی :

فیلم ساخته یورگوس لانتیموس با همه تعریف و تمجیدها و جوایز و نامزدهایی که در فصل جوایز 19-2018 داشت ، اما در مجموع یک کلاف سر در گم و بدون کشش است که فقط به دو علت ارزش تماشا دارد ؛ یکی بازی بسیار عالی و تماشایی الیویا کولمن در نقش ملکه آن ، و دیگری آن نتیجه گیری اخلاقی کوبنده یک دقیقه آخرش! در واقع کل فیلم بدون آن یک دقیقه آخر کاملاً بی معنا و بی هویت می نماید و آن یک دقیقه آخر است که به تماشاگر نشان می دهد چرا باید 119 دقیقه این فیلم را تحمل می کرد آن هم با بازی های بشدت افتضاح و روی اعصاب شخصیت های مرد فیلم . در واقع به غیر از بازی عالی کولمن و بازی های نسبتاً خوب ریچل وایز و اما استون ، بقیه بازی ها کاملاً ضعیف و در بهترین حالت زیر حد متوسط هستند که از چنین فیلمی که متکی بر بازی و شخصیت است ، کاملاً بعید می باشد . به هر حال سوگلی از آن فیلم هایی است که برای تماشاگر عادی ارزش وقت گذاشتن ندارد ، اگر هم می خواهید مثلاً از پیام اخلاقی فیلم سود ببرید کافی است خلاصه داستان را در حد چند خط جایی پیدا و مطالعه کنید (البته به شرط اینکه از آن خلاصه داستانی هایی نباشد که بجای ادامه دادن تا انتها سه نقطه چین می گذارند!)

***
تصویر
سفر ستاره ایی ماورا :

خیلی وقت بود منتظر دوبله شدن و تماشای این فیلم محصول سال 2016 آمریکا بودم . فیلمی که دنباله دو فیلم سفر ستاره ایی (2009) و سفر ستاره ایی به تاریکی (2013) محسوب می شود . به هر حال بالاخره این فیلم را دیدم و متوجه شدم چرا نسبت به دو فیلم تحسین شده قبلی با اقبال کمتری مواجه شده و فعلاً ساخت دنباله آن به تعویق افتاده است؟! فیلم عملاً تکرار همان فرمول دو فیلم قبلی به شکلی ضعیف تر است و چیز تازه ایی برای رو کردن ندارد! بعلاوه با وجود حضور جی جی آبرامز (به عنوان تهیه کننده) و جاستین لی (به عنوان کارگردان) که هر در صنعت سرگرمی هالیوود ید طولا و خوشنامی دارند ، فیلم عملاً در چند پرده از مشکل بد کارگردانی شدن رنج می برد! فیلمنامه هم که سوراخ های گشاد کم ندارد و برای لذت بردن از تماشای فیلم باید قید فکر کردن به فیلمنامه آن را بزنیم! با همه این حرف ها سفر ستاره ایی ماورا سرگرم کننده است و برای کسی که طرفدار قدیمی این مجموعه باشد عیب هایش چندان به چشم نخواهد آمد!

***
تصویر
بچه ایی که شاه می شود :

اگر یادتان باشد در مطالب معرفی فیلم های اکران 2019 گفته بودم که خیلی دلم می خواد این فیلم را ببینم! دیروز به محض اینکه دیدم دوبله اش منتشر شده سریع دانلود کردم و تماشا نمودم . بچه ایی که شاه می شود ظاهری فانتزی و کودکانه دارد اما در واقع پر است از کنایه ها و شعارهای سیاسی درباره انگلستان پسا برگزیت و طوری شرایط این کشور پس از خروج احتمالی از اتحادیه اروپا را نشان می دهد انگار که قرار است دنیا به آخر برسد و فقط ظهور دوباره یک منجی در حد آرتور شاه می تواند آن را نجات دهد . البته با همه گل درشتی شان ، این شعارها به فیلم لطمه نمی زنند و بلکه بیشتر آن را ملموس و قابل پذیرش می نمایند . تنها ایراد کار اینجاست که در فیلمی با این حد از درون مایه های سیاسی ، در عمل ردپایی از سیاستمداران دیده نمی شود! به نظرم خیلی جذاب تر می شد اگر مثلاً یکی-دو مقام بلندپایه وزارت کشور دست کم برای لاپوشانی قضایا در پرده آخر فیلم دیده می شدند! برای اینکه بهتر متوجه منظورم بشوید شما را ارجاع می دهم به مجموعه کتاب های هری پاتر! اگر از طرفداران و خوانندگان این کتاب ها (نه فیلم هایش) باشید یادتان هست که با همه جزییات و جذابیت ها ، یکی از محبوب ترین فصل های این مجموعه فصل اول کتاب ششم بود جایی که فاج به ملاقات نخست وزیر انگلیس می رفت!!! بچه ایی که شاه می شود ارزش تماشا دارد و مطمئناً (البته با کمی دستکاری در ترجمه) از تلوزیون ما بارها و بارها پخش خواهد شد!
 
کانال های بنده :

[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]

[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]


Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 2487
تاریخ عضویت: چهار شنبه 23 بهمن 1392, 11:40 am
سپاس‌های ارسالی: 4354 بار
سپاس‌های دریافتی: 6203 بار

Re: نقد کوتاه

پست توسط bamn » شنبه 11 خرداد 1398, 6:56 pm

تصویر
تصنیف باستر اسکراگز :

جدیدترین ساخته برادران کوئن که بدون اکران سینمایی مستقیماً توسط نتفلیکس توزیع گردید ، یک وسترن چند اپیزودی خوش ساخت است که البته می توان برخی اپیزودهای آن را به بقیه ترجیح داد! اپیزود اول (تصنیف باستر اسکراگز) را باید درخشان ترین ، فکر شده ترین و در عین حال کوتاه ترین داستان فیلم نامید . دومین اپیزود (نزدیک الگودنس) هرچند به درخشانی اولی نیست اما آن روح سرکش و جهان بینی خاص کوئن ها به دنیا را می توان در آن جاری دید . " بلیط غذا " می تواند اشکتان را در بیاورد و بخصوص بازی لیام نیسون در این اپیزود فوق العاده است . اپیزود " همه  دره طلا " هم مثل اپیزود دوم یک داستان کاملاً کوئنی است که طرفداران این دو برادر از تماشایش سیر نخواهند شد! " کسی که شکایت کرد " طولانی ترین اپیزود است و کمی خسته کننده ، هرچند پایانی غافلگیر کننده دارد اما اگر کمی کمتر کش می آمد شاید تاثیر بیشتری داشت . و در نهایت " مرگ و میر جاری " که لحنی دو پهلو و گنگ دارد و خوراک طرفداران کوئن ها برای تحلیل و بررسی است اما شاید از نظر تماشاگر عادی ضعیف ترین اپیزود و یک پایان ناامید کننده در برابر آن شروع طلایی به نظر برسد .

***
تصویر
جانوران شگفت انگیز و زیستگاه آنها : جنایات گریندل والد

جدیدترین فیلم از مجموعه دنیای جادویی مخلوق جی.کی رولینگ از نظر منطق سینمایی و سرگرم کننده بودن نسبت به فیلم اول جانوران شگفت انگیز و ... (اکران شده در سال 2016) یک سر و گردن بالاتر است و شباهت بیشتری هم به دنیای جادویی دارد که در فیلم های هری پاتر دیده بودیم! با این وجود فیلم فقط برای کسانی سرگرم کننده خواهد بود که دنیای جادویی رولینگ را فقط در عالم سینما دنبال کرده باشند و مثل بنده نباشند که کتاب های این مجموعه را چندین بار مرور کرده ام! زیرا داستان این فیلم نقض کننده بسیاری از اطلاعاتی است که بخصوص در کتاب هفتم مجموعه هری پاتر خوانده بودیم! در واقع به نظر می رسد خانم رولینگ (که فیلمنامه مجموعه جانوران شگفت انگیز و زیستگاه آنها مستقیماً کار اوست) بعد از اتمام مجموعه هری پاتر به این نتیجه رسیده که می تواند به عنوان خالق این مجموعه آن را دستکاری و تغییر دهد تا بتواند بیشتر و بیشتر از آن طریق پول در آورد! بنده که وقتی شنیدم نمایشنامه ایی در انگلیس روی صحنه رفته به نام " هری پاتر و فرزند نفرین شده " که در آن هری و دوستانش باید با فرزند ولدمورت و بلاتریکس لسترنج مقابله کنند واقعاً شوکه شدم!

***
تصویر
کاپیتان مارول :

دوبله آخرین فیلم مجموعه انتقامجویان (قبل از اکران پایان بازی) هم همین یکی-دو روز قبل منتشر گردید و بنده هم بالافاصله تماشا کردم! فیلم با یک ادای دین جالب نسبت به استن لی فقید آغاز می شود و هرچند شروع چندان هیجان انگیزی در فضا ندارد خیلی زود با رسیدن داستان به روی زمین اوج می گیرد و می شود همانی که انتظارش را داشتید . نکته جالب فیلم توجه به بعضی جزئیات و سئوالات کوچک است که در فیلم های قبلی مجموعه انتقامجویان بی جواب مانده بودند و از این حیث برای طرفداران قدیمی این مجموعه جذابیتی دو چندان دارد . بازی های فیلم عمدتاً خوب هستند و خود فیلم هم خوب کارگردانی شده بخصوص که سازندگان عمداً دنبال این بوده اند که همانقدر که داستان فیلم شان در دهه نود اتفاق می افتد ، ساختار فیلم شان هم (البته منهای جلوه های ویژه اش) مشابه فیلم های دهه نود باشد . اما خبر بد برای طرفداران مجموعه این است که کمپانی دیزنی خیال دارد نسخه کیفیت بالای " انتقامجویان : پایان بازی " را در ماه نوامبر و همزمان با آغاز به کار شبکه اشتراک آنلاین دیزنی پلاس منتشر نماید . پس یا باید برای تماشای پایان بازی با کیفیت خوب تا آن زمان صبر کنیم ، یا به دوبله شدن نسخه های کیفیت پایین تر فیلم اکتفا نماییم!
 
کانال های بنده :

[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]

[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]


Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 2487
تاریخ عضویت: چهار شنبه 23 بهمن 1392, 11:40 am
سپاس‌های ارسالی: 4354 بار
سپاس‌های دریافتی: 6203 بار

Re: نقد کوتاه

پست توسط bamn » دو شنبه 13 خرداد 1398, 8:31 pm

تصویر
بامبلبی :

بامبلبی ظاهراً اولین فیلم از مجموعه تغییرشکل دهندگان است که مایکل بی را در مقام کارگردان خود نمی بیند ، البته بی به عنوان تهیه کننده کاملاً بر کار تسلط داشته و کاملاً مشخص است تراویس نایت نسبت به بی در روند تولید فیلم قدرت کمتری داشته! مجموعه فیلم های تغییرشکل دهندگان با وجود فروش بالایی که داشتند عمدتاً نمرات بسیار پایینی از منتقدان می گرفتند و بسیاری معتقدند بودند سبک کارگردانی ضعیف بی است که باعث کاهش کیفیت فیلم ها می شود! بامبلبی کارگردان دیگری دارد و نمراتی که از منتقدان گرفته در مقایسه با فیلم های بی خیلی بالاتر است! اما فیلم عملاً تکرار همان فرمول فیلم های بی است و هیچ حرف تازه ایی برای گفتن ندارد فقط کمی بهتر کارگردانی شده است و البته در مقام مقایسه با فیلم های بی خیلی کمتر هم فروش داشت! به هر حال بامبلبی برای طرفداران این مجموعه جذابیت های خودش را دارد اما هیچ چیزی به ارزش های سینما اضافه نمی کند پس اگر طرفدار این فیلم ها نیستید وقت خودتان را با تماشایش تلف نکنید!

***
تصویر
غارتگر :

این هم جدیدترین فیلم یک مجموعه سطحی دیگر! ماجرای مجموعه فیلم های غارتگر در همان جهان داستانی می گذرد که مجموعه فیلم های بیگانه برپایه اش ساخته می شوند (و در نتیجه این دو مجموعه در دو فیلم بشدت ضعیف و بنجل بیگانه علیه غارتگر 1 و 2 به هم رسیده اند) اما به هیچ عنوان با فیلم های بیگانه قابل مقایسه نیستند! هرچه نباشد پشت ساخت مجموعه بیگانه نام بزرگ ریدلی اسکات می درخشد ، اما فیلم های غارتگر همواره توسط کارگردانان درجه 2 و 3 ساخته شده اند و شان بلک (سازنده این قسمت) عملاً با داشتن فیلم های کیس کیس بنگ بنگ و مرد آهنی 3 در کارنامه فیلمسازی اش ، معروف ترین کارگردانی محسوب می شود که تاکنون حاضر شده وارد این پروژه شود! شاید همین مسئله باعث شده تا غارتگر جدید نسبت به نسخه های قبلی داستان پیچیده تری داشته باشد و بیننده در یک سوم ابتدایی فیلم امیدوار می شود که با فیلم بهتری روبرو است لیکن کل فیلم فقط با یک جمله که کاملاً بی مقدمه و بی معنی در بیسیم سربازی بیان می شود ، می رود روی هوا و از آن به بعد می شود همان بنجلی که باید قبل از شروع فیلم انتظار می داشتیم! البته در نهایت فیلم سرگرم کننده است و از تماشایش پشیمان نمی شوید بخصوص بازی همیشه خوب جیکوب ترامبلی (که این روزها با استعدادترین کودک بازیگر هالیوود است) شما را پای فیلم نگه می دارد ، اما فکر می کنم اگر آن جمله در بیسیم گفته نمی شد فیلم به مراتب بهتری را شاهد می بودیم!
 
کانال های بنده :

[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]

[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]


Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 2487
تاریخ عضویت: چهار شنبه 23 بهمن 1392, 11:40 am
سپاس‌های ارسالی: 4354 بار
سپاس‌های دریافتی: 6203 بار

Re: نقد کوتاه

پست توسط bamn » یک شنبه 16 تیر 1398, 6:50 pm

تصویر
سریال مردگان متحرک :

دو-سه هفته بود که سرم را با تماشای این سریال گرم کرده بودم . البته قبلاً جسته و گریخته بعضی قسمت هایش را از ماهواره دیده بودم و می دانستم چی به چی است ، اما یک دفعه زد به سرم که همه قسمت هایش را (البته نسخه دوبله) دانلود و تماشا کنم و فعلاً تا آخر فصل هشت را دیده ام . البته یک سریال جنبی هم دارد به نام " فراتر از مردگان متحرک " که فصل پنجمش در حال عرضه است اما هنوز دوبله نشده و بنده هم صبر می کنم تا دوبله شود . اما خود سریال مردگان متحرک ؛ مهمترین ویژگی که باعث محبوبیت این سریال شده شخصیت پردازی های بسیار قوی آن است! فیلمنامه یک آش شلم شورباست که کاملاً توان پس زدن مخاطبان را دارد اما بخاطر شخصیت های پرداخت شده و ماندگارش که فصل به فصل بهتر هم می شوند ، طرفداران را تا اینجا مشتاق و منتظر تماشای فصل دهم (که حدود سه ماه دیگر پخشش آغاز می شود) نگه داشته است . بدون تردید ریک ، نیگان ، میشون ، کارل ، دریل ، گلن و ... شخصیت هایی هستند که تا سال ها پس از تمام شدن سریال در یادها خواهند ماند و به عنوان شاخصی برای مقایسه شخصیت های مشابه دیگر مورد استفاده قرار خواهند گرفت .
***
تصویر
.
سه گانه انیمه گودزیلا :
گودزیلا محبوب ترین و معروف ترین کاراکتر ساخته شده در سینمای ژاپن (تحت تاثیر بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی) که در سال های اخیر مورد توجه هالیوود هم قرار گرفته ، تاکنون دهها بار در فیلم ها و انیمه های مختلف دیده شده ، اما سه گانه انیمه اخیر که تحت عناوین (سیاره هیولاها ، شهر در لبه نبرد و سیاره خوار) طی سال های 2017 و 2018 عرضه شده ، با هماتایانش تفاوتی اساسی دارد ؛ این سه گانه در واقع یک اثر فلسفی است که می خواهد در قالب نمادهای شناخته شده مجموعه گودزیلا در داخل یک داستان اورژینال و گفته نشده ، به طرح سئوال درباره ذات بشریت و خلقت بپردازد و هرچند در پاسخ دادن به این سئوالات گاهی به بیراهه رفته اما در مجموع توانسته تا حدودی به هدفش برسد . این انیمه نیاز به بررسی بسیار دقیق و موشکافانه توسط کارشناسان فلسفه و منطق دارد و به هیچ عنوان پخش و تماشای آن برای کودکان از تلوزیون بدون این بررسی توصیه نمی شود زیرا ممکن است تاثیرات اعتقادی سویی داشته باشد!

***
تصویر
شزم! :

به نظر می رسد برادران وارنر و کمپانی دی سی تازه دارند راهشان را برای قدرت بخشی به مجموعه لیگ عدالت و هماوردی با انتقامجویان پیدا می کنند! بعد از فیلم نسبتاً خوب آکوامن ، شزم! تجربه ایی متفاوت و سرگرم کننده است که بیشتر از اینکه یک فیلم ابرقهرمانی باشد یک کمدی دبیرستانی است اما برخلاف فیلم های ضایعی مثل " تکاوران نیرو " توانسته به خوبی با این موقعیت کنار بیاید و کار را جفت و جور کند . در واقع شزم! اولین فیلم ابرقهرمانی دی سی بعد از سه گانه بتمن نولان است که حاضرم با کمال میل نمره 80 از 100 را به آن بدهم چون سازندگان آن خیلی خوب می دانسته اند که با چه موقعیتی سر و کار دارند و بی خودی هم با دیالوگ های بی معنی (مثل کاری که با فیلم لیگ عدالت کردند) آب به فیلم نبسته اند . هرچند در نهایت طرفداران قدیمی فیلم های دی سی بخاطر فضای شوخ و شنگ و متفاوت شزم! چندان از آن استقبال نکردند و نصف آکوامن هم فروش نداشته ، اما این از آن شخصیت هایی است که وقتی در کنار سایر ابرقهرمانان مجموعه در فیلم های دیگر ظاهر شود طرفداران بیشتری پیدا خواهد کرد .
 
کانال های بنده :

[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]

[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]


Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 2487
تاریخ عضویت: چهار شنبه 23 بهمن 1392, 11:40 am
سپاس‌های ارسالی: 4354 بار
سپاس‌های دریافتی: 6203 بار

Re: نقد کوتاه

پست توسط bamn » پنج شنبه 20 تیر 1398, 7:05 pm

تصویر
اسیر دولت :

این فیلم محصول 2019 آمریکا با اینکه توسط یک کارگردان نسبتاً سرشناس (روبرت وایت سازنده فیلم " خیزش سیاره میمونها ") و یک بودجه 25 ملیون دلاری ساخته شده ، اما در عمل ظاهر یک اثر ارزان قیمت ویدئویی را دارد که در گیشه هم با شکست سختی مواجه شده است . صرف نظر از اینکه این فیلم به عنوان یک اثر تخیلی-آخرالزمانی ، فاقد آن سطح از اکشن و جلوه های ویژه مورد انتظار تماشاگران علاقه مند به این ژانر می باشد ، از نظر فیلمنامه هم یک مشکل بسیار بزرگ دارد ؛ فیلمنامه نویس (که در اینجا خود وایت بوده) از پنهان کردن غافلگیری نهایی زیر لایه های مختلف اطلاعات ناکام مانده و سرنخ های گل درشت از همان اوایل فیلم ، دست او را برای تماشاگر رو می کند و در نتیجه غافلگیری نهایی عملاً هیچ غافلگیریی ندارد! ضمناً اسیر دولت به عنوان فیلمی تبلیغ می شد که زیر لایه های ظاهری تخیلی اش به سیاست های دولت آمریکا انتقاداتی دارد ، اما در عمل این انتقادات هم ظاهری و کم رمق از کار در آمده اند .  در مجموع اسیر دولت فیلمی نیست تماشای آن به اندازه وقتی که تلف می شود ارزش داشته باشد!

***
تصویر
پارک عجایب :

این انیمیشن 2019ایی هم یک پیام اخلاقی کلی دارد با این مضمون که به قوه تخیل کودکان پر و بال دهید تا خلاقیتشان شکوفا شود ، و دیگر هیچ! یعنی مطلقاً هیچ! شوخی های بامزه انیمیشن همان چندتایی هستند که در تیزرهای تبلیغاتی فیلم لو رفته بودند و از این حیث دست سازندگان کاملاً خالی شده است . شخصیت ها هم چندان پرداخت شده و قوی نیستند و هیچکدام قدرت ماندگاری ندارند . فیلمنامه کاملاً قابل حدس و بدون غافلگیری پیش می رود و فقط برای بچه های 4-5 ساله که خیلی در قید و بند داستان نیستند جذاب است . انیمیشن پارک عجایب عملاً از آن نوع محصولاتی است که برچسب پاستوریزه کاملاً سزاوارش می باشد یعنی والدین می توانند با خیال راحت بچه های کوچک خود را پای تماشای آن بنشانند فقط برای اینکه یکی-دو ساعت سرشان گرم باشد و شیطنت نکنند! در نتیجه والدین اصلاً متوجه پیام اخلاقی که برای آنها در این انیمیشن گنجانده شده نمی شوند!
 
کانال های بنده :

[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]

[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]


ارسال پست

بازگشت به “فيلم و سينما”