در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه‌ي مباحث فيلم و سينما به بحث بپردازيد

New Member



no avatar
پست ها

12

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

سه شنبه 11 مهر 1385 13:33

آرشيو سپاس: 0 مرتبه در 0 پست

سينما و صهيونيسم

توسط وصال » دوشنبه 6 آذر 1385 13:58

[align=center]بسم الرحمن الرحيم[/align]


صهيون در انديشه تسخير دنياي کودکان با ابزار سينما

خبرگزاري "مهر" - گروه فرهنگ و هنر : پس از مرگ مشکوک " يوزف استالين " در سال 1953 صهيونيست ها برگي تازه در سياست جهاني را ارايه کردند . طرح فروپاشي شوروي که يکي از ابزار هاي آن سينما است.



به خدمت گرفتن هنرمندان مستعد در سطح جهاني مي توانست زمينه ذهني فرو پاشي شوروي واردوگاه سوسياليستي را فراهم سازد . کمپاني هاي بزرگ انتشارات وسينما دست به کار شدند و رمانها و فيلم هايي چون ( فرار از گولاک ، دکتر ژيواگو ، قلعه حيوانان ، 1984 و...) نوشته و به تصوير کشيده شد.

اما تثبيت تفکر و جهان بيني صهيون در دنياي کودکان تاثيري به مراتب بيشتر از تبليغ براي بزرگسالان نتيجه مي دهد .

داستان و فيلم سينمايي " قلعه حيوانات " از جورج ارول از تاريخ انتشار( 1958 ) تا سه دهه بعد موقعيت احزاب کمونيستي را درجهان متاثر ساخت و داستاني که در قالب تمثيل حيوانات در مزرعه اي که شوروي را در اذهان متبادر مي کرد و به روايت اضمحلال شوروي مي پرداخت زير ساخت هاي ابرقدرت شوروي را نشانه گرفت .






استيون اسپيلبرگ سينماگري که راه يهوديان معروف هاليوود را ادامه مي دهد و البته شيوه هاي کاري مدرن تري هم دارد در 18 دسامبر 1946 در شهر سيني سياتي ايالت اوهايو متولد شد و با داشتن اعتقادات متعصب يهودي و متاثر از کارگردان يهودي پرکار سيسيل بي دوميل فيلم سازي رادر پيش گرفت.

اواولين فيلم سينمايي اش را با نام " دوئل" در سال 1971 ساخت. از آن زمان تاکنون فيلم هاي زيادي ساخته است که هر يک به نوعي مبلغ و معرف انديشه ها وافکار صهونيست ها است. اسپيلبرگ همچنين در ادامه فعاليت هاي حرفه اي خود با تاسيس کمپاني هاي فيلمسازي به حمايت از فيلمسازان هم انديشه و متخصص پرداخت .

" فرار جوجه اي" محصول سال 2000 کمپاني دريم ورکز با همکاري شرکت انگليسي " آردمن انيميشن " بود. اين فيلم با کارگرداني نيک پارک و پيتر لرد ساخته شد ولي روايتي شبيه آثار استيون اسپيلبرگ را به تصوير کشيد . در اين پروژه اسپيلبرگ با بهره گيري از موفقيت اين دو فيلمساز انگليسي مخاطبين آثار آن ها را هدف گرفت . روايت داستان در داستان و ارايه کارتصويري پر از جلوه هاي ويژه همراه باموسيقي تاثير گذار و پرهيز از ارائه پيام هاي مستقيم نشانه هاي سينماي اسپيلبرگ است که در تمام ساختار فرار جوجه اي جريان دارد . اسپيلبرگ که در همه زمينه ها از همکاري وسيع نخبگان برخورداراست علاوه بر موفقيت هاي اقتصادي با آثار خود توانسته القا بيشتر ين تاثير انديشه بر تماشاگر ( به ويژه تماشاگراي که از ميان کودکان ونوجوانان هستند) را نيز مهيا کند.




در فيلم فرار جوجه اي اسپيلبرگ و گروهش از در هم تنيدن دو فيلم بازداشتگاه شماره 17 ساخته ويليام وايلر و فرار بزرگ ساخته جان استرجس دردهه شصت و هفتاد و در قالب " مزرعه حيوانات " جورج ارول سود مي برد وتماشاچي را تحت تاثير دروغ بزرگ صهيونيست ؛ کشتار چند ميليوني يهوديان در اردوگاههاي آلماني جنگ جهاني دوم قرارمي دهد.

فيلم شرح حال تعدادي مرغ تخمگذار درمزرعه ( تو، اي ، وي ) است که بايد براي صاحب مزرعه و مرغداري روزانه از چهار تخم کمتر نگذارند. مرغ هايي که نتوانند خواسته ارباب را اجابت کنند کشته مي شوند





فضاي مرغداري شبيه به دو فيلم ياد شده بازداشتگاه شماره 17 و فرار بزرگ است. ديوارهاي بلند و سيم خاردارهاي چند لايه که به وسيله ماموران گشتاپو که درهيات سگ هاي سياه ديده مي شوند حفاظت مي شوند. شروع فيلم با الگوي فرار بزرگ است که مرغ هاي زنداني با قاشق هاي شان تونل هايي از زير ديوارها و سيم خاردارها حفرمي کنند و هر بار نيز گرفتار سگ هاي سياه مي شوند و باز در کلبه شماره 17 جلسه مي گذارند . جلساتي که بازسازي نعل به نعل صحنه هايي از فيلم ويليام وايلراست.




"جينجر" رهبر مرغ ها است که به آنها القا مي کند در پي نقشه کشيدن و اجرا کردن نقشه فرار باشند .

نقش آمريکا در فيلم هايي که اسپيلبرگ کارگرداني يا تهيه کرده به عنوان نجات دهنده يهوديان و اروپايي ها از شهر فاشيم است. در فيلم هاي نجات سرباز رايان و سه گانه انيدياناجونز و ... اين امر به خوبي ديده مي شود و در فرار جوجه اي هم پرچم آمريکا هراز گاهي نشان داده مي شود. همچنين خلباني که از بيرون به داخل اردوگاه ( مرغ داري) نفوذ کرده است آمريکايي است. رائول خلبان آمريکايي در طي مباحث طولاني با جينجر به توافق مي رسند که مرغ ها بايد تمرين پريدن وبال زدن کنند تا آمادگي براي فراردسته جمعي پيش آيد. تمرين ادامه مي يابد و در بين مرغ ها هم جلسات سري برگزار مي شود.

جينجر در يکي ازسخنراني هايش در برابر ترس از سگ ها مي گويد: " نگهبان درذهن ماست. اگر آمادگي مقابل را داشته باشيم و آرزوي پريدن به بيرون از اينجا را در خور تقويت کنيم نگهبانان بيروني چيزي نيستند."

رائول آمريکايي هم آنها را سخت تمرين مي دهد و با استفاده از سکوهاي لاستيکي پرتاب کننده ، مرغ ها به توانايي هاي بيشتر مي رسند . در اين ميان دو نفر سمسار فرانسوي هم هرازگاهي پيدا مي شوند که در فکر معامله با آنها هستند و به پريدن هايشان مي خندند و کارشان را ديوانگي مي نامند.

رائول آمريکايي در قسمت دوم آماده سازي آنها را به رقص وا مي دارد. در کارخانه دستگاه جديدي آورده اند . با تصميم ارباب يکي از مرغ ها را براي امتحان کردن دستگاه مي برند تا از آن پيراشکي مرغ تهيه کنند . قرار است به زودي بقيه مرغ ها هم به داخل ماشين ( کوره هاي آدم سوزي هيتلري که از روغن اسيران صابون مي ساختند) ريخته شوند. را کي ( قهرمان فيلم هاي آمريکايي که در راه آرمان ها از جان خود مي گذرد) به کمک مرغ در درون ماشين افتاده مي شتابد . ماشيني با چرخ دنده هاي زياد ‏‏‏‏‏‎‎‎, پرس هاي قوي با گاز روشن . او چرخ دنده ها را از کار مي اندازد وموفق مي شود مرغ را به ميان مرغ ها بازگرداند . راکي و رائول آمريکايي از چرخ دنده ها هواپيما مي سازند ودر اقدامي جمعي هواپيمايشان را که همه درداخل آن نشسته اند به پرواز مي آورند. سگ هاي نگهبان و صاحب کارخانه و مباشر او کشته مي شوند. مرغ ها سرانجام به ( سرزمين موعود) که چمنزاري پرصفاست مي رسند و زيبايي آنجا را برتر از تصوراتشان مي يابند .




اسپيلبرگ با پشتيباني ساخت فيلم سينمايي انيميشن و با استفاده از سه مرجع ياد شده پيشين روايت صهيونيستي از تاريخ را برابرچشمان کودکان و نوجوانان قرارمي دهد . انيميشين که ازساخته هاي شرکت انحصاري سازنده انيميشن هاي مرسوم ‏ کمپاني والت دسيني گامي به جلوتر برداشته و نه تنها به عنوان اسناد از آن ها بهره مي برند بلکه ضمن زنده نمودن آن سه مرجع در اذهان روايت خود را نيز تا رسيدن به " سرزمين موعود " تلقين مي کند .

استراتژيست هاي صهيون با هدف قرار دادن اذهان کودکان و نوجوانان آنها رادر جهت اميال خودشان قرار مي دهند . کودکان و نوجواناني که در صورت متاثر شدن از هنر صهيونيستي در بزرگسالي هم مصرف کننده هاي دروغ هاي بزرگ تر صهيونيست ها خواهند شد.

سينماي به شدت سياسي هاليوود در همه زمينه ها با جلب رضايت تماشاگران علاوه بر سودهاي ميليارد دلاري ، بيش از هرچيز تبليغ و گسترش انديشه را دراولويت دارد . اين حقيقت که سينما بعد از جنگ افزار دومين محصول صادراتي آمريکا به جهان محسوب مي شود, اين نکته را ياد آور مي شود که سينما حتي کار آمد تر از جنگ افزار عمل مي کند . ياد آوري اين که شوروي و اردوگاه شرق با موشک هاي بالستيک از بين نرفت بلکه با تهاجم فرهنگي گسترده متلاشي شد تائيدي بر اين کارکرد است. در مورد افغانستان و عراق توليد دهها فيلم سينمايي و ارسال آن به وسيله شبکه هاي ماهواره اي و بر روي پرده سينما ها زمينه يورش هاي فاشيستي و اشغال را فراهم آوردند .




در اين ميان بهترين بازار مصرف که سودي دوچندان و در طول زمان پايدار را تامين مي کند ذهن کودکان و نوجوانان سراسر کره خاکي است . فتح اين بازار مصرف در کشورهاي مخالف صهيون اهميت بيشتري دارد . کودکاني که امروز با فيلم هاي سينمايي و انيميشن هاي توليدي منطقي منطبق بر تفکر صهيونيسم پيدا مي کنند فردا با صاحب اين تفکر مخالفت نخواهند کرد .


منبع : خبر گزاري مهر

New Member



no avatar
پست ها

12

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

سه شنبه 11 مهر 1385 13:33

آرشيو سپاس: 0 مرتبه در 0 پست

توسط وصال » چهارشنبه 8 آذر 1385 02:43

ارباب حلقه ها و پایان تاریخ به روایت مسیحیت صهیونیستی


ارباب حلقه ها و پایان تاریخ به روایت مسیحیت صهیونیستی ارباب حلقه ها رمان سه جلدی جی . آر. آر. تا لکین که در دهه شصت نوشته شده است در حال و هوای تبلیغات پایان دوران ، در سال دو هزار از بایگانی کتابخانه اکسفورد بیرون کشیده شد و بر اساس آن ، سه فیلم ساخته شد


قسمت سوم "ارباب حلقه ها : بازگشت پادشاه" به کارگردانی پیتر جسکون و بازیگری الیجا وود، ویگومورتنسن ، کریستوفر لی و ... محصول 2003 نیوزیلند روایت ها به طور موازی از یک مبدا شروع می شود و متوازن پیش می رود. مرکزیت فیلم ، پایتخت گوندور است که در محاصره نیروی سیاهی ( سارون ) قرار گرفته است. کندالف ( کاهن و ضامن صلح و نور ) با تلاش زیاد سعی می کند به ارتش شکست خورده گوندور نیروی تازه ای ببخشد.او در این راه از کمک پادشاه ( روهان ) که جنگاورانش را برای شکست در بزرگترین نبرد تاریخ گوندور گسیل می دارد نیز برخوردار است .

بدست گرفتن شمشیر شکسته نجات بخش که ترمیم یافته است " آراگون" را در مرکز توجهات قرار می دهد تا بعد از نبردها و همچنین انداختن حلقه انگشتری ( مظهر قدرت) در آتش مذاب توسط " فرودو" به نام پادشاهی بی پایان تاجگذاری کند و صلح ابدی را بر کره زمین حاکم گرداند. در زمانی که فرودو موفق می شود عامل تباهی زورمندی را نابود کند - عاملی که می تواند از انگشتی به انگشت کس دیگری فرو رود و جهان را با هوس های فردی غرق در سیاهی کند- آراگون تاجگذاری می کند و آغاز حکومت او صلح را به ارمغان می آورد . اقوام شرکت کننده در جنگ بزرگ به وطن شان مراجعه می کنند و گندالف ( کاهن) غایب می شود.




از دهه هفتاد سینمای هالیوود ساختن فیلم هایی که " آخرین جنگ سرنوشت ساز بشریت " یا همان " آرماگدون  " ARMAGEDON"

را در بر بگیرد در دستور کار تولید های خود قرار داده است. "ارباب حلقه ها : بازگشت پادشاه" در ادامه زنجیره تولید فیلم های " آخر زمانی " است .

هنگامی که در اوایل دهه هشتاد " کارتر" به تمامی نیازهای صهیونیست ها پاسخ در خور انتظارشان را نداد لابی صهونیستی " ایپک " آمریکا او را به نفع رونالد ریگان از هواداران مسیحیان صهیونیست در انتخابات شکست دادند. همزمان لشکر کشی رژیم صهیونیستی به لبنان شروع شد و فرآیند سلسله جنایت های صهیونیست ها را ابعادی دیگر بخشید . در لبنان دهه هشتاد تجسم عینی مسیحیان صهیونیست ( فالانژیست ها) به قدرت رسیدند و از خود تاریخی ننگین بر جای گذاشتند. همین روند تعویض ریاست جمهوری در آمریکا بامحاکمه و خلع ید " بیل کلینتون" بوسیله ایپک تکرار شد و مسیحیان صهیونیست آمریکا با دار و دسته بوش جنگ خاورمیانه را با اشغال افغانستان و عراق شروع کردند. مسیحیان صهیونیست که تحت تاثیر عقاید مذهبی خود، تفسیری مذهبی از جنگ درخاورمیانه ارایه می دهند، جنگ عراق را پیش زمینه حوادث قبل از ظهور مسیح می نامند. این گروه که بوش و کابینه اش از معتقدین به آن هستند با مطالعه جزء به جزء کتاب مقدس ( عهد قدیم وجدید ) و با تکیه بر عصمت حرفی آن ، وقایع آینده را پیش گویی و تفسیرمی کنند. همین عقیده ویژه است که این گروه را از دیگراندیشمندان مسیحی متمایز می سازد.





پایه اعتقاد نوین این مکتب در قرن نوزدهم و تحت تاثیر نگرش ویژه به کتاب مقدس ( عهده قدیم و جدید ) شکل گرفت. براساس اعتقادات آنها ،تاریخ بشریت به هفت عصر (دوره ) تقسیم می شود. به گفته آنان در حال حاضر جهان درحال پشت سر گذاشتن دوره ششم حیات تاریخی خود و آماده شدن برای ورود به عصر هفتم که همان ظهور مسیح است می باشد.

بر اساس پیش گویی های آنان در عصری که ما زندگی می کنیم ، فجایع بی سابقه و حوادث بسیاری اتفاق می افتد که در نهایت به آخرین جنگ سرنوشت ساز یا همان آرما گدون منتهی می شود. در این جنگ مسیح دشمنان خود را از بین برده و سلطنت هزار ساله خود را برپا می کند . به همین دلیل به پیروان این عقیده " هزاره گرا" گفته می شود . اکثر طرفداران این مکتب که بالغ بر 12 میلیون نفر هستند در آمریکا مستقر می باشند . عده ای از آنها کرسی های کنگره و پست های مختلف سطوح گوناگون را در دولت کنونی آمریکا در اختیار دارند.

مسیحیان صهیونیست عقیده دارند که براساس پیش گویی ها اشغال عراق پیش زمینه وقایع قبل از ظهور مسیح بدست آنان اعتقاد راسخی به پیش گویی های مطرح شده در کتاب " مکاشفات یوحنا" ( عهد جدید ) دارند. علیرغم متن بسیار مبهم و نمادین این پیش گویی ها در کتاب مقدس ، فصل های مربوط به عراق روشن تر آمده است. در کتاب مقدس عراق بانام " بابل" معرفی شده است. با وجود اینکه در طول تاریخ ، عراق بارها مورد هجوم بیگانگان غربی قرار گرفته است ، مسیحیان صهیونیست عقیده دارند که تصرف عراق توسط آمریکا با ظهور مجدد مسیح مرتبط است و طرح تقسیم عراق به سه ناحیه ، احتمالا با عبارت " و شهر بزرگ به سه قسم منقسم گشت..." منطبق است . این گروه لشگری از کشیشان صهیونیست را به عراق فرستاده اند تا مردم عراق را متقاعد کنند تصرف کشورشان ، امر محتوم الهی بوده است و در پیش گویی های کتاب مقدس به صراحت به آن اشاره شده و آنها باید آن را بپذیرند .





در فیلم " ارباب حلقه ها : بازگشت پادشاه" 8 دقیقه بعد از آغاز فیلم " پپین" با نگاه کردن به " گوی آتشین" که گندالف آن را به پارچه می پیچید تا چشمی به آن نیفتد، آینده را می بیند و از تصرف شهر در آینده مطلع می شود و آن را به گندالف بازگو می کند. این رازی است که گندالف از مدت ها قبل بر وقع آن آگاه است . همان رازی که مسحیان صهیونیست سعی در ترویجش دارند. در این فیلم "گندالف" قدرت اساطیری بینش الهام یافته دارد و کسی است که باید زیر نظرش حلقه به مذاب انداخته شود و پادشاهی اراگون اعاده شود ، موجودی نمایانده می شود که از ازل تا ابد جهان را آگاه است و تولد و نوجوانی و جوانی نداشته همیشه سپید موی دانا و توانا بوده است و در آخر فیلم هم همچون ناظری بی طرف از چشم ها پنهان می شود . این ویژگی ها سخن او را برای مخاطب اثر گذار و ماندگار می کند .

در این میان بر اساس عقاید مسیحیان صهیونیست بسیاری از متون کتاب مقدس و ازجمله سرود مذهبی " خرقیال نبی " که در عهد عتقیق آمده است به لزوم تجمع یهودیان در فلسطین و تشکیل حکومت یهودی اشاره می کند. آن ها عقیده دارند که یهودیان باید به سوی فلسطین مهاجرت کنند تا نقش خود را در وقایع ظهور مسیح ایفا نمایند . ابزار سینما می تواند در قالب طرح یک درام زمینه ساز قبول این حرکت جمعی در دهه های آتی باشد .


جماعت مسیحیان صهیونیست شامل ده ها انجمن است که مهمترین آن " سفارت مسیحیت" واقع دراورشلیم ، به شمار می آید. مسیحیان صهیونیست بر اساس مطالب کتاب " سفر پیدایش تورات " تلاش می کنند تاحکومت اسراییل را از نیل تا فرات گسترش دهند. تورات ، سفر پیدایش ، باب پانزدهم ، ردیف 18 : "در آن روز خداوند با ابراهم عهده بست و گفت: این زمین را از نهر مصر تا به نهر اعظم ( یعنی فرات ) به نسل تو بخشیدم ." به همین علت است که مسیحیان صهیونیست پا به پای

" ایپک " AipAc ؛ لابی یهودیان آمریکا

با فرآیند صلح خاورمیانه به شدت مخالف اند و از دولت اسراییل می خواهند که سرزمینی های اشغالی را یکپارچه سازد.

مسیحیان صهیونیست همچنین به دلیل اعتقاد خود مبنی بر ساخت معبد سلیمان واینکه معبد سلیمان در زیرمسجد الاقصی واقع است سعی در تخریب مسجد الاقصی دارند. براساس اعتقاد آنان ، مسیح پس از ظهور در معبد سلیمان نماز می گذارد، پس مسیحیان باید تا زمان ظهور مسیح مراسم عبادی و قربانی کردن خود را مطابق شریعت موسی در معبد سلیمان تمرین کنند.

آنان جنگ با مسلمانان را حتمی می دانند و صلح را قبل از ظهور مجدد مسیح امکان ناپذیر ارزیابی می کنند. " یت رابرتسون" کشیش مسیحی صهیونیست عقیده دارد: " وضعیت جهان ، نباید به سوی صلح و بهبود حرکت کند، جهان را باید به سمت بدترین شرایط ممکن سوق داد. مسیحییان باید بیاموزند که چگونه موجب تاخیر ظهور مسیح نشوند. بنابراین حتی مسیحیان نباید نگران آسیب های زیست میحطی باشند، زیرا براساس پیش گویی ها، این امر مقدمه ظهور مسیح است ."

کشیش دیگر مسیحی صهیونیست " جیم رابرتسون " که یک کانال تلویزیونی نیز در اختیار دارد می گوید: قبل از ظهور مسیح صلحی وجود ندارد و تا قبل از ظهور مسیح هر تلاشی برای صلح ، بی معنی و بر خلاف گفتار خداوند مسیح است " یکی دیگر از واعظان مسیحی صهیونیستی ،" استراسبورگ " که سرپرست یکی از سایت های اینترنتی جمع آوری و بررسی و تطبیق وقایع پیش از ظهور را به عهده دارد می گوید: "من از واقعه یازدهم سپتامبر بسیار خوشنود شدم ومومنین به علت جو عمومی حاکم به دروغ از وقوع این حادثه اظهار تاسف کردند. اما آنان از عمیق وجودشان ایمان دارند که این حادثه خواست آنان که همان ظهور مسیح است را محقق می سازد. "




جستجوی نشانه های تفکر صهیون در آثار سینمایی شائبه درگیری جستجوگران در میان توهم توطئه را ایجاد می کند . این همان تصوری است که صاحبان رسانه و سرمایه گذاران تولید برنامه های تلویزیونی و فیلم های سینمایی با رویکرد مورد نظر سعی در ترویج و گسترشش دارند. اما آنچه مسلم است سینما بویژه در هالیوود ابزار موثری برای پیشبرد اهداف کلان سیاست مداران است . هنوز افزایش تولیدات ضد اسلامی را در اواخر دهه 70 و تداوم این تولیدات ا طی بیش از دو دهه فراموش نکرده ایم . فیلم های پرمخاطبی که مسلمانان را تروریسم ، بی منطق ، غیر اجتماعی و خطرناک به تصویر می کشید . فیلم هایی که در حرکتی آرام مردم دنیا را برای برداشتن گام بزرگ در خاومیانه آماده کرد . تا جایی که لشگرکشی بی منطق غرب به سرزمین محرومی چون افغانستان با کمترین واکنش جهانی روبرو شد ، حرکتی که در عراق تداوم پیدا کرد . مردم دنیا که بیش از 20 سال تنها از طریق رسانه های هدفمند و سینما با کشورهای اسلامی و مسلمانان آشنا شده بودند خیرخواهانه و انسان دوستانه قتل عام و ویرانی را در خاورمیانه به نظاره نشستند . همانطور که " گراهام فرانکلین" در مورد نیروهای اعزام شده به عراق گفته است : " آنها به عراق رفته اند تا به عنوان یک مسیحی عشق و علاقه خود رابه مردم نشان دهند و آنها این کار را با نام مسیح انجام می دهند ".

تا قبل از حرکت نظامی آمریکا و حمایت غرب سخن گفتن از ایجاد فضای ضد اسلامی در فیلم های آمریکایی نیز توهم توطئه تلقی می شد ، گذشت زمان نشان داد که قتل عام ، ویرانی و مرگ توهم توطئه نیست ، اما کار سینما در عرصه سیاست های کلان ایجاد توهم خیرخواهانه است .

امروز نیز به نظاره نشسته ایم که چگونه تاریخ گذشته توسط سینما ، این رسانه ماندگار در ناخودآگاه انسان تحریف می شود و چگونه آینده تاریخ زمینه سازی می شود . آیا مخاطب امروز سینما با مخاطب دیروز تفاوت دارد ؟ آیا می توان گفت فیلم های تجاری و جذاب دیگر بستر مناسبی برای تبلیغ پنهان نیست ؟ آیا سینما بر محور هالیوود با ساختن فیلم سینمایی ، انیمیشن و مستند آتش تهیه ، توپخانه هیچ حرکت جهانی دیگری را تامین نمی کند ؟ آیا فیلم پیتر جکسون جزیی از برنامه های تخیل پردازانه واعظان مسیحی صهیونیست نیست ؟ آیا می توان به سخن کوته اندیشان بسنده کرد ، دست از "توهم توطئه " برداشت ، سرخویش گرفت و راه خود رفت ؟

منابع:
1- نشریه الحیاه چاپ لندن 2003
2- روزنامه جوان صفحه اندیش تابستان 83
3- روزنامه ایران 26 آبان 83



خبرگزاری "مهر" - گروه فرهنگ و هنر

New Member



no avatar
پست ها

12

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

سه شنبه 11 مهر 1385 13:33

آرشيو سپاس: 0 مرتبه در 0 پست

سينما و صهيونيسم

توسط وصال » جمعه 10 آذر 1385 01:47

[align=center]بسم الله الرحمن الرحیم[/align]




قبل از تشكيل دولت صهيونيستي: كاردگردانان صهيونيست از اوايل قرن حاضر تا كنون دهها فيلم در داخل و خارج فلسطين اشغالي ساخته اند.
فيلمهايي چون «زندگي يهوديان در سرزمين موعود» (1912)، و «لشگر يهوديان» (1923) به كاردگردان يژاكوپ ين دوف كه پس از انقلاب سال 1905 روسيه از آن كشور مهاجرت كرد منظور از لشگر يهوديان در فيلم ژاكوب گروه هايي از يهوديان است كه در جنگ جهاني اول در كنار انگلستان با آلمان جنگيدند.
وي دراين فيلم به شكلي وقيحانه تاريخ را تحريف كرده و مي خواهد اين گونه تلقين كند كه يهوديان اكثريت جمعيت فلسطين را تشكيل مي دادند و قوي ترين ارتش را در اختيار داشتند.




اين در حالي است كه يهوديان در سال 1811 تنها 8% جمعيت فلسطين را تشكيل مي دادند.
نكتة ديگر آن كه اين لشگر خيالي يهود در واقع گروه هاي تروريستي بودند كه به منظور تهديد ساكنان عرب فلسطين زير نظر انگلستان و سازمانهاي صهيونيستي آموزش مي ديدند.
ديگر فيلم ها عبارتند از: «اورد» ساخته «ناتان آلسفورد» (1932) كه مورد مزارع و كشتزارهاي يهوديان و به زبان عبري بود.
فيلم «اين سرزمين توست» ساختة با روخ اجداتي» (1932) دربارة‌ سرزمين يهوديان، فيلم «صابرا» (1933) از كارگردان صهيونيست لهستاني «الكساندر فورد» دربارة‌ مهاجرت يهوديان اروپا به فلسطين از جمله آثار يهوديان در مورد بازگشت به سرزمين موعود است.
«فورد» پس از شكست اعراب در سال 1967 به فلسطين اشغالي مهاجرت كرد و از طريق سينما اين گونه تبليغ كرد كه يهوديان بايد به سرزمين آبا و اجدادي خود يعني فلسزين بازگردند.
البته وي به جز اين فيلم، سه فيلم ديگر نيز ساخت.

در سال 1947 سه فيلم توسط كارگردانان صهيونيست در خاك فلسطين فيلمبرداري شد كه عبارتند از:‌ «هاملري ادما» كه دربارة‌يك جوان يهودي است كه از بازداشتگاههاي نازي ها فرار كرد و بيماري روحي اش تنها در سرزمين موعود بهبود مي يابد! «خانه پدرم» از هربرت كلين كه شباهت زيادي به فيلم «سرزمين» دارد.
اين فيلم دربارة‌ يك جوان يهودي است كه از بازداشتگاههاي آلمان نازي فرار كرده و به دنبال بدرش مي گردد،‌ و سرانجام او را در سرزمين اجدادي خود يعني فلسطين پيدا مي كند! و فيلم «وعده بزرگ» از ژوزف ليتبز.
لازم به ذكر است فيلمهاي صهيونيستي زيادي در خارج از فلسطين فيلمبرداري شده اند.
مانند فيلم «خانوادة روچيلد» از فردوركر (1934) با بازيگري جرج اوليس، لوريتايونگ، ادريس كارلوف، رابرت يونگ، روچليدها از سرمايه داران بزرگ يهود بودند كه نسبشان به آلمان در قرن شانزدهم مي رسيد.
در هيمن سالها در ايالات متحدة آمريكا نوعي سينماي صهيونيستي به نام سينماي «يديشي» به وجود آمد كه در آن از لهجه جنوب آلمان يعني لهجة يهوديان شرق اروپا استفاده مي شد.
برخي از اين فيلمها عبارتند از: مازل توف (1924) دلهاي شكسته (1925) بخش شرقي (1929).
كه اين آخري را سيدني گلدوين كارگرداني كرده است.
در دهة‌ 3 حدود 100 فيلم داستاني بلند و 35 فيلم سينمايي كوتاه ساخته شد كه اكثر آنها آمريكايي و برخي لهستاني يا اروپايي بودند.
بعد از تاسيس دولت صهيونيستي: سينماي صهيودنيستي همواره در تلاش براي مقابله با اين بحران دائمي خود يعني بحران تاسيس رژيم اشغالگر قدس بوده و مي باشد.

با نگاهي به سينماي صهيونيستي درمي يابيم كه اين سينما نه تنها خالي از مضامين و ارزشهاي انساني است، بلكه از مفاهيم تحريف شده، نژادپرستانه، مستكبرانه و فساد اخلاقي پر است.
توليدات اين سينما،‌ به بازارهاي بين المللي نيز راه يافته اند مانند فيلم «سحر امروز» از زنيف راج،‌ و فيلمهاي «جراغ كوچك» و «سراب» ازابي ناشر.
لازم به ذكر است تا كنون فيلم هاي زيادي با سرمايه سازمانهاي بين المللي يهود، موسسات خصوصي صهيونيستها و ادارات دولتي رژيم اشغالگر قدس ساخته شده كه در آن اعراب به عنوان افرادي ترسو نشان داده شده و جنايات رژيم صهيونيستي به عنوان اقداماتي قهرمانه و عقلايي مورد ستايش واقع شده است!! صهيونيست ها از سينماي جهان به عنوان پيشرفته در جهت تأثيرگذاري بر ذهن و فكر مردم استفاده مي كنند به همين دليل سنديكاي يهوديان براي تزريق زهر صهيونيسم در فيلم هاي سينمايي جهان هاليوود را قبضه كرده و در جهت تحريف تاريخ و هماهنگ ساختن آن با تفكرات و اهداف خود تلاش مي كند.
در حال حاضر صهيونيست ها شركت هاي عمدة‌ توليد فيلم و اغلب ستارگان سينما و دستگاههاي تبليغاتي را در اختيار داشته و هنرمندان را در جهت تبليغ صهيونيسم به خدمت گرفته اند.

اين امر به جشنواره هاي جهاني فيلم از جمله «جشنواره كن» در فرانسه و «برلين» در آلمان سرايت كرده و فيلم هاي زيادي دربارة مظلوميت يهوديان در اين دو جشنواره به نمايش درمي آيد.
سينماي صهيونيستي يهوديان فلسطين را چونان ملتي غيور در برابر تجاوزات و جنايات اعراب و فلسطينيان!! به تصوير مي كشد و به اين نكته اشاره دارد كه صهيونيسم يك جنبش تروريستي نيست بلكه جنبشي است كه تنها قصد پس گرفتن حق خيالي خود يعني سرزمين موعود را دارد و مي خواهد از آينده و موجوديت اسرائيل (البته رژيم اشغالگر قدس) دفاع كند! برجسته ساختن فيلمهايي كه به مسايل و مصائب يهوديت د رتاريخ مي پردازد، از جمله ديگر وظايف اين جشنواره هاست.

پس از فهرست شيندلر ساختة استيون اسپيلبرگ كه جايزه اسكار را در سال 1994 دريافت كرد، سال گذشته فيلم «زندگي زيباست» ساخته كارگردان ايتاليايي روبرتوبنيني در جشنواره «كن» مورد استقبال قرار گرفت و جايزه ويژه هيأت داوران را دريافت كرد.
اين فيلم داستان يك خانواده يهودي دراردوگاههاي نازي است و كارگردان آن بلا فاصله پس از دريافت جايزه جشنواره كن از سوي شهردار آورشليم به اسرائيل دعوت شد تا به پاس پرداختن به مسايل يهوديان مورد ستايش و تقدير قرارگيرد.
در پايان مي توان گفت صهيونيست ها چونان اختاپوسي عظيم و حشتناك بر سينماي جهان سايه افكنده و خطري بوجود آورده اند كه سينماگران مسلمان بايد براي مقابله با آن تلاش زيادي به علم آورند.

New Member



no avatar
پست ها

12

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

سه شنبه 11 مهر 1385 13:33

آرشيو سپاس: 0 مرتبه در 0 پست

توسط وصال » سه شنبه 21 آذر 1385 00:02

یهود و صنعت سینمای جهانی


سیطره یهود بر شرکت هایی که فیلم های سینمایی را تهیه می کنند، یک سیطره و تسلط همه جانبه و گسترده می باشد که ذیلاً به ذکر اهم این شرکت ها اکتفا می شود.
برخی از آمارهای تایید شده نشان می دهد که بیش از 90% از مجموع افرادی که درصنعت فیلم سازی آمریکا، در تهیه و توزیع و تحریر و تصویر و صوت برداری و مونتاژ کار می کنند یهودی می باشند و بزرگترین شرکتهای اصلی فیلم سازی در تملک یهودیان و در انحصار صهیونیزم می باشد.
این شرکت ها عبارتند از:
نام شرکت نام مالک شرکت
فوکس ویلیام فوکس یهودی
گولدین ساموئل گولدین
مترو لویس مایر
اخوان وارنر هارنی وارنر و برادران
پارامونت هود کنسون
که منتوجات این شرکت ها از یک سو سمومات صهیونیستی و فساد اخلاقی و تباهی فرهنگی را به کشورهای مصرف کننده صادر می کنند و از سوی دیگر ثروت های باد آورده را روانه موسسات صهیونیستی می نماید.
کشورهای عربی یکی از بزرگترین مصرف کنندگان فیلم های این شرکت ها می باشند، مطالب تهیه شده در این فیلم ها بدون هیچگونه ممنوعیتی در سالن های سینمایی مصر و سوریه و اردن و هر کشور دیگری به نمایش گذارده می شود.
داستان هالیوود و تاثیر آن در اشاعه فساد در سراسر عالم داستانی است که شهرت جهانی دارد. مجله "مسیحیت آزاد" شهرک هالیوود را شهر سدوم قرن حاضر خوانده و می گوید: در این شهرک سینمایی فضیلت انسانی به کلی نابود شده و فساد و تباهی و فجور و فحشاء از شرایط اولیه ورود به این مرکز سینمایی می باشد و این علل پلید است که شرافت و انسانیت و مردانگی را در نسل آمریکایی نابود کرده و این بزرگترین ابزار دست یهودیان است برای گسترش فساد در سطح عالم.
  داستان اشک تمساح برای قربانیان جنگ دوم جهانی و مظاهر هیتلر یکی دیگر از داستان هایی است که دستاویز ارباب سینما شده و صهیونیست ها بالاترین بهره برداری ها را از این داستان نموده اند و هنوز آن را رها نکرده اند.(2) هنگامی که تاریخچه سینمای کمدی را در آمریکا ورق بزنید، اسامی هنر پیشگان یهودی سهم برتر و مهم تر را به خود اختصاص می دهد و مشهورترین هنرپیشگان یهودی می باشند،مانند:
میل بروکسی، وودی آلن، بوب هوپ، جری لوییس، فرانک سیناترا، بیلی وایلد، نیل سالیمون، میکی رونی، جک لمون و دهها تن دیگر از هنرپیشگان و در راس همه هنرپیشگان ، چارلی چاپلین قرار دارد که فیلم های او ضد هیتلری می باشد.


در زمینه فیلم های عشقی و عاطفی و تاریخی و جنگی، به ندرت فیلمی را می توان یافت که یکی دو هنرپیشه یهودی در آن بازی نکرده باشد، در این چنین فیلم ها یهودیان به عنوان هنرپیشه،مسئول امور فنی، سناریست، کارگردان حضور دارند،اسامی برخی از آنان به شرح زیر است:کییرگدوگلاس،تونی کرتیس، گاری گرانت، جک نیکلسون، بی آزار، وولتر ماتی یور، پی یرت رینولدز، جین هاکمان، جیمس کان، استین هوفمان، ریچارد هاریس، ریچارد بنیامین، وودی اشتایگر، جرج روداسکوت، رویان اونیل، و دهها تن دیگر.
هنر پیشگان زن یهودی نیز جایگاه ویژه ای در آمریکا دارند برخی از آنان به قرار زیرند:
الیزابت تایلور، آن بانکروفت، برباره استرایسند،شیلی دوفال، دیان کیتون، جیل کلایبرگ، کاری فیشر، ایلین براشتاین، ماری کلی لر، سوزان انسباک، دیبی رینولدز، دیان کانون، جووان وود وارد، پلابرینتسن، سالی کالیرمن، جیرالدین شابلون و دیگران.(3)
در عین حال بقیه هنرپیشگان که از تبار آمریکایی هستند از آنجا که به ناچار با شرکت های صهیونیستی کار می کنند خواه ناخواه تحت سلطه و نفوذ مالی و اداری صهیونیست ها قرار دارند که ذکر اسمی آنان به درازا می کشد.
از آنجا که اقلیت یهود در همه جا حضور دارند و در هر کجا که هستند به گونه ای عمل می کنند، بنابراین در دیگر کشورها و سرزمین ها نیز تاریخ و سرگذشت فیلم وسینما چیزی مشابه آمریکا می باشد و همه با هم در درشته های شیطنت و فساد و تباهی همکاریی می کنند.
در انگلستان که آنجا نیز پایتخت فیلم و سینما به حساب می اید، لرد آلفونت یهودی به تنهایی صاحب 280 باب سالن سینما می باشد و خودش به طور شخصی به نمایش فیلم ها و انتخاب آنها نظارت می کند و در میان فیلم های موجود پیوسته زشت ترین و خشن ترین ها را انتخاب می کند.
نامبرده از نمایش فیلم "هیتلر" که "آلیک گی نیس" در ان بازی کرده است در موسسات خودش جلوگیری به عمل آورد در حالیکه این فیلم در اهداف صهیونیستی تهیه شده بود، نامبرده از آنجا که حملات ضد هیتلری فیلم همراه خشونت و زشتی نبوده است از نمایش آن جلوگیری نمود.


فیلم "هدیه" یک فیلم دیگری است که در انگلستان توسط روبرت گلد اسمیت تهیه شده است. در این فیلم تعدادی از سران و ثروتمندان عرب را نشان می دهد که همراه دهها تن از زنان حرمسرای خودشان با حجاب چادر و عبا به اروپا مسافرت می کنند و بعد بزرگان عرب به زنان محجبه همراه خودشان اکتفاء نکرده میلیونها فرانک برای شکار پیرزنان هر جایی پاریس خرج می کنند.

در این میان اعراب فرنگ ندیده سری هم به عالم هنرپیشگان یهودی ومسیحی و فرنگی می زنند و به امکان معروفه می روند و در عین حال زنان حرمسرا را در اتاق های هتل حبس می کنند و مواظبت می کنند چشم آنها حتی به یک مرد هم نیافتد و هنگامی که یک گارسون پیر نزدیک می شود تا چای و قلیان و یا قهوه بیاورد، در های اتاق را می بندد تا گارسون پیرمرد صدای حریم آقا را نشنود و چشم حریم به قیافه گارسون نیافتد.
و سرانجام هنگامی که که یک خادم اشتباه می کند و وارد غرف حرمسرا می شود،به هنگام خروج رجال عرب در را روی او می بندد و به اتهام اینکه پیرمرد قصد سوء داشته واتیان فاحشه کرده است او را به سختی کتک می زنند و یک منظره بسیار مسخره و خنده اور شروع می شود و فیلم در میان خنده هزاران تماشاچی فرنگی و صهیونیست به پایان می رسد.


در فیلم دیگری به نام فیلم "آمریکاآمریکا" زندگی آمریکاییان به نمایش گذارده شده است و سرانجام آمریکاییان متدین و دین دار برای ادای مراسم نماز به کلیسا می روند، لیکن به ناگاه جماعتی از اعراب با لباس های چفیه عقال وارد کلیسا می شوند و به ضرب و شتم نمازگزاران و قتل و کشتار آنان می پردازند و سپس به علامت پیروزی جام های شراب را سرکشیده مست می شوند و انگاه به دزدی و جنایت و آتش سوزی می پردازند.(4)فیلمهای بتی محمودی،فیلم گروگانها ، هتل هستریا و دهها فیلم دیگر که اخیراً در ضدیت با انقلاب اسلامی ایران ساخته شده و فیلم های کارتونی که در آن توهین به شخصیت مقام رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران شده است، همه وهمه توسط این موسسات و با همکاری هنرپیشگان در خدمت صهیونیست ها ساخته شده است.
تهیه و تالیف و چاپ و توزیع و مساله آفرینی در جریان سلمان رشدی نیز یکی دیگر از دسائس این صهیونیست ها می باشد.



منبع :

http://www.yahood.net


 


  • موضوعات مشابه
    پاسخ ها
    بازديدها
    آخرين پست

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 4 مهمان