در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه‌ي مباحث فيلم و سينما به بحث بپردازيد
Captain II

Captain II



نماد کاربر
پست ها

412

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

سه شنبه 22 فروردین 1385 10:46

آرشيو سپاس: 64 مرتبه در 33 پست

توسط njmh » جمعه 1 دی 1385 23:51

نام كامل: CHERILYN SARKASIAN LA CHERPIERRE
نام هنري:CHER
تاريخ تولد:20 مي 1946.
محل تولد:كاليفرنيا امريكا.
شغل:خواننده-بازيگر، تهيه كننده.
قد:173 سانتي متر.
سبك:پاپ،راك،فولك.
تحصيلات:دبيرستاني در كاليفرنيا(اما ترك تحصيل كرد)
نام پدر:JOHN SARKASIAN-----كشاورز---ارمني.
نام مادر:GEORGIA HOLT
نام پدر ناتني:GILBERT LAPIER.
خواهر:GEORGANNE.




شوهرها:

1- SONNY BONO----
     شغل:ترانه سرا و تهيه كننده
      ازدواج:1974---- طلاق: 1975.


2-GREGG ALLMAN
   شغل:خواننده
    ازدواج: 1975----- طلاق: 1979.




دختر:CHASTITY BONO--- 36 ساله--- نام پدر:SONNY.
پسر:ELIJAH ALLMAN--- 30 ساله-- شغل: خواننده --- نام پدر:GREGG.



جوايز دريافتي:

برنده جايزه اسكار در سال 1988 براي نقش آفريني در
فيلم MOONSTRUCK-4 بار برنده GOLDEN GLOBE-EMMY.




فيلمهايي كه وي درآنها نقش آفريني كرده:

Wild on the Beach (cameo) (1965)
Good Times (1967)
Chastity (1969)
Come Back to the Five and Dime, Jimmy Dean, Jimmy Dean (1982)
Silkwood (1983)
Mask (1985)
The Witches of Eastwick (1987)
Suspect (1987)
Moonstruck (1987)
Mermaids (1990)
The Player (cameo) (1992)
Ready to Wear (cameo) (1994)
If These Walls Could Talk (1996)
Faithful (1996)
Tea with Mussolini (1999))
Mayor of the Sunset Strip (documentary) (2003))
Stuck On You (2003)

بيوگرافي:
شر پس از ازدواج با ترانه سرا و تهيه كننده SONNY BONO در سال1946 يك گروه دونفري (دوئت)را تشكليل دادند.وي همراه با بونو چندين آلبوم به بازار عرضه كردند.پس از  رونق افتادن خوانندگي آن دو در سال 1971به اجراي برنامه تلويزيوني كمدي روي آوردند.برنامه اي كـه يـك سـال از تـلـويـزيـون پـخـش گـرديد. پس از جدايي شر از سوني وي مجددا به خوانندگي و بازيگري روي آورد كه موفقيت هاي بسياري كسب كرد.

* ترانه BELIEVE شر در سال 1998 پر فروش تر از ترانه MY HEART WILL GO ON سلن ديون گشت.
* ثروت وي را 600 ميليون دلار برآورد ميكنند.
* شر از پرواز با هواپيما وحشت دارد.
* پدر و مادر شر 3 مرتبه از يكديگر جدا شده و مجددا ازدواج كردند
مرا دوست بدار،اندكي ولي طولاني!

Old Moderator

Old Moderator



نماد کاربر
پست ها

941

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 4 مرتبه
تاريخ عضويت

چهارشنبه 23 فروردین 1385 14:41

محل سکونت

شیراز

آرشيو سپاس: 79 مرتبه در 43 پست

توسط Elahe » يکشنبه 3 دی 1385 13:37

الیور نورل هاردی

نام : الیور نورل هاردی

محل تولد :هارلم جورجیا

تاریخ تولد :18 ژانویه 1892

تاریخ مرگ:7 آگوست 1957 در سن 65 سالگی



الیورنورل هاردی در 18 ژانویه 1892 در هارلم جورجیا به دنیا آمد مادر و پدرش اسکاتلندی بودند ،پدر الیور هاردی در جنوب جورجیا سر کارگر خطوط راه آهن بود و راه اندازی خطوط بین شهرهای جورجیا را به عهده داشت . او در سال 1890 با امیلی مادر الیور که بیوه بود ازدواج کرد که در واقع دومین ازدواجش بود. امیلی 4 فرزند داشت که با ورود الیور جمع بچه ها به 5 رسید . الیور در کودکی بسیار شیرین و با مزه بود . خواهر و برادرهای نا تنی اش او را دوست داشتند و او را نورل خطاب می کرند . وقتی 10 ماهه بود در 23 نوامبر 1892 پدرش به طور ناگهانی از دنیا رفت و مادرش زندگی را به تنهایی اداره می کرد . لذا برای سیر کردن شکم بچه ها در یک هتل در جورجیا مشغول به خدمتکاری شد.اما بد شانسی آورد و اخراج شد و به ناچار همراه خانواده به سوی آتلانتا حرکت کردند و به امید یافتن کار در آنجا سکنی گزیدند . امیلی خوشبختانه توانست در یکی از هتلهای آتلانتا کار بیابد . نورل همیشه دنبال مادرش بود زیرا کوچکترین عضو خانواده به شمار می رفت . او از کودکی به آواز خوانی علاقه داشت . در هتلهایی که مادرش کار می کرد ، آواز می خواند . صدای دلنشینی هم داشت.او مهمانان و مسافران هتل را سرگرم می کرد و آن ها هم برای تشویق او پول یا هدیه می دادند. وقتی امیلی علاقه و استعداد او را دید نورل 8 ساله را در مدرسه موسیقی آتلانتا ثبت نام کرد.

نورل علاوه بر موسیقی به ارتش و نظامی گری علاقه مند بود . او می خواست وارد ارتش شود اما خواهر ناتنی اش الیزابت او را تشویق کرد تا در همان مدرسه موسیقی بماند. او تا سال 1910 در مدرسه موسیقی به تحصیل پرداخت . در آن زمان نادرش در هتل بالدوین سرپرست خدمتکاران شده بود.




نورل در یک تئاتر متحرک (سینمای ابتدای آن زمان ) مسئول راه اندازی و پروژکتور شد . همچنین آواز هم می خواند به دلیل داشتن صدای صاف و دلنیشینش عضو گروه آماتوری به نام قرن بیستم شد . همان زمات نام الیور را که نام پدرش بود برای خود گزید . اما خانواده اش او را نورل صدا می کردند. مادرش از اینکه می دید فرزندش در موسیقی موفق است خوشحال بود.

مادرش می گفت :نورل کودکی بیش نبود که با هم نزدیک فال بین رفتیم . فال بین به او گفت روزی فرا رسید که نامت آوازه جهان خواهد شد. تو به زودی محبوب همگان در سراسر عالم می شوی.

او در سال 1913 به فلوریدا رفت و در چند فیلم کوتاه بازی کرد و همچنین در کلوب های شبانه نمایشهایی همراه با آواز و رقص برگزار می کرد.

او در سن 21 سالگی با مادلین سالوشین آشنا شد .او نیز آواز خوان اپرا و نوازنده پیانو بود ،به این ترتیب اولین ازدواجش صورت گرفت.

مدتی در فلوریدا زندگی می کرد و لقب babe را بر خود گذاشت او در این زمینه چنین نظری داشت در فلوریدا وقتی در تئاتر کار می کردم ،برای کوتاه کردن موهایم به یک سلمانی نزدیک محل کارم می رفتم صاحب سلمانی یک مرد ایتالیایی بود که با لهجه خاصی انگلیسی حرف می زد . با هم دوست شده بودیم . او وقتی موهایم را کوتاه می کرد و صورتم را اصلاح می نمود به من می گفت nice babe یعنی خوب شدی بچه. از همان زمان دوستانم مرا بچه صدا می زدند .

الیور قد بلند و درشت هیکل بود 185 سانتی متر و قد و 136 کیلو وزن داشت. به گفته خودش خانواده اش درشت هیکل بودند. او با قیافه ای بشاش و خنده رو ،صورتی گشت آلود و شکمی بزرگ می توانست کمدین خوبی باشد .اما هیچگاه نمی توانست در نقش های منفی بازی کند زیرا صورتی مهربان و خونگرم داشت.

الیور در فلوریدا متولد شد. او در سال 1916 در به نیوجرسی سفر کرد و در کمپانی فیلم سازی کینگ بی استخدام شد و به همراه گروه فیلم سازان به کالیفرنیا رفت تا در آنجا فیلم بازی کند . او در سال 1919 در جنوب کالیفرنیا سکنی گزید و فیلم های تجاری بازی کرد . در همانجا بود که به طور اتفاقی با استن لورل آشنا شد و به دلیل متضاد بودن اندامش توانستند در کنار یکدیگر طنز پردازان خوبی باشند و مورد توجه قرار گیرند.لذا آن دو در فیلم سگ خوش شانس در واقع اولین فیلم شان بازی کردند و مورد تشویق مردم قرار گرفتند.

این فیلم نقطه عطفی برای آشنایی این دو یکدیگر شد.این دو فهمیدند بهتر است در کنار هم به خلق فیلم های کمدی بپردازند.

الیور با همسرش اختلاف سلیقه داشت لذا در سال 1921 از هم جدا شدند و با میرتل لی آشنا شد و ازدواج دومش پذیرفت. در سال 1926 الیور و استن یک قرار داد طولانی مدت با استودیوی هال روچ در هالیوود امضا کردند که سوپ اردک دومین فیلم شان بود. تا سال 1929 آن دو کمدین در 13 فیلم خلق کردند . بعضی از فیلم هایشان صامت بود . متاسفانه الیور در دومین ازدواجش هم شانس نیاورد . میرتل زنی بی بند و بار و شراب خوار بود و بیشتر وقتش را در کافه ها می گذراند. از این رو الیور تصمیم به جدایی گرفت. او در آن زمان با ویولا مورس آشنا شد در سال 1931 استن و الیور در فیلم ما را ببخشید بازی کردند.

در سال 1932 فیلم جعبه موسیقی را ساختند و هنر نمایی نمودند.این فیلم به دلیل بازی طبیعی و بی نظیر کمدی استن و لورل جایزه اسکار را دریافت کرد.

از سال 1926 تا آن زمان لورل و استن بی وقفه در کنار هم کار کردند. 7 سال کار پر در پی آن دو را خسته و تصمیم گفتند به سفر بروند.الیور به انگلیس رفت و از آنجا به اسکاتلند . سرزمین پدرش سفر کرد . او علاقه ای خاصی به بازی گلف داشت . او در مدت سفرش توانست مدتی به ورزش گلف بپردازد . میرتل خود را به الیور رساند و تلاش کرد که رضایت او را جلب کند و با هم آشتی کنند . الیور هم به شرط اینکه میرتل دست از میخوارگی بردارد. زندگی مشترکشان را از سر گرفتند و با هم یک کشتی بخار به نیویورک رفتند. الیور در طی سفرش مورد استقبال مردم به ویژه خبرنگاران قرار گرفت . او فهمیده بود که دیگر یک ستاره سینما کمدی شده است.و از این موضوع خوشحال بود او به هر شهری که می رسید جمعیت زیادی برای دیدنش می آمدند و او را تمجید می کردند. مسافرت الیور 6 هفته به طول انجامید . او در این سفر متوجه شد که چه قدر به استن لورل علاقه دارد و نمی تواند حتی یک لحظه بدون او زندگی کند. در مدت 12 سال کار با یکدیگر یک رابطه صمیمی و دوستانه میانشان به وجود آمده بود.ان دو جدا از همکاربودن مانند دو برادر یکدیگر را دوست داشتند و به هم احترام می گذاشتند.

آن دو روز به روزمیان مردم مشهورتر می شدند و طرفداران زیادی پیدا می کردند به گفته میرتل الیور اصلا حس نمی کرد فردی کمدی باشد اما ذاتا حالنی طنز داشت.

در سال 1935 الیور و استن در چهار فیلم نقش آفریدند . هنوز الیور با میرتل زندگی می کرد اما میرتل به قولش عمل نکرد و دوباره دست به مشروب خواری زد و به مکانهای نامناسب رفت و آمد داشت. مردم او را به عنوان همسر الیور می شناختند و از دیدن او ناراحت می شدند الیور هم شرمنده بود از این رو سرانجام در سال 1937 به طور رسمی از هم جدا شدند.

در سال 1938 به بعد در دو فیلم احمقها در آکسفورد و دو بد شانس در هواپیما را بازی کردند که یکی از جالب ترین فیلم هایشان محسوب می شد.علیرغم اینکه همه فکر می کردند الیور با ویولامورس ازدواج می کنتد اما در سال 1940 هنگام تمرین فیلم احمقها در دریا با لوسیلا هنرپیشه هالیوود آشنا شد و با هم ازدوج کردند و در واقع این ازدواج بهترین ازدواج الیور بود.

استن و الیور همچنان با هم کار می کردند . آن دو با کمپانی فوکس قرارداد بستند و به همراه گروه خود به اروپا سفر کردند . ابتدا به انگلیس رفتند و سپس به پاریس و در آنجا مرود استقبال گردم مردم روبرو شدند.بعد به هلند و در نهایت به سوئد سفر کردند و به هر کجا که پا می گذاشتند شادی و خنده را به ارمغان می آوردند.

در سال 1952 الیو.ر بیمار شد . درد در ناحیه چپ بدنش زندگی را برایش مختل کرده بود . لذار الیور و استن مجبور شدند به آمریکا بازگردند و به این ترتیب مسافرتشان 9 ماه طول کشید. او در می 1954 دچار حمله قلبی شد و پزشکان به او توصه کردند که رژیم غذایی بگیرد.در 14 سپتامبر 1956 دوباره دچار حمله قلبی شد و حالش رو به وخامت رفت او حتی نمی توانست تکلم کند. در خانه بستری شد لوسیلا در کنارش بود. او در آگوست 1957 دچار چند حمله پی در پی قلبی شد و به حال کما رفت و دیگر چشم باز نکرد. الیور هاردی در 7 آگوست 1957 در سن 65 سالگی دیده از جهان فروبست و او را در باغ والهالا در قسمت شمالی هالیوود در قسمت هنرمندان دفن کردند. در مراسم تدفینش استن لورل بسیار بی تابی می کرد. او بهترین دوست و همکارش را از دست داده بود. البته استن لورل نیز در آن زمان از ناراحتی قلبی رنج می برد و پزشکان او را منع کردند که در مراسم تدفین الیور شرکت کند. اما استن لورا نمی توانست مرگ دوستش را فراموش کند.
اگر کسی احساس کند که در زندگیش هیچ اشتباهی را نکرده است، به این معنی است که هیچ تلاشی در زندگی خود نکرده.

If someone feels that they had never made a mistake in their life, then it means they had never tried a new thing in their life

Old Moderator

Old Moderator



نماد کاربر
پست ها

941

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 4 مرتبه
تاريخ عضويت

چهارشنبه 23 فروردین 1385 14:41

محل سکونت

شیراز

آرشيو سپاس: 79 مرتبه در 43 پست

توسط Elahe » يکشنبه 3 دی 1385 14:04



چـارلی چاپلین
چارلی چاپلین یکی از نوابغ مسلم سینماست . او در زمانی که در اوج موفقیت بود با اونااونیل ازدواج کرد و از او صاحب 7 یا 8 بچه شد ولی فقط یکی از این بچه ها که جرالدین نام دارد استعداد بازیگری را از پدرش به ارث برده و چند سالی است که در دنیای سینما مشغول فعالیت است و اتفاقا او هم مثل پدرش به شهرت و افتخار زیادی رسیده و در محافل هنری روی او حساب می کنند . چند سال پیش وقتی جرالدین تازه می خواست وارد عالم هنر شود ، چارلی برای او نامه ای نوشت که در شمار زیبا ترین و شور انگیزترین نامه های دنیا قرار دارد و بدون شک هر خواننده یا شنونده ای را به تفکر وادار می کند.

جرالدین، دخترم ، اینجا شب است ، یک شب نوئل ، در قلعه کوچک من همه این سپاهیان بی سلاح خفته اند و نه برادر و خواهرت و حتی مادرت ، به زحمت توانستم بی آنکه این پرندگان خفته را بیدار کنم ، خودم را به این اطاق کوچک نیمه روشن ، به این اطاق پیش از مرگ برسانم .
من از تو بسی دورم ، خیلی دور ، اما چشمانم کور باد اگر یک لحظه تصویر تو را از چشمخانه من دور کنند ، تصویر تو آنجا روی میز هم هست ، تصویر تو اینجا روی قلب من نیز هست ، اما تو کجایی ، آنجا ، در پاریس افسونگر بر روی آن صحنه پر شکوه تئاتر شانزه لیزه هنر نمایی می کنی!
این را می دانم و چنان است که گویی در این سکوت شبانگاهی آهنگ قدمهایت را می شنوم و در آن ظلمات زمستانی ، برق ستارگان چشمانت را می بینم ، شنیده ام نقش تو در این نمایش پر نور و پر شکوه ، نقش آن شاهدخت ایرانی است که اسیر تاتارها شده است . شاهزاده خانم باش و بمان ، ستاره باش و بدرخش ، اما اگر قهقهه تحسین آمیز تماشاگران ، عطر مستی آور گلهایی که برایت فرستاده اند ، ترا فرصت هوشیاری داد در گوشه ای بنشین ، نامه ام را بخوان و به صدای پدرت گوش فرا دار، من پدر تو هستم جرالدین! ......
من چارلی هستم ! من دلقک پیری بیش نیستم ! امروز نوبت توست ، من با آن شلوار گشاد پاره پاره رقصیدم و تو در جامه ی حریر شاهزادگان می رقصی ! این رقص ها و بیشتر از آن صدای کف زدن های تماشاگران گاه ترا به آسمانها خواهد برد، برو! آنجا هم برو ! اما گاهی نیز بروی زمین بیا و زندگی مردمان را تماشا کن ، زندگی آن رقاصان دوره گرد کوچه های تاریک را که با شکم گرسنه می رقصند و با پاهایی که از بینوایی می لرزد ، من یکی از اینان بودم جرالدین ! .....
در آن شب های دور قصه ها با تو گفتم ، اما قصه خود را هرگز نگفتم ، این داستانی شنیدنی است ، داستان آن دلقک گرسنه ای که در پست ترین محلات لندن آواز می خواند و می رقصید و صدقه جمع می کرد . این داستان من است ، من طعم گرسنگی را چشیده ام ، من درد بی خانمانی را کشیده ام و از این ها بیشتر ، من رنج حقارت آن دلقک دوره گرد را که اقیانوسی از غرور در دلش موج می زد اما سکه صدقه رهگذر خودخواهی آن را می خشکاند احساس کرده ام ، با اینهمه من زنده ام و از زندگان پیش از آنکه بمیرند نباید حرفی زد.
با همین نام چهل سال بیشتر مردم روی زمین را خنداندم و بیشتر از آنچه آنان خندیدند خود گریستم .......گاه به گاه با اتوبوس یا مترو شهر را بگرد ، مردم را نگاه کن ، زنان بیوه و کودکان یتیم را نگاه کن ، و دست کم روزی یکبار با خود بگو ، " من هم یکی از آنان هستم " ، آره تو یکی از آنها هستی دخترم نه بیشتر! هنر پیش از آنکه دو بال دور پرواز به انسان بدهد ، اغلب دو پای او را نیز می شکند، ......
همیشه وقتی 2 فرانک خرج می کنی با خود بگو سومین سکه مال من نیست ، این باید مال یک مرد گمنام باشد که امشب به یک فرانک نیاز دارد . اگر از پول و سکه با تو حرف می زنم برای آن است که از نیروی فریب و افسون این بچه های شیطان خوب آگاهم ، من زمانی دراز در سیرک زیسته ام و همیشه و هر لحظه به خاطر بند بازانی که از ریسمانی بس نازک راه می روند نگران بوده ام ، اما این حقیقت را با تو بگویم دخترم ، مردمان ، روی زمین استوار بیشتر از بند بازان روی ریسمان نااستوار سقوط می کنند ، شاید شبی درخشش گران بهاترین الماس این جهان ترا فریب دهد ، آن شب، این الماس، ریسمان نا استوار تو خواهد بود و سقوط تو حتمی است ، ...
.... خون من در رگ های توست و امیدوارم حتی آن زمان که خون در رگهای من می خشکد ، چارلی را ، پدرت را ، فراموش نکنی ، من فرشته نبودم اما تا آنجا که در توان من بود تلاش کردم تا آدم باشم . تو نیز تلاش کن که حقیقتا آدم باشی ، رویت را می بوسم.
اگر کسی احساس کند که در زندگیش هیچ اشتباهی را نکرده است، به این معنی است که هیچ تلاشی در زندگی خود نکرده.

If someone feels that they had never made a mistake in their life, then it means they had never tried a new thing in their life

Captain I

Captain I



نماد کاربر
پست ها

602

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 19 اسفند 1384 23:39

آرشيو سپاس: 81 مرتبه در 60 پست

توسط susan » سه شنبه 26 دی 1385 15:12





داکوتا فانینگ" در سن یازده سالگی به چنان جایگاهی در سینما رسیده که یکی از معتبرترین هفته نامه های سینمایی امریکا، او را قدرتمندترین زن هالیوود لقب داد

به گزارش "مهر"، ستاره خردسال سینمای امریکا از سال 2001 تا امروز در 12 فیلم بزرگ هالیوودی نقش اصلی را ایفا کرده و در مقابل فوق ستارگان برنده اسکاری چون رابرت دنیرو، شان پن و دنزل واشینگتن درخشیده است. اما نکته جالب تر در مورد فانینگ 5/1 متری اینکه عملکرد فیلم های او در گیشه در چهار سال گذشته از بسیاری از فوق ستارگان زن هالیوود از جمله جولیا رابرتز، نیکل کیدمن و ساندرا بولاک بهتر بوده است. بر اساس گزارش نشریه معتبر اینترتینمت ویکلی، فیلم های فانینگ از 2001 به این سو حدود 647 میلیون دلار در گیشه فروخته اند که این رقم در مقایسه با 586 میلیون رابرتز، 497 میلیون کیدمن، 338 میلیون ریس وسترسپون و 295 میلیون بولاک در همین مدت فاصله معناداری را نشان می دهد. در شماره اخیر هفته نامه اینترتینمت ویکلی این مطلب درباره داکوتا فانینگ به چشم می خورد: "او قدرتمندترین بازیگر هالیوود است، بی تردید! ضمن اینکه از همین حالا باید یک نامزدی اسکار به خاطر بازی در "جنگ دنیاها" برایش کنار گذاشت." محبوبیت ستاره کوچولوی هالیوود به اندازه ای است که به گفته مدیر برنامه هایش، روزانه 200 نامه از طرف علاقمندان به او می رسد. مایک مه یرز، ستاره "آستین پاورز" و خالق صدای شرک که در "گربه کلاهپوش" با فانینگ همبازی بود، درباره او می گوید: "داکوتا تلفیقی است از جودی گارلند و مریل استریپ." دنزل واشینگتن هم که در "روز تمرین" با فانینگ همبازی بود، درباره این ستاره خردسال گفته است: "من دو بار در طول دوران بازیگری ام محو بازیگر مقابل خود شدم؛ یک بار در مقابل جین هکمن و بار دیگر در برابر داکوتا." فیلم بعدی داکوتا فانینگ "تار شارلوت" نام دارد که سال آینده میلادی اکران می شود. او فعلاً برای هر کدام از فیلم هایش سه میلیون دلار دستمزد می گیرد، ولی شاید این مبلغ به زودی دو رقمی شود. اضافه میکنم که داکوتا تو این فیلم ها هم بازی کرده:

Actor Charlotte's Web (2006) Dreamer: Inspired by a True Story (2005) Nine Lives (2005) War of the Worlds (2005) Hide and Seek (2005) In the Realms of the Unreal (2004) Man on Fire 2004) Dr. Seuss' The Cat in the Hat 2003 Dr. Seuss' The Cat in the Hat 2003 Uptown Girls 2003 Taken 2002 Sweet Home Alabama 2002 Trapped 2002 I Am Sam 2001 Narrator In the Realms of the Unreal 2004 Voice Lilo & Stitch 2: Stitch Has A Glitch (2005


شارون استون







متولد 10 مارس 1958 در پنيسلوانيا امريكا

پدرش سازنده رنگ مو و مادرش كتابدار بود وي خانواده 6 نفري داشت و از نظر بهره هوشي نسبت به خواهر و برادرانش بهتر بود. هرچند كه داراي بيماري ديابت بوده است. شارون دوران مدرسه را با نمرات بالاي سپري كرد و به راحتي وارد كالج شد. وي بورس تحصيلي در رشته نويسندگي را در كالج اديمبور بدست آورده بود. و در 15 سالگي راهي آنجا شد. به بازيگري علاقه مند شد و در مان زمان بود كه در مسابقه دختر شايسته ايالتي مقام اول را كسب كرد. اين مسئله باعث شد تا از سوي آژانس معتبر ايلين فورد استخدام شود و به عنوان  مدل لباس مشغول به كار شود. دوران پيشرفت او هم زمان با تعليم وي نزد يك مربي بازيگري سير سريعتري را پيش گرفت . تا آنجا  كه به وي پيشنهاد بازي در چند تبليغ تلويزيوني از جمله تبليغ ادكلن و محصولات آرايشي و همينطور كوكا كولاي رژيمي شد. وي پس از اطلاع به نياز بازيگر سياهي لشكربراي فيلم ((خاطرات استار داست)) به  كارگرداني  ((وودي آلن)) براي تست بازيگري رفت و چنان وي را تحت تاثير قرار داد كه وودي آلن تصميم گرفت نقش كوچكي را در صحنه هاي آغازين فيلم خود(نقش دختر جواني كه از داخل قطار در حال حركت دست تكان ميدهد) را به وي اعطا كرد. اين فيلم مقدمه اي شد براي بازي در فيلم هاي بعدي وي بازي در فيلم ((خون ريزي مرگبار)) به كارگرداني ((وس كريون)) و بازي در سريال ((نغمه هاي شهر خليج)) را مي توان نام برد كه هرچند نقش بزرگي در آن نداشت ولي اين موضوع زاد دوام نياورد و بازي وي در فيلم ((تفاوت هاي آشتي ناپذير )) مورد تحسين منتقدان قرار گرفت. وي در چندين فيلم و سريال ديگر بازي كرد و به شهرت بيشتري دست يافت. اما هنوز نتوانسته بود خود را به عنوان هنرپيشه نقش اول بدل كند. سال 1987 سال خوبي براي وي نبود . در اين سال از شوهرش مايكل طلاق گرفت و بهترين دوست خانوادگي خود ((ريچارد بيكر)) خلبان موفق وكار آزموده ارتش امريكا با اصلحه خود دست به خودكشي زده بود. بازي در فيلم ((خاموشي كامل)) و سپس ((غريزه اصلي))  باعث تبديل شدن او از يك بازيگر معمولي به يك ستاره شد. سال 2002 تحت عمل جراحي مغز قرار گرفت و سال 2003 از همسر دوم خود جداشد.





تعدادي از فيلم هاي وي





1-   خاطرات استار داست 1980

2-   معدن هاي سليمان شاه 1985

3-   پليس آكادمي (4) 1987

4-   آهن سرد 1988

5-   خون و شن 1989

6-   سال اسلحه 1991

7-   غريزه اصلي 1992

8-   آخرين قهرمان اكشن 1993

9-   تقاطع 1993

10-                      متخصص 1994

11-                      سريع و مرده 1994

12-                      كازينو 1995

13-                      شيطان صفتان 1996

14-                      قدرتمند 1997

15-                      گلوريا 1998

16-                      اله هنر 1999

17-                      دوست داشتني 2000

18-                      برداشتن تكه ها 2001

19-                      جوي زيبا 2001



susan :razz:
چه مهمانان بي دردسري هستند مُردگان! نه به دستي ظرفي را چرک مي کنند نه به حرفي دلي را آلوده تنها به شمعي قانعند و اندکي سکوت

Old Moderator

Old Moderator



نماد کاربر
پست ها

1487

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 11 مرتبه
تاريخ عضويت

پنج شنبه 2 آذر 1385 19:26

آرشيو سپاس: 210 مرتبه در 126 پست

توسط ALIAGHAKHAN » جمعه 31 فروردین 1386 15:44

بيوگرافي مگ رايان







نام:MEG RYAN
نام كامل:MARGARET MARY EMILY ANN HYRA
تاريخ تولد: 19 نوامبر 1961-امريكا.
شغل: بازيگر.
تحصيلات: فارغ التحصيل رشته روزنامه نگاري.
قد: 173 سانتي متر.
پدر:HARRY HYRA---شغل: مدرس.
مادر:SUSAN HYRA
خواهرها:ANNIE-DANA.
برادر:ANDREW




همسر:DENNIS QUAID
شغل: بازيگر
سال ازدواج: 1991---سال طلاق: 2001
پسر:JACK HENRY---3 ساله.
روابط ديگر:RUSSEL CROWE----بازيگر.
فيلمها:
Rich and Famous (1981)
Amityville 3-D (1983)
Top Gun (1986)
Armed and Dangerous (1986)
Promised Land (1987)
Innerspace (1987)
D.O.A. (1988)
The Presidio (1988)
When Harry Met Sally... (1989)
Joe Versus the Volcano (1990)
The Doors (1991)
Prelude to a Kiss (1992)
Sleepless in Seattle (1993)
Flesh and Bone (1993)
A Century of Cinema (1994)
When a Man Loves a Woman (1994)
I.Q. (1994)
French Kiss (1995)
Restoration (1995)
Courage Under Fire (1996)
Addicted to Love (1997)
Anastasia (1997)
City of Angels (1998)
Hurlyburly (1998)
You've Got Mail (1998)
Hanging Up (2000)
Proof of Life (2000)
Kate & Leopold (2001)
Searching for Debra Winger (2002)
In the Cut (2003)
Against the Ropes (2004)
The Tortilla Curtain (2005) (COMMING SOON)
Papa (2005) (COMMING SOON)
In the Land of Women (2006) (COMMING SOON))


* مـگ فـعـاليـت هنـري خـود را از سـن 20 سـالـگــي و از
سريالهاي تلويزيوني آغاز كرد.
* وي بـراي بازي در فيلم AGAINST THE ROPES به مدت
3 هفته در كلاسهاي بوكس شركت كرد.
* درآمد وي از فيلم KATE & LEOPOLD در سال 2001:
15 ميليون دلار.
هيچ كس لياقت اشكهاي تو را ندارد و كسي كه اين لياقت را داشته باشد هيچ گاه تو را به گريه نمي اندازد...

Old Moderator

Old Moderator



نماد کاربر
پست ها

1487

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 11 مرتبه
تاريخ عضويت

پنج شنبه 2 آذر 1385 19:26

آرشيو سپاس: 210 مرتبه در 126 پست

توسط ALIAGHAKHAN » دوشنبه 3 اردیبهشت 1386 23:45

بيوگرافي رابين ويليامز


نام كامل:ROBIN MCLAURIN WILLIAMS
تاريخ تولد: 21 جولاي 1952.
محل تولد: شيكاگو امريكا.
شغل: كمدين، بازيگر.
قد: 173.
پدر: مدير عامل شركت فورد.در سال 1987 فوت كرد.
مادر:LAURINE WILLIAMS---مدل.
برادر ناتني:TODD WILLIAMS
همسران:
1-VALERIE VELARDI---شغل: رقصنده
ازدواج: 1978---طلاق: 1988.
2-MARSH(GARCES) WILLIAMS----شغل: پرستار فرزند
نخست وي----ازدواج: 1989.
روابط ديگر:
1-CHRISTY CANYON---مدل.
2-MICHELLE TISH CARTER---گارسن.
پسر:ZACHARY WILLIAMS- 22 ساله مادر:VELARDI.
پسر:CODY WILLIAMS-14 ساله-مادر:GARCES.
دختر:ZELDA WILLIAMS-16 ساله-مادر:GARCES.

جوايز دريافتي: پنج بار GOLDEN GLOBE
سه بار در سالهاي 1987-198901991 نامزد جايزه اسكار
يـك بـار بـرنـده جـايـزه اسكار در سال 1988 بعنوان بهترين
بازيگر نقش مكمل
GRAMMY AWARDS-EMMY AWARDS.


فيلمهاي وي:
Can I Do It 'Till I Need Glasses? (1977)
Popeye (1980)
The World According to Garp (1982)
The Survivors (1983)
Moscow on the Hudson (1984)
The Best of Times (1986)
Club Paradise (1986)
Seize the Day (1986)
Good Morning, Vietnam (1987)
Portrait of a White Marriage (1988)
The Adventures of Baron Munchausen (1988)
Dead Poets Society (1989)
Cadillac Man (1990)
Awakenings (1990)
Dead Again (1991)
The Fisher King (1991)
Hook (1991)
I'm From Hollywood (1992)
Shakes the Clown (1992)
FernGully: The Last Rainforest (1992) (voice)
From Time to Time (1992) (short subject) (voice)
Aladdin (1992) (voice)
Toys (1992)
Being Human (1993)
Mrs. Doubtfire (1993)
Nine Months (1995)
To Wong Foo, Thanks for EveryThing! Julie Newmar (1995)(Cameo)
Jumanji (1995)
The Birdcage (1996)
Jack (1996)
The Secret Agent (1996)
Hamlet (1996)
Fathers' Day (1997)
Deconstructing Harry (1997)
Flubber (1997)
Good Will Hunting (1997)
What Dreams May Come (1998)
Junket Whore (1998)
Patch Adams (1998)
Get Bruce (1999)
Jakob the Liar (1999)
Bicentennial Man (1999)
A.I.: Artificial Intelligence (2001) (voice only)
One Hour Photo (2002)
Death to Smoochy (2002)
Insomnia (2002)
The Final Cut (2004)
House of D (2004)
Noel (2004)
The Aristocrats (2005)
Robots (2005) (voice)
The Big White (2005) (COMMING SOON)
In Search of Ted Demme (2005) (COMMING SOON)
The Night Listener (2006) (COMMING SOON))
Happy Feet (2006) (voice) (COMMING SOON)
R.V. (2006) (COMMING SOON)
The Krazees (2006) (COMMING SOON)
Mrs Doubtfire 2 (2006) (COMMING SOON)
*در  دوران كودكي بخاطر اضافه وزنش  كسي حاضر به بازي كردن با وي نبوده است.
* وي 20 سال كمدين بوده است.
* وي به الكل و كوكائين تا حدودي اعتياد دارد.
*تقليد صدا و تقليد شخصيت وي فوق العاده ميباشد. وي به بديهه گويي در نقشهايش  نيز شهرت دارد.
* وي در كارتون  ALADDIN  جاي غول چراغ حرف ميزند.
* درآمد وي از فيلم BICENTENNIAL در سال 1999 : 20 ميليون دلار بوده است.
:D
هيچ كس لياقت اشكهاي تو را ندارد و كسي كه اين لياقت را داشته باشد هيچ گاه تو را به گريه نمي اندازد...

Old Moderator

Old Moderator



نماد کاربر
پست ها

1487

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 11 مرتبه
تاريخ عضويت

پنج شنبه 2 آذر 1385 19:26

آرشيو سپاس: 210 مرتبه در 126 پست

توسط ALIAGHAKHAN » پنج شنبه 6 اردیبهشت 1386 23:02

بيوگرافي چارليز ترون




نام كامل:CHARLIZE THERON
نام مستعار:CHARLIE
تاريخ تولد: 7 آگوست 1975-آفريقاي جنوبي.
شغل: بازيگر، مدل.
قد: 177 سانتي متر.
وزن: 60 كيلو گرم.
پدر:CHARLES----فرانسوي تبار----در سال 1990 به ضرب گلوله
توسط همسرش بقتل رسيد.
مادر:GERDA---آلماني تبار.

نامزد:STUART TOWNSEND
از سال 2001 تاكنون نامزد ميباشند.


جوايز دريافتي: برنده اسكار بهترين بازيگر نقش اول
براي ايفاي نقش در فيلم MONSTER-GOLDEN GLOBE.



فيلمها:
The Ice at the Bottom of the World (2006)
The Italian Job II (2006)
Class Action (2005)
Aeon Flux (2005)
Head in the Clouds (2004)
The Life and Death of Peter Sellers (2004)
Monster (2003)
The Italian Job (2003)
Earthlings (2003)
Waking Up in Reno (2002)
Trapped (2002)
The Curse of the Jade Scorpion (2001)
Minutes (2001)15
Sweet November (2001)
The Legend of Baggar Vance (2000)
Men of Honor (2000)
The Yards (2000)
Reindeer Games (2000)
The Cider House Rules (1999)
The Astronaut's Wife (1999)
Mighty Joe Young (1998)
Celebrity (1998)
Devil's Advocate (1997)
Trial and Error (1997)
That Thing You Do! (1996)
Days in the Valley (1996)2
Children of the Corn III (1995)

* در سن 15 سالگي پدر وي بسوي مادرش حمله ور شد
كـه مـادرش بـــراي دفاع از خود پدرش را بضرب گلوله بقتل
رساند كه در دادگاه بي گناه شناخته گرديد.
* زبان مادري وي آفريقايي ميباشد.
* چارليز از سن 14 سالگي مدل بوده است.
* او با استفاده از هيپنوتيزم درماني موفق به ترك سيگار
خود گرديد.
* وي نـخــستين آفريقايي ميباشد كه اسكار دريافت كرده
است.
* وي با نلسون ماندلا نيز  ديدار كرده است.
* چارليز ترون رقصنده باله نيز ميباشد.
* وي براي تقش آفريني در فيلم MONSTER  و 15 كيلو به وزن خود افزود.
هيچ كس لياقت اشكهاي تو را ندارد و كسي كه اين لياقت را داشته باشد هيچ گاه تو را به گريه نمي اندازد...

Old Moderator

Old Moderator



نماد کاربر
پست ها

1487

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 11 مرتبه
تاريخ عضويت

پنج شنبه 2 آذر 1385 19:26

آرشيو سپاس: 210 مرتبه در 126 پست

توسط ALIAGHAKHAN » دوشنبه 10 اردیبهشت 1386 01:11

بيوگرافي دروباريمور



نام كامل:DREW BLYTHE BARRYMORE
تاريخ تولد: 22 فبريه 1975.
محل تولد: كاليفرنيا امريكا.
شغل: بازيگر، تهيه كننده.
قد: 163 سانتي متر.
تحصيلات: ترك تحصيل كرده دوره متوسطه.
پدر:JOHN DREW BARRYMORE---بازيگر.
مادر:JAID BARRYMORE.
برادر:JOHN BLYTHE BARRYMORE



شوهرها:
1-JEREMY THOMAS----ازدواج: 1994---طلاق: يك ماه بعد.
2-TOM GREEN--كمدين----ازدواج: 2001----طلاق: 2002.
روابط ديگر:
1-COREY FELDMAN---1989.
2-JAMIE WALTERS----در سال 1992 نامزد كردند اما
منتفي گشت.
3-ERIC ERLANDSON---1995.
4-FABRIZIO MORETTI--شغل: نوازنده گروه
THE STROKE-- از سال 2003 تاكنون نامزد هستند.



فيلمهاي وي:
Altered States (1980)
E.T. the Extra-Terrestrial (1982)
Firestarter (1984)
Irreconcilable Differences (1984)
Cat's Eye (1985)
See You in the Morning (1989)
Far from Home (1989)
Motorama (1991)
Poison Ivy (1992)
Waxwork II: Lost in Time (1992)
Guncrazy (1992
No Place to Hide (1993)
Doppelganger (1993)
Wayne's World 2 (1993)
Inside the Goldmine (1994)
Bad Girls (1994)
Boys on the Side (1995)
Mad Love (1995)
Batman Forever (1995)
Like a Lady (1996)
Everyone Says I Love You (1996)
Scream (1996)
Wishful Thinking (1997)
Best Men (1997)
The Wedding Singer (1998)
Ever After (1998)
Home Fries (1998)
Never Been Kissed (1999)
Skipped Parts (2000)
Titan A.E. (2000) (voice)
Charlie's Angels (2000) (also producer)
Donnie Darko (2001)
Freddy Got Fingered (2001)
Riding in Cars with Boys (2001)
Confessions of a Dangerous Mind (2002)
Charlie's Angels: Full Throttle (2003) (also producer)
Duplex (2003) (also producer)
( 50First Dates (2004
Ramones Raw (2004) (documentary)
Fever Pitch (2005) (also producer)
Lucky You (2005) (currently filming)
Curious George (2006)


بيوگرافي:
وي از سن 7 سالگي فعاليت خود را در ايفاي نقش در فيلم E.T آغاز كرد. درو حتي از 11 ماهگي در تبليغات غذاي سگ حضور مي يافت. وي با ايفاي نقش در فيلم CHARLIES`ANGELS به شهرت دست يافت.
* استيون اسپيلبرگ پدر خوانده وي ميباشد.
*درو به سير، عطر آلرژي دارد.
*در آمد سال گذشته وي: 22 ميليون دلار.
* نام كتاب اتوبيوگرافي وي LITTLE GIRL LOST نام دارد.
* درو در سن 10 سالگي به ماريجوآنا و الكل اعتياد پيدا كرد كه پس از چند سال موفق به ترك آن دو گشت.
هيچ كس لياقت اشكهاي تو را ندارد و كسي كه اين لياقت را داشته باشد هيچ گاه تو را به گريه نمي اندازد...

Captain II

Captain II



نماد کاربر
پست ها

160

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

پنج شنبه 11 اسفند 1384 17:39

محل سکونت

شيراز

آرشيو سپاس: 33 مرتبه در 26 پست

توسط SY745 » سه شنبه 11 اردیبهشت 1386 23:07

بیوگرافی سیلوستر استالونه



محل تولد:امریکا
سال تولد:1946
همسر:جنیفر فلاوین تالیتا شر
فرزندچهارم خانواده
جوایز:کاندیداسکار97
کاندید کره ی طلایی77
کاندید بریتیش
اکادمی87
گزیده ایی از فیلم ها:پلیس اباد-مورچه ای بنام زی (صداش)-روشنایی روز -قاضی درد -ادم کش ها -متخصص-صخره نورد-راکی(1)(2)(3)(4)(5)(6)-تانگو کش-رامبو(2)(3)-کبرا-اولین خون-مشت..........
فیلمه پر فروش بالای 100 ملیون:4
فیلم های نقش اول:28مجموع فیلم های بازی شده:34


----------------------------------------------------------------------------------------

زندگي استالونه
(سيلوستر گاردنز استالونه) متولد ششم جولاي 1946 بازيگر، كارگردان، تهيه‌كننده و فيلمنامه‌نويس آمريكايي است كه اغلب با نام مستعار (اسلاي( )آب زيركاه) ناميده مي‌شود. او بيشترين موفقيت خود را مديون سري فيلم‌هاي اكشن (راكي) و (رمبو) مي‌باشد. لبخند استهزاءآميز، چشمان تنبل و گويش خاص او كه برخي حروف را ادا نمي‌نمايد نتيجه فلج شدن سمت چپ صورتش به هنگام تولد مي‌باشد.استالونه در نيويورك‌ ‌سيتي به دنيا آمد. پدرش فرانك استالونه مي‌باشد و مادرش ژاكلين (ژاكي) لابوفيش فالگير است. پدر استالونه يك مهاجر سيسيلي است و مادرش آمريكايي مي‌باشد ولي يكي از مادربزرگ‌هاي مادري استالونه اوكرايني‌تبار است. وقتي پانزده ساله بود هم‌كلاسي‌هايش مي‌گفتند در بين بچه‌ها از همه بيشتر احتمال موفقيت دارد. در دهه شصت وارد دانشگاه ميامي شد و سه سال در آنجا درس خواند ولي پس از آن تحصيل را رها كرد و به بازيگري روي آورد. اولين كار سينمايي او بازي در فيلم (مهماني در خانه كيتي و استاد) بود كه در آن هم صحنه‌هاي اكشني به چشم مي‌خورد. بعدها وقتي استالونه به موفقيت‌هاي زيادي دست يافت و به شهرت رسيد، سازندگان اين فيلم آن را با نام جديد (مرد ايتاليايي( )اشاره به نام مستعار راكي بالبوآ) روانه بازار كردند.

نقش‌هاي اوليه او مختصر و كوتاه بودند. از جمله آنها مي‌توان به فيلم (موزها)1971( ) ساخته (وودي‌آلن)، (كلوت)1971( ) و (مالكان فلت بوش)1974( ) اشاره كرد. در سال 1975 در فيلم‌هاي (خداحافظ كاپون)، (مسابقه مرگ )2000 و سريال‌هاي (داستان‌هاي پليس) و (كوجاك) بازيگر نقش دوم بود. اولين فيلم (راكي) در سال 1976 ساخته و برنده جايزه بهترين فيلم شد.
يك شب براي ديدن مسابقه بوكسور معروف آن زمان (علي چاك ونپر) رفته بود. همان شب به محض رسيدن به خانه قلم و كاغذ برداشت و نوشتن فيلمنامه (راكي) را شروع كرد و آن را سه روزه به پايان رساند. سپس سعي كرد فيلمنامه خود را بفروشد و تصميم داشت خودش نقش اول را بازي نمايد ولي كارگردان و تهيه‌كننده مايل بودند (برت رينولد) و يا (جيمزكان) آن نقش را ايفا نمايند. اما استالونه بالاخره موفق شد آنها را متقاعد كند و نتيجه اين شد كه (راكي) برنده ده جايزه آكادمي فيلم شد كه دو تا از اين جوايز به خود او تعلق گرفت. يكي به عنوان بهترين هنرپيشه و ديگري بهترين فيلمنامه.در ميان بهترين قهرمانان فيلم‌هاي هاليوود نام استالونه در نقش (راكي بالبوآ) پس از گريگوري پك (آتيسوس فينچ)، هريسون فورد (اينديانا جونز)، شون كانري (جيمزباند)، هامفري بوگارت (ريك بلين)، گاري كوپر (ويل كين) و جودي فاستر (كلاريس استارلينگ)، در مقام هفتم قرار دارد.
----------------------------------------------------------------------------------------

يك هنرپيشه جدي
بعد از اين‌كه با اكران فيلم (راكي) محبوبيت استالونه جهاني شد، (روجر ابرت) منتقد سينماي هاليوود اظهار داشت كه او مي‌تواند مارلون براندوي ثاني باشد زيرا هنرپيشه‌اي جدي است. هر چند كه استالونه ديگر چنين لقب‌هايي به دست نياورد ولي هميشه محبوب دوستداران فيلم‌هاي اكشن بود. به جز (راكي) و سه فيلم (رمبو)، استالونه در فيلم (سرزمين پليس) كه در آن با (رابرت دنيرو) و (ري ليوتا) هم بازي بود، مورد تشويق و تحسين همگان قرار گرفت ولي اين فيلم فروش بالايي نداشت. او كارگرداني را با فيلم (كوچه بهشت) در سال 1978 آغاز كرد و فيلمنامه‌نويس و بازيگر آن نيز بود. پس از آن فيلم‌هاي (تب شنبه شب)، (زنده ماندن) و (راكي 2، 3 و)4 و (راكي بالبوآ) را كارگرداني كرد.

----------------------------------------------------------------------------------------
زندگي خانوادگي

خانواده استالونه شامل برادرش (فرانك جونيور استالونه) خواننده و بازيگر سابق، مادرش ژاكلين استالونه كه يك فالگير بود و پسرش (سيج استالونه) كه در فيلم (راكي)5 در نقش پسر او بازي كرد، مي‌باشد.استالونه سه بار ازدواج كرده است. همسر اولش (ساشاچاك)1974- 1985( ) بود. او در نگارش فيلمنامه (راكي) كمك‌هاي شاياني به استالونه كرده است و يك عكاس نيز بود. وقتي تست بازيگري داد براي بازي در نقش اول فيلم play it as it lays انتخاب شد ولي استالونه به او اجازه خروج از نيويورك را نداد و بهانه‌اش هم اين بود كه براي تايپ فيلمنامه‌هايش به او نياز دارد.همسر دوم استالونه (بريجيت نيلسون)1985-1987( ) نام داشت كه در فيلم (راكي )4 با استالونه هم‌بازي بود. ازدواج اول بريجيت با (كاسپر ونيرنيگ) موزيسين دانماركي بود. او پس از جدايي از استالونه نيز با (مارك گاستينو) فوتباليست آمريكايي نامزد شد و يك پسر از او دارد. بريجيت پس از آن با (سباستين گوپلند) كارگردان و عكاس كه پسرعموي (اوراندوبلوم) بود عروسي كرد و در ماه مارس 2005 و در ازدواج پنجم خود با (ماتيا دسي) يك كافهدار 28 ساله ايتاليايي پيوند زناشويي بست. ولي اين ازدواج هيچ‌گاه رسمي قلمداد نشد زيرا در آن هنگام او رسما از همسر چهارمش طلاق نگرفته بود.
همسر سوم استالونه كه همسر فعلي او نيز مي‌باشد، (جنيفر فليون) نام دارد كه در سال 1997 با وي ازدواج كرد. جنيفر كه بسيار جوان‌تر از سيلوستر استالونه مي‌باشد در چهارده اگوست سال 1968 در شيكاگو به دنيا آمده است. او دو خواهر هنرپيشه به نام‌هاي (جولي و تريشيا فليون) دارد و مدرك دانشگاهي وي در رشته اقيانوس‌شناسي مي‌باشد. استالونه پنج فرزند دارد. پسر ارشد او (سيج استالونه) و پسر دومش (سرجو) فرزندان (ساشا چاك) هستند و در سال‌هاي 1976 و 1979 به دنيا آمدند. دختران استالونه (سوفيا رز) كه بيماري قلبي مادرزادي دارد و يك سوراخ در قلب اوست، (سيستين رز) و (اسكارلت رز) فرزندان مشترك او و جنيفر فليون مي‌باشند كه به ترتيب در سال‌هاي 1996، 1998 و 2002 متولد شدند. او و فليون كه يك آمريكايي ايرلندي است در قصر (بلنهايم) واقع در (آكسفورد شاير) انگلستان ازدواج نمودند. اين قصر محل تولد (وينستون چرچيل) نيز مي‌باشد.
از نكات قابل توجه زندگي خصوصي استالونه اين است كه او به همراه (بروس ويليس) و (آرنولد شوارتزنگر) مالك رستوران‌هاي (پلنت هاليوود) بودند ولي اين اواخر شوارتزنگر سهم خود را فروخت. استالونه فعاليت‌هاي سياسي نيز داشته است ولي براي يك جناح خاص كار نمي‌كند و تاكنون هم به نفع كانديداهاي جناح دموكرات تبليغ كرده است و هم به نفع كانديداهاي جناح جمهوري خواه.
در گرفتاري شادمان و  در سختيها خرم و گشاده رو باش تا در دو جهان کامروا باشي.(امام علي)

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب SY745 تشکر کرده اند:
منصور130

Captain II

Captain II



نماد کاربر
پست ها

160

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

پنج شنبه 11 اسفند 1384 17:39

محل سکونت

شيراز

آرشيو سپاس: 33 مرتبه در 26 پست

توسط SY745 » سه شنبه 11 اردیبهشت 1386 23:17

آل پاچینو



محل تولد: نیویورک

تاریخ تولد:25 آپریل 1940


اکثر مردم فیلم پدر خوانده را دیده اند و هنر نمایی آل پاچینو را در آن تحسین کرده اند . او یکی از هنرپیشه های بنام آمریکایی است که با بازی در فیلم پدر خوادنده به شهرت جهانی رسید.

وی در 25 آپریل 1940 در نیویورک پسری در یک خانوداده ایتالیایی تبار چشم به جهان گشود که نامش را آلفرد جیمز نهادند. مادرش رز (خانه دار) و پدرش سالواتره (کارمند شرکت بیمه) پاچینوایتالیایی بودند که برای زندگی به نیویورک مهاجرت کردنمد و آلفرد نیز در آنجا متولد شد . متاسفانه آلفرد نتوانست طعم محبت پدر را بچشد ،زیرا در حالی که او 2 سال داشت پدرش از دنیا رفت . در نتیجه آنها برای یافتن خانه ای ارزانتر به همراه مادر ،پدر بزرگ و مادربزرگش به حومه شهرنیویورک نقل مکان کردند. او به بازیگری علاقه داشت و مادرش نیز در این راه او را تشویق می کرد . آلفرد اصلا درس و مدرسه را دوست نداشت و همیشه از مدرسه فرار می کرد . بعد از پدر حامی او مادرش بود اما آلفرد آن قدر به بازیگری علاقه مند بود که در سال 1957 در مدرسه هنرهای زیبایی ثبت نام کرد ،اما از شانس بد او مادرش نیز در سال 1962 وقتی او 22 ساله بود ،بر اثر یک بیماری از دنیا رفت و آلفرد را تنها گذاشت او طبق خواست مادر و علاقه خودش به رشته بازیگری را ادامه داد و در تئاتر معرف برادوی نیویورک مشغول به اجرای نقش های مختلف شد . آلفرد در سال 1969 یعنی 7 سال بعد از مرگ مادرش در فیلم « من ،ناتالی » ایفای نقش کرد و مورد تحسین کارگردانان معروف قرار گرفت . وی در سال 1970 در فیلم «وحشت در نیدل پارک » بازی کردکه بازی در این دو فیلم  وی را چندان راضی وخشنود نکرد تا اینکه در سال 1972 هنگامی « فرانسیس فورد کاپولا» تصمیم به ساخت یکی از شاهکارهای تاریخ سینما یعنی فیلم پدر خوانده گرفت نقش « مایکل کورلئوته » به وی یعنی پاچینوی کبیر واگذار شد.  .بازی بی عیب و نقص او در فیلم همگان را مات و مبهوت ساخت و آغاز خوبی برای آلفرد بود و در این فیلم وی نامزد دریافت اسکار بهترین بازیگر مکمل مرد شد که البته به او  نرسید او بعد از این فیلم در فیلم های مترسک و سرپیکو را بازی کرد و روز به روز به موفقیتش افزوده شد.در مترسک نقش آدمی سرگشته که به دنبال هویت  خود بود را بازی کرد و در سرپسکو که یکی دیگر از شاهکارهای او بود ، نقش یک افسر پلیس که فساد مافوق های خود را افشا کرد را بازی کرد  در این فیلم دوباره کاندید جایزه اسکار شد ولی باز هم نصیب او نشد. ولی جایزه گلدن گلاب را به خاطر در خشانش به وی  اهدا کردند.

صدای دلگرم و دلنشین وی در بازی کمک فراوانی به آلفرد می کند ،گویی که اعضای بدنش همه هنگام بازی واقعا بازیگرند

آلفرد با دی آنجلو هنرپیشه معروف هالیوود ازدواج کرد و آنها صاحب دو فرزند به نامهای آنتون و الیویا شدند.

آلفرد اکنون در حال کارگردانی است. او تا به امروز دو فیلم به نامهای کارآموز و بی خوابی را کارگردانی کرده است وی در کتاب خاطراتش می گوید :

«زندگی ام را مدیون مادرم هستم »

فیلم شناسی:

ناتالی و من 1969،حشت در نیدل پارک 1969،پدر خوانده 1 1972  کاندید جایزه اسکار، مترسک 1973،  سرپیکو 1973   کاندید جایزه اسکار،  دریافت جایزه گلدن گلاب، پدر خوانده2  1974، بعد از ظهر سگی 1975    کاندید جایزه اسکار،  عدالت برای همه  1979   کاندید جایزه اسکار، دیر فیلد 1979 ، انقلاب 1985، دریای عشق 1989، دیک تریسی 1990، پدر خوانده 3  1990، بوی خوش زن  1992   دریافت جایزه اسکار ، فرانکی و جان 1991، گلن گری گلن راس 1992، راه کارلیتو 1993، وکیل مدافع شیطان 1997 دریافت جایزه گلدن گلاب، دنی براسکو 1997، فیلم خودی 1998، بی خوابی 2002، تاجر ونیزی 2004 بهترین اثر وی بعد از وی بعد از سال 2000
در گرفتاري شادمان و  در سختيها خرم و گشاده رو باش تا در دو جهان کامروا باشي.(امام علي)

Captain II

Captain II



نماد کاربر
پست ها

160

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

پنج شنبه 11 اسفند 1384 17:39

محل سکونت

شيراز

آرشيو سپاس: 33 مرتبه در 26 پست

توسط SY745 » سه شنبه 11 اردیبهشت 1386 23:23

مارلون براندو



نام :مارلون براندو

تاریخ تولد : سوم آپریل 1924

محل تولد : اوهامای نبراسکا

تاریخ فوت : جولای 2004

مارلون براندو جونیور، متولد سوم آپریل 1924 در اوهامای نبراسکا از بزرگترین چهره های سینمای جهان به شمار می رود . براندو با آوردن شیوه متداکتینگ تکنیکهای جدیدی را وارد کار بازیگری کرد ،تا جایی که می گویند شیوه بازیگری او مدرن را متحول کرد . این شیوه آمیزه ای بود از یک بازی سرشاراز احساس به اضافه نمایشی از عکس العملهای طبیعی در زندگی عادی .

تراموایی به نام هوس در سال 1947 و در صحنه برادوی او را به عنوان چهره مستعد نمایان ساخت ،چهره ای که که اوایل دهه پنجاه یعنی به محض ورودش به سینما چنان اعضای آکادمی را شوکه کرد که چهار سال پیاپی او را نامزد بهترین بازیگر مرد کردند. براندو به خاطر نقش مارک آنتونی در جولیو سزار (1953) ایفای نقش امیلیانو زاپاتا در فیلم «زنده باد زاپاتا» (1952) و نسخه سینمایی تراموایی به نام هوس نامزد اسکار شده بود، تا اینکه در 1954 به خاطر بازی  فوق العاده اش در فیلم «دربارانداز» این اسکار را تصاحب کرد.

در 1970 پس از مدتی سکوت ،دوباره به خاطر نقش همیشه ماندگارش در تاریخ سینما «دن کرلئونه» سرکرده مافیای فیلم پدر خوانده ،باز هم به اسکاری دست یافت . بعد از آن تا سالها بعد شهرتی همپای ارسن ولز پیدا کرد . آخرین حضور او در سینما به اثر تریلر «امتیاز» باز می گردد که در آن با دیگر بازیگر شیوه متد رابرت دنیرو و چهره مستعد روز ادوارد نورتون همبازی بود.

او سرانجام در جولای 2004 به علت کهولت سن در گذشت
در گرفتاري شادمان و  در سختيها خرم و گشاده رو باش تا در دو جهان کامروا باشي.(امام علي)

Captain II

Captain II



نماد کاربر
پست ها

160

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

پنج شنبه 11 اسفند 1384 17:39

محل سکونت

شيراز

آرشيو سپاس: 33 مرتبه در 26 پست

توسط SY745 » سه شنبه 11 اردیبهشت 1386 23:38

رابرت دنیرو



نام:رابرت دنیرو
سال تولد: 17 آگوست 1943
محل تولد: نيويورك

تحصيلات: دانش آموخته رودس اسكول نيويورك و هاي اسكول آف ميوزيك اند آرت.
نامزد اسكار: راننده تاكسي (مارتين اسكورسيزي، 1976)، شكارچي گوزن (مايكل چيمينو، 1978)، تنگه وحشت (مارتين اسكورسيزي، 1992)
برنده اسكار: پدرخوانده2 (فرانسينس فورد كاپولا، 1974)، گاو خشمگين (مارتين اسكورسيزي، 1981)
لقب : بابي ميلک ( شيربرنج ) اين لقب را در کودکي به خاطر رنگ سفيد پوستش به او دادند. قد: CM178
رابرت دنيرو که به عنوان يکي از برجسته ترين بازيگران زمان خود شناخته شده است در سال 1943 در نيويورک متولد شد. پدر و مادر او هر دو ...

بازيگري را زير نظر استلا آدلر و لي استراسبرگ آموخت. در فيلم خيابان هاي پايين شهر (مارتين اسكورسيزي، 1973) تبه كار ساده لوح پيش پا افتاده اي را به طرز درخشاني به تصوير در آورد. نقش آفريني اش در اين فيلم سرآغاز رابطه اي طولاني بود بين دنيرو و اسكورسيزي و هر يك تصويرگري ديگري را از زندگي ايتاليايي - آمريكايي به منتهي درجه كمال رساند.


نکات جالب و خواندني در مورد رابرت دنيرو


رابرت دنيرو که به عنوان يکي از برجسته ترين بازيگران زمان خود شناخته شده است در سال 1943 در نيويورک متولد شد. پدر و مادر او هر دو هنرمند بودند. در هنرستان STELLA ADLER و همچنين در يک کارکاه هنري آمريکايي آموزش بازيگري ديد. در ابتدا به خاطر فيلم طبل را آهسته به صدا در بياوربه شهرت نسبي رسيد ولي شهرت و اعتبار اصلي را به عنوان بازيگر حرفه اي در فيلم کوچه کثيف در سال 1973به دست آورد.


دنيرو در سال 1974جايزه آکادمي را براي بهترين بازيگر نقش دوم در فيلم پدر خوانده 2احراز نمود ، او برنده جايزه آکادمي به عنوان بهترين بازيگر در فيلم هاي راننده تاکسي 1976 ، شکاچي آهو1978 ، دماغه وحشت1991 و گاو خشمگين 1980 مي باشد. اخيرا رياست شرکت توليد فيلم خود يعني استوديوي تربيکا TRIBECA را به عهده گرفته است.


شروع کار وي در سال 1993 به همراه BRONX TALE, A .


داراي عنوان پنجم در مجله انگليسي از ميان 100 ستاره سينمائي تمام دوران (اکتبر 1997)


در سال 2002 به عنوان بازيگر آمريکايي ايتالياي معرفي شد. او اغلب در فيلم ها نقش يک آمريکايي – ايتاليايي را ايفا مي کند ولي يک تيره ايرلندي نیز دارد


او دومين بازيگري است که به خاطر ايفاي نقش VITO CORLEONE برنده جايزه اسکار شد. نفر اول مارلون براندو بود که براي ايفاي همين نقش جايزه اسکار را از آن خود کرد. رکورد اضافه وزن او براي ايفاي نقش در فيلم گاوخشمگين (1980) 60 پوند (حد ود 27 کيلوگرم ) بود ولي 7سال بعد VINCENT D’ONOFRIO با اضافه کردن 70 پوند (حدود 32 کيلوگرم ) رکورد او را براي ايفاي نقش در فيلم کت تمام فلزي شکست ( 1987 ) .


دنيرو موسس اولين فستيوال TRIBECA در ماه مي سال 2002مي باشد.او تصميم به احياي دوباره يک فضاي تجاري پس از حملات 11سپتامبر داشت که اين پروژه نيزاجرا شد.


براي آموزش زبان سيسيلي به خاطر نقش VITO CORLEONE در فيلم پدر خوانده ، چهار ماه آموزش ديد ، تقريبا تمام دالوگهاي ويتو به زبان سيسيلي بود. او به عنوان دومين ستاره تمام دوران در کانال 4 بريتانيا انتخاب شد. بد نيست بدانيد که او دراين برنامه رقابت نزديکي با ال چاچينو داشت.


همسران :

ABBOTT DIAHNNE ( 1976 – 1988 ) 1فرزند

GRACE HIGHTOWER (17ژوئن 1997- تا کنون ) – تقاضاي طلاق، 1فرزند


DRENA DENIRO (درناد نيرو): دختر خوانده رابرت دنيرو محبوب مي شود ، او فرزند DIAHNNE و همسر سابق او مي باشد.


همچنين دنيرو و DIAHNNE فرزند پسري به نام رافائل دنيرو دارند که او نيز بازيگر است. دنيرو و همسردومش (گريس) در 18 ماه مارس سال 1998 صاحب فرزندي به نام (اليوت) شدند .
رافائل دنيرو ، پسر رابرت دنيرو در استوديو بازيگري " استلاادلر" و " لي استرابرگ" آموزش ديده است.
رابرت دنيرو از ( مريل استريپ ) به عنوان بازيگر مورد علاقه اش براي ايفاي نقش در کنارش ياد کرده است .

QUAYE در ترانه اش با نام در خشش يکشنبه از او ياد مي کند با اين مضمون من يک قهرمان هستم ، همانند رابرت دنيرو.

دنيرو اغلب بازيگر نقشهاي خشن و يا شخصيت هاي روانپريش مي باشد.

او صاحب رستورانهاي زيادي در نيويورک است. از قبيل NOBU ، LAYLA

رستوران AGO در غرب هاليوود. رستوران RUBICON در سانفرانسيسکو با شراکت فرانسيس فورد کا پولا و رابين ويليانفر.

دنبرو طبق تشخيص پزشکان مبتلا به سرطان پردستات است. او تحت معالجه مي باشد و پزشکان معتقدند که وي به بهبودي کامل خواهد رسيد.(اکتبر 2003)

دنيرو و آلپاچينو تنها در يک فيلم با هم بازي کردند که در آن هم تنها در يک پلان ديده مي شوند .

در کودکي به خواندن نمايشنامه علاقه نشان مي داد. او در جشنواره اي در سال 1981 روبان سبزرنگي را بر يقه اش زده بود که بعدها اين به صورت يک سنت درآمد. اين روبان ياد بودي بود براي هزاران کودک آفريقايي آمريکايي که در قتلهاي زنجيره اي ATLANTA, GEORGIA قرباني شدند (1981-1980). اين روبان را يکي از طرفدارانش به او داده بود ، خانواده هاي قربانيان ماهها اين روبان ها را داشتند.


در فيلم فرانک اشتاين نقش اصلي را ايفا کرد. تبديل کردن او به يک شخص عظيم الجثه مستلزم مهارت هاي بسيار زيادي بود چون KENNETH BRANAGH که نقش دکتر فرانک اشتاين را بازي مي کرد با او هم قد بود بسياري از حقه هاي سينمايي که بعدها در فيلم ارباب حلقه ها براي بزرگ جلوه دادن افراد جادوگرها و غول ها به کار رفت ، قبلا در فيلم فرانک اشتاين براي عظيم الجثه نشان دادن دنيرو در برابر بقيه بازيگران به کار گرفته شده بود.

نام فیلم ها
سه اتاق در منهتن (ژان پير ملويل، 1965)
تبريكات (برايان دي پالما، 1968)
سلام مامان! (برايان دي پالما، 1970)
مامان فشنگي (راجر كورمن، 1970)
طبل را آهسته بزن (جان هنكاك، 1973)
خيابان هاي پايين شهر (مارتين اسكورسيزي، 1973)
پدرخوانده2 (فرانسيس فورد كاپولا، 1974)
راننده تاكسي (مارتين اسكورسيزي، 1976)
1900 (برناردو برتولوچي، 1976)
نيويورك، نيويورك (مارتين اسكورسيزي، 1977)
شكارچي گوزن (مايكل چيمينو، 1978)
گاو خشمگين (مارتين اسكورسيزي، 1980)
سلطان كمدي (مارتين اسكورسيزي، 1983)
روزي روزگاري آمريكا (سرجيو لئونه، 1984)
قلب فرشته (آلن پاركر، 1987)
تسخيرناپذيرها (برايان دي پالما، 1387)
گريز نيمه شبانه (مارتين برست، 1988)
بچه هاي خوب (مارتين اسكورسيزي، 1990)
بيداري (پني مارشال، 1990)
تنگه وحشت (مارتين اسكورسيزي، 1991)
قصه اي از برانكس (رابرت دنيرو، 1993)
كازينو (مارتين اسكورسيزي، 19959
مخمصه (مايكل مان، 1996)
جكي براون (كوئنتين تارانتينو، 1997)
خوابگردها (1996)
موفق هاي يك شبه (بري لوينسون، 1996)
اتاق ماروين (جري زاكس، 1996)
رونين (1998)
دم سگ را بجنبان (بري لوينسون، 1998)
راكي و بولوينكل (2000)
اين را تحليل كن (1999)
زمان نمايش (2002)
در گرفتاري شادمان و  در سختيها خرم و گشاده رو باش تا در دو جهان کامروا باشي.(امام علي)

قبليبعدي

 


  • موضوعات مشابه
    پاسخ ها
    بازديدها
    آخرين پست

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 7 مهمان