در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه‌ي مباحث فيلم و سينما به بحث بپردازيد
Captain

Captain



نماد کاربر
پست ها

340

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 6 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 11 اسفند 1385 12:13

آرشيو سپاس: 55 مرتبه در 26 پست

توسط Atlantis » يکشنبه 30 اردیبهشت 1386 14:53

Kabhi Khushi Kabhie Gham


 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

کارگردان:
Karan Johar

بازیگران:
Amitabh Bachchan...Jaya Bhaduri...Shahrukh Khan...Kajol...Hrithik Roshan...Kareena Kapoor...Farida Jalal...Himani Shivpuri...Alok Nath...Johnny Lever

سبک:
Musical / Drama / Family / Romance

اکران:
14 December 2001 (USA)

دوستان هر وقت که این فیلمو ببینین همیشه تر و تازه هستش...یکی از زیباترین و با احساس ترین
فیلمهای دنیا.
خوشبختانه بزرگترین بازیگران سینمای هند در این فیلم حضور دارن....چه اون نسل قبلیها و چه این نسل جدیدا.

داستان فیلم در مورد عشق و محبت و سوتفاهم ها و غرورها و تعصبهایه بیجایی هستش که میتونه دوران خوش زندگی رو به کابوس تبدیل کنه.
یعنی این فیلم واقعا داره به ما درس زندگی میده...به ما میگه که نباید به خاطر غرورمون یه خانواده رو به مرز نابودی بکشونیم.

پسر خانواده ( شاهرخ خان) از خانواده جدا میشه و برای تحصیل میره لندن...وقتی برمیگرده عاشق دختری(کاجول) میشه که از نظر پدرش(امیتاب باچان) در شان اونا نیست...ولی پسر
به هر طریقی با عشقش ازدواج میکنه و پدرش هم اونا رو از خونه بیرون میکنه.....سالها میگذره و برادر این پسر ( هرتیک روشن) میره دنبال برادرش تا اونا رو
دوباره برگردونه به خونه.....

من دوبار این فیلمو دیدم....هنوز هم اگه ببینم لذت میبرم....آهنگسازی متن فیلم هم فوق العاده عالی و احساسیه....همون که میگه گاهی خوشی , گاهی غم .
این فیلم یه جور تلنگره.

Captain II

Captain II



نماد کاربر
پست ها

281

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

شنبه 26 اسفند 1385 18:58

محل سکونت

شيراز

آرشيو سپاس: 14 مرتبه در 12 پست

توسط wolf156 » يکشنبه 30 اردیبهشت 1386 15:55

اس اس ١١٧- قاهره، لانه جاسوسان
OSS 117 Le Caire nid d'espions




کارگردان: ميشل هازاناويشس. فيلمنامه: ژان فرانسوا هالن، ميشل هازاناويشس بر اساس شخصيت خلق شده توسط ژان بروس. موسيقي: لودويس بورسه، کامل الشيخ. مدير فيلمبرداري: گيوم شيفمان. تدوين: رينولد برتران. طراح صحنه: معمر الشيخ. بازيگران: ژان دژاردان[اوبر بونيسور د لا بات/ اُ اس اس ١١٧]، برنيس بژو[لارمينا الخمار بتوش]، آئوره آتيکا[شاهزاده الطارق]، فيليپ له فوره[جک جفرسون]، کنستانتين الکساندروف[ستينه]، سعيد آماديس[وزير مصري]، يوسف حميد[امام]، عبدالله موندي[سليمان]، ريشار سامل[مولر]، اريک پرات[پلانتو]، ميشل هوفلاند[فون اومپرلينگ]. ٩٩ دقيقه. محصول ٢٠٠٦ فرانسه. برنده جايزه بهترين طراحي صحنه و نامزد جوايز سزار بهترين فيلمبرداري-طراحي لباس-فيلمنامه و بهترني بازيگر نقش اول مرد، برنده جايزه بزرگ جشنواره توکيو.
سال ١٩٤٥، برلين. مامور مخفي متفقين اوبر بونيسور معروف به اُ اس اس ١١٧ موفق به يافتن نقشه آخرين عمليات نازي ها مي شود. ده سال بعد، دوست نزديک و همکار او جيم جفرسون طي ماموريتي در قاهره کشته مي شودو اوبر ماموريت مي يابد تا قاتلين او بيابد. اوبر به قاهره مي رود و شغل پوششي دوستش جيم، يعني مديريت يک مرغداري را بر عهده مي گيرد. اوضاع در قاهره به خاطر درگيري دولت جمال عبدالناصر بر سر کانال سوئز بحراني است و قاهره تبديل به لانه جاسوس هايي از کشورهاي مختلف شده است. از طرف ديگر بنيادگرايان مسلمان نيز که از حضور مامورين دولت هاي بيگانه و مقاصد استعماري آنها به خشم آمده اند، قصد مسلح شدن و مقابله با آنان را دارند. در چنين موقعيتي اوبر بايد بدون اتکا به هيچ کس راه خود را باز کرده و با همه طرف ها مبارزه کند، غافل از اين که در پشت همه ماجراها دست يک دوست قرار دارد...

Old Moderator

Old Moderator



نماد کاربر
پست ها

2596

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 16 مرتبه
تاريخ عضويت

سه شنبه 11 بهمن 1384 12:27

آرشيو سپاس: 140 مرتبه در 86 پست

توسط Kingman_62 » يکشنبه 30 اردیبهشت 1386 15:59

wolf156 نوشته است:بعدي
Next




کارگردان:لي تاماهوري. فيلمنامه: گري گلدمن، جاناتان هنسلي، پل برنباوم بر اساس داستان The Golden Man اثر فيلپ کي. ديک. موسيقي: مارک ايشام. مدير فيلمبرداري: ديويد تاترسال. تدوين: کريستين چيمين. طراح صحنه: ويليام سندل. بازيگران: نيکلاس کيج[کريس جانسون]، جولين مور[کالي فريس]، جسيکا بيل[ليز]، تامس کرتشمان[آقاي اسميت]، تروي کيتلز[کاوانا]، خوزه زونيگا[روي بال]، جيم بيور[ويزدام]. ٩٦ دقيقه. محصول ٢٠٠٧ آمريکا.
کريس جانسون صاحب توانايي شگرفي است، اما به خاطر داشتن همين ويژگي همچون فراري ها زندگي سختي را مي گذراند. او قادر به ديدن حوادثي است که دقايقي بعد رخ خواهد داد، از اين رو ماموران دولت به دنبال او هستند تا از توانايي کريس استفاده کنند. اما کريس شغلي کوچک به عنوان شعبده باز در لاس وگاس پيشه خود کرده و تصميم دارد تا از چنگ آنها فرار کند. کريس از توانايي خود سر ميزهاي قمار براي برد بيشتر استفاده مي کند و همين امر باعث مي شود رد پاي او توسط کالي فريس، مامور دولت کشف شود. کالي مي خواهد براي يافتن محل بمب هسته اي که قرار است به زودي در لس آنجلس منفجر شود، از کريس استفاده کند. اما کريس از چنگ او مي گريزد. در حين فرار با دختري به نام ليز آشنا مي شود و در مي يابد عشق حقيقي خود را يافته است. تروريست ها نيز که پي به وجود کريس برده و او را خطري بالقوه براي خود مي دانند، تصميم به کشتن او گرفته اند...


این فیلم یکی از بهترین های 2007 بود که دیدم فیلم جذابیت های خاصص خودش رو داره و شما تا آخر فیلم فرقی بین واقعیت و پیش گویی رو متوجه نخواهید
شد به نظرم بعد از فیلم Wild Hogs و Sp3 این فیلم بهترین فیلم 2007 بود
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 



Captain II

Captain II



نماد کاربر
پست ها

281

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

شنبه 26 اسفند 1385 18:58

محل سکونت

شيراز

آرشيو سپاس: 14 مرتبه در 12 پست

توسط wolf156 » دوشنبه 31 اردیبهشت 1386 21:13

يوزپلنگ: عمليات گيلاس
Pars: Kiraz Operasyonu




کارگردان: عثمان سيناو. فيلمنامه: عثمان سيناو، آيبارس بورا کاهياوغلو. موسيقي: سريان کورپيل. مدير فيلمبرداري: توربن فورسبرگ. تدوين: کمال الدين عثمانلي. طراح صحنه: سيرما برادلي. بازيگران: محمت کورتولوش[آتيلا کاراهان]، نيدا شافاک[آسنا]، سلچوک يونتم[کادير زباري]، مورات دالتابان[حاشاشي]، پلين باتو[اينجي]، هالوک پيس[تايفون کاراهان]، اغور پولات[ارطغرل کاراهان]، آدو کي ير[کلاوس کايمان]. ١٤٥ دقيقه. محصول ٢٠٠٧ ترکيه.
ارطغرل افسر پليس مشهور دايره مبارزه با مواد مخدر استانبول، پس از انجام عملياتي به قصد دستگيري قاچاقچيان عمده مواد توسط خبرچين اش حاشاشي کشته مي شود. حاشاشي همسر وي نيز را نيز مي کشد، اما آتيلا پسر کوچک ارطغرل موفق مي شود تا جان خود و برادر کوچک ترش تايفون را نجات دهد. سال ها بعد آتيلا نيز همچون پدرش شغل پليسي و کار در دايره مبارزه با مواد مخدر را انتخاب کرده، به دنبال حوادثي تازه درمي يابد که فرصت گرفتن انتقام خون پدر و مادرش را به دست آورده است. در طي آخرين عملياتي که آتيلا مسئول آن بوده، مقاديري قرص اکس کشف مي شود. آتيلا و همکار نزديکش آسنا مواد را توقيف نکرده و قصد دارند تا با تعقيب رد آن به گردانندگان اصلي باند قاچاق دست يابند. اما عمليات تعقيب در بزرگراه با وجود موفقيت از سوي مافوق هاي آتيلا-براي به مخاطره انداختن زندگي افراد عادي- توبيخ و مسئوليت پرونده از وي سلب مي شود. دليل اين امر استفاده چهره اصلي دنياي مواد مخدر ترکيه از قدرت سياسي دولتمردان فاسد است. همزمان با اين عمليات برادر کوچک تر آتيلا به دنبال حضور در يک پارتي و تلاش براي نجات دوست دخترش از تجاوز، به قتل مي رسد. آتيلا در گردنبند برادرش يک قرص اکس مشابه کشفيات آخرين عمليات خود پيدا مي کند و يافتن قاتلين او به مثابه دسترسي به عوامل باند قاچاق مي داند. اما در پشت پرده نيز جنگ قدرت در ميان باندهاي قاچاق مواد به شکل پنهاني در جريان است و هدف مرد شماره يک قاچاقچيان ترکيه است. کسي که آتيلا به زودي کشف مي کند همان حاشاشي است که نام خود را تغيير داده و بر تخت رياست تبهکاران تکيه داده...

Captain

Captain



نماد کاربر
پست ها

340

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 6 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 11 اسفند 1385 12:13

آرشيو سپاس: 55 مرتبه در 26 پست

توسط Atlantis » دوشنبه 31 اردیبهشت 1386 21:13

I Am David


 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

کارگردان:
Paul Feig

بازیگران:
Ben Tibber...James Caviezel...Joan Plowright...Hristo Shopov...Silvia De Santis...Paco Reconti...Roberto Attias

سبک:
Drama

اکران:
5 November 2004 (UK)

سلام

این از اون فیلمهاست که اسمش یه جورایی باعث میشه ادم به طرف این فیلم نره....ولی باید بگم که واقعا فیلم زیباییه.
داستان فیلم در مورد یه پسربچه هستش که تمام عمرش رو تویه ارودوگاه نازیها سپری کرده .

به یه صورتی از اونجا فرار میکنه.... ولی قبل از فرار میفهمه که هنوز یه نفر براش مونده توی این دنیا...اون یه نفر هم مادرشه.
این پسر به قدری زندگی سختی توی اون اردوگاه داشته که حتی لبخند زدن هم بلد نیست....یعنی واقعا نمیدونه که چیزی
به اسمه خندیدن هم وجود داره....

حتی کار به جایی میرسه که این پسر یه آینه برمیداره و شروع میکنه به تمرین لبخند زدن....این صحنه فیلم هم خنده داره  هم گریه داره.
به هر حال در طول مسیر اتفاقاتی براش میفته که میتونست واسه هر کدوم از ماها بیفته.
بازیه این آقا پسر خیلی عالیه...واقعا میشه ترس و نفرت رو توی چشماش دید.

Old Moderator

Old Moderator



نماد کاربر
پست ها

803

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 2 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 6 مرداد 1385 23:51

آرشيو سپاس: 295 مرتبه در 133 پست

توسط Ines » دوشنبه 31 اردیبهشت 1386 22:53

The Jacket محصول 2005

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

کارگردان: John Maybury
بازیگران: Adrien Brody, Keira Knightley, Kris Kristofferson, Jennifer Jason Leigh


جک (آدریان برودی) سرباز ارتش در راه بازگشت از جنگ با یک مادر و دختر (جکی) در جاده آشنا میشود.
به اونها در تعمیر ماشینشون کمک میکنه. بعد از آن طی حادثه ای که آن را به یاد نمی آورد، در دادگاه به جرم قتل یک افسر پلیس متهم میشود. پس از محاکمه قاضی او را دیوانه شناخته و او را به بیمارستان روانی می فرستد.
دکتر توماس بکر برای تنبیه جک،  او را در یک لباس مخصوص (Jacket) میگذاره و اون را داخل یک کشو زندانی میکنه. در این لباس و این کشو جک به آینده سفر میکنه و جکی رو که الان هم سن و سال خودش هست ملاقات میکنه. جک متوجه میشه که تا چند وقته دیگه می میره و سعی میکنه تا جلوی مرگ خودش رو در زمان حال بگیره...

اگر قصد دارید این فیلم رو ببینید (و اگر مثل من دوست ندارید آخر داستان را قبل از تماشای فیلم بدونید) انتهای فیلم رو نخونید.


انتهای فیلم:
جک موفق نمیشه که جلوی مرگ خودش رو بگیره و بنابراین تصمیم میگیره جلوی زندگی نکبت بار جکی رو بگیره. (وقتی جک، جکی را در آینده ملاقات کرد، مادر جکی مرده بود.) و جکی هم شده بود یکی مثل مادر خودش. پس نامه ای مینویسه و در زمان حال (چند ساعت قبل از مرگش) اون رو به مادر جکی میده....
و لحظاتی قبل از مرگش خواهش میکنه که اون رو دوباره داخل اون لباس و کشو بگذارند تا بتونه آینده ی جکی رو یک بار دیگه ببینه و از زندگی اون خبر دار بشه... (جک موفق شده بود زندگی جکی رو تغییر بده)... حالا میتونه آسوده از این دنیا بره.

فیلم بسیار جالبی بود  :)  مخصوصا با بازی آدریان برودی  :-o
No time like the present


تا مدتی کمرنگ یا بی رنگ...

Old Moderator

Old Moderator



نماد کاربر
پست ها

326

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 4 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 5 خرداد 1385 00:05

محل سکونت

مونترال

آرشيو سپاس: 43 مرتبه در 19 پست

توسط Dahkoo » دوشنبه 31 اردیبهشت 1386 23:37

wolf156 نوشته است:يوزپلنگ: عمليات گيلاس
Pars: Kiraz Operasyonu




.

download link
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
password:www.film-arsivi.com

Captain II

Captain II



نماد کاربر
پست ها

281

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

شنبه 26 اسفند 1385 18:58

محل سکونت

شيراز

آرشيو سپاس: 14 مرتبه در 12 پست

توسط wolf156 » چهارشنبه 2 خرداد 1386 09:28

تعطيلات مستر بين
Mr. Bean's Holiday 2007




کارگردان: استيو بندليک. فيلمنامه: هميش مک کول، رابين دريسکول بر اساس شخصيت خلق شده توسط روآن اتکينسون، رابين دريسکول و داستان سايمون مک بورني. موسيقي: هاوارد گودال. مدير فيلمبرداري: باز ايروين. تدوين: توني کرانستون. طراح صحنه: مايکل کارلين. بازيگران: روآن اتکينسون[آقاي بين]، اما د کونه[سابين]، ويلم دافو[کارسون کلاي]، مکس برادلي[استپان]، کارل رادن[اميل، پدر استبان]. ٩٠ دقيقه. محصول ٢٠٠٧ انگلستان. نام هاي ديگر: Bean 2، French Bean.
آقاي بين در يک قرعه کشي کليسا برنده يک هندي کم و سفري تفريحي به فرانسه و سواحل کن مي شود. بين سوار قطار سريع السير يورو استار خود را به پاريس مي رساند، اما ندانستن زبان فرانسه خيلي زود او را دچار درد سر کرده و سر از خارج شهر در مي آورد. او براي رسيدن به ايستگاه ليون از روش خود استفاده کرده و شهر را به هم مي ريزد. اما دردسر بعدي با حضور در يک رستوران فرانسوي و صرف غذاي دريايي شکل مي گيرد. بين قبل حرکت از مسافري ديگر به نام اميل مي خواهد تا از سوار شدن وي به قطار فيلمبرداري کند. همين کار باعث مي شود تا اميل از سوار شدن به قطار بازمانده و پسرش استبان در قطار تنها بماند. سلسله حوادثي باعث مي شود تا استبان و بين همراه شوند و شائبه دزديده شدن پسر توسط بين به وجود مي آمده و پليس شروع به تعقيب آنها مي کند. بين در طول تصادفاً سر از صحنه فيلمبرداري کارگردان مشهور کارسون کلاي در آورده و با دست و پا چلفتي گري خود آنجا را نيز به هم بريزد. بعد از اخراج با سبين هنرپيشه گروه که قصد دارد براي شرکت در جشنواره کن به آنجا برود، همراه مي شود. بين و سابين که دريافته اند پدر استبان نيز در جشنواره حضور دارند، فرصت را براي رساندن پدر و پسر به همديگر مناسب مي يابند، اما ورود به کاخ جشنواره کار ساده اي به نظر نمي رسد. و از طرف ديگر روش هاي بين نيز براي وارد شدن به کاخ جشنواره و يافتن اميل نيز خالي از مخاطره و دردسر نيست...
پيش داوري از بزرگترين اشتباهات بشريت هست

Captain

Captain



نماد کاربر
پست ها

340

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 6 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 11 اسفند 1385 12:13

آرشيو سپاس: 55 مرتبه در 26 پست

توسط Atlantis » چهارشنبه 2 خرداد 1386 21:48

Undisputed 2


 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

کارگردان:
Isaac Florentine

بازیگران:
Michael Jai White......Scott Adkins.....Eli Danker.....Ben Cross.....Ioan Banzourkov.....Velizar Binev

سبک فیلم:
Action / Crime / Drama / Sport

انتشار:
(2006)

سلام دوستان
بعضی موقعها پیش میاد که میخوایم خودمونو واسه یه دعوا اماده کنیم  ::sh
اینجور موقعها بهترین کار دیدن یه فیلمه رزمیه.....مثله همین فیلم.
به نظر من بهترین فیلمهایه رزمی اونایی هستن که حتما باید یکی مثله جت لی توش بازی کنه....ولی......
ولی این فیلم توش نه از جت لی خبری هستش و نه از هیچ چشم بادامیه دیگه ای.

به جاش دو تا بازیگر _ ورزشکار حرفه ای توش بازی میکنن.....به جرات میگم یکی از بهترین فیلمهایه رزمی که
دیدم همینه....واقعا کیفیت مبارزه ها فوق العاده هستش ....فیلمبرداری طوری هستش که حرکات رزمی رو به زیباییه
هر چه تماتر نشون میده....

داستان فیلم هم اینه که یه بوکسور حرفه ای رو براش پاپوش درست میکنن و میندازنش زندان.....اونم چه زندانی....
تویه این زندان یه قهرمان رزمی کار هم هستش که همه حریفاش رو به بدترین شکل ممکن از پا میندازه.
به محض ورود اون بوکسور به زندان درگیری این دو نفر شروع میشه....
هیچ کدومشون کم نمیارن....واقعا جالبه.....صحبتهایه این دو نفر و اینکه همیدگه رو دست میندازن خیلی جالبه.
به هر صورت داستان فیلم یه جوری پیش میره که در نهایت به اون بوکسور میگن که اگه میخوای از زندان آزاد بشی
باید با هم مبارزه کنین و پیروز بشی تا بتونی از زندان ازاد بشی.
به هر حال اینا با هم مبارزه میکنن و ........................خودتون ببینین اخرش چی میشه.
ولی باور کنین صحنه هایه مبارزه فوق العاده عالی و محشره.....حتما بدردتون میخوره!!  :eek:

Captain II

Captain II



نماد کاربر
پست ها

281

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

شنبه 26 اسفند 1385 18:58

محل سکونت

شيراز

آرشيو سپاس: 14 مرتبه در 12 پست

توسط wolf156 » پنج شنبه 3 خرداد 1386 20:56

زيباي گرفتار
Kráska v nesnázích


کارگردان: يان هرابيک. فيلمنامه: پيتر يارچوفسکي. موسيقي: آلس برژينا. مدير فيلمبرداري: يان مالير. تدوين: ولاديمير باراک. طراح صحنه: ميلان باييچک. بازيگران: آنا گيزلرووا[مارسلا]، رومن لوکنار[ياردا]، يانا بريچووا[مادر مارسلا]، ييري اشميتزر[عمو ريشا]، اميليا واساريووا[مادر ياردا]، يوزف آبراهام[بنش]. ١١٠ دقيقه. محصول ٢٠٠٦ جمهوري چک. نام ديگر: Beauty in Trouble. برنده جايزه بهترين فيلم اروپايي از جشنواره دنوور، نامزد گوي کريستال و برنده جايزه ويژه هيئت داوران جشنواره کارلو ويواري.
سال ٢٠٠٢. مارسلا و ياردا بعد از واقعه سيل در پراگ خود را با بحران مالي روبرو مي بينند. خانه مسکوني شان در حال فروريختن است و آنها قادر به تعمير آن نيستند. از طرف ديگر موعد بازپرداخت اقساط رهن خانه نيز سر آمده و ياردا توان پرداخت آنها، همچنين تامين خورد و خوراک همسر، فرزند و مادرش را ندارد. از اين رو به حلقه دزدان اتومبيل پيوسته و تعميرگاه اش را تبديل به محل اوراق کردن اتومبيل هاي سرقتي مي کند. مارسلا تصميم شوهرش را عقلاني نيافته و بعد از درگيري با وي به همراه دو فرزندشان به خانه مادر خود مي رود. اما زندگي در خانه مادر مارسلا نيز راحت نيست، چون شوهر ديابتي وي رفتار ناخوشايندي با مارسلا و فرزندانش دارد. پس از رفتن مارسلا، ياردا توسط پليس دستگير مي شود. صاحب اتومبيل مسروقه، فردي به نام بنش است که پس از ٢٥ سال زندگي در ايتاليا به کشور خود بازگشته تا سر و صورتي به خانه موروثي خود بدهد. بنش و مارسلا در اداره پليس با هم برخورد مي کنند. بنش که بسيار مسن تر از مارسلا و فردي آرام و مهربان است به او پيشنهاد مي کند تا زمان رهايي ياردا در منزل اقامت کند. اين اقامت دوستي بي شائبه در کنار تصميم مارسلا مبني بر جدايي از ياردا کم کم شکل تازه اي به خود مي گيرد....
پيش داوري از بزرگترين اشتباهات بشريت هست

Captain

Captain



نماد کاربر
پست ها

340

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 6 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 11 اسفند 1385 12:13

آرشيو سپاس: 55 مرتبه در 26 پست

توسط Atlantis » پنج شنبه 3 خرداد 1386 21:19

VIDOCQ


 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

کارگردان:
Pitof

بازیگران:
Gérard Depardieu.....Guillaume Canet.....Inés Sastre.....André Dussollier.....Edith Scob

سبک فیلم:
Crime / Fantasy / Mystery / Thriller

اکران:
(2001)

سلام
بعضی وقتها دیدن یه فیلم فرانسوی می ارزه به هزار تا از این فیلمهای آمریکایی....مثله ویدوک.
فیلم با یه شروع آتشین شروع میشه...چرا آتشین؟
به دو دلیل : هم به خاطر هیجان اول فیلم و هم به خاطراینکه یکی میفته توی آتیش!!!

داستان فیلم در مورد یه انسان شبح نمایی هستش که با گذاشتن یه نقاب به صورتش به یه موجود وحشتناک و خطرناک
تبدیل میشه و به انسانها حمله میکنه .
توی این فیلم یه بازیگر بزرگی بازی میکنه که باید بگم تو این فیلم فوق العاده بوده...ژرارد دپاردیو.

ایشون باید سعی کنه بفهمه که این هیولا کیه...داستان فیلم به صورتی پیش میره که بعضی موقعها به همه شک میکنین.
یعنی در طول فیلم شاید به همه مشکوک بشین که نکنه این همون هیولاست....آخر فیلم هم شاید قبول کردنش واسه خیلی ها شوک آور باشه.
البته اگه مثله من باهوش باشین همون وسطایه فیلم میفهمین که این شیطون کیه!!

به هر حال باید بگم که پنهان کاری که در فیلم وجود داره واقعا عالیه.

Captain II

Captain II



نماد کاربر
پست ها

281

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

شنبه 26 اسفند 1385 18:58

محل سکونت

شيراز

آرشيو سپاس: 14 مرتبه در 12 پست

توسط wolf156 » پنج شنبه 3 خرداد 1386 21:39

گرباويسا: راز اسما
Grbavica- Esma's Secret




فيلمنامه و کارگردان: ياسميلا زبانيچ. موسيقي: انس زلاتار. مدير فيلمبرداري: کريستين ا. ماير. تدوين: نيکي موسباک. طراح صحنه: کمال هروستانوويچ.بازيگران: ميريانا کارانوويچ[اسما]، لونا مي يوويچ[سارا]، لئون لوچف[پلدا]، کنعان چاتيچ[سامير]، ياسنا بري[سابينا]، دژان اچيموويچ[چنگا]، بوگدان ديکيليچ[ساران]، امير حاجي حافظ بگوويچ[پوسکا]، ارمين براوو[پروفسور موها]. ١٠٧، ١٠٠، ٩٥ و ٩٠ دقيقه. محصول ٢٠٠٦ اطريش، بوسني-هرزه گوين، آلمان، کرواسي. برنده خرس طلا، جايزه صلح و کليساي جهاني از جشنواره برلين، نامزد بهترين بازيگر زن از جشنواره فيلم هاي اروپايي، نامزد جايزه بزرگ داوران جشنواره سندنس.
اسما به همراه دخترش سارا در ساريوواي بعد از جنگ زندگي سختي را مي گذراند. او براي گذران زندگي خود و دخترش از انجام هيچ کار سختي روي گردان نيست و به تازگي شغلي در يک کاباره به عنوان پيشخدمت يافته است. سارا مي پندارد که پدرش در جنگ شهيد شده و گاه درباره وي از مادرش سوال مي کند. تا اين که يک روز با اعلام گردش دسته جمعي دانش آموزان از طرف مدرسه، سارا براي استفاده رايگان از اين سفر خواستار برگه اي دال بر شهادت پدرش از اسما مي شود. اما اسما با دفع وقت قصد دارد تا با هر زحمتي شده، پول مورد نياز را تهيه کرده و دخترش را در ازاي پول به سفر دسته جمعي بفرستد. اسما همزمان با محافظ شخصي مدير کاباره آشنا شده و متوجه نقاط مشترک خود با او شده و کم کم رابطه اي عاطفي ميان آن دو شکل مي گيرد. اما سوال هايي پي در پي سارا درباره برگه فوت پدر و کيستي او باعث مي شود تا تمام دروغ هايي که اسما در طول ساليان گذشته به دخترش گفته، برملا شود...
پيش داوري از بزرگترين اشتباهات بشريت هست

قبليبعدي

 


  • موضوعات مشابه
    پاسخ ها
    بازديدها
    آخرين پست

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 0 مهمان