اشعار وطن پرستانه

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه موضوعات فرهنگي و ادبي به بحث و تبادل نظر بپردازيد

مدیر انجمن: شوراي نظارت

Major II
Major II
نمایه کاربر
پست: 162
تاریخ عضویت: دو شنبه 22 اسفند 1384, 9:04 pm
سپاس‌های دریافتی: 12 بار

اشعار وطن پرستانه

پست توسط hichkas » پنج شنبه 21 دی 1385, 3:03 pm

در جهان فرمان کوروش اولین منشور بود
سر به تعظیمش سراسر بابل و اشور بود

سینه ی اسپارت را تا قلب یونان چاک کرد
پشت بخت النصر را ساییده و بر خاک کرد

ما از اسلاف همان خونیم از آن ریشه ایم
پاسدار نام پاک پارس تا همیشه
  خوب بدانند، در این ایل  
  پدر مرد، تفنگ پدری هست  
  مردان قبیله همگی کشته  
  گهواره چوبی پسری هست  
  اگر نیست نترسید، که در قافله  
  دریایی و چشمان تری هست  
  دکتر زهرا  

Major II
Major II
نمایه کاربر
پست: 162
تاریخ عضویت: دو شنبه 22 اسفند 1384, 9:04 pm
سپاس‌های دریافتی: 12 بار

پست توسط hichkas » پنج شنبه 21 دی 1385, 7:23 pm

وقتي كه ايران هست خليج يعني فارس
تاريخ مي لرزد از خشم قوم پارس
جز اين اگر باشد خليج آبي نيست
بي سايه ايران بيش ازسرابي نيست
تا ميهن كاوه تابوت ضحاك است
اين سرزمين از هر اهريمني پاك است
صدها هزار آرش جان در كمان دارند
تيري اگر كاريست اين عاشقان دارند
وقتي هويت را در نام مي جويد
هر بي نشان ناچار صد ياوه مي گويد
چيزي كه در صلح است از جنگ مي خواهد
قدرت اصالت نيست فرهنگ مي خواهد
ما وارث كورش فرزند جمشيديم
پيروز بي پرده بت نپرستيديم
ما ريشه اي ديرين در عشق خون داريم
ما در شب تاريخ تا صبح بيداريم
  خوب بدانند، در این ایل  
  پدر مرد، تفنگ پدری هست  
  مردان قبیله همگی کشته  
  گهواره چوبی پسری هست  
  اگر نیست نترسید، که در قافله  
  دریایی و چشمان تری هست  
  دکتر زهرا  

Old Moderator
Old Moderator
نمایه کاربر
پست: 1575
تاریخ عضویت: شنبه 11 شهریور 1385, 1:24 pm
سپاس‌های ارسالی: 2 بار
سپاس‌های دریافتی: 238 بار
تماس:

پست توسط Sardar » پنج شنبه 21 دی 1385, 7:31 pm

يه سر به اين تايپيک بزنيد و آهنگش رو هم گوش کنيد.
http://www.centralclubs.com/viewtopic.php?t=14973

:( :-)
هیهات منا الذلة

Old Moderator
Old Moderator
نمایه کاربر
پست: 1468
تاریخ عضویت: شنبه 6 اسفند 1384, 9:30 pm
محل اقامت: تهران. شهرک اکباتان
سپاس‌های ارسالی: 4 بار
سپاس‌های دریافتی: 186 بار

پست توسط ARMIN » پنج شنبه 21 دی 1385, 7:35 pm

سلام
hichkas, ممنون. تاپيک جالبي باز کرديد. اميدوارم دوستان هم همکاري کنند.
hichkas, اگر مي خواهيد چند شعر بنويسيد تمامي آنها را در يک پست بنويسد. در اين انجمن به دليل وجود چندين تاپيک شعر بهتر است پست هاي متوالي با فاصله کمتر از يک روز ارسال نشود.
با تشکر
Don't play games with the ones who love you

Major II
Major II
نمایه کاربر
پست: 162
تاریخ عضویت: دو شنبه 22 اسفند 1384, 9:04 pm
سپاس‌های دریافتی: 12 بار

پست توسط hichkas » جمعه 22 دی 1385, 3:32 pm

اي وطن اي مادر تاريخ ساز
اي مرا بر خاک تو روي نياز

اي کوير تو بهشت جان من
عشق جاويدان من ايران من

اي ز تو هستي گرفته ريشه ام
نيست جز انديشه ات انديشه ام

آرشي داري به تير انداختن
دست بهرامي به شير انداختن

کاوه آهنگري ضحاک کش
پتک دشمن افکني ناپاک کش

رخشي و رستم بر او پا در رکاب
تا نبيند دشمنت هرگز به خواب

مرزداران دليرت جان به کف
سرفرازن سپاهت صف به صف

خون به دل کردند دشت ونهر را
بازگرداندند خرمشهر را

اي وطن اي مادر ايران من
مادر اجداد و فرزندان من

خانه من بانه من توس من
هر وجب از خاک تو ناموس من

اي دريغ از تو که ويران بينمت
بيشه را خالي ز شيران بينمت

خاک تو گر نيست جان من مباد
زنده در اين بوم و بر يک تن مباد

وطن يعني همه آب و همه خاک
وطن يعني همه عشق و همه پاک

به گاه شير خواري گاهواره
به دور درد پيري عين چاره

وطن يعني پدر مادر نياکان
به خون و خاک بستن عهد و پيمان

وطن يعني هويت اصل ريشه
سر آغاز و سر انجام و هميشه

ستيغ و صخره و دريا و هامون
ارس زاينده رود اروند کارون

وطن يعني سراي ترک تا پارس
وطن يعني خليج تا ابد فارس

وطن يعني دو دست از جان کشيدن
به تنگستان و دشتستان رسيدن

زمين شستن ز استبداد و از کين
به خون گرم در گرمابه فين

وطن يعني اذان عشق گفتن
وطن يعني غبار از عشق رفتن

وطن يعني هدف يعني شهامت
وطن يعني شرف يعني شهادت

وطن يعني گذشته حال فردا
تمام سهم يک ملت ز دنيا

وطن يعني چه آباد و چه ويران
وطن يعني همين جا يعني ايران

وطن يعني رهايي ز آتش و خون
خروش کاوه و خشم فريدون

وطن يعني زبان حال سيمرغ
حديث جان زال و بال سيمرغ

سپاه جان به خوزستان کشيدن
شهادت را به جان ارزان خريدن

نماز خون به خونين شهر خواندن
مهاجم را ز خرمشهر راندن

وطن يعني اذان عشق گفتن
وطن يعني غبار از عشق رفتن

وطن يعني هدف يعني شهامت
وطن يعني شرف يعني شهادت

وطن يعني گذشته حال فردا
تمام سهم يک ملت ز دنيا

وطن يعني چه آباد و چه ويران
وطن يعني همين جا يعني ايران
  خوب بدانند، در این ایل  
  پدر مرد، تفنگ پدری هست  
  مردان قبیله همگی کشته  
  گهواره چوبی پسری هست  
  اگر نیست نترسید، که در قافله  
  دریایی و چشمان تری هست  
  دکتر زهرا  

Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 234
تاریخ عضویت: سه شنبه 21 شهریور 1385, 1:18 am
محل اقامت: کرج
سپاس‌های ارسالی: 45 بار
سپاس‌های دریافتی: 112 بار
تماس:

پست توسط R@mtin » جمعه 22 دی 1385, 4:33 pm

ندانی که ایران نشست منست *** جهان سر به سر زیر دست منست
هنر نزد ایرانیان است و بـــس *** ندادند شـیر ژیان را بکــس
همه یکدلانند یـزدان شناس*** بـه نیکـی ندارنـد از بـد هـراس
همـه روی یکسر بجـنگ آوریــم***جــهان بر بـداندیـش تنـگ آوریم
اگر کشــت خواهــد تو را روزگــار***چــه نیکــو تر از مـرگ در کـــارزار

----------------------------------------------------------------------------------------------------------



وطن پرنده ي پر در خون
وطن شكفته گل در خون
وطن فلات شهيد و شمع
وطن پا تا به سر خون
وطن ترانه ي زنداني
وطن قصيده ي ويراني
ستاره ها اعداميان ظلمت
به خاك اگر چه مي ريزند
سحر دوباره بر مي خيزند
بخوان كه دوباره بخواند
اين عشيره ي زنداني
گل سرود شكستن را
بگو كه به خون بسرايد
اين قبيله ي قرباني
حرف آخر رستن را
با دژخيمان اگر شكنجه
اگر بند است و شلاق و خنجر
اگر مسلسل و انگشتر
با ما تبار فدايي
با ما غرور رهايي
به نام آهن و گندم
اينك ترانه ي آزادي
اينك سرودن مردن
امروز ما ، امروز فرياد
فرداي ما ، روز بزرگ ميعاد
بگو كه دوباره مي خوانم
با تمامي يارانم
گل سرود شكستن را
بگو ، بگو كه به خون مي سرايم
دوباره با دل و جانم
حرف آخر رستن را
بگو به ايران
بگو به ايران


-------------------------------------------------------------------------------------------------
اینان برای عشق ورزیدن به خدای خود راهی جز به صلیب کشیدن انسان نمی شناسند...
(فریدریش نیچه)

Major II
Major II
نمایه کاربر
پست: 162
تاریخ عضویت: دو شنبه 22 اسفند 1384, 9:04 pm
سپاس‌های دریافتی: 12 بار

پست توسط hichkas » شنبه 23 دی 1385, 5:06 pm

اگر من در پي يارم تو يارم ايران
اگر گمگشته در کوهم تو غارم ايران
به روز تنگدستي گر به غربت صفرم
ولي با تو اگر باشم هزارم ايران
ايران ايران زمينم
اي جان اي سرزمينم
ميريزم دلتنگي
به فرياد آواز غمينم
ايران ايران زمينم
اي جان اي سرزمينم
ميريزم دلتنگي
به فرياد آواز غمينم
ايران
  خوب بدانند، در این ایل  
  پدر مرد، تفنگ پدری هست  
  مردان قبیله همگی کشته  
  گهواره چوبی پسری هست  
  اگر نیست نترسید، که در قافله  
  دریایی و چشمان تری هست  
  دکتر زهرا  

Major II
Major II
نمایه کاربر
پست: 1796
تاریخ عضویت: شنبه 25 شهریور 1385, 4:18 pm
سپاس‌های ارسالی: 35 بار
سپاس‌های دریافتی: 211 بار
تماس:

پست توسط Karim1504 » شنبه 23 دی 1385, 5:22 pm

تقديم:
به روح پاك اجداد هزاران ساله در خوابم
به ايرانم
و فرزندان پاكش را كه چون جان دوستش دارند :D

زرتشت (سرودهء عارف قزويني)

به نام آنكه در شأنش كتاب است

چراغ راه دينش آفتاب است

مهين دستور دربار خدايي

شرف بخش نژاد آريايي

دوتا گرديده چرخ پير را پشت

پي پوزش به پيش نام زرتشت

به زير سايهء نامش تواني

رسيد از نو به دور باستاني

ز هاتف بشنود هر كس پيامش

چو عارف جان كند قربان نامش

شفق چون سر زند هر بامدادش

پي تعظيم خور ، شادم به يادش

چو من گر دوست داري كشور خويش

ستايش بايدت پيغمبر خويش

به ايماني ره بيگانه جويي

رها كن تا به كي بي آبرويي

به قرن بيست گر در بند آيي

همان به ، دين بهدينان گرايي

به چشم عقل ، آن دين را فروغ است

كه خود بنيان كن ديو دروغ است

چو دين كردارش و گفتار و پندار

نكو شد ، بهتر از يك دين پندار

درآتشكدهء دل بر تو باز است

درآ كاين خانه را سوز و گداز است

هر آن دل را نباشد شعله افروز

به حال ملك و ملت نيست دلسوز

در اين كشور چه شد اين شعله خاموش

فتادي ديك مليت هم از جوش

تو را اين آتش اسباب نجات است

در اين آتش نهان ، آب حيات است

چنان يكسر سراپاي مرا سوخت

كه بايد سوختن را از من آموخت

اگرچ از من بجز خاكستري نيست

براي گرمي يك قرن كافيست

چه اندر خاك خفتم زود يا دير

تواني جست از آن خاكستر ، اكسير

به دنيا بس همين يك افتخارم

كه يك ايراني والاتبارم

به خون دل نيم زين زيست ، شادم

كه زرتشتي بود خون و نژادم

در دل باز چون گوش تو و راه

بود مسدود ، بايد قصه كوتاه

كنونت نيست چون گوش شنفتن

مرا هم گفته ها بايد نهفتن

بسي اسرار در دل مانده مسرور

كه بي ترديد بايستي برم گور


موفق باشید :)
نه از خودت تعریف کن و نه بدگویی. اگر از خودت تعریف کنی قبول نمی‌کنند و اگر بدگویی کنی بیش از آنچه اظهار داشتی تو را بد خواهند پنداشت...
[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]

Major II
Major II
نمایه کاربر
پست: 162
تاریخ عضویت: دو شنبه 22 اسفند 1384, 9:04 pm
سپاس‌های دریافتی: 12 بار

پست توسط hichkas » شنبه 23 دی 1385, 5:26 pm

به دنيا بس همين يك افتخارم

كه يك ايراني والاتبارم





کریم جان اين شعرت واقعا عالي بود................................
  خوب بدانند، در این ایل  
  پدر مرد، تفنگ پدری هست  
  مردان قبیله همگی کشته  
  گهواره چوبی پسری هست  
  اگر نیست نترسید، که در قافله  
  دریایی و چشمان تری هست  
  دکتر زهرا  

Major II
Major II
نمایه کاربر
پست: 162
تاریخ عضویت: دو شنبه 22 اسفند 1384, 9:04 pm
سپاس‌های دریافتی: 12 بار

پست توسط hichkas » شنبه 23 دی 1385, 11:02 pm

ايرانم اي سيلابِ درياگويِ درياجوي
از آنسوي تاريخ ره طي کرده تا اين سو
جويي که از سرچشمه ي آيينه ات جاريست
خوني که از زخمِ عميقِ سينه ات جاريست
مي شويد از دل هاي ما هم زنگ غم ها را
همراهِ تو با خود به دريا مي برد ما را
ايرانِ من اي يادگارِ يادگارانم
اي کوکبِ پيشانيِ تاريخ
ايرانم
  خوب بدانند، در این ایل  
  پدر مرد، تفنگ پدری هست  
  مردان قبیله همگی کشته  
  گهواره چوبی پسری هست  
  اگر نیست نترسید، که در قافله  
  دریایی و چشمان تری هست  
  دکتر زهرا  

Major II
Major II
نمایه کاربر
پست: 162
تاریخ عضویت: دو شنبه 22 اسفند 1384, 9:04 pm
سپاس‌های دریافتی: 12 بار

پست توسط hichkas » یک شنبه 24 دی 1385, 9:26 pm

اي سرزمين عشق
اي وسعت دور
نام تو در دل من
همچون آيه نور
خاک تو سجده گاه عشق
کران تا کران جلوه ي يار
اي محراب دل
در تو نور دلداااااااااار
خاک تو از خون ياران
مهر تو در دلها
اي ايران
اي مهد شيران
در دلت قصه ها داري
اي ايرااااااااااان...........م

----------------------

اي بلند سرفراز ايران من


اي شکوه نام تو در جان و تناي غايت ايمان هر فرهيخته
خاک رهت با هر گُلي آميخته
با هر چراغ روشنت صد نورعشق آويخته
بر هر گُل پيراهنت خونِ عزيزي ريخته
نام يلا نت در جهان، افسانهً عالم شده
سوداي عشق تو شَرَر، در عالم و آدم زده
در هر کتاب و دفترت بسيار ياد و يادگار
اي سرزمين آفتاب، اي تا هميشه ماندگار
با هر دَم گرم نفس، عشق تو مي ماند و بس
يک دّم جدا از يادِ تو دنياي پهناور، قفس
ايران من، ايران من،اول الف آزادگي
ي- يکصدا ، همبستگي ، ر- راه و رسم، زندگي
دوم الف- انسانيت، نونت- نشانِ مِلييَت
اي مظهر ايمانِ من ، ايران من، ايران من
اي زادگاهِ تَهَمتَن ، اي مرز تو، دشمن شکن
اي خاکِ عاشق آفرين، اي مهر تو آئينِ من
ماهم تويي ، مهرم تويي ، شعرم تويي ، شورم تويي
نارم تويي ،نورم تويي ، گهواره و گورم تويي
ايران من ، ايران م

--------------------

وطنم، نام تو صدر همه نام جهان
جام جمت سرور جام جهان
حکم اهوراست به اهريمنان
پارسيان تا به ابد قهرمان
هرکه به ما شاخه گلي هديه داد
ملت ما باغ گلش تحفه داد
ملت ما ملت بخشايش است
صلح طلب طالب آرامش است
رافت ما يکسره در خون ماست
عرق وطن مسلک و قانون ماست
گر به ميان آيدمان آبرو
کيست که بتواندمان روبرو
اي همه مردان غرور آفرين
بهر شما باد هزار آفرين
جام جهان دست شما بايدش
حاميتان دست خدا بايدش
نام من و خوان من و جان من
جملگي ارزاني ايران من



ARMIN: سه پست متوالي شما ادغام شد. طبق قوانين ارسال پست هاي متوالي خلاف قوانين مي باشد.
  خوب بدانند، در این ایل  
  پدر مرد، تفنگ پدری هست  
  مردان قبیله همگی کشته  
  گهواره چوبی پسری هست  
  اگر نیست نترسید، که در قافله  
  دریایی و چشمان تری هست  
  دکتر زهرا  

Major II
Major II
نمایه کاربر
پست: 162
تاریخ عضویت: دو شنبه 22 اسفند 1384, 9:04 pm
سپاس‌های دریافتی: 12 بار

پست توسط hichkas » سه شنبه 26 دی 1385, 6:42 pm

وطنم تنم چه باشد که بگويمت تني تو
که تو جاني و سراپا همه جان روشني تو

وطنم تو بوي باران به شب ستاره باران
که خوشي و خوشتريني به مذاق ميگساران

من اگر سروده باشم وطنم تو شعر نابي
من اگر ستاره باشم وطنم تو آفتابي

وطنم ، وطنم، وطنم ايران
همه جاني به تنم وطنم ايران

وطنم خوشا نسيمت که وزدنش گل از گل
وطنم خوشا شميمت که دميدنش تغزل

وطنم که شعر حافظ شده وصله تن تو
که شکفته شعر سعدي به بهار دامن تو

وطنم درودي از من به تو به عاشقانت
که سپرده ام به پيکت به نسيم مهربانت

ايران من ،ايران من
اي مهر تو برجان من
  خوب بدانند، در این ایل  
  پدر مرد، تفنگ پدری هست  
  مردان قبیله همگی کشته  
  گهواره چوبی پسری هست  
  اگر نیست نترسید، که در قافله  
  دریایی و چشمان تری هست  
  دکتر زهرا  

ارسال پست

بازگشت به “شعر و ادبيات”