در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه‌ي مباحث فيلم و سينما به بحث بپردازيد
Old Moderator

Old Moderator



نماد کاربر
پست ها

2833

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 7 مرتبه
تاريخ عضويت

پنج شنبه 10 فروردین 1385 13:39

آرشيو سپاس: 745 مرتبه در 213 پست

کودکی که بزرگ شد، اما موش‌ها را از یاد نبرد

توسط Leila » يکشنبه 9 اردیبهشت 1386 01:04

"شهر موش‌ها" نخستین فیلم کودک مطرح در سینمای پس از انقلاب است که با تکیه بر سابقه ذهنی مخاطبان خود و البته حضور حرفه‌ای مجموعه عوامل توانست موفقیت خوبی در گیشه به دست آورد و بدل به فیلم خاطره‌انگیز دوران کودکی بسیاری شود.
به گزارش خبرنگار مهر، فیلم "شهر موش ها" سال 1364 با تفکری هوشمندانه به عرصه سینمای یک وجهی دهه 60 وارد شد. فیلم تحت تأثیر مجموعه موفق "مدرسه موش ها" بود که چند دوره پشت سر هم از برنامه کودک تلویزیون پخش می شد. مجموعه حول محور مدرسه ای شکل گرفت که دانش آموزان آن موش هایی بازیگوش با کاراکترهای مختلف و ملموس برای کودکان بودند و نام هر یک هم وام گرفته از خصوصیت ظاهری یا رفتاری آنها بود: کپل، دم باریک، سرمایی، گوش دراز، نارنجی، دم دراز و ... این وجه به مخاطب خردسال و کودک کمک می کند تا خیلی سریع با کاراکترها ارتباط برقرار کنند. به نوعی یک راه میانبر با تکیه بر تیپ سازی به نوعی متفاوت.



حضور موش ها در مدرسه و معلمی که تنها نماینده بزرگسالان در مجموعه به شمار می رفت، کمک می کرد تا فضا و روابط از محدوده مسائل و دغدغه های کودکان خارج نشود و به نوعی پتانسیل قصه در جبهه آنها متمرکز بماند. لوکیشن ثابت کلاس درس، شخصیت های ثابت، موقعیت مشابهی که معمولاً به زمان انتظار بچه ها برای آمدن معلم به سر کلاس محدود می شد و همینطور طنز و فانتزی موجود در کلیت اثر کمک می کرد که جنس قصه ها در عین تشابه، از تنوع موضوعی برخوردار باشد و همان تمرکز اشاره شده را به عنوان نقطه قوت کار حفظ کند.

در دهه 60 پخش چنین برنامه ای در فقدان برنامه های جذاب و بخصوص طنز آن هم از دو شبکه تلویزیونی، اتفاق مهمی به شمار می رفت و بی دلیل نبود که حتی مخاطب بزرگسال را به تماشا جذب کرد. هر چند از گروه حرفه ای عروسک گردان این مجموعه نباید گذشت، هنرمندانی که اکثرشان امروز تخصص حرفه ای خاصی دارند و وجهه خود را تثبیت کرده اند.

با این پسزمینه اندیشه ساخت یک فیلم سینمایی از این مجموعه کودکانه می توانست جاه طلبانه باشد و موفقیت فیلم را از دو وجه  تضمین کند: استقبال از فیلم و جدی گرفته شدن سینمای کودک در پس این استقبال. هر دو این وجوه قابل پیش بینی بودند و فارابی وارد این معادله از پیش تعیین شده برای ساخت یک فیلم سینمایی از این مجموعه کودکانه موفق شد. فیلمی که با حضور دو کارگردان و تقسیم وظایف حرفه ای، نگاهی رو به جلو داشت: شاید آن زمان تخصص های کارگردان سینمایی و عروسکی خیلی قابل تفکیک نبودند، اما محمدعلی طالبی و مرضیه برومند با قبول این همکاری حرفه ای، به وجهه تخصصی هنر سینما و موفقیت هر چه بیشتر فیلم دامن زدند.

"شهر موش ها" بر مبنای فیلمنامه ای از احمد بهبهانی، با قصه ای متأثر از مجموعه "شهر موش ها" ساخته شد. محدودیت و تک لوکیشنی بودن مجموعه با رویکرد نویسنده گسترش پیدا کرد و همان دانش آموزان و معلم این بار برای مهاجرت به شهری بزرگتر و پیوستن به اجتماع بزرگ موش ها از مدرسه همیشگی خارج شدند. به این ترتیب علاوه بر حضور شخصیت های جدید و متنوع به نوعی اجتماع موش ها محور قرار گرفته و به تصویر درآمد. تصویر کردن یک اجتماع فانتزی و طبعاً خلق مناسبات غیرواقعی که می تواند نامحدود باشد، از نقاط قوت فیلمنامه است که دست نویسنده را باز گذاشته تا روی تخیلات خود با توجه به تعاریف اولیه مجموعه مانور دهد.

از آنجا که فیلم های کودک بخصوص آنها که فانتزی هستند برای پیوند پیدا کردن با مناسبات روزمره زندگی باید واجد جنبه های اخلاقی و آموزنده باشند، معمولاً گونه ای از این داستان های اخلاقی وارد قصه می شوند. مفهوم ایستادگی در برابر ظلم، زورگویی، مقابله با دشمن، تحمل سختی، اتحاد و ... از مفاهیمی است که در قصه فانتزی "شهر موش ها" به آن پرداخته می شود. طراحی حمله دشمن در قالب گربه ای که قصد حمله به شهر و نابودی نسل موش ها را دارد، ترس اولیه و فرار از مسئولیت، حضور یک نجات دهنده در قالب کاراکتر موشیرو میشونه که با تکیه بر مهارت های رزمی خود موش های ترسیده را به ماندن، دفاع و مبارزه دعوت می کند، از مفاهیمی هستند که در یک فیلم جدی و رئال هم می توانند وجود داشته باشند.

اتفاقاً این مسائل، موضوع روز کشور ما در همان دهه شصت هم بودند و حالا قالب فانتزی، کودکانه، عروسکی و طنز فیلم کمک کردند این مفاهیم جدی و رئال با زبانی متفاوت و ملموس در ذهن کودکان ثبت شود و رسالت آموزشی فیلم هم به خوبی تأمین شود. وجه موزیکال فیلم هم از ویژگی هایی است که نبض مخاطب کودک را در دست می گیرد و می تواند حتی تلخی و جدی شدن فیلم را در بخش هایی تعدیل کند، بخصوص که هماهنگی خوبی بین موقعیت، ترانه و آهنگسازی فیلم انجام شد و ترانه های فیلم مدت ها بر زبان مخاطب باقی ماند درست مانند ترانه تیتراژ مجموعه تلویزیونی "َمدرسه موش ها" که ماندگار شد.

فیلم از وجه حرفه ای کار عروسکی هم می تواند تجربه ای مثال زدنی محسوب شود. عروسک گردان هایی که شاید آن روز وجهه حرفه ای کنونی را نداشتند و یک مجموعه کاملاً حرفه ای: حضور مرحوم کامبیز صمیمی مفخم، حمید جبلی، فاطمه معتمد آریا، مریم سعادت، ایرج طهماسب، مسعود کرامتی، شاپور پورامین، عادل بزدوده، فریبا جدیکار و ... در فهرست عروسک گردان ها، حسن حسندوست دستیار کارگردان و تدوینگر، مسعود جعفری جوزانی مشاور هنری و ... در فیلمی که هر چند نتوانست جایزه ای جشنواره ای به دست آورد، ولی در تاریخ سینمای کودک ایران تثبیت شد.

در خلاصه داستان فیلم آمده است: بچه موش ها سر کلاس درس هستند. قاصد خبر می آورد که گربه ای در حوالی شهر دیده شده و از موش ها می خواهد به شهر بزرگ موش ها کوچ کنند. روز بعد، به دستور آقا معلم همگی راه شهر بزرگ را در پیش می گیرند. خطرات راه کوهستانی بچه موش ها را تهدید می کند، تصمیم می گیرند همراه آقا معلم و آشپزباشی از راه جنگل به شهر بزرگ بروند. عاقبت پس از گذشتن از خطرها، سالم و سلامت به شهر موش ها می رسند.


خبرگزاري مهر
اگر مي توانستيد خريدار باور باشيد، كدام باور از همه برايتان مفيد تر بود؟؟

 


  • موضوعات مشابه
    پاسخ ها
    بازديدها
    آخرين پست

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 4 مهمان