خاور ميانه ، حاکم بازار نفت

در اين بخش مي‌توانيد در مورد مباحث و مطالب اقتصادی و مالی به بحث بپردازيد

مدیر انجمن: شوراي نظارت

ارسال پست
Old Moderator
Old Moderator
نمایه کاربر
پست: 627
تاریخ عضویت: شنبه 8 مهر 1385, 10:58 am
محل اقامت: ناوگان منطقه دوم
سپاس‌های ارسالی: 398 بار
سپاس‌های دریافتی: 226 بار
تماس:

خاور ميانه ، حاکم بازار نفت

پست توسط Yasser » شنبه 21 بهمن 1385, 3:58 pm

  ميانه ، حاکم بازار  

مقدمه :
نفت نخستين بار در سال ۱۸۵۹ ميلادي در ايالات متحد آمريکا کشف و از آن پس، به عنوان يک منبع تأمين کننده انرژي استفاده شد، اما نقش اين منبع که اکنون سهم بزرگي در صنايع جهان دارد، در آن زمان چندان زياد نبود؛ به طوري که حتي در سال هاي آغازين قرن بيستم ميلادي نيز، نفت فقط ۴ درصد از کل انرژي مورد نياز جهان را تامين مي کرد، اما با گذشت چند دهه به مهم ترين منبع انرژي جهان بدل شد.

هم اکنون، نفت ۴۰ درصد از نياز انرژي جهان را تامين مي کند و سوخت مورد نياز براي ۹۶ درصد از کل فعاليت هاي حمل و نقل جهان از اين طلاي سياه به دست مي آيد.
از زماني که اشتهاي انرژي جهان از زغال سنگ به نفت تغيير يافت، ميزان مصرف اين منبع انرژي معادل 875 ميليارد بشکه بوده است و حدود يک هزار ذخيره اثبات شده و محتمل نفتي در جهان وجود دارد که در ساليان آينده بهره برداري مي شوند. اين در حالي است که انتظار مي رود سطح تقاضاي انرژي جهان در سال 2020 ميلادي، 60 درصد بيشتر از سال گذشته باشد و در اين ميان، بيشترين ميزان نفت مصرفي وارد صنعت حمل و نقل شود. تا سال 2025 ميلادي شمار خودروهاي موجود در جاده هاي جهان از مرز يک ميليارد و 250 ميليون دستگاه نيز فراتر مي رود که نسبت به سال 2005 ميلادي، حدود 500 ميليون بيشتر خواهد بود. روشن است که در چنين شرايطي مصرف بنزين که يکي از اصلي ترين فرآورده هاي نفتي جهان است، دو برابر مي شود و سهم زيادي از اين بازار را به خود اختصاص خواهد داد.
دو کشوري که بيشترين سهم رشد سطح تقاضا و مصرف نفت را در ساليان آينده به خود اختصاص خواهند داد، چين و هند هستند. چين و هند دو کشور پرجمعيت آسيايي هستند که شمار افراد ساکن در آنها معادل يک سوم کل جمعيت اين کره خاکي است و با توجه به نرخ بالاي رشد اقتصاد و صنعت در آنها ميزان مصرف انرژي در اين کشورها روز به روز بيشتر مي شود. انتظار مي رود در دو دهه آينده، مصرف نفت در کشور چين سالانه 5/7 درصد افزايش يابد و هند نيز با رشد 5/5 درصدي در مصرف نفت رو به رو باشد.
شايد در نگاه اول به نظر برسد که نرخ رشد 5 يا 7 درصدي در سطح تقاضاي نفت براي کشورهاي پرجمعيت و بزرگي مانند چين و هند چندان زياد نيست، اما زماني که بدانيد بر ميزان مصرف نفت در کشورهاي صنعتي و پيشرفته سالانه يک درصد افزوده مي شود، به علت نگراني کارشناسان از آينده اين بازار پي مي بريد. از سوي ديگر، با توسعه اقتصادي دو کشور پهناور آسيايي، نقش آنها در اقتصاد جهان روز به روز پر رنگ تر مي شود و هر گونه اختلال در سطح مصرف انرژي از سوي آنها روي کارايي صنايع آنان و به دنبال آن، روي اقتصاد داخلي و اقتصاد جهاني اثر منفي مي گذارد.
افزون بر دو قطب آسيايي، تقاضاي نفت در ايالات متحد آمريکا نيز روز به روز بيشتر مي شود و همين امر، فشار بر توليد کنندگان را روز به روز افزايش مي دهد. با وجود آن که اين منبع انرژي در دورترين نقاط جهان نيز مصرف دارد و هيچ صنعتي در جهان بدون بهره گيري از نفت و فرآورده هاي آن نمي تواند به بقاي خود ادامه دهد، فقط گوشه هايي از اين دنياي پهناور طلاي سياه را در خود جاي داده اند.
ذخاير نفتي اثبات شده به آن ميزان از نفت گفته مي شود که اطلاعات و تحقيقات زمين شناسي وجود آن را تائيد مي کند و فعاليت هاي پژوهشي در آن مناطق مي تواند ثمره مفيد و سودمندي براي اقتصاد جهان داشته باشد. از مجموع ذخاير نفتي اثبات شده که ثروت دنياي آينده محسوب مي شوند، 66 درصد در اختيار کشورهاي خاور ميانه است و در ميان اين کشورها عربستان سعودي با جاي دادن 25 درصد از ذخاير نفتي در خود، در صدر قرار دارد. سهم عراق در ذخاير نفتي جهان 11 درصد، سهم ايران 8 درصد، سهم امارات متحد عربي 9 درصد و سهم کويت، 9 درصد از کل ذخاير جهان است.
از سال 2001 ميلادي به بعد، کشورهايي به جز کشورهاي عضو اوپک اقدام به تکميل تجهيزات نفتي خود کردند و با آغاز فعاليت هاي اکتشافي و استخراجي، خود را در شمار توليد کنندگان قرار دادند. اين زمان با حادثه يازده سپتامبر در ايالات متحد آمريکا و تصميم گيري اين کشور مبني بر کاهش وابستگي به نفت کشورهاي خاور ميانه مطابق بود. در اين شرايط، توليد در کشورهاي آفريقايي و روسيه افزايش يافت و با توجه به ميزان بالاي ذخاير کشور روسيه، سرمايه گذاري هاي کلاني براي ارتقاي سطح توليد اين کشور و ورود آن به سازمان کشورهاي صادرکننده نفت (اوپک) انجام شد، اما به علت سياست هاي خاص اوپک هنوز چنين طرحي پياده نشده است .
سطح توليد نفت در کشور روسيه روز به روز افزايش يافت، تا اين که هم اکنون روسيه دومين صادر کننده نفت پس از عربستان سعودي است، اما انتظار اين که روسيه به يکي از مهره هاي تاثير گذار در صنعت نفت بدل شود و در شمار کشورهاي اوپک در آيد، دور از واقعيت به نظر مي رسد، زيرا اين کشور تنها 5 درصد کل ذخاير نفتي جهان را دارد و هفتمين کشور جهان از نظر سطح ذخاير موجود در آن محسوب مي شود. روشن است با ارتقاي سطح توليد اين کشور که روند افزايشي آن از سال 1999 ميلادي آغاز شد، از ميزان نفت موجود در ذخاير اين کشور روز به روز کاسته مي شود و اگر ميزان توليد نفت در روسيه در سطح کنوني باقي بماند، تا پايان سال 2020 ميلادي ديگر نفتي در اين کشور نيست تا بازار را از چنگ خاور ميانه و غول هاي بزرگي مانند عربستان خارج کند.
آفريقا يکي ديگر از مناطقي بود که ايالات متحد آمريکا براي کاهش قدرت خاور ميانه به آن تکيه کرد، اما اين منطقه نيز شرايطي مشابه روسيه دارد. کل نفت موجود در قاره آفريقا معادل 7 درصد از کل ذخاير جهان است که در کشورهاي آنگولا، نيجريه غنا و چاد قرار دارد.
بزرگ ترين توليد کننده نفت در قاره آفريقا نيجريه است که در نظر دارد تا پايان دهه کنوني، سطح توليد خود را به حداکثر برساند و در صورت اجراي اين طرح، فقط تا سال 2025 ميلادي ذخيره نفتي خواهد داشت. در نتيجه، از آنجا که ذخاير موجود در کشورهاي غير خاور ميانه سريع تر از ذخاير موجود در خاور ميانه تخليه مي شوند، نسبت ذخيره به توليد در آنها که شاخصي براي طول عمر مفيد ذخاير با نسبت سطح توليد به شمار مي رود، از کشورهاي خاور ميانه کمتر است. به عبارت دقيق تر، پژوهش ها نشان مي دهند که کشورهاي غير اوپکي حداکثر تا 20 سال آينده ذخيره نفتي دارند، در حالي که اگر خاور ميانه با سطح توليد کنوني خود ادامه دهد، دست کم 80 سال ذخيره نفتي دارد. بنا بر اين، اگر توليد نفت در همين سطح باقي بماند، در کمتر از دو دهه آينده کشورهايي مانند روسيه، مکزيک يا ايالات متحده آمريکا، نروژ، چين و برزيل که تا چندي پيش با توليدشان بخشي از نياز بازار نفت را پاسخ مي گفتند، به مصرف کننده صرف تبديل مي شوند، در آن هنگام کشورهاي خاور ميانه که سهم اعظم ذخاير نفتي جهان را در خود جاي داده اند، دوباره مهره اصلي صنعت نفت جهان مي شوند و تلاش ايالات متحد آمريکا براي کاهش وابستگي انرژي به توليدات خاور ميانه بدون نتيجه باقي مي ماند.
به گزارش شرکت بريتيش پتروليوم، تا پايان سال 2020 ميلادي، خاور ميانه کنترل 83 درصد از کل ذخاير نفتي جهان را در دست خواهد داشت، در حالي که اکنون تنها 71 درصد کل ذخاير در اختيار خاور ميانه است. در چنين شرايطي اگر سطح توليد نفت در کشورهاي مختلف جهان در سطح کنوني باشد، اروپا تنها 5 درصد، آسيا و اقيانوسيه يک درصد، آفريقا 2 درصد آمريکا جنوبي و مرکزي 8 درصد و آفريقاي شمالي يک درصد از کل ذخاير نفتي را در اختيار خواهند داشت.
همين آمار و ارقام به روشني نشان مي دهد که تا زمان مورد بررسي، نقش خاور ميانه در عرصه صنعت نفت جهان باز هم پر رنگ تر مي شود و کنترل اين منطقه بر جهان افزايش مي يابد. در چنين شرايطي، خاور ميانه مي تواند سياست هاي خود را به بازار هاي جهاني ديکته کند و وابستگي بيش از حد صنايع به توليدات اين بخش از جهان، تمام کشورها را وا مي دارد تا از اين سياست ها پيروي کنند. از سوي ديگر، کشورهاي خاور ميانه با بهره گيري از درآمد نفتي، زيرساخت هاي اقتصاد و صنعت خود را اصلاح مي کنند و ثبات بيشتري را براي کشورشان به ارمغان مي آورند. روشن است ثبات زيرساخت هاي اقتصادي و صنعتي کشورهاي خاور ميانه، اين منطقه را نفوذ ناپذير مي کند و قدرت بيشتري به آنها مي بخشد.

منابع :
موسسه تحليلي امنيت جهاني انرژي
سایت پارس تاجران
با تقدیم احترامات شایسته نظامی
ICT Admiral
تصویر

ارسال پست

بازگشت به “بخش اقتصادی و مالی”