در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه‌ي مباحث مرتبط با تاريخ جهان به بحث بپردازيد
Old Moderator

Old Moderator



نماد کاربر
پست ها

1420

تشکر کرده: 1 مرتبه
تشکر شده: 17 مرتبه
تاريخ عضويت

دوشنبه 17 مهر 1385 09:56

محل سکونت

سرزمین تاریکی ها

آرشيو سپاس: 940 مرتبه در 382 پست

تمدنی اسرار امیز در زیرزمین

توسط gigi64 » شنبه 23 دی 1385 23:42

یک پدیده غیر عادی که آمیخته با روایات عجیب و غریب محلی بود, باعث شد تا توجه دانشمندان روسی را بسوی یک چاه بی انتها در جمهوری" اذربایجان " جلب نماید . دیواره ان چاه نور ابی رنگ مبهمی را انتشار میداد و صداهای عجیب و غریب زوزه یا سوت مانند از داخل ان بگوش میرسید.


1- انطور که دانشمندان پی بردند هیچ چیز غیر عادی در انجا وجود نداشت . تعدادی از محققان تا عمق معینی از چاه پائین رفتند و در همان حال تعدادی نیز شکافها و سوراخ های اطراف ان محل را مورد کاوش قرار دادند – تا ببینند ارتباطی بین انها وجود دارد یا نه, وبیش از انچه انتظار داشتند یافتند . شبکه عظیمی از تونلهای زیر زمینی که بعدا" معلوم گردید با تونل های زیر زمینی "گرجستان" و "قزاقستان" نیز مربوط میباشند . ابتدا چنین تصور شد که انها متعلق به عصر ماقبل تاریخ است, زیرا در نزدیکی مدخل انجا استخوانهای انسانها و نقاشیها و خطوط نوشتاری مشاهده شد . اما تحقیقات بیشتر معلوم کرد که استخونها خیلی جدیدتر از خطوط و نقاشی هاست . همچنین معلوم گردید که اکثر تونلها به غارهایی که در کنار کوه کنده بودند, منتهی میشود . این تونلها نیز با سنگ ملاط اهک مسدود شده و مانع کاوش مناسب می شد . با وجود اینها تشکیل یک سیستم عریض قابل تردد را می داد که بعضی ها دایره ای ( چهار سو یا محل تلاقی چندین معبر ) و بعضی ها به صورت دالانهای کوتاه بن بست بودند و در سرتاسر ان چاه ها, کانالهایی انقدر باریک وجود داشت که حتا یک کودک هم نمیتوانست از داخل ان عبور نماید . یکی از تونلهای بزرگ ان که قابل تردد بود, بعد از مسافت قابل ملاحظه ای به یک هال وسیع زیر زمینی منتهی شد که بیش از 22 متر ارتفاع داشت . کاملا واضح بود که انجا حاصل کار موجودات با تمدن بوده است ,اما برای چه منظوری ساخته شده است.؟! تاکنون هیچ پاسخی وایده ای برای ان یافت نشده است .! شاید پاسخ به این سئوال در داخل تونلهایی که مسدود شده اند – نهفته باشد . شکل ورودی های اصلی به ان تونلها یکسان است – یعنی با دیواره های زیبای مستقیم و طاقهای کم عرض . و موضوع عجیبی که وجود دارد این است که انها تقریبا" مشابه تونلهای است که در امریکای مرکزی مشاهده شده است. در " قزاقستان " در داخل غارهای که در نزدیکی تونلها وجود دارد, نقاشی و نوشته هایی در روی دیوارهاست که شکل و مایه اصلی جهانی دارند . از ان جمله میتوان به خطوط متقاطع شبیه صلیب شکسته نازی ها که سمبل ابدیت است یا خطوط حلزونی شکل را نام برد . اما در مورد هدف کندن این تونلها – دانشمندان روسی عقیده دارند که انها بخشی از یک شبکه عظیم هستند که به طرف ایران *کشیده شده است و شاید هم به تونلهای جدیدی که بعدها در نزدیکی " امودریا " ( واقع در ترکمنستان و در نزدیکی افغانستان )کشف شده اند وصل باشند و حتی امکان دارد به دخمه های پیچ در پیچ زیر زمینی مرکز و غرب چین و تبت و مغولستان متصل باشند . بعضی از ان تونلها در سالهای 1920 و 1921 توسط " اوزندو وسکس " که یک کاوشگر روسی بود کشف شدند, خود وی عقیده داشت که مردم ان سامان از وحشت تهاجم و قتل و غارت مغولها که تحت رهبری چنگیزخان همه جا را بخاک و خون کشیدند- کنده شده است, تا بتوانند در داخل انها مخفی شوند . در این رابطه شرق شناس معروف " نیکولاس روزیخ " عقیده دارد که در جایی در اسیا یک امپراطوری عظیم زیر زمینی وجود داشت که " شمبهالا " نام داشت و از نسل انها یک ناجی جدید بشریت بصورت پهلوان " میترییا " ظهور خواهد نمود. روحانیان تبتی عقیده دارند که ان تونلها پادگان امنی بوده و حتی اخرین انها پناهندگان زیادی را از یک فاجعه عظیم نجات داده است . روایت میشود که ان مردم ناشناخته در داخل ان تونلها به یک منبع انرژی دست یافته بودند, که گویا جانشین انرژی خورشیدی بوده است . یعنی باعث رشد گیاهان و افزایش طول عمر انسانها می شده است – و گمان میرود که نور مهتابی سبز رنگی را منتشر میکرده است . باز هم نکته عجیبی که وجود دارد این است که چنین عقیده ای در افسانه های امریکا نیز وجود دارد . روایت است که یک کاوشگر در دل جنگلهای امازون دخمه تو در توی زیر زمینی را کشف کرده بود که از طریق یک فروغ جاویدان روشنایی اخذ میکرده است . ان کاوشگر در اثر حمله یک عنکبوت غول پیکر با عجله به بیرون فرار کرده بود, ولی در حین فرار شبح انسانهایی را مشاهده کرده بود که در انتهای ان دخمه در حال تردد بوده اند . بازماندگان " اینکا " ها افسانه هولناکی درباره اجداد خود نقل می کنند . طبق گفته انها اجدادشان در دل کوه ها مسکن گزیده بودند و به ندرت از انجا بیرون امده و در زیر نور ستارگان قدم می زده اند . طبق گفته " تام ویلسن " که از متخصصین نسل سرخپوستان در کالیفرنیا میباشد, تعریف می کند که دستنوشته پدربزرگ خود را که حدود 90 سال قبل زندگی میکرده و  هیچگونه اطلاعی از حکایات امریکای جنوبی نداشته را پیدا کرده – پدر بزرگ او در ان دستنوشته اشاره کرده که بر حسب اتفاق یک شهر عظیم زیرزمینی را یافته و خودش برای مدتی در میان مردمان عجیب انجا که لباسی از جنس شبیه چرم – اما نه خود چرم به تن داشتند و به زبان غریبی تکلم مینمودند و غذاهای غیر طبیعی مصرف میکرده اند را بچشم دیده و چند روزی در میان انها بسر برده بود . ایا انها باقی مانده های مردمی هستند که دارای عمر جاویدانند.؟ البته ان قبیل از دانشمندان که به موضوعات فوق طبیعی معتقدند – بلافاصله به این سئوال پاسخ مثبت خواهند داد, اما باید با احتیاط با این موضوع برخورد نمائیم . در حدود سالهای 1899 تا 1900 یک جوینده طلا به نام " وایت اژلومان" به یک گورستان زیرزمینی دست یافت . این گورستان عجیب تا امروز بسیاری از محققان و دانشمندان را در بهت و حیرت عجیبی فرو برده است . در این گورستان زیر زمینی که در سالن وسیع ان صدها جسد بحال طبیعی وجود داشت که بعضی از انها در روی صندلی های سنگی لمیده و بعضی دیگر نیز در حالات طبیعی در اطراف سالن نشسته بودند . حالات انها طوری بود که انگار مرگ انها را ناگهان غافلگیر نموده, و در حالت بیخبری به طور ناگهانی قالب تهی کرده بودند . این اجساد نیز لباسی از جنس شبیه چرم به تن داشتند و داخل ان مکان زیرزمینی نیز به وسیله یک نور سبزرنگ روشن بوده است – و در اطراف و کنار ان اجساد تندیسهای بزرگ طلائی که در زیر نور میدرخشیدند – بچشم میخورد . طبق بررسی های بعمل امده تمام اجساد در یک لحظه معین جان سپرده بودند – متاسفانه دانشمندان نتوانستند علت مرگ دستجمعی انها را بفهمند . ایا انها با انرژِی که علم امروز  از درک ان عاجز است,جان باخته اند.؟؟!!



2-سرخپوستان اپاچی از تونلهای بین سرزمین خود و شهر افسانه ای " تایاهواناکو " داستانهایی تعریف می کنند و ادعا می کنند که بعضی از اجداد انها از ترس جنگجویان قبایل دیگر به داخل ان تونلها پناه برده و سالها در داخل انجا به جلو رفته و به امریکای جنوبی رسیده بودند . شاید این گونه روایات را که اپاچی ها تعریف می کنند را با دیده شک و تردید بنگریم . ولی وقتی میشنویم که روسای انها این موضوع را تائید می کنند و میگویند که تونلها به وسیله اشعه مرگباری که " صخره زنده " را منهدم میکرد, کنده شده است – دچار شگفتی می شویم . انها می افزایند که عاملان ان اشعه موجوداتی هستند که در نزدیکی ستارگان زندگی می کنند .!!! نکته پیچیده دیگر وجود چاهی در " پالنگ " میباشد . این چاه که عمقی معادل 70 متر دارد در نزدیکی معابد مایا میباشد . با بررسی های بعمل امده در این چاه –انها وقتی در عمق 45 متری به اب  رسیدند و چیزی معادل 30 متر از این چاه در اب کنده شده است.!! باور نکردنی است چون برای چنین چاهی باید ابتدا پمپی اب داخل چاه را بسرعت به بیرون بیاورد تا موقنی بتواند در اب چاه را حفر کند . نکته دوم پمپی دیگر باید هوا را از بیرون به داخل چاه هدایت کند . حال ان دستگاهها با چه انرژی کار میکردند؟ خود معمای دیگری میباشد .!! . وقتی مجددا" به موضوعات مربوط به اسیا بر میگردیم, پی میبریم که علاوه بر افسانه امپراطوری " شمبهالا " یک امپراطوری اسرار امیز زیر زمینی دیگر به نام " اگارتی " – " اگارتا " یا " اقارتی " در یک پناهگاه امن مرکزی که در یک جایی نزدیک در زیر کوههای هیمالیا قرار دارد وجود داشته است . طبق ادعای پرفسور " اوزند ووسکی " این مرکز با فرهنگ و تمدن انسانی حداقل در 60.000 (شصت هزار )سال قبل پایه گذاری گذاری شده بود . بعضی از روایات مربوط به وجود انها خیلی خیلی تخیلی  هستند و ارزش وقت تلف کردن را ندارند و از طرف دیگر هر از چندگاه یک بار شارلاتانهای جور واجور ظهور نموده و ادعا می کنند که از روحانیون والا مقام انها هستند . اما روایاتی که در مورد پروازهای فضایی مافوق انسانی مردمان ان امپراطوری به قهرمانان موجود در کتب سانسکریت هندوها بچشم میخورد که تعدادی را بفکر انداخته که علیرغم افسانه امیز بودن ان روایات, ارزش مطالعه و بررسی دقیق را دارند .به طوری که یک دانشمند امریکایی مطرح نمود است : موضوع مربوط به امپراطوری زیر زمینی " اگارتی " و دیگر معماهای کیهانی – افسانه های تبت و نعمت الهی روان شناسی تجربی** که بعضی از مردمان اسیا از ان برخوردارند و تماما" در فصول همان کتب نگاشته شده است, مربوط به افسانه تمدن " مو " میباشد . شاید روزی بتوانیم ایده هایی از محتویات کتب باقی مانده کسب نمائیم . اما چگونه و چه موقع.؟ جستجوی یک سوزن در انبار کاه در مقایسه با ان کار ساده ای میباشد و این موضوع  مورد تائید کسانی است که سعی کرده اند پرده از روی راز موجودات فضایی و یا پرستش کنندگان ستاره ها که " هسینگو " نامیده میشود – بردارند . انها از نژاد مردم چین نبودند, در یک منطقه خالی از سکنه که در ضمن اطلاعات چندانی در مورد انجا ندارم و در شمال تبت و در جنوب رشته کوه های " کان لون " واقع است – میزیسته اند . تصور بر این است که انها از ایران و سوریه به انجا امده بودند و یافته های بعمل امده یاداور فرهنگ " یوگاریت*** " میباشد . خصوصا" تصویر " بعل " که یک کلاه کله قندی بسر دارد و تن وی پوشیده از نقره است.


3-گنجینه دفن شده اینکاها

اگر کاشفان و جنگجویان اسپانیولی بعد از ورود به شهر " کوزکو " ان وحشیگری و خشونت را در مورد مردمان انجا اعمال نمیکردند و " اتاهوالپا " پادشاه ان سرزمین را به ان وضع فجیع نمی کشتند ,خدا میداند که چند فروند کشتی لازم بود تا طلاهای ان سرزمین را بار کرده و به اسپانیا منتقل کنند . ولی مسئولین انجا وقتی غاری در برزیل - این غار شبیه غار علی صدر در همدان است . اما کوچکتروضع را چنین وخیم دیدند, گنجینه های خود را در دل زمین مخفی نمودند و چون مردند و از بین رفتند اسرار محل دفینه ها را نیز با خود به گور بردند .  این کلمات را یکی از سربازان که در ضمن روحانی نیز بود و پدر " پدروچیزادولئون " نام داشت, چندسال بعد از قتل اخرین امپراطور قوم "اینکا"ها و مردم انجا به دست ناخدا و سردار" پیزارو " و سربازان خونخوارش, به رشته تحریر در اورده است . چشمان " پیزارو " در اثر حرص و آز به طلا چنان کور شده بود که تبدیل به حیوان درنده خو گردیده بود که تاریخ برای همیشه به خاطر خواهد داشت . وی امپراتور انها " آتاهوالپا " را اسیر و زندانی نمود و اعلام کرده بود که وی را در ازای تحویل گرفتن تمام طلاجات و ثروت موجود در ان سرزمین ازاد خواهد کرد . طبق روایات همسر امپراطور با غیبگویان کیهانی مشورت نمود و وقتی مطمئن شد که جنگجویان اسپانیولی حتی بعد از تحویل گرفتن گنجینه ها نیز امپراتور را خواهد کشت, ابتدا دستور داد تمام گنجینه را بطور سری در دخمه ها مخفی نموده و مدخل انها را طوری مسدود و کور نمایند که قابل شناسائی نباشد و سپس تمام کسانی که در این ماجرا دخیل بودند به همراه همسر امپراطور خودکشی کردند و همانطور که پرفسور " هارولد ویلکین " نیز تایید می کند, رمز محل ان دفینه ها بصورت هیروگلیف موجود است و فقط بازماندگان ان امپراطور در هر عصر از ان مطلع است و قبل از مرگ به فرزند خود می اموزد . حال ان گنجینه ها در دل غارهای زیر زمینی نهفته است که احتمالا در هزاران سال پیش توسط اقوام خیلی متمدن احداث شده بودند که در ان ایام همین اینکاها به صورت قبایل وحشی سرگردان میزیسته اند .



داستان بالا خیلی محتمل جلوه می نماید . زیرا دالانها و راهروهای زیرزمینی فراوانی از این دست نه تنها در سرزمین اینکاهای سابق بلکه در جاهای دیگر نیز موجود است . گفته میشود که یکی از مهمترین نوع تونل ها , شبکه هایی از دالانهای زیرزمینی بوده است که بین " لیما " پایتخت پرو و "کوزکو " پایتخت اینکاها کشیده شده بود و به سمت جنوب شرقی تا مرز " بولیوی " ادامه داشته است . طبق مدارک قدیمی مقبره مجلل سلطنتی در داخل یکی از همین تونلهای زیرزمینی قرار دارد . تنها دانشمندان نیستند که جذب این وسوسه شده اند . هر چند که حقیقت ان تا چند قرن اینده نیز شاید برملا نشود . زیرا کندن و کنار زدن مانع سنگ و ملات اهک که تا عمق 40 متری مدخل تونل را مسدود نموده است – خارج نمودن بخارات خفه کننده و متعفنی که چندین قرن است داخل ان تونل ها را پر نموده خیلی مشگل و پرهزینه است . وخطرات مرموز دیگر نیز شاید در انتظار کاشفین انجا باشد, مثلا گفته میشود که اینکاها تله هایی برای تجاوزکنندگان تونلهای در ترکیهاحتمالی به انجا کار گذاشته اند ,بدین صورت که ناگهان زمین زیرپای چنین ادمهایی دهان باز کرده و به کام خود که چاه های عمیقی هستند فرو خواهد برد . اینگونه تونل ها علاوه بر وسوسه دست یابی به گنجینه کلان, معمای باستان شناسی شگفت انگیزی نیز بحساب می ایند . دانشمندان بر این باورند که ان تونل ها به وسیله اینکاها ساخته نشده اند و هر چند بعدها مورد استفاده انها واقع شده و در مورد سازندگان انها نیز بی توجه بوده اند . در واقع انها انقدر شگفت انگیز و مهم هستند که نمی شود با حدس و گمان و احتمالات در موردشان صحبت نمود, همانطوری که تعدادی از دانشمندان تحققیق بعمل اورده و انها را ساخت دست نوعی از غولهای ناشناخته قلمداد نموده اند .اما همانطور که در قسمت اول مطلب " تمدنی اسرار امیز در زیر زمین" خدمتتان عرض کردم - حقیقت عجیب دیگر این است که این نوع تونل ها در سرتاسر دنیا وجود دارد . یعنی علاوه بر امریکای جنوبی در کالیفرنیا – ویرجینیا – هاوائی ( در انجا تمام جزیره ان مجمع الجزایر بوسیله ان تونلها زیر زمینی به هم ارتباط داده شده اند ) اقیانوسیه و اسیا و همچنین در سوئد و چک و اسلواکی و جزیره مالت وجود دارند . یک تونل بزرگ در که در حدود 50 کیلومتر ان مورد کاوش قرار گرفته است از زیر تنگه جب الطارق عبور نموده اسپانیا را به مراکش وصل می کند . بعضی از دانشمندان معتقدند که میمون های نوع شمالی افریقا که برای اروپائیان ناشناخته است, از طریق ان خود را به جبل الطارق رسانده بودند ( من سعی دارم تمام تئوریها را خدمت شما بیان کنم تا خود قضاوت کنید ) حتی گفته شده است که این گونه دالان های سنگی زیر زمینی شبکه ای را تشکیل می دهند که حتی دور افتاده ترین نقاط سیاره ما را بهم وصل می کنند . پرفسور " ایرون جان هیل " درباره تونل های امریکای جنوبی و بخصوص تونل های منتصب به " اینکا " ها نظر جالبی دارد , او میگوید : همانطور که همه میدانند جمجمه کریستالی قوم " مایا " چون معمائی برای نسل امروز باقی مانده است, هر چند این جمجمه کریستالی از ویرانه های " مایا"ها پیدا شده اما قدمتی چند هزار ساله دارد . اقوامی که میتوانند ان جمجمه کریستالی را انگونه برش و طراحی کنند – ایا از کندن چنین تونلهای عاجز خواهند بود ؟! برای جواب این سئوال اجازه دهید برای اشنایی ان دسته از دوستان جدیدمان که تا امروز موفق به خواندن تمام مطالب وبلاگ نشدند, مطلب 14 اردیبهشت 84 را که چند خطی بیشتر نیست بازگو کنم " این جمجمه کریستالی متعلق به اقوام مایا در امریکای مرکزی و شمالی است که متعلق به 800 قبل از میلاد میباشد  . دانشمندان هنگام مطالعه روی این جمجمه متوجه شدند , برشهائی به روی این جمجمه کریستالی است . اما برشها به گونه ای انجام شده که بر خلاف جهت های طبیعی کریستال است , یعنی در واقع این گونه برشها قاعدتا" باید باعث شکسته شدن و ترک خوردن کریستال شود . اما این کریستال دارای ویژگی های اوپتیکال عجیبی میباشد , که حتا در این دوره مدرنیزه و با تمام امکانات و تجهیزات و وسایلی که دارای دقت بسیار میباشد , ساختن ان امکان پذیر نیست و در نتیجه نه تنها این کریستال شکسته نشده و ترک نخورده , بلکه کانلهای نوری ان به شکل معجزه اسائی جهت داده شده , برای مثال نور از پایه جمجمه به چشمها میاید و انها را مانند چشمان یک انسان زنده نورانی میکند . بسیاری معتقدند که اینگونه برش در کریستال و جهت بخشی به نور تا یکهزارسال اینده نیز از ذهن و دست بشر معمولی برنخواهد امد , شاید هم مطابق باور بسیاری ملاقاتی که یک تمدن فضائی پیشرفته از اقوام مایا در هزاران سال پیش به عمل امده در ساختن این جمجمه کریستالی با ابعاد نورانی عجیب ان موثر بوده است


4-" جان شپرد" که شعبه یکی از روزنامه های مشهور ایالات متحده را در کشور " اکوادور " اداره می کند,گفته است که در سال 1944 یک نفر مغول را که یک نوع چرخ فرفره عبادت* را در دست داشت و به حالت خلسه فرو رفته بود, در ساحل کشور کلمبیا مشاهده کرده بود . گفته میشود که ان شخص کسی جز " دالایی لامای سیزدهم " نبوده است که تصور می شد در سال 1933 فوت نموده ولی جسد وی هرگز در داخل سردابه ای که بدین منظور درست شده بود قرار نگرفته بود . دلایلی را که " لهاسا "** ارائه نمود این بود که وی در حقیقت نمرده بود  , بلکه دست به یک سفر زیارتی زیر زمینی به سوی کوه های" آند" واقع در قاره امریکا زده بود- که خواستگاه اصلی دین " لاما " قبل از اینکه با بودایی  محشون شود,بوده است . این موضوع شاید عجیب و غیر واقعی جلوه بکند – اما تعدادی از روحانیان دین لاما که در مورد وجود تونل های زیر زمینی مورد سئوال قرار گرفتند – همگی اعلام نمودند :<< بله چنین تونل های وجود دارند و توسط تعدادی از غولها کنده شده است که ما را با نور معرفت و دانش خود منور نمدند و در ان ایام دنیا هنوز جوان بود. >> شاید وقتی بخوانیم که طبق گفته " کاروکس " – " ایوپالیونها " در ایام باستانی تونلی را در جزیره " ساموس " احداث نمودند, تا حدودی قانع بشویم . طبق ان مدارک – کار حفاری از دو نقطه ابتدا و انتها بطور همزمان شروع گردید . طول تونل حدود 1100 متر است . این تونل کاملا مستقیم است و دو تیم حفاری درست طبق طرح در یک نقطه به هم رسیدند . مهندسین فرانسه و ایتالیا که زیر کوه " مونبلانش " مشغول حفر تونل بودند – از تجهیزات مدرن و الکترونیکی گوناگون بهره میگرفتند, البته کانال مانش هم از این اکوادورقاعده مستثناء نیست – در صورتی که تا انجا که اطلاع داریم " ایوپالیونها " حتی قطب نما هم در اختیار نداشتند .!! حال این معما را چگونه باید حل کرد با شماست.!! کانالی که حتا یک اینچ هم منحرف نشده و از یک مهندسی باور نکردنی حکایت می کند. یکی از مسائلی که دوباره باید بازنگری شود – ارتباط تمدنهای گذشته با یکدیگر است – اینکه این ارتباط چگونه و از کجا صورت گرفته نکته مهمی است . علم امروز میگوید : با توجه به قرائن و شواهد, انسان به مرور زمان تکامل پیدا کرده و دانش امروز بشر حاصل میلیونها سال تجربه او میباشد . اگر اینگونه فکر کنیم  . الف – ارتباط تمدنها در گذشته بسیار دور معنا ندارد . ب – تمدنهای گذشته علم و دانش بسیار اندکی داشتند– و هزاران دلیل مشابه دو گزینه ( الف و ب ) – با اجازه شما عزیزان – حقیر به عنوان یک عاشق باستان شناسی اسرار امیز نمیتوانم دلایل علمی امروز را بپذیرم و برای مثال همین جمجمه کریستالی منسوب به مایا که در بالا توضیح داده شد و دهها مطلبی که در این وبلاک قرار دارد-  حتما در مطالب اینده از تشبهات باستانی در این کره خاکی باشما سخن خواهم گفت .


منبع:وبلاگ 0097

Major

Major



نماد کاربر
پست ها

367

تشکر کرده: 5 مرتبه
تشکر شده: 144 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 10 شهریور 1385 17:23

محل سکونت

آبادان شهر خوبان- آبادان شهر خدا

آرشيو سپاس: 205 مرتبه در 81 پست

توسط jamal_khodamam » سه شنبه 24 بهمن 1385 21:14

سلام بر شما
من فکرميکنم بد نيست به اين روايت ديني- تاريخي يک نگاهي بندازيم در زمانهاي گخيلي خيلي گذشته و دور انسانهايي با تمدني بسيار پيشرفته زندگي ميکردنن که به جهت کفر و ناسپاسي در برار خدا مورد غضب الهي واقع شدند و خداوند همگي انها راهلاک نمود و عزاييل رو فرستاد تا از زمين خاک گرفت و ادم رو افريد
البته بايد به اين نکته هم توجه داشت که خداوند در جايي در قران ميفرماييد: هر انچه را که شما فکر کنيد من افريده


 


  • موضوعات مشابه
    پاسخ ها
    بازديدها
    آخرين پست

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 7 مهمان