در اين بخش مي‌توانيد در مورد فیزیک نسبیت و فیزیک کوانتوم و ... به بحث بپردازيد
Old Moderator

Old Moderator



نماد کاربر
پست ها

1575

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 12 مرتبه
تاريخ عضويت

شنبه 11 شهریور 1385 13:24

آرشيو سپاس: 252 مرتبه در 138 پست

خداوند هرگز تاس نمي اندازد

توسط Sardar » يکشنبه 30 اردیبهشت 1386 21:19

خداوند هرگز تاس نمي اندازد
آلبرت انيشتين
نوشته: سيدمحمدصادق ميرباقري
اصل هم ارزي:
دو چارچوب را در نظر مي گيريم:
1_ چار چوب مرجع بدون شتاب كه در آن ميدان گرانشي يكنواخت وجود دارد.
2_ يك چارچوب مرجع كه نسبت به يك چارچوب لخت داراي شتاب است ، اما در آن ميدان گرانشي وجود ندارد !
حال اگر شتاب ميدان گرانشي با شتاب چارچوب شتاب دار برابر باشد ((a= -G مي توانيم بگوييم كه اين دو چارچوب هم ارز يكديگر مي باشند به عبارت بهتر آزمايشات فيزيكي كه در اين دو چارچوب در شرايط يكسان انجام گيرد به نتايج يكساني منجر مي شود .
مثال:
فرض كنيد يك سفينه روي زمين (قبل از پرتاب به فضا) ساكن باشد . اشياي رها شده با شتاب –g به سمت پايين سقوط مي كنند . اين سفينه پس از پرتاب و خروج از اتمسفر زمين ودر جايي كه ميدانهاي گرانشي به شكل متمركز وجود ندارند(شرايط بي وزني) با شتابa=g به سمت جلو در حركت است .
در اين حالت نيز اشياي رها شده با شتاب –a يا همان (-g) به سمت پايين سفينه سقوط خواهند كرد .
پس هر دو آزمايش به نتايج يكساني انجاميد . اين همان اصل هم ارزي انيشتيناست .
جابجايي به سوي سرخ گرانشي: (نسبيت عام)
انرژي و فركانس نور در اثر صعود در يك ميدان گرانشي كاهش يافته و يا به عبارت ديگر طول موج آن افزايش مي يابد . و نيز مي دانيم كمترين طول موج در بين نور هاي مرئي متعلق به قرمز (سرخ)است .
در نتيجه رنگ ها به سمت سرخ جابجا مي شوند كه به اين پديده جابجايي به سوي سرخ گرانشي مي گويند !
بايد بدانيم كه عكس اين مساله نيز به طور كامل صادق است يعني انرژي و فركانس نور در اثر سقوط در يك ميدان گرانشي افزايش پيدا مي كند .
اگر بحث مربوط به جابجايي به سوي سرخ گرانشي را بپذيريم ، مي توانيم به بررسي زمان ، تحت ميدانهاي گرانشي بپردازيم .
زمان ، تحت ميدانهاي گرانشي: (نسبيت عام)
اكنون بياييد فرض كنيد در فاصله خاصي از يك ميدان گرانشي يكنواخت و متمركزي (ستاره/سياره) قرار گرفته ايد و مي خواهيد پيامهايي را به سطح ستاره يا سياره ي مورد نظر بفرستيد .
نقطه اي كه شما در آن واقع هستيد راA و نقطه اي كه پيامهاي شما را دريافت مي كند B
بناميد و فاصله ي بين A تا B را همواره ثابت فرض كنيد .
اگر جابجايي به سوي سرخ گرانشي را پذيرفته باشيد ، خواهيد پذيرفت كه فركانس دريافتي در آشكارساز B بيشتر از فركانسي است كه شما از نقطه ي A فرستاده ايد .
به هر حال آشكارساز B همان تعداد مشخص ارتعاشاتي را كه A فرستاده است دريافت خواهد كرد.
پس اين اختلاف دريافت ها در واحد زمان را چگونه توجيه خواهيم كرد ؟
با توجه به اينكه فركانس عبارت است از تعداد نوسانات در واحد زمان ،پس آيا اختلاف در فركانس نمي تواند ناشي از اختلاف در زمان باشد ؟
به طور قطع اين اختلاف در فركانسها بايد ناشي از اختلاف زمان باشد . يعني آهنگ كار ساعت A با آهنگ كار ساعت B متفاوت است .
مي گوييم :
ساعتهايي كه در ناحيه اي با پتانسيل گرانشي زياد قرار دارند ،
از ساعتهايي كه در ناحيه اي با پتانسيل گرانشي كمتر قرار دارند ،
تند تر كار مي كنند .
پارادوكس دوقولو ها يا پارادوكس ساعت ها (نسبيت خاص)
اگر به نسبيت خاص انشتين مراجعه كنيم خواهيم فهميد ساعتهاي متحرك نسبت به ساعتهاي ثابت كندتر كار مي كنند .
دو ساعت را كه نسبت به هم ساكن هستند را با هم همزمان مي كنيم . يكي از ساعتها را درون سفينه اي قرار مي دهيم كه با سرعت u نسبت به ساعت اول به مدت t حركت مي كند .
حال كه مي دانيم ساعت اول چه عددي را نشان مي دهد ، سوال اين است كه ساعت دوم چه عددي را نشان مي دهد ؟
آلبرت انيشتين اينگونه بيان مي كند كه ساعت دوم عدد T را نشان مي دهد كه از رابطه زير بدست مي آيد .
T = t √[1-(u/c)^2
پارادوكس دوقلوها :
تيم و جيم دو قولوهاي هم ساني هستند كه بيست سال سن دارند ، تيم كه ماجراجوتر است تصميم مي گيرد به يكي از ستارگان نزديك زمين كه به فاصله ي 35 سال نوري از زمين قرار دارد سفر كند .
سفينه ي تيم در نوع خود بي نظير است و مي تواند به سرعت شتاب بگيرد و در مدت كمي به سرعت 0.99C برسد . وقتي به آنجا مي رسد آنجا را جاي ناخوشايندي مي يابد و با همين سرعت به زمين باز مي گردد .
هنگامي كه از سفينه پياده مي شود شگفت زده مي شود . همه جا تغييرات خيلي زيادي را مشاهده كرده و هنگامي كه وارد خانه خود ، كه به سختي پا بر جا مانده بود مي شود ، برادر خود را فرد سالخورده و فرتوت مي يابد ، در حالي كه خود كمتر از 10 سال از عمرش گذشته است !
آلبرت انيشتين در مورد ساعتها و هم زماني مي گويد :
نگوييد كه قطار ساعت 7 به ايستگاه مي رسد . بلكه بگوييد رسيدن قطار به ايستگاه و نشان دادن ساعت 7 توسط عقربه هاي ساعت هم زمان است !
مي دانيم ساعتهاي اتمي دقيق ترين ساعتهايي هستند كه بشر تا به حال داشته است !
اما آيا مي دانيد يك ساعت اتمي چگونه كار مي كند ؟
فركانس نور گسيل شده ، از اتمها يي كه به نحو مناسبي تحريك شده اند ، اغلب با دقت بسيار زيادي ثبت مي شوند . تا آنجايي كه مي دانيم اتمها از ابتداي پيدايش تاكنون تغييري نكرده اند و همچنين مطمئن هستيم كه طي قرنهاي آينده نيز تغيير نخواهند كرد ، و عواملي همچون آتش سوزي ، زمين لرزه ، يا جنگ و مانند آنها اتمها را در معرض نابودي قرار نمي دهند . از اين رو تابشهاي اتمي ، استاندارد هاي زماني بسيار مطلوب و ماندگاري هستند .
امروزه يك ثانيه عبارت است از 9,192,631,770 بار دوره ي تناوب نوسان مربوط به يك گذر اتمي ويژه ي اتم سزيم .
به طور معمول در تمامي آزمايشهايي كه به تعيين بسيار دقيق فاصله هاي زماني طولاني نياز دارند ، از ساعتهاي سزيم استفاده مي شود .
فرض كنيد اتم گسيل كننده ، ساعتي با شد كه آهنگ كار آن برابر با فركانس تابش باشد . بنا بر اين هرچه پتانسيل گرانشي محل اتم گسيل كننده زيادتر باشد فركانس آن در مقايسه با اتم مشابهي كه در محلي با پتانسيل گرانشي كمتر قرار دارد بيشتر است .
بهتر است بدانيد كه اين مطلب (رابطه ي گرانش و زمان) كه اولين بار توسط آلبرت انيشتين
بيان شده است ، توسط وي و ديگر فيزيك دانان به صور مختلفي تا به حال تعبير شده است .
يك سال پيش وقتي من به اين مطلب (رابطه ي گرانش و زمان) رسيدم ، نتوانستم آن را در وحله ي اول بپذيرم و توجيه جديدي را براي خود بيان كردم تا بتوانم اين موضوع را بهتر قبول كنم .
توجيهي كه شما در ادامه خواهيد خواند ، توجيه ديگري است كه شايد تا به حال نديده باشيد .
اين تعبير مي تواند تا حد زيادي به شما كمك نمايد تا رابطه ي گرانش و زمان را بهتر بپذيريد .
شايد بگوييد وقتي مطلبي را آلبرت انيشتين بيانمي كندما چشم بسته قبول مي كنيم .
اما من مي گويم: ممكن است قبول كنيد ،
اما تا هنگامي كه آن را براي خود توجيه نكنيد ،نمي توانيد بدان مطلب ايمان داشته باشيد !
توجيه تغييرات زمان تحت ميدانهاي گرانشي به بيان روشن تري از اصل هم ارزي و نسبيت خاص
با توجه به اصل هم ارزي مي دانيم نتايج آزمايشات فيزيك كه در شرايط يكسان، در چارچوبهاي هم ارز انجام مي گيرد ، يكسان است .
فرض كنيد كه شما در بلندترين طبقه از بلندترين آسمان خراش دنيا هستيد . به داخل آسانسور مي رويد و دكمه ي مربوط به طبقه ي مورد نظر را فشار مي دهيد . در همين لحظه كابل آسانسور پاره شده و ترمز هاي آن نيز عمل نمي كنند !
آسانسور در حال سقوط است وشما وحشت زده احساس بي وزني مي كنيد !
گويي هيچ ميدان گرانشي بر شما اثر نمي كند ! شما احساس بي وزني مي كنيد !
شما با سرعت به سمت پايين سقوط مي كنيد !
مي دانيم اگر نسبت به يك چارچوب سرعت داشته باشيم آهنگ كار ساعت ما ، به همان نسبت كند تر خواهد شد !
آيا آسانسور در حال سقوط نسبت به مرجع گرانشي خود سرعت ندارد ؟ !
آيا آسانسور در حال سقوط هم ارز يك چارچوب بدون گرانش نيست ؟ !
( در اينجا علامت تساوي به معناي هم ارز بودن چار چوبهاست )
چارچوب متحرك = آسانسور در حال سقوط = چارچوبهاي ثابت و بدون گرانش
آيا در هر سه چارچوب ، آهنگ كار ساعت ها كندتر نمي شود ؟
آيا آهنگ كار ساعت ها در چارچوبهايي كه داراي ميدان گرانشي هستند تندتر نيست ؟
به نقل از هوپا
هیهات منا الذلة

New Member



نماد کاربر
پست ها

9

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

چهارشنبه 21 شهریور 1386 13:47

آرشيو سپاس: 0 مرتبه در 0 پست

توسط behzad tahmaseb zadeh » پنج شنبه 22 شهریور 1386 21:56

درسته که اصل کار همون فيزيکه

ولي اين مساله از بعد فلسفي هم  در ما قبل انيشتين بررسي مي شده

Major I

Major I



نماد کاربر
پست ها

390

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 1 مرتبه
تاريخ عضويت

يکشنبه 20 اسفند 1385 22:35

آرشيو سپاس: 23 مرتبه در 18 پست

توسط درودبرايران » پنج شنبه 22 شهریور 1386 22:09

کدوم مساله؟ ارتباط زمان با گرانش (که فکر نميکنم) يا اينکه خدا تاس نميندازه؟  :shock:
بايد امشب بروم...

New Member



نماد کاربر
پست ها

9

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

چهارشنبه 21 شهریور 1386 13:47

آرشيو سپاس: 0 مرتبه در 0 پست

توسط behzad tahmaseb zadeh » شنبه 31 شهریور 1386 06:02

خدا تاس نميندازه


چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 2 مهمان