در اين بخش مي‌توانيد در مورد تمامي مسائل مرتبط با دانش عمومي به بحث بپردازيد
Old Moderator

Old Moderator



نماد کاربر
پست ها

2596

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 16 مرتبه
تاريخ عضويت

سه شنبه 11 بهمن 1384 12:27

آرشيو سپاس: 140 مرتبه در 86 پست

توسط Kingman_62 » شنبه 11 آذر 1385 04:03

استيون هاوكينگ


" Stephen Hawking " ( استيون هاوكينگ ) متولد 8 ژانویه سال 1942 از هر گونه تحرك عاجز است . نه مي تواند بنشيند نه برخيزد . نه راه برود . حتي قادر نيست دست و پايش را تكان بدهد يا بدنش را خم و راست كند . از همه بدتر توانايي سخن گفتن را نيز ندارد .

زيرا عضلات صوتي او كه عامل اصلي تشكيل و ابراز كلمات اند مثل 99 درصد بقيه عضلات حركتي بدنش در يك حالت فلج كامل قرار دارند . مشتي پوست و استخوان است روي يك صندلي چرخدار كه فقط قلبش و ريه هايش و دستگاه هاي حياتي بدنش كار مي كنند و بخصوص مغزش فعال است . يك مغز خارق العاده كه حتی لحظه ای از جستجو و پژوهش و رهگشايي بسوي معماها و نا شناخته ها باز نمي ماند .


اين اعجوبه مفلوج " استيفن هاوكينگ " پرآوازه ترين دانشمند دهه آخر قرن بيستم است كه اكنون در دانشگاه معروف كمبريج همان كرسي استادي را در اختيار دارد كه بيش از دو قرن پيش زماني به اسحق نيوتن كاشف قانون جاذبه تعلق داشت . همچنين وي را انيشتين دوم لقب داده اند زيرا مي كوشد تئوري معروف نسبيت را تكامل بخشد و از تلفيق آن با تئوري هاي كوانتومي فرمول واحد جديدي ارائه دهد كه توجيه كننده تمامي تحولات جهان هستي از ذرات ريز اتمي تا كهكشان هاي عظيم باشد .

اينشتين معتقد بود كه چنين فرمول يا قانون واحدي مي بايست وجود داشته باشد و سالهاي آخر عمرش را در جستجوي آن سپري كرد اما توفيقي نيافت .

استيفن هاوكينگ شهرت و اعتبار علمي خود را مديون محاسبات رياضي پيچيده و بسيار دقيقي است كه در مورد چگونگي پيدايش و تحول سياهچاله هاي آسماني يا حفره هاي سياه انجام داده است . اين اجرام فوق العاده متراكم كه به علت قدرت جاذبه بسيار قوي حتي نور امكان جدايي از سطح آن ها را ندارد وجودشان بر اساس تئوري نسبيت انيشتين پيش بيني شده بود و به همين جهت هم سياهچاله ناميده شدند . رديابي و رويت آنها بوسيله قويترين تلسكوپ ها يا هر وسيله ديگر تا كنون ناممکن بوده است . با وجود اين استيفن هاوكينگ با قدرت انديشه و محاسبات رياضي چون و چرا ناپذيرش - نه فقط وجود سياهچاله ها را به اثبات رسانده و چگونگي شكل گيري و تحول آن ها را نشان داده بلكه به نتايج جالبي در رابطه اين اجرام با كيفيت وقوع انفجار بزرگ " Big Bang " در آغاز پيدايش كيهان دست يافته است كه در دانش فيزيك اختري و كيهان شناسي اهميت بسزايي دارد و به عقيده صاحبنظران بناي اين علوم را در قرن آينده تشكيل خواهد داد .

كتاب جديد هاوكينگ در اين زمينه كه بعنوان سياهچاله ها و جهان هاي نوزاد انتشار يافت در محافل علمي جهان مثل يك بمب صدا كرد و شگفتي فراوان برانگيخت .

اما قبل از اشاره خلاصه اي بگویم از زندگي نويسنده اش كه براستي از كتابش شگفتي بر انگيز تر است .

استيفن هاوكينگ در 8 ژانويه 1942 در شهر دانشگاهي آكسفورد زاده شد و دوران كودكي و تحصيلات اوليه اش را در همان شهر گذرانيد . از همان زمان به علوم رياضيات علاقه داشت و آرزوي دانشمند شدن را در سر مي پروراند اما در مدرسه يك شاگرد خودسر و بخصوص بد خط شناخته مي شد و هرگز خود را در محدوده كتاب هاي درسي مقيد نمي كرد بلكه چون با مطالعات آزاد سطح معلوماتش از كلاس بالاتر بود هميشه سعي داشت در كتاب هاي درسي اشتباهاتي را گير بياورد و با معلمان به جر و بحث و چون و چرا بپر دازد !

پدر و مادرش از طبقه متوسط بودند با يك زندگي ساده در خانه ای شلوغ و فرسوده اما مملو از كتاب كه عادت به مطالعه را در فرزندانشان تقويت مي كرد . " فرانك "پدر خانواده پزشك متخصص در بيماري هاي مناطق گرمسيري بود و به همين جهت نيمي از سال را به سفرهاي پژوهشي در مناطق آفريقايي مي گذرانيد . اين غيبت هاي متوالي براي بچه ها چنان عادي شده بود كه تصور مي كردند همه پدر ها چنين وضعي دارند و مانند پرندگان هر ساله در فصل سرما به مناطق آفتابي مهاجرت مي كنند و بعد به آشيانه بر مي گردند . در عين حال غيبت هاي پدر نوعي استقلال عمل و اتكا به نفس در بچه ها ايجاد مي كرد .

استيفن در 17 سالگي تحصيلات عاليه را در رشته طبيعي آغاز كرد و از همان زمان به فيزيك اختري و كيهان شناسي علاقه مند شد زيرا در خود كنجكاوي شديدي مي يافت كه به رمز و راز اختران و آغاز و انجام كيهان پي ببرد . سالهاي دهه 60 عصر طلايي كشف فضا - پرتاب اولين ماهواره ها و سفر هيجان انگيز فضانوردان به كره ماه بود و بازتاب اين وقايع تاريخي در رسانه ها جوانان را مجذوب مي كرد . بعلاوه که استيفن از كودكي عاشق رمان هاي علمي تخيلي بود و مطالعه آن ها نيز بر اشتياق او به كسب معلومات بيشتر در فيزيك و نجوم و علوم ديگر مي افزود . او دوره سه ساله دانشگاه را با موفقيت به پايان برد و آماده مي شد تا دوره دكترا را در رشته كيهان شناسي آغاز كند اما . . .

اما به دنبال احساس ناراحتي هايي در عضلات دست و پا استيفن در ژانويه 1963 يعني آغاز بيست و يكسالگي مجبور به مراجعه به بيمارستان شد و آزمايش هايي كه روي او انجام گرفت علائم بيماري بسيار نادر و درمان ناپذيري را نشان داد . اين بيماري كه به نام " ALS " شناخته مي شود بخشي از نخاع و مغز و سيستم عصبي را مورد حمله قرار مي دهد و به تدريج اعصاب حركتي بدن را از بين مي برد و با تضعيف ماهيچه ها فلج عمومي ايجاد مي كند بطوريكه بمرور توانايي هرگونه حركتي از شخص سلب مي شود . معمولا مبتلايان به اين بيماري بي درمان مدت زيادي زنده نمي مانند و اين مدت براي استيفن بين دو تا سه سال پيش بيني شده بود .

نوميدي و اندوه عميقي را كه پس از آگاهي از جريان ، بر استيفن مستولي شد مي توان حدس زد . ناگهان همه آرزوهاي خود را بر باد رفته ميديد . دوره دكترا - روياي دانشمند شدن - كشف رمز و راز كيهان - همگي به صورت كاریكاتورهايي در آمدند كه در حال دورشدن و رنگ باختن به او پوزخند مي زدند . بجاي همه آن خيال پروريهاي بلند پروازانه حالا كاري بجز اين از دستش بر نمي آمد كه در گوشه اي بنشيند و دقيقه ها را بشمارد تا دو سال بعد با فلج عمومي بدن زمان مرگش فرا برسد .

به اتاقي كه در دانشگاه داشت پناه برد و در تنهايي ساعتها متفكر و بي حركت ماند . خودش بعدها تعريف كرده است كه آن شب دچار كابوسي شد و در خواب ديد كه محكوم به اعدام شده است و او را براي اجراي حكم مي برند و در آن موقعيت حس كرد كه هر لحظه زندگي چقدر برايش ارزشمند است . بعد از بيداري به ياد آورد كه در بيمارستان با يك جوان مبتلا به بيماري سرطان خون هم اتاق بوده و او از فرط درد چه فريادهايي مي كشيد . پس خود را قانع كرد كه اگر به بيماري لادرماني مبتلاست اما لااقل درد نمي كشد . بعلاوه طبع لجوج و نقادش كه هيچ چيز را به آساني نمي پذيرفت هشدار داد كه از كجا معلوم كه پيش بيني پزشكان درست از كار در بيايد و چه بسا كه از نوع اشتباهات كتب درسي باشد !

اما آنچه به او قوت قلب و اعتماد به نفس بيشتري براي مبارزه با نوميدي و بدبيني داد آشنايي اش در همان ايام با دختري به نام" ( جين وايلد ) " بود كه بعدها همسرش شد و نقش فرشته نگهبانش را به عهده گرفت . جين اعتقادات مذهبي عميقي داشت و معتقد بود كه در هر فاجعه اي ، اميد وجود دارد كه با استقامت و قدرت روحي خود مي تواند رشد كند . و بارور شود . بايد به خداوند توكل داشت و از ناكاميهايي كه پيش مي آيد خيزگاههايي براي كاميابي ساخت .

جين دانشجوي دانشگاه لندن بود اما تحت تاثير هوش فوق العاده و شخصيت استثنايي استيفن چنان مجذوب او شده بود كه هر هفته به سراغش مي آمد و ساعتي را به گفتگوي با او مي گذرانيد و آمپول خوشبيني تزريق مي كرد . آنها پس از چندي رسما نامزد شدند و استيفن تحصيلات دانشگاهي اش را از سر گرفت زيرا براي ازدواج با جين مي بايست هرچه زودتر دكتراي خود را بگيرد و كار مناسبي پيدا كند.

و او طي دو سال با اشتياق و پشتكار اين برنامه را عملي كرد در حاليكه رشد بيماري لعنتي را در عضلاتش شاهد بود و ابتدا به كمك يك عصا و سپس دو عصا راه مي رفت . ازدواجش با جين در سال 1965 صورت گرفت و او چنان غرق اميد و شادي بود كه به پيش بيني دو سال پيش پزشكان در مورد مرگ قريب الوقوعش نمي انديشيد .

پروفسور استيفن هاوكينگ اكنون 61 سال دارد و ظاهرا بيش از يك ربع قرن قاچاقي زندگي كرده است . البته اگر بتوان وضع كاملا استثنايي او را در حال حاضر زندگي ناميد . !

پيش بيني پزشكان در مورد بيماري فلج پيش رونده او نادرست نبود و اين بيماري اكنون به همه بدنش چنگ انداخته است . از اواخر دهه 60 براي نقل مكان از صندلي چرخدار استفاده مي كند و قدرت تحرك از همه اجزاي بدنش بجز دو انگشت دست چپش سلب شده است. با اين دو انگشت او مي تواند دكمه هاي كامپيوتر بسيار پيشرفته اي را فشار دهد كه اختصاصا براي او ساخته اند و بجايش حرف مي زند . و رابطه اش را با دنياي خارج برقرار مي كند زيرا از سال 1985 قدرت تكلم خود را هم ازدست داده است .

در آن سال او پس از بازگشت از سفري به درو دنيا براي مدتي در ژنو بسر مي برد كه مركز پژوهشهاي هسته اي اروپاست و دانشمندان اين مركز جلسات مشاوره اي با او داشتند . يك شب كه استيفن هاوكينگ تا دير وقت مشغول كار بود ناگهان راه نفس كشيدنش گرفت و صورتش كبود شد بيدرنگ او را به بيمارستان رساندند و تحت معالجات اضطراري قرار دادند . معمولا مبتلايان به بيماري ALS در مقابل ذات الريه حساسيت شديدي دارند و در صورت ابتلاي به آن ميميرند كه اين خطر براي استيفن هاوكينگ هم پيش آمده بود و گرفتن راه تنفس او ناشي از ذات الريه بود . پس از چند روز بستري بودن در بخش مراقبتهاي ويژه بيمارستان سرانجام با اجازه همسرش تصميم گرفته شد كه با عمل جراحي مخصوص مجراي تنفس او را باز كنند اما در نتيجه اين عمل صداي خود را براي هميشه از دست مي داد .

عمل جراحي با موفقيت صورت گرفت و بار ديگر استيفن از خطر مرگ جست . هر چند قدرت تكلم خود را از دست داد اما با جايگزيني كامپيوتر مخصوص سخنگو ارتباط او با اطرافيانش حتي بهتر از سابق شد زيرا قبلا بعلت ضعف عضلات صوتي با دشواري و نارسايي زياد صحبت مي كرد.

كامپيوتر سخنگو را يك استاد آمريكايي كامپيوتر در كاليفرنیا براي او ساخت و تقديمش كرد . برنامه ريزي اين دستگاه شامل سه هزار كلمه است و هر بار كه استيفن بخواهد سخني بگويد مي بايست با انتخاب كلمات و فشردن دكمه هاي كامپيوتر به كمك دو انگشتش كه هنوز كار مي كنند جمله مورد نظرش را بسازد و صداي مصنوعي به جاي او حرف مي زند . البته اينگونه سخنگويي ماشيني طولاني تر است اما خود استيفن كه هرگز خوشبيني اش را از دست نمي دهد عقيده دارد كه به او وقت بيشتري مي دهد براي انديشيدن آنچه مي خواهد بگويد و سبب مي شود كه هرگز نسنجيده حرف نزند .

ويلچر يا صندلي چرخدار استيفن كه بوسيله آن رفت و آمد مي كند نيز از پيشرفته ترين پديده هاي تكنولوژي است و با نيروي الكتريكي حركت مي كند . وي اتكاي زيادي به ويلچر خود دارد چون علاوه بر حركت با آن وسيله اي براي ابراز احساساتش نيز محسوب مي شود . مثلا اگر در يك ميهماني به وجد آيد با ويلچرش به سبك خاص خود مي رقصد و چنانچه صبر و حوصله اش را در مورد يك شخص مزاحم از دست بدهد در يك مانور سريع از روي پاهاي او رد مي شود !!! بسياري از شاگردانش ضربه چرخهاي ويلچر او را تجربه كرده اند و به گفته خودش يكي از تاسف هايش اين است كه طعم اين تجربه را به مارگارت تاچر نچشانده است !

يكي از شگفتيهاي اين آدم مفلوج و نحيف كه به ظاهر بايد موجودي تلخ و غمزده و منزوي باشد شوخ طبعي و شيطنت كودكانه اوست كه بخصوص در برق نگاه هوشمندانه و رندانه اش ديده مي شود . در حاليكه اجزاي چهره اش بي حركت و فاقد هرگونه واكنش احساسي و عاطفي هستند اما چشمانش مي درخشند .


انگار به هزار زبان با مخاطب سخن مي گويند . او بهيچوجه خودش را منزوي نكرده است . به كنسرت و پارك مي رود . در رستوران غذا مي خورد . در انجمن هاي دانشجويان شركت مي كند . و سر به سر شاگردانش كه هميشه او را سوال پيچ مي كنند مي گذارد . شيوه شيطنت آميزش اينست كه پاسخگويي را گاهي عمدا كش مي دهد و در حاليكه پرسش كنندگان پس از چند دقيقه انتظار پاسخ مفصلي را براي سوال خود پيش بيني مي كنند با يك كلمه بله يا نه از كامپيوتر سخنگويش همه را به خنده مي اندازد .

اين اعجوبه فاقد تحرك ، عاشق جنب و جوش و گشت و سياحت است و تا كنون دوبار به سفر دور دنيا رفته و حتي از چين و ديوار باستاني آن ديدن كرده است . همچنين در صدها كنفرانس و سمينار علمي شركت كرده است و به ايراد سخنراني پرداخته است . كه البته اين سخنراني ها قبلا در نوار ضبط و در روز كنفرانس پخش مي شود .


پرفروشترين كتاب علمي
از نكات جالب ديگر در زندگي استيفن هاوكينگ يكي هم اينست كه او در سالهاي اوليه زناشويي اش با جين وايلد از او صاحب سه فرزند شد يك دختر و دو پسر . لذت پدري و احساس مسئوليت در تامين زندگي فرزندان يكي از مهمترين انگيزه هايي بود كه او را در مقابله با مشكلاتش ياري داد زيرا با طبع لجوج و بلند پروازش اصرار داشت كه بهترين امكانات زندگي و تحصيل را براي بچه هايش فراهم كند و اين امر مخارج هنگفتي روي دستش مي گذاشت . هزينه خودش هم كم نبود چون مي بايست به دو پرستار تمام وقت و يك دستيار حقوق بپردازد و درامد استادي دانشگاه كفاف اين مخارج را نمي داد . به همين جهت در اواسط دهه 80 به فكر نوشتن كتاب افتاد و در سال 1988 كتاب معروف خود به نام ( تاريخ كوتاهي از زمان) را منتشر كرد .

در اين كتاب كه به فارسي هم ترجمه شده است استيفن هاوكينگ به زبان ساده و قابل فهم عامه پيچيده ترين مسائل فيزيك جديد و كيهان شناسي و بخصوص ماهيت زمان و فضا را بررسي كرده و نظريات و محاسبات خودش را شرح داده است . بي آنكه خواننده را با فرمولها و معادلات رياضي بغرنج ، گيج كند. اما به رغم سادگي بيان و جذابيت مباحث بسياري از مردم از آن سر در نمي آورند . زيرا ايده هاي مطرح شده در كتاب در سطح بالاي علمي است . با وجود اين ، كتاب مذکور 8 ميليون نسخه به فروش رفته و 183 هفته در ليست 10 كتاب پرفروش جهان قرار داشته است و طبعا چنين موفقيت بيمانندي مشكلات مادي استيفن را براي هميشه حل مي كند.

كتاب جديد استيفن به نتايج پژوهشها و يافته هاي او درباره ي سياهچاله ها اختصاص دارد . اين اجرام مرموز و فاقد نورانيت آسماني كه بر اساس تئوري پذيرفته شده اي در سالهاي اخير از فروريزي و تراكم ستارگان سنگين وزن پس از اتمام سوخت هسته اي آن ها پديد مي آيند ستارگان ديگر را در اطراف خود مي بلعند و با افزايش جرم و در نتيجه دستيابي به نيروي جاذبه قويتر به تدريج ستارگان دورتر را به كام مي كشند . بدينگونه در سياهچاله ها ماده به حدي از تراكم مي رسد كه هر سانتي متر مكعب آن مي تواند ميليونها و حتي ميلياردها تن وزن داشته باشد و نيروي جاذبه آنچنان قوي است كه نور و هيچگونه تشعشعي امكان خروج از سطح آن ها را ندارد . به همبن جهت ما هرگز نمي توانيم حتي با قويترين تلسكوپها اين غولهاي نامرئي را رديابي كنيم.

اما استيفن هاوكينگ در كتاب تازه اش برداشتهاي متفاوتي از سياهچاله ها ارائه داده است و با محاسبات خود به اين نتيجه مي رسد كه اين اجرام بكلي فاقد نورانيت نيستند و بعلاوه موادي را كه از ستارگان ديگر جذب و بلع مي كنند در مرحله نهايي تراكم به حالتي انفجار گونه از يك كانال ديگر بيرون مي ريزند . منتها آنچه دفع مي شود به همان صورتي نيست كه بلعيده شده است . به عبارت ديگر سياهچاله ها نوعي بوته زرگري هستند كه طلا آلات مستعمل را به شمش تبديل مي كنند . از كانال خروجي عناصر تازه در يك جهان نوزاد تزريق مي شود كه مي توان آن را در مقابل سياهچاله ( سپيد چشمه ) ناميد .

شايد سالها طول بكشد تا صحت و سقم نظریه هاي جديد استيفن هاوكينگ روشن شود زيرا آنقدر تازگي دارد كه عجيب به نظر مي رسد . اما عجيب تر از آن مغز اين مرد است كه اين نظريه پردازي ها و رهگشائيها از آن مي تراود . او براي محاسبات طولاني و پيچيده رياضي و نجومي خود حتي از نوشتن ارقام روي كاغذ محروم است و بايد همه اين عمليات بغرنج را در مغز خود انجام بدهد و نتايج را در حافظه اش نگهدارد بدينگونه فقط با مغزش زنده است و به قول " دكارت " چون فكر مي كند پس وجود دارد .
اما

اين موجود ، اين آدم معلول و نحيف و عاجز از تحرك و تكلم يك سرمشق است . . . .

براي آن ها كه ، با اميد و استقامت و تلاش بيگانه اند . . .

براي آن ها كه ، تواناييهاي انسان و ارزش انديشه سالم و سازنده را دست كم مي گيرند . . .

براي بدبين ها و منفي بافهایی كه ، در افق ديد خود جهان را به گونه سياهچاله اي مخوف و ظلماني مي بينند . . . .

( در آنسوي هر سياهچاله سپيد چشمه اي وجود دارد )
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 



Old Moderator

Old Moderator



نماد کاربر
پست ها

2596

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 16 مرتبه
تاريخ عضويت

سه شنبه 11 بهمن 1384 12:27

آرشيو سپاس: 140 مرتبه در 86 پست

توسط Kingman_62 » شنبه 11 آذر 1385 04:05

نیکولا تسلا


" نيكولا تسلا " در سال 1856 در " Austria _ Hvngary "متولد شد .

او در سال 1884 به عنوان يك فيزيك‌دان به امریکا مهاجرت كرد . او پيشگام توليد ، انتقال و استفاده از جريان الكتريكي متناوب (AC) شد ، كه مي‌تواند در مقايسه با جريان مستقيم ، در فواصل بسيار بزرگتري منتقل شود . Tesla وسيله‌اي براي القاء جريان الكتريكي در يك قطعه آهن ( يك چرخان ) اختراع كرد كه بين دو سيم‌پيچ الكتريكي شده مي‌چرخيد . اين قطعه چرخان مغناطيسي ، وقتي با استفاده از نوعي انرژي مكانيكي مانند بخار يا قوه محركه مولد برق شروع به چرخش مي‌كند ، جريان AC توليد مي‌كند . وقتي جريان توليد شد به كاربر مربوطه مي‌رسد و به يك قطعه چرخان الكتريكي ديگر داده مي‌شود ، اين قطعه دوم مانند يك موتور القايي AC عمل مي‌كند كه انرژي مكانيكي توليد مي‌كند . موتورهاي القايي ، وسايل خانگي مانند لباس‌شويي‌ها و خشك‌كننده‌ها را راه مي‌اندازد . توسعه اين قطعات منجر به استفاده‌هاي گسترده صنعتي و توليدي براي الكتريسيته شد .

موتور القايي تنها جزيي از مفهوم كلي Tesla است . در دنباله‌اي از اختراعات ، او يك سيستم جريان متناوب چند فاز ، شامل يك ژنراتور ، تبديل‌كننده‌ها ، طرح‌بندي انتقال ، موتور و لامپ‌ها را معرفي كرد . اين سيستم عناصر اساسي براي توليد و بهره‌برداري الكتريكي را از نيروي منبع به نيروي كاربر فراهم مي‌كند . سيستم‌هاي نيروي AC تا امروزه اساسآ بدون تغيير باقي مانده‌اند.

درسال 1888 " George Westinghouse " ، صاحب شركت الكتريكي " Westinghouse " امتياز سيستم Tesla را شامل ديناموها ، تبديل‌كننده‌ها و موتورها خريد ، Westinghouse سيستم جريان متناوب Tesla را براي روشنايي دادن به نمايشگاه جهاني كلمبيايي‌ها در سال 1893 ( Worlds Columbia Exposition ) در شيكاگو استفاده كرد . سپس در سال 1896، سيستم Tesla در آبشار نياگارا در اولين دستگاه بزرگ هيدروالكتريكي استفاده شد . سيم‌ پيچ Tesla كه در سال 1891 اختراع شد ، هنوز در مجموعه‌هاي راديو و تلويزيون ، start ماشين‌ها و يك گستره وسيع از تجهيزات الكترونيكي استفاده مي‌شود .

كار Tesla با امواج فركانس راديويي اساس راديوهاي امروزي است . او آزمايش‌هايي درباره انتقالات بدون سيم نيروي الكتريكي انجام داد و 112 امتياز ثبت اختراع براي قطعات مختلف گرفت ، از سرعت‌سنج‌ها گرفته تا ژنراتورهاي الكتريكي بسيار كارآمد و قدرتمند تا يك توربين بدون تيغه كه امروزه هنوز استفاده مي‌شود . او فرضياتي در رابطه با امكان شناسايي كشتي‌ها با كمك امواج راديويي دارد (كه بعدها تحت عنوان RADAR توسعه يافت) و كار او با لامپ‌هاي گازي خاص ، " پايه‌اي براي توليد لامپ‌هاي فلورسنت شد " .

Tesla رقيب توماس اديسون در انتهاي قرن نوزدهم بود . در واقع او در طي سال 1890 مشهورتر از اديسون بوده است . اختراع نيروي منبع جريان الكتريكي چند فازه توسط او ، شهرت جهاني براي او به دنبال داشت ، اما نه خوش‌بختي . در اوج زندگي او ، دايره دوستانش شامل شاعران و دانشمندان ، صنعتگران و سرمايه‌گزاران بود . نهايتآ Tesla در تنهايي و بي‌پولي در اتاق يك هتل NewYork در سال 1943 درگذشت . در طي زندگاني‌اش ، Tesla يك ميراث حقيقي از اختراعات به جای گذاشت كه امروزه هنوز جذاب هستند . بعد از مرگ او ، جهان به افتخار او ، نام واحد چگالي فشار مغناطيسي را Tesla گذاشت .
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 



Old Moderator

Old Moderator



نماد کاربر
پست ها

2596

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 16 مرتبه
تاريخ عضويت

سه شنبه 11 بهمن 1384 12:27

آرشيو سپاس: 140 مرتبه در 86 پست

توسط Kingman_62 » شنبه 11 آذر 1385 04:06

گرنویل وودز


" گرنویل وودز " در سال 1856 در Colombus/ Ohio متولد شد .

" Granville " مهارت‌هايش را در جريان كار ، كسب كرد . او تا سن ده سالگي در Colombus به مدرسه‌رفت ، بعد از آن در يك تعميرگاه شاگردی كرد و فنون آهنگری و ماشين‌سازی را آموخت . در دوران جوانی‌اش به مدرسه شبانه‌ ‌رفت و به دنبال آن دروس خصوصی را گرفت . اگرچه او مجبور شده بود مدرسه رسمی را در سن ده سالگي ترك كند ، اما Granville Woods دريافته بود كه آموختن و تحصيل براي توسعه مهارتهایش ضروری است تا بتواند خلاقيت خود را در ماشين‌ آلات نشان دهد .

او در سال 1872 كاری به عنوان يك آتش‌نشان و سوخت‌گير در " دنویل " و خط آهن جنوبي در " میسوری " پيدا كرد ، و بالاخره يك مهندس شد . او اوقات فراغتش را صرف مطالعه در زمينه الكترونيك كرد و در سال 1874 به " ایلینویز" در " اسپرینگفیلدز " نقل مكان كرد و در يك كارخانه توليد ورق آهن و فولاد مشغول به کار شد .

و همچنین در 1878، كاري در يك ماشين كشتي بخار انگليسي ، پيدا كرد و ظرف تنها دو سال مهندس ارشد ماشين بخار كشتي شد که سرانجام ، مسافرتها و تجربياتش او را به Gincinnali در Ohio رساند و در آنجا نیز مسئول مدرنيزه كردن راه‌آهن شد .

در سال 1888، وودز سيتسمي براي هدایت الكتريكي خط آهن‌ها ايجاد كرد كه هدف آن توسعه سيستم‌هاي راه‌آهن موجود در شهرهايي مانند شيكاگو ، ST.Lovis و نیویورک سیتی بود .
او در سن سي سالگي ، به توان حرارتي و موتورهاي بخار علاقه‌مند شد و در سال 1889، نخستين حق ثبت اختراعش را به خاطر يك ديگ بخار بهبود يافته كسب كرد .

در 1892، به همت او يك سيستم خط آهن تمام الكتريكي در Coney Island بكار گرفته شد . در 1887، او تلگراف چندتايي همگام خط آهن را اختراع كرد كه اجازه ارتباط بين ايستگاه‌هاي قطار از قطارهاي درحال حركت را مي‌داد .

اختراعات Woods به قطارها امكان داد تا با ايستگاه و نيز با ساير قطارها ارتباط برقرار كنند تا بتوانند در هر لحظه بدانند دقيقآ كجا هستند .

اين اختراع ، ‌حركت قطارها را سريعتر كرده و از تصادفات و برخوردهاي متعدد جلوگيري كرد .
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 



Old Moderator

Old Moderator



نماد کاربر
پست ها

2596

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 16 مرتبه
تاريخ عضويت

سه شنبه 11 بهمن 1384 12:27

آرشيو سپاس: 140 مرتبه در 86 پست

توسط Kingman_62 » شنبه 11 آذر 1385 04:08

آمپر


" آندره ماري آمپر " فيزيكدان فرانسوي ( 1775 - 1836 ) در كودكي اعدام پدرش را ديد و اين موضوع سخت در روح حساسش اثر بخشيد .

او از سال 1796 تدريس رياضي ، شيمي و زبان را شروع كرد و در سال 1801 به استادي رياضيات دانشگاه پاريس نائل گرديد .

آمپر با يافتن رابطه ميان الكتريسيته و مغناطيس اين علم را پيشرفت فراوان بخشيد و از اين راه شهرتي بسزا يافت .

بيشتر دوران زندگي وي در راه بررسي و كاوش درباره الكتريسيته و مغناطيس گذشت و در دوران آخر زندگي گفتارها و كتابهاي زيادي در اين زمينه به رشته تحرير در آورد .

آخرين كتاب بزرگ علمي او عبارتست از « تئوري نمودهاي الكتروديناميك ، كه فقط از تجربه نتيجه شده اند » .

آمپر در پانزدهم ژوئن 1836 طي تفتيش عقايد در مدرسه شبانه روزي مارس زندگي را بدرود گفت .

از سال 1881 كه كنگره بين المللي الكتريسين ها واحد جريان را " آمپر " ناميد نام او همواره ورد تمام زبانها گرديد .
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 



Old Moderator

Old Moderator



نماد کاربر
پست ها

2596

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 16 مرتبه
تاريخ عضويت

سه شنبه 11 بهمن 1384 12:27

آرشيو سپاس: 140 مرتبه در 86 پست

توسط Kingman_62 » شنبه 11 آذر 1385 04:09

ارشميدس


ارشميدس در سال 212 قبل از میلاد متولد و در سال 278 قبل از میلاد دار فانی را وداع گفت .

او يكي از بزرگترين دانشمندان رياضي و مكانيك در عصر خودش بود. پدرش فيدياس كه منجم بود او را براي آموزش از سيراكوز به مدرسه رياضيات اسكندريه فرستاد . شهر اسكندريه را اسكندر مقدوني در سال 323 ق.م در زمان حمله و حركت به سوي شرق بر كرانه مديترانه در خاك مصرساخت . اين شهر پس از ركود آتن - پايتخت يونان - مركز علم و تجارت شد و بزرگاني چون اقليدس و بطلميوس و ارشميدس را تربيت كرد .

اين شهر حتي موقعي كه به دست مسلمانان فتح شد از مراكز مهم علوم يوناني بود و در انتقال علم و انديشه يوناني به فرهنگ و تمدن اسلامي نقش مهمي داشت . درباره خصوصيات زندگي ارشميدس اطلاعات زيادي در دست نيست . اما علاقه اش به رياضيات و مسائل علمي مكانيك سبب شده است كه كارهاي با ارزشي از او باقي بماند .

گفته مي شود كه وقتي به مساله اي علاقمند مي شد از خوردن و خفتن غافل مي شد و چنان خود را سرگرم كار و حل مشكل مي كرد كه هر مساله ديگري او را از كار باز نمي داشت . وقتي كه ارشميدس روي شن هاي ساحل دريا اشكال هندسي خود را رسم كرده بود سربازي بدون توجه با راه رفتن روي شن ها اشكال او را لگد كرد و ارشميدس چنان اعتراض كرد كه موجب خشم سرباز شد و سرباز با شمشيرش به ارشميدس حمله كرد و او را كشت .

از آثار علمي او مي توان كشف قانون مايع ها و گازها ( معروف به قانون ارشميدس در شاره ها ) . تعيين جرم حجمي طلا و تقره و بعضي فلزات ديگر و اختراع پيچ مخصوص حلزوني شكل به نام پيچ ارشميدس براي بالا بردن آب اشاره كرد .

همچنين تاليف كتابهايي از جمله اصول مكانيك - درباره اجسام شناور - درباره كره و استوانه - اندازه گيري دايره و پيچ ها از ديگر كارهاي برجسته اين دانشمند دوران باستان است.
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 



Old Moderator

Old Moderator



نماد کاربر
پست ها

2596

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 16 مرتبه
تاريخ عضويت

سه شنبه 11 بهمن 1384 12:27

آرشيو سپاس: 140 مرتبه در 86 پست

توسط Kingman_62 » شنبه 11 آذر 1385 04:09

توماس يانگ



توماس یانگ ( " thomas young " ) که بعدآ به (( يانگ اعجوبه )) معروف شد ، در 13 ژوئن سال 1773 میلادی در سامرست انگليس متولد و در 10 مه سال 1829 در لندن درگذشت .

او در 2 سالگي خواندن مي دانست و در هشت سالگي به تنهايي به آموختن رياضي پرداخت و در 9 سالگي شروع به يادگيري زبان هاي فرانسوي - ايتاليايي - عبري - عربي و فارسي كرد به طوري كه در 14 سالگي اين زبان ها را مي دانست .

يانگ تحصيلات دانشگاهي خود را در رشته پزشكي گذرانيد و در سال 1799 دكتراي پزشكي خود را گرفت و در انستيتوي سلطنتي لندن مشغول به كار شد . او مطالعات خود را بر روي ساختمان چشم و ماهيت نور متمركز كرد و اولين تئوري خود را درباره تطابق در بينايي مطرح كرد .

بر طبق اين تئوري براي آن كه تصوير اجسامي كه در فواصل متفاوت قرار دارند بر روي شبكيه تشكيل گردد شعاع انحناي عدسي چشم تغيير مي كند .

كار عمده يانگ آزمايش هايي است كه بر روي نور انجام داده است او در سال 1803 به آزمايشي دست زد كه نتيجه آن تاييد ( فرضيه موجي " هويگنس " ) درباره ماهيت نور بو د . آزمايش يانگ مربوط به نوري است كه از دو شكاف باريك مي گذرد و نوارهاي تاريك و روشن را به وجود مي آورد .

قبول اين مطلب كه چگونه جمع دو نور ، تاريكي را به وجود مي آورد به سادگي ممكن نبود وليكن نتيجه آزمايش يانگ صحت فرضيه موجي بودن نور و پديده تداخل امواج نور را تاييد كرد .

يانگ با اندازه گيري فاصله نوارهاي تاريك و روشن و نيز فاصله شكاف هايي كه نور از آن ها مي گذشت طول موج نورهاي مرئي را اندازه گرفت .

پديده انكسار مضاعف نيز مورد توجه يانگ قرار گرفت . در اين پديده هرگاه نور به بعضي از بلورها برخورد كند به دو پرتوي شكسته تجزيه مي شود . يانگ از روي اين پديده به عرضي بودن امواج نور پي برد .

از كارهاي ديگر يانگ مطالعه بر نيروي كشش سطحي مايعات و نيز نيروي كشش در جامدات است و به دليل كارهاي علمي او در اين مورد "ضريب كشساني" موسوم به (( مدول يانگ )) را به نام او انتخاب كرده اند .

يانگ در عمر پر بركت خود علاوه بر تحقيق در علوم تجربي در خط هيروگليف هم صاحبنظر شد و از اين رو مورد توجه پژوهشگران تاريخ و تمدن نيز قرار گرفت
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 



Old Moderator

Old Moderator



نماد کاربر
پست ها

2596

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 16 مرتبه
تاريخ عضويت

سه شنبه 11 بهمن 1384 12:27

آرشيو سپاس: 140 مرتبه در 86 پست

توسط Kingman_62 » شنبه 11 آذر 1385 04:10

كريستين هويگنس


--------------------------------------------------------------------------------

" کریستین هویگنس " در 14 آوریل سال 1629 میلادی در لاهه هلند متولد و در سال 1695 میلادی و در لاهه در گذشت .

سيزده سال پيش از تولد نيوتن " كريستين هويگنس " فيزيكدان بزرگ در هلند به دنيا آمد . او در خانواده هنر و سياست پرورش يافته بود . به سوي علوم تجربي و رياضي روي كرد و در سن 22 سالگي مقالاتي در رياضيات و نجوم نوشت كه مورد توجه رنه دكارت فيلسوف فرانسوي قرار گرفت .

هويگنس در 34 سالگي به عضويت انجمن سلطنتي انگليس انتخاب شد و در زمان توقفش در لندن با نيوتن فيزيكدان بزرگ آشنا شد و با او بر روي مسائل علمي به بحث و تبادل نظر پرداخت . جالب است كه اين دو دانشمند وضع کننده دو نظريه متفاوت مربوط به ماهيت نور هستند .

از آثار علمي او :

هويگنس با استفاده از كشف گاليله درباره آونگ توانست قوانين آونگ ساده را كشف كند و در سال 1657 ساعت آونگي را اختراع كرد . او در همين زمينه كتابي با عنوان ( درباره نوسان ساعتها ) نوشت و در سال 1656 تلسكوپي ساخت و با آن به كشف سحابي جبار و مشاهده بزرگترين قمر زحل به نام تيتان موفق شد . هويگنس براي تعيين فاصله ثوابت تا زمين با استفاده از اندازه گيري شدت درخشندگي و ميزان روشنايي آنها راهي پيشنهاد كرد وليكن چون ابزار اندازه گيري دقيق نداشت در اين راه به نتايج درستي نرسيد .

بيشتر شهرت هويگنس مربوط به نظريه اي است كه درباره ماهيت نور بيان كرده است . او ماهيت موجي را براي نور پذيرفت و ليكن چون فرضيه ذره اي نيوتن بهتر مي توانست پديده هاي بازتابش و شكست و سير مستقيم نور را توضيح دهد از اين رو اين نظريه براي مدتها مسكوت ماند تا آنكه آزمايش معروف يانگ و سپس تئوري ماكسول درباره امواج الكترومانيتيك جان تازه اي به نظريه هويگنس داد .

هويگنس پس از مدتي فعاليت علمي از انگليس به فرانسه رفت ولی در آن جا نيز به دليل فشارهاي مذهبي كه نسبت به پروتستانها اعمال مي شد نتوانست براي مدت زيادي دوام آورد و سرانجام رهسپار وطن خود هلند شد و در حالي كه بر روي قضيه (( فورس ويو )) ( نيروي زنده ) مطالعه مي كرد دارفانی را وداع گفت .
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 



Old Moderator

Old Moderator



نماد کاربر
پست ها

2596

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 16 مرتبه
تاريخ عضويت

سه شنبه 11 بهمن 1384 12:27

آرشيو سپاس: 140 مرتبه در 86 پست

توسط Kingman_62 » شنبه 11 آذر 1385 04:11

الساندرو ولتا


كسي كه " ناپلئون بناپارت " به افتخارش سكه طلا ضرب مي كند . " امپراتور اتريش " وي را به سمت رئيس دانشكده منصوب مي كند و " مردم كشورش " او را به مقام سناتوري برمي گزينند . " همشهري هايش " مجسمه او را در شهر كمو نصب مي كنند و " بزرگان جهان علم " نيز به اتفاق آرا واحد نيروي محركه را به يادبود نامش (( ولت )) مي گذارند - " ولتا " است .

ولتا فيزيكدان بزرگ ايتاليايي و اولين كسي كه مولد جريان الكتريسيته را اختراع كرد در خانواده فقيري در 18 فوريه سال 1745 میلادی در كمو ايتاليا به دنيا آمد و در سال 1827 میلادی در كمو ايتاليا چشم از جهان فرو بست .

او در مدرسه شهرش به تحصيل پرداخت تا آن كه در شانزده سالگي پدرش مرد و عمويش متكفل مخارجش شد و سبب ادامه تحصيلش گرديد . پس از فراغت از تحصيل رسمي با شغل معلمي در يكي از مدارس كمو به تدريس پرداخت و در کنار آن لحظه اي از تحقيق دست برنداشت تا آنكه در سال 1769 میلادی به همه اطلاعاتي كه تا آن زمان درباره الكتريسيته وجود داشت دست يافت و اولين اثر علمي خود را در اين زمينه منتشر كرد.

او پس از چهار سال كه در كمو تدريس كرد به استادي فيزيك دانشگاه پاويا منصوب شد . (1779)

او در سال 1819 پس از بازنشسته شدن به زادگاه خود بازگشت و سرانجام در سال 1827 همانجا بدرود زندگي گفت .

از آثار علمي او

1 - اختراع الكتروفور - " دستگاهي براي توليد الكتريسيته ساكن "

2 - مطالعه خازنها و كشف قوانين آنها

3 - تكميل الكتروسكوپ

4 - اختراع پيل -

" مهمترين كار ولتا اختراع اولين مولد شيميايي جريان الكتريكي موسوم به پيل است . "

او با الهام از آزمايشهايي كه گالواني بر روي الكتريسيته ساكن كرده بود موفق به اختراع اين پيل شد. گالواني تصور مي كرد كه عضلات حيوانات مولد الكتريسيته هستند در صورتي كه ولتا با استفاده از دو فلز متفاوت مس و روي و محلول اسيد سولفوريك جريان الكتريكي را توليد كرد . اولين پيلي كه ساخت قرصهايي از مس و روي بود كه بين آن ها قرصهايي از نمد آغشته به اسيد سولفوريك موجود بود .

" ولتا اين پيل را سلول الكتريكي ناميد . "
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 



Old Moderator

Old Moderator



نماد کاربر
پست ها

2596

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 16 مرتبه
تاريخ عضويت

سه شنبه 11 بهمن 1384 12:27

آرشيو سپاس: 140 مرتبه در 86 پست

توسط Kingman_62 » شنبه 11 آذر 1385 04:12

اپنهايمر


رابرت اپنهايمر " در 1904 در نيويورك به دنيا آمد .

در ابتداي جواني با تهيه رساله اي در مورد نورهای مغناطيسي ، استادانش را در اعجاب فرو برد . در دوازده سالگي جوان ترين عضو معدن شناسان نيويورك بود و جوان ترين عضو بعد از او شصت سال داشت . وي در دانشگاه معروف هاروارد ، دوره چهار ساله را ، سه ساله به پايان رساند .

در سال 1925 در حاليكه در كليه دروس سرآمد ديگران بود فارغ التحصيل گرديد و سپس به آرزويي كه اكثر جوانان دارند ، يعني تحصيل در كمبريج رسيد . وي در حاليكه بيش از 25 سال نداشت به مقام پروفسوري نائل گرديد .

در مارس 1942 سرپرستي تحقيقات وزارت جنگ امريكا را در « لس آنجلس » به عهده گرفت و از سال 1947 مدير انجمن مطالعات و تحقيقات عالي پرينستون كه بودجه هنگفتي داشت و مخصوصآ ايجاد تماس و اجتماع مغزهاي متفكري چون اينشتاين ، بوهر و اليوت بود گرديد .

وي سازنده واقعي بمب اتمي است .


در سال 1945 وقتي به او خبر رسيد كه اولين بمب اتمي آمريكا وحشيانه در هيروشيما منفجر شده است ، از فرط پريشاني بيمار شد .

وي در اين زمان گفت فيزيكدانان به منبعي دست يافته اند كه مشحون از گناه و شر است و رهايي از آن غير ممكن مي نمايد .

مطالعات پيش از جنگ جهاني دوم او پيرامون اتم و تئوري « كوانتوم » راه را براي خرد كردن اتم باز كرد . در اوج جنگ جهانی دوم وي در رآس آزمايشگاه اتمي آمريكا شخصآ سه بمب اتمي اوليه را بوجود آورد .

اپنهايمر پس از چندي در برابر كنگره آمريكا اظهار داشت كه انرژي اتمي بايد انقلابي در زمينه امور عمراني بشر فراهم سازد نه آنكه دنيا را ويران سازد .

متعاقب آن از موسسه تحقيقات اتمي آمريكا استعفا داد و براي تبليغ نظريات صلح جويانه خويش رهسپار اروپا شد و در انجا از طرف لرد برتراند راسل ، اينشتاين و بوهر و كليه علماي معروف طي اعلاميه هايي تاييد شد .

تنها اثر وي « فكر باز ‌» نام دارد . او در فوريه سال 1967 درگذشت.
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 



Old Moderator

Old Moderator



نماد کاربر
پست ها

2596

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 16 مرتبه
تاريخ عضويت

سه شنبه 11 بهمن 1384 12:27

آرشيو سپاس: 140 مرتبه در 86 پست

توسط Kingman_62 » شنبه 11 آذر 1385 04:13

آلفرد برنارد نوبل


" آلفرد برنارد نوبل " در بيست و يكم اكتبر سال 1833 در شهراستكهلم سوئد چشم به جهان گشود .

در 8 سالگي به همراه خانواده اش عازم روسيه شد . نشانه هاي علاقه به علوم و به ويژه شيمي درهمان نخستين سالهاي كودكي در وي پديدار شد .

آموخته هايش را به شكل خودآموز فرا گرفت و هيچگاه تحصيلات دانشگاهي را از سرنگذراند . در سال 1863 به سوئد بازگشت و دركارگاه پدر در هلنبورگ به عنوان شيميدان مشغول به كار شد . او در توليد صنعت مواد منفجره نيتروگليسيرين موفقيت بسياري بدست آورد .

در 1864 انفجاري منجر به ويراني كارخانه و مرگ چند نفر از جمله برادر جوانترش شد ، پس از آن كه كارخانه هايي در آلمان و نروژ ساخته شدند ، نوبل در سال 1867 اختراع نوعي از نيترو گليسيرين به نام ديناميت را به ثبت رسانيد .

در ديناميت او نيتروگليسيرين جذب خاك دياتومه جامد بي اثري شده بود از اين رو كاركردن با آن ايمن تر بود . اين اختراع به سرعت ، كار ساخت و ساز ها را در بسياري از كشورها بهبود بخشيد .

نوبل در سال 1875 ژلاتين منفجرشونده قويتري را ارائه داد كه در آن نيتروگليسيرين با نيترو سلولز ژلاتيني شده بود . اختراع وي طرحهاي بزرگ راه سازي مانند كانال كورينث و تونل گوتارد را امكان پذيرساخت .

درسال1887 بالبيست ماده منفجره بي‌دود را براي امورنظامي معرفي كرد ، آلفرد نوبل مردي تنها غالبآ بيمار ، فروتن ، كمرو و دوستدار انسان ها بود . او در دهم دسامبر سال 1896 پيش از تحقق ايده هايش درمنزل شخصي اش واقع در سن رمو ايتاليا چشم از جهان فرو بست .


قسمتي از وصيتنامه نوبل

تمام دارايي ام طبق آنچه درپي مي آيد تقسيم شود . اين سرمايه به شكل اوراق بهادار معتبر توسط كارگزارانم از طريق تأسيس يك صندوق به عنوان جايزه سالانه به كساني اعطا شود كه طي سال گذشته خدمت بزرگي به جامعه انساني انجام داده باشد .

جايزه مزبور به پنج قسمت مساوي تقسيم شود و هر يك از آنها به يكي از موارد زير اختصاص داده شود :

یک سهم براي كسي كه مهمترين اختراع يا اكتشاف در زمينه علوم فيزيك انجام داده است .

یک سهم براي كسي كه مهمترين يا مفيدترين اكتشاف را در زمينه علم شيمي انجام داده است .

یک سهم براي كسي كه مهمترين كشف در رشته فيزيولوژي يا پزشكي انجام داده باشد .

یک سهم براي كسي كه برجسته ترين اثر ادبي را خلق كند .

یک سهم باقيمانده به كسي تعلق گيرد كه بيشترين يا بهترين اقدام را براي ايجاد صلح و برادري و فرو كاستن آتش دشمني بين ملت ها و برقراري دوستي انجام دهد .


مشخصات جوايز

جايزه نوبل شامل مدال افتخار - ديپلم شخصي و مبالغي وجه نقد است . طبق بند چهارم اساسنامه بنيادنوبل بيش از سه نفر نمي توانند درجايزه سهيم باشند . جايزه تنها به كساني كه در قيد حيات هستند تعلق مي گيرد ، مگر آنكه نامزدي شخص وفات يافته پيش از مرگش اعلام شده باشد ، مراسم در سالن كنسرت استهكلم برگزار مي شود و اعليحضرت پادشاه سوئد شخصآ ديپلم - مدال و سند تأييد كننده مبلغ جايزه را به دست برندگان مي دهد .

ديپلم افتخار فيزيك - شيمي توسط آكادمي سلطنتي علوم سوئد و ديپلم فيزيولوژي يا پزشكي توسط انسيتوي كارولينا تهيه مي شود ، صحافي ديپلمها بر عهده صحافي hassler و falth است . جلدها از چرم بسيارمرغوب بز است . ديپلم فيزيك داراي جلد آبي رنگ و ديپلم شيمي و فيزيولوژي يا پزشكي داراي جلد قرمز است ، به علاوه خوشنويسان ، آرمي كه از تركيب حروف اول اسم شخص تشكيل مي شود را بر روي هر يك از ديپلمهاي اختصاصي برندگان حكاكي مي كنند ، ديپلمها درون جعبه اي از جنس مقوا كه به منظورحفظ ديپلمها طراحي شده قرار مي گيرند ، ابعاد ديپلم نيز 23 × 35 سانتي متر است .

طبق اساسنامه بنياد نوبل كه با حضور پادشاه وقت سوئد در تاريخ 29 ژوئن1900 تنظيم شده است هيأت اهدا جوايز موظف به تقديم حواله مبلغ جايزه - ديپلم - مدال و تقديرنامه اختصاصي به برندگان مي باشد مدال نوبل فيزيك – شيمي - فيزيولوژي يا پزشكي و ادبيات توسط مجسمه ساز و كليشه ساز مشهور سوئدي - اريك ليندبرگ - و مدال نوبل صلح توسط مجسمه ساز نروژي گوستاو ويگلند طراحي شده است ، در يك طرف مدال سوئدي تصويري از نوبل و طرف ديگر آن سالروز تولد و مرگ نوبل با حروف لاتين نگاشته شده است ، اين مدال تا سال 1980 به وزن 200 گرم ، قطر 66ميلي متر و از طلاي 18عيار تهيه مي شد از آن زمان تا كنون مدال از تركيبي از طلاي 18عيار و 24 عيار تهيه مي شود ، مبلغ جايزه در سال1900 میلادی - 150800 كرون سوئيس بود كه در سال 1923 به كمترين حدخود يعني 115000 كرون سقوط كرد ، اما در سالهاي اخير اين مبلغ به طور قابل توجهي افزايش پيدا كرده است .

1ميليون كرون در سال 1981 ، 2ميليون درسال 1986 ، 3 ميليون كرون در سال 1989 ، 4 ميليون كرون در سال 1990 ، 6 ميليون كرون در سال 2000 و از 2001 ده مليون كرون درهر رشته به برندگان اهدا مي شود
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 



Old Moderator

Old Moderator



نماد کاربر
پست ها

2596

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 16 مرتبه
تاريخ عضويت

سه شنبه 11 بهمن 1384 12:27

آرشيو سپاس: 140 مرتبه در 86 پست

توسط Kingman_62 » شنبه 11 آذر 1385 04:14

پروفسور حسابي


" سيد محمود حسابي " در سال 1281 (ه.ش) , از پدر و مادري تفرشي در تهران زاده شدند. پس از سپري نمودن چهار سال از دوران كودكي در تهران, به همراه خانواده (پدر, مادر, برادر) عازم " شامات " گرديدند.

در هفت سالگي تحصيلات ابتدايي خود را در" بيروت ", با تنگدستي و مرارت هاي دور از وطن در مدرسه كشيش هاي فرانسوي آغاز كردند و همزمان, توسط مادر فداكار, متدين و فاضله خود (خانم گوهرشاد حسابي) , تحت آموزش تعليمات مذهبي و ادبيات فارسي قرار گرفتند.

استاد, قرآن كريم را حفظ و به آن اعتقادي ژرف داشتند. ديوان حافظ را نيز از برداشته و به بوستان و گلستان سعدي, شاهنامه فردوسي, مثنوي مولوي, منشات قائم مقام اشراف كامل داشتند.

شروع تحصيلات متوسطه ايشان مصادف با آغاز جنگ جهاني اول, و تعطيلي مدارس فرانسوي زبان بيروت بود. از اين رو, پس از دو سال تحصيل در منزل براي ادامه به كالج آمريكايي بيروت رفتند و در سن هفده سالگي ليسانس ادبيات, در سن نوزده سالگي, ليسانس بيولوژي و پس از آن مدرك مهندسي راه و ساختمان را اخذ نمودند. در آن زمان با نقشه كشي و راهسازي, به امرار معاش خانواده كمك مي كردند. استاد همچنين در رشته هاي پزشكي, رياضيات و ستاره شناسي به تحصيلات آكادميك پرداختند. شركت راهسازي فرانسوي كه استاد در آن مشغول به كار بودند, به پاس قدرداني از زحماتشان, ايشان را براي ادامه تحصيل به كشور " فرانسه " اعزام كرد و بدين ترتيب در سال1924 (م) به مدرسه عالي برق پاريس وارد و در سال 1925 (م) فارغ التحصيل شدند.

همزمان با تحصيل در رشته معدن, در راه آهن برقي فرانسه مشغول به كار گرديدند و پس از پايان تحصيل در اين رشته كار خود را در معادن آهن شمال فرانسه و معادن زغال سنگ ايالت "سار" آغاز كردند. سپس به دليل وجود روحيه علمي, به تحصيل و تحقيق, در دانشگاه سوربن, در رشته فيزيك پرداختند و در سال 1927 (م) در سن بيست و پنج سالگي دانشنامه دكتراي فيزيك خود را , با ارائه رساله اي تحت عنوان "حساسيت سلول هاي فتوالكتريك", با درجه عالي دريافت كردند. استاد با شعر و موسيقي سنتي ايران و موسيقي كلاسيك غرب به خوبي آشنايي داشتند وايشان در چند رشته ورزشي موفقيت هايي كسب نمودند كه از آن ميان مي توان به ديپلم نجات غريق در رشته شنا اشاره نمود.

پروفسور حسابي به دليل عشق به ميهن و با وجود امكان ادامه تحقيقات در خارج از كشور به ايران بازگشت و با ايمان و تعهد, به خدمتي خستگي ناپذير پرداخت تا جوانان ايراني را با علوم نوين آشنا سازد.

پايه گذاري علوم نوين و تاسيس دارالمعلمين و دانشسراي عالي, دانشكده هاي فني و علوم دانشگاه تهران, نگارش ده ها كتاب و جزوه و راه اندازي و پايه گذاري فيزيك و مهندسي نوين, ايشان را به نام پدر علم فيزيك و مهندسي نوين ايران در كشور معروف كرد.

حدود هفتاد سال خدمت علمي ايشان در گسترش علوم روز و واژه گزيني علمي در برابر هجوم لغات خارجي و نيز پايه گذاري مراكز آموزشي, پژوهشي, تخصصي, علمي و ..., از جمله اقدامات ارزشمند استاد به شمار مي رود كه براي نمونه به مواردي اشاره مي كنيم:


_ اولين نقشه برداري فني و تخصصي كشور (راه بندرلنگه به بوشهر)

_ اولين راهسازي مدرن و علمي ايران (راه تهران به شمشك)

_ پايه گذاري اولين مدارس عشايري كشور

_ پايه گذاري دارالمعلمين عالي

_ پايه گذاري دانشسراي عالي

_ ساخت اولين راديو در كشور

_ راه اندازي اولين آنتن فرستنده در كشور

_ راه اندازي اولين مركز زلزله شناسي كشور

_ راه اندازي اولين رآكتور اتمي سازمان انرژي اتمي كشور

_ راه اندازي اولين دستگاه راديولوژي در ايران

_ تعيين ساعت ايران

_ پايه گذاري اولين بيمارستان خصوصي در ايران, به نام بيمارستان "گوهرشاد"

_ شركت در پايه گذاري فرهنگستان ايران و ايجاد انجمن زبان فارسي

_تدوين اساسنامه طرح تاسيس دانشگاه تهران

_ پايه گذاري دانشكده فني دانشگاه تهران

_ پايه گذاري دانشكده علوم دانشگاه تهران

_ پايه گذاري شوراي عالي معارف

_ پايه گذاري مركز عدسي سازي اپتيك كاربردي در دانشكده علوم دانشگاه تهران

_ پايه گذاري بخش آكوستيك در دانشگاه و اندازه گيري فواصل گام هاي موسيقي ايراني به روش علمي

_ پايه گذاري و برنامه ريزي آموزش نوين ابتدايي و دبيرستاني

_ پايه گذاري موسسه ژئوفيزيك دانشگاه تهران

_ پايه گذاري مركز تحقيقات اتمي دانشگاه تهران

_ پايه گذاري اولين رصدخانه نوين در ايران

_ پايه گذاري مركز مدرن تعقيب ماهواره ها در شيراز

_ پايه گذاري مركز مخابرات اسدآباد همدان

_ پايه گذاري انجمن موسيقي ايران و مركز پژوهش هاي موسيقي

_ پايه گذاري كميته پژوهشي فضاي ايران

_ ايجاد اولين ايستگاه هواشناسي كشور (در ساختمان دانشسراي عالي در نگارستان دانشگاه تهران)

_ تدوين اساسنامه و تاسيس موسسه ملي ستاندارد

_ تدوين آيين نامه كارخانجات نساجي كشور و رساله چگونگي حمايت دولت در رشد اين صنعت

_ پايه گذاري واحد تحقيقاتي صنعتي سغدايي (پژوهش و صنعت در الكترونيك, فيزيك, فيزيك اپتيك, هوش مصنوعي)

_ راه اندازي اولين آسياب آبي توليد برق (ژنراتور) در كشور

_ ايجاد اولين كارگاه هاي تجربي در علوم كاربردي در ايران

_ ايجاد اولين آزمايشگاه علوم پايه در كشور
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 



Old Moderator

Old Moderator



نماد کاربر
پست ها

2596

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 16 مرتبه
تاريخ عضويت

سه شنبه 11 بهمن 1384 12:27

آرشيو سپاس: 140 مرتبه در 86 پست

توسط Kingman_62 » شنبه 11 آذر 1385 04:14

جان چارلز پولاني


" جان چارلز پولاني " (J.C.Polanyi) در سال 1929 از پدر و مادري مجارستاني در برلين متولد شد و در سال 1933 تمام خانواده به انگلستان ، جايي كه " جان " به تحصيلاتش پرداخت مهاجرت كردند .

تحصيلات دانشگاهي وي در دانشگاه " منچستر " صورت گرفت . " پولاني " در سال 1949 به درجه كارشناسي ارشد و در سال 1952 به درجه دكترا رسيد . او از 1952 تا 1954 در آزمايشگاه هاي انجمن ملي تحقيق كانادا در " اوتاوا " و سپس تا سال 1956 به عنوان همكار تحقيق در دانشگاه " پرينستون " فعاليت كرد . در سال 1956 " جان پولاني " به عنوان مربي در دانشگاه " تورنتو " استخدام شد ، جايي كه وي از 1957 تا 1960 به عنوان استاديار از 1960 تا 1962 دانشيار و از 1960 تاكنون به " عنوان پروفسور " حضوري دائمي داشت .

از فعاليت هاي علمي " پولاني " مي توان به موارد زير اشاره كرد :

" عضو هيات مديره مركز تحقيق ليزر و امواج سبك اونتاريو " از 1988 تاكنون و " انستيتو استيسي " در زمينه " علوم مولكولي " از 1991 تاكنون ، عضو هيات مشاور علمي " انستيتو ماكس پلانك " در زمينه " فيزيك نور كوانتومي " از 1983 تاكنون ، مشاور افتخاري " انستيتو علوم مولكولي اوكازاكي ژاپن " از 1989 تا 1992 ، يكي از اعضاي موسس و رئيس فعلي " كميته دانشمندان و محققان كانادا و انجمن سلطنتي آزادي علمي " ، عضو " كميته علمي مطالعه امنيت بين المللي آكادمي هنر و علم آمريكا " ، عضو " هيات مديره مركز كانادايي كنترل تسليحاتي و خلع سلاح " .

" پولاني " در ساليان دراز فعاليت هاي علمي اش علاوه بر دريافت " جايزه نوبل شيمي " در سال 1986 جوايز ديگري نيز به خود اختصاص داد :

" مدال ماريلو " از انجمن فارادي در سال 1962، " نشان جشن صدسالگي انجمن شيمي بريتانيا " در 1965، " جايزه استيسي در زمينه علوم طبيعي " در سال 1965، " جايزه نوراندا از انستيتو شيمي كانادا 1955 " ، " مدال هنري مارشال توري از انجمن سلطنتي كانادا " در 1977، " جايزه ولف در شيمي " در سال 1992، " جايزه يادبود ايزاك والتون كيلمن " در 1988، " مدال سلطنتي انجمن سلطنتي لندن " در 1989.

" پولاني " علاوه بر مقالات علمي نزديك به صد مقاله در زمينه سياست علمي ، كنترل تسليحات و اثر علم بر جامعه به چاپ رسانده است .

از آنجا كه علم هرگز مدعي دستيابي به درستي نيست ، هرگز از جست و جوي آن فرو گذار نمي كند . علم از آن جهت پيوسته در حال پيشرفت است كه درستي را مقدم تر از هر چيز حتي علايق شخصي مي داند . اينها ادعا هايي باشكوه و خطيرند كه دانشمندان در آن سهيم هستند .

چگونه مي توان به اين اثرات در حال پيشرفت علم كمك كرد ؟

نخست بايد مفهوم علم را دريابيم.

" Scientia " همان شناخت است . در واقع اين مفهوم تنها در ذهن عموم معادل با واقعيت ها است . البته چنين تعبيري از آنجا كه واقعيت ها غيرقابل انكارند ، تملق آميز است و با توجه به بي معني بودنشان ، تحقير آميز . در ميان حقايق جايي براي داستان سرايي وجود ندارد . در مقابل علم قصه پردازي است .

اين مسئله در به كارگيري ما از نخستين ابزار علميمان يعني { چشم } كاملآ آشكار است . { چشم } شكل ها را جست وجو مي كند و به دنبال يافتن آغازي ، ميانه اي و پاياني است . آنچه ما مي بينيم بسان نتيجه اي است كه مشروط به شرايط فرهنگي است . در واقع اين سرآغازي است به سوء تفاهم ها .

شايد از اين بيان تعبير شود كه نتيجه گيري هاي ما سليقه اي است ، اما نيست . اگر چه ما به روشي وابسته به فرهنگ كاوش مي كنيم اما حقيقتي را به تصوير مي كشيم كه جهاني است . اين همان چيزي است كه در بنيادي ترين سطحش ، علم را به دغدغه اي بشري تبديل مي كند و مهر تاييدي است بر اشتراك تجربه افراد و ارزش هاي انساني .

اگر ما براي تجربه شخصي مان ارزش قائل ميشويم و آن را حقيقي ميپنداريم پس بايد به تجربه ديگر افراد نيز چنين بنگريم ، اگر درستي ، خود را به شخص ديگري عرضه مي كند ، كم ارزش تر نيست . ما همه كاشفانيم ، اگر فرصتي از هر كس بگيريم ، همه ضرر مي كنيم . از آنجا كه درك ما از علم اساس سياست عمومي در راستاي آن يا آنطور كه گفته مي شود سياست علمي را تشكيل مي دهد ، بسيار حياتي است كه بر پايه مهارت مان بينديشيم .

براي مثال اگر " ديدن " يك مهارت است پس بايد به آنهايي تكيه كنيم كه داراي چنين مهارتي هستند تا معين كنند كه بايد به چه علمي بپردازيم .
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 



قبليبعدي

 


  • موضوعات مشابه
    پاسخ ها
    بازديدها
    آخرين پست

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 2 مهمان