در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه‌ي مباحث مرتبط با تاريخ جهان به بحث بپردازيد
Captain

Captain



no avatar
پست ها

3820

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 84 مرتبه
تاريخ عضويت

چهارشنبه 12 مهر 1385 14:30

محل سکونت

هر جا اینترنت هست... Net.

آرشيو سپاس: 85 مرتبه در 64 پست

بدون زمینه ذهنی وارد فرهنگ بیگانه نشوید!

توسط DANG3R » يکشنبه 27 اسفند 1385 12:31

در عصر جهانی شدن ارتباطات، هر کسی میتواند به سادگی به درون فرهنگهای بیگانه سفر کند. این سفر میتواند واقعی یا مجازی باشد، حتی شرکت در یک مصاحبه در اینترنت هم سفری "میان فرهنگی" محسوب میشود و شکی نیست که آشنا بودن با فرهنگ کشورها و اقوام مختلف و توانایی تفسیر و درک عادات و رفتارهای آنان به ما کمک میکند که در هر نوع ارتباط با اشخاصی از فرهنگ متفاوت، موفقتر از دیگران عمل کنیم و نتیجه بهتری به دست آوریم.

در اینجا به شش مورد از کارهایی که زمینه ذهنی لازم را برای سفری به درون آداب و رسومی بیگانه فراهم میکنند اشاره میکنیم که با مثالهایی از تجربه شخصی من با اهالی اسپانیا همراه است:

تاریخ همواره مفید است
تا جایی که میتوانید با تاریخ گذشته و گذشته دور کشور مورد نظر خود آشنا شوید. تنها در میان صفحات تاریخ میتوانید پاسخ سوالات بیشمار خود را در باره دلیل رفتارها و تفاوتهای میان فرهنگ "خودتان" و "آنها" بیابید.

من با مطالعه کتابهای تاریخ بارسلون، مادرید و اسپانیا و همچنین کتابهایی درباره دوران گذشته این کشور، زمانی که شبه جزیره ایبری نام داشت، پاسخ پرسشهای خود را یافتم. برای مثال چرا اسپانیاییها هنگام صحبت انقدر نزدیک به هم می ایستند، چرا حرف زدن با صدای بسیار بلند امری عادی است نه نشانه یک احساس (مثلا خشم)، چرا بسیاری از مردم اسپانیا (بر خلاف رنگهای سرخ و سیاه درخشان تبلیغاتی) لباسهایی با رنگهای گرفته و تیره میپوشند؟

پاسخ این پرسشها در هیچ منبع معاصری پیدا نمیشود. شناخت و درک علت وجود بعضی از سنتها، طرز تفکر و عادات زندگی میتواند بسیار مفید باشد و موجب کاسته شدن از گم گشتگی ناشی از همراه شدن با فرهنگی ناشناخته خواهد شد. هرقدر این گمگشتگی کمتر باشد، شما بیشتر از سفر خود لذت خواهید برد و میتوانید تمرکز بهتری بر هدف اصلی سفر خود داشته باشید. دانش تاریخی میتواند شما را از سقوط به "چاله" های کلامی دور نگه دارد. برای مثال من میدانم که "هرگز" نباید با یک اسپانیایی که خوب هم نمیشناسم، درباره "جنگ داخلی اسپانیا" صحبت کنم.

همرنگ جماعت ... نشو
اما از رنگ آن آگاه باش! شناخت جامع و کافی از عادات اجتماعی یک فرهنگ، به این معنا نیست که میبایست آنها را به کار ببرید. من با شناخت بعضی از عادات اسپانیاییان، در میان آنها پوشاکی با رنگهایی ملایم تر میپوشم، اما این دلیل نمیشود که آشنا بودن با لفظهای رکیک این زبان، مجوز به کار بردن آنها را هم به من بدهد. درواقع شما نباید از خود بپرسید: آیا " میتوانم" این اصطلاح را به زبان بیاورم یا این کار را انجام دهم؟ بلکه باید بپرسید: آیا "درست است" که ...؟
سرنخهای زبان شناختی
اطلاعات شما درباره یک زبان میتواند به اندازه بلد بودن این زبان مهم باشد. ساختار هر زبان و شیوه به کارگیری آن توسط مردم هر کشور یا منطقه، اطلاعات فراوانی درباره فرهنگ آنها در اختیار ما قرار میدهد.

برای مثال اهالی اسپانیا و اسپانیایی زبانان به خونگرمی و رفتار دوستانه شهرت دارند. آنها هنگام گفتگو نزدیک به هم می ایستند و هنگام سلام و احوالپرسی روبوسی میکنند و همین رفتار موجب قوت گرفتن چنین برداشتی است. با این حال در زبان اسپانیایی سرنخی مهمی وجود دارد که خلاف این را ثابت میکند. اسپانیاییها هنگام صحبت مستقیم از یک شخص، حتما قبل از نام وی یک "ا..." (a) می آورند. برای مثال آنها نمیگویند : "من سیسیلیا رو میشناسم" بلکه میگویند : "من " ا.." سیسیلیا رو میشناسم" یا " من با "ا..." همسایه ام صحبت کردم" . این مکث صدادار چه معنای نهفته ای دارد؟

در اسپانیا، علی رغم علایم ظاهری برون گرایی، همواره سدهایی در میان دو نفر وجود دارد. اگر این را بدانید، آن وقت از اینکه یک شما هنوز به خانه دوست اسپانیایی خود که سه سال است هنگام ملاقات با شما روبوسی میکند، دعوت نشده اید، دلگیر نمیشوید و اگر هنگام خداحافظی با چند اسپانیایی مهربان در آغوش گرم آنها فشرده شوید به این معنا نیست که از محبت عمیق و جاویدان آنها بهره مند شده اید. این "ا.." کوچک و همیشه حاظر به شما یادآوری میکند که اسپانیایی خوش مشرب، تمایل دارد محدوده خود را حفظ کند، زندگی خصوصی دیگران برایش محترم است و اینکه نزدیکی جسمی به معنای صمیمیت نیست.

چند نمونه دیگر
الگوهای گفتاری زیر درباره فرهنگ همراه خودشان چه میگویند؟

1. در اسپانیا معمول است که بیشتر از جملات مجهول (دستوری) استفاده شود، در فرانسه معمولا جملات معلوم (دستوری) طرفدار دارد.
2. در زبان ژاپنی کلمه "خانه"، به معنای "شخص" هم هست.
3. زبان قبیله سو Sioux ( سرخپوستان آمریکا) لغتی با معنای "دیر" و "منتظر ماندن" وجود ندارد.
4. در زبان انگلیسی صفت قبل از اسم می آید اما در زبانهای فارسی، اسپانیایی، ایتالیایی، فرانسه و پرتغالی صفت بعد از اسم آورده میشود.
5. عبارتی که چینیان به عنوان تشکر به کار میبرند چنین معنا میدهد: " من باعث دردسر شما شدم"

این موارد زبان شناختی سرنخهای بسیار مهمی درباره نوع برداشت هر فرهنگ ازمسئولیت، قدرت و صمیمیت و توصیف آنها از زمان، صبر و محدویتها در اختیار ما میگذارند. آنها به ما میگویند که قدردانی شامل چه چیزهایی است و اولویتهای آنها چیست. شما هرچه بیشتر با رسوم " ناگفته"ای که در زبان پنهان هستند بدانید، ارتباطات میان فرهنگی قویتری خواهید داشت.

تحقیق معکوس
تا جایی که میتوانید از آنچه که در کشور مقصدتان، درباره فرهنگ کشور خودتان گفته، منتشر یا نمایش داده شده اطلاع حاصل کنید. داشتن یک تصور کلی درباره برداشت دیگران از سرزمین و فرهنگ ما و دلیل وجود چنین برداشتی، بسیار اهمیت دارد. این آگاهی میتواند در جلوگیری از برخوردهای دشوار یا ناگوار جلوگیری کرده و شما را برای پذیرفته شدن یا نشدن از سوی آنان آماده کند.

تعاریف و معانی
فرهنگهای مختلف بسیاری از موارد زیر را به شکل متفاوتی معنا کرده و بکار میبرند. این نوع موارد باید قبل از ورود به یک کشور یا فرهنگ بیگانه در فهرست فوریتهای تحقیق شما باشد : رنگها، اشارات و زبان بدن، تعطیلات مذهبی، آداب سفره، انعام دادن و لباس پوشیدن. بد نیست درباره شیوه استفاده یک فرهنگ از تلفن همراه هم با خبر شوید.

اگر از خوب و بدی معنای یک اشاره در فرهنگی خاص مطمئن نیستید، هنگام صحبت دستهایتان را بهم داده و آنها را در نزدیکی مرکز بدن خود نگه دارید.

اگر درباره معنی یک رنگ خاص در یک فرهنگ اطلاعی ندارید، گل هدیه ندهید و هدایای خود را در همان فروشگاهی که خرید کرده اید بسته بندی کنید.

اگر درباره شیوه لباس پوشیدن در یک فرهنگ خاص چیزی نمیدانید، تا زمانی که ویژگیهای خاص لباس پوشیدن در این فرهنگ را بیاموزید، باید سلیقه شخصی خود را در اولویت دوم قرار دهید.

یک یا چند مجله روز مصور این کشور را خریداری کرده و حتی اگر نمیتوانید آن را بخوانید، با دقت به تصاویر و تبلیغات آن نگاه کنید و سعی کنید درباره مواردی که ذکر شد، سرنخهایی پیدا کنید. اگر قرار است در کشوری اقامتی طولانی و به خصوص کاری داشته باشید، مشورت با امور فرهنگی سفارت کشور خودتان نیز بسیار مفید خواهد بود. فراموش نکنید که یک روش بسیار موفق دیگر تحقیق از طریق اینترنت است.

ارزشهای اصلی
مهمتر از عادات ویژه هر فرهنگ، ارزشهای اصلی و کلیدی آن است. برای مثال در جایی که مذهب ارزش بالایی دارد متوجه خواهید شد که احترام و تکریم در معنای کلی آن هم از اهمیت بالایی برخوردار است که هرگونه تفاوت مذهبی را تحت الشعاع قرار میدهد.

گفتگو درباره وقایع جاری میتواند به پیش کشیدن نقطه نظرات مخالف و کشمکش منجر شود، در حالی که صحبت از پیشینه و دستاوردهای تاریخی یک کشور نه تنها کم خطر تر بوده بلکه به همان نسبت جذاب است.

کوشش کنید که ارزشهای اصلی فرهنگ خود را به فرهنگ دیگر تحمیل نکنید. برای مثال در فرهنگ ما (نویسنده)، مهمان نوازی به این معناست که مهمانان آزاد هستند، من مواد اصلی آرامش و پذیرایی از آنها را فراهم میکنم اما برایشان تصمیم نمیگیرم. در بعضی از کشورها، میزبان خوب کسی است که مسئول مهمانان خود بوده و برایشان برنامه ریزی کند. هردو اینها از نظر گشاده دستی میزبان یکسانند اما مهمانان دارای امتیازات متفاوتی هستند و رابطه میزبان با مهماناش متفاوت است.

همواره لغات لطفا، تشکر، سلام و خداحافظی را در زبان کشور میزبان خود بیاموزید. تنها با این 4 کلمه میتوانید با اشخاص دیگر ارتباط برقرار کرده از آنها قدردانی کنید. اینها ، چهار ارزش اصلی در تمام فرهنگهای جهان هستند.

www.writing-world.com

 


  • موضوعات مشابه
    پاسخ ها
    بازديدها
    آخرين پست

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 7 مهمان