در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه‌ي مباحث فيلم و سينما به بحث بپردازيد
Commander

Commander



نماد کاربر
پست ها

3326

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 42 مرتبه
تاريخ عضويت

چهارشنبه 3 اسفند 1384 02:15

آرشيو سپاس: 1639 مرتبه در 445 پست

رسول ملاقلی پور درگذشت !!

توسط Mohsen1001 » سه شنبه 15 اسفند 1385 18:13

سلام

من هنوزم باورم نمیشه !!!  8)  8)  :sad:

به گزارش پایگاه خبری "مبارزین"، خبرگزاري فارس ساعتي پيش اعلام كرد، رسول ملاقلي‌پور شب گذشته سر صحنه فيلمبرداري به دليل حمله قلبي دارفاني را وداع کرد.

این کارگردان نام آشنای سینمای کشور متولد 1334 تهران بود. وي در روزهاي آغازين انقلاب عكاسي را به صورت آماتور آغاز كرد و با شروع جنگ بطور حرفه اي به ادامه آن پرداخت و پس از آن به ساخت فيلم هاي مستند جنگي از عمليات ها پرداخت و فيلم كوتاه «شاه كوچك» را با دوربين 16 م.م ساخت كه موفق به دريافت جايزه بهترين فيلم از جشنواره وحدت شد.

او نخستين فيلم بلند خود را در سال 1363 با نام «نينوا» با دوربين 16 م.م ساخت و به سينماي حرفه اي راه يافت.

وی در سال 65 جایزه بهترین فیلم جشنواره فیلم فجر را به خاطر «پرواز در شب» دریافت کرد و با «افق» رد خود را درمیان سینمای ایران گذاشت .

«بلمی به سوی ساحل» که دفاع جانانه از خرمشهر را روایت می کرد، او را در صدر سازندگان برجسته سینمای دفاع مقدس قرار داد.

ملاقلی پور سپس «مجنون» را مقابل دوربین برد تا پس از آن «خسوف» را نشان دهد. او آنگاه «پناهنده» را به دنبال خود به سینما آورد و محبوبیت خاصی درمیان منتقدان کسب کرد.
سال 74 سال «سفر به چزابه» بود که اگرچه در جشنواره فیلم فجر توفیق به کسب جایزه نشد اما یکی از بهترین کارهای سینمای دفاع مقدس را عرضه کرد.
«کمکم کن» را می توان  اثری ضعیف از او دانست اما «هیوا» توانایی ملاقلی پور را ثابت کرد و در جشنواره فجر به عنوان بهترین فیلم و کارگردانی انتخاب شد.

به اعتقاد منتقدان «نسل سوخته» شاهکار این کارگردان توانای سینمای ایران بود که در سال 78 ساخته شد.
«قارچ سمی» در سال 80 می رفت تا وجهه او را کمی دچار تزلزل کند اما «مزرعه پدری» که به گفته خودش خداحافظی او از سینمای دفاع مقدس بود، در سال 81 کلید زد و اثری جاوید را به جای گذاشت.

آخرین ساخته او «میم مثل مادر» بود که به موضوع پيامدهاي جنگ هشت ساله مي پرداخت و چندی پیش اکران عمومی شد.

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

=========

من که هنوزم باورم نمیشه !!!  8)  8)  :sad:

خدا رحمتش کنه  :AA:

Commander

Commander



نماد کاربر
پست ها

3326

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 42 مرتبه
تاريخ عضويت

چهارشنبه 3 اسفند 1384 02:15

آرشيو سپاس: 1639 مرتبه در 445 پست

توسط Mohsen1001 » سه شنبه 15 اسفند 1385 18:23

جزئيات تازه از درگذشت رسول ملاقلي ‌پور
خبرگزاري فارس: كارگردان سينماي كشورمان ظهر امروز سه شنبه در نوشهر و بر اثر سكته مغزي درگذشت.




ابوالقاسم قاسمي متخصص اورژانس 115 نوشهر در گفت و گو با خبرنگار فارس گفت: مقارن ساعت 20/12 ظهر امروز به اورژانس 115 نوشهر خبر سكته يك شهروند داده شد كه با مراجعه به محل متوجه شديم اين شخص رسول ملاقلي پور كارگردان سينماي كشور است.

وي گفت: ملاقلي پور كه براي تفريح به منزل يكي از دوستان خود در نوشهر آمده بود دچار عارضه سكته مغزي شده و پيش از حضور تيم پزشكي در گذشته بود.
اين پزشك متخصص گفت: ملاقلي پور سابقه دو بار سكته را نيز در پرونده پزشكي خود داشت و هم اينك پيكر وي در ساختمان 125 شهرداري نوشهر قرار دارد تا پس از انجام تشريفات پزشكي به تهران منتقل شود.
رسول ملاقلي پور از كارگردانان متعهد سينماي پس از انقلاب بود كه آخرين ساخته وي «ميم مثل مادر» تا چندي پيش بر پرده سينماهاي كشور بود.

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

========

آخرين لحظات مرگ ملاقلي‌پور از زبان همراه وي
خبرگزاري فارس: رسول احدي از همراهان رسول ملا قلي‌پور درباره مرگ ناگهاني اين كارگردان تواناي كشورمان گفت: با مرگ رسول ملا قلي پور فيلم سينمايي عصر روز دهم نيز به همراهش غروب كرد.


رسول احدي آخرين همراه ملا قلي پور در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در ساري اظهار داشت: ساعت 11 امروز قصد برگشت از شهرستان نوشهر به تهران را داشتيم كه به طور ناگهاني وضعيت جسمي رسول ملا قلي پور نامناسب و وخيم شد.

احدي اظهار داشت: در حال جمع كردن اسباب سفر بوديم كه اين اتفاق ناگوار روي داد و به سرعت اورژانس را مطلع كردم و پزشكان پايگاه 115 شهرستان نوشهر به سرعت به محل حادثه آمدند و تلاش آنها به دليل فوت رسول ملاقلي پور نا تمام ماند.

همسفر رسول ملا قلي پور تصريح كرد: وي براي جمع آوري برخي مستندات فيلم سينمايي عصر روز دهم در چند روز گذشته از كربلا به ايران آمده بود.
وي با بيان اين‌كه جنازه رسول ملاقلي پور در حال حاضر در سردخانه شهرستان نوشهر است خاطر نشان كرد : بعد از اين اتفاق ناگوار مراتب را به منوچهر محمدي تهيه كننده فيلم سينمايي اش اطلاع دادم.

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

Colonel II

Colonel II



نماد کاربر
پست ها

4107

تشکر کرده: 240 مرتبه
تشکر شده: 176 مرتبه
تاريخ عضويت

سه شنبه 11 بهمن 1384 18:16

آرشيو سپاس: 4693 مرتبه در 898 پست

درگذشت کارگردان برجسته سينمای دفاع مقدس

توسط Reza6662 » سه شنبه 15 اسفند 1385 18:31

[size=142]درگذشت کارگردان برجسته سينمای دفاع مقدس

گفته مي‌شود به دليل عدم حضور اقوام نزديك، هنوز اجازه انتقال پيكر او به تهران صادر نشده است. اين فیلمساز سرشناس ایرانی مدتی پیش پروژه مستند «شش گوشه عرش» را با موضوع ساخت ضریح مطهر امام حسین (ع) در کربلا کلید زده بود.

به گزارش خبرنگار «بازتاب»، وي بر اثر سكته مغزي درگذشته است. اين كارگردان مشهور سينما در حالي كه طي روزهاي گذشته به همراه رسول احدي، فيلمبردار در شمال كشور به سر مي‌برد، به دليل عارضه ناگهاني سكته دارفاني را وداع گفته و در حال حاضر نزديكان وي در حال انتقال پيكر او به تهران هستند.

گفته مي‌شود به دليل عدم حضور اقوام نزديك، هنوز اجازه انتقال پيكر او به تهران صادر نشده است.

ابوالقاسم قاسمي متخصص اورژانس 115 نوشهر گفت: مقارن ساعت 20/12 شب گذشته به اورژانس 115 نوشهر خبر سكته يك شهروند داده شد كه با مراجعه به محل متوجه شديم اين شخص رسول ملاقلي پور كارگردان سينماي كشور است. ملاقلي پور كه براي تفريح به منزل يكي از دوستان خود در نوشهر آمده بود، دچار عارضه سكته مغزي شده و پيش از حضور تيم پزشكي در گذشته بود.

گفتني است، اين فیلمساز سرشناس ایرانی مدتی پیش پروژه مستند «شش گوشه عرش» را با موضوع ساخت ضریح مطهر امام حسین(ع) در کربلا کلید زده بود.
«سفر به چزابه»، «نسل سوخته»، «قارچ سمي»، «كمكم كن»، «مزرعه پدری» و شاهكار اخيرش «ميم مثل مادر» از جمله آثار سينمايي او به شمار مي‌روند.

رسول ملاقلی پور از شاهدان عینی جنگ و یکی از هنرمندان سالهای دفاع مقدس بود که پس از پایان این دوره سخت در تاریخ کشورمان، برای باقی ماندن یاد و خاطره رشادت های رزمندگان ایرانی وارد عرصه سینما شد و در سخت ترین شرایط پایه گذار اثرهای مختلفی از صحنه های اجتماعی جنگ در سال های گذشته شد.

ملاقلی پور بیشتر به خاطر صراحت لهجه و رک گویی مورد علاقه طیف زیادی از مردم و علاقه مندان سینما بود و به رغم اینکه برخی سعی می کردند اثرهای سینمایی وی را با اصول سخت آکادمیک ارزیابی کنند، ولی به عشق مردم و کسانی که 8 سال با آنها در صحنه های جنگ همراه بود، مانند شهید باکری به راه خودش ادامه داد.

* سایت بازتاب، فقدان این هنرمند ارزشی و شاهد عینی 8 سال دفاع مقدس را به جامعه هنری، سینماگران و علاقه مندان اثرهای وی تسلیت می‌گويد.

کد: انتخاب همه
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 




[size=134]الهام «‌ملاقلي‌‌پور» از همسر شهيد باكري

مرحوم رسول ملاقلي‌پور، درباره فضاي ساخته شدن يكي از بهترين آثارش (هيوا) مي گفت ؛ در مستندي كه با همسر شهيد حميد باكري صحبت مي‌كردم، پي به عشقي بردم كه بعد از سال‌ها هنوز در دل اين زن وجود داشت و آنقدر از خاطرات اين زن متاثر شدم كه «هيوا» را ساختم.

به گزارش فارس، وي در يكي از گفت‌وگوهايش با بيان اينكه اين سخنان باعث تغيير نگرش وي نسبت به زنان شده، در مورد واكنش همسر شهيد باكري پس از ديدن فيلم يادآور شد: «وقتي فيلم را ديد چشمانش برق مي‌زد، با لبخند آمد و تشكر كرد و گفت بسياري از ناگفته‌هاي مرا از زبان هيوا گفتيد...».

متن يادداشت «رسول ملاقلي‌پور» در مورد ساخت فيلم هيوا براساس زندگي همسر شهيد باكري به شرح زير است:
«با خانم حميد باكري 6 ساعت صحبت كردم كه بعد از سال‌ها عاشقانه از شوهرش صحبت مي‌كرد. گوئي هنوز كنارش است. بعد از اتمام مصاحبه قاطي كردم. بعد از آن هيوا را بر اساس مصاحبه‌ خانم اميراني ساختم.

پنجاه درصد اين فيلم از واقعيت، اقتباس گرفته بود. 50% آن زائيده خيالم بود. حميد عاشق همسر و فرزندش بود. من از برخي نامه‌هاي باكري استفاده كردم. يك‌جا نوشته بود: «فاطمه جان! قرص ماه اين جوري است و من الآن كجا نشستم و چه مي‌كنم و دوست داشتم، آرزو داشتم الان كنار تو بودم. دوستت دارم، دوستت دارم، دوستت دارم، فاطي جون. »

حميد اميدوار است كه برگردد. اما در طول دوران جنگ فقط يك مورد كسي متوجه مي‌شود آقا حميد زن و بچه دارد. آن لحظه‌اي كه در بلم آه مي‌كشد. همراهش مي‌پرسد: اتفاقي افتاده؟ و حميد مي‌گويد ياد زن و و بچه‌ام افتادم. برف شديد مي‌آيد آنها يك قطره هم نفت ندارند. و دوباره پارو مي‌زند.
ما در فيلم جنگي اين بعد شخصيت قهرمانانه را ناديده گرفتيم به خاطر تعصبات گروه چهارم آنها كه صداي سفير عشق را نشنيدند ولي مدعي آن خواهند شد. آنها معتقدند نبايد به حريم خصوصي اينها نزديك شد گويي رباط هستند كه ساخته شدند بروند بجنگند بعد هم شهيد بشوند.

خانم باكري در صحبت‌هايش گفت: عروسي ساده‌اي بود يك جعبه مهمات يكي از هدايايي بود كه به من دادند. من هم سعي كردم همان سادگي را منتها گرم و صميمي ايجاد كنم. من خودم خيلي تحت تآثير قرار گرفتم. بعد از آن شوخي آب پاشيدن كه دنبال حميد مي‌دود و پشت ديوار مي‌ايستد و مي‌گويد كه حميد من دارم مي‌ترسم. برمي‌گردد و تابوت‌ها را مي‌بيند. يك دفعه فضا شكسته مي‌شود و مي‌فهمد كه همه اين‌ها از ذهنش گذشته است.

خود من كه آن سكانس را ديدم، گفتم: خيلي نامرديه. اي كاش حميد را پيدا مي‌كرد و با هم مي‌رفتند و اصلاً ادامه فيلم همين مي‌شد. چرا بايد برگردد به فضايي كه حميد وجود ندارد. اما آن‌چه كه من حس كردم، همين بود كه اين زن در ذهنش دارد با حميد زندگي مي‌كند و در واقعيت جز تابوت، چيز ديگري نيست.

هيوا بايد يا اين واقعيت را بپذيرد يا قدرت عشقش، آن قدر بالا باشد كه بتواند زمان را بشكند و خودش را به حميد برساند. چون قرار گذاشته بودند كه هر دو با هم از دنيا بروند. در آخر هم اين زن در پي حميد مي‌رود. نمي‌توانست نرود.».


کد: انتخاب همه
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

Administrator

Administrator



نماد کاربر
پست ها

15465

تشکر کرده: 10180 مرتبه
تشکر شده: 3920 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 7 بهمن 1384 19:51

آرشيو سپاس: 30251 مرتبه در 5981 پست

توسط Mahdi1944 » سه شنبه 15 اسفند 1385 18:48

روحش شاد و يادش گرامي باد  :razz:
زندگي صحنه يکتاي هنرمندي ماست     هرکسي نغمه خود خواند و از صحنه رود
صحنه پيوسته به جاست     خرم آن نغمه که مردم بسپارند به ياد


 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد  |  لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد  |  لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد  |  لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

لطفا سوالات فني را فقط در خود انجمن مطرح بفرماييد، به اين سوالات در PM پاسخ داده نخواهد شد

Major

Major



نماد کاربر
پست ها

437

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 2 مرتبه
تاريخ عضويت

يکشنبه 7 خرداد 1385 20:18

محل سکونت

تهران

آرشيو سپاس: 17 مرتبه در 12 پست

توسط akhmail » سه شنبه 15 اسفند 1385 21:24

نه منم باورم نميشه مو به تنم ايستاده مگه ميشه!!! 8)  8)  خدا رحمتش کنه 8)
بيستون را عشق کند و  شهرتش فرهاد برد.

Captain I

Captain I



نماد کاربر
پست ها

364

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 6 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 3 شهریور 1385 01:34

محل سکونت

lovelyle0@yahoo.com

آرشيو سپاس: 11 مرتبه در 10 پست

توسط DON LEO » سه شنبه 15 اسفند 1385 23:08

به همه و مخصوصا دوستان هنر دوستمون تسليت مي گم.
واقعا تکان دهنده بود  :sad:  :sad:
خليج هميشه فارس

New Member



نماد کاربر
پست ها

4

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

يکشنبه 24 دی 1385 00:59

آرشيو سپاس: 0 مرتبه در 0 پست

توسط ehsaN73 » سه شنبه 15 اسفند 1385 23:28

خدا رحمتش كنه منم واقعا باورم نميشه خلي حيف شد آدم بزرگي بود
فرشته ها بردنش ...............

Old Moderator

Old Moderator



نماد کاربر
پست ها

1487

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 11 مرتبه
تاريخ عضويت

پنج شنبه 2 آذر 1385 19:26

آرشيو سپاس: 210 مرتبه در 126 پست

توسط ALIAGHAKHAN » چهارشنبه 16 اسفند 1385 00:08

منم از طرف همه بچه هاي اين سايت به خانواده اين شخصيت بزرگ کشورمان تسليت ميگم و براي ايشان از خداوند بزرگ طلب آمرزش و مغفرت دارم :AA:  :AA:  :AA:  :lol:
هيچ كس لياقت اشكهاي تو را ندارد و كسي كه اين لياقت را داشته باشد هيچ گاه تو را به گريه نمي اندازد...

Super Moderator

Super Moderator



نماد کاربر
پست ها

1207

تشکر کرده: 193 مرتبه
تشکر شده: 67 مرتبه
تاريخ عضويت

يکشنبه 21 اسفند 1384 04:22

محل سکونت

ایران

آرشيو سپاس: 2048 مرتبه در 420 پست

توسط MASTER » چهارشنبه 16 اسفند 1385 08:26

بازگشت همه به سوي خداست...

دير و زود داره ولي سوخت و سوز نداره

......................................................................................................................

با نهايت تاسف درگزشت هنرمند بزرگ کشورمون رو تسليت ميگم


ايشون رو من چندين بار در دفتر فنيمون زيارت کرده بورم
و با هم زياد صحبت ميکرديم...

يادش بخير روز اول اومده بود مغاذمون کار داشت ولي چون من داشتم ميرفتم خونه کارشو نميخواستم انجام بدم

که يهو پدرم گفت که آقا کيه  ...

منم جا خوردم

و اون شب کاراي اين عزيز رو انجام دادم

ولي خداييش خيلي آدم باحال و شوخي بود ...

روحش شاد

يادش گرامي




:razz:
شاد زی مهر افزون ...

Major II

Major II



نماد کاربر
پست ها

49

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

چهارشنبه 13 دی 1385 15:58

محل سکونت

همسايه حافظ

آرشيو سپاس: 0 مرتبه در 0 پست

میم مثل ملاقلی پور ( + فیلم)

توسط aseman10 » دوشنبه 21 اسفند 1385 21:52

به یاد او که دیگر بین ما نیست.ببینید
http://www.alef.ir/content/view/6288/
اگر برای دنیا یک نفری .... برای یک نفر دنیا باش

Novice Poster

Novice Poster



نماد کاربر
پست ها

79

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

سه شنبه 23 آبان 1385 16:36

آرشيو سپاس: 5 مرتبه در 3 پست

رسول ملاقلي*پور ديگر فيلمي نخواهد ساخت «خداحافظ سينما ...»

توسط parisa-m » سه شنبه 29 اسفند 1385 18:45

:x « چه حاصل از اينكه كي بودم و چه* كردم؟ منتي هم نيست و صد البته كه طلبكار هم نيستم حرف من بماند با تاريخ.»
رسول ملاقلي*پور آذر ماه 83 بود كه نامه*ي را با تيتر «خداحافظ سينما» در اختيار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) گذاشت كه علاوه بر جملات بالا افزوده بود:«روزگاري نه چندان دور به گوشه*اي از اين ديار عشق و ميراث تعرضي شده بود. جواناني بودند، مرداني بزرگ، زميني بودند و روحشان آسماني، دوربين عكاسي و سوپرهشت من شرمنده بود از معرفتشان. هر چند كوتاه ولي مردانه زيستن را ديدم و بي*دليل نيست كه هر روز دورتر و تنهاتر شدم. جرم من ساختن «پرواز در شب» و دعوت «سفر به چزابه» براي ديدن «نجات*يافتگان» و ملاقات با بانوي عشق خانم «هيوا» بود.
البته اين جرم كمي نبود همزمان با نمايش تحقيرشان كردند و درگوشي و علني نجوا كردند ، برو، فراموش كن، و اين زمانه را آنطور كه ما ميگوييم ببين. از نگاه مجنون، «نسل سوخته» را نبين. در همان خوابگردي بمان تا خوابگرد را نسازي، مگر نمي*بيني با «مزرعه پدري» اين سرزمين پدريت چه مي*كنيم؟ اگر راه پيروزي فرهنگي عده*اي در گرو اين است كه من ديگر فيلم نسازم، به همه دوستداران و ارزش پيشگان و همراهان اين قافله مژده* مي*دهم كه اين پيروزي گواراي*تان باد. رسول ملاقلي*پور ديگر فيلمي نخواهد ساخت تا ...
زهي خجسته زماني كه يار باز آيد بكام غمزدگان غمگسار بازآيد
به پيش خيالش كشيدم ابلق چشم بدان اميد كه آن شهسوار باز آيد
اين نامه را ملاقلي*پور زماني نوشت كه پيش از آن به حذف دو صحنه از فيلم «مزرعه پدري» اعتراض كرده بود و نتوانسته بود «خوابگرد» را بسازد.
اما او در اواخر سال 85 فيلم «ميم*مثل مادر» را ساخت و در ميزگردي كه چند ماه قبل همزمان با اكران ميم مثل مادر در ايسنا برگزار شد، گفته بود: «از نسل ما گذشته است كه نگاهي ديگر و متفاوت به جنگ ارائه کنيم که از جنس نگاه نسل امروز باشد. نسل ما قدرت ريسك و تواناي ريسك را از دست داده* است، ولي اگر يك فرد جوان يك سينماگر جوان با استعداد پيدا شود، مي*تواند با خلاقيت*هاي كه دارد از ادبيات جنگ به بهترين شكل استفاده كند.
من همان آدم گذشته هستم اما محتاط* تر شده*ام. يك واقعيت اين است كه ملاقلي پور در سينما سركوب شد، نه از جانب مميزي ارشاد بلكه متاسفانه از جانب منتقدين بي*سواد اين اتفاق افتاد. وقتي منتقدين بي*سواد مواردي را به فيلم نسبت دادند طبيعتا مسوولين فرهنگي نسبت به كارهاي من حساسيت پيدا کردند.
هر چه ساختم و نوشتم آنها فكر كردند منظورم مساله ديگري است. مثلا در دوراني كه فيلمهاي "سفر به چزابه" ، "نسل سوخته" و.... را ساختم بسياري از اين فيلم*هاي من را برخي منتقدين بي*سواد به مسخره گرفتند. ولي الان نقد همان آدمها را در رابطه با "ميم مثل مادر" مي*خوانم و مي*بينم از آن فيلمهاي قبلي*ام همچون "نسل سوخته" و "هيوا" به عنون آثاري زيبا و شاعرانه ياد مي*کنند در حاليكه اين فيلم*ها را در زمان اکران قبول نداشتند.»
ملاقلي پور قرار بود «عصر روز دهم» را در ادامه*ي ساخته*هاي قبلي*اش را درباره*ي جنگ ابتداي سال 86 كليد بزند و چندي قبل نيز براي بازبيني لوكيشن به همراه منوچهر محمدي عازم عراق شد.
قرار بود پيش توليد اين فيلم بزودي آغاز شود و حتي برخي عوامل مشخص شده* بودند اما ...
:x  :x  :x
__________________


 


  • موضوعات مشابه
    پاسخ ها
    بازديدها
    آخرين پست

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 2 مهمان