در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه مباحث مرتبط با علم و تكنولوژي به بحث بپردازيد
Major I

Major I



نماد کاربر
پست ها

5234

تشکر کرده: 17 مرتبه
تشکر شده: 353 مرتبه
تاريخ عضويت

پنج شنبه 25 خرداد 1385 14:47

محل سکونت

http://www.ganjineh-danesh.com/forum.php

آرشيو سپاس: 4023 مرتبه در 1451 پست

سفر در زمان چطور انجام ميشود؟

توسط ganjineh » پنج شنبه 7 دی 1385 23:50

یکی از جالبترین افکار بشر، ایده جابجایی در بعد زمان است.
البته اگر از يک بعد دیگر به قضیه نگاه کنیم همه ما مسافر زمان هستیم. همین الان که شما اين را ميخوانيد، زمان در حول و حوش و به پیش میرود و آینده به حال و حال به گذشته تبدیل میشود. نشانه اش هم رشد موجودات است. ما بزرگ میشويم و میمیریم. پس زمان در جریان است.

آلبرت اینشتین با ارائه نظریه نسبیت خاص نشان داد که این کار از نظر تئوری شدنی است. بر طبق این نظریه اگه شیئی به سرعت نور نزدیک شود گذشت زمان برايش آهسته تر صورت میگیرد. بنابراین اگر بشود با سرعت بیش از سرعت نور حرکت کرد، زمان به عقب برگردد. مانع اصلی این است که اگر جسمی به سرعت نور نزدیک بشود جرم نسبی ان به بینهایت میل میکند لذا نمیشود شتابی بیش از سرعت نور پيدا کرد. اما شاید یه روز این مشکل هم حل شود. بر خلاف نویسنده ها و خیالپردازها که فکر میکنند سفر در زمان باید با يک ماشین انجام شور، دانشمندان بر این عقیده هستند که اینکار به کمک يک پدیده طبیعی صورت میگیرد. در این خصوص سه پدیده مد نظر است: سیاهچاله های دوار، کرم چاله ها و ریسمانهای کیهانی.

سیاهچاله ها: اگر یه ستاره چند برابر خورشید باشد و همه سوختش را بسوزاند، از انجا که يک نیروی جاذبه قوی دارد لذا جرم خودش در خودش فشرده میشود و يک حفره سیاه رنگ مثل یه قیف درست میکند که نیروی جاذبه فوق العاده زیادی دارد طوری که حتی نور هم نمیتواند از ان فرار کند.


اما این حفره ها بر دو نوع هستد. یه نوعشان نمی چرخند لذا انتهای قیف يک نقطه است. در انجا هر جسمی که به حفره مکش شده باشه نابود ميشود. اما یه نوع دیگر سیاهچاله نوعی است که در حال دوران است و برا همین ته قیف یه قاعده داره که به شکل حلقه اس. مثل يک قیف واقعی است که تهش باز است. همین نوع سیاهچاله است که میتواند سکوی پرتاب به آینده یا گذشته باشد. انتهای قیف به يک قیف دیگر به اسم سفیدچاله میرسد که درست عکس ان عمل میکند. یعنی هر جسمی را به شدت به بیرون پرتاب میکند. از همین جاست که میتوانیم پا به زمانها و جهان های دیگر بگذاریم.

کرم چاله : يک سکوی دیگر گذر از زمان است که میتواند در عرض چند ساعت ما را چندین سال نوری جابجا کند. فرض کنيد دو نفر دو طرف يک ملافه رو گرفته اند و میکشند. اگر يک توپ تنیس بر روی ملافه قرار دهيم يک انحنا در سطح ملافه به سمت توپ ایجاد میش

اگر يک تیله به روی این ملافه قرار دهيم به سمت چاله ای که ان توپ ایجاد کرده است میرود. این نظر اینشتین است که کرات آسمانی در فضا و زمان انحنا ایجاد میکنند؛ درست مثل همان توپ روی ملافه. حالا اگه فرض کنیم فضا به صورت يک لایه دوبعدی روی یه محور تا شده باشد و بین نیمه بالا و پایین ان خالی باشد و دو جرم هم اندازه در قسمت بالا و پایین مقابل هم قرار گیرد، آن وقت حفره ای که هر دو ایجاد میکنند میتواند به همدیگر رسیده و ایجاد يک تونل کند. مثل اين که يک میانبر در زمان و مکان ایجاد شده باشد. به اين تونل میگويند کرم چاله.

این امید است که يک کهکشانی که ظاهرا میلیونها سال نوری دور از ماست، از راه يک همچین تونلی بیش از چند هزار کیلومتر دور از ما نباشئ. در اصل میشود گفت کرم چاله تونل ارتباطی بین يک سیاهچاله و یه سفیدچاله است و میتواند بین جهان های موازی ارتباط برقرار کند و در نتیجه به همان ترتیب میتواند ما را در زمان جابجا کند. آخرین راه سفر در زمان ریسمانهای کیهانی است. طبق این نظریه يک سری رشته هایی به ضخامت یه اتم در فضا وجود دارند که کل جهان را پوشش میدهند و تحت فشار خیلی زیادی هستند. اینها هم یه نیروی جاذبه خیلی قوی دارند که هر جسمی را سرعت میدهند و چون مرزهای فضا زمان را مغشوش میکند لذا میشود از انها برای گذر از زمان استفاده کرد.


حالا اینها رو گفتیم ولی چند اشکال در اين کار است. اول اینکه اصلا نفس تئوری سفر در زمان يک پارادوکس است. پارادوکس یا محال نما یعنی چیزی که نقض کننده(نقيض) خودش در درونش است. يک مثال :اگه خدا میتواند هر کاری را انجام دهد پس آیا میتواند سنگی درست کند که خودش هم نتواند تکانش دهد؟ این يک پارادکس است چون اگر بگوييم آری پس انوقت با اینکه خدا هرکاری را میتواند انجام دهد متناقض است و اگر بگوييم نه باز هم همان میشود یعنی خدا هر کاری را نمیتواند انجام دهد. يک مثال دیگر اين است که اگر من در زمان به عقب برگردم , به تاریخی که هنوز بدنیا نيامده بودم پس چطور میتوانم انجا باشم. یا مثلا اگر برگردم و پدربزرگ خودم را بکشم پس من چطور بوجود اومده ام؟ يک راه حلی که برای این مشکل پیدا شده است، نظریه جهانهای موازی است. طبق این نظريه امکان دارد چندین جهان وجود داشته باشد که مشابه جهان ماست اما ترتیب وقایع در انها فرق میکند. پس وقتی به عقب برمیگردیم در يک جهان دیگر وجود داريم نه در جهانی که در ان هستیم. طبق این نظريه بینهایت جهان موازی وجود دارد و ما هر دستکاری که در گذشته انجام بدهیم يک جهان جدید پدید می اید
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
http://www.ganjineh-danesh.com/forum.php
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
http://ganjineh-elahi.com/

Major I

Major I



نماد کاربر
پست ها

5234

تشکر کرده: 17 مرتبه
تشکر شده: 353 مرتبه
تاريخ عضويت

پنج شنبه 25 خرداد 1385 14:47

محل سکونت

http://www.ganjineh-danesh.com/forum.php

آرشيو سپاس: 4023 مرتبه در 1451 پست

توسط ganjineh » پنج شنبه 7 دی 1385 23:53

ریسمان های کیهانی ماشینی برای گذر به زمان:
آخرین راه سفر در زمان ریسمانهای کیهانی است. طبق این نظریه یک سری رشته هایی به ضخامت یک اتم در فضا وجود دارند که کل جهان را پوشش می دهند و تحت فشار خیلی زیادی هستند. این ها هم یک نیروی جاذبه خیلی قوی دارند که هر جسمی را سرعت می دهند و چون مرزهای فضا- زمان را مغشوش می کند لذا می شود از آنها برای گذر از زمان استفاده کرد.
نقدی برای بررسی سفر به زمان
حالا این ها رو گفتیم ولی چند اشکال در این کار است. اول اینکه اصلا نفس تئوری سفر در زمان یک پارادوکس است. پارادوکس یا محال نما یعنی چیزی که نقض کننده(نقیض) خودش در درونش است. یک مثال دیگر این است که اگر من در زمان به عقب برگردم , به تاریخی که هنوز بدنیا نیامده بودم، پس چطور می توانم آنجا باشم. یا مثلا اگر برگردم و پدربزرگ خودم را بکشم پس من چطور بوجود آمده ام؟ یک راه حلی که برای این مشکل پیدا شده است، نظریه جهان های موازی است. طبق این نظریه امکان دارد چندین جهان وجود داشته باشد که مشابه جهان ماست اما ترتیب وقایع در آنها فرق می کند. پس وقتی که به عقب برمی گردیم در یک جهان دیگر وجود داریم نه در جهانی که در آن هستیم. طبق این نظریه بینهایت جهان موازی وجود دارد و ما هر دست کاری که در گذشته انجام بدهیم یک جهان جدید پدید می آید.
وسعت عالم
دورترین فاصله*ای که ما قادر به دیدن آن هستیم، مسافتی است که نور در مدت 14 میلیارد سال که از انفجار بزرگ و آغاز انبساط عالم سپری شده است، طی می*کند. دورترین اجرام مرئی هم اکنون حدود 4x1026 متر دور تر از زمین قرار دارند. این فاصله که عالم قابل مشاهده توسط ما را تعریف می*کند. بطور مشابه ، عالمهای خودهای دیگر ما کراتی هستند به همین اندازه ، که مرکزشان روی سیاره محل سکونت آنهاست. چنین ترکیبی ساده*ترین و سر راست*ترین نمونه از جهانهای موازی است. هر جهان تنها بخشی کوچک از "جهان چند گانه" بزرگتر است.
جدال فیزیک و متا فیزیک
با این تعریف از جهان ممکن است شما تصور کنید که مفهوم جهان چند گانه تا ابد در محدوده قلمرو متا فیزیک باقی خواهد ماند. اما باید توجه داشت که مرز میان فیزیک و متا فیزیک را این مسأله که یک نظریه از لحاظ تجربه قابل آزمون است، یا خیر تعیین می*کند نه این موضوع که فلان نظریه شامل اندیشه*های غریب و ماهیتهای غیر قابل مشاهده است. مرزهای فیزیک به تدریج با گذر زمان فراتر رفته و اکنون مفاهیمی است بسیار انتزاعی تر نظیر زمین کروی ، میدان الکترو مغناطیسی نامرئی ، کند شدن گذر زمان در شرعتهای بالا ، برهمنهی کوانتومی ، فضای خمیده و سیاهچاله را در بر گرفته است. طی چند سال گذشته مفهوم جهان چند گانه نیز به این فهرست اضافه شده است.
پایه این اندیشه بر نظریاتی است که امتحان خود را به خوبی پس داده*اند. نظریاتی همچون نسبیت و نظریه مکانیک کوانتومی ، افزون بر آن به دو قاعده اساسی علوم تجربی نیز وفادار است. که پیش بینی می*کنند و می*توانند آن را دستکاری نمایند.
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
http://www.ganjineh-danesh.com/forum.php
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
http://ganjineh-elahi.com/

Major I

Major I



نماد کاربر
پست ها

5234

تشکر کرده: 17 مرتبه
تشکر شده: 353 مرتبه
تاريخ عضويت

پنج شنبه 25 خرداد 1385 14:47

محل سکونت

http://www.ganjineh-danesh.com/forum.php

آرشيو سپاس: 4023 مرتبه در 1451 پست

توسط ganjineh » پنج شنبه 7 دی 1385 23:54

مفهوم زمان
زمانی جز زمان فعلی وجود ندارد. لحظه ای جز لحظه فعلی نیست. ((اکنون)) همه آن چیزی است که وجود دارد. دیروز و فردایی وجود ندارد. آنها تصورات ذهنی هستند، ساخته و پرداخته های ذهنی که در واقعیت غایی وجود ندارند.
هر آنچه زمانی اتفاق افتاده یا در آینده اتفاق خواهد افتاد، در حال حاضر در شرف وقوع است.
زمان یک پیوستار نیست. زمان، عامل نسبیت است که به طور عمودی و نه افقی وجود دارد.
به آن به صورت چیزی که از چپ به راست کشیده شده ، به اصطلاح یک خط زمانی که از تولد تا مرگ برای هر فردی ادامه دارد، و از یه نقطه محدود تا یک نقطه محدود دیگر ، برای عالم هستی وجود دارد، نگاه نکن.
زمان یک چیزی از بالا به پایین است به آن به صورت قرقره ای که نماینده لحظه ابدی کنونی است نگاه کن.
حالا برگهای کاغذی را روی این قرقره مجسم کن که یکی روی دیگری قرار دارد. اینها عوامل زمان هستند. هر عاملی جدا و مشخص ولی همزمان با دیگری وجود دارد. همه این اوراق یک جا - هر چه قدر که میخواهد باشد - هر چه قدر که تا کنون بوده....... .
فقط یه لحظه وجود دارد- این لحظه - لحظه ابدی کنونی.
درست در لحظه فعلی است که همه چیز در حال اتفاق افتادن است.
برای زمان، آغاز و پایانی نیست- همه چیز - فقط هست.
در درون این بودن(هستی) جایی است که تجربه انسان و بالاترین رمز- پنهان است. تو میتوانی با هوشیاری، درون این بودن تا هر زمان و هر جایی که انتخاب کنی جلو روی.
بسیاری از مردم در زمان سفر کرده اند. در واقع همه بشر حرکت کرده اند. و به طور منظم و معمول این کار را انجام میدهند. با چیزی که آن را وضعیت یا حالت رویا مینامند. بسیاری از شما از آن آگاه نیستید. تو نمیتوانی آگاهی را نگاه داری ولی انرژی مثل چسب به تو میچسبد، و گاهی مقدار آن ، آن قدر زیاد است که دیگران - که به این انرژی حساسیت درند - میتوانند چیزهایی را درباره گذشته یا آینده تو از آن انرژی اضافی یا باقیمانده بیرون بکشند.
آنها این باقی مانده را حس میکنند و تو آنها را غیبگو یا روانشناس مینامی. گاهی این باقیمانده آنقدر هست که حتی تو، با هوشیاری محدود خود، این را درک میکنی که قبلا اینجا بوده ای.
همان احساس که به انسان کمک میکند که بفهمد موعیت فعلی را قبلا تجربه کرده است.
آری ، همان احساسی که وقتی تو با فردی رو به رو میشوی، حس میکنی تمام عمر او را میشناخته ای!
این احساس شگرف و حیرت انگیز است. احساس واقعی، تو این روح را همیشه میشناخته ای.
همیشه یه واژه مربوط به حال است.
بنابراین تو همواره از ورقه کاغذی که روی قرقره تو قرار داشته به بالا و پایین نگاه کرده و همه اوراق دیگر از جمله خودت را در آن دیده ای - چون بخشی از تو روی هر ورق کاغذی وجود دارد.
به تو میگویم: تو همواره بوده ای، هستی، و خواهی بود. زمانی نبوده که نباشی و در آینده هم چنین نخواهد بود.

منبع : www.roshanayi0.blogfa.com
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
http://www.ganjineh-danesh.com/forum.php
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
http://ganjineh-elahi.com/

Major I

Major I



نماد کاربر
پست ها

5234

تشکر کرده: 17 مرتبه
تشکر شده: 353 مرتبه
تاريخ عضويت

پنج شنبه 25 خرداد 1385 14:47

محل سکونت

http://www.ganjineh-danesh.com/forum.php

آرشيو سپاس: 4023 مرتبه در 1451 پست

توسط ganjineh » پنج شنبه 7 دی 1385 23:55

زمان2
این انسان هست که در حال حرکت نه زمان، زمان حرکت ندارد. زمان فقط یک لحظه است.
در سطوح خاصی انسان عمیقا این را درک میکند. به همین دلیل است که وقتی چیز بسیار مهمی در زندگی اتفاق می افتد، اغلب میگویند (( گویا زمان متوقف شده بود)) .
و این واقعیت دارد. وقتی چنین وضعیتی پیش می آید ، انسان اغلب یکی از لحظات تعیین کننده زندگی را تجربه میکند.
علم اینک این را به زبان ریاضی ثابت کرده است. فرمول های نوشته شده نشان میدهد اگر انسان به حد کافی و با سرعت کافی از زمین دور شود میتواند به عقب به طرف زمین برگردد و خودش را در حال بلند شدن از زمین ببیند.
این نشان میدهد که زمان، به خودی خود، حرکت نیست بلکه میدانی است که از میان آن، حرکت میکنند - و در اینجا فضا پیما زمین است. بشر میگوید 365 روز یه سال را پدید می آورد. در این صورت روز چه تعریفی دارد. تو به طور کاملا اختیاری تصمیم گرفته است که یک روز زمانی است که فضا پیما (زمین) طی میکند تا یک دور کامل حول محور خود بچرخد.
بشر از کجا میداند او چنین چرخشی دارد؟(حرکت آن را نمیتواند حس کند!) انسان نقطه رجوعی در آسمان انتخاب کرده - که همان خورشید است. بشر می گوید یک روز تمام طول میکشد تا فضا پیمایی که بر آن سوار است (زمین) ، طلوع خورشید را در دو نوبت مشاهده کند.(ابتدا خورشید طلوع میکند بعد غروب میکند و سپس مجددا طلوع میکند) .
بشر یک روز را به 24 ساعت تقسیم کرده - باز هم به طور کاملا اختیاری . میتوانست خیلی ساده به شماره های دیگری تقسیم کند. بعد یک ساعت را به دقیقه تقسیم کرده ، که هر کدام از آن دقایق شامل 0 واحد کوچکتر به نام ثانیه است. یک روز، انسان متوجه شد که زمین نه تنها می چرخد بلکه پرواز میکند. و نه تنها به دور خود، بلکه به دور خورشید نیز میچرخد. به طور دقیق حساب کرد که 365 روز طول می کشد تا زمین یک بار به دور خورشید بچرخد. این تعداد چرخش زمین را یک سال نام گذاشت.
و بعد تصمیم گرفت سال را به واحد های کوچکتر تقسیم کند، واحدهایی بزرگتر از روز کوچکتر از سال، لذا هفته و ماه را خلق کرد، و ترتیبی داد که همه سالها دارای تعداد معینی ماه باشند ولی تعداد روزهای ماهها از هم متفاوت باشد.
بشر نمیتوانست راهی برای تقسیم یک عدد فرد (365) به عدد زوج (12 ماه) پیدا کند. بنابراین تصمیم گرفت بعضی از ماهها تعداد روزهایشان بیشتر از ماههای دیگر باشد.
انسان حس کرد باید عدد 12 را به عنوان یک تقسیم کننده فرعی در نظر بگیرد، چون این تعداد دورهای ماه بود که مشاهده کرد در سال طی میکند. برای این که این سه واقعه فضایی - چرخش به دور خورشید، چرخش زمین به دور خودش، و چرخشهای ماه - را با هم تطبیق دهد، تعداد روزها را در هر ماه تعیین و مشخص کرد.
حتی این ابتکار و طرح ریزی، همه مسائل را حل نمیکرد، چون ابداعات اولیه انسان موجب ایجاد ساختاری از زمان شد که نمیدانست با آن چه کار کند. بنابراین تصمیم گرفت که هر چند سال یک بار یک عدد به تعداد روزهای سال بیفزاید. این را، سال کبیسه نام گذاشت. بشر با همه این تغییرات مصالحه کرد، بشر به طور اختیاری دهه و قرن هم برای اندازه گیری های زمان به وجود آورد - ولی آنچه به طور واقعی در حال انجام آن بود ابداع روشی برای اندازه گیری جنبشها در درون فضا بوده است.
بنابراین میبینیم که این زمان نیست که میگذرد بلکه اشیایی هستند که از میان یا برگرد میدانی ثابت که شما آن را فضا مینامید حرکت میکنند. زمان در واقع اختراع، و روش بشر برای شمارش حرکت ها یا جنبشها است.
دانشمندان این ارتباط را به طور عمیق درک کرده و از آن در واژه ((پیوستار فضا-زمان space-Time Continuum )) صحبت میکنند.
انیشتن و سایر دانشمندان متوجه شدند که زمان یک ساختار ذهنی، یک فکر و ایده ارتباطی است. زمان آن چیزی بود که در ارتباط با فضایی که بین اشیا بوده، وجود داشت.( اگر جهان در حال گسترش باشد که هست، در آن صورت زمین برای چرخیدن به دور خورشید، در مقایسه با بیلیونها سال پیش نیاز به زمان بیشتری دارد. یا فضای بیشتری برای پوشش دادن وجود دارد) .
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
http://www.ganjineh-danesh.com/forum.php
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
http://ganjineh-elahi.com/

Major I

Major I



نماد کاربر
پست ها

5234

تشکر کرده: 17 مرتبه
تشکر شده: 353 مرتبه
تاريخ عضويت

پنج شنبه 25 خرداد 1385 14:47

محل سکونت

http://www.ganjineh-danesh.com/forum.php

آرشيو سپاس: 4023 مرتبه در 1451 پست

توسط ganjineh » پنج شنبه 7 دی 1385 23:56

حرکت در زمان
تصور کنید شما ناظر یک فیلم سینمایی هستید که در صحنه ای از آن نوزادی متولد می شود و سپس شما در ادامه فیلم شاهد رشد و نمو او خواهید بود. بیایید کمی کنجکاوی کنیم و نگاتیو فیلم را از نزدیک بررسی کنیم . می بینیم یک سری فریم که در هر صحنه از آن تصویری وجود دارد با سرعتی ثابت از جلوی عدسی نمایش دهنده می گذرد و تصویرهای روی پرده حرکت می کنند. اگر حرکت نگاتیو از جلوی این دریچه متوقف شود گویی زمان در فیلم شما روی پرده متوقف شده است . بیایم این حرکت را زمان بنامیم. حال بیایید با تکنیک های کار با نگاتیو به فریم های بخش تولد نوزاد برگردیم و آن ها را حذف کنیم آیا در آن صورت در ادامه فیلم هم کودک حذف خواهد شد ؟ مسلمن خیر ! حذف یا تغییر یک فریم اثری در گذشته فیلم شما نخواهد داشت چون این فیلم یک بار اتفاق افتاده و روند آن قابل تغییر نیست! آیا می شود فیلم را به عقب برگرداند ؟ مسلمن اگر شما یکی از کارکتر های فیلم باشید چینین قدرتی نخواهد داشت . تنها زمانی می توان این کار را انجام داد که بتوان از فیلم خارج شد و پشت دستگاه نمایش فیلم ایستاد . بگذارید داخل فیلم را یک بعد و فضای خارج فیلم را فرا بعد بنامیم. ما بازیگران فیلم هرگز شخص ایستاده در فرا بعد را نمی بینیم ولی او قادر به نظاره ماست ! آیا فرا بعد می تواند در بعد بگنجد ؟ بله یک ناظر خارجی می تواند از همه این صحنه ها فیلم بگیرد. مایلم این را نیز فرا بعد در فرا بعد بنامم. می بینیم ابعاد بسیار زیادی بدین طریق حاصل خواهند شد که هیچ یک با هم در تضاد نخواهند بود.
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
http://www.ganjineh-danesh.com/forum.php
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
http://ganjineh-elahi.com/


 


  • موضوعات مشابه
    پاسخ ها
    بازديدها
    آخرين پست

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 1 مهمان