در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه‌ي مباحث فيلم و سينما به بحث بپردازيد
Old Moderator

Old Moderator



نماد کاربر
پست ها

803

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 2 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 6 مرداد 1385 23:51

آرشيو سپاس: 295 مرتبه در 133 پست

توسط Ines » جمعه 4 خرداد 1386 01:16

Duplex محصول 2003



کارگردان: Danny DeVito
بازیگران: Ben Stiller, Drew Barrymore, Eileen Essell

الکس و نانسی، زن و شوهر جوان یک خانه ی دوبلکس را با قیمت بسیار مناسب میخرند.
اما در طبقه ی دوبلکس این خانه یک پیرزن ایرلندی الاصل (خانم کانلی) زندگی میکنه. و طبق قانون اون مستاجر هر موقع خودش دلش بخواد میتونه از خونه بره نه و صاحبخانه حق بیرون کردن مستاجر رو نداره.
الکس و نانسی سعی میکنند با ترفندهای مختلف خانم کانلی رو راضی کنند تا به کشورش برگرده. اما موفق نمیشوند. تا جایی که تصمیم به کشتن خانم کانلی میگیرند.....


انتهای فیلم برای کسانی که دوست دارند آخر داستان رو بدونند.



انتهای فیلم :
الکس و نانسی تمام سعی خودشون رو میکنند اما موفق به کشتن خانم کانلی نمیشوند. و در اینقدر بلا سرشون میاد که خودشون تصمیم میگیرند خانه را بفروشند. بعد از اینکه خانه رو فروختند میروند تا با خانم کانلی خداحافظی کنند و در کمال تاسف میبینند که خانم کانلی از دنیا رفته. با کمال ناراحتی از اون خونه میروند و در انتها می بینید که خانم کانلی از جاش بلند میشه و با فروشنده می شینند سر یک میز و شروع به شمارش پول ها میکنند.
:grin:



عجب داستانی بودااااا. یکی از بهترین کمدی هایی که تا حالا دیدم.
خانم کانلی و فروشنده تا حالا سر خیلی از زن و شوهر های جوون رو کلاه گذاشتند و در حقیقت ازشون سوء استفاده کردند. با اون کار هایی که خانم کانلی می کرد اگر من بودم یک هفته هم دوام نمی آوردم تو اون خونه.  :grin:

=======
دوستان یک سوال دارم. یکی دو سال قبل یک فیلم دیدم اما اسمش یادم نمیاد. میتونید اسم اون فیلم رو بهم بگید؟  :-x
یک پدر بود خواب میدید فرشته ای میاد پیشش و بهش فرمان کشتن شیاطین رو میده. و اون رو راهنمایی میکنه که وسایل برای نابود کردن شیاطین رو از کجا برداره و چطوری اونها رو بکشه. (با تبر می کشت آدمها رو) و از پسرهاش هم میخواست که کمکش کنند. پسر بزرگترش مخالف این کار بود اما پسر کوچک به پدرش اعتقاد داشت و فکر میکرد پدرش درست میگه. آخرهای فیلم هم درست یادم نیست  :grin:
No time like the present


تا مدتی کمرنگ یا بی رنگ...

Captain

Captain



نماد کاربر
پست ها

340

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 6 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 11 اسفند 1385 12:13

آرشيو سپاس: 55 مرتبه در 26 پست

توسط Atlantis » شنبه 5 خرداد 1386 09:19

دوستان یک سوال دارم. یکی دو سال قبل یک فیلم دیدم اما اسمش یادم نمیاد. میتونید اسم اون فیلم رو بهم بگید؟ question
یک پدر بود خواب میدید فرشته ای میاد پیشش و بهش فرمان کشتن شیاطین رو میده. و اون رو راهنمایی میکنه که وسایل برای نابود کردن شیاطین رو از کجا برداره و چطوری اونها رو بکشه. (با تبر می کشت آدمها رو) و از پسرهاش هم میخواست که کمکش کنند. پسر بزرگترش مخالف این کار بود اما پسر کوچک به پدرش اعتقاد داشت و فکر میکرد پدرش درست میگه. آخرهای فیلم هم درست یادم نیست Mr.Green


Ines جان میشه یه کمی بیشتر توضیح بدین....اسم بازیگراش....اسم کارگردان.....مال کدوم کشور هستش؟ ( احتمالا امریکایی باید باشه )
به هر حال یه چیزی بده که من بتونم اسمه فیلم رو براتون در بیارم.....

میگم اگه اسم خودتم بهم بگی بد نیستا.....آخه یه ذره آشنا به نظر میای شما....منو یاد یه همکلاسی میندازی :)  

Captain II

Captain II



نماد کاربر
پست ها

281

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

شنبه 26 اسفند 1385 18:58

محل سکونت

شيراز

آرشيو سپاس: 14 مرتبه در 12 پست

توسط wolf156 » سه شنبه 8 خرداد 1386 14:46

فلاندر
Flandres




فيلمنامه و کارگردان: برونو دومون. مدير فيلمبرداري: ايو کپ. تدوين: گي لکورن. بازيگران: آدلايده لرو[باربه]، ساموئل بودين[رمستر]، آنري کرتل[بلوندل]، ژان-ماري بوروآر[بريشه]، ديويد پولن[لکلرک]، پاتريس ونان[مورداک]، ديويد لگاي[ستوان]، اينگه دکاستيکر[فرانس]. ٩١ دقيقه. محصول ٢٠٠٦ فرانسه. نامزد نخل طلا و برنده جايزه بزرگ داوران جشنواره کن.
فلاندر. دمستر زندگي خود را ميان مزرعه و دوستش دوران کودکي اش باربه تقسيم کرده است. دمستر به شکلي ناگفته عاشق اوست، اما به همخوابگي هاي گهگاهي پيشنهادي باربه قانع است. تا اين که سر و کله بلوندي در اطراف باربه پيدا مي شود. باربه هر دو را دوست دارد، اما به زودي حلقه عشاق با تصميم پسرها براي رفتن به سربازي و جنگ از هم مي پاشد. رفاقت، ترس و بربريتي که دمستر در جنگ تجربه مي کند، خلقيات او را دگرگون مي کند. تنهايي باربه نيز وي را به سوي فروپاشي روحي سوق داده و دريافت خبر مرگ بلوندي به بستري شدن در يک آسايشگاه مي انجامد. مدتي بعد، دمستر باز مي گردد. او تنها بازمانده گروهي است که با هم به سربازي رفته بودند. ولي آيا عشق او و باربه را درمان خواهد کرد؟
پيش داوري از بزرگترين اشتباهات بشريت هست

Captain II

Captain II



نماد کاربر
پست ها

281

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

شنبه 26 اسفند 1385 18:58

محل سکونت

شيراز

آرشيو سپاس: 14 مرتبه در 12 پست

توسط wolf156 » چهارشنبه 9 خرداد 1386 17:40

مرد عنکبوتي ٣
Spider-Man 3




کارگردان: سام رايمي. فيلمنامه: سام رايمي، ايوان رايمي، آلوين سارجنت بر اساس کتاب مصور مارول[استن لي، استيو ديتکو]. موسيقي: کريستوفر يانگ. مدير فيلمبرداري: بيل پاپ. تدوين: باب موراوسکي. طراح صحنه: جي. مايکل ريوا، نيل اسپايسک. بازيگران: توبي مگواير[پيتر پارکر/اسپايدرمن]، کريستين دانست[مري جين واتسون]، جيمز فرانکو[هري آزبورن/گابلين جديد]، تامس هيدن چرچ[فلينت مارکو/سندمن]، تافر گريس[ادي بروک/ونوم]، برايس دالاس هاوارد[گوون استيسي]، رزمري هريس[مري پارکر]، جيمز کرامول[سروان استيسي]. ١٤٠ دقيقه. محصول ٢٠٠٧ آمريکا. نام ديگر: ٣.
پيتر پارکر موفق شده تا بالاخره تعادلي ميان مسئوليت هاي اسپايدرمن و عشق مري جين واتسون برقرار کند. اما اسپايدرمن بودن کار آساني نيست و در کنار مخاطرات روزمره اي که وي را تهديد مي کند، خطري بزرگ کم کم در حال نزديک شدن است. فلينت مارکو از زندان مي گريزد و هنگام فرار ناخواسته تحت تابش اشعه هاي قوي قرار مي گيرد. اين واقعه باعث تبديل وي به سندمن شده و راه را براي تبهکاري هاي بزرگ تر توسط او هموار مي کند. وقتي پيتر متوجه رابطه ميان فلينت مارکو و قتل عمو بن مي شود، به سراغ او مي رود. اما شيئي ناشناخته و سياه رنگ که منشاء فضايي دارد به لباس وي چسبيده و خيلي زود رفتار پارکر را دچار تغييري فاحش مي کند. شخصيت تازه پارکر موجودي شرور است که اطمينان به خود موجود در پيتر پارکر را به غرور تبديل کرده و باعث آزرده شدن اطرافيان وي مي شود. آشنايي پارکر با گوون استيسي موجب حسادت مري جين شده و سبب کشيده شدن وي به سمت هري آزبورن مي شود. مترادف با همين حوادث عکاس تازه کاري به نام ادي بروک نيز به عنوان رقيب شغلي تازه وارد روزنامه ديلي باگل مي شود، کسي که براي رسيدن به موفقيت از هيچ کاري روي گردان نيست. حادثه اي سبب مي شود که پيتر پارکر از چنگ شيئي سياهرنگ چسبناک خود را رها کند، اما توده سياه رنگ به روي ادي بروک ريخته و او را تبديل به موجودي شرير به نام ونوم مي کند. ونوم و سندمن خيلي زود همديگر را يافته و تصميم به اتحاد براي حمله به اسپايدرمن و نابودي او مي شوند. مري جين نيز که سريعاً دريافته درباره رفتن به سوي هري اشتباه کرده بوده، به طرف پيتر بازمي گردد. اما گرفتار ونوم و سندمن مي شود. به نظر مي رسد که قدرت اسپايدرمن براي مقابله با اين دو موجود شرور کافي نيست، ولي ناگهان کمک غير منتظره اي از راه مي رسد...
پيش داوري از بزرگترين اشتباهات بشريت هست

Captain II

Captain II



نماد کاربر
پست ها

281

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

شنبه 26 اسفند 1385 18:58

محل سکونت

شيراز

آرشيو سپاس: 14 مرتبه در 12 پست

توسط wolf156 » جمعه 11 خرداد 1386 07:49

Breaking And Entering



نويسنده و کارگردان: آنتوني مينگلا. موسيقي: کارل هايد، ريک اسميت، گابريل يارد. مدير فيلمبرداري: بنوآ دلئوم. تدوين: ليزا گانينگ. طراح صحنه: الک سمک دوال. بازيگران: جاد لا[ويل فرانسيس]، ژوليت بينوش[آميرا]، رابين رايت پن[ليو]، مارتين فريمن[سندي]، ري وينستون[برونو فلا]، ورا فارمگا[ئوانا]، رافي گاورن[ميرو]، جوليت استيونس[رزمري]. ١١٦ و ١٢٠ دقيقه. محصول ٢٠٠٦ آمريکا، انگلستان. نامزد جوايز بهترين بازيگر زن/بينوش، رابين رايت پن، و بازيگر تازه کار رافي گاورون.
ويل آرشيتکتي موفق است که با معشوقش ليو و دختر وي در محلات مرفه نشين لندن زندگي مي کند. او و شريکش سندي که موفق به گرفتن پروژه اي عظيم شده اند دفتري در محله نسبتاً فقير نشين لندن به راه مي اندازند. اما به زودي دفتر مورد سرقت واقع شده و بسياري از لوازم آن توسط گروهي از سارقان بوسنيايي ساکن لندن دزديده مي شود. پليس به نظافت چي هاي مونث دفتر مشکوک است، اما در واقعيت مهره اصلي به سرقت رفتن رمز دزدگير شرکت پسر بوسنيايي جواني به نام مرصاد معروف به ميرو است که ورزش مورد علاقه پريدن و جهيدن از روي مکان هاي مرتفع است. ميرو به همراه مادرش آميرا در لندن پناهنده است. پدر وي در بوسني کشته شده و زندگي سخت پناهندگي او را وادار به دزدي هاي کوچک کرده است. رهبر اصلي باند سارقان يکي از اقوام آنهاست که آميرا دل خوشي از وي ندارد. سرقت دوباره دفتر توسط اين گروه و ناکارآمدي پليس در رديابي آنها، ويل و سندي را به اين فکر مي اندازد که شبها دفتر را زير نظر بگيرند. به زودي ويل رد ميرو را پيدا کرده و به بهانه تعمير لباس به منزل آنها مي رود. اما با ديدن آميرا و با توجه به سردمزاجي ليو، اندک اندک آتشي عشقي ميان آن دو شعله ور مي شود. ميرو از رفتن ويل به منزل شان با خبر شده و آميرا به اين فکر مي افتد که اظهار علاقه از طرف ويل دروغي بيش نبوده است. او براي حفاظت از پسر خود مخفيانه از رابطه جنسي اش با ويل عکس مي گيرد. همزمان بر خلاف خواست ويل، پليس ردپاي ميرو را يافته و او را دستگير مي کند. ماجراهايي باعث مي شود تا ويل به رابطه اش با آميرا نزد ليو اعتراف کند. در پايان آن دو به اداره پليس رفته و موجبات رهايي ميرو را فراهم مي کنند. ميرو آميرا به بوسني بازمي گردند. ليو نيز به ازدواج با ويل رضايت داده و او را به عنوان پدرخوانده دخترش مي پذيرد.
پيش داوري از بزرگترين اشتباهات بشريت هست

Captain II

Captain II



نماد کاربر
پست ها

281

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

شنبه 26 اسفند 1385 18:58

محل سکونت

شيراز

آرشيو سپاس: 14 مرتبه در 12 پست

توسط wolf156 » دوشنبه 14 خرداد 1386 09:17

تفنگ
Shooter




کارگردان: آنتوان فوکوآ. فيلمنامه: جاناتان لمکين بر اساس داستان نقطه برخورد نوشته استيون هانتر. موسيقي: مارک مانسينا. مدير فيلمبرداري: پيتر منزيس جونيور. تدوين: کنراد باف، ارک اي. سيرز. طراح صحنه: ونس لورنزيني، جي. دنيس واشنگتن. بازيگران: مارک والبرگ[باب لي سواگر]، مايکل پنيا[نيک ممفيس]، دني گلوور[سرهنگ ايزاک جانسون]، الياس کوتيس[جک پاين]، کيت مارا[سارا فن]، رونا ميترا[آلوردس پاليندو]، ند بيتي[سناتور چارلز اف. ميچم]، جاستين لوئيس[هاوارد پورنل]، جاناتان واکر[لوئيس دابلر]. ١٢٤ دقيقه. محصول ٢٠٠٧ آمريکا، کانادا.
باب لي سواگر تک تيرانداز خبره بعد از عملياتي در اتيوپي که منجر به کشته شدن همرزم وي شده، از ارتش خارج مي شود. سي و شش ماه سرهنگ ايزاک جانسون به سراغ وي رفته و از او مي خواهد تا در خنثي کردن عمليات ترور رئيس جمهور به وي کمک کند. بنابر اطلاعات موجود اين سوء قصد توسط يک تک تيرانداز و در سه نقطه اي که رئيس جمهور قصد ظاهر شدن يا سخنراني دارد، انجام خواهد گرفت. باب بعد از بازديد هر سه محل، محتمل ترين مکان را انتخاب و به همراه تيم سرهنگ جانسون در آنجا مستقر مي شود. اما در لحظه موعود در مي يابد که همه اين برنامه توطئه اي براي قتل رئيس جمهور و خود او به عنوان قاتل فرضي است. سوء قصد به وقوع مي پيوندد. رئيس جمهور جان سالم به در مي برد، اما اسقف اعظم اتيوپي کشته مي شود. باب نيز توسط همکاران جانسون مورد اصابت گلوله قرار گرفته و فرار مي کند. در حين فرار مجبور مي شود تا به نيک ممفيس افسر FBI حمله کرده و اتومبيل وي را سرقت کند. به زودي باب توسط FBI و رسانه ها به عنوان مظنون اصلي قتل اسقف اعظم اتيوپي معرفي و تحت تعقيب گسترده قرار مي گيرد. باب ناچار براي کمک گرفتن نزد سارا فن بيوه همرزم اش مي رود. همزمان نيک ممفيس نيز احساس کرده، باب قاتل اصلي نمي تواند باشد، در صدد يافتن سرنخ هايي براي کشف توطئه اصلي است. به زودي راه باب و نيک با هم تلاقي مي کند. آن دو با دلايلي مختلف قصد دارند تا گردانندگان اصلي اين توطئه را کشف کنند. توطئه اي که با عمليات ٣٦ ماه قبل باب در اتيوپي و سناتوري فاسد به نام ميچم ارتباط دارد...
پيش داوري از بزرگترين اشتباهات بشريت هست

Captain

Captain



نماد کاربر
پست ها

340

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 6 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 11 اسفند 1385 12:13

آرشيو سپاس: 55 مرتبه در 26 پست

توسط Atlantis » پنج شنبه 7 تیر 1386 13:28

Silent Hill  


 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

کارگردان :
Christophe Gans

بازیگران:
Radha Mitchell...Sean Bean...Laurie Holden...Deborah Kara Unger...Kim Coates...Tanya Allen...Alice Krige......

سبک:
Fantasy / Horror / Thriller

اکران:
21 April 2006 USA

سلام
این تاپیک عجب سقوطی کرده !!!

مهم نیستش که بازی سایلنت هیل رو انجام داده باشین یا نه... چون بدون انجام بازیش هم میشه از فیلم لذت برد .
داستان فیلم به شدت ادمو جذب خودش میکنه ... داستان فیلم در مورد یه خانوداه سه نفری هستش ( پدر مادر و دختر ) .

این دختر گاهی اوقات در تصورات خودش وارد یه دنیای دیگه ای میشه .... و از طریق همین راه یه کارایی میکنه که باعث وحشت
پدر و مادرش میشه .... داستان فیلم به این صورت ادامه پیدا میکنه که یه بار که این دختر با مادرش در جاده مشقول رانندگی هستن بر اثر
یه سوتفاهمی که با یه پلیس زن پیش میاد و اونا رو تعقیب میکنه از یه دنیای دیگه ای سر در میارن به نام سایلنت هیل ... البته بر اثر تصادف .

وقتی مادر به هوش میاد میبینه که دخترش ناپدید شده .... میره دنبالش ولی هر چی میگرده چیزی پیدا نمیکنه ...البته بعضی جاها احساس میکنه که دخترش رو
میبینه ولی هر چی دنبالش میکنه نمیتونه بهش برسه.... پلیس زن هم که اولش به اینا مشکوک بود یواش یواش شکش برطرف میشه و میخواد بهشون کمک کنه .
ولی دراین شهر متروکه با انواع و اقسام موجودات عجیب و غریب روبه رو میشن....واقعا صحنه هایی که این هیولاها رو نشون میده جالب در اومده .
تلاش این مادر برای پیدا کردن دخترش واقعا قابل ستایش هستش ... مادر با شجاعت تمام وارد مکانهایی میشد که فقط عشق مادر و فرزندی میتونه
همچین قدرتی رو به یک زن بده .
در طول فیلم اتفاقات خیلی زیادی میفته ...یه تعداد از مردم شهر که هنوز زنده هستن در مواقع خطر تنها جایی که میتونن برن و اونجا امنیت دارن یه کلیسا هستش .

این قسمت پایین رو داخل اسپویلر میذارم ... چون هر کسی که خواست فیلم رو ببینه این قسمت رو نخونه  

[spoil]یه صحنه فیلم که خیلی تاثیر بدی روی من گذاشت , بلایی بود که اون مردم رو پلیس آوردن .... اونا اون پلیس رو زنده زنده توی آتیش سوزوندن .
حتی میخواستن دختر رو هم بسوزونن که باز هم مادر فداکارش نذاشت این اتفاق بیفته ... البته من مطمئن بودم که این مادر زودتر میرسه و نمیذاره
که اون پلیس رو اونجوری بسوزونن ... ولی کاملا اشتباه کردم ...ولی از شجاعت پلیس خیلی لذت بردم ...تا آخرین لحظه ای که داشت میسوخت
غرورش و عقیده اش رو حفظ کرد ... آفرین به شجاعتش .
البته آخر سر انتقام بدی از این مردم گرفته میشه و باعث نابودیشون میشه .... حقشون بود .[/spoil]

به هر حال حتما این فیلم رو ببینین ... مطمئن باشین پشیمون نمیشن .
صحنه اخر فیلم هم که این مادر و دختر به خیال خودشون برمیگردن خونشون خیلی تاثیر گذار هستش .... خیلی زیاد .

Captain

Captain



نماد کاربر
پست ها

340

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 6 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 11 اسفند 1385 12:13

آرشيو سپاس: 55 مرتبه در 26 پست

توسط Atlantis » پنج شنبه 7 تیر 1386 22:24

FRAGILE


 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

کارگردان:
Jaume Balagueró

بازیگران:
Calista Flockhart...Richard Roxburgh...Elena Anaya...Gemma Jones...Yasmin Murphy...Colin McFarlane...Michael Pennington

سبک:
Thriller / Horror

اکران:
14 October 2005 (Spain)
سلام
بازم یه فیلم اروپایی دیگه از سینمای وحشت .... محصول کشور اسپانیا.....راستش باید بگم که خیلی فیلم خوش ساختیه .
عمده داستان فیلم هم در یک بیمارستان سپری میشه که در طی سالهای گذشته طبه بالایی بیمارستان
در اثر یه اتش سوزی متروکه میشه واستفاده ای ازش نمیشه .
طبقه اول این بیمارستان هم مخصوص بچه هاست .... بچه های این بیمارستان دائما در مورد یه موجودی صحبت
میکنن که دست و پاهاش با زنجیر بسته شده و دائما باعث وحشت اونا میشه .

هر زمان که یکی از بچه ها خوب میشه و نوبت مرخص شدنش از بیمارستان میرسه این موجود یکی از استخونهای
همون بچه رو میشکونه و نمیذاره که اون بچه از بیمارستان خارج بشه .
با ورود یه پرستار جدید به بیمارستان که تقریبا نقش اول رو هم داره و دوستی این پرستار با یکی از بچه ها , این موضوع
جریان جدی تری به خودش میگیره ... هیچ کسی حرفهای بچه ها رو باور نمیکنه ... تا اینکه این پرستار خودش با چشماش یه چیزایی رو میبینه .
ولی هر چی میخواد بقیه رو قانع کنه موفق نمیشه تا اینکه جریان به گونه ای پیش میره که داستان با هیجان زیادی دنبال میشه.
واقعا فیلمه قشنگیه ...به خصوص صحنه هایی که پرستار وارد اون قسمت متروکه بیمارستان میشه تا حقیقت ماجرا رو با چشماش ببینه
خیلی هیجان اور هستش ....  جملات آخر فیلم هم خیلی با معنیه .... حتما ببینین .
چون تاپیک سنگین نشه عکسها رو تو اسپویلر میدارم تا هر کی دلش خواست ببینه ..... آخه  معرفی فیلم بدون عکس جالب در نمیاد ... اینجوری دیگه فکر نکنم مشکلی باشه .

[spoil]
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
[/spoil]

Captain

Captain



نماد کاربر
پست ها

340

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 6 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 11 اسفند 1385 12:13

آرشيو سپاس: 55 مرتبه در 26 پست

توسط Atlantis » شنبه 9 تیر 1386 00:20

Predator  


 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

کارگردان :
John McTiernan

بازیگران:
Arnold Schwarzenegger....Carl Weathers....Elpidia Carrillo....Bill Duke....Jesse Ventura....Sonny Landham....Richard Chaves

سبک:
Action / Horror / Sci-Fi / Thriller

اکران:
12 June 1987
USA

سلام دوستان
راستش این فیلمی که میخوام در موردش بگم جدید نیست .... تنها دلیلی که من دارم در مورد این فیلم میگم خاطراتی هستش که من از این
فیلم دارم .
من این فیلمو چندین سال پیش دیدم ... ولی هر وقت به یادش میفتم نمیتونم هیچ فیلم دیگه ای رو باهاش مقایسه کنم ( از نظر ساخت فیلم )
داستان فیلم در مورد یه عده کوماندو هستش که وارد یه جنگلی میشن .... اونا به همه چی فکر میکردن غیر از یه هیولای
عجیب و نامرئی .... این هیولا این قابلیت رو داره که خودش رو نامرئی کنه .
هر چی که از فیلم میگذره تمام افراد اون گروه یکی یکی توسط این موجود کشته میشن .... طبق معمول هم باید ارنولد حساب این هیولا رو برسه .
حالا تعقیب و گریز این دو نفر شروع میشه .... واقعا صحنه های فیلم و نامرئی و مرئی شدن و حسی که فیلم ایجاد میکنه خیلی عالیه .

در یکی از صحنه های فیلم وقتی که این دو نفر مشغول مبارزه هستن , یک دفعه کار به جایی میرسه که ارنولد احساس میکنه که الان دیگه
کارش تمومه ... ولی بر اثر یه اتفاق ساده و چیزی که ارنولد فکرش رو هم نمیکرد نجات پیدا کرد .... یعنی بالاخره تونست که نقطه ضعف
اون هیولا رو پیدا کنه .... حالا دیگه من نمیگم نقطه ضعف هیولا چی بود .... بهتره که خودتون ببینین .

یه نکته جالبی رو هم بگم و اونم اینه که من قبلا یه جایی دیدم یا خوندم ( دقیقا یادم نیست) که نقش اون هیولا رو" ژان کلود ون دام " بازی کرد .
فکر کنم اون موقعها هنوز اونقدر معروف نبود .... به هر حال فیلم خیلی قشنگیه .... ازدست ندینش .


[spoil]
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
[/spoil]

Captain

Captain



نماد کاربر
پست ها

340

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 6 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 11 اسفند 1385 12:13

آرشيو سپاس: 55 مرتبه در 26 پست

توسط Atlantis » سه شنبه 12 تیر 1386 21:48

THE CROW : SALVATION


 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

کارگردان:
Bharat Nalluri

بازیگران:
Kirsten Dunst...Eric Mabius...Fred Ward...Jodi Lyn O'Keefe...William Atherton...K.C. Clyde...Bruce McCarthy...

اکران:
14 June 2000 (USA)

سبک:
Action / Crime / Drama / Fantasy / Horror / Thriller

سلام دوستان

اینجا مثل اینکه کسی فیلم هم نمیبینه .... صاحب تاپیک که نیستن ...Ines جان هم که نیستن ...پس خودم ادامه میدم .

داستان فیلم در مورد یه توطئه ای هستش که یه عده بر علیه یه دختر و پسر جوون که نامزد همدیگه هستن ترتیب میدن .
پسر رو به جرم کشتن نامزدش دستگیر میکنن واونوبه اعدام با برق محکوم میکنن .... زمان اجرای حکم میرسه .... والدین
اون دختر و خواهرش در محل حاضر هستن .... با حضور ماموران اعدام , حکم اجرا میشه ..... جسد به سرد خونه منتقل میشه
ولی ........

ولی داستان به صورت دیگه ای ادامه پیدا میکنه .... اون جوون بیگناه , یه جوری دوباره برمیگرده به این دنیا تا انتقام خودش
و نامزدش رو از قاتل اصلی و همدستاش بگیره ..... حالا اینکه چه طوری تونست برگرده به این دنیا بماند .

همراه با برگشتش به این دنیا یه کلاغی هم همیشه همراهش هستش ....هر وقت که نوبت انتقام از یکی از اونا میرسه اول این کلاغ
با صداش به اون طرف , بهش میفهمونه که دیگه یواش یواش کارش تمومه .... و بعد اون پسر جوون وارد عمل میشه و مرگ رو به
قاتلای نامزدش  هدیه میده !!
لحظه هایی که اونا با این پسر روبرو میشن براشون غیرقابل قبوله.... اخه چه طوری ممکنه که یه ادمی که مرده دوباره زنده بشه .
حالا نوبت میرسه به قاتل اصلی ... با کمک خواهر نامزدش و با کمک نشونه هایی که از قاتل اصلی داره , بالاخره اونو پیدا میکنه .
اینکه چه طوری این کارو میکنه و اینکه چه طوری انتقامش رو میگیره چیزیه که باید خودتون ببینین .
صحنه های اول فیلم که اعدام کردن پسره رو نشون میده احساس بدی به ادم دست میده .... ولی وقتی بعدش میبینی که دوباره برگشته
به این دنیا احساس خوب جای احساس بد رو میگیره .
من که خودم از فیلم خوشم اومد .... شاید شما هم خوشتون بیاد .

[spoil]
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
[/spoil]

Captain

Captain



نماد کاربر
پست ها

340

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 6 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 11 اسفند 1385 12:13

آرشيو سپاس: 55 مرتبه در 26 پست

توسط Atlantis » پنج شنبه 14 تیر 1386 15:02

The Cable Guy


 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

کارگردان :
Ben Stiller

بازیگران:
Jim Carrey...Matthew Broderick...Leslie Mann...Jack Black...George Segal...Diane Baker

اکران :
14 June 1996 (USA)

سبک فیلم:
Comedy / Drama / Thriller


سلام
قبل از هر چیزی باید بگم که به نظرم پوستر اصلی فیلم ( همینی که خودم هم زدم اینجا) اصلا مناسب و درست طراحی نشده .... شاید به خاطر
اسم جیم کری یه همچین حالتی رو به پوستر دادن ... الان دیگه یه جوری شده که هر کی اسم جیم کری رو توی یه فیلمی ببینه فکر میکنه که اون
فیلم باید فقط کمدی و طنز باشه .... البته در بیشتر موارد درسته ولی این فیلم یه فرق اساسی میکنه ... واسه همینه که میگم پوستر این فیلم رو باید بیشتر
بهش بها میدادن ....حالا میگم واسه چی .
قبل از اینکه برم سراغ داستان این فیلم باید یه چیز دیگه ای رو هم بگم ... ببینین این برداشتی که من از این فیلم کردم کاملا شخصیه ... یعنی ممکنه یه نفر دیگه ای
پیدا بشه و یه برداشت کاملا متضادی از این فیلم داشته باشه .... به نظر من این فیلم کاملا یه فیلم درام هستش  که بعضی جاهاش هم طنز رو با خودش داره.... حالا شاید
یکی دیگه بگه که این یه فیلم کمدی هستش .
داستان فیلم هم اینجوریه که جیم کری در ظاهر شغلش اینه که تلویزیون کابلی واسه مردم وصل میکنه .... یه روزی هم نوبت یه مرد جوونی میرسه به اسم استیون(Matthew Broderick)
جیم کری یه جور شخصیت خاصی داره ...نه سالمه نه دیوونه ....نه ارومه و نه مردم ازار ....جیم کری خیلی تنهاست ... دنبال یه دوست میگرده  ..... اگه یکی همین جوری از روی  تعارف یا هر چی دیگه
به جیم کری بگه " دوست من " یا بگه "رفیق من" این اقای جیم کری ساده دل فکر میکنه که اونا از این به بعد دیگه با هم رفیقن  ....  دیگه با هم دوستن و باید تا ابد با هم بمونن  .
به هر حال .... جیم کری میاد خونه استیون ووقتی کارا رو که انجام داد میخواد بره که بر اثر همون چیزی که گفتم استیون خودشو بیچاره میکنه .... استیون بهش میگه دوست من و این جیم کری هم باور میکنه و
کاملا سعی میکنه خودشو به استیون نزدیک کنه .
خود استیون هم با یه دختری میخواد ازدواج کنه ...ولی فعلا رابطشون زیاد جالب نیست ... یعنی ترجیح دادن یه مدت از هم دور باشن .
به هر حال داستان ادامه پیدا میکنه ... جیم کری خودش رو گاهی وفتها به استیون تحمیل میکنه .... به زور میخواد یه کاری کنه که استیون اونو دوستش داشته باشه .... بعضی جاها واقعا میشه نهایت درماندگی و التماس
رو توی چشمهای جیم کری ساده دل دیدش .... اون همش میخواد یه جوری جلب توجه کنه پیش استیون ..... البته استیون هم بعضی جاها خوب تحویلش میگیره .... حتی جیم کری هم سنگ تمام میذاره و باعث آشتی استیون با دختر مورد علاقش میشه ولی در نهایت داستان یه جوری پیش میره که توی یه شب بارونی استیون یه حرفهایی رو به جیم کری میزنه که نباید میزد ... بهش میگه تو دوست من نیستی ... بهش میگه دیگه نمیخوام ببینمت .

جیم کری باورش نمبشه ... واقعا باور نمیکنه .... به همین راحتی همه چی تموم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

جیم واسه دوستش کلی کارا کرد ... حتی اونو با دختر مورد علاقش آشتی داد .... ولی حالا چی داره میشنوه ؟؟؟؟؟؟

جیم بعدش هم دست به یه کارایی میزنه که نباید میزد .... یعنی مثلا میره به خیال خودش انتقام میگیره .... البته انتقام گیریهاش هم یه جورایی اثبات محبتش بود ... تا اینکه آخر فیلم میبینیم که ......   خودتون ببینین

  
اگه میخواین فیلم رو ببینین پایینی رو نخونین .... چون آخرش رو یه جورایی لو میدم .

[spoil]نظر شخصیم در مورد آخر فیلم : اصلا و به هیچ وجه جالب تموم نشد ... به نظرم اگه جیم کری آخرش میمرد بهتر بود ... یعنی با اون سقوط و اون جوری زنده موندن  اصلا جالب نبود .
حداقل اگه میمرد شاید دل استیون براش میسوخت که چرا اون حرفها رو به جیم زده بود . [/spoil]

عکسهای فیلم : نمیدونم چرا عکسهای درست و حسابی از این فیلم پیدا نمیشه .
[spoil]
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
[/spoil]

Moderator

Moderator



نماد کاربر
پست ها

1045

تشکر کرده: 2 مرتبه
تشکر شده: 18 مرتبه
تاريخ عضويت

شنبه 31 تیر 1385 12:05

محل سکونت

بزقوش?؟قافلانکوه

آرشيو سپاس: 2482 مرتبه در 522 پست

توسط achachi98 » پنج شنبه 14 تیر 1386 15:59

wolf156, رویا و Ines, بابت مطلباتون ممنون :D


و شما رویاجان :D  :)
من راستشو بخواي 10 روزه اينا اينجارو ديدم و واقعا جالب بود چون من جزو اون کسايي هستم که دوست دارم از قبل ماجراي فيلم رو ببينم و بعدش نگاه کنم يا کلا ماجراي فيلم رو بدونم کافي و فيلم رو هم نگاه نکنم برام زياد مهم نيست

راسشتو بخواي رويا جون اين مقدمه چيني واسه اون بود که بگم اين فيلم Predator مي شه تا آخرش بگي چي شد البته خلاصه هم باشه اشکال نداره فقط اون ضعف  هيولاه چي بود ميشه يزرشو بگي(يعني يه جوري بگو که ما نريم نگاش کنيم ديگه :-) )
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

Atlantis اگر اومدی به من pm بده  منتظرتم

قبليبعدي

 


  • موضوعات مشابه
    پاسخ ها
    بازديدها
    آخرين پست

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 1 مهمان