در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه مباحث مرتبط با منظومه شمسي به بحث بپردازيد
Commander

Commander



نماد کاربر
پست ها

2440

تشکر کرده: 11 مرتبه
تشکر شده: 99 مرتبه
تاريخ عضويت

چهارشنبه 15 فروردین 1386 18:23

آرشيو سپاس: 16122 مرتبه در 1610 پست

منجمان بابل و ورود اسکندر

توسط Shahryar » يکشنبه 6 خرداد 1386 23:44

بر اساس کتیبه‌ای از بابل باستان -‌یکی از کتیبه‌های سرّی <یادداشت‌های نجومی> متعلق به 331 پیش از میلاد- که در موزه بریتانیا نگهداری می‌شود و به تازگی توجه اخترباستان‌شناسان را به خود جلب کرده، نزدیک به تاریخ ورود اسکندر مقدونی به بابل تعدادی پدیده نجومی رخ داده است. در این مقاله نگاهی می‌کنیم به نحوه ثبت وقایع نجومی و نقش و اهمیت آن‌ها در تعیین سیاست‌های حکومت‌های باستان.
* دکتر شاهرخ رزمجو، باستان‌شناس و پژوهشگر دوره هخامنشی،

شب فرا رسیده است. از فراز بالاترین طبقه زیگورات عظیم­ دشت‌های حاصلخیز میانرودان زیر نور مهتاب پیدا است. کاهن بابلی به آسمان می‌نگرد. رویدادی در راه است...‌


 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

بابل سابقه‌ی درخشانی در زمینه نجوم دارد. این شهر کهن امروز در خاک عراق است و بناهای باستانی بسیاری از آن باقی است. بابل در دوره هخامنشی بخشی از شاهنشاهی هخامنشی بود. نجوم بابلی بر مبنای رصد حرکات ستارگان و ثبت آن‌ها در کتیبه‌های گلی بوده است. پس از آنکه بابل به‌تصرف هخامنشیان در آمد، هیچ‌یک از فعالیت‌های بابلیان متوقف نشد، بلکه شهر و اهالی آن به‌زندگی عادی خود ادامه دادند. در کنار زندگی روزمره، فعالیت‌های نجومی بابل نیز نه تنها دچار وَقفه نشد، بلکه پیشرفت های مهمی در آن رخ داد. با پیوستن بابل به‌شاهنشاهی هخامنشی، مُغان (روحانیان) ایرانی وارد بابل و در آنجا ساکن شدند. مغان ایرانی، که خود از دیرباز با دانش ستاره‌شناسی آشنایی داشتند، با ستاره‌شناسان بابلی به‌تَبادل دانش خود پرداختند. در نتیجه آشنایی با دانش یکدیگر، دوران تازه‌ای در ستاره‌شناسی آغاز شد.۱ گرچه ظاهر این دانش، بابلی بود اما مُغان به‌سرعت به ‌صورت بازیگران اصلی نجوم در بابل در آمدند. به‌گونه‌ای که پس از دو یا سه قرن، دانش ستاره‌شناسی بابلیان با نام مغان ایرانی شناخته می‌شد. زمانی کَلدانی‌های ساکن بابل با این دانش اسرارآمیز آشنا بودند، اما مغانی که جانشین آن‌ها شدند توانستند این شُهرت را از آن خود سازند. در آغاز مغان را نیز با نام کَلدانی می‌شناختند. حتی نَسل‌های بعدی مغان ایرانی بابل برای خود نام‌های بابلی برگزیدند. اما به‌تدریج، مُغ‌ها توانستند جایگاه خود را در نجوم بابل باز کنند و کسانی شناخته شوند که اسرار بسیاری را می‌دانستند و می‌توانستند پیش‌بینی‌های نجومی و کارهای شگفت‌انگیز انجام دهند. البته در آن دوران اخترشناسی با اختربینی و طالع‌بینی آمیخته بود و مانند امروز مرز مشخصی میان دانش واقعی و باورهای سنتی وجود نداشت. در کتاب عَهد عَتیق، نام مغان حتی در متن‌های مربوط به‌پیش از هخامنشیان دیده می‌شود، مانند زمانی که نبوکدنصر، پادشاه بابل، خوابی دید و تعبیر آن را خواست:

<کلدانیان به‌حضور پادشاه جواب داده گفتند که کسی بر روی زمین نیست که مطلب پادشاه را بیان تواند نمود، لَهذا هیچ پادشاه یا حاکم یا سلطانی نیست که چنین امری را از هر مَجوسی یا جادوگر یا کلدانی بپرسد.>۲


در داستان ظهور مسیح، سه مرد دانا که به‌دنبال ستاره تازه ظاهر‌شده به‌بیتُ‌الَحم می‌روند تا ظهور‌ پادشاه تازه را بشارت دهند، سه مُغ هستند به‌نام‌های گاس­پار، بالتازار، و ملتیور. یکی از این سه تَن آشکارا نامی ایرانی دارد: گاسپار که ترکیبی از واژه اسب در آن دیده می‌شود. چنین نامی یادآور نام وایسپار، سردار داریوش در نبرد با شورشیان، است.۳ گرچه برخی آن را از ریشه <سپر> می‌دانند اما در هر صورت شَکی در ایرانی بودن آن نیست. اما بالتازار (بَلتَصَر) نامی بابلی است که یک مُغ بدین نام خوانده می‌شود. این نام نیز می‌تواند تلفظی مانند نام بلشَصَر باشد که در کتاب دانیال در عهد عتیق آمده است. بلشصر تلفظ عبری <بل-شَر- اوصّور> است، به‌معنای <خدای بل شاه را نگاه دارد>.

همه این موارد موجب شد تا مغان در مقام افرادی دارای دانش اسرارآمیز و جادویی شناخته شوند. واژه مَجیک(Magic) به‌معنای جادو در زبان‌های اروپایی در واقع از واژه Magus به معنای مُغ گرفته شده است.۴

یکی از سنت‌هایی که در بابل رواج داشت ثبت تغییرات آسمانی بود. این تغییرات را فردی ثبت می‌کرد که شبانه‌‌روز وظیفه داشت چشم به آسمان بدوزد و گزارش آن را در لوح‌های گلی ثبت کند. این گزارش‌ها <یادداشت‌های نجومی> ‌نامیده می‌شوند.۵ این رصدها در هنگام روز شامل بررسی و ثبت تغییرات آب و هوایی مانند ابر و باران نیز می‌شد. فایده این گزارش‌های رصدی این بود که منجمان با مراجعه به‌این نوشته‌ها و مطالعه آن‌ها می‌توانستند ارتباطی میان تغییرات آسمان، حرکت ستارگان، و رخدادهای زمینی بیابند. پیداست که در این میان، گاه موضوعات خُرافی نیز با آن می‌آمیخت. در دوره هخامنشیان این روند دقیق‌تر شد و اطلاعات بیشتری بر لوح‌ها ثبت شد.

در نوشته‌های کهن چنین آمده است که نزد ایرانیان سالروز تولد فرزندان بسیار مهم بوده است. پارسیان روز زایش فرزندان خود را به ‌خاطر می‌سپردند و در سالروز زایش کودکانشان آن روز را جشن می‌گرفتند. زندگی از نظر ایرانیان ارزش بسیار داشت و زندگی یافتن امری مقدس به‌شمار می‌رفت. در کتاب پنج رساله افلاطون، در گفتگویی که او با آلکیبیادس دارد، از اهمیت سالروز تولد نزد ایرانیان سخن می‌گوید.۶ به‌نظر می‌رسد همین دیدگاه یکی از عللی بود که سبب شد تا در دوره‌ی هخامنشی، اختربینی زایچه‌ای متولد شود. پیش از هخامنشیان، ستارگان را بدون توجه به‌زمان تولد شخص در زندگی و سرنوشت او موءثر‌ می‌دانستند. اما در دوره هخامنشی و در اختربینی زایچه‌ای، سرنوشت و حوادثی که بر افراد می‌گذشت براساس آرایش ستاره‌ها و اجرام آسمان در زمان تولد فرد شکل می‌گرفت.

مجله نجوم
يا علي گفتيم و عشق آغاز شد..

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب Shahryar تشکر کرده اند:
sokuteasemuni

 


  • موضوعات مشابه
    پاسخ ها
    بازديدها
    آخرين پست

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 0 مهمان