در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه‌ي مباحث فيلم و سينما به بحث بپردازيد
Old Moderator

Old Moderator



نماد کاربر
پست ها

2833

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 7 مرتبه
تاريخ عضويت

پنج شنبه 10 فروردین 1385 13:39

آرشيو سپاس: 745 مرتبه در 213 پست

"مادر" درگیر میان سنت و مدرنیسم

توسط Leila » پنج شنبه 14 تیر 1386 00:14

کاراکتر مادر در فیلم‌های سینمایی ایرانی سیری تدریجی از دوران سنتی به عصر مدرن داشته و حاصل این دوران گذار حضور زنانی مستقل در عرصه سینمای ایران است که گامی در سنت و گامی در مدرنیته دارند.
به گزارش خبرنگار مهر، برای تحلیل کاراکترهای مادر در فیلم های سینمای ایران با توجه به سیری که جامعه در طی این سه دهه داشته و عواملی چون گذر از دوره های تاریخی، نشانه های ورود به عصر مدرنیته و بروز آن در مناسبات و روابط اجتماعی و طبعا آسیب شناسی رفتاری، این کاراکتر هم نمودی متفاوت در فیلم ها داشته و می توان رویکرد به این کاراکتر را واجد چند نقطه برجسته اساسی دانست.

مادر سنتی اولین و ابتدایی ترین تعریف و نمود مادر در فیلم های سینمایی این کاراکتر در سینمای ماست. مادری با ویژگی های صرف مادر بودن که جلوه های انسانی او در فداکاری صرف و بدون چشمداشت خلاصه می شود. مادری که مستقل نیست و وابستگی های مادی و سنتی است که او را به عنوان مرکز و هسته اصلی خانه و خانواده حفظ می کند.

این مادر با نگاهی ورای جنسیت به کلی منکر بخش زنانه مادر است و اگر در موقعیتی تضعیف شده چون از دست دادن شوهر، تنها ماندن و ... قرار می گیرد به احیاء خصوصیات زنانه خود نمی پردازد. این مادر اگر هم تنهاست ناشی از جدایی که کنشی سنت شکن تعبیر می شود، نیست. بلکه مطمئناً مرد او را ترک کرده و سنت هم حکم می کند او به امور فرزندانش برسد تا بالاخره سر و کله مرد نادم و پشیمان پیدا شود یا از زندان یا از گمراهی.


مادر مدرن به نوعی نقطه مقابل مادر سنتی قرار می گیرد. مادری که محصول عصر مدرنیته است و دغدغه هایی ورای سیر کردن شکم فرزندان، خوشبختی و آسایش آنها دارد و مفهوم فداکاری برای او برابر با نفی هویت زنانه خود نیست. این مادر اگر هم دنباله رو جریانات سیاسی و پیشرو نباشد، به گونه ای دغدغه های ورای روزمره دارد و دستی بر نوشتن داشتن عام ترین نمود رفتاری اوست.

به علاوه درگیری های عاطفی این مادر به خصوص در موقعیت ترک شدگی که موقعیت آشنا برای مقطع مدرنیته است، به نوعی با دوگانگی او در ارجحیت وجوه مادرانه ـ زنانه همراه می شود و در نهایت آنچه برجسته می شود قدرت انتخابگری است که زن به خود اختصاص داده است.

مادر مستقل حد فاصل دو گونه قبلی مادر قرار می گیرد. مادری که به تعبیری یک گام در سنت و گامی دیگر در مدرنیته دارد. مادری که در عین بها دادن به مولفه های مادرانه خود و اهمیتی که برای حفظ کانون خانواده قائل است، با پشتوانه شخصیتی که می تواند برخاسته از استقلال مالی و اشتغال او به کار باشد، قادر به تحکیم قوانین خود در محدوده خانواده است. هر چند نصفه و نیمه و از همه مهمتر اگر هم وجوه زنانه خود را نفی می کند، این انکار از موضع قدرت و خودخواسته است نه موضع ضعف مادر سنتی.

"باشو، غریبه کوچک" بهرام بیضایی از نمونه های مادرانی است ک می توان به نوعی مستقل و مدیون خصوصیات تیپیک خاص دانست که از دوران گذار می آید. مادری که در نبود مرد، خانه و بچه ها را اداره می کند. ولی قدرت تعیین کنندگی خاصی دارد که در پذیرش یک بچه غریبه نمود پیدا می کند. واکنش او به نگاه بسته و محدود اهالی روستا که حضور باشو را در اجتماع کوچک خود پذیرا نیستند و با آغاز پچپچه ها واکنش نشان می دهند، به نوعی کنشی است مستقل که از یک زن روستایی در موقعیت تنها ماندن که معمولاً قدرت انتخاب را از زن سلب می کند تأثیرگذار است.

"مادر" مرحوم علی حاتمی از گونه مادرهای سنتی است که دغدغه هایش هم کاملاً مطابق همین رویکرد است. مادری که دغدغه ای جز دور هم جمع بودن فرزندان، خوشبختی و عاقبت به خیری آنها ندارد. اما همین انگیزه به قدری قوی است که موقعیت خطیر او را در روزهای پایانی زندگی برجسته کرده و آنها را به کنشی نامتعارف وامی دارد که به نوعی سنت شکن و نشدنی هم هست.

دور هم جمع شدن فرزندانی که فاصله های شخصیتی عمیق با هم دارند و حضورشان در کنار هم تنها ناشی از خواسته و میل مادر است. اینگونه است که رفتاری برخاسته از سنت بدل به کنشی سنت شکنانه می شود و حضور پسر عرب هم به این وجه دامن می زند. مادری که پسری که شوهر در تبعید صاحب او شده را میان فرزندان خود جای می دهد و رفتاری که با او دارد به نوعی غیرسنتی است.

"مسافران" بهرام بیضایی هم به نوعی متأثر از حضور و باور مادر سنتی است که این بار باور خود را به تأیید جمع می رساند و این تأثیر به قدری قوت پیدا می کند که حضور مردگان را واقعی جلوه می دهد. مادربزرگ این فیلم هر چند تفکرات و باورهای کهن و به نوعی ریشه دار در فرهنگی دارد که با زندگی ماشینی و عینی همخوانی ندارد، ولی همان خاستگاه اصیل و به نوعی ریشه دار است که ضامن عملی شدن باورهای ذهنی او می شود. آیا این جایگاه خطیر جز از موضع مادر بودن او می تواند مفهوم پیدا کند؟

"شب یلدا" کیومرث پوراحمد را باید از حضورهای متفاوت مادر سنتی محسوب کرد. این بار با مادری سر و کار داریم که هر چند نگرانی هایش منحصر به فرزند و زندگی اوست، ولی وقتی با حضورش در کنار او نمی تواند چیزی را عوض کند و در واقع او را از انزوا خارج کند، به کما می رود. با کما رفتن مادر است که حامد از پیله خودخواسته خارج می شود تا به تنهایی و آثار مخرب آن پایان دهد و روشنایی و عشق را به زندگی خود دوباره فراخواند.

"لیلا" داریوش مهرجویی را می توان تنها مادری نامید که بدون توانایی مادر شدن، شایسته قرار گرفتن در فهرست مادران نمونه سینمای ایران است. مادری مستقل و به نوعی مدرن که با آگاهی از قطعیت مادرنشدن خود، برای پدر شدن همسرش و صاحب فرزند شدن او به خواستگاری می رود. زنی که گره خودآزاری او زخمی از عصر مدرنیته است، ولی با پاسداشت فرزند و مقام مادرانگی به گونه ای سرسلسله همه مادران سینمای ایران قرار می گیرد.

"بانوی اردیبهشت" رخشان بنی اعتماد تصویرگر مادر مستقل دوره مدرن است. مادری که جامعه و مردم قصد خط بطلان کشیدن بر ویژگی ها و حقوق زنانه اش را دارند. اما او یاد می گیرد چطور خود و زن بودن را در کنار مادر بودن باور کند و به دیگران هم بقبولاند. مادری که با ترک شدن از سوی همسر رابطه عاطفی جدیدی را تجربه می کند و مشغله ای دارد که او را فراتر از روزمره و خانه به تلاش وامی دارد. پسر نوجوانی دارد که به نمایندگی از جامعه او را فقط یک مادر می خواهد و ... نمادین ترین کنش او در انتها این است که پشت تلفن خود را معرفی می کند (من فروغ هستم).

"زیر پوست شهر" رخشان بنی اعتماد نمونه تمام و کمال زن مستقل است. زنی که با استقلال شغلی گامی در سنت و گامی در مدرنیته دارد و دغدغه او تنها دور هم جمع کردن افراد خانواده در کنار هم خلاصه می شود. مادری که دغدغه های سیاسی، عاطفی و مالی مردان اطرافش در مقابل تلاش او برای بقا خانواده رنگ می بازد. زنی که می تواند از سر قدرت به مردش نه بگوید، مادری که دلسوز است اما نه محض و نه با معیارهای سنجش در دسترس ... یادتان است چگونه دختر حامله کتک خورده اش را به خانه شوهر بازگرداند؟

"گیلانه" رخشان بنی اعتماد نمونه تمام و کمال مادر سنتی است. مادری که فیلم فقط بر جلوه های فداکارانه وی متمرکز می شود. مادری که در عین ناتوانی پسرش اسماعیل دل به ازدواج او بسته و در اوج ناامیدی روزنه ای بسته پیدا می کند. پیدا شدن زن شهیدی که هر سال برای زیارت مزار همسر شهیدش به آن روستا می آید، بیش از هر چیز تصویر رویای ذهنی اوست تا یک واقعیت عینی و همان روزنه بسته!

"مهمان مامان" داریوش مهرجویی را باید مهمانی برای برجسته شدن یک مادر سنتی قلمداد کرد. مادری که بدون آنکه قدرت تعیین کنندگی خاصی داشته باشد، به نوعی شکست خورده می خواهد بر همه چیز و همه کس تأثیر بگذارد. اما واقعیت این است که بر افراد خانواده و همسایه هایش هم نتوانسته تأثیر بگذارد. مادری که بزرگ ترین انگیزه اش غذای خوب دادن به مهمان هاست.

"میم مثل مادر" مرحوم رسول ملاقلی پور به نوعی رویکردی سنتی دارد به مادر امروز. هر چند فیلم سعی دارد وجوه زنانه مادر را هم در این گونه مادر سنتی به نوعی لحاظ کند و درگیری های ذهنی او را به تصویر بکشد، اما کاراکتر سپیده بیش از هر چیز به بازخوانی نمونه مادر سنتی با همان دغدغه ها با اندک بازآفرینی در برش های شخصیتی بازمی گردد.

"خون بازی" رخشان بنی اعتماد هر چند تصویری از یک مادر مدرن، تک افتاده، درگیر با مناسبات روز جامعه است که درگیری عاطفی دارد و بار اعتیاد دختر جوانش را هم به دوش می کشد، ولی به نظر می آید رویکرد مدرن به مادر سنتی در این فیلم موجب شده به نوعی شاهد همان مادر سنتی در وجه مخرب اعتیاد باشیم که نیاز فرزند را فراهم می کند، حتی به بهایی جبران ناپذیر چون اعتیاد.


خبرگزاري مهر
اگر مي توانستيد خريدار باور باشيد، كدام باور از همه برايتان مفيد تر بود؟؟

 


  • موضوعات مشابه
    پاسخ ها
    بازديدها
    آخرين پست

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 9 مهمان